
1
00:00:31.489 --> 00:00:35.910
‫«فراتر از وکالت»

2
00:00:38.038 --> 00:00:40.081
‫اینجا جاییه که همه‌ی گنجینه‌هام رو نگه می‌دارم.

3
00:00:41.124 --> 00:00:44.169
‫- کاش می‌شد فقط یه روز اینجا زندگی کنم.
‫- محشره.

4
00:00:44.252 --> 00:00:45.837
‫یه لحظه وایسا.

5
00:00:46.337 --> 00:00:49.632
‫این همون «دیدار با جسد» سو وون‌می نیست؟

6
00:00:49.716 --> 00:00:51.426
‫آفرین، معلومه واردی.

7
00:00:53.970 --> 00:00:58.016
‫ولی این کارهای پوشیده شده، چیه؟

8
00:00:59.476 --> 00:01:02.479
‫وقتی صحبت از حفظ
‫بهترین آثارم میشه، بیشتر مراقبم.

9
00:01:03.521 --> 00:01:04.689
‫مراقبه...

10
00:01:04.773 --> 00:01:08.401
‫اسم هنرمند تازه‌معروف شده رو شنیدید؟

11
00:01:08.485 --> 00:01:09.861
‫ریو گوان‌مو؟

12
00:01:09.944 --> 00:01:12.113
‫من می‌شناسمش. تو اخبار دیده بودمش.

13
00:01:12.197 --> 00:01:13.698
‫اون خیلی معروفه.

14
00:01:13.782 --> 00:01:15.909
‫از یه هنرستان مطرح تو آمریکا فارغ‌التحصیل شده

15
00:01:15.992 --> 00:01:17.494
‫و حتی تو موزه‌ی مارته هم نمایشگاه داشته.

16
00:01:17.577 --> 00:01:21.039
‫موزه‌ی مارته یکی از جاهای مهم چلسی‌ـه.

17
00:01:21.122 --> 00:01:23.374
‫فقط هنرمندهای خیلی معروف رو دعوت می‌کنن.

18
00:01:23.458 --> 00:01:26.252
‫خیلی زور زدم تا یکی از کارهاش رو بخرم.

19
00:01:27.003 --> 00:01:28.296
‫چند خریدیش؟

20
00:01:29.923 --> 00:01:31.257
‫300 میلیون وون؟

21
00:01:31.341 --> 00:01:32.467
‫- 300 میلیون؟!
‫- وای...

22
00:01:32.550 --> 00:01:35.136
‫اصلا تابلوی 300 میلیونی چه شکلیه؟

23
00:01:35.720 --> 00:01:36.930
‫خب، وقتشه

24
00:01:37.013 --> 00:01:40.975
‫فیِستای ریو گوان‌مو رو نشونتون بدم.

25
00:01:50.860 --> 00:01:52.529
‫شوخی می‌کنی، نه؟

26
00:01:53.154 --> 00:01:55.031
‫- چی گفتی؟
‫- اینو چند خریدی؟

27
00:01:55.865 --> 00:01:56.991
‫300 میلیون؟

28
00:01:58.618 --> 00:01:59.994
‫عقلت رو از دست دادی؟

29
00:02:00.662 --> 00:02:02.122
‫چت شده؟

30
00:02:02.205 --> 00:02:03.164
‫گوش کن،

31
00:02:03.665 --> 00:02:05.250
‫من این تابلو رو تو خونه‌م دارم.

32
00:02:06.501 --> 00:02:09.003
‫- چی؟
‫- منم یکی مثل این رو دارم.

33
00:02:11.422 --> 00:02:13.925
‫یه‌جین، واقعا باید دروغ گفتن رو کنار بذاری.

34
00:02:14.008 --> 00:02:14.884
‫من دروغ می‌گم؟

35
00:02:23.434 --> 00:02:25.228
‫- سلام مامان.
‫- سلام یه‌جین.

36
00:02:25.728 --> 00:02:27.605
‫- خونه‌ای؟
‫- آره.

37
00:02:28.231 --> 00:02:30.525
‫می‌تونی اون تابلوی
‫توی اتاق خواب رو نشونمون بدی؟

38
00:02:30.608 --> 00:02:32.360
‫باشه، یه لحظه صبر کن.

39
00:02:42.245 --> 00:02:44.080
‫ممنون، مامان. خداحافظ.

40
00:02:45.748 --> 00:02:48.084
‫حالا به‌نظرت کی اینجا داره دروغ میگه؟

41
00:02:48.168 --> 00:02:50.170
‫تو واقعا بابتش 300 میلیون دادی؟

42
00:02:50.920 --> 00:02:52.213
‫خیلی خنده‌داره.

43
00:02:52.755 --> 00:02:54.799
‫من اون تابلو رو چند وقت پیش از بازار

44
00:02:54.883 --> 00:02:56.009
‫100 هزار وون خریدم.

45
00:03:00.305 --> 00:03:01.472
‫چی؟ 100 هزار وون؟

46
00:03:02.640 --> 00:03:03.516
‫پس تقلبیه.

47
00:03:04.726 --> 00:03:06.019
‫یه کپی از همین کاره.

48
00:03:06.102 --> 00:03:07.937
‫خب منطقی‌ـه.

49
00:03:08.021 --> 00:03:11.566
‫احتمالا یکی داشته
‫کپیِ فیِستا رو تو بازار می‌فروخته.

50
00:03:11.649 --> 00:03:14.152
‫مگه این تاریخِ تموم شدنِ نقاشی نیست؟

51
00:03:14.819 --> 00:03:18.198
‫سپتامبر ۲۰۲۴؟ یعنی شش ماه پیش.

52
00:03:18.990 --> 00:03:19.949
‫که چی؟

53
00:03:20.033 --> 00:03:22.076
‫من اون تابلو رو یک سال پیش خریدم.

54
00:03:24.412 --> 00:03:25.413
‫چی؟

55
00:03:26.164 --> 00:03:30.460
‫تابلویی که تو خریدی تقلبیه.

56
00:03:30.543 --> 00:03:33.880
‫سویونگ، یه ذره هم عوض نشدی.

57
00:03:33.963 --> 00:03:37.592
‫یادت میاد تو دوران راهنمایی
‫کفش‌های تقلبیت رو لو دادم؟

58
00:03:37.675 --> 00:03:39.427
‫اصرار داشتی که اصل هستن،

59
00:03:40.053 --> 00:03:43.306
‫ولی وقتی از مغازه پرسیدیم، گفتن تقلبیه.

60
00:03:43.389 --> 00:03:44.724
‫خیلی خنده‌دار بود.

61
00:03:46.684 --> 00:03:48.937
‫هنوز این عادت بدت رو ترک نکردی؟

62
00:03:49.020 --> 00:03:51.564
‫آخه، شنیده بودم با فروختن لباس‌هایی که

63
00:03:51.648 --> 00:03:54.525
‫برچسبشون رو عوض کردی،
‫یه کم پول درآوردی.

64
00:03:54.609 --> 00:03:56.319
‫فکر کردم دیگه از این کارها نمی‌کنی.

65
00:03:57.445 --> 00:03:58.488
‫ولی انگار

66
00:03:59.322 --> 00:04:01.241
‫ذات آدم عوض بشو نیست.

67
00:04:02.408 --> 00:04:04.452
‫برچسب… عوض می‌کردم؟

68
00:04:05.870 --> 00:04:07.080
‫هی.

69
00:04:07.163 --> 00:04:09.958
‫وقتی چیزی رو نمی‌دونی،
‫حرف مفت نزن.

70
00:04:10.041 --> 00:04:12.961
‫اگه آخرش معلوم شد تابلوی تو تقلبیه، چی؟

71
00:04:13.586 --> 00:04:16.339
‫بعید می‌دونم،
‫ولی اگه یه درصد هم اینجوری شد

72
00:04:18.299 --> 00:04:19.467
‫پشت گردنم

73
00:04:20.176 --> 00:04:22.345
‫تتو می‌زنم: «من تقلبی‌ام».

74
00:04:24.013 --> 00:04:26.933
‫ولی اگه مال تو تقلبی بود،
‫تو باید تتو بزنی:

75
00:04:27.850 --> 00:04:29.560
‫«معتادِ جنس تقلبی».

76
00:04:31.813 --> 00:04:33.231
‫- چی؟
‫- چیه؟

77
00:04:34.023 --> 00:04:34.899
‫ترسیدی؟

78
00:04:36.359 --> 00:04:37.443
‫نه.

79
00:04:38.236 --> 00:04:39.445
‫ختی یه ذره.

80
00:04:40.280 --> 00:04:42.156
‫باشه، قبوله.

81
00:04:43.783 --> 00:04:44.659
‫شنیدی چی گفت؟

82
00:04:44.742 --> 00:04:45.910
‫- آره.
‫- آره.

83
00:04:55.795 --> 00:05:00.717
‫«قسمت 5: مونولوگ سالیِری»

84
00:05:04.304 --> 00:05:05.305
‫من باردارم.

85
00:05:06.347 --> 00:05:07.807
‫شش ماهمه.

86
00:05:12.937 --> 00:05:14.188
‫ببخشید اگه ترسوندمت.

87
00:05:15.565 --> 00:05:16.858
‫اصلا زمان مناسبی نبود.

88
00:05:18.401 --> 00:05:19.569
‫چطور…

89
00:05:22.322 --> 00:05:23.197
‫چطور تونستی؟

90
00:05:23.281 --> 00:05:25.867
‫می‌خوای بدونی وقتی به تو گفتم بچه نمی‌خوام

91
00:05:26.826 --> 00:05:28.494
‫چطور تونستم از وون‌جون بچه‌دار شم؟

92
00:05:30.580 --> 00:05:31.873
‫نظرم عوض شد.

93
00:05:33.291 --> 00:05:36.377
‫چطور می‌تونی همچین چیزی رو...

94
00:05:38.129 --> 00:05:39.005
‫به این راحتی بگی؟

95
00:05:39.088 --> 00:05:40.965
‫چون واقعیت همینه.

96
00:05:41.049 --> 00:05:43.009
‫وقتی به آخرای سی‌سالگی رسیدم ،

97
00:05:44.469 --> 00:05:47.764
‫نگاهم به بچه‌دار شدن عوض شد.

98
00:05:48.473 --> 00:05:51.392
‫به خودت نگیر.
‫این موضوع ربطی به تو نداره.

99
00:05:51.476 --> 00:05:52.769
‫به من ربطی نداره؟

100
00:05:52.852 --> 00:05:54.979
‫تو دهه‌ی بیست و اوایل سی‌سالگیم،

101
00:05:55.730 --> 00:05:57.440
‫فقط می‌خواستم روی خودم تمرکز کنم.

102
00:06:01.361 --> 00:06:04.280
‫به نظرم تو هم می‌تونستی پدرِ خوبی باشی.

103
00:06:05.865 --> 00:06:09.160
‫اگه پیشم مونده بودی،

104
00:06:10.119 --> 00:06:11.788
‫این بچه می‌تونست بچه‌ی تو باشه.

105
00:06:19.670 --> 00:06:21.631
‫هنوزم بابت اون قضیه متاسفم.

106
00:06:23.841 --> 00:06:25.051
‫اینکه تنهایی تصمیم گرفتم

107
00:06:26.260 --> 00:06:28.346
‫فرصت پدر شدن رو ازت بگیرم.

108
00:06:29.180 --> 00:06:31.557
‫آهان، راستی ادکلنت.

109
00:06:32.350 --> 00:06:34.060
‫فکر کنم بچه ازش خوشش نمیاد.

110
00:06:35.520 --> 00:06:37.188
‫تهوع صبحگاهیم خیلی شدید شده.

111
00:06:37.730 --> 00:06:40.024
‫به اندازه شش ماه برات پول
‫جمع کردم و یکجا برات فرستادم.

112
00:06:41.067 --> 00:06:43.152
‫بعد از زایمان پول بیشتری برات می‌فرستم.

113
00:06:47.949 --> 00:06:52.954
‫«ترجمه از آرام متین»

114
00:06:59.377 --> 00:07:01.712
‫خب، بذارید خلاصه بگم،

115
00:07:01.796 --> 00:07:04.549
‫خانم لی سو‌‌یونگ تابلوی فیِستای شما رو

116
00:07:04.632 --> 00:07:06.884
‫به قیمت 300 میلیون وون خریده،

117
00:07:06.968 --> 00:07:09.512
‫ولی خانم هوانگ یه‌جین ادعا کرده همون تابلو رو

118
00:07:09.595 --> 00:07:12.974
‫قبل از اینکه فیِستا تکمیل بشه،
‫به قیمت 100 هزار وون خریده.

119
00:07:14.225 --> 00:07:16.602
‫برای همین، خانم لی سو‌یونگ از شما به اتهام

120
00:07:16.686 --> 00:07:19.564
‫کلاهبرداری و نقض کپی‌رایت شکایت کرده،

121
00:07:19.647 --> 00:07:21.691
‫ولی گفته اگه دادگاه حکم بده که

122
00:07:21.774 --> 00:07:25.278
‫تابلویی که ایشون خریده اصلیه،
‫و تابلوی هوانگ یه‌جین تقلبیه،

123
00:07:25.361 --> 00:07:27.947
‫از شکایتش صرف نظر می‌کنه.

124
00:07:28.030 --> 00:07:29.574
‫بله. من تاحالا تو زندگیم…

125
00:07:31.325 --> 00:07:33.077
‫همچین توهینی رو…

126
00:07:34.912 --> 00:07:36.622
‫تجربه نکرده بودم.

127
00:07:38.541 --> 00:07:39.917
‫انگار کپی کردنش کافی نبوده،

128
00:07:40.001 --> 00:07:43.254
‫بردن تو بازار دست‌فروش‌ها
‫فروختنش، نه توی یه گالری.

129
00:07:43.337 --> 00:07:46.257
‫اونم به قیمت مفتِ صد هزار وون.

130
00:07:46.340 --> 00:07:50.720
‫و اون دخترکِ دزد

131
00:07:50.803 --> 00:07:52.889
‫که اینجوری من رو تحقیر کرده…

132
00:07:54.140 --> 00:07:55.600
‫کاری می‌کنم به غلط کردن بیوفته.

133
00:07:56.934 --> 00:08:01.147
‫لطفا هر اقدامی که
‫از نظر قانونی لازمه، انجام بدید.

134
00:08:01.814 --> 00:08:03.149
‫چشم.

135
00:08:04.650 --> 00:08:05.943
‫اَه.

136
00:08:13.159 --> 00:08:16.120
‫فکر کنم این ساختمون اصلیه.

137
00:08:16.871 --> 00:08:18.164
‫فرعی نیست؟

138
00:08:18.247 --> 00:08:21.083
‫سوءهاضمه‌م خوب نمی‌شه.
‫حالت تهوع دارم.

139
00:08:21.167 --> 00:08:23.836
‫باید آزمایش بدی.
‫مرگ سرزده میاد سراغ آدم.

140
00:08:23.920 --> 00:08:24.962
‫بیخیال.

141
00:08:25.046 --> 00:08:27.757
‫- باید بریم ساختمان فرعی.
‫- باشه.

142
00:08:27.840 --> 00:08:29.759
‫- باید داروی گوارش بخورم.
‫- صبر کن.

143
00:08:30.593 --> 00:08:31.469
‫ببخشید.

144
00:08:32.011 --> 00:08:34.597
‫اینجا ساختمان فرعی‌ـه.

145
00:08:35.097 --> 00:08:35.973
‫کجا دارید می‌رید؟

146
00:08:36.891 --> 00:08:39.810
‫بخش اداری.

147
00:08:41.854 --> 00:08:45.024
‫مستقیم برید
‫بعد بپیچید سمت چپ، پیداش می‌کنید.

148
00:08:45.816 --> 00:08:48.861
‫- زبان اشاره بلدـه.
‫- زبان اشاره رو خوب بلدی.

149
00:08:48.945 --> 00:08:50.279
‫ممنون.

150
00:08:55.743 --> 00:08:57.828
‫زبان اشاره رو کی یاد گرفتی؟

151
00:08:57.912 --> 00:08:59.080
‫کلیسا می‌ری؟

152
00:08:59.705 --> 00:09:00.581
‫چی؟

153
00:09:00.665 --> 00:09:03.084
‫خیلی‌ها تو کلیسا زبان اشاره یاد می‌گیرن.

154
00:09:04.126 --> 00:09:05.044
‫نه بابا.

155
00:09:06.087 --> 00:09:07.797
‫داستانش یه کم طولانیه.

156
00:09:07.880 --> 00:09:10.007
‫یعنی چی؟ از کجا یاد گرفتی؟

157
00:09:13.970 --> 00:09:15.096
‫وای، ترسیدم.

158
00:09:16.931 --> 00:09:17.848
‫چیه؟

159
00:09:20.351 --> 00:09:22.311
‫«مقدمه‌ای بر زبان اشاره کره‌ای»

160
00:09:23.521 --> 00:09:27.900
‫یعنی می‌خوای من این کتاب رو
‫بخونم و بهت زبان اشاره یاد بدم؟

161
00:09:27.984 --> 00:09:29.944
‫- آره.
‫- چرا باید این کار رو کنم؟

162
00:09:30.027 --> 00:09:33.030
‫من به خاطر خوانش‌پریشی نمی‌تونم بخونم.

163
00:09:33.114 --> 00:09:34.574
‫- خب که چی؟
‫- واسه همین

164
00:09:34.657 --> 00:09:37.743
‫می‌خوام تو بخونیش
‫بعدش به من یاد بدی.

165
00:09:39.412 --> 00:09:40.329
‫من سال‌آخرم.

166
00:09:40.413 --> 00:09:41.497
‫منم همین‌طور.

167
00:09:41.581 --> 00:09:42.832
‫البته برای سومین بار.

168
00:09:42.915 --> 00:09:45.001
‫حالا چرا یهو می‌خوای…

169
00:09:46.168 --> 00:09:47.169
‫زبان اشاره یاد بگیری؟

170
00:09:47.253 --> 00:09:49.171
‫قراره خواهر دوقلوش رو ببینه.

171
00:09:49.255 --> 00:09:51.132
‫می‌خواد بتونه باهاش حرف بزنه.

172
00:09:51.215 --> 00:09:53.884
‫همیشه دلم می‌خواست دوباره ببینمش.

173
00:09:54.760 --> 00:09:56.387
‫حس می‌کنم وقتی ببینمش،

174
00:09:57.763 --> 00:09:59.432
‫این طلسم می‌شکنه.

175
00:10:01.684 --> 00:10:02.560
‫خوانش‌پریشیم رو میگم.

176
00:10:15.865 --> 00:10:19.410
‫هیوجو، از دیدنت خیلی خوشحالم. بالاخره
‫همدیگه رو دیدیم. دلم برات تنگ شده بود.

177
00:10:22.330 --> 00:10:24.790
‫منو یادت میاد؟

178
00:10:30.880 --> 00:10:32.548
‫مطمئنی درست یادم دادی؟

179
00:10:33.341 --> 00:10:35.676
‫آره، مطمئنم.

180
00:10:35.760 --> 00:10:37.720
‫به نظر نمیاد حرفت رو فهمیده باشه.

181
00:10:38.804 --> 00:10:40.848
‫شاید زبان اشاره‌ی انگلیسی رو یاد گرفتی

182
00:10:41.682 --> 00:10:43.184
‫نه زبان اشاره‌ی کره‌ای.

183
00:10:45.853 --> 00:10:46.729
‫می‌تونی حرف بزنی.

184
00:10:47.438 --> 00:10:49.690
‫من لب‌خوانی هم بلدم.

185
00:10:56.197 --> 00:10:58.324
‫آهان، پس قضیه اینه؟

186
00:10:58.908 --> 00:11:00.826
‫آره، اون موقع بود که فهمیدم

187
00:11:01.494 --> 00:11:04.705
‫همه‌ی ناشنواها
‫فقط به زبان اشاره وابسته نیستن.

188
00:11:06.123 --> 00:11:08.542
‫خواهر هیومین
‫هم زبان اشاره بلد بود هم لب‌خوانی.

189
00:11:08.626 --> 00:11:10.002
‫لب‌خوانی چیه؟

190
00:11:10.628 --> 00:11:14.298
‫یعنی از روی حرکاتِ
‫لب یه نفر بفهمی چی میگه.

191
00:11:16.676 --> 00:11:19.136
‫آهان. لب‌خوانی…

192
00:11:24.684 --> 00:11:27.937
‫«خلاصه‌ی ادعای شاکی»

193
00:11:33.275 --> 00:11:34.610
‫«خواهرم »
‫«عکس ارسال شد»

194
00:11:43.244 --> 00:11:44.787
‫«شکایت»
‫«شاکی: ریو گوان‌مو»

195
00:11:44.870 --> 00:11:46.080
‫«متهم: مون جونگ‌هه»

196
00:11:51.168 --> 00:11:52.878
‫هیوجو، این چیه؟

197
00:11:56.298 --> 00:12:00.010
‫یکی از دوست‌هام این شکایت‌نامه رو
‫گرفته بود، به‌نظر جدی می‌اومد.

198
00:12:00.511 --> 00:12:02.346
‫گفتم شاید خواهرِ وکیل بااستعدادم

199
00:12:02.430 --> 00:12:04.056
‫بتونه یه نگاه بهش بندازه.

200
00:12:05.266 --> 00:12:07.059
‫باشه.

201
00:12:07.143 --> 00:12:08.894
‫بعد از اینکه خوندمش، بهت پیام می‌دم.

202
00:12:12.690 --> 00:12:14.108
‫«درخواست خسارت»

203
00:12:14.191 --> 00:12:15.067
‫«شاکی: ریو گوان‌مو»

204
00:12:18.112 --> 00:12:21.824
‫«وکلای شاکی: لی و سو»
‫«هان سونگ‌چان، مین سورا»

205
00:12:28.456 --> 00:12:32.209
‫شاکی ریو گوان‌موـه.
‫این همون هنرمند معروفه نیست؟

206
00:12:32.293 --> 00:12:34.754
‫و شرکتی که نمایندگیش هم لی و سوـه.

207
00:12:34.837 --> 00:12:36.297
‫واقعا جدی به‌نظر میاد.

208
00:12:36.380 --> 00:12:39.967
‫احتمالا خیلی وقته اینو گرفته.
‫چرا اینقدر دیر مطرحش کرده؟

209
00:12:40.050 --> 00:12:42.595
‫خب، یه کم سنش کمه

210
00:12:42.678 --> 00:12:45.765
‫و تا حالا همچین چیزی نگرفته بود،
‫واسه همین اونو انداخته بوده یه گوشه.

211
00:12:45.848 --> 00:12:48.768
‫من امروز دیدمش و سریع برات فرستادم.

212
00:12:51.145 --> 00:12:53.939
‫«متهم: مون جونگ‌هه»
‫«نقض کپی‌رایت و غیره»

213
00:12:57.151 --> 00:12:59.111
‫«سامانه دادرسی الکترونیکی دیوان عالی»
‫«جستجو بر اساس شماره پرونده»

214
00:12:59.195 --> 00:13:00.905
‫«مون جونگ‌هه»

215
00:13:02.740 --> 00:13:04.325
‫«تاریخ صدور حکم»

216
00:13:07.787 --> 00:13:10.039
‫تاریخ صدور حکم امروز ساعت دوـه.

217
00:13:11.248 --> 00:13:12.625
‫این یعنی چی؟

218
00:13:12.708 --> 00:13:15.878
‫شکایت ابلاغ شده،
‫ولی اون ظرف سی روز نه جواب داده

219
00:13:15.961 --> 00:13:19.173
‫نه تو دادگاه حاضر شده،
‫واسه همین تاریخ صدور حکم تعیین شده.

220
00:13:19.256 --> 00:13:20.633
‫که میشه امروز.

221
00:13:22.009 --> 00:13:23.969
‫خب؟ این بده؟

222
00:13:24.845 --> 00:13:28.182
‫با این شرایط
‫شاکی خودبه‌خود برنده میشه.

223
00:13:28.265 --> 00:13:31.727
‫اون‌وقت متهم، یعنی
‫دوستت جونگ‌هه،

224
00:13:31.811 --> 00:13:34.730
‫فقط با درخواستِ
‫تجدیدنظر می‌تونه اعتراض کنه.

225
00:13:35.356 --> 00:13:38.651
‫کامل نفهمیدم،
‫ولی فکر کنم اوضاع خوب نیست، نه؟

226
00:13:38.734 --> 00:13:40.986
‫آره، باید همین الان بره دادگاه

227
00:13:41.070 --> 00:13:43.572
‫و درخواست لغو دادرسی غیابی رو بده.

228
00:13:46.033 --> 00:13:47.743
‫می‌تونی این کار رو براش انجام بدی؟

229
00:13:48.369 --> 00:13:50.913
‫معلومه. به خاطر دوستت، آره.

230
00:13:52.039 --> 00:13:53.874
‫ممنونم، هیومین.

231
00:13:59.129 --> 00:14:00.923
‫«دادگاه»

232
00:14:01.006 --> 00:14:03.175
‫ارسال فرم وکالت‌نامه تایید شد.

233
00:14:03.259 --> 00:14:05.719
‫فعلا جلسه‌ی دادرسی رو لغو می‌کنیم.

234
00:14:06.387 --> 00:14:08.305
‫بله، ممنونم.

235
00:14:08.389 --> 00:14:10.724
‫ولی چون یه پرونده‌ی کیفری

236
00:14:10.808 --> 00:14:13.894
‫در ارتباط با آقای ریو گوان‌مو در جریانه،

237
00:14:14.520 --> 00:14:16.522
‫نمی‌تونم زمان زیادی بهتون بدم.

238
00:14:16.605 --> 00:14:18.315
‫متوجه‌ام.

239
00:14:19.400 --> 00:14:22.862
‫جوابیه‌تون رو ظرف یک هفته ارسال کنید
‫و به مهلت مقرر پایبند باشید.

240
00:14:22.945 --> 00:14:24.071
‫گفتید یک هفته؟

241
00:14:27.491 --> 00:14:28.450
‫چشم

242
00:14:29.410 --> 00:14:30.536
‫بله، متوجه شدم.

243
00:14:40.671 --> 00:14:41.547
‫بفرمایید.

244
00:14:45.050 --> 00:14:46.802
‫- آقای لی.
‫- چی شده؟

245
00:14:54.768 --> 00:14:55.853
‫این چیه؟

246
00:14:55.936 --> 00:14:58.272
‫«شکایت»
‫«نقض کپی‌رایت و غیره»

247
00:14:58.898 --> 00:14:59.899
‫خانم کانگ.

248
00:15:00.983 --> 00:15:03.777
‫قبل از گرفتن یه پرونده‌ی جدید
‫باید با یه وکیل ارشد مشورت می‌کردید.

249
00:15:03.861 --> 00:15:06.405
‫خیلی فوری بود،
‫درضمن دوستِ خواهرم بود...

250
00:15:06.488 --> 00:15:09.241
‫یادت رفته؟
‫اون گندکاری که بعد از

251
00:15:09.325 --> 00:15:11.785
‫بررسی پرونده‌ی گاز شهری افتاد گردن من؟

252
00:15:11.869 --> 00:15:14.038
‫خب آخرش که همه چی درست شد…

253
00:15:15.456 --> 00:15:16.874
‫ببخشید، قربان.

254
00:15:18.918 --> 00:15:20.294
‫حق‌الوکاله چی؟

255
00:15:20.377 --> 00:15:23.339
‫گفتم شاید بشه رایگان انجامش بدیم؟

256
00:15:23.422 --> 00:15:25.299
‫این کار نیاز به مجوز ویژه داره.

257
00:15:25.925 --> 00:15:27.301
‫داری دیوونه‌م می‌کنی.

258
00:15:27.801 --> 00:15:29.803
‫حالا فرض کن مجوز رو گرفتیم،

259
00:15:29.887 --> 00:15:31.513
‫فقط یه هفته وقت داری آماده بشی.

260
00:15:31.597 --> 00:15:32.765
‫تا حالا به عنوان وکیل تو دادگاه بودی؟

261
00:15:32.848 --> 00:15:34.934
‫تو جلسه‌ی مقدماتی

262
00:15:35.017 --> 00:15:37.353
‫برای اون پرونده‌ی تصادف بدون برخورد، من...

263
00:15:37.436 --> 00:15:40.898
‫اون فقط توضیح طرح محاکمه جلوی قاضی بود.

264
00:15:40.981 --> 00:15:43.359
‫تو تاحالا از هیچ پرونده‌ای تو دادگاه دفاع نکردی.

265
00:15:43.984 --> 00:15:46.570
‫درسته. هیچ تجربه‌ای ندارم.

266
00:15:46.654 --> 00:15:48.030
‫حتما خیلی مغروری.

267
00:15:49.156 --> 00:15:50.991
‫صبر کن… لعنتی…

268
00:15:52.451 --> 00:15:55.287
‫اگه پرونده رایگان باشه
‫آقای هونگ راهنماییت می‌کنه.

269
00:15:55.371 --> 00:15:56.413
‫چی؟

270
00:15:56.497 --> 00:15:58.082
‫بعد از دعوای آخرتون،

271
00:15:58.165 --> 00:16:00.626
‫بی‌صبرانه منتظره ازت انتقام بگیره. لعنتی.

272
00:16:03.212 --> 00:16:04.964
‫بریم اول با آقای یون صحبت کنیم.

273
00:16:05.047 --> 00:16:06.298
‫- بیا.
‫- چشم.

274
00:16:12.221 --> 00:16:13.806
‫خب، تاریخ دادگاه کِیه؟

275
00:16:13.889 --> 00:16:15.099
‫چهارشنبه‌ی هفته‌ی بعد.

276
00:16:15.724 --> 00:16:18.894
‫فقط یه هفته وقت داریم آماده بشیم،
‫واقعا نگرانم.

277
00:16:19.770 --> 00:16:22.064
‫تو از روز اول دردسرساز بودی.

278
00:16:23.023 --> 00:16:24.942
‫- معذرت می‌خوام.
‫- دوباره شروع شد.

279
00:16:26.443 --> 00:16:28.779
‫چجوری می‌خوای دفاع کنی؟
‫مطمئنی موفق میشی؟

280
00:16:29.446 --> 00:16:31.699
‫نه، مطمئن نیستم.

281
00:16:31.782 --> 00:16:33.993
‫وکیل شاکی کیه؟

282
00:16:34.076 --> 00:16:35.035
‫لی و سو.

283
00:16:35.119 --> 00:16:36.120
‫لی و سو؟

284
00:16:36.203 --> 00:16:39.164
‫شاکی ریو گوان‌موـه،
‫هنرمند شناخته شده‌ی بین‌المللی.

285
00:16:39.248 --> 00:16:40.708
‫پس منطقیه.

286
00:16:41.709 --> 00:16:46.213
‫- یه مقام سابق درگیر پرونده‌ست؟
‫- نه، یه شریک و چندتا همکار…

287
00:16:47.297 --> 00:16:48.424
‫سه نفرشون…

288
00:16:50.884 --> 00:16:52.761
‫الان کار زیادی از دستم برنمیاد.

289
00:16:52.845 --> 00:16:54.471
‫من کارهای اداری رو انجام می‌دم،

290
00:16:54.555 --> 00:16:57.558
‫ولی دفاعیه رو خودت باید آماده کنی
‫و نتیجه‌ش رو به عهده بگیری.

291
00:16:57.641 --> 00:16:58.767
‫می‌تونی بری.

292
00:17:00.352 --> 00:17:01.395
‫چشم.

293
00:17:12.197 --> 00:17:16.326
‫لازمه یه جلسه آموزشی
‫برای ارائه استدلال حقوقی بذارم؟

294
00:17:16.410 --> 00:17:18.537
‫آقای هونگ مسئول پرونده‌های رایگانه.

295
00:17:18.620 --> 00:17:21.415
‫اون تو دادگاه کنارش می‌شینه.

296
00:17:21.498 --> 00:17:23.459
‫یه حرکت اشتباه از خانم کانگ ببینه،

297
00:17:24.084 --> 00:17:26.628
‫اون رو بهونه می‌کنه و
‫واسه اخراج کردنش ازش استفاده می‌کنه.

298
00:17:26.712 --> 00:17:28.797
‫وای، حتی فکر کردن بهش
‫باعص میشه سردرد بگیرم.

299
00:17:29.423 --> 00:17:31.341
‫واقعا که محشره.

300
00:17:34.595 --> 00:17:37.431
‫حالا باید جلسه آموزشی
‫برای ارائه استدلال حقوقی بذارم؟

301
00:17:38.891 --> 00:17:39.808
‫آره، انجامش بده.

302
00:17:39.892 --> 00:17:42.061
‫چشم، قربان. از همین حالا شروع می‌کنم.

303
00:17:43.604 --> 00:17:45.314
‫باورنکردنیه.

304
00:17:48.525 --> 00:17:49.777
‫«آفرین!»
‫«کانگ هیومین»

305
00:17:49.860 --> 00:17:52.446
‫می‌دونم مدت‌هاست که
‫یه همچنین جدول جوایز استیکری ندیدید.

306
00:17:52.529 --> 00:17:56.700
‫اولین کسی که جدولش پر بشه

307
00:17:56.784 --> 00:18:00.120
‫تو ارزیابی آموزش عملی
‫امتیاز اضافی می‌گیره.

308
00:18:00.204 --> 00:18:01.789
‫جلسه‌ی امروز

309
00:18:01.872 --> 00:18:03.499
‫در مورد ارائه استدلال‌های حقوقی‌ـه.

310
00:18:03.582 --> 00:18:05.709
‫چون به زودی تو دادگاه باید صحبت کنید،

311
00:18:05.793 --> 00:18:07.878
‫خیلی به دردتون می‌خوره.

312
00:18:07.961 --> 00:18:09.046
‫- بله، قربان.
‫- بله، قربان.

313
00:18:09.129 --> 00:18:11.924
‫امروز مسابقه به صورت تورنمنتی برگزار می‌شه.

314
00:18:12.007 --> 00:18:13.842
‫برنده‌ی امروز…

315
00:18:13.926 --> 00:18:14.843
‫تا-دا!

316
00:18:15.761 --> 00:18:17.012
‫سه تا استیکر می‌گیره.

317
00:18:17.096 --> 00:18:19.098
‫- باحاله...
‫- خب، خیلی قانع‌کننده نبود.

318
00:18:19.181 --> 00:18:20.432
‫عالیه!

319
00:18:20.516 --> 00:18:21.809
‫سلام، قربان.

320
00:18:22.768 --> 00:18:23.644
‫سلام.

321
00:18:23.727 --> 00:18:25.562
‫داشتم در مورد تورنمنت براشون توضیح می‌دادم.

322
00:18:25.646 --> 00:18:27.022
‫بله، ادامه بده.

323
00:18:27.106 --> 00:18:28.315
‫چشم.

324
00:18:28.398 --> 00:18:31.819
‫حالا جدول مسابقه‌ی امروز رو نشون‌تون می‌دم.

325
00:18:32.444 --> 00:18:33.320
‫لطفا شروع کنید.

326
00:18:33.403 --> 00:18:36.782
‫آقای اوه سانگ‌چول و خانم چوی هویون،
‫لطفا بیاید جلو.

327
00:18:36.865 --> 00:18:39.576
‫متهم، به عنوان مدیرعامل شرکت شاکی،

328
00:18:39.660 --> 00:18:43.413
‫با وجود وضعیت بحرانی مالی شرکت،
‫با بی‌پروایی در خرید سهام جدیدِ

329
00:18:43.497 --> 00:18:46.166
‫یک شرکت وابسته مشارکت کرده،

330
00:18:46.250 --> 00:18:48.168
‫و باعث خسارت مالی به شرکت شده.

331
00:18:48.252 --> 00:18:52.214
‫متهم در این خرید هم به نفع شرکت

332
00:18:52.297 --> 00:18:53.674
‫و هم به نفع همه‌ی افراد دخیل مشارکت کرده.

333
00:18:54.174 --> 00:18:56.802
‫رفتار متهم در چارچوبِ اختیارات مدیریتی بوده

334
00:18:56.885 --> 00:18:59.263
‫بنابراین دلیل محکومیت حساب نمیشه.

335
00:18:59.346 --> 00:19:02.266
‫حتی اگر در نهایت
‫شرکت شاکی متحمل ضرر می‌شد،

336
00:19:02.349 --> 00:19:06.270
‫متهم هیئت مدیره رو جمع کرده
‫و با کارشناسان مشورت کرده

337
00:19:06.353 --> 00:19:09.690
‫تا با توجه به شرایط موجود
‫تصمیم منطقی بگیره.

338
00:19:16.947 --> 00:19:18.407
‫و برنده…

339
00:19:19.032 --> 00:19:20.659
‫اوه سانگ‌چول.

340
00:19:22.786 --> 00:19:23.662
‫هی!

341
00:19:23.745 --> 00:19:25.122
‫واقعا بهت تبریک میگم!

342
00:19:25.205 --> 00:19:26.707
‫هر دوتاتون خوب بودید،

343
00:19:26.790 --> 00:19:29.251
‫ولی بیان آقای اوه گیراتر بود،

344
00:19:29.334 --> 00:19:31.920
‫و زبان بدنش تاثیر بیشتری گذاشت.

345
00:19:32.004 --> 00:19:35.799
‫مسابقه بعدی جی گوک‌هیون مقابل کانگ هیومین‌ـه.

346
00:19:35.883 --> 00:19:38.135
‫اگر ایرادی در حکم اداری وجود داشته باشه،

347
00:19:38.218 --> 00:19:40.095
‫مقام صادرکننده حکم می‌تونه
‫بدون نیاز به مجوز قانونی اضافی

348
00:19:40.179 --> 00:19:42.055
‫به صورت مستقل لغوش کنه.

349
00:19:42.139 --> 00:19:45.517
‫اقدام اداری تو این پرونده
‫یک حکم مفید محسوب میشه.

350
00:19:45.601 --> 00:19:48.061
‫لغو آن باید مستلزم سنجش منافع عمومی

351
00:19:48.145 --> 00:19:51.190
‫در برابر ضررهای وارده به طرف باشه،
‫مثل نقض حقوق مسلم،

352
00:19:51.273 --> 00:19:55.861
‫حفاظت از انتظارات مشروع،
‫و ثبات روابط قانونی.

353
00:20:01.366 --> 00:20:04.453
‫خب، هر دوتاتون فراتر از حد انتظار بودید،

354
00:20:05.078 --> 00:20:07.623
‫ولی آقای جی، اواسط سخنرانیش
‫سرعت حرف زدنش زیاد شد،

355
00:20:07.706 --> 00:20:10.167
‫که باعث شد اثربخشیش کم بشه.

356
00:20:10.250 --> 00:20:11.835
‫پس برنده این مسابقه…

357
00:20:13.170 --> 00:20:14.504
‫کانگ هیومینه!

358
00:20:14.588 --> 00:20:15.756
‫تبریک میگم.

359
00:20:17.549 --> 00:20:18.508
‫بازنده بشینه.

360
00:20:22.387 --> 00:20:23.847
‫حالا مسابقه داریم

361
00:20:23.931 --> 00:20:27.643
‫بین برنده‌ها،
‫آقای اوه سانگ‌چول و خانم کانگ هیومین.

362
00:20:27.726 --> 00:20:30.646
‫این بار هر دو یه خلاصه پرونده دریافت می‌کنید

363
00:20:30.729 --> 00:20:33.398
‫این خلاصه شخصا توسط آقای یون نوشته شده

364
00:20:33.482 --> 00:20:36.151
‫و به عنوان پایه‌ی استدلال‌ها استفاده می‌شه.

365
00:20:36.235 --> 00:20:37.986
‫- خلاصه پرونده‌ها رو بگیرید.
‫- ممنون.

366
00:20:38.070 --> 00:20:39.238
‫بفرمائید.

367
00:20:45.827 --> 00:20:48.205
‫ماده ۹، بند ۲
‫قرارداد در این پرونده می‌گه

368
00:20:48.288 --> 00:20:51.250
‫اگه خسارت تاخیر به
‫دو برابر مبلغ ودیعه برسه،

369
00:20:51.333 --> 00:20:53.001
‫قرارداد قابل فسخ می‌شه.

370
00:20:53.835 --> 00:20:57.339
‫پس تا وقتی که خسارت تاخیر
‫به دو برابر ودیعه نرسیده،

371
00:20:57.422 --> 00:20:59.549
‫قرارداد قابل فسخ نیست.

372
00:21:07.099 --> 00:21:09.851
‫متهم مدعی شده که

373
00:21:09.935 --> 00:21:12.062
‫تاخیر بهش مربوط نیست.

374
00:21:12.145 --> 00:21:15.023
‫ولی وجود تاخیر

375
00:21:15.107 --> 00:21:18.026
‫بی‌توجهی متهم رو ثابت می‌کنه.

376
00:21:23.365 --> 00:21:26.368
‫خب، بیاید از بازخورد بگذریم.
‫قهرمان امروز…

377
00:21:27.160 --> 00:21:28.287
‫اوه سانگ‌چول‌ـه!

378
00:21:30.414 --> 00:21:31.665
‫تبریک میگم!

379
00:21:32.291 --> 00:21:34.126
‫آقای اوه برنده شد.

380
00:21:36.545 --> 00:21:37.546
‫کار همه‌تون خوب بود.

381
00:21:38.755 --> 00:21:40.674
‫- ممنون، قربان.
‫- بعدا می‌بینمتون.

382
00:21:42.467 --> 00:21:43.510
‫بیاید جمع‌بندی کنیم.

383
00:21:43.593 --> 00:21:45.762
‫فکر کنم یه کم ذهنت مشغول شد.

384
00:21:46.263 --> 00:21:49.725
‫قهرمان، آقای اوه سانگ‌چول،
‫سه تا استیکر می‌گیره.

385
00:21:50.767 --> 00:21:52.144
‫- ممنونم.
‫- تبریک میگم!

386
00:21:52.227 --> 00:21:53.687
‫اینجا رو جمع کنید.

387
00:21:53.770 --> 00:21:54.980
‫- چشم.
‫- امروز عالی بودید.

388
00:21:55.063 --> 00:21:56.440
‫- ممنون.
‫- ممنون.

389
00:21:57.190 --> 00:21:58.859
‫آقای اوه، اصلا فکرش رو نمی‌کردم.

390
00:21:58.942 --> 00:22:01.069
‫درسته. من همیشه انقدر خوب بودم.

391
00:22:01.153 --> 00:22:02.738
‫واقعا.

392
00:22:06.783 --> 00:22:10.412
‫یکی از تازه‌واردهای یول‌لیم
‫تنها وکیل مدافع متهمه؟

393
00:22:10.495 --> 00:22:12.205
‫- بله.
‫- یعنی چی؟

394
00:22:12.289 --> 00:22:14.458
‫متهم نمی‌تونه از پس هزینه‌هاش بربیاد.

395
00:22:14.541 --> 00:22:17.294
‫مطمئنم یول‌لیم داره از این پرونده به عنوان
‫آموزش برای اون تازه‌وارد استفاده می‌کنه.

396
00:22:17.377 --> 00:22:19.087
‫و فقط یه فرصت بهشون دادن.

397
00:22:19.171 --> 00:22:20.047
‫واقعا؟

398
00:22:20.797 --> 00:22:23.258
‫پس باید یه آموزش درست و حسابی بهشون بدیم.

399
00:22:23.342 --> 00:22:25.052
‫تو روی این پرونده نظارت کن.

400
00:22:25.135 --> 00:22:26.136
‫من؟

401
00:22:27.304 --> 00:22:28.972
‫توقع داری من برم جلوی اون تازه‌وارد؟

402
00:22:29.056 --> 00:22:30.640
‫درسته. چشم.

403
00:22:30.724 --> 00:22:32.142
‫لهشون کن.

404
00:22:32.642 --> 00:22:33.852
‫چشم، فهمیدم.

405
00:22:34.353 --> 00:22:36.229
‫- می‌تونی بری.
‫- بله.

406
00:22:38.732 --> 00:22:40.150
‫صبر کن…

407
00:22:40.817 --> 00:22:42.486
‫این تازه‌وارد یول‌لیم کیه؟

408
00:22:42.569 --> 00:22:43.987
‫کانگ هیومین‌ـه.

409
00:22:44.071 --> 00:22:45.739
‫- کانگ هیومین؟
‫- بله.

410
00:22:47.074 --> 00:22:48.116
‫خودت رو حسابی آماده کن.

411
00:22:48.742 --> 00:22:50.744
‫اگه اشتباه نکنی، بُردت حتمی‌ـه.

412
00:22:50.827 --> 00:22:53.080
‫حتی اگه اشتباه هم کردی، باید ببری.

413
00:22:53.163 --> 00:22:54.664
‫به هر قیمتی که شده.

414
00:22:54.748 --> 00:22:55.665
‫چشم.

415
00:23:01.463 --> 00:23:04.758
‫«مین سورا»

416
00:23:04.841 --> 00:23:06.676
‫«به‌خاطر نقض کپی‌رایت
‫درحال بررسی است…»

417
00:23:09.096 --> 00:23:10.972
‫«استفاده از اثر اصلی
‫به رسمیت شناخته نمی‌شود…»

418
00:23:11.056 --> 00:23:12.265
‫«شباهت یک مسئله جداگانه‌ست…»

419
00:23:14.101 --> 00:23:15.769
‫«فیِستا، بیان احساسات از طریق رنگ»

420
00:23:28.698 --> 00:23:31.493
‫یک نکته مهم اینه که متخلف…

421
00:23:31.576 --> 00:23:34.413
‫ولی هیچ مدرکی برای اثباتش ارائه نشده.

422
00:23:34.496 --> 00:23:36.289
‫با این حال، نقض کپی‌رایت
‫ثابت میشه…

423
00:23:36.373 --> 00:23:40.252
‫اثبات اینکه این اثر
‫از اثر اصلی کپی شده به عهده شاکیه، و متهم…

424
00:23:40.335 --> 00:23:44.589
‫در عمل اثبات حضور و مشارکت بسیار سخته.

425
00:23:44.673 --> 00:23:47.092
‫باید مدرکی دال بر مشارکت
‫و جزئیات مربوطه ارائه شود.

426
00:23:47.175 --> 00:23:49.886
‫ارائه مدرک دسترسی به اثر شاکی…

427
00:24:00.856 --> 00:24:02.107
‫ای وای!

428
00:24:11.283 --> 00:24:13.743
‫بدون حق کپی‌رایت منتشر شده.

429
00:24:14.911 --> 00:24:16.079
‫شاکی…

430
00:24:19.749 --> 00:24:20.667
‫بیدار شو.

431
00:24:21.585 --> 00:24:23.086
‫بیدار شو، کانگ هیومین.

432
00:24:23.170 --> 00:24:25.005
‫داری می‌ری جلوی لی و سو.

433
00:24:25.088 --> 00:24:26.506
‫تیم هان سونگ‌چان.

434
00:24:26.590 --> 00:24:29.551
‫هیومین، نباید در مقابل اونا شکست بخوری.

435
00:24:29.634 --> 00:24:31.887
‫نباید. خودت رو جمع و جور کن.

436
00:24:31.970 --> 00:24:32.846
‫زودباش، هیومین.

437
00:24:33.430 --> 00:24:35.223
‫لعنتی…

438
00:24:35.307 --> 00:24:37.184
‫اصلا حسش نیست قهوه درست کنم.

439
00:24:39.853 --> 00:24:41.855
‫به جاش اینو دارم!

440
00:24:51.448 --> 00:24:52.949
‫خیلی خوشمزه‌ست. الان کاملا بیدارم.

441
00:24:54.826 --> 00:24:55.827
‫خب.

442
00:25:06.463 --> 00:25:07.631
‫آقای یون!

443
00:25:10.967 --> 00:25:13.386
‫منو ترسوندی. هنوز نرفتی خونه؟

444
00:25:13.470 --> 00:25:14.471
‫نه.

445
00:25:15.013 --> 00:25:16.014
‫قربان.

446
00:25:16.890 --> 00:25:18.225
‫لطفا کمکم کنید.

447
00:25:24.231 --> 00:25:27.192
‫«عدم امکان دسترسی به اثر شاکی»

448
00:25:32.072 --> 00:25:32.948
‫خوبه.

449
00:25:33.740 --> 00:25:35.325
‫استدلال‌های روان و خوبی نوشتی.

450
00:25:37.035 --> 00:25:41.331
‫مسئله اینه که چجوری
‫این رو به طور موثر تو دادگاه ارائه بدیم...

451
00:25:42.666 --> 00:25:45.001
‫خلاصه خوب و منظمی نوشتی. مشکل چیه؟

452
00:25:47.212 --> 00:25:50.715
‫مطمئن نیستم که بتونم از پسش بربیام…

453
00:25:54.261 --> 00:25:55.470
‫پس بیا همینجا تمرینش کن.

454
00:25:57.013 --> 00:25:59.975
‫- ببخشید؟
‫- الان امتحانش کن. من نگاه می‌کنم.

455
00:26:01.309 --> 00:26:02.185
‫آخه…

456
00:26:03.228 --> 00:26:05.272
‫- مگه محاکمه فردا نیست؟
‫- آره.

457
00:26:05.355 --> 00:26:08.775
‫اگه جلوی من نتونی انجامش بدی،
‫چطور می‌خوای تو دادگاه انجامش بدی؟

458
00:26:08.858 --> 00:26:09.818
‫شروع کن.

459
00:26:13.780 --> 00:26:16.116
‫ادعا میشه که متهم از طریق پوشش رسانه‌ای

460
00:26:16.199 --> 00:26:19.119
‫به اثر شاکی دسترسی پیدا کرده،

461
00:26:20.036 --> 00:26:22.080
‫ولی مدرک کافی وجود نداره.

462
00:26:22.163 --> 00:26:25.125
‫درسته که مقاله
‫شامل یه تصویر کوچیک از اثر شاکی بوده،

463
00:26:25.208 --> 00:26:26.960
‫ولی تصویر با اون اندازه

464
00:26:27.043 --> 00:26:30.255
‫برای تشخیص جزئیات
‫و تکنیک‌های ظریف کافی نیست.

465
00:26:30.338 --> 00:26:34.426
‫هر دو اثر با تکنیک‌هایی اجرا شدن
‫که به ندرت در نقاشی دیده میشه،

466
00:26:34.509 --> 00:26:37.846
‫و این جزئیات فقط از طریق

467
00:26:37.929 --> 00:26:39.681
‫تصویر مقاله قابل تشخیص نیست.

468
00:26:39.764 --> 00:26:42.726
‫در واقع، استفاده از همین تکنیک در اثر متهم

469
00:26:42.809 --> 00:26:46.229
‫یک مدرک غیرمستقیمه که نشون میده

470
00:26:46.313 --> 00:26:48.273
‫ممکنه شاکی اثر متهم رو تقلید کرده باشه.

471
00:26:49.858 --> 00:26:50.984
‫نه.

472
00:26:51.484 --> 00:26:54.404
‫تا حالا صدای خودت رو
‫ضبط کردی و گوش بدی؟

473
00:26:56.990 --> 00:26:57.866
‫نه.

474
00:26:58.992 --> 00:27:00.118
‫راستش صدات

475
00:27:00.201 --> 00:27:03.038
‫مثل یه دروغگوی نابلد‌ـه
‫که فقط می‌خواد وانمود کنه.

476
00:27:06.082 --> 00:27:07.459
‫می‌دونی چرا تو مسابقه

477
00:27:07.542 --> 00:27:10.170
‫به آقای اوه باختی؟

478
00:27:12.547 --> 00:27:14.549
‫نظرت درمورد اون خلاصه چی بود؟

479
00:27:18.261 --> 00:27:19.679
‫اشکالی نداره، می‌تونی بهم بگی.

480
00:27:21.848 --> 00:27:23.516
‫چندتا ایراد منطقی داشت.

481
00:27:23.600 --> 00:27:24.934
‫مثلا؟

482
00:27:25.018 --> 00:27:28.688
‫مثل مغالطه‌ی انکار مقدم،
‫حد وسط توزیع‌نشده...

483
00:27:28.772 --> 00:27:30.940
‫استدلال چرخشی هم داشت.

484
00:27:31.024 --> 00:27:32.067
‫درسته.

485
00:27:32.150 --> 00:27:35.111
‫فکر می‌کنم مغالطه‌ی
‫انکار مقدم چند بار تکرار شده.

486
00:27:35.195 --> 00:27:36.237
‫درسته.

487
00:27:37.238 --> 00:27:39.532
‫همین شرایط لازم
‫و کافی رو با هم قاطی می‌کنه.

488
00:27:39.616 --> 00:27:41.576
‫هرچند اولش منطقی به نظر میاد،

489
00:27:41.660 --> 00:27:42.911
‫ولی اشتباهه.

490
00:27:44.371 --> 00:27:47.791
‫و شما خانم کانگ،
‫بلافاصله متوجه شدی،

491
00:27:47.874 --> 00:27:49.459
‫ولی آقای اوه متوجه نشد.

492
00:27:49.542 --> 00:27:50.877
‫وقتی آقای اوه

493
00:27:50.960 --> 00:27:52.879
‫شنید که من خلاصه رو نوشتم،

494
00:27:52.962 --> 00:27:55.757
‫فکر کرد کاملا درست و بی‌نقصه.

495
00:27:55.840 --> 00:27:56.758
‫پس،

496
00:27:56.841 --> 00:27:59.052
‫با اعتماد به نفس استدلالش رو ارائه کرد.

497
00:27:59.135 --> 00:28:02.847
‫اعتماد به نفس آقای اوه
‫باعث شد یه استدلال پر از ایراد،

498
00:28:02.931 --> 00:28:05.767
‫خیلی منطقی و قابل قبول به نظر بیاد.

499
00:28:06.393 --> 00:28:07.686
‫بنابراین،

500
00:28:07.769 --> 00:28:10.814
‫وقتی می‌خواستی استدلالی که
‫خودت قبولش نداشتی رو ارائه بدی،

501
00:28:10.897 --> 00:28:15.527
‫صدات مثل یه دروغگوی نابلد بود
‫که فقط می‌خواد وانمود کنه،

502
00:28:15.610 --> 00:28:17.404
‫پس اصلا قانع‌کننده نبود.

503
00:28:20.323 --> 00:28:21.700
‫و هنوز هم همینه.

504
00:28:22.575 --> 00:28:26.413
‫تو همین الان هم باور داری که
‫موکلت اون نقاشی رو کپی کرده.

505
00:28:27.706 --> 00:28:30.291
‫ریو گوان‌مو از یه دانشگاه معتبر
‫تو آمریکا فارغ‌التحصیل شده

506
00:28:30.375 --> 00:28:33.461
‫و یه هنرمند آینده‌دار
‫با شهرت بین‌المللی‌ـه.

507
00:28:33.545 --> 00:28:34.754
‫در حالی که موکل تو

508
00:28:35.839 --> 00:28:37.590
‫فقط یه آماتورـه.

509
00:28:41.511 --> 00:28:43.138
‫تعصباتت رو کنار بذار

510
00:28:44.347 --> 00:28:45.640
‫و به اصل موضوع نگاه کن.

511
00:28:50.270 --> 00:28:52.605
‫«دادگاه»

512
00:28:52.689 --> 00:28:56.192
‫«جلسه امروز دادگاه»
‫«شاکی: ریو، متهم: مون، در حال رسیدگی»

513
00:29:11.416 --> 00:29:15.420
‫«اولین جلسه رسیدگی»
‫«به دلیل نقض کپی‌رایت فیِستا»

514
00:29:17.046 --> 00:29:18.590
‫همه برخیزید.

515
00:29:29.309 --> 00:29:31.186
‫می‌تونید بنشینید.

516
00:29:33.646 --> 00:29:35.190
‫«ریو گوان‌مو، مون جونگ‌هه»

517
00:29:35.273 --> 00:29:38.443
‫از نظر دادگاه
‫بین اثرِ «فیِستای شاکی»

518
00:29:38.526 --> 00:29:41.154
‫و اثر «شهربازی» متهم

519
00:29:41.237 --> 00:29:43.865
‫نه تنها هیچ اختلافی نیست،

520
00:29:43.948 --> 00:29:45.533
‫بلکه شباهت‌های زیادی وجود داره.

521
00:29:45.617 --> 00:29:49.370
‫تنها موضوع اختلاف، مشتق بودنِ اثرـه.
‫[یعنی یک نفر اثرش رو براساس دیگری خلق کرده]

522
00:29:49.454 --> 00:29:52.248
‫فیِستای شاکی
‫در اکتبر ۲۰۲۴ معرفی شد

523
00:29:52.332 --> 00:29:53.833
‫و در نوامبر هم نمایش داده شد،

524
00:29:53.917 --> 00:29:56.127
‫که رسانه‌های زیادی هم اون رو پوشش دادن.

525
00:29:56.211 --> 00:29:59.839
‫پس منطقیه که فرض کنیم
‫متهم فیِستا رو هم از نزدیک

526
00:29:59.923 --> 00:30:01.925
‫و هم از طریق
‫رسانه‌های مختلف در نمایشگاه دیده،

527
00:30:02.008 --> 00:30:04.344
‫و بعد در اثر شهربازی از اون استفاده کرده.

528
00:30:05.220 --> 00:30:07.013
‫اگر اثر شهربازی متهم

529
00:30:07.096 --> 00:30:09.599
‫در واقع قبل از فیِستا خلق شده،

530
00:30:09.682 --> 00:30:12.602
‫این به منزله تقلید شاکی از کار متهم خواهد بود.

531
00:30:12.685 --> 00:30:15.188
‫شهربازی در مارس ۲۰۲۴

532
00:30:15.271 --> 00:30:17.148
‫قبل از معرفی فیِستا تکمیل شد.

533
00:30:17.232 --> 00:30:19.734
‫استدلال متهم کاملا بی اساسه.

534
00:30:20.360 --> 00:30:22.403
‫متهم هیچ مدرک عینی ارائه نکرده

535
00:30:22.487 --> 00:30:24.405
‫که ثابت کنه اثر شهربازی کِی تکمیل شده.

536
00:30:24.489 --> 00:30:25.865
‫این درست نیست.

537
00:30:25.949 --> 00:30:27.784
‫متهم قبل از معرفی اثر فیِستا

538
00:30:27.867 --> 00:30:30.411
‫اثر شهربازی رو
‫در بازار دست‌فروش‌ها به فروخته بوده.

539
00:30:30.495 --> 00:30:33.748
‫کسی که ادعا می‌کنه
‫اثر متهم رو خریده خانم هوانگ یه‌جین‌ـه،

540
00:30:33.832 --> 00:30:36.459
‫ولی شهادت ایشون فاقد اعتبارـه.

541
00:30:36.543 --> 00:30:38.378
‫این خلاصه، استدلال‌ها رو با جزئیات توضیح داده.

542
00:30:38.461 --> 00:30:39.838
‫بله.

543
00:30:39.921 --> 00:30:43.550
‫نگرانی درمورد اعتبار شهادت خانم هوانگ،

544
00:30:43.633 --> 00:30:46.219
‫با توجه به رابطه ایشون
‫با خانم لی سویونگ، پذیرفته میشه.

545
00:30:46.302 --> 00:30:48.972
‫دادگاه همچنین شهادت دوستانشون رو قبول داره

546
00:30:49.055 --> 00:30:50.306
‫که این نگرانی رو تایید می‌کنه.

547
00:30:51.808 --> 00:30:55.645
‫خانم وکیل مدافع، آیا شما
‫به جز شهادت خانم هوانگ یه‌جین

548
00:30:55.728 --> 00:30:58.523
‫که گفته اثر شهربازی رو در آوریل 2024

549
00:30:58.606 --> 00:31:00.441
‫از بازار خریده، مدرک عینی دیگه‌ای دارید؟

550
00:31:00.525 --> 00:31:01.651
‫بله، عالیجناب.

551
00:31:02.151 --> 00:31:04.112
‫برای ارائه چنین مدرکی،
‫از دادگاه درخواست می‌کنیم

552
00:31:04.195 --> 00:31:06.698
‫که اجازه بده طرفین،
‫طبق خلاصه ارائه شده

553
00:31:06.781 --> 00:31:08.074
‫از شاکی و متهم بازجویی کنن.

554
00:31:13.538 --> 00:31:15.790
‫«فیِستا اثر ریو گوان‌مو»
‫«شهربازی اثر مون جونگ‌هه»

555
00:31:15.874 --> 00:31:17.375
‫به نظر میاد که شما در فیِستا،

556
00:31:17.458 --> 00:31:19.836
‫از سبک جدیدی استفاده کردید
‫که قبلا در آثارتون دیده نشده.

557
00:31:19.919 --> 00:31:23.172
‫می‌تونید بگید چی باعث شد که
‫این روش جدید رو امتحان کنید؟

558
00:31:23.923 --> 00:31:27.552
‫وقتی تو اس‌ای‌آی‌سی بودم…
‫می‌دونید که چیه؟

559
00:31:27.635 --> 00:31:30.096
‫یعنی دانشکده و موسسه هنر شیکاگو.

560
00:31:33.182 --> 00:31:34.642
‫حتما می‌دونید…

561
00:31:35.560 --> 00:31:38.605
‫این یه دانشکده هنری مشهور جهانی‌ـه

562
00:31:38.688 --> 00:31:40.899
‫که موجی از نابغه‌های هنری رو پرورش داده.

563
00:31:41.774 --> 00:31:44.777
‫یه مدرسه تخصصی‌ـه.
‫به نظرتون عجیبه؟

564
00:31:46.446 --> 00:31:48.239
‫اگه با هنر ناآشنا باشید، شاید عجیب نباشه.

565
00:31:48.323 --> 00:31:51.492
‫حتما واسه همینه که
‫شما وکیل همچین آدمی هستید.

566
00:31:52.493 --> 00:31:56.331
‫حرفش رو قطع کن. نذار انقدر پرحرفی کنه.

567
00:31:56.414 --> 00:31:59.584
‫شاهد باید پاسخ‌هاش رو
‫به سوالات وکیل محدود کنه.

568
00:32:00.293 --> 00:32:01.461
‫اجازه بدید دوباره بپرسم.

569
00:32:02.003 --> 00:32:05.173
‫می‌تونید بگید چی باعث شد که
‫این روش جدید رو امتحان کنید؟

570
00:32:05.840 --> 00:32:07.467
‫تجربیات شخصی یک هنرمند

571
00:32:08.509 --> 00:32:13.431
‫و تغییرات عاطفی، تاثیر عمیقی

572
00:32:14.098 --> 00:32:16.809
‫روی آثارش داره.

573
00:32:17.352 --> 00:32:19.604
‫مدتی قبل از اینکه فیِستا رو خلق کنم

574
00:32:20.313 --> 00:32:22.941
‫فرزندم به دنیا اومد.

575
00:32:23.858 --> 00:32:26.402
‫وقتی برای اولین بار بچه‌م رو

576
00:32:26.486 --> 00:32:29.530
‫تو آغوش گرفتم،

577
00:32:29.614 --> 00:32:32.575
‫احساس خوشحالی و شادی کردم،

578
00:32:33.076 --> 00:32:36.412
‫و احساسات جدیدی نسبت به انسان‌ها پیدا کردم.

579
00:32:36.496 --> 00:32:38.456
‫همه این‌ها تاثیر عمیقی روی آثارم گذاشت.

580
00:32:38.539 --> 00:32:40.500
‫در کارهای قبلیم، زیبایی فضای خالی

581
00:32:40.583 --> 00:32:43.962
‫و هماهنگی سیاه و سفید به خوبی نمایان بود.

582
00:32:44.045 --> 00:32:45.254
‫ولی در فیِستا…

583
00:32:46.464 --> 00:32:50.468
‫در اثر خودم، فیِستا،
‫با تکنیک ریختن رنگ

584
00:32:50.551 --> 00:32:53.554
‫و یک تکنیک بافت‌پردازیِ خاص
‫که خودم شخصا ابداعش کردم،

585
00:32:54.180 --> 00:32:56.391
‫اثری رو خلق کردم که

586
00:32:56.474 --> 00:32:59.602
‫که جذاب و شادـه
‫و رنگ‌های زنده در اون دیده میشه.

587
00:32:59.686 --> 00:33:01.312
‫لا فیِستا.

588
00:33:03.773 --> 00:33:06.526
‫به اسپانیایی به معنی «جشنواره»ست.

589
00:33:11.197 --> 00:33:13.241
‫همین دیگه. یه جور جشنواره‌ست.

590
00:33:14.909 --> 00:33:16.160
‫تولد یه بچه.

591
00:33:18.913 --> 00:33:21.624
‫میشه تکنیک ریختن رنگ
‫و بافت‌پردازی رو توضیح بدید؟

592
00:33:22.875 --> 00:33:24.043
‫تکنیک ریختن رنگ

593
00:33:25.003 --> 00:33:28.423
‫یعنی رنگ رو مستقیم روی بوم می‌ریزیم.

594
00:33:28.506 --> 00:33:32.343
‫تکنیک بافت‌پردازی
‫یه روش خاصه که برای ایجاد بافت بصری

595
00:33:32.427 --> 00:33:34.178
‫استفاده میشه.

596
00:33:34.262 --> 00:33:36.472
‫- فهمیدم...
‫- تو اثرم، فیِستا،

597
00:33:36.973 --> 00:33:40.059
‫نسبت آب و مقدار رنگ رو
‫جوری دقیق تنظیم کردم

598
00:33:40.143 --> 00:33:44.981
‫که چکیدن رنگ کاملا
‫کنترل شده و دقیق باشه و همین باعث شد

599
00:33:45.064 --> 00:33:46.357
‫جلوه بصری قوی داشته باشه...

600
00:33:46.441 --> 00:33:47.775
‫بله، ممنونم.

601
00:33:48.943 --> 00:33:50.278
‫اینجوری خلقش کردم.

602
00:33:51.904 --> 00:33:52.989
‫آره.

603
00:33:55.033 --> 00:33:58.327
‫کاملا مشخصه که
‫ریو گوان‌مو خالق این تکنیک جدیدـه.

604
00:34:05.752 --> 00:34:07.920
‫به عنوان یک هنرمند، کاری که خلق کردی…

605
00:34:10.089 --> 00:34:11.049
‫ای بابا.

606
00:34:11.549 --> 00:34:15.219
‫این روزها همه اسم خودشون رو گذاشتن هنرمند.

607
00:34:15.303 --> 00:34:17.013
‫لطفا آروم باشید، قربان.

608
00:34:17.513 --> 00:34:18.389
‫ای بابا.

609
00:34:19.098 --> 00:34:21.601
‫به عنوان یه هنرمند،
‫تمام آثاری که خلق کردید...

610
00:34:21.684 --> 00:34:22.769
‫وای، چی؟ هنر؟

611
00:34:22.852 --> 00:34:25.605
‫شاکی، خودت رو جمع و جور کن.

612
00:34:26.939 --> 00:34:29.358
‫خانم وکیل، می‌تونید ادامه بدید.

613
00:34:31.652 --> 00:34:35.782
‫به عنوان یه هنرمند، تمام آثاری که
‫خلق کردید، یه سبک مشترکی دارن.

614
00:34:35.865 --> 00:34:38.993
‫می‌تونید توضیح بدید
‫چطور به این تکنیک‌ها رسیدید؟

615
00:34:40.870 --> 00:34:42.914
‫بله، خب، من…

616
00:34:42.997 --> 00:34:43.956
‫من…

617
00:34:51.089 --> 00:34:53.925
‫خب…

618
00:34:57.678 --> 00:34:59.013
‫همینجوری کشیدمش.

619
00:35:01.849 --> 00:35:05.728
‫وقتی بچه بودید، با پدرتون رفتید شهربازی

620
00:35:06.354 --> 00:35:07.897
‫- و یه رژه رنگارنگ رو دیدید...
‫- قربان،

621
00:35:07.980 --> 00:35:10.608
‫اعتراض دارم. این یه سوال هدایت‌کننده‌ست.

622
00:35:11.526 --> 00:35:12.485
‫خانم وکیل،

623
00:35:13.444 --> 00:35:17.824
‫موقع بازجویی از شاهد خودتون
‫پرسیدن سوالات هدایت‌کننده ممنوعه.

624
00:35:17.907 --> 00:35:21.202
‫این قوانین ابتدایی رو نمی‌دونید؟

625
00:35:32.588 --> 00:35:36.342
‫فقط لازمه بگید قصدت از نقاشی چی بوده.

626
00:35:38.052 --> 00:35:39.137
‫نمی‌دونم.

627
00:35:45.351 --> 00:35:46.435
‫اون چشه؟

628
00:35:49.021 --> 00:35:50.314
‫خانم مون.

629
00:35:50.398 --> 00:35:52.525
‫تمام آثار شما از رنگ‌های زنده استفاده شده.

630
00:35:52.608 --> 00:35:54.735
‫می‌تونی بگید چطور از

631
00:35:54.819 --> 00:35:56.904
‫طیف وسیع‌تری از رنگ‌ها
‫نسبت به چیزی که دیده می‌شه، استفاده کردی؟

632
00:35:56.988 --> 00:35:59.448
‫من… نمی‌دونم.

633
00:35:59.532 --> 00:36:01.909
‫می‌تونم برم خونه؟

634
00:36:02.785 --> 00:36:04.787
‫پرسیدن سوال چه فایده‌ای داره؟

635
00:36:04.871 --> 00:36:07.832
‫یه کپی‌کار چه می‌دونه این چیزها چیه؟

636
00:36:07.915 --> 00:36:09.208
‫حالت خوبه؟

637
00:36:09.292 --> 00:36:10.668
‫نه، مسئله این نیست…

638
00:36:21.721 --> 00:36:23.431
‫لطفا منو ببخشید.

639
00:36:24.265 --> 00:36:26.767
‫داره… داره عذرخواهی می‌کنه؟

640
00:36:26.851 --> 00:36:29.145
‫- آبروم رو بردی…
‫- یعنی همین الان اعتراف کرد؟

641
00:36:29.687 --> 00:36:31.147
‫حالا داری عذرخواهی می‌کنی؟

642
00:36:32.273 --> 00:36:35.234
‫قانون باید جلوی آدم‌هایی مثل اون رو بگیره

643
00:36:35.318 --> 00:36:38.029
‫تا جرات نکنن دوباره قلمو دست بگیرن!

644
00:36:38.112 --> 00:36:40.781
‫ببخشید. لطفا منو ببخشید.

645
00:36:40.865 --> 00:36:42.617
‫مامان…

646
00:36:43.826 --> 00:36:44.911
‫جونگ‌هه.

647
00:36:46.537 --> 00:36:47.538
‫مامان…

648
00:36:47.622 --> 00:36:49.040
‫چیزی نیست.

649
00:36:52.126 --> 00:36:54.128
‫داری چیکار می‌کنی؟

650
00:36:54.795 --> 00:36:57.173
‫ببین چه نمایش مسخره‌ای راه انداختی، لعنتی.

651
00:36:58.799 --> 00:37:01.761
‫واقعا که آدم مزخرفی هستی.

652
00:37:04.430 --> 00:37:05.681
‫فکر کنم تموم شد.

653
00:37:06.974 --> 00:37:08.851
‫- خوبه…
‫- لطفا نظم دادگاه رو رعایت کنید.

654
00:37:10.478 --> 00:37:11.646
‫سکوت.

655
00:37:12.396 --> 00:37:14.857
‫به دلیل مشکلات حین بازجویی از شاهد،

656
00:37:14.941 --> 00:37:16.567
‫ده دقیقه استراحت می‌کنیم.

657
00:37:26.619 --> 00:37:27.703
‫چی؟

658
00:37:28.329 --> 00:37:29.705
‫معلولیت ذهنی؟

659
00:37:31.457 --> 00:37:32.333
‫بله.

660
00:37:35.795 --> 00:37:38.214
‫از نظر جسمانی، ۲۱ سالشه،

661
00:37:38.965 --> 00:37:41.926
‫ولی سطح شناختیش
‫در حد یه نوجوان ۱۳ ساله‌ست.

662
00:37:42.677 --> 00:37:46.764
‫ولی در حدی نیست که
‫نتونه از پس زندگی روزمره‌ش بربیاد.

663
00:37:46.847 --> 00:37:48.266
‫همه کاری می‌تونه انجام بده…

664
00:37:51.310 --> 00:37:52.561
‫خدای من…

665
00:37:54.939 --> 00:37:56.649
‫من…

666
00:37:58.109 --> 00:38:01.195
‫نمی‌خواستم زندگیش رو
‫به عنوان یه فرد معلول بگذرونه،

667
00:38:01.279 --> 00:38:02.905
‫برای همین هیچ وقت ثبتش نکردم.

668
00:38:07.535 --> 00:38:09.036
‫نمیشه همینجا متوقفش کنیم؟

669
00:38:09.120 --> 00:38:12.206
‫اگه متوقفش کنیم، پرونده رو می‌بازید.

670
00:38:13.416 --> 00:38:15.668
‫بعدش خسارت مالی…

671
00:38:18.087 --> 00:38:20.131
‫مطمئن نیستم بتونه از پسش بربیاد.

672
00:38:27.013 --> 00:38:28.472
‫و دلم نمی‌خوام

673
00:38:28.556 --> 00:38:32.560
‫مردم بفهمن جونگ‌هه من معلول‌ـه.

674
00:38:32.643 --> 00:38:35.021
‫برای همین خودم به جلسه مشاوره اومدم.

675
00:38:35.104 --> 00:38:36.856
‫ولی به معلولیتش اشاره نکردید.

676
00:38:41.527 --> 00:38:44.030
‫فکر نمی‌کردم فرقی کنه.

677
00:38:48.326 --> 00:38:51.120
‫واقعا که احمقی.

678
00:38:51.203 --> 00:38:55.249
‫آخه کدوم آدم احمقی بدون اینکه
‫بدونه موکلش معلولیت ذهنی داره،

679
00:38:55.333 --> 00:38:56.834
‫استراتژی می‌چینه؟

680
00:38:56.917 --> 00:39:00.254
‫اگه از یه کارشناس خِبره و یه بچه معلول بخوای

681
00:39:00.338 --> 00:39:04.759
‫تکنیک‌های نقاشی رو توضیح بدن،
‫فکر می‌کنی کدومشون بهتره؟

682
00:39:04.842 --> 00:39:05.718
‫دیگه کافیه.

683
00:39:08.596 --> 00:39:10.056
‫خب حالا چیکار کنیم؟

684
00:39:11.057 --> 00:39:11.932
‫برو.

685
00:39:13.392 --> 00:39:14.477
‫ببخشید.

686
00:39:14.560 --> 00:39:17.813
‫من مسئول پرونده‌های رایگان هستم.
‫تو نمی‌تونی بهم بگی برم.

687
00:39:17.897 --> 00:39:20.441
‫اون به عنوان همکارک، تحت صلاحیت خودمه.

688
00:39:21.317 --> 00:39:24.945
‫وای… چه لحظه تاثیر گذاری بین همکارها هست.

689
00:39:26.572 --> 00:39:28.532
‫دیگه گند نزنید!

690
00:39:36.916 --> 00:39:38.209
‫معذرت می‌خوام.

691
00:39:40.544 --> 00:39:41.796
‫واقعا نمی‌دونستی؟

692
00:39:42.755 --> 00:39:43.631
‫نه.

693
00:39:43.714 --> 00:39:47.676
‫مادرش به جای خودش
‫تو جلسه مشاوره شرکت کرد.

694
00:39:48.803 --> 00:39:50.638
‫کسی که ما رو به هم معرفی کرد

695
00:39:51.972 --> 00:39:53.349
‫کم‌شنواست،

696
00:39:53.432 --> 00:39:56.018
‫پس به نظرم برای همینه که
‫متوجه معلولیت جونگ‌هه نشده.

697
00:39:57.978 --> 00:40:01.273
‫آهان، حالا میشه درک کرد.

698
00:40:01.774 --> 00:40:05.277
‫بین افراد ناشنوا و شنوا موانع ارتباطی وجود داره.

699
00:40:05.361 --> 00:40:08.114
‫شاید فکر کرده فقط یه سوءتفاهمه.

700
00:40:09.865 --> 00:40:12.284
‫تو هم زمان خیلی کمی برای آماده شدن داشتی.

701
00:40:13.577 --> 00:40:14.620
‫حالا چیکار کنیم؟

702
00:40:15.996 --> 00:40:19.208
‫اگه می‌دونستم،
‫نمی‌ذاشتم به جایگاه شاهد بیاد.

703
00:40:20.543 --> 00:40:21.752
‫دیگه گذشت.

704
00:40:23.754 --> 00:40:25.047
‫وقتی دادگاه دوباره شروع شد،

705
00:40:25.131 --> 00:40:27.800
‫مشکل سلامتی رو بهانه کن
‫تا بازجویی متوقف بشه.

706
00:40:28.926 --> 00:40:31.220
‫چشم. متوجه شدم.

707
00:40:31.303 --> 00:40:32.346
‫چی؟

708
00:40:34.181 --> 00:40:35.433
‫معلولیت ذهنی؟

709
00:40:36.225 --> 00:40:37.226
‫بله.

710
00:40:38.602 --> 00:40:39.603
‫چه چرخش جالبی.

711
00:40:40.438 --> 00:40:41.313
‫آره، واقعا.

712
00:40:43.315 --> 00:40:44.316
‫تو باید

713
00:40:45.025 --> 00:40:48.404
‫متهم رو وادار کنی به جایگاه شاهد بیاد
‫و باهاش جدی برخورد کنی.

714
00:40:49.488 --> 00:40:50.489
‫چشم.

715
00:40:52.241 --> 00:40:53.159
‫جناب قاضی.

716
00:40:53.784 --> 00:40:57.580
‫متهم حال خوبی نداره.
‫بازجویی بیشتر براشون سخته.

717
00:40:57.663 --> 00:41:00.875
‫جناب قاضی، وکیل مدافع
‫درخواست این بازجویی رو دادن.

718
00:41:00.958 --> 00:41:04.503
‫و تنها راه تایید تاریخ اتمام اثر متهم،

719
00:41:04.587 --> 00:41:07.339
‫از طریق شهادت خودِ متهم‌ـه.

720
00:41:07.423 --> 00:41:10.384
‫می‌تونیم این رو  از طریق سابقه
‫آثارِ متهم که سبک یکپارچه‌ای دارن،

721
00:41:10.468 --> 00:41:11.343
‫بررسی کنیم.

722
00:41:11.427 --> 00:41:14.763
‫اگر بخوایم مطمئن بشیم
‫این آثار رو واقعا خودِ متهم خلق کرده

723
00:41:14.847 --> 00:41:18.392
‫نه اینکه اخیرا بعد از این ماجرا خلق شدن

724
00:41:18.476 --> 00:41:20.936
‫ضروریه که متهم شهادت بده.

725
00:41:21.020 --> 00:41:25.107
‫- بله، ولی...
‫- از اونجایی که متهم حضور داره،

726
00:41:25.191 --> 00:41:28.360
‫فکر می‌کنم بهترین کار ادامه بازجویی باشه.

727
00:41:28.444 --> 00:41:30.696
‫اگر دادگاه تشخیص بده
‫از نظر جسمانی قادر به ادامه نیستن،

728
00:41:30.779 --> 00:41:33.866
‫دادگاه از اختیارات خود
‫برای تعلیق جلسه استفاده خواهد کرد.

729
00:41:40.456 --> 00:41:43.542
‫خانم مون،
‫شما تا حالا کلاس نقاشی رفتید؟

730
00:41:44.919 --> 00:41:47.588
‫شهادت شما ضبط میشه،
‫پس لطفا بلند جواب بدید.

731
00:41:49.131 --> 00:41:50.966
‫- آره.
‫- و کجا رفتید؟

732
00:41:51.592 --> 00:41:52.801
‫آکادمی هنر جومی…

733
00:41:52.885 --> 00:41:54.261
‫لطفا بلندتر صحبت کنید.

734
00:41:54.345 --> 00:41:56.639
‫آکادمی هنر جومی.

735
00:41:57.681 --> 00:41:58.933
‫جناب قاضی،

736
00:41:59.016 --> 00:42:01.060
‫آکادمی هنر جومی یه موسسه محلیه

737
00:42:01.143 --> 00:42:02.269
‫که توسط یک فرد غیرمتخصص اداره میشه.

738
00:42:02.937 --> 00:42:03.938
‫باشه.

739
00:42:05.856 --> 00:42:08.734
‫آیا یو سونگ‌اون که
‫اونجا درس می‌خونه رو می‌شناسید؟

740
00:42:08.817 --> 00:42:11.153
‫- آره.
‫- لطفا واضح جواب بدید.

741
00:42:11.237 --> 00:42:12.571
‫بله!

742
00:42:13.697 --> 00:42:15.491
‫طبق گفته خانم یو،

743
00:42:15.574 --> 00:42:19.245
‫دانش‌آموزان آکادمی اغلب
‫به نمایشگاه‌های هنری میرن

744
00:42:19.328 --> 00:42:22.581
‫و آثار دیده شده رو
‫به عنوان تمرین کپی می‌کردن.

745
00:42:22.665 --> 00:42:23.791
‫درسته؟

746
00:42:23.874 --> 00:42:25.292
‫بله.

747
00:42:26.627 --> 00:42:27.586
‫مون جونگ‌هه

748
00:42:38.556 --> 00:42:41.433
‫- شما قبلا این اثر رو دیدید؟
‫- بله.

749
00:42:41.517 --> 00:42:42.893
‫قبلا اون رو کپی کردید؟

750
00:42:42.977 --> 00:42:43.894
‫بله.

751
00:42:46.438 --> 00:42:48.983
‫این دفترچه طراحی متهمه که
‫از آکادمی هنر خودش گرفته شده.

752
00:42:49.066 --> 00:42:51.610
‫در این دفتر چند اثرِ کپی‌شده

753
00:42:51.694 --> 00:42:54.238
‫از آقای ریو گوان‌مو رو پیدا کردیم.

754
00:42:54.321 --> 00:42:55.281
‫اون رو به عنوان مدرک ارائه می‌کنیم.

755
00:42:58.576 --> 00:42:59.785
‫اعتراض دارم، جناب قاضی.

756
00:43:00.411 --> 00:43:02.746
‫این‌که متهم در گذشته آثاری رو کپی کرده،

757
00:43:02.830 --> 00:43:05.624
‫نمی‌تونه به عنوان مدرک
‫برای اثبات کپی کردن اثر فیِستا استفاده بشه.

758
00:43:06.250 --> 00:43:08.836
‫من معتقدم که این موضوع
‫به اصل ماجرا مربوط می‌شه.

759
00:43:09.336 --> 00:43:11.380
‫خانم وکیل، ادامه بدید.

760
00:43:13.757 --> 00:43:16.635
‫فکر کنم شما هم یه نمایشگاه

761
00:43:16.719 --> 00:43:18.762
‫از آثار آقای ریو رو دیده باشید، درسته؟

762
00:43:19.430 --> 00:43:21.307
‫- بله.
‫- کدوم نمایشگاه بود؟

763
00:43:22.057 --> 00:43:24.643
‫راستش دقیق یادم نمیاد…

764
00:43:25.519 --> 00:43:27.730
‫ازتون میخوام اجازه بدید شهادتِ
‫خانم یو به عنوان مدرک ثبت بشه.

765
00:43:27.813 --> 00:43:29.356
‫بر اساس شهادت او،

766
00:43:29.440 --> 00:43:31.775
‫تمام دانش‌آموزان آکادمی،
‫از جمله متهم،

767
00:43:31.859 --> 00:43:36.030
‫در تاریخ ۳ نوامبر ۲۰۲۴
‫از نمایشگاه آقای ریو بازدید کردن،

768
00:43:36.113 --> 00:43:39.325
‫و اثر فیِستا یکی از آثارِ
‫نمایش داده شده در اون نمایشگاه بوده.

769
00:43:42.786 --> 00:43:43.787
‫«شهادت شاهد»

770
00:43:48.125 --> 00:43:50.502
‫بله، اجازه می‌دم.

771
00:43:53.339 --> 00:43:55.382
‫پس از دیدن فیِستا در نمایشگاه،

772
00:43:55.466 --> 00:43:59.261
‫شما اون رو کپی کردید و در بازار
‫به قیمت ۱۰۰ هزار وون فروختید، درسته؟

773
00:44:00.554 --> 00:44:02.348
‫این…

774
00:44:02.431 --> 00:44:03.724
‫اینطور نیست…

775
00:44:03.807 --> 00:44:06.268
‫کپی کردن اثر دیگران جرم محسوب میشه.

776
00:44:06.352 --> 00:44:09.855
‫دروغ گفتن در دادگاه هم جرم محسوب میشه.

777
00:44:11.357 --> 00:44:13.275
‫یه کاری بکن. همینجوری واینستا.

778
00:44:17.112 --> 00:44:18.405
‫اجازه بدید دوباره بپرسم.

779
00:44:18.989 --> 00:44:23.494
‫بعد از بازدید از نمایشگاه آقای ریو در ۳ نوامبر،

780
00:44:23.577 --> 00:44:25.329
‫که در آن فیِستا رو دیدید،

781
00:44:25.412 --> 00:44:28.916
‫آیا اون رو برای کسب درآمد کپی کردید یا نه؟

782
00:44:30.459 --> 00:44:33.170
‫- من می‌خوام برم خونه.
‫- به سوال جواب بدید.

783
00:44:33.253 --> 00:44:34.588
‫بله.

784
00:44:34.672 --> 00:44:35.756
‫بله!

785
00:44:38.842 --> 00:44:39.802
‫سوال دیگه‌ای ندارم.

786
00:44:41.095 --> 00:44:42.471
‫یه کاری بکن!

787
00:45:09.748 --> 00:45:12.751
‫خانم وکیل، می‌خواید
‫از متهم بازجویی کنید؟

788
00:45:18.048 --> 00:45:19.675
‫تعصباتت رو کنار بذار

789
00:45:20.884 --> 00:45:22.094
‫و به اصل موضوع نگاه کن.

790
00:45:24.096 --> 00:45:25.097
‫خانم وکیل.

791
00:45:26.140 --> 00:45:28.559
‫خانم وکیل، حالتون خوبه؟

792
00:45:32.187 --> 00:45:33.397
‫جناب قاضی.

793
00:45:34.356 --> 00:45:37.192
‫می‌تونم درخواست یک استراحت کوتاه کنم؟

794
00:45:38.318 --> 00:45:42.156
‫البته. بالاخره تو یه تازه‌کاری.

795
00:45:46.452 --> 00:45:49.204
‫فکر می‌کردی خیلی حرفه‌ای هستی. حالا چی؟

796
00:45:49.872 --> 00:45:51.790
‫می‌خوای پرونده رو خودم ادامه بدم؟

797
00:45:51.874 --> 00:45:54.168
‫بگو: «لطفا کمکم کنید، قربان.»
‫منم کمک می‌کنم.

798
00:45:54.251 --> 00:45:56.128
‫نه، خودم انجامش می‌دم.

799
00:45:56.211 --> 00:45:58.088
‫هنوز هم مغروری.

800
00:45:59.673 --> 00:46:02.259
‫نباید بذاریم بدترین سناریو اتفاق بیفته.

801
00:46:02.885 --> 00:46:04.970
‫بذار اعتراف کنه که کپی کرده.

802
00:46:06.805 --> 00:46:08.015
‫اون موکل منه.

803
00:46:08.515 --> 00:46:09.892
‫خودم رسیدگی می‌کنم.

804
00:46:11.310 --> 00:46:13.437
‫نگاش کن، چقدر پرروئه!

805
00:46:14.438 --> 00:46:15.939
‫چرا انقدر لجبازی می‌کنی؟

806
00:46:18.901 --> 00:46:20.194
‫چه خبره؟

807
00:46:21.236 --> 00:46:23.989
‫هیچی.
‫سرت تو کار خودت باشه. لعنتی…

808
00:46:30.078 --> 00:46:33.415
‫چیکار می‌کنی؟ واقعا که.

809
00:46:53.185 --> 00:46:55.354
‫- جونگ‌هه.
‫- بله. من خرابکاری کردم…

810
00:46:57.397 --> 00:46:58.357
‫من…

811
00:46:59.149 --> 00:47:00.818
‫خرابکاری کردم.

812
00:47:07.366 --> 00:47:10.327
‫من وکیل تو هستم.

813
00:47:12.120 --> 00:47:13.580
‫این یعنی،

814
00:47:14.790 --> 00:47:19.044
‫کاملا طرف تو هستم.

815
00:47:20.254 --> 00:47:21.296
‫و…

816
00:47:22.631 --> 00:47:25.342
‫هر چیزی که به من بگی،

817
00:47:26.009 --> 00:47:27.886
‫به کسی نمی‌گم.

818
00:47:32.266 --> 00:47:35.978
‫می‌تونی درمورد نقاشی بهم بگی؟

819
00:47:42.442 --> 00:47:43.610
‫بله.

820
00:48:13.724 --> 00:48:15.559
‫«در حال رسیدگی»

821
00:48:15.642 --> 00:48:18.353
‫فیِستا درمورد چیه؟

822
00:48:18.437 --> 00:48:19.563
‫باور نکردنیه.

823
00:48:26.945 --> 00:48:29.990
‫قبل از تولد فرزندم،

824
00:48:30.616 --> 00:48:33.285
‫یه بار با هنرمند میناتو
‫که اون هم اواخر بارداریش بود

825
00:48:33.368 --> 00:48:35.078
‫تو جشنواره نورها شرکت کردم،

826
00:48:35.162 --> 00:48:37.289
‫ما درمورد احساسات مختلف

827
00:48:37.372 --> 00:48:40.792
‫درمورد بچه‌دار شدن صحبت کردیم.
‫من از این احساسات برای الهام گرفتن

828
00:48:40.876 --> 00:48:43.462
‫و خلق تصویری از اون جشنواره استفاده کردم.

829
00:48:44.463 --> 00:48:46.048
‫مثل یک نقاشی از منظره‌ست.

830
00:48:46.715 --> 00:48:48.300
‫- پس منظره‌ست.
‫- بله.

831
00:48:49.384 --> 00:48:52.638
‫آیا ممکنه تصویر پنهانی هم در اثرتون باشه؟

832
00:49:07.152 --> 00:49:09.404
‫نه. چرا می‌پرسید؟

833
00:49:09.488 --> 00:49:11.073
‫پس وجود نداره؟

834
00:49:13.408 --> 00:49:14.326
‫وجود نداره.

835
00:49:15.911 --> 00:49:17.287
‫سوال دیگه‌ای ندارم.

836
00:49:29.341 --> 00:49:30.509
‫خانم مون.

837
00:49:32.052 --> 00:49:35.889
‫اون نقاشی که اونجاست، موضوعش چیه؟

838
00:49:51.488 --> 00:49:53.407
‫چهره بابام.

839
00:49:54.825 --> 00:49:57.786
‫آهان. چهره بابات.

840
00:49:59.162 --> 00:50:00.789
‫چهره بابات رو یادته؟

841
00:50:01.581 --> 00:50:02.749
‫یه عکس ازش دارم.

842
00:50:02.833 --> 00:50:03.917
‫ازش عکس داری؟

843
00:50:04.626 --> 00:50:05.669
‫می‌تونی نشونم بدی؟

844
00:50:06.336 --> 00:50:07.337
‫بله.

845
00:50:21.852 --> 00:50:24.229
‫ما عکس پدر متهم رو
‫به عنوان مدرک ارائه می‌دیم.

846
00:50:39.453 --> 00:50:40.662
‫از جایی که من ایستاده‌ام،

847
00:50:41.621 --> 00:50:44.833
‫چهره بابات رو درست نمی‌بینم.

848
00:50:47.836 --> 00:50:49.087
‫می‌ترسیدم

849
00:50:50.297 --> 00:50:53.050
‫اگه چهره‌ش رو بکشم، مادرم ناراحت بشه

850
00:50:53.717 --> 00:50:55.218
‫واسه همین قایمش کردم.

851
00:50:55.302 --> 00:50:56.636
‫کجا؟

852
00:50:57.220 --> 00:50:59.264
‫چطور می‌تونیم چهره‌ش رو ببینیم؟

853
00:50:59.347 --> 00:51:03.018
‫اگه تو اتاق تاریک روش نور بندازید،

854
00:51:03.852 --> 00:51:04.728
‫می‌بینید.

855
00:51:05.771 --> 00:51:07.230
‫اجازه هست ببینمش؟

856
00:51:12.277 --> 00:51:15.113
‫درخواست می‌کنیم
‫چراغ‌های دادگاه خاموش بشن.

857
00:51:32.297 --> 00:51:34.424
‫«شهربازی اثر مون جونگ‌هه»

858
00:51:40.347 --> 00:51:41.515
‫- خودشه.
‫- واقعیه.

859
00:51:41.598 --> 00:51:42.933
‫- واقعیه.
‫- باباشه.

860
00:51:43.016 --> 00:51:44.267
‫- تغییر کرد.
‫- باباشه.

861
00:51:47.062 --> 00:51:48.438
‫واقعا یه چهره وجود داره.

862
00:51:50.190 --> 00:51:51.775
‫بابام.

863
00:51:52.109 --> 00:51:53.902
‫«چهل دقیقه قبل»

864
00:51:54.194 --> 00:51:55.862
‫من چهره بابام رو کشیدم.

865
00:51:58.281 --> 00:51:59.616
‫بابات؟

866
00:52:04.412 --> 00:52:07.332
‫من که نتونستم چیزی ببینم.

867
00:52:07.415 --> 00:52:10.001
‫نه. من واقعا بابام رو کشیدم.

868
00:52:10.544 --> 00:52:11.503
‫ولی…

869
00:52:14.047 --> 00:52:15.090
‫این یه رازـه.

870
00:52:16.675 --> 00:52:19.386
‫وقتی مامانم چراغ‌ها رو
‫خاموش می‌کنه می‌تونی چهره بابام رو

871
00:52:19.886 --> 00:52:21.012
‫ببینی.

872
00:52:23.640 --> 00:52:24.558
‫دوستش دارم.

873
00:52:26.309 --> 00:52:27.727
‫منو خوشحال می‌کنه.

874
00:52:30.063 --> 00:52:33.150
‫کشیدن چهره بابام منو خوشحال می‌کنه

875
00:52:33.233 --> 00:52:36.611
‫دیدن نقاشیش هم همینطور.

876
00:52:40.157 --> 00:52:43.326
‫جونگ‌هه مادرش رو
‫بیشتر از هر کسی تو دنیا دوست داره.

877
00:52:43.410 --> 00:52:45.245
‫دنیاش حول مادرش می‌چرخه.

878
00:52:49.291 --> 00:52:52.419
‫- جونگ‌هه آدم خاصیه.
‫- خوب تمیزش کن.

879
00:52:52.502 --> 00:52:54.087
‫توانایی‌های ذهنیش پایین نیست.

880
00:52:54.171 --> 00:52:56.214
‫- شاید اینجوری دقیق‌تر باشه که بگیم…
‫- جونگ‌هه.

881
00:52:56.298 --> 00:52:57.883
‫- به حرفش گوش نده.
‫- …استعدادش

882
00:52:57.966 --> 00:53:00.010
‫به جای اینکه کم باشه
‫تو یه زمینه متمرکز شده.

883
00:53:01.219 --> 00:53:03.388
‫جونگ‌هه یه تتراکرومات‌ـه.

884
00:53:03.889 --> 00:53:08.059
‫چشم انسان به طور متوسط
‫می‌تونه حدود یک میلیون رنگ رو تشخیص بده،

885
00:53:08.143 --> 00:53:11.396
‫ولی چشم یک تتراکرومات
‫می‌تونه صد میلیون رنگ رو تشخیص بده.

886
00:53:11.479 --> 00:53:12.898
‫واقعا یه چشم بی‌نقص برای رنگ‌هاست.

887
00:53:14.566 --> 00:53:17.819
‫و با مهارت‌های نبوغ‌آمیزش،
‫فقط می‌خواست یه چیز رو

888
00:53:17.903 --> 00:53:19.154
‫نقاشی کنه.

889
00:53:20.322 --> 00:53:21.531
‫پدری که دلتنگش بود.

890
00:53:29.122 --> 00:53:32.375
‫وقتی جونگ‌هه 12 سالش بود،

891
00:53:32.459 --> 00:53:35.003
‫پدرش جونگ‌هه و مادش رو ترک کرد.

892
00:53:36.338 --> 00:53:40.550
‫بعد از رفتنش،
‫مادرش همه عکس‌هاش رو سوزوند.

893
00:53:46.264 --> 00:53:48.433
‫و چون هر بار که درمورد پدرش حرف می‌زد

894
00:53:48.516 --> 00:53:50.477
‫مادرش عصبانی می‌شد،

895
00:53:50.560 --> 00:53:54.439
‫جونگ‌هه دیگه نمی‌تونست درموردش حرف بزنه.

896
00:53:58.235 --> 00:53:59.861
‫بابا رفت.

897
00:53:59.945 --> 00:54:02.447
‫دیگه با ما زندگی نمی‌کنه.

898
00:54:03.281 --> 00:54:06.576
‫وقتی جونگ‌هه نمی‌تونست
‫درمورد دلتنگیش برای پدرش حرف بزنه،

899
00:54:06.660 --> 00:54:09.704
‫تصمیم گرفت به جای
‫حرف زدن، چهره‌ش رو نقاشی کنه.

900
00:54:10.247 --> 00:54:14.417
‫با این حال، اون انقدر مادرش رو دوست داشت

901
00:54:14.501 --> 00:54:17.128
‫که تصمیم گرفت
‫مخفیانه چهره پدرش رو نقاشی کنه،

902
00:54:17.837 --> 00:54:21.049
‫تا مادرش ناراحت نشه.

903
00:54:22.676 --> 00:54:26.596
‫این برای جونگ‌هه که یک نابغه هنری
‫و یک تتراکرومات بود ممکن بود.

904
00:54:29.975 --> 00:54:31.518
‫در ظاهر تمام نقاشی‌هاش

905
00:54:31.601 --> 00:54:34.604
‫شبیه مناظر پرجنب‌وجوش به نظر می‌رسید،

906
00:54:34.688 --> 00:54:37.941
‫ولی وقتی در تاریکی با نور خاصی روشن می‌شد،

907
00:54:38.024 --> 00:54:40.944
‫تصویرِ با دقت پنهان‌شده پدرش نمایان می‌شد.

908
00:54:42.237 --> 00:54:44.364
‫به خاطر استعداد ذاتیش،

909
00:54:44.447 --> 00:54:47.534
‫می‌توانست هر ضربه‌ی
‫قلم‌مو رو بدون هیچ اشتباهی بزنه

910
00:54:47.617 --> 00:54:49.202
‫و با دقت زیاد

911
00:54:49.286 --> 00:54:52.706
‫بافت‌های بصری،
‫شدت رنگ و کنتراست رو ایجاد کنه.

912
00:54:53.665 --> 00:54:56.710
‫و با استفاده از رنگ‌های فلورسنت،

913
00:54:56.793 --> 00:55:01.006
‫تونست آثاری خلق کنه که
‫شامل تصاویر پنهانِ پدرش بودن

914
00:55:01.089 --> 00:55:04.426
‫که فقط تحت شرایط نوری خاصی نمایان می‌شدن.

915
00:55:04.509 --> 00:55:06.594
‫اینا نقاشی‌های جونگ‌هه هستند.

916
00:55:06.678 --> 00:55:08.763
‫اونا رو تو ماشین داشتم، برای همین آوردمشون.

917
00:55:11.975 --> 00:55:14.269
‫چراغ قوه رو آوردم.

918
00:55:14.352 --> 00:55:15.520
‫- صبر کن.
‫- ولی چرا…

919
00:55:19.941 --> 00:55:20.900
‫بفرما.

920
00:55:55.643 --> 00:55:56.978
‫طفلکی دخترم.

921
00:55:59.981 --> 00:56:01.316
‫جونگ‌هه.

922
00:56:04.819 --> 00:56:05.820
‫آره.

923
00:56:07.405 --> 00:56:09.574
‫مامان رو ببخش.

924
00:56:11.117 --> 00:56:13.536
‫واقعا نمی‌دونستم…

925
00:56:14.329 --> 00:56:15.622
‫نمی‌دونستم که…

926
00:56:23.129 --> 00:56:25.465
‫انقدر دلت برای پدرت تنگ شده.

927
00:56:29.469 --> 00:56:31.930
‫پس به خاطر همینه که این کار رو کردی.

928
00:56:32.430 --> 00:56:35.600
‫به خاطر همینه که هر دفعه
‫یه نقاشی رو تموم می‌کردی،

929
00:56:36.309 --> 00:56:39.104
‫اون رو محکم بغل می‌کردی.

930
00:56:43.858 --> 00:56:45.235
‫جونگ‌هه، اشکالی نداره.

931
00:56:46.236 --> 00:56:48.279
‫می‌تونی دلت براش تنگ بشه.

932
00:56:48.363 --> 00:56:51.408
‫می‌تونی نقاشیش رو بکشی.

933
00:56:52.200 --> 00:56:53.076
‫و اینکه...

934
00:56:55.537 --> 00:56:57.789
‫می‌تونی درموردش با مامان حرف بزنی.

935
00:56:58.415 --> 00:56:59.457
‫اصلا اشکالی نداره.

936
00:57:06.131 --> 00:57:07.006
‫جونگ‌هه.

937
00:57:08.925 --> 00:57:13.179
‫اگر تو دادگاه درمورد نقاشی‌هات ازت بپرسم،

938
00:57:13.972 --> 00:57:15.432
‫می‌تونی همه چی رو توضیح بدی؟

939
00:57:21.521 --> 00:57:22.480
‫جونگ‌هه.

940
00:57:23.273 --> 00:57:25.942
‫می‌تونی به همه بگی
‫چجوری پدرت رو کشیدی.

941
00:57:27.277 --> 00:57:28.778
‫بهت قول می‌دم که اشکالی نداره.

942
00:57:29.821 --> 00:57:30.697
‫باشه؟

943
00:57:31.489 --> 00:57:32.824
‫- باشه؟
‫- باشه.

944
00:57:35.326 --> 00:57:36.202
‫بله.

945
00:57:49.299 --> 00:57:52.093
‫پس بیاید با همین شرایط
‫یه نگاه هم به فیِستا بندازیم.

946
00:57:55.763 --> 00:57:56.723
‫اگر تو اون نقاشی هم باشه، چی؟

947
00:57:57.515 --> 00:57:59.684
‫یعنی اون کسیه که ازش کپی کرده.

948
00:58:01.019 --> 00:58:02.103
‫اوناهاش.

949
00:58:12.864 --> 00:58:15.241
‫همه چی عوض شد.

950
00:58:21.372 --> 00:58:24.459
‫درخواست می‌کنیم
‫شاکی دوباره به جایگاه شاهد بیاد.

951
00:58:28.004 --> 00:58:29.714
‫چطور چهره‌ی پدرِ متهم

952
00:58:29.797 --> 00:58:31.633
‫تو کار شما هم دیده می‌شه؟

953
00:58:32.383 --> 00:58:33.259
‫خب…

954
00:58:34.886 --> 00:58:37.222
‫شما قبلا گفتید
‫هیچ تصویر پنهانی توش نیست.

955
00:58:45.104 --> 00:58:46.606
‫حتما خبر نداشتید.

956
00:58:47.524 --> 00:58:51.402
‫چون فردی که
‫نسخه‌ی اصلی رو کشیده، شما نیستید.

957
00:58:52.862 --> 00:58:55.490
‫متهم کار شاکی رو کپی نکرده.

958
00:58:55.573 --> 00:58:57.992
‫این شاکیه که کار متهم رو کپی کرده.

959
00:58:58.076 --> 00:59:01.454
‫شما بودید که
‫مرتکب نقض کپی‌رایت شدید.

960
00:59:01.538 --> 00:59:04.374
‫و بدون اینکه حتی بدونید
‫تصویر پنهانی وجود داره،

961
00:59:04.457 --> 00:59:07.961
‫از متهم شکایت کردید
‫تا براش پاپوش درست کنید، درسته؟

962
00:59:08.044 --> 00:59:10.129
‫آقای ریو، لطفا جواب بدید.

963
00:59:13.299 --> 00:59:14.300
‫درسته.

964
00:59:21.808 --> 00:59:22.767
‫عذرخواهی کنید.

965
00:59:24.394 --> 00:59:27.272
‫به خاطر اینکه از تعصب سوءاستفاده کردید
‫تا به دروغ خانم مون رو متهم کنید

966
00:59:27.355 --> 00:59:30.108
‫و به خاطر اینکه تو دادگاه
‫ایشون رو تمسخر و تحقیر کردید

967
00:59:30.191 --> 00:59:32.485
‫تا دزدی خودتون رو لاپوشونی کنید.

968
00:59:32.569 --> 00:59:33.653
‫عذرخواهی کنید.

969
00:59:33.736 --> 00:59:35.613
‫اعتراض دارم، جناب قاضی. وکیل…

970
00:59:35.697 --> 00:59:36.656
‫عذرخواهی کنم؟

971
00:59:37.532 --> 00:59:38.491
‫دیوونه شدی؟

972
00:59:42.328 --> 00:59:43.705
‫خدا باید

973
00:59:45.039 --> 00:59:47.792
‫از من عذرخواهی کنه.

974
00:59:47.875 --> 00:59:51.588
‫به خاطر اینکه چنین استعدادِ
‫دیوونه‌کننده‌ای رو به یه آماتور مثل اون داده، نه من.

975
00:59:51.671 --> 00:59:53.464
‫خدا باید از من عذرخواهی کنه. و تو…

976
00:59:54.716 --> 00:59:57.302
‫تو باید از من تشکر کنی.

977
00:59:58.094 --> 00:59:59.137
‫هنرت…

978
01:00:00.638 --> 01:00:02.056
‫آثار هنریت…

979
01:00:03.641 --> 01:00:05.560
‫تویی که حتی نمی‌دونی چقدر عالی هستن.

980
01:00:06.102 --> 01:00:09.105
‫تویی که هیچی از هنر حالیت نیست و
‫قراره یک شبه ستاره بشی.

981
01:00:09.188 --> 01:00:10.857
‫این منم که جون کندم،

982
01:00:12.525 --> 01:00:14.485
‫کلی زخم‌ و درد کشیدم

983
01:00:15.403 --> 01:00:18.906
‫تا این جایگاه رو بسازم،
‫اونوقت تو داری مجانی سود می‌بری!

984
01:00:18.990 --> 01:00:21.242
‫لعنتی…

985
01:00:22.619 --> 01:00:26.789
‫تقلید، صادقانه‌ترین شکل تحسین‌ـه.

986
01:00:27.582 --> 01:00:31.919
‫تو که حتی نمی‌تونی به کسی که ازش تقلید
‫کردی، احترام بذاری و بهش حسادت می‌کنی

987
01:00:32.003 --> 01:00:34.380
‫بی‌فرهنگی و هیچی از هنر نمی‌دونی.

988
01:00:35.923 --> 01:00:38.134
‫تویی که باید عذرخواهی کنی،

989
01:00:39.260 --> 01:00:41.429
‫اونم رسمی و مفصل.

990
01:00:42.889 --> 01:00:45.308
‫و البته باید خسارت هم بدی.

991
01:00:50.938 --> 01:00:51.981
‫قانون…

992
01:00:55.985 --> 01:00:58.696
‫خوب بلده با آدم‌هایی مثل تو برخورد کنه.

993
01:01:07.372 --> 01:01:09.457
‫من… هی!

994
01:01:09.540 --> 01:01:11.250
‫- آقای ریو.
‫- هی!

995
01:01:11.334 --> 01:01:12.752
‫- لطفا آروم باشید، آقای ریو!
‫- اگه…

996
01:01:13.503 --> 01:01:15.213
‫اگه چشم‌های تشخیص‌دهنده‌ی من نبود…

997
01:01:15.338 --> 01:01:17.632
‫اگه من این اثر رو کشف نکرده بودم،

998
01:01:18.132 --> 01:01:21.427
‫هنوز کارهات
‫تو بساط دست‌فروش‌ها گیر کرده بود…

999
01:01:21.511 --> 01:01:22.845
‫خواهش می‌کنم خودتون رو کنترل کنید، آقای ریو.

1000
01:01:22.929 --> 01:01:24.972
‫این چشم تشخیص‌دهنده‌ی من بود که
‫باعث شد این اتفاق بیفته!

1001
01:01:25.056 --> 01:01:26.391
‫آقای ریو!

1002
01:01:26.474 --> 01:01:28.017
‫- بله.
‫- لطفا بشینید.

1003
01:01:28.101 --> 01:01:29.060
‫- بسه دیگه.
‫- خیلی اعصاب‌خردکنه.

1004
01:01:29.143 --> 01:01:30.937
‫- غر زدن رو بس کن.
‫- چیه؟

1005
01:01:31.020 --> 01:01:32.772
‫- دست از سرم بردارید!
‫- آقای ریو!

1006
01:01:32.855 --> 01:01:34.816
‫- چرا؟
‫- چیکار می‌کنی؟

1007
01:01:34.899 --> 01:01:36.609
‫«در حال رسیدگی»

1008
01:01:36.693 --> 01:01:37.944
‫کانگ هیومین.

1009
01:01:38.027 --> 01:01:40.279
‫این باحال‌ترین چیزی بود که تا حالا ازت دیدم.

1010
01:01:40.363 --> 01:01:41.239
‫واقعا؟

1011
01:01:42.699 --> 01:01:43.783
‫اولین موفقیتت مبارک.

1012
01:01:44.617 --> 01:01:46.202
‫خیلی حسودیم شد.

1013
01:01:46.828 --> 01:01:48.496
‫ولی آقای هونگ کجا رفت؟

1014
01:01:49.330 --> 01:01:52.125
‫بعد از استراحت دوم دادگاه، ندیدمش.

1015
01:01:52.208 --> 01:01:54.001
‫حیف که نبود ضربه‌ی آخر رو ببینه.

1016
01:01:54.085 --> 01:01:55.545
‫- خانم کانگ.
‫- کجا غیبش زد؟

1017
01:01:55.628 --> 01:01:57.213
‫خدا می‌دونه.
‫ولی عجب تاثیری داشت. وای!

1018
01:01:57.296 --> 01:01:58.881
‫- با یک ضربه…
‫- خانم کا…

1019
01:01:58.965 --> 01:02:00.091
‫وکیل کانگ.

1020
01:02:08.558 --> 01:02:11.018
‫شما منو صدا کردید؟

1021
01:02:14.605 --> 01:02:16.566
‫جاکلیدیت رو انداختی.

1022
01:02:17.483 --> 01:02:18.401
‫ممنون.

1023
01:02:21.654 --> 01:02:22.822
‫تو دفتر می‌بینمتون.

1024
01:02:29.996 --> 01:02:31.914
‫تمام تلاشم رو می‌کنم، قربان!

1025
01:02:35.710 --> 01:02:37.044
‫صبر کن،

1026
01:02:37.795 --> 01:02:41.549
‫آقای یون الان بهت گفت وکیل کانگ؟

1027
01:02:44.761 --> 01:02:46.721
‫- کانگ هیومین!
‫- عالیه!

1028
01:02:46.804 --> 01:02:48.848
‫بهت گفت وکیل چون واقعا یه وکیلی.

1029
01:02:48.931 --> 01:02:50.641
‫چرا دارم احساساتی می‌شم؟

1030
01:02:51.225 --> 01:02:53.060
‫- خیلی خفن بودی.
‫- راست میگه.

1031
01:02:53.144 --> 01:02:54.562
‫می‌دونی چیه؟

1032
01:02:55.354 --> 01:02:56.397
‫امروز باید دعوت‌مون کنی.

1033
01:02:56.481 --> 01:02:57.899
‫- وای.
‫- باشه!

1034
01:02:57.982 --> 01:02:58.983
‫- بریم.
‫- باشه!

1035
01:03:17.794 --> 01:03:18.795
‫«خواهرم»
‫«ممنون، هیومین»

1036
01:03:22.590 --> 01:03:23.925
‫ممنون هیومین.

1037
01:03:26.260 --> 01:03:27.637
‫خوشحالم که همه چی درست شد.

1038
01:03:28.179 --> 01:03:29.514
‫«خواهرم»

1039
01:03:29.597 --> 01:03:32.934
‫نقاشی‌های جونگ‌هه
‫همیشه پر از شادی به نظر می‌رسیدن،

1040
01:03:33.017 --> 01:03:35.186
‫برای همین نمی‌دونستم داره
‫با یه همچنین دلتنگی زندگی می‌کنه.

1041
01:03:35.937 --> 01:03:36.896
‫آره.

1042
01:03:37.480 --> 01:03:40.733
‫می‌دونستی جونگ‌هه یه نابغه‌ی هنریه؟

1043
01:03:43.069 --> 01:03:43.945
‫نه.

1044
01:03:45.112 --> 01:03:47.406
‫اگه منم مثل جونگ‌هه نابغه بودم،

1045
01:03:47.490 --> 01:03:49.867
‫خاله‌م منو با وجود معلولیتم بزرگ می‌کرد؟

1046
01:03:54.121 --> 01:03:55.665
‫ببخشید، هیوجو.

1047
01:03:59.043 --> 01:04:01.254
‫«ببخشید، هیوجو»

1048
01:04:04.298 --> 01:04:07.009
‫مامان هم از فرستادنت پشیمونه.

1049
01:04:11.764 --> 01:04:13.057
‫«مامان هم از فرستادنت پشیمونه»

1050
01:04:15.268 --> 01:04:16.602
‫از خاله عکس جدید داری؟

1051
01:04:20.147 --> 01:04:21.107
‫چطور مگه؟

1052
01:04:21.649 --> 01:04:22.942
‫دلت برای مامان تنگ شده؟

1053
01:04:24.861 --> 01:04:27.947
‫آره، معلومه که تنگ شده.
‫اون منو به دنیا آورده.

1054
01:04:30.157 --> 01:04:31.492
‫پس چرا به دیدنش نمی‌ری؟

1055
01:04:34.120 --> 01:04:38.958
‫احتمالا به همون دلیلی که
‫جونگ‌هه چهره‌ی پدرش رو

1056
01:04:39.041 --> 01:04:40.209
‫تو نقاشی‌هاش پنهان می‌کرد.

1057
01:04:40.293 --> 01:04:42.628
‫بیشتر نگران ناراحت شدن مامانم هستم،

1058
01:04:42.712 --> 01:04:45.715
‫تا اینکه بخوام خاله رو ببینم.

1059
01:04:46.841 --> 01:04:49.510
‫مامان و بابام از زبان اشاره استفاده می‌کنن.

1060
01:04:49.594 --> 01:04:50.970
‫من تنها کسی هستم که لب‌خوانی می‌کنم.

1061
01:04:51.596 --> 01:04:55.266
‫اونا می‌خوان وقتی میرم پیش خاله و شوهرخاله
‫جوری وانمود کنن که من شنوا هستم.

1062
01:04:56.183 --> 01:04:58.811
‫فکر کنم مامان جونگ‌هه هم همین‌طوری بود.

1063
01:04:59.312 --> 01:05:01.814
‫عشق والدین به فرزند همینجوریه؟

1064
01:05:07.737 --> 01:05:09.196
‫«عشق والدین به فرزند همینجوریه؟»

1065
01:05:17.788 --> 01:05:19.248
‫- جریان چیه؟
‫- سلام.

1066
01:05:19.332 --> 01:05:21.334
‫امروز قراره یه خبر مهم بدن.

1067
01:05:32.470 --> 01:05:34.722
‫وای، شرکای معروف.

1068
01:05:35.598 --> 01:05:36.641
‫کی؟

1069
01:05:37.433 --> 01:05:39.435
‫یول‌لیم، شین، کو و کیم هستن.

1070
01:05:39.518 --> 01:05:42.146
‫- آهان.
‫- آقای شین میونگ‌جین.

1071
01:05:42.229 --> 01:05:44.398
‫آقای کو سونگ‌چول.

1072
01:05:44.482 --> 01:05:46.651
‫و آقای کیم یول‌سونگ.

1073
01:05:47.610 --> 01:05:50.571
‫از اونجایی که وقت برای همه شما طلاست،

1074
01:05:50.655 --> 01:05:51.614
‫مختصر می‌گم.

1075
01:05:51.697 --> 01:05:54.992
‫شما رو برای یه خبر مهم جمع کردم.

1076
01:05:55.576 --> 01:05:59.246
‫از امروز من بازنشسته می‌شم
‫ولی به عنوان مشاور می‌مونم.

1077
01:06:01.165 --> 01:06:02.124
‫اینجا چه خبره؟

1078
01:06:02.208 --> 01:06:04.335
‫حالا می‌خوام جانشینم رو معرفی کنم،

1079
01:06:05.336 --> 01:06:09.298
‫یعنی مدیر عامل جدیدمون رو.

1080
01:06:09.882 --> 01:06:11.425
‫خانم کوون نایون.

1081
01:06:12.468 --> 01:06:13.761
‫لطفا بیاید بالا.

1082
01:06:13.844 --> 01:06:16.055
‫همون وکیلی که اسمش
‫یه برند محسوب می‌شه؟

1083
01:06:40.955 --> 01:06:45.960
‫«ترجمه از آرام متین»

1084
01:07:21.245 --> 01:07:24.457
‫«فراتر از وکالت»

1085
01:07:24.540 --> 01:07:27.168
‫نامزد سابقم این کار رو باهام کرد.

1086
01:07:27.251 --> 01:07:28.669
‫می‌خوام ازش شکایت کنم.

1087
01:07:28.753 --> 01:07:31.380
‫اگر موکل به این عمل سادیستی رضایت نداده باشه،

1088
01:07:31.464 --> 01:07:33.632
‫می‌تونه به عنوان تعرض محسوب بشه.

1089
01:07:33.716 --> 01:07:35.301
‫برای اثبات تعرض،

1090
01:07:35.384 --> 01:07:37.887
‫باید ثابت کنیم که رضایت معتبر نبوده.

1091
01:07:37.970 --> 01:07:40.890
‫نمی‌تونیم بگیم عشق هم
‫نوعی کاهش ظرفیت‌ـه؟

1092
01:07:42.141 --> 01:07:43.476
‫بذار برات چند تا جدید بیارم.

1093
01:07:46.187 --> 01:07:48.397
‫نمی‌دونستم شما وکیل طرف مقابل هستید،

1094
01:07:48.481 --> 01:07:50.107
‫پس بیشتر از حد لازم حرف زدم.

1095
01:07:50.191 --> 01:07:51.484
‫چطور با آقای جونگ آشنا شدی؟

1096
01:07:51.567 --> 01:07:53.778
‫ایجاد روابط نزدیک با طرف مقابل

1097
01:07:53.861 --> 01:07:55.738
‫وظیفه حفظ شأن حرفه‌ای رو نقض می‌کنه.

1098
01:07:55.821 --> 01:07:58.115
‫چیکار می‌کنی،
‫داری مثل یه وکیل بی‌ارزش رفتار می‌کنی؟

1099
01:07:58.199 --> 01:08:00.159
‫شانس بردن این پرونده خیلی کمه.

