
1
00:00:31.322 --> 00:00:35.910
‫«فراتر از وکالت»

2
00:01:45.313 --> 00:01:50.318
‫«ترجمه از آرام متین»

3
00:02:07.627 --> 00:02:08.711
‫چیکار می‌کنی؟

4
00:02:12.048 --> 00:02:13.466
‫این زن چشه؟

5
00:02:14.592 --> 00:02:15.844
‫اون کیه؟

6
00:02:20.682 --> 00:02:21.558
‫بس کن.

7
00:02:21.641 --> 00:02:23.768
‫این دیوونه دیگه کیه؟

8
00:02:24.435 --> 00:02:25.520
‫بریم.

9
00:02:25.603 --> 00:02:27.272
‫صبر کن، بذار پلیس رو خبر کنم.

10
00:02:27.355 --> 00:02:29.149
‫ولش کن، بیا بریم.

11
00:03:01.639 --> 00:03:03.975
‫اگه الان سختته حرف بزنی، می‌تونیم صبر کنیم...

12
00:03:04.058 --> 00:03:07.729
‫من از کسی که دوستش داشتم، جدا شدم.

13
00:03:10.607 --> 00:03:12.317
‫هشت ماه با هم نامزد بودیم،

14
00:03:13.151 --> 00:03:16.696
‫و سه ماهه که از هم جدا شدیم.

15
00:03:17.238 --> 00:03:18.156
‫عجب.

16
00:03:19.282 --> 00:03:21.367
‫الان یه نامزد دیگه داره.

17
00:03:22.118 --> 00:03:23.870
‫من خیلی دوسش داشتم.

18
00:03:24.746 --> 00:03:25.955
‫واسه همین…

19
00:03:27.916 --> 00:03:29.209
‫خیلی بهم سخت گذشت‌ـه.

20
00:03:30.001 --> 00:03:31.002
‫درسته.

21
00:03:35.256 --> 00:03:38.843
‫می‌خوام از نامزد سابقم شکایت کنم.

22
00:03:39.844 --> 00:03:42.847
‫می‌فهمم که از جدایی ناراحتی،

23
00:03:42.931 --> 00:03:47.227
‫ولی بدون دلیل قانونی
‫نمی‌تونی شکایت کیفری یا مدنی بکنی.

24
00:03:48.937 --> 00:03:51.564
‫متاسفم که از جدایی داری اذیت میشی،

25
00:03:51.648 --> 00:03:54.776
‫ولی این آسیبی نیست که قانون بتونه جبران کنه،

26
00:03:54.859 --> 00:03:57.445
‫پس متاسفانه کاری از دست من برنمیاد.

27
00:04:14.420 --> 00:04:17.966
‫نامزد سابقم این بلا رو سرم آورده.

28
00:04:18.049 --> 00:04:18.967
‫چی؟

29
00:04:26.516 --> 00:04:27.892
‫می‌خوام ازش شکایت کنم.

30
00:04:36.234 --> 00:04:41.155
‫«عشق یه جور ضعفه»

31
00:04:42.657 --> 00:04:45.368
‫خیلی مراقب باش که زخمت تحریک نشه.

32
00:04:46.744 --> 00:04:49.122
‫پوستت مستعد کلوئیدـه،
‫[یعنی زخم تبدیل به گوشت اضافه میشه]

33
00:04:49.205 --> 00:04:52.292
‫برای همین هر وقت زخمی می‌شی،
‫جای زخم بالا میاد

34
00:04:52.375 --> 00:04:54.627
‫و از جای اصلیش گسترش پیدا می‌کنه.

35
00:04:55.670 --> 00:04:58.506
‫پوستت حساسه و حتی
‫به زخمای کوچیک هم واکنش نشون می‌ده.

36
00:05:01.926 --> 00:05:06.222
‫اگه پوستت معمولی بود، این زخم‌ها
‫بدون اینکه جاشون بمونه خوب می‌شدن.

37
00:05:06.889 --> 00:05:10.143
‫ولی چون پوستت گوشت اضافه می‌سازه،

38
00:05:10.226 --> 00:05:12.228
‫جای زخم‌های زیادی باقی گذاشته.

39
00:05:13.396 --> 00:05:17.191
‫با درمان جای زخم‌ها از بین نمی‌ره؟

40
00:05:17.275 --> 00:05:19.944
‫از بین بردن زخم‌های کلوئیدی خیلی سخته.

41
00:05:20.445 --> 00:05:23.364
‫این تزریق تنها راه برای کم کردنشه.

42
00:05:24.324 --> 00:05:25.700
‫اگه جراحیشون کنم...

43
00:05:25.783 --> 00:05:27.869
‫نه، اینجوری بدتر می‌شه.

44
00:05:28.369 --> 00:05:31.456
‫چون جای زخم‌های جراحی هم
‫ممکنه گوشت اضافه بیاره.

45
00:05:34.542 --> 00:05:36.336
‫راه دیگه‌ای نیست؟

46
00:05:36.419 --> 00:05:38.629
‫من مدل هستم،

47
00:05:38.713 --> 00:05:41.090
‫ولی به خاطر این زخم‌ها دیگه نمی‌تونم کار کنم.

48
00:05:42.842 --> 00:05:44.260
‫ای وای…

49
00:05:55.980 --> 00:05:58.649
‫از اونجایی که وقت برای همه شما طلاست،

50
00:05:58.733 --> 00:06:00.443
‫مختصر می‌گم.

51
00:06:00.526 --> 00:06:03.529
‫شما رو برای یه خبر مهم جمع کردم.

52
00:06:03.613 --> 00:06:05.406
‫از امروز من بازنشسته می‌شم،

53
00:06:05.490 --> 00:06:07.367
‫ولی به عنوان مشاور می‌مونم.

54
00:06:09.327 --> 00:06:10.286
‫اینجا چه خبره؟

55
00:06:10.370 --> 00:06:12.497
‫حالا می‌خوام جانشینم رو معرفی کنم،

56
00:06:12.580 --> 00:06:16.918
‫یعنی مدیر عامل جدیدمون رو.

57
00:06:17.543 --> 00:06:19.045
‫خانم کوون نایون.

58
00:06:20.088 --> 00:06:21.381
‫لطفا بیاید بالا.

59
00:06:21.464 --> 00:06:23.341
‫همون وکیلی که اسمش
‫یه برند محسوب می‌شه؟

60
00:06:32.100 --> 00:06:33.142
‫کوون نایون؟

61
00:06:33.226 --> 00:06:34.227
‫من تا حالا ندیدمش.

62
00:06:34.310 --> 00:06:36.813
‫به بخش ارائه راهکار
‫فرستاده شده بود، یادت نیست؟

63
00:06:36.896 --> 00:06:38.022
‫بخش ارائه راهکار؟

64
00:06:38.106 --> 00:06:40.274
‫یه شرکت کوچیک، وسط ناکجاآباد.

65
00:06:40.358 --> 00:06:43.444
‫مدیرعامل شد؟ قبلا به خاطر
‫سیاست‌های اداری گذاشتنش کنار.

66
00:06:43.945 --> 00:06:45.863
‫عجب بازگشت با شکوهی.

67
00:06:47.782 --> 00:06:49.784
‫مراسم معارفه ایشون و بازنشستگی من

68
00:06:49.867 --> 00:06:52.203
‫فردا ساعت دو برگزار می‌شه.

69
00:06:53.037 --> 00:06:57.708
‫این یه لحظه تاریخی خواهد بود.
‫برای اولین بار یه شرکت بزرگ حقوقی کره‌ای

70
00:06:57.792 --> 00:07:02.296
‫توسط یه زن چهل ساله که از دانشگاه
‫ملیِ حقوق فارغ‌التحصیل نشده، مدیریت می‌شه.

71
00:07:02.380 --> 00:07:05.716
‫حضور شما در این لحظه تاریخی

72
00:07:05.800 --> 00:07:07.593
‫خیلی ارزشمنده.

73
00:07:07.677 --> 00:07:09.053
‫ممنونم.

74
00:07:12.682 --> 00:07:13.808
‫اون پول‌ساز  شرکت‌ـه!

75
00:07:13.891 --> 00:07:15.476
‫هی، مراقب حرف زدنت باش.

76
00:07:18.688 --> 00:07:21.482
‫«یول‌لیم، اولین مدیرعاملِ
‫زن چهل ساله خود را معرفی کرد.»

77
00:07:23.901 --> 00:07:25.027
‫آقای کو!

78
00:07:25.111 --> 00:07:26.779
‫حتی با من مشورت هم نکردی.

79
00:07:26.863 --> 00:07:27.738
‫بشین.

80
00:07:27.822 --> 00:07:29.365
‫چرا کوون نایون…؟

81
00:07:29.449 --> 00:07:30.741
‫چی تو فکرته؟

82
00:07:31.993 --> 00:07:33.327
‫عصبانی نشو، بشین.

83
00:07:33.411 --> 00:07:34.954
‫واقعا داری بازنشسته می‌شی؟

84
00:07:35.037 --> 00:07:36.622
‫خب پنج سال دیگه هم می‌موندی و

85
00:07:36.706 --> 00:07:37.915
‫و مدیریت رو می‌دادی دست من...

86
00:07:37.999 --> 00:07:39.792
‫- به تو؟
‫- من…

87
00:07:40.418 --> 00:07:41.711
‫اگه ندم چی؟

88
00:07:42.295 --> 00:07:43.546
‫کسی میاد دنبالت؟

89
00:07:43.629 --> 00:07:44.505
‫چی؟

90
00:07:47.091 --> 00:07:49.093
‫دفتر وکالت که مثل شرکت نیست.

91
00:07:50.386 --> 00:07:52.597
‫نمیشه مدیریتش رو به همین سادگی منتقل کرد.

92
00:07:52.680 --> 00:07:54.765
‫دفتر وکالت شراکتیه.

93
00:07:54.849 --> 00:07:58.603
‫کدوم یکی از شرکای اینجا
‫تو رو مثل من دنبال می‌کنن؟

94
00:07:58.686 --> 00:08:00.855
‫ولی… پدر.

95
00:08:00.938 --> 00:08:04.859
‫اصلا چرا می‌خوای
‫کاپیتان یه کشتی در حال غرق شدن بشی؟

96
00:08:04.942 --> 00:08:07.820
‫ازت خواستم به یون سوک‌هون
‫تذکر بدی که تو صف بمونه.

97
00:08:07.904 --> 00:08:09.947
‫چطور می‌تونی طرف اون رو بگیری؟

98
00:08:10.031 --> 00:08:12.909
‫اونوقت استادش که کلی زحمت کشیدیم
‫از شرش خلاص شیم رو برگردوندی...

99
00:08:12.992 --> 00:08:14.660
‫دنیا عوض شده.

100
00:08:15.286 --> 00:08:18.372
‫وقتشه دفاتر حقوقی
‫بر اساس تخصص‌شون رقابت کنن.

101
00:08:18.456 --> 00:08:21.501
‫چقدر قراره بذاریم
‫اون دایناسورها پرونده‌ها رو از طریق

102
00:08:21.584 --> 00:08:24.212
‫روابط شخصی بگیرن نه مهارت واقعی؟

103
00:08:24.295 --> 00:08:25.880
‫می‌تونی دستت رو کثیف کنی؟

104
00:08:25.963 --> 00:08:27.048
‫می‌تونی این کار رو بکنی؟

105
00:08:32.845 --> 00:08:34.514
‫ببین،

106
00:08:34.597 --> 00:08:36.974
‫ما دست به سینه می‌شینیم و
‫از دور فقط تماشا می‌کنیم،

107
00:08:37.058 --> 00:08:39.685
‫در حالی که اونا دارن
‫شمشیرهاشون رو تکون میدن.

108
00:08:39.769 --> 00:08:42.647
‫و وقتی آشوب تموم شد،
‫سرشون رو می‌بُریم

109
00:08:42.730 --> 00:08:45.775
‫و با وقار روی زمینِ
‫بازی تازه چیده شده قدم برمی‌داریم.

110
00:08:45.858 --> 00:08:47.985
‫و همون کاری که
‫قبلا می‌کردیم رو ادامه می‌دیم.

111
00:08:48.069 --> 00:08:49.111
‫چی؟

112
00:08:49.195 --> 00:08:50.988
‫اونا فقط

113
00:08:51.572 --> 00:08:53.074
‫ابزار ما هستن.

114
00:08:53.157 --> 00:08:54.033
‫یه جور طعمه.

115
00:08:55.159 --> 00:08:56.369
‫ولی…

116
00:08:57.411 --> 00:08:58.412
‫اون‌ها…

117
00:08:58.496 --> 00:09:01.582
‫کوون نایون و یون سوک‌هون
‫آدمایی نیستن که بشه باهاشون بازی کرد.

118
00:09:01.666 --> 00:09:03.042
‫معلومه که نیستن.

119
00:09:03.125 --> 00:09:04.710
‫واسه همینه که شمشیر رو دادم دستشون.

120
00:09:04.794 --> 00:09:05.670
‫پس

121
00:09:06.254 --> 00:09:08.965
‫بعدا چجوری می‌خوای سرشون رو ببُری؟

122
00:09:11.300 --> 00:09:13.636
‫فکر می‌کنی اول کیو هدف قرار میدن؟

123
00:09:14.262 --> 00:09:16.013
‫اون قُضات و دادستان‌های
‫سابقی که حقوق‌های گزاف می‌گیرن

124
00:09:16.097 --> 00:09:18.349
‫و مشاورایی که نمی‌تونن هیچ موکلی پیدا کنن.

125
00:09:18.432 --> 00:09:22.562
‫کی دنبال کسی میره که
‫علیه خودش شمشیر کشیده؟

126
00:09:24.814 --> 00:09:25.815
‫گفتم دفتر وکالت چیه؟

127
00:09:25.898 --> 00:09:29.402
‫- شراکتـ…
‫- درسته، شراکتی‌ـه.

128
00:09:30.152 --> 00:09:32.488
‫رهبری که احترام شرکا رو به دست نیاورده

129
00:09:32.572 --> 00:09:34.490
‫هیچوقت نمی‌تونه درست رهبری کنه.

130
00:09:37.785 --> 00:09:38.661
‫سادیست؟

131
00:09:40.371 --> 00:09:41.289
‫خب؟

132
00:09:41.497 --> 00:09:44.584
‫چیزایی که روی پوست معمولی
‫هیچ علامتی نمی‌ذارن،

133
00:09:44.667 --> 00:09:46.794
‫مثل روابط نزدیک،

134
00:09:46.877 --> 00:09:49.505
‫روی پوست خانم سول باعث
‫ایجاد کلوئید شده، کم‌کم پخش شده،

135
00:09:49.589 --> 00:09:51.716
‫و حالا خیلی ناجور به نظر می‌رسه.

136
00:09:51.799 --> 00:09:53.634
‫علاوه بر این،

137
00:09:54.927 --> 00:09:56.095
‫اون یه مدله.

138
00:09:58.681 --> 00:09:59.640
‫چه بد.

139
00:09:59.724 --> 00:10:00.683
‫ولی

140
00:10:00.766 --> 00:10:03.811
‫اگه موکل به رفتار سادیسمی رضایت نداده باشه،

141
00:10:03.894 --> 00:10:05.730
‫ضرب و شتم محسوب میشه.

142
00:10:05.813 --> 00:10:06.731
‫درسته.

143
00:10:06.814 --> 00:10:08.357
‫راستش من ازش پرسیدم.

144
00:10:08.441 --> 00:10:11.235
‫گفت قبل از نامزدی مجبورش کرده
‫یه فرم رضایت‌نامه رو امضا کنه،

145
00:10:11.319 --> 00:10:13.321
‫مثل یه جور رسم و رسوم.

146
00:10:14.030 --> 00:10:14.905
‫چقدر دقیق!

147
00:10:15.489 --> 00:10:16.449
‫الکل چی؟

148
00:10:16.532 --> 00:10:18.534
‫اگه موقع امضای اون فرم
‫تو حالت طبیعی نبوده باشه

149
00:10:18.618 --> 00:10:21.120
‫می‌تونیم بگیم توان تصمیم‌گیری
‫نداشته، پس رضایتش معتبر نیست.

150
00:10:21.203 --> 00:10:22.872
‫این رو هم ازش پرسیدم،

151
00:10:23.664 --> 00:10:25.833
‫گفت اصلا نمی‌تونه نوشیدنی بخوره،
‫پس همچین اتفاقی نیوفتاده.

152
00:10:25.916 --> 00:10:27.168
‫سخت شد.

153
00:10:28.210 --> 00:10:30.254
‫برای اثبات ضرب و شتم،

154
00:10:30.921 --> 00:10:33.799
‫باید ثابت کنیم که رضایتش معتبر نبوده.

155
00:10:36.218 --> 00:10:37.303
‫چرا خب؟

156
00:10:38.137 --> 00:10:41.223
‫اعتبار رضایت چه ربطی به ضرب و شتم داره؟

157
00:10:41.807 --> 00:10:43.225
‫وای قلبم!

158
00:10:44.185 --> 00:10:46.604
‫اگه الان به پیشونیت ضربه می‌زدم،

159
00:10:46.687 --> 00:10:47.563
‫ضرب و شتم محسوب می‌شد؟

160
00:10:47.647 --> 00:10:49.106
‫معلومه که آره.

161
00:10:49.190 --> 00:10:52.652
‫خب اگه هر دو توافق کنیم که هر کی
‫ببازه، باید به پیشونیش ضربه بزنیم، چی؟

162
00:10:52.735 --> 00:10:54.362
‫- ضرب و شتم نیست.
‫- چرا؟

163
00:10:57.114 --> 00:10:57.990
‫نمی‌دونم.

164
00:10:58.074 --> 00:11:00.785
‫بوکس چی؟ همدیگه رو می‌زنن.
‫این که ضرب و شتم نیست؟

165
00:11:00.868 --> 00:11:02.536
‫معلومه که نیست.

166
00:11:02.620 --> 00:11:03.829
‫چرا؟

167
00:11:03.913 --> 00:11:05.873
‫چون این یه ورزشه.

168
00:11:05.956 --> 00:11:08.959
‫در اصل، خودِ این عمل ضرب و شتم‌ـه.

169
00:11:09.043 --> 00:11:11.379
‫ولی چون طرف مقابل رضایت داده،

170
00:11:11.462 --> 00:11:13.297
‫جرم محسوب نمی‌شه.

171
00:11:14.882 --> 00:11:17.760
‫فرض کن قربانی خشونت مدرسه‌ای بودی

172
00:11:17.843 --> 00:11:20.596
‫و فقط از ترس انتقام،
‫با بازی ضربه به پیشونی

173
00:11:20.680 --> 00:11:23.933
‫موافقت کردی.
‫آیا این رضایت معتبره؟

174
00:11:24.517 --> 00:11:26.686
‫نه، این رضایت واقعی نیست،
‫پس می‌شه ضرب و شتم.

175
00:11:26.769 --> 00:11:27.770
‫دقیقاً.

176
00:11:27.853 --> 00:11:30.022
‫برای اینکه رضایت،
‫غیرقانونی بودنِ عمل رو بی‌اثر کنه،

177
00:11:30.106 --> 00:11:33.401
‫باید توسط قربانی در حالتی‌که
‫قادر به تصمیم‌گیری داوطلبانه‌ست،

178
00:11:33.484 --> 00:11:34.402
‫داده بشه.

179
00:11:34.485 --> 00:11:36.404
‫مثال ساده‌اش اینه که،

180
00:11:36.487 --> 00:11:39.156
‫یکی یه قراردادی رو امضا می‌کنه،
‫در حالی‌که تحت تاثیر مواد مخدرـه،

181
00:11:39.240 --> 00:11:42.785
‫تحت هیپنوتیزم‌ـه،
‫یا با چاقو داره تهدید میشه،

182
00:11:42.868 --> 00:11:46.247
‫این نمی‌تونه رضایت واقعی حساب بشه، پس...

183
00:11:46.330 --> 00:11:48.958
‫نمی‌شه به عنوان رضایت معتبر در نظر گرفت.

184
00:11:49.583 --> 00:11:51.460
‫برای همینه که می‌شه ضرب و شتم.

185
00:11:51.544 --> 00:11:52.420
‫دقیقا.

186
00:11:53.796 --> 00:11:56.215
‫رضایت کتبی وجود داشت،

187
00:11:56.298 --> 00:11:58.676
‫ولی میشه درمورد یه نکته کلیدی هم بحث کرد…

188
00:11:58.759 --> 00:12:02.430
‫- کدوم نکته؟
‫- خانم سول عاشق بوده.

189
00:12:03.723 --> 00:12:06.350
‫پس اون زمان توانایی تصمیم‌گیری نداشته.

190
00:12:07.017 --> 00:12:07.893
‫چی؟

191
00:12:07.977 --> 00:12:11.105
‫نمی‌تونیم بگیم عشق هم
‫توانایی تصمیم‌گیری رو کاهش میده؟

192
00:12:14.358 --> 00:12:15.860
‫هیچ وقت ناامیدمون نمی‌کنی.

193
00:12:15.943 --> 00:12:17.862
‫خیلی خلاقانه بود! آفرین، هیومین.

194
00:12:17.945 --> 00:12:20.948
‫این خنده‌دارترین چیزی بود که امروز شنیدم.

195
00:12:21.031 --> 00:12:22.700
‫گوش کنید.

196
00:12:22.783 --> 00:12:25.202
‫ما وقتی عاشق می‌شیم،
‫یه کم از قدرت قضاوت‌مون رو از دست می‌دیم

197
00:12:25.286 --> 00:12:26.370
‫و غیرمنطقی می‌شیم.

198
00:12:26.454 --> 00:12:28.539
‫همه‌تون عاشق شدید دیگه، درسته؟

199
00:12:29.081 --> 00:12:31.459
‫فرض کنید تو زمستون کنار ساحلید،

200
00:12:31.542 --> 00:12:34.587
‫و زنی که دوستش دارید میگه:
‫«اگه منو دوست داری، بپر تو آب.»

201
00:12:34.670 --> 00:12:37.590
‫پریدن تو دریا
‫وسط زمستون و یخبندون...

202
00:12:37.673 --> 00:12:40.259
‫هیچ منطقی یا چیز طبیعی توش نیست، درسته؟

203
00:12:41.635 --> 00:12:44.555
‫حالا که فکرش رو می‌کنم،

204
00:12:44.638 --> 00:12:47.600
‫دختری که تو دبیرستان
‫دوستش داشتم، یه جورایی عجیب بود.

205
00:12:47.683 --> 00:12:50.102
‫یه بار داشت یه آدامس خیلی آبدار می‌جوید،

206
00:12:50.186 --> 00:12:52.980
‫بعد بزاقش رو تو یه فنجون تف کرد و گفت،

207
00:12:54.106 --> 00:12:55.357
‫«اگه می‌خوای باهام قرار بذاری،

208
00:12:56.192 --> 00:12:57.568
‫اینو بخور.»

209
00:12:57.651 --> 00:12:59.779
‫- بعدش…
‫- چیکار کردی؟

210
00:13:00.321 --> 00:13:01.489
‫خوردمش.

211
00:13:01.572 --> 00:13:02.698
‫ای وای.

212
00:13:02.782 --> 00:13:04.742
‫الان که یادم میاد حالم بهم می‌خوره،

213
00:13:05.242 --> 00:13:06.577
‫ولی اون موقع،

214
00:13:07.203 --> 00:13:10.080
‫چون عاشق بودم، می‌تونستم.

215
00:13:10.164 --> 00:13:12.917
‫عشق می‌تونه ذهن و جسم آدم رو

216
00:13:13.000 --> 00:13:15.377
‫به جایی ببره که قضاوت منطقی غیرممکن بشه.

217
00:13:15.461 --> 00:13:18.464
‫پس اگه رضایت تحت شرایطِ
‫کاهش توانایی تصمیم‌گیری داده شده،

218
00:13:18.547 --> 00:13:19.757
‫قانونا معتبر نیست،

219
00:13:19.840 --> 00:13:22.134
‫و این می‌شه ضرب و شتم.

220
00:13:22.218 --> 00:13:24.678
‫استدلالت هیچ منطقی نداره،

221
00:13:24.762 --> 00:13:27.181
‫ولی تاحدودی منطقیه.

222
00:13:35.481 --> 00:13:36.690
‫غیرممکنه.

223
00:13:37.399 --> 00:13:40.569
‫واقعا داری فکر می‌کنی
‫ با این استدلال مسخره بری جلو؟

224
00:13:41.153 --> 00:13:42.488
‫برای اینکه پرونده ضرب و شتم درست بشه،

225
00:13:42.571 --> 00:13:45.199
‫باید دلیلی برای ابطالش وجود داشته باشه،

226
00:13:45.741 --> 00:13:48.953
‫پس چاره‌ای نداریم جز اینکه
‫استدلال خانم کانگ رو جدی‌تر بررسی کنیم.

227
00:13:49.036 --> 00:13:51.372
‫چطوره پرونده رو مختومه کنیم؟

228
00:13:51.455 --> 00:13:53.791
‫کارمون زیاده چون همه دنیا می‌دونن

229
00:13:53.874 --> 00:13:55.417
‫چقدر تو کارت ماهری.

230
00:13:55.501 --> 00:13:58.003
‫واقعا لازمه همچین پرونده‌ای رو قبول کنیم؟

231
00:13:58.087 --> 00:13:59.505
‫جالبه.

232
00:14:00.422 --> 00:14:03.133
‫به نظرت چرا سیستم حقوقی
‫انگلیسی-آمریکایی انقدر پیشرفت کرده؟

233
00:14:03.217 --> 00:14:04.176
‫مطمئن نیستم.

234
00:14:04.718 --> 00:14:08.013
‫اونا حتی به خاطر
‫زمین خوردن از روی یه سنگ شکایت می‌کنن.

235
00:14:08.097 --> 00:14:11.809
‫یا به خاطر سال‌ها
‫سیگار کشیدن و مبتلا شدن به سرطان.

236
00:14:11.892 --> 00:14:13.644
‫این به دادگاه‌ها فرصت میده

237
00:14:14.353 --> 00:14:18.607
‫که اصول حقوقی رو خلاقانه‌تر
‫و در چارچوب گسترده‌تر بررسی کنن.

238
00:14:18.691 --> 00:14:22.444
‫با گذر زمان، رویه‌های قضایی ایجاد میشن
‫و عدم قطعیت قانونی هم کمتر می‌شه.

239
00:14:22.528 --> 00:14:26.824
‫در نتیجه، پیش‌بینی حکم‌ها راحت‌تر
‫و اعتماد به دادگاه افزایش پیدا می‌کنه.

240
00:14:26.907 --> 00:14:29.535
‫مردم به جای اینکه مشکلاتشون رو

241
00:14:29.618 --> 00:14:32.413
‫برای خودشون نگه دارن،

242
00:14:32.496 --> 00:14:34.123
‫می‌رن سراغ قانون.

243
00:14:34.206 --> 00:14:36.750
‫همین شروع یه چرخه مثبت‌ـه.

244
00:14:37.501 --> 00:14:38.377
‫درسته.

245
00:14:38.919 --> 00:14:41.005
‫فکر کنم ارزش امتحان کردن هم داره.

246
00:14:41.755 --> 00:14:44.550
‫رضایت واقعی باید داوطلبانه باشه.

247
00:14:44.633 --> 00:14:46.844
‫اگه رضایت تحت فشار روانی داده شده باشه،

248
00:14:46.927 --> 00:14:48.554
‫پس از نظر قانونی معتبر نیست.

249
00:14:49.346 --> 00:14:52.725
‫می‌تونیم بررسی کنیم ببینیم
‫موقع دادن رضایت، تحت فشار بوده یا نه.

250
00:14:53.350 --> 00:14:56.437
‫یه پرونده‌ای تو آمریکا بود
‫که یه زن ادعا می‌کرد مورد تعرض قرار گرفته،

251
00:14:56.520 --> 00:15:01.942
‫با این استدلال که رضایتش
‫برای شروع یک رابطه ظاهرا توافقی،

252
00:15:02.026 --> 00:15:04.778
‫به خاطر فشار روانی و اقتصادی بوده.

253
00:15:06.030 --> 00:15:07.364
‫بیاید روی این پرونده کار کنیم.

254
00:15:07.448 --> 00:15:08.365
‫چشم، آقای یون.

255
00:15:20.753 --> 00:15:22.129
‫بله.

256
00:15:22.212 --> 00:15:23.255
‫بفرمائید.

257
00:15:23.881 --> 00:15:25.758
‫ایشون موکل جدیدمون تو پرونده طلاقه…

258
00:15:25.841 --> 00:15:26.800
‫اینجا چیکار می‌کنی؟

259
00:15:29.219 --> 00:15:30.638
‫شما دو تا همدیگه رو می‌شناسید؟

260
00:15:30.721 --> 00:15:31.931
‫خیلی وقته ندیدمت.

261
00:15:33.641 --> 00:15:34.975
‫گفتم، اینجا چیکار می‌کنی؟

262
00:15:36.644 --> 00:15:38.145
‫ببینم، اینجا چه خبره؟

263
00:15:41.065 --> 00:15:43.859
‫ببخشید، میشه یه لحظه تنهامون بذارید؟

264
00:15:48.405 --> 00:15:49.490
‫حتما.

265
00:15:50.824 --> 00:15:51.825
‫من میرم.

266
00:16:02.378 --> 00:16:04.004
‫تقریبا نشناختمت.

267
00:16:04.588 --> 00:16:06.298
‫اگه تو خیابون به هم برمی‌خوردیم،

268
00:16:06.382 --> 00:16:08.926
‫- از کنارت رد می‌شدم.
‫- برو سر اصل مطلب.

269
00:16:10.678 --> 00:16:11.720
‫دارم ازش طلاق می‌گیرم.

270
00:16:11.804 --> 00:16:12.888
‫خب؟

271
00:16:12.972 --> 00:16:14.223
‫احتمالا ازش شکایت کنم.

272
00:16:14.306 --> 00:16:15.349
‫بعدش؟

273
00:16:16.433 --> 00:16:17.851
‫لطفا پرونده منو قبول کن.

274
00:16:17.935 --> 00:16:18.936
‫واقعا؟

275
00:16:19.478 --> 00:16:21.355
‫- مین‌جونگ...
‫- منو به اسم صدام نکن.

276
00:16:24.358 --> 00:16:27.027
‫تو بهترین گزینه
‫برای این پرونده هستید، خانم هو.

277
00:16:27.820 --> 00:16:29.571
‫تو یه انجمن حمایتی برای مادران

278
00:16:29.655 --> 00:16:32.574
‫دیدم مردم از تو به عنوان
‫بهترین وکیل طلاق تعریف می‌کنن،

279
00:16:32.658 --> 00:16:34.368
‫واسه همین پروفایلت رو بررسی کردم.

280
00:16:34.451 --> 00:16:37.746
‫ولی اون موقع
‫اصلا تصور نمی‌کردم که خودت باشی.

281
00:16:38.831 --> 00:16:42.126
‫وقتی فهمیدم خودتی،
‫می‌خواستم بیخیال بشم.

282
00:16:42.209 --> 00:16:43.836
‫ولی بعدش با خودم گفتم

283
00:16:44.753 --> 00:16:47.006
‫تو بهتر از هر کسی منو درک می‌کنی...

284
00:16:47.089 --> 00:16:49.967
‫من از کجا باید بدونم
‫معشوقه بودن چه حسی داره؟

285
00:16:50.050 --> 00:16:52.261
‫تو هم طرف خانواده‌ش آسیب دیدی،

286
00:16:52.845 --> 00:16:53.971
‫هم از خودش.

287
00:16:54.972 --> 00:16:56.640
‫برای من هم همین اتفاق افتاد.

288
00:16:58.517 --> 00:17:01.186
‫هرچه بکاری، همون رو درو می‌کنی.
‫خدا جای حق نشسته.

289
00:17:06.525 --> 00:17:07.901
‫دیگه هیچ وقت اینجا نیا.

290
00:17:09.361 --> 00:17:11.572
‫وقتی یکی گذشته‌ش رو فراموش کرده،

291
00:17:12.239 --> 00:17:14.241
‫با یادآوریش عذابش نده.

292
00:17:53.655 --> 00:17:55.949
‫خیلی خوب بود.

293
00:17:58.619 --> 00:18:00.621
‫ای وای. بیا توروخدا نگاش کن.

294
00:18:01.413 --> 00:18:03.665
‫بیخود نیست که چاق شده.

295
00:18:03.749 --> 00:18:04.625
‫هی!

296
00:18:04.708 --> 00:18:07.419
‫اینجوری ما ورشکست می‌شیم.
‫انقدر غذا نخور!

297
00:18:08.003 --> 00:18:09.838
‫- آخه این ساعت؟
‫- چشم، مادرجون.

298
00:18:10.589 --> 00:18:12.257
‫وای چقدر بوی غذا میاد.

299
00:18:12.758 --> 00:18:14.134
‫سرم درد گرفت.

300
00:18:14.218 --> 00:18:19.306
‫بیخود نیست که پسرم هیچ وقت خونه نیست!
‫همه‌ش تقصیر توئه!

301
00:18:19.848 --> 00:18:22.893
‫بیچاره پسر من.

302
00:18:22.976 --> 00:18:26.605
‫نمیدونم چی شد که گیر آدمی مثل تو افتاد.

303
00:18:26.688 --> 00:18:28.982
‫بدون برنامه باردار شدی

304
00:18:29.066 --> 00:18:33.487
‫و از اون بهونه استفاده کردی
‫تا پسرم رو پابندِ خودت کنی!

305
00:18:33.570 --> 00:18:34.822
‫حالا هم…

306
00:18:43.080 --> 00:18:45.040
‫«درخواست تایید طلاق توافقی»

307
00:18:45.124 --> 00:18:46.458
‫«چوی دی‌وون»
‫«هو مین‌جونگ»

308
00:18:47.084 --> 00:18:48.293
‫امضاش کن.

309
00:18:51.839 --> 00:18:53.090
‫هر جور راحتی.

310
00:18:54.091 --> 00:18:56.051
‫اون داره میاد تو این خونه.

311
00:18:57.511 --> 00:18:58.971
‫اگه می‌خوای خب بمون.

312
00:19:02.432 --> 00:19:04.184
‫من بیشتر تلاش می‌کنم.

313
00:19:06.019 --> 00:19:07.813
‫بیا بیخیال این کار بشیم.

314
00:19:07.896 --> 00:19:11.733
‫به خاطر سوه‌یون،
‫بیا فراموشش کنیم.

315
00:19:12.359 --> 00:19:14.736
‫منو بهونه نکن.
‫فقط طلاق بگیر!

316
00:19:15.320 --> 00:19:18.448
‫همون چیزیه که من می‌خوام،
‫برای خودت هم بهتره.

317
00:19:34.673 --> 00:19:35.757
‫خانم هیو.

318
00:19:39.344 --> 00:19:40.387
‫مین‌جونگ.

319
00:19:41.096 --> 00:19:42.181
‫بله؟

320
00:19:42.264 --> 00:19:44.141
‫به چی فکر می‌کنی؟
‫صدام رو نشنیدی؟

321
00:19:44.850 --> 00:19:46.101
‫هیچی، چی شده؟

322
00:19:46.185 --> 00:19:49.855
‫گفتن بریم اتاق کنفرانس.
‫مراسم معارفه خانم کوون نایونه.

323
00:19:49.938 --> 00:19:51.648
‫باشه، بریم.

324
00:19:54.318 --> 00:19:55.444
‫عجله کن.

325
00:19:55.527 --> 00:19:57.654
‫«مراسم معارفه مدیرعامل کوون نایون»

326
00:19:57.738 --> 00:19:59.114
‫یول‌لیم الان گمراهه

327
00:19:59.740 --> 00:20:02.326
‫و فعلا سرگردونه.

328
00:20:03.869 --> 00:20:05.204
‫ولی اشکالی نداره.

329
00:20:05.746 --> 00:20:08.749
‫نویسنده بزرگ گوته یه بار گفته:

330
00:20:09.374 --> 00:20:13.378
‫«انسان تا وقتی تلاش می‌کنه، اشتباه هم می‌کنه.»

331
00:20:14.796 --> 00:20:16.006
‫اشتباه کردن یعنی

332
00:20:16.089 --> 00:20:17.966
‫شما یه هدف دارید.

333
00:20:18.592 --> 00:20:21.845
‫این ثابت می‌کنه یک هدفی هست
‫که شما سعی می‌کنید بهش برسید.

334
00:20:22.471 --> 00:20:24.181
‫سازمانی که دیگه تلاش نمی‌کنه

335
00:20:24.264 --> 00:20:27.226
‫و خودش رو تو راحتی و سکون رها می‌کنه،

336
00:20:28.268 --> 00:20:31.688
‫انگار که مُرده.

337
00:20:32.773 --> 00:20:34.942
‫هدف ما مشخص‌ـه.

338
00:20:35.859 --> 00:20:37.903
‫یه شرکت حقوقی که با تخصص، اعتماد جلب می‌کنه

339
00:20:37.986 --> 00:20:40.614
‫و با برتری خودش موفق می‌شه.

340
00:20:41.698 --> 00:20:42.783
‫وقتش رسیده که یول‌لیم

341
00:20:42.866 --> 00:20:44.701
‫با تخصص حرفه‌ای

342
00:20:44.785 --> 00:20:48.163
‫رشد پایدار رو دنبال کنه.

343
00:20:48.247 --> 00:20:50.749
‫ما باید شایستگی رو به افراط

344
00:20:50.832 --> 00:20:52.793
‫و تخصص رو

345
00:20:52.876 --> 00:20:54.503
‫به روابط ترجیح دهیم.

346
00:20:55.379 --> 00:21:00.300
‫این مسیریه که یول‌لیم باید دنبال کنه.

347
00:21:01.468 --> 00:21:03.971
‫بیایید با هم جلو حرکت کنیم

348
00:21:04.596 --> 00:21:07.266
‫به سمت آینده جدید یول‌لیم!

349
00:21:22.447 --> 00:21:24.199
‫اگه چیزی خواستید بهم بگید.

350
00:21:24.283 --> 00:21:25.158
‫باشه.

351
00:21:25.701 --> 00:21:28.078
‫خدای من، خیلی وقته ندیدمت.

352
00:21:28.996 --> 00:21:30.956
‫واقعا از صحبت‌هات لذت بردم.

353
00:21:31.957 --> 00:21:32.833
‫واقعا؟

354
00:21:33.709 --> 00:21:36.128
‫اون بخشش درمورد افراط و روابط

355
00:21:36.211 --> 00:21:37.754
‫خطاب به شما نبود، آقای کو.

356
00:21:37.838 --> 00:21:39.840
‫بله، می‌دونم.

357
00:21:40.507 --> 00:21:41.383
‫بگو ببینم.

358
00:21:41.466 --> 00:21:43.802
‫بازگشت با اوج چه حسی داره؟

359
00:21:45.095 --> 00:21:47.264
‫به لطف شما،
‫تجربه‌های فوق‌العاده‌ای داشتم.

360
00:21:47.347 --> 00:21:48.473
‫خیلی زود تموم نشد؟

361
00:21:48.557 --> 00:21:50.392
‫کاش چند سال دیگه هم اونجا می‌موندی.

362
00:21:50.475 --> 00:21:53.353
‫اون سِمتی که داشتم
‫واقعا حق شما بود، آقای کو.

363
00:21:53.437 --> 00:21:54.479
‫من همینجا راحتم.

364
00:21:55.105 --> 00:21:57.024
‫به لطف شما خیلی چیزها یاد گرفتم.

365
00:21:57.858 --> 00:21:59.818
‫حتما جبران می‌کنم.

366
00:21:59.901 --> 00:22:00.944
‫واقعا؟

367
00:22:01.028 --> 00:22:02.404
‫مشتاقانه منتظرشم.

368
00:22:07.784 --> 00:22:09.328
‫ناسلامتی تو حرفه‌ای هستی،

369
00:22:09.411 --> 00:22:12.372
‫اونوقت نمی‌دونی موکلت کیه؟

370
00:22:12.456 --> 00:22:14.416
‫موکل شما، خانم کوون،

371
00:22:14.499 --> 00:22:16.752
‫شرکت هاینیک کورـه،

372
00:22:16.835 --> 00:22:19.755
‫نه مدیرعاملش، لی سونگ‌بین.

373
00:22:20.589 --> 00:22:24.801
‫البته ممکنه یه مدیرعامل
‫خودش رو با شرکت یکی بدونه.

374
00:22:24.885 --> 00:22:27.054
‫این یعنی دانش حقوقی نداره.

375
00:22:27.137 --> 00:22:28.597
‫چطور ممکنه یه وکیل

376
00:22:28.680 --> 00:22:30.390
‫اطلاع نداشته باشه

377
00:22:30.474 --> 00:22:33.560
‫که شرکت و نماینده‌ش

378
00:22:33.643 --> 00:22:34.853
‫از نظر قانونی دو نهاد جداگانه هستن؟

379
00:22:34.936 --> 00:22:36.355
‫مطلع هستم.

380
00:22:36.980 --> 00:22:40.192
‫ولی اگه مدیرعامل لی سونگ‌بین سقوط کنه،
‫شرکت هاینیک کور هم سقوط می‌کنه.

381
00:22:40.275 --> 00:22:42.486
‫تو کی هستی که همچین قضاوتی می‌کنی.

382
00:22:43.195 --> 00:22:44.237
‫آقای کو.

383
00:22:44.988 --> 00:22:48.492
‫ببینم.
‫واقعا لازمه تا این حد پیش برید؟

384
00:22:48.575 --> 00:22:50.452
‫از نظر فنی این اختلاس‌ـه،

385
00:22:50.535 --> 00:22:53.163
‫ولی اینطور نیست که
‫آقای لی واقعا پولی دزدیده باشه.

386
00:22:53.246 --> 00:22:54.623
‫با مشاوره حقوقی درست...

387
00:22:54.706 --> 00:22:58.377
‫ما میگیم یه همچین مشاوره حقوقی تضاد منافع‌ـه.

388
00:22:58.460 --> 00:23:01.421
‫اگه انقدر مشتاقی
‫شخصا از لی سونگ‌بین دفاع کنی،

389
00:23:01.505 --> 00:23:04.466
‫پس یول‌لیم رو ترک کن،
‫تو سوچودونگ یه دفتر واسه خودت باز کن و

390
00:23:04.549 --> 00:23:05.509
‫کار کن.

391
00:23:05.592 --> 00:23:06.927
‫کسی جلوت رو نگرفته.

392
00:23:07.469 --> 00:23:09.638
‫حتی این روزا وکلا تو سوچودونگ

393
00:23:09.721 --> 00:23:14.851
‫دفاتر مشترک با سیستم حساب جدا راه می‌ندازن…
‫[یعنی هر وکیل مالیات و پول خودش رو مدیریت می‌کنه]

394
00:23:14.935 --> 00:23:16.395
‫…و اسمش رو می‌ذارن شرکت حقوقی.

395
00:23:16.478 --> 00:23:19.439
‫چرا نمیری به اونا ملحق شی؟
‫اونجا سریع جا میفته، نه؟

396
00:23:24.027 --> 00:23:25.362
‫اونا باعث شدن

397
00:23:25.445 --> 00:23:27.489
‫یه شرکت کامل
‫فقط برای بیرون کردن من سقوط کنه.

398
00:23:28.490 --> 00:23:30.617
‫اونا هر کاری دست‌شون برمیاد.

399
00:23:31.701 --> 00:23:33.954
‫- درسته.
‫- چشم در برابر چشم، نه؟

400
00:23:34.579 --> 00:23:35.497
‫درسته.

401
00:23:37.165 --> 00:23:38.583
‫حرکت اول رو اونا انجام میدن.

402
00:23:39.209 --> 00:23:41.586
‫اولویت اینه که یول‌لیم زنده بمونه.

403
00:23:42.629 --> 00:23:44.631
‫بیایم با تغییر ساختار شروع کنیم.

404
00:23:44.714 --> 00:23:45.674
‫حتما.

405
00:23:49.886 --> 00:23:51.054
‫کاهش توانایی تصمیم‌گیری؟

406
00:23:51.721 --> 00:23:52.597
‫بله.

407
00:23:53.265 --> 00:23:55.642
‫عشق هم می‌تونه
‫باعث کاهش توانایی تصمیم‌گیری بشه؟

408
00:23:56.268 --> 00:24:00.814
‫تنها استدلالی که می‌تونیم ارائه بدیم،
‫اینه که رضایت معتبر نبوده،

409
00:24:00.897 --> 00:24:02.899
‫که یعنی باید ادعا کنید

410
00:24:02.983 --> 00:24:06.027
‫اون موقع از نظر ذهنی صلاحیت نداشتید.

411
00:24:07.195 --> 00:24:08.196
‫می‌فهمم.

412
00:24:08.280 --> 00:24:10.574
‫پس چند تا سوال داریم که باید بپرسیم.

413
00:24:10.657 --> 00:24:12.033
‫باشه، بفرمائید.

414
00:24:12.117 --> 00:24:15.078
‫شما تمایل مازوخیسمی دارید؟

415
00:24:15.162 --> 00:24:16.371
‫مازوخیسمی؟

416
00:24:17.080 --> 00:24:18.999
‫این که گفتید یعنی چی؟

417
00:24:19.082 --> 00:24:20.667
‫یک مازوخیسم

418
00:24:21.209 --> 00:24:24.880
‫کسیه که از درد یا مورد آزار قرار گرفتن لذت می‌بره...

419
00:24:24.963 --> 00:24:26.047
‫نه.

420
00:24:26.548 --> 00:24:27.841
‫به هیچ وجه.

421
00:24:27.924 --> 00:24:30.385
‫مگه اصلا آدمی هست که
‫این چیزها رو دوست داشته باشه؟

422
00:24:33.305 --> 00:24:35.348
‫پس چرا رضایت دادید؟

423
00:24:36.391 --> 00:24:38.059
‫اولش قبول نکردم.

424
00:24:38.143 --> 00:24:39.686
‫ولی بعدش،

425
00:24:40.520 --> 00:24:42.397
‫خواست که ازم جدا بشه.

426
00:24:43.565 --> 00:24:45.317
‫برای همین جدا شدیم،

427
00:24:45.400 --> 00:24:46.943
‫ولی دلم براش تنگ شد.

428
00:24:48.278 --> 00:24:49.488
‫خیلی زیاد.

429
00:24:50.030 --> 00:24:52.949
‫حتی یه هفته هم دوام نیاوردم و
‫دوباره بهش زنگ زدم.

430
00:24:53.033 --> 00:24:53.909
‫ولی…

431
00:24:56.536 --> 00:24:58.038
‫اون منو قبول نکرد.

432
00:24:59.873 --> 00:25:01.500
‫یک ماه کامل،

433
00:25:02.125 --> 00:25:03.919
‫مثل دیوونه‌ها بهش زنگ می‌زدم،

434
00:25:04.711 --> 00:25:05.921
‫بی‌خبر می‌رفتم پیشش،

435
00:25:06.004 --> 00:25:08.882
‫گریه می‌کردم و شلوغ بازی در می‌آوردم.

436
00:25:09.508 --> 00:25:13.803
‫هیچ وقت فکر نمی‌کردم
‫کسی که انقدر مهربون و وفادار بود،

437
00:25:15.597 --> 00:25:18.266
‫می‌تونه انقدر سرد هم باشه.

438
00:25:19.184 --> 00:25:22.062
‫این حس فقدان و پوچی انقدر شدید بود

439
00:25:22.687 --> 00:25:24.564
‫که تقریبا نمی‌تونستم درست کار کنم.

440
00:25:27.609 --> 00:25:30.153
‫حدودا یک ماه بعد،

441
00:25:30.237 --> 00:25:32.364
‫خودش باهام تماس گرفت.

442
00:25:32.948 --> 00:25:35.242
‫اینجوری شد که دوباره برگشتیم پیش هم.

443
00:25:37.536 --> 00:25:38.828
‫احساس می‌کردم

444
00:25:39.454 --> 00:25:41.623
‫کل دنیا تو دست‌های منه.

445
00:25:42.374 --> 00:25:45.001
‫حتما دوباره ازت خواست
‫رابطه سادیستیک داشته باشه.

446
00:25:46.461 --> 00:25:47.337
‫بله.

447
00:25:47.420 --> 00:25:49.965
‫میدونستید که

448
00:25:50.590 --> 00:25:53.093
‫پوست‌تون حساسه و

449
00:25:53.176 --> 00:25:54.386
‫مستعد کلوئیدـه؟

450
00:25:54.469 --> 00:25:56.721
‫بله می‌دونستم.

451
00:25:57.764 --> 00:26:00.141
‫از بچگی آرزو داشتم مدلینگ بشم،

452
00:26:00.225 --> 00:26:03.228
‫واسه همین همیشه خیلی مراقب بودم،

453
00:26:03.728 --> 00:26:05.522
‫حتی از یه خراش کوچیک هم می‌ترسیدم.

454
00:26:05.605 --> 00:26:09.025
‫یعنی با اینکه همه اینا رو
‫می‌دونستید، رضایت دادید؟

455
00:26:09.109 --> 00:26:11.361
‫می‌دونم دیوونه‌کننده‌ست،

456
00:26:12.320 --> 00:26:13.572
‫ولی من…

457
00:26:15.782 --> 00:26:17.409
‫اون موقع چاره‌ای نداشتم.

458
00:26:18.201 --> 00:26:20.287
‫فقط فکر اینکه دوباره تنهام بذاره…

459
00:26:21.329 --> 00:26:23.999
‫انقدر وحشتناک بود که حس می‌کردم می‌میرم.

460
00:26:30.005 --> 00:26:32.507
‫همونطور که خانم کانگ هیومین گفت،

461
00:26:33.758 --> 00:26:35.885
‫شانس بردن این پرونده خیلی کمه.

462
00:26:36.636 --> 00:26:38.138
‫اگه هنوز می‌خواید ادامه بدید،

463
00:26:38.847 --> 00:26:42.392
‫باید واضح شما رو به عنوان قربانی معرفی کنیم.

464
00:26:43.310 --> 00:26:45.270
‫به عنوان کسی که انقدر ضعیف و ناتوانه که

465
00:26:45.353 --> 00:26:47.856
‫حتی نمی‌تونه رضایت قانونی بده.

466
00:26:49.816 --> 00:26:51.651
‫همین می‌تونه دردناک باشه.

467
00:26:52.485 --> 00:26:54.613
‫یعنی شما منو اینجوری می‌بینید؟

468
00:26:55.363 --> 00:26:56.364
‫عذر می‌خوام

469
00:26:57.657 --> 00:27:00.201
‫ولی با توجه به داستانت، بله.

470
00:27:01.536 --> 00:27:04.331
‫فکر می‌کنم عشق باعث شد اینجوری بشید.

471
00:27:05.874 --> 00:27:08.835
‫شما توی همون حالت ضعیفی
‫بودید که اسمش رو عشق می‌ذاریم،

472
00:27:08.918 --> 00:27:10.754
‫حالتی که هر کسی ممکنه دچارش بشه.

473
00:27:11.421 --> 00:27:14.507
‫و متاسفانه شما با کسی آشنا شدید
‫که از این وضعیت سوءاستفاده کرد.

474
00:27:15.050 --> 00:27:16.718
‫شما هم…

475
00:27:18.345 --> 00:27:19.387
‫نه یعنی،

476
00:27:20.263 --> 00:27:22.265
‫این برای کسی مثل شما هم

477
00:27:23.308 --> 00:27:24.267
‫اتفاق میفته؟

478
00:27:26.561 --> 00:27:27.604
‫بله.

479
00:27:28.688 --> 00:27:32.359
‫هر چقدر بیشتر عاشق می‌شم،
‫آسیب‌پذیرتر می‌شم.

480
00:27:34.110 --> 00:27:35.362
‫در برابر عشق،

481
00:27:37.072 --> 00:27:39.532
‫همه غیرمنطقی و ضعیف می‌شن.

482
00:27:40.700 --> 00:27:43.870
‫پس عشق و آسیب‌پذیری همیشه با هم میان.

483
00:27:53.171 --> 00:27:55.298
‫- نوش جان!
‫- نوش جان!

484
00:27:55.382 --> 00:27:56.633
‫تولدت مبارک.

485
00:28:02.430 --> 00:28:05.642
‫فقط یه تولد باعث میشه
‫یه همچین جایی بیایم.

486
00:28:10.522 --> 00:28:12.691
‫این کیه؟ چقدر خوشتیپ‌ـه.

487
00:28:12.774 --> 00:28:14.526
‫آره، خیلی.

488
00:28:14.609 --> 00:28:16.194
‫ببین چجوری دخترا دورش رو گرفتن.

489
00:28:17.112 --> 00:28:19.155
‫کاش تعدادشون کمتر بود…

490
00:28:20.115 --> 00:28:20.990
‫پاشو برو.

491
00:28:21.616 --> 00:28:22.909
‫برو روی همه‌شون رو کم کن.

492
00:28:23.576 --> 00:28:24.869
‫بیخیال.

493
00:28:25.370 --> 00:28:27.288
‫پسرهای خوشتیپ همیشه دردسرسازن.

494
00:28:27.372 --> 00:28:28.998
‫درسته.

495
00:28:29.082 --> 00:28:32.001
‫این بیشتر به تایپ تو میخوره، هیومین.

496
00:28:32.711 --> 00:28:34.003
‫چی؟

497
00:28:34.087 --> 00:28:35.380
‫تو از این مدل پسرها خوشت میاد.

498
00:28:39.217 --> 00:28:40.176
‫اصلا.

499
00:28:44.556 --> 00:28:46.266
‫ممنون.

500
00:28:51.187 --> 00:28:52.272
‫ببخشید.

501
00:28:53.440 --> 00:28:54.315
‫اشکالی نداره.

502
00:28:56.067 --> 00:28:57.819
‫نوشیدنی‌هات ریخت.

503
00:28:58.528 --> 00:28:59.821
‫بذار برات چندتا دیگه بگیرم.

504
00:28:59.904 --> 00:29:01.197
‫نه، اشکالی نداره.

505
00:29:02.031 --> 00:29:03.158
‫تقصیر من بود.

506
00:29:03.241 --> 00:29:04.617
‫تقصیر منم بود.

507
00:29:07.704 --> 00:29:09.706
‫از همین نوشیدنی‌ها دوباره براشون بیارید،

508
00:29:09.789 --> 00:29:11.958
‫و لطفا یه نوشیدنی خنک هم به من بدید.

509
00:29:12.041 --> 00:29:12.959
‫چشم.

510
00:29:23.470 --> 00:29:24.596
‫وای خدای من.

511
00:29:25.472 --> 00:29:26.598
‫چه خبره؟

512
00:29:27.223 --> 00:29:28.308
‫وای.

513
00:29:31.644 --> 00:29:33.772
‫- بذارم اینجا؟
‫- بله، ممنون.

514
00:29:36.900 --> 00:29:39.694
‫نوشیدنی‌ها رو ریختم

515
00:29:39.778 --> 00:29:41.821
‫ایشون گفت برام میاره.

516
00:29:42.113 --> 00:29:45.033
‫- چقدر مهربون!
‫- خیلی لطف کردید.

517
00:29:45.116 --> 00:29:46.826
‫بفرمائید، بشینید.

518
00:29:47.994 --> 00:29:49.788
‫واقعا؟

519
00:29:54.501 --> 00:29:55.668
‫تنها اومدید؟

520
00:29:55.752 --> 00:29:57.086
‫بله.

521
00:29:57.170 --> 00:29:59.672
‫آخه اونجا داشتید
‫با کلی آدم معاشرت می‌کردید.

522
00:30:01.674 --> 00:30:04.260
‫خب تو کافه... معاشرت می‌کنن دیگه.

523
00:30:06.679 --> 00:30:08.807
‫- نوشیدنی بخوریم؟
‫- حتما.

524
00:30:13.520 --> 00:30:15.313
‫تصمیم گرفتم اونا رو ول کنم.

525
00:30:15.396 --> 00:30:16.606
‫واقعا؟

526
00:30:18.274 --> 00:30:20.235
‫صبر کن، دقیقا چیکار می‌کنی؟

527
00:30:20.318 --> 00:30:22.862
‫چطور ممکنه یکی
‫هم انقدر خوب باشه، هم انقدر جالب باشه،

528
00:30:22.946 --> 00:30:24.155
‫و در عین حال جذاب هم باشه؟

529
00:30:24.239 --> 00:30:25.490
‫من طراح بازی‌های موبایل هستم.

530
00:30:25.573 --> 00:30:26.950
‫برنامه‌نویس هستی؟

531
00:30:27.033 --> 00:30:28.368
‫نه، مدیرعاملم.

532
00:30:28.451 --> 00:30:31.329
‫اوه، مدیرعاملی.

533
00:30:31.412 --> 00:30:34.833
‫نگو که مدیرعاملِ
‫بهترین شرکت تو این صنعتی؟

534
00:30:34.916 --> 00:30:36.251
‫بهترین شرکت یعنی چی؟

535
00:30:36.876 --> 00:30:40.672
‫ماربل سافت، هورایزن، روما اینترتینمنت؟

536
00:30:40.755 --> 00:30:41.881
‫ممنون

537
00:30:41.965 --> 00:30:43.591
‫که اول اسم شرکت منو گفتی.

538
00:30:44.592 --> 00:30:45.927
‫من ماربل سافت رو اداره می‌کنم.

539
00:30:46.010 --> 00:30:46.970
‫اون شرکت منه.

540
00:30:50.306 --> 00:30:51.766
‫اسمت چیه؟

541
00:30:53.226 --> 00:30:54.519
‫جونگ هان‌سوک.

542
00:30:57.146 --> 00:30:58.481
‫نامزد سابقت کیه؟

543
00:30:59.399 --> 00:31:03.528
‫جونگ هان‌سوک،
‫مدیرعامل ماربل سافت.

544
00:31:04.487 --> 00:31:05.989
‫ماربل سافت.

545
00:31:06.823 --> 00:31:09.492
‫تعجبی هم نداره.
‫می‌دونستم آدم عادی نیستی.

546
00:31:10.034 --> 00:31:12.704
‫تو یه مقاله درموردت خوندم.
‫واقعا آدم خاصی هستی.

547
00:31:12.787 --> 00:31:14.163
‫ممنون.

548
00:31:15.081 --> 00:31:17.959
‫می‌تونید در مورد خودتون هم بگید؟

549
00:31:18.042 --> 00:31:21.087
‫بله، حتما. من هان سولا هستم و دکترم.

550
00:31:22.255 --> 00:31:23.423
‫۲۸ سالمه.

551
00:31:23.506 --> 00:31:25.174
‫من دو سال ازت بزرگ‌ترم.

552
00:31:25.258 --> 00:31:27.176
‫هر سه تامون هم‌سن هستیم.

553
00:31:27.260 --> 00:31:28.845
‫از بچگی با هم دوستیم.

554
00:31:28.928 --> 00:31:30.305
‫پس دوستی‌تون خیلی قدیمیه.

555
00:31:30.805 --> 00:31:34.767
‫از دوران دانشگاه با هم زندگی می‌کنیم،
‫برای همین هم‌خونه هم هستیم.

556
00:31:34.851 --> 00:31:37.145
‫- آهان.
‫- این لی جی‌یون‌ـه.

557
00:31:37.228 --> 00:31:39.731
‫- ترانه‌سراست.
‫- واقعا؟

558
00:31:39.814 --> 00:31:41.024
‫چه آهنگ‌هایی نوشتی؟

559
00:31:41.107 --> 00:31:43.401
‫خیلی معروف نیستن.

560
00:31:43.484 --> 00:31:45.028
‫این روزها تواضع دیگه یه فضیلت نیست.

561
00:31:45.111 --> 00:31:47.196
‫خیلی از آهنگ‌های معروف رو نوشته.

562
00:31:47.280 --> 00:31:48.615
‫درسته.

563
00:31:53.119 --> 00:31:54.913
‫بیشتر درمورد تو کنجکاوم.

564
00:31:54.996 --> 00:31:59.042
‫می‌دونم که دو سال از من کوچیک‌تری.

565
00:31:59.751 --> 00:32:01.085
‫اسمت چیه؟

566
00:32:04.756 --> 00:32:06.132
‫کانگ هیومین.

567
00:32:06.215 --> 00:32:07.216
‫کانگ هیومین؟

568
00:32:08.259 --> 00:32:09.218
‫کانگ هیومین.

569
00:32:10.720 --> 00:32:11.804
‫چیکار می‌کنی، هیومین؟

570
00:32:14.515 --> 00:32:15.600
‫من…

571
00:32:16.267 --> 00:32:17.226
‫وکیل‌ـه.

572
00:32:17.310 --> 00:32:18.519
‫واقعا؟

573
00:32:18.603 --> 00:32:20.355
‫توی یه شرکت حقوقی بزرگ کار می‌کنه.

574
00:32:21.397 --> 00:32:24.067
‫اصلا شبیه وکیل‌ها نیستی،

575
00:32:25.276 --> 00:32:27.403
‫ولی هاله‌ی یه وکیل رو داری.

576
00:32:31.491 --> 00:32:33.701
‫به چی انقدر عمیق فکر می‌کنی؟

577
00:32:33.785 --> 00:32:34.869
‫چی؟

578
00:32:38.998 --> 00:32:41.584
‫مدت زیادی نیست که وکیل شدم،

579
00:32:43.002 --> 00:32:45.129
‫پس مطمئن نیستم که
‫هنوز هاله‌ای داشته باشم.

580
00:32:45.797 --> 00:32:48.091
‫سال اولته؟
‫با توجه به سِنت خب منطقیه.

581
00:32:53.304 --> 00:32:54.973
‫اگه موهاتو باز بذاری

582
00:32:55.598 --> 00:32:56.975
‫قول می‌دم زیباتر بشی.

583
00:33:00.603 --> 00:33:01.646
‫می‌تونی امتحانش کنی.

584
00:33:02.730 --> 00:33:04.065
‫بهم اعتماد کن، بازش کن.

585
00:33:06.859 --> 00:33:07.819
‫یه لحظه صبر کن.

586
00:33:19.664 --> 00:33:20.957
‫خیلی خوشگل شدی.

587
00:33:35.888 --> 00:33:37.181
‫بله؟ بفرمائید تو.

588
00:33:40.685 --> 00:33:41.561
‫منم اومدم.

589
00:33:42.395 --> 00:33:43.521
‫عه، بفرمائید تو.

590
00:33:44.272 --> 00:33:46.941
‫واو، دفترت خیلی خوبه.

591
00:33:47.025 --> 00:33:49.736
‫بدون اون همه وسیله
‫خیلی جادارتر به نظر میاد.

592
00:33:49.819 --> 00:33:51.362
‫چطور پیش میره؟

593
00:33:52.113 --> 00:33:53.656
‫هنوز یه کمی سردرگمم.

594
00:33:54.615 --> 00:33:57.326
‫جایی که منتقلم کرده بودن،
‫حتی دفتر هم نداشتم.

595
00:33:57.410 --> 00:33:58.286
‫درسته.

596
00:33:58.369 --> 00:34:02.165
‫به یه مشاور داخلی
‫تو یه شرکت متوسط که دفتر نمیدن.

597
00:34:02.707 --> 00:34:04.584
‫- بشینید.
‫- باشه.

598
00:34:04.667 --> 00:34:05.918
‫بفرما.

599
00:34:06.711 --> 00:34:08.087
‫این چیه؟

600
00:34:08.171 --> 00:34:09.839
‫این داده‌ها برای فرآیند تغییر ساختارـه.

601
00:34:09.922 --> 00:34:12.300
‫کارمندایی که شامل اقدامات
‫تغییر ساختار می‌شن، بر اساس

602
00:34:12.383 --> 00:34:15.261
‫فروش یا عملکردشون
‫در پنج سال گذشته، مشخص شدن.

603
00:34:15.762 --> 00:34:18.139
‫بیشترشون مشاوران ارشد و مقامات سابق هستن.

604
00:34:18.222 --> 00:34:20.391
‫آره. اول باید تغییر ساختار رو پیش ببریم...

605
00:34:20.475 --> 00:34:24.395
‫مگه رتبه یه دفتر وکالت
‫بر اساس درآمد و تعداد وکلا نیست؟

606
00:34:25.772 --> 00:34:28.733
‫مشکل اصلی این نیست که هنوز تو دفتر هستن،

607
00:34:28.816 --> 00:34:31.152
‫بلکه حقوقشونه که تعادل رو به هم می‌زنه.

608
00:34:32.820 --> 00:34:33.988
‫پس نیاز به تنظیم مجدد داره.

609
00:34:35.073 --> 00:34:37.075
‫فقط باید سیستم پاداش رو تغییر بدیم.

610
00:34:37.575 --> 00:34:38.534
‫درسته.

611
00:34:39.077 --> 00:34:41.245
‫بین کاهش حقوق و ترک کار،

612
00:34:41.996 --> 00:34:43.289
‫اون‌ها کاهش حقوق رو انتخاب می‌کنن.

613
00:34:44.040 --> 00:34:47.460
‫چیزی که واقعا براشون مهمه،
‫موقعیت اجتماعی و حس تعلق‌ـه.

614
00:34:48.086 --> 00:34:49.587
‫کسایی که باید از اینجا برن

615
00:34:50.588 --> 00:34:52.006
‫اونا نیستن.

616
00:34:52.673 --> 00:34:54.008
‫چند نفر دیگه هستن.

617
00:35:00.973 --> 00:35:01.974
‫بله؟

618
00:35:03.726 --> 00:35:04.936
‫یول‌سونگ.

619
00:35:05.019 --> 00:35:06.687
‫بیا تو.

620
00:35:08.856 --> 00:35:09.816
‫نه.

621
00:35:09.899 --> 00:35:13.069
‫تو الان مدیرعاملی.
‫باید مودب‌تر باشم.

622
00:35:13.152 --> 00:35:15.071
‫مثل همیشه باهام رفتار کن.

623
00:35:15.154 --> 00:35:17.406
‫برای تو، احتمالا هنوز هم
‫مثل سال اولی‌ها به نظر می‌رسم.

624
00:35:17.490 --> 00:35:19.158
‫نه، اصلا.

625
00:35:19.242 --> 00:35:20.201
‫اصلا اینطور نیست.

626
00:35:20.284 --> 00:35:21.786
‫بفرمایید بشینید، خانم کوون.

627
00:35:28.417 --> 00:35:29.544
‫پس کنجکاوی بدونی

628
00:35:30.795 --> 00:35:33.297
‫چرا سونگ‌چول تو رو مدیر عامل کرد

629
00:35:33.381 --> 00:35:36.300
‫درحالی‌که قبلا به خاطر
‫سیاست‌های اداری کنار گذاشته شده بودی.

630
00:35:36.384 --> 00:35:37.385
‫درسته.

631
00:35:37.885 --> 00:35:40.555
‫گفتم شاید یه چیزایی بدونی،

632
00:35:40.638 --> 00:35:42.723
‫چون مدت‌هاست که آقای کو رو می‌شناسی.

633
00:35:44.350 --> 00:35:48.020
‫من از دوران دانشگاه
‫سونگ‌چول رو دنبال می‌کنم.

634
00:35:48.104 --> 00:35:50.523
‫با این حال، از همه چیزایی که
‫تو سرش می‌گذره، اطلاعی ندارم.

635
00:35:51.691 --> 00:35:53.192
‫ولی یه چیز رو مطمئنم.

636
00:35:54.110 --> 00:35:55.945
‫او فقط به خودِ شخص نگاه نمی‌کنه.

637
00:35:56.696 --> 00:35:58.614
‫به تاثیری که ایجاد می‌کنه نگاه می‌کنه.

638
00:35:59.657 --> 00:36:00.658
‫تاثیر؟

639
00:36:00.741 --> 00:36:02.910
‫احتمالا تو رو تو این موقعیت گذاشته

640
00:36:02.994 --> 00:36:04.954
‫نه فقط به خاطر تاثیری که ایجاد می‌کنی،

641
00:36:05.037 --> 00:36:07.582
‫بلکه به خاطر شتابی که
‫به وجود میاری و ساختارهای قدیمی که

642
00:36:07.665 --> 00:36:09.041
‫در نهایت خراب میشن.

643
00:36:09.125 --> 00:36:10.960
‫اون خودش هیچوقت شمشیر رو نمی‌گیره.

644
00:36:11.586 --> 00:36:13.296
‫فقط محاسبه می‌کنه که چطوری تاب بخوره.

645
00:36:14.213 --> 00:36:17.675
‫پس یه کم خطرناک نیست؟

646
00:36:17.758 --> 00:36:20.928
‫کسی که سیاست‌مدار‌تر باشه

647
00:36:21.012 --> 00:36:23.639
‫و شیوه مدیریتش راحت‌تر باشه
‫به نظرت از من بهتر نیست؟

648
00:36:25.099 --> 00:36:27.560
‫ولی یه همچین آدمی
‫نمی‌تونه سیستم رو تغییر بده.

649
00:36:28.186 --> 00:36:30.771
‫اونا خیلی انعطاف‌پذیرن.

650
00:36:30.855 --> 00:36:34.275
‫به نظرم تو شمشیر نیستی.
‫کسی هستی که شمشیر رو به دست می‌گیری.

651
00:36:34.358 --> 00:36:36.736
‫کسی که شمشیر رو به روش خودش می‌چرخونه.

652
00:36:37.236 --> 00:36:40.156
‫پس برو و به روش خودت تابش بده.

653
00:36:40.990 --> 00:36:41.908
‫این کار رو جدی انجام بده.

654
00:36:44.076 --> 00:36:45.077
‫واقعا؟

655
00:36:50.791 --> 00:36:54.045
‫«چون رضایت از نظر قانونی معتبر نیست،
‫ضرب و شتم محسوب می‌شود.»

656
00:36:55.338 --> 00:36:56.380
‫واقعا که!

657
00:36:57.673 --> 00:36:58.841
‫ارزش پاسخ دادن داره؟

658
00:37:00.218 --> 00:37:01.427
‫خب،

659
00:37:01.510 --> 00:37:03.512
‫از نظر قانونی، فکر نمی‌کنم ببازیم.

660
00:37:03.596 --> 00:37:06.557
‫این موضوع خیلی تحریک‌آمیزـه،
‫ممکنه سروصدای بی‌مورد ایجاد کنه.

661
00:37:06.641 --> 00:37:07.558
‫درسته.

662
00:37:07.642 --> 00:37:11.103
‫نمی‌تونم بذارم سلیقه شخصیم
‫برای دیگران شایعه بشه.

663
00:37:13.189 --> 00:37:15.191
‫اول یه جلسه بین وکلا برگزار می‌کنیم

664
00:37:15.274 --> 00:37:16.984
‫و سعی می‌کنیم مسئله رو همونجا حل کنیم.

665
00:37:17.068 --> 00:37:18.236
‫ممنون میشم ازتون.

666
00:37:19.695 --> 00:37:22.114
‫ببخشید که با یه موضوع شخصی مزاحمتون شدم.

667
00:37:22.198 --> 00:37:24.367
‫نه، اصلا. حرفش رو نزنید.

668
00:37:24.450 --> 00:37:27.870
‫شما مدیرعامل ماربل سافت هستید
‫ماربل سافت هم شمائید.

669
00:37:27.954 --> 00:37:30.122
‫این نوع پرونده‌های
‫شخصی کاملا شخصی نمی‌مونن.

670
00:37:30.206 --> 00:37:33.542
‫با توجه به نزدیک شدن عرضه اولیه سهام،
‫نباید هیچ سروصدایی راه بندازیم.

671
00:37:36.545 --> 00:37:38.464
‫وکیل شاکی کیه؟

672
00:37:38.547 --> 00:37:41.384
‫آقای یون سوک‌هون
‫و خانم کانگ هیومین از یول‌لیم.

673
00:37:42.468 --> 00:37:43.469
‫کانگ هیومین؟

674
00:37:44.095 --> 00:37:45.429
‫الان گفتی کانگ هیومین؟

675
00:37:45.513 --> 00:37:46.430
‫بله.

676
00:37:46.931 --> 00:37:48.182
‫می‌خوام شکایت‌نامه رو ببینم.

677
00:37:53.771 --> 00:37:55.106
‫چی شده؟

678
00:37:56.315 --> 00:37:57.316
‫جالبه.

679
00:38:03.739 --> 00:38:06.200
‫«شکایت‌نامه»
‫«وکلا: یون سوک‌هون و کانگ هیو‌مین»

680
00:38:06.284 --> 00:38:08.244
‫پرونده دعوای رجوع حل شده،

681
00:38:08.327 --> 00:38:12.164
‫و جلسه اداری
‫اداره کار برای ماه بعد تعیین شده.

682
00:38:12.248 --> 00:38:13.582
‫- باشه.
‫- بله.

683
00:38:14.709 --> 00:38:15.876
‫خانم کانگ هیو‌مین.

684
00:38:18.963 --> 00:38:20.214
‫خانم کانگ؟

685
00:38:21.173 --> 00:38:22.258
‫کجایی؟

686
00:38:23.009 --> 00:38:23.926
‫بله؟

687
00:38:24.010 --> 00:38:27.388
‫آیا این ادعا که عشق
‫قضاوت رو مختل می‌کنه، خوب پیش میره؟

688
00:38:28.431 --> 00:38:29.640
‫بله.

689
00:38:30.141 --> 00:38:31.892
‫تمام تلاشت رو بکن.

690
00:38:31.976 --> 00:38:33.561
‫چشم، حتما.

691
00:38:34.729 --> 00:38:37.064
‫- اگه دیگه کاری نیست، جمع‌بندی کنید.
‫- باشه.

692
00:38:37.940 --> 00:38:38.899
‫آقای یون.

693
00:38:41.193 --> 00:38:45.406
‫نمی‌خوام مقایسه کنم یا چیزی،

694
00:38:45.489 --> 00:38:47.700
‫ولی تیم ضدانحصار و تیم‌های حقوق مالی

695
00:38:47.783 --> 00:38:51.037
‫تا الان سه‌بار دورهمی و شام داشتن.

696
00:38:52.204 --> 00:38:55.875
‫ما نمی‌خوایم یکی داشته باشیم؟

697
00:38:55.958 --> 00:38:57.126
‫آقای جی.

698
00:38:59.837 --> 00:39:03.132
‫من امروز یه کار مهم دارم،
‫برای همین کارتم رو میدم به شما.

699
00:39:03.799 --> 00:39:06.802
‫ولی این اولین دورهمی ماست،
‫چرا خودتون نمیاید؟

700
00:39:07.428 --> 00:39:09.055
‫اگه کار اجازه داد، منم میام.

701
00:39:09.138 --> 00:39:10.556
‫باشه. ممنون.

702
00:39:10.639 --> 00:39:12.016
‫کارت محدودیت هم داره؟

703
00:39:12.099 --> 00:39:13.225
‫نه، اصلا.

704
00:39:17.271 --> 00:39:18.981
‫نمی‌دونستم همچین کاری ازت برمیاد!

705
00:39:29.450 --> 00:39:31.243
‫«پرداخت تایید شد»
‫«760 هزار وون، اوماکاسه»

706
00:39:44.715 --> 00:39:46.300
‫«پرداخت تایید شد»
‫«430 هزار وون، کافه ژاپنی»

707
00:40:02.149 --> 00:40:03.609
‫باشه، جلوی در می‌بینمت.

708
00:40:04.151 --> 00:40:05.194
‫باشه.

709
00:40:17.081 --> 00:40:19.458
‫«کانگ هیو‌مین»
‫«نمیوی؟»

710
00:40:19.542 --> 00:40:21.001
‫«نیمیای؟»

711
00:40:21.627 --> 00:40:22.962
‫«نامیای؟»

712
00:40:23.045 --> 00:40:24.380
‫مگه چقدر نوشیدنی خوردن؟
‫[سه بار کلمه نمیای رو اشتباه تایپ کرده.]

713
00:40:33.889 --> 00:40:38.561
‫«پرداخت تایید شد»
‫«260 هزار وون، کافه بیر»

714
00:40:38.644 --> 00:40:39.854
‫وای، خیلی نوشیدنی خوردن.

715
00:40:40.604 --> 00:40:41.564
‫آقای هوانگ،

716
00:40:42.356 --> 00:40:43.691
‫کافه بیر نزدیکه؟

717
00:40:43.774 --> 00:40:45.484
‫الان می‌رسیم بهش.

718
00:40:45.568 --> 00:40:47.278
‫میشه بری اونجا؟

719
00:40:47.361 --> 00:40:48.529
‫چشم.

720
00:40:52.908 --> 00:40:56.871
‫چرا هیو مین‌جونگ جواب تلفنش رو نمی‌ده؟

721
00:40:57.663 --> 00:41:00.791
‫هرچقدر هم سرش شلوغ باشه،
‫باید به دورهمی‌مون بیاد.

722
00:41:00.875 --> 00:41:02.751
‫- منم با خودت ببر!
‫- ای وای…

723
00:41:02.835 --> 00:41:05.171
‫هیو مین‌جونگ!

724
00:41:08.007 --> 00:41:11.010
‫نه، کفش‌هات رو دربیار،
‫بذار پاهات رو ماساژ بدم.

725
00:41:11.093 --> 00:41:12.511
‫- من می‌خوام…
‫- چی؟

726
00:41:12.595 --> 00:41:13.929
‫...دیگه برم خونه.

727
00:41:14.013 --> 00:41:15.681
‫- باشه.
‫- خداحافظ.

728
00:41:15.764 --> 00:41:18.476
‫- خداحافظ. فردا می‌بینمتون!
‫- خداحافظ.

729
00:41:18.559 --> 00:41:21.103
‫- خداحافظ.
‫- فردا می‌بینمت.

730
00:41:21.187 --> 00:41:22.897
‫- کارتون امروز عالی بود!
‫- ممنون!

731
00:41:22.980 --> 00:41:24.690
‫تاکسی!

732
00:41:26.692 --> 00:41:28.986
‫خالی هستی؟

733
00:41:29.904 --> 00:41:31.155
‫تاکسی لازم داری؟

734
00:41:31.780 --> 00:41:33.073
‫یون سوک‌هون است.

735
00:41:33.157 --> 00:41:34.408
‫آقای یون!

736
00:41:34.492 --> 00:41:36.160
‫چرا انقدر دیر اومدی؟

737
00:41:36.243 --> 00:41:40.372
‫می‌دونی چقدر منتظرت بودیم؟

738
00:41:40.456 --> 00:41:43.459
‫باشه، سوار شو.

739
00:41:43.542 --> 00:41:44.585
‫تا خونه می‌رسونمت.

740
00:41:45.544 --> 00:41:46.879
‫آقای هوانگ، بذارش بشینه جلو.

741
00:41:46.962 --> 00:41:48.047
‫چشم.

742
00:41:48.130 --> 00:41:49.548
‫واقعا که خیلی بدجنسی.

743
00:41:50.341 --> 00:41:51.467
‫بذار خودم باز می‌کنم.

744
00:41:56.597 --> 00:41:57.640
‫حالتون خوبه؟

745
00:42:00.726 --> 00:42:01.685
‫ای بابا.

746
00:42:03.145 --> 00:42:05.981
‫با این وضعیت، سرش سالم نمی‌مونه.

747
00:42:06.732 --> 00:42:08.150
‫من خوبم. آی…

748
00:42:20.287 --> 00:42:21.413
‫بیا یه کم آب بخور.

749
00:42:22.790 --> 00:42:24.500
‫خیلی… ممنونم.

750
00:42:26.710 --> 00:42:28.879
‫جرعه جرعه بخور، وگرنه بالا میاری.

751
00:42:29.630 --> 00:42:30.548
‫باشه.

752
00:42:36.971 --> 00:42:38.013
‫حالتون خوبه؟

753
00:42:38.556 --> 00:42:39.598
‫آره، خوبم.

754
00:42:42.059 --> 00:42:43.435
‫بگیر.

755
00:42:44.728 --> 00:42:46.272
‫خیلی… ممنونم.

756
00:42:50.442 --> 00:42:52.486
‫این سومین دستماله.

757
00:42:58.033 --> 00:42:59.201
‫آقای یون،

758
00:42:59.285 --> 00:43:01.412
‫چه ادکلنی میزنی؟

759
00:43:03.038 --> 00:43:04.456
‫خیلی خوشبوئه.

760
00:43:10.462 --> 00:43:12.089
‫اگه داروخونه دیدی، نگه دار.

761
00:43:12.965 --> 00:43:14.383
‫چشم.

762
00:43:33.736 --> 00:43:36.238
‫«داروخانه آنمیونگ»

763
00:43:37.948 --> 00:43:39.450
‫یکی از اونا رو

764
00:43:40.200 --> 00:43:41.619
‫با این نوشیدنی بخور.

765
00:43:42.661 --> 00:43:43.579
‫باشه.

766
00:43:45.039 --> 00:43:46.081
‫این کار درست نیست.

767
00:43:46.165 --> 00:43:47.374
‫درست نیست.

768
00:43:50.169 --> 00:43:52.004
‫این کار درست نیست، کانگ هیومین!

769
00:44:24.328 --> 00:44:25.412
‫چی شده؟

770
00:44:25.996 --> 00:44:28.374
‫چیه؟ اتفاقی افتاده؟

771
00:44:29.124 --> 00:44:31.919
‫مین‌جونگ… تو اینجا چیکار می‌کنی؟

772
00:44:34.296 --> 00:44:36.090
‫می‌دونستم این مزخرفات رو سر هم می‌کنی.

773
00:44:36.173 --> 00:44:37.966
‫می‌دونستم خودت رو به نفهمی می‌زنی.

774
00:44:38.634 --> 00:44:40.219
‫اونم بعد آبروریزی که دیشب کردی.

775
00:44:40.302 --> 00:44:41.387
‫من؟ واقعا؟

776
00:44:42.930 --> 00:44:44.682
‫برو دوش بگیر.
‫منم بعد از ورزش باید دوش بگیرم.

777
00:44:44.765 --> 00:44:46.141
‫با لباس‌هام چیکار کردی؟

778
00:44:47.810 --> 00:44:48.936
‫تاشون کردم.

779
00:44:55.484 --> 00:44:57.569
‫من دیشب چه غلطی کردم؟

780
00:44:59.321 --> 00:45:00.906
‫وای، سرم داره می‌ترکه.

781
00:45:39.987 --> 00:45:41.196
‫چرا اینجوری نگاه می‌کنی؟

782
00:45:43.157 --> 00:45:44.491
‫چی؟

783
00:45:48.454 --> 00:45:52.416
‫واسه من ژست مردونه نگیر.

784
00:45:53.834 --> 00:45:55.502
‫ما فقط همکاریم.

785
00:45:56.128 --> 00:45:57.421
‫چی می‌گی؟

786
00:45:57.504 --> 00:45:58.964
‫من ذاتا مردم دیگه.

787
00:46:00.090 --> 00:46:01.550
‫من میرم دوش بگیرم.
‫یه کم سوپ بخور.

788
00:46:01.633 --> 00:46:03.093
‫نمیشد میز بچینی؟

789
00:46:04.928 --> 00:46:06.263
‫فهمیدم.

790
00:46:11.810 --> 00:46:12.686
‫خوشمزه‌ست.

791
00:46:16.648 --> 00:46:18.442
‫تو نمی‌خوری؟

792
00:46:18.525 --> 00:46:19.610
‫من صبحونه نمی‌خورم.

793
00:46:19.693 --> 00:46:21.111
‫آهان، باشه.

794
00:46:21.195 --> 00:46:23.822
‫پس اتفاقی سوپ خماری داشتی؟

795
00:46:24.907 --> 00:46:26.033
‫شوخی می‌کنی؟

796
00:46:26.575 --> 00:46:28.368
‫اینو دیشب درست کردم.

797
00:46:28.452 --> 00:46:29.411
‫که بهت بدم بخوری.

798
00:46:31.371 --> 00:46:32.831
‫حس می‌کنم شوهرتم.

799
00:46:32.915 --> 00:46:34.500
‫از دست تو…

800
00:46:35.459 --> 00:46:36.877
‫راستی،

801
00:46:37.628 --> 00:46:39.213
‫دیشب چه اتفاقی افتاد؟

802
00:46:39.296 --> 00:46:40.380
‫البته.

803
00:46:40.464 --> 00:46:42.424
‫بایدم یادت نیاد.

804
00:46:43.133 --> 00:46:44.343
‫«هیو مین‌جونگ»

805
00:46:44.426 --> 00:46:45.886
‫بالاخره جواب داد.

806
00:46:46.386 --> 00:46:49.056
‫مین‌جونگ، کجایی؟

807
00:46:49.139 --> 00:46:50.766
‫زود بیا!

808
00:46:50.849 --> 00:46:53.936
‫انقدر داد و بیداد کردی که بیام،

809
00:46:54.019 --> 00:46:55.562
‫اصلا تو حال خودت نبودی.

810
00:46:56.313 --> 00:46:58.524
‫هی، چرا رمز در خونت رو عوض کردی؟

811
00:47:00.234 --> 00:47:02.569
‫باید بهم می‌گفتی.

812
00:47:02.653 --> 00:47:04.488
‫ببخشید، واقعا شرمنده‌م.

813
00:47:05.030 --> 00:47:07.115
‫تو همیشه منو می‌رسوندی خونه‌م،

814
00:47:07.199 --> 00:47:08.659
‫این اولین باریه که اومدم اینجا.

815
00:47:09.493 --> 00:47:10.410
‫آهان، راستی.

816
00:47:10.494 --> 00:47:13.247
‫این عکس کنار تختت کیه؟

817
00:47:14.081 --> 00:47:15.332
‫کدوم؟

818
00:47:15.415 --> 00:47:17.292
‫می‌دونی…

819
00:47:17.376 --> 00:47:19.795
‫یه زن با اندام درشت دیدم.

820
00:47:19.878 --> 00:47:21.296
‫آه، اون منم.

821
00:47:22.089 --> 00:47:24.091
‫- چی؟
‫- خودمم.

822
00:47:25.092 --> 00:47:26.552
‫مال کِی بود؟

823
00:47:27.219 --> 00:47:30.013
‫حدودا هفت سال پیش بود،
‫پس سی و خرده‌ای ساله‌م بود.

824
00:47:35.227 --> 00:47:38.397
‫الان خیلی جوون‌تر به نظر میای.

825
00:47:38.480 --> 00:47:39.398
‫- واقعا؟
‫- آره.

826
00:47:39.481 --> 00:47:41.191
‫خیلی مهمه که آدم مراقب خودش باشه.

827
00:47:41.275 --> 00:47:43.068
‫- آره، درسته.
‫- آره.

828
00:47:46.363 --> 00:47:49.700
‫اون خانوم دیروزیه کی بود؟
‫همونی که اومده بود دفتر.

829
00:47:50.325 --> 00:47:51.368
‫کی؟

830
00:47:51.451 --> 00:47:53.704
‫همون که با پرونده طلاق اومده بود،
‫ولی تو قبولش نکردی.

831
00:47:53.787 --> 00:47:55.747
‫آقای کیم یول‌سونگ مدام می‌گفت

832
00:47:55.831 --> 00:47:57.583
‫که چطور یه موکل رو رد کردی.

833
00:47:58.083 --> 00:47:59.418
‫اونو می‌شناختیش؟

834
00:47:59.501 --> 00:48:00.586
‫آره، معشوقه شوهرمه.

835
00:48:01.295 --> 00:48:02.546
‫هی!

836
00:48:02.629 --> 00:48:04.006
‫ای بابا!

837
00:48:04.756 --> 00:48:06.508
‫واقعا که آدم دست و پا چلفتی هستی.

838
00:48:06.592 --> 00:48:07.509
‫هی.

839
00:48:08.093 --> 00:48:09.386
‫ممنون.

840
00:48:12.848 --> 00:48:14.308
‫دقیق بخوام بگم، شوهر سابقم.

841
00:48:15.058 --> 00:48:18.604
‫اومده بود که از شوهر سابقم طلاق بگیره.

842
00:48:20.564 --> 00:48:22.316
‫واقعا شوکه شدم.

843
00:48:22.399 --> 00:48:23.775
‫قلبم داره تند تند می‌زنه.

844
00:48:24.610 --> 00:48:26.194
‫از چی شوکه شدی؟

845
00:48:26.278 --> 00:48:27.696
‫اینکه من مطلقه‌م؟

846
00:48:27.779 --> 00:48:29.615
‫یا اینکه شوهر سابقم بهم خیانت کرده؟

847
00:48:29.698 --> 00:48:32.117
‫یا اینکه معشوقه‌ش
‫جرات کرده بیاد سراغ من؟

848
00:48:32.200 --> 00:48:33.660
‫همه‌ش!

849
00:48:33.744 --> 00:48:35.871
‫ولی اگه بخوام بگم
‫کدومش بیشتر شوکه‌کننده بود،

850
00:48:36.496 --> 00:48:37.664
‫اینکه تو قبلا ازدواج کردی.

851
00:48:38.373 --> 00:48:39.333
‫یه بچه هم دارم.

852
00:48:39.416 --> 00:48:41.001
‫- بچه؟
‫- آره، بیست سالشه.

853
00:48:43.378 --> 00:48:45.839
‫نکنه احساسی چیزی بهم داری؟

854
00:48:49.426 --> 00:48:51.303
‫آخه این چه حرفیه؟

855
00:48:51.386 --> 00:48:52.387
‫انقدر دروغ نگو.

856
00:48:52.471 --> 00:48:54.598
‫پس واسه چی انقدر تعجب کردی؟

857
00:48:55.474 --> 00:48:56.808
‫جدی میگی؟

858
00:48:56.892 --> 00:48:57.893
‫آره.

859
00:49:00.395 --> 00:49:02.898
‫ما عملا سه ساله که داریم با هم کار می‌کنیم.

860
00:49:02.981 --> 00:49:05.192
‫انقدر با هم غذا خوردیم
‫که میشه یه جاده به بوسان بسازیم.

861
00:49:05.275 --> 00:49:06.443
‫و تو این مدت…

862
00:49:06.526 --> 00:49:08.195
‫هیچوقت از گذشته‌م حرف نزدم.

863
00:49:09.196 --> 00:49:10.447
‫نه حرف نزدی؟

864
00:49:11.406 --> 00:49:13.825
‫چرا فکر می‌کردم تو رو کاملا می‌شناسم؟

865
00:49:13.909 --> 00:49:16.453
‫می‌شناسی،
‫فقط گذشته‌م رو نمی‌دونی.

866
00:49:17.079 --> 00:49:18.080
‫گذشته‌ت…

867
00:49:18.163 --> 00:49:22.334
‫اگه درمورد الانِ من حرف بزنیم،
‫میگم تو بهتر از هر کسی منو می‌شناسی.

868
00:49:22.417 --> 00:49:24.419
‫خب، الان حالت بهتر شد؟

869
00:49:24.503 --> 00:49:25.587
‫نخیر.

870
00:49:26.088 --> 00:49:27.923
‫اگه سوپت رو خوردی، پاشو بریم.

871
00:49:28.006 --> 00:49:28.966
‫صبر کن.

872
00:49:29.049 --> 00:49:30.884
‫هر چی هست تعریف کن.
‫کل داستان رو می‌خوام بدونم.

873
00:49:31.885 --> 00:49:33.428
‫از چند سالگی شروع کنم؟

874
00:49:33.512 --> 00:49:34.846
‫از همون اولین چیزی که یادت میاد.

875
00:49:38.100 --> 00:49:39.643
‫مغزم داره با تمام توان کار می‌کنه.

876
00:49:39.726 --> 00:49:41.395
‫جدی می‌گم! شوخی نمی‌کنم.

877
00:49:47.109 --> 00:49:49.069
‫پس دارید می‌گید

878
00:49:49.152 --> 00:49:52.114
‫چون عاشق بوده،
‫توانایی تصمیم‌گیریش کم بوده؟

879
00:49:53.657 --> 00:49:57.619
‫اگه فرض کنیم نصف جمعیت عاشق هستن،

880
00:49:57.703 --> 00:50:02.124
‫می‌خواید بگید همه قراردادهایی که
‫اون نصف جمعیت امضا کردن، قانونا معتبر نیستن؟

881
00:50:03.792 --> 00:50:05.085
‫خدای من.

882
00:50:10.841 --> 00:50:13.385
‫آقای جونگ هان‌سوک
‫از ماربل سافت تشریف آوردن.

883
00:50:14.970 --> 00:50:16.138
‫- بگید بیان داخل.
‫- چشم.

884
00:50:24.479 --> 00:50:26.023
‫قربان، چی شما رو آورد اینجا؟

885
00:50:26.523 --> 00:50:28.525
‫کارم زود تموم شد، گفتم یه سر بزنم.

886
00:50:28.608 --> 00:50:30.360
‫می‌فهمم. بفرمائید بشیند.

887
00:50:40.787 --> 00:50:42.164
‫کارتون رو ادامه بدید.

888
00:50:43.832 --> 00:50:46.877
‫به هر حال، ما ادعاهای
‫مطرح شده در شکایت رو رد می‌کنیم.

889
00:50:46.960 --> 00:50:50.297
‫آیا این یه تهدید نیست که
‫فقط ظاهر قانونی بهش دادن و

890
00:50:50.380 --> 00:50:52.382
‫دارن از اعتبار موکلم
‫به عنوان اهرم فشار استفاده میکنن؟

891
00:50:52.466 --> 00:50:53.925
‫مراقب حرف زدنت باش.

892
00:50:54.009 --> 00:50:55.010
‫تهدید؟

893
00:50:56.303 --> 00:50:58.722
‫یکی از طرفین آسیبِ جبران‌ناپذیری دیده

894
00:50:58.805 --> 00:51:01.808
‫تا طرف دیگه لذت ببره.

895
00:51:04.436 --> 00:51:06.188
‫موکل شما دقیقا چی می‌خواد؟

896
00:51:06.938 --> 00:51:08.982
‫اگه به این تصاویر نگاه کنید، جای زخم‌ها...

897
00:51:09.066 --> 00:51:10.984
‫من از بحث‌های طولانی متنفرم.

898
00:51:11.902 --> 00:51:12.903
‫اون چی می‌خواد؟

899
00:51:13.528 --> 00:51:15.822
‫مجازات قانونی و جبران خسارت.

900
00:51:19.534 --> 00:51:20.452
‫این مدارک رو

901
00:51:21.286 --> 00:51:23.038
‫شما درست کردید، خانم کانگ؟

902
00:51:26.666 --> 00:51:27.793
‫بله.

903
00:51:27.876 --> 00:51:29.169
‫همون‌طور که قربانی شهادت داد...

904
00:51:29.252 --> 00:51:30.170
‫قربانی؟

905
00:51:30.796 --> 00:51:31.797
‫قربانی کیه؟

906
00:51:32.297 --> 00:51:34.674
‫یک وکیل نباید انقدر راحت از کلمات استفاده کنه.

907
00:51:34.758 --> 00:51:37.636
‫اون شاکی پرونده‌ست.
‫هر کسی می‌تونه شکایت کنه.

908
00:51:38.595 --> 00:51:40.097
‫همون‌طور که شاکی شهادت داد...

909
00:51:40.180 --> 00:51:42.808
‫یعنی می‌گید من عمدا

910
00:51:42.891 --> 00:51:44.851
‫به سول اون‌یونگ نزدیک شدم، مثل یه طعمه،

911
00:51:44.935 --> 00:51:47.270
‫از ظاهر خوب و جایگاه اجتماعیم
‫برای جلب توجه استفاده کردم

912
00:51:47.354 --> 00:51:49.481
‫یه جور جنگ روانی راه انداختم،
‫اون رو فریب دادم

913
00:51:49.564 --> 00:51:53.110
‫تا از نظر روانی به هم بریزه،
‫و هر رضایتی هم که داده،

914
00:51:53.610 --> 00:51:54.569
‫اعتبار نداره؟

915
00:51:54.653 --> 00:51:57.197
‫پس من باید به خاطر ضرب و شتم
‫مجازات بشم و خسارت بدم؟

916
00:51:57.280 --> 00:51:58.865
‫- بله.
‫- همه‌ش تخیل محض‌ـه.

917
00:51:59.449 --> 00:52:00.492
‫یه تخیل مزخرف.

918
00:52:05.497 --> 00:52:09.000
‫می‌خوام با خانم کانگ خصوصی صحبت کنم.
‫می‌تونید یه لحظه برید بیرون؟

919
00:52:10.168 --> 00:52:12.003
‫چرا؟ جریان چیه؟

920
00:52:13.630 --> 00:52:14.881
‫موضوع چیه؟

921
00:52:17.509 --> 00:52:18.844
‫به خانم کانگ می‌گم که

922
00:52:19.427 --> 00:52:21.304
‫موضوع چیه.

923
00:52:27.894 --> 00:52:29.354
‫چرا قیافه‌تون اینجوری شد؟

924
00:52:29.980 --> 00:52:31.022
‫باهاش کاری ندارم.

925
00:53:13.273 --> 00:53:14.191
‫چی گفت؟

926
00:53:15.984 --> 00:53:16.902
‫راستی.

927
00:53:37.923 --> 00:53:38.840
‫خیلی خوشگل شدی.

928
00:53:44.346 --> 00:53:46.556
‫بهت گفتم وقتی موهات بازه، خوشگل‌تری.

929
00:53:54.731 --> 00:53:56.942
‫آقای جونگ رو از کجا می‌شناسی؟

930
00:53:58.360 --> 00:54:01.029
‫چند روز پیش تو یه کافه باهاش آشنا شدم.

931
00:54:01.571 --> 00:54:04.741
‫فکر کردم آشنایی باهاش به درد می‌خوره.

932
00:54:04.824 --> 00:54:07.118
‫برای همین یه کم باهاش حرف زدم.

933
00:54:08.203 --> 00:54:10.372
‫یعنی می‌گی عمدا رفتی سمتش؟

934
00:54:10.455 --> 00:54:11.915
‫که یه چیز مفید پیدا کنی؟

935
00:54:12.415 --> 00:54:15.752
‫- عمدی نبود.
‫- از اصول اخلاقی وکلا چیزی نشنیدی؟

936
00:54:15.835 --> 00:54:17.420
‫ماده 45 آیین‌نامه اخلاقی

937
00:54:18.171 --> 00:54:21.216
‫ارتباط مستقیم
‫با طرفی که وکیل داره رو ممنوع می‌کنه.

938
00:54:21.299 --> 00:54:23.885
‫اونوقت رفتی مثل یه وکیل بی‌ارزش رفتار کردی؟

939
00:54:23.969 --> 00:54:24.844
‫بی‌ارزش؟

940
00:54:24.928 --> 00:54:26.972
‫آره. بی‌ارزش.

941
00:54:27.764 --> 00:54:30.183
‫ایجاد رابطه نزدیک با طرف مقابل

942
00:54:30.267 --> 00:54:32.727
‫وظیفه حفظ شاًن حرفه‌ای رو نقض می‌کنه.

943
00:54:32.811 --> 00:54:35.230
‫به نظرت به وکیلی که
‫درستکار نباشه، نمی‌گن بی ارزش؟

944
00:54:35.313 --> 00:54:37.857
‫من رابطه نزدیکی باهاش ندارم.

945
00:54:37.941 --> 00:54:39.067
‫پس اون چی بود که دیدم؟

946
00:54:39.150 --> 00:54:40.360
‫اصلا این‌جوری نیست!

947
00:54:40.860 --> 00:54:43.321
‫خودِ شما از همه قوانین
‫اصول اخلاقی پیروی می‌کنید؟

948
00:54:43.405 --> 00:54:44.281
‫کانگ هیومین!

949
00:54:46.866 --> 00:54:48.743
‫نگفته بودم مراقب کارهات باش؟

950
00:55:05.468 --> 00:55:06.553
‫«هنر جادو»

951
00:55:13.518 --> 00:55:14.519
‫«مخاطبین»

952
00:55:14.602 --> 00:55:15.854
‫«کانگ هیومین»

953
00:55:15.937 --> 00:55:19.149
‫در حال حاضر
‫مخاطب موردنظر در دسترس نمی‌باشد.

954
00:55:20.483 --> 00:55:21.776
‫ای بابا…

955
00:55:35.248 --> 00:55:37.083
‫بله، کانگ هیومین هستم.

956
00:55:37.167 --> 00:55:38.168
‫منم.

957
00:55:38.251 --> 00:55:40.003
‫از دفترم زنگ می‌زنم

958
00:55:40.086 --> 00:55:41.963
‫آخه انگار شماره‌م رو بلاک کردی.

959
00:55:42.505 --> 00:55:43.548
‫چی می‌خوای؟

960
00:55:43.631 --> 00:55:45.592
‫آقای جونگ هان‌سوک رو شخصا می‌شناسی؟

961
00:55:45.675 --> 00:55:47.344
‫به تو چه ربطی داره؟

962
00:55:47.427 --> 00:55:49.012
‫چجوری با هم آشنا شدید؟

963
00:55:49.512 --> 00:55:51.389
‫چرا اونجوری باهات رفتار کرد؟

964
00:55:51.473 --> 00:55:52.807
‫چرا بهت دست زد؟

965
00:55:54.309 --> 00:55:55.393
‫آقای هان،

966
00:55:55.894 --> 00:55:58.897
‫واقعا لازمه همچین گفتگویی داشته باشیم؟

967
00:56:02.192 --> 00:56:03.401
‫کجایی؟

968
00:56:05.028 --> 00:56:06.154
‫بیا همدیگه رو ببینیم.

969
00:56:06.237 --> 00:56:08.448
‫ما هیچ کاری با هم نداریم.

970
00:56:10.784 --> 00:56:11.701
‫هیومین.

971
00:56:28.885 --> 00:56:30.220
‫لعنتی.

972
00:57:30.029 --> 00:57:30.905
‫«کانگ هیومین»

973
00:57:33.241 --> 00:57:34.409
‫بله، خانم کانگ.

974
00:57:35.034 --> 00:57:36.161
‫آره، بگو.

975
00:57:37.954 --> 00:57:40.999
‫هنوز کارم مونده، پس برمی‌گردم دفتر.

976
00:57:42.500 --> 00:57:43.376
‫باشه.

977
00:57:44.294 --> 00:57:45.378
‫حتما.

978
00:58:02.437 --> 00:58:03.646
‫چرا بهم نگفتی؟

979
00:58:04.397 --> 00:58:06.816
‫نمی‌دونستم تو وکیل طرف مقابل هستی،

980
00:58:06.900 --> 00:58:08.735
‫برای همین بیشتر از حد لازم حرف زدم.

981
00:58:09.611 --> 00:58:10.695
‫ازش لذت بردم.

982
00:58:11.279 --> 00:58:14.449
‫یه جور رضایت قلبی بود

983
00:58:15.408 --> 00:58:17.994
‫که ریشه در
‫صمیمیت عاطفی و تحریک ذهنی داشت.

984
00:58:19.579 --> 00:58:20.622
‫ببخشید.

985
00:58:20.705 --> 00:58:23.416
‫باید بهتون می‌گفتم که
‫وکیل خانم سول هستم.

986
00:58:24.125 --> 00:58:26.669
‫قصد نداشتم پنهانش کنم، فقط...

987
00:58:26.753 --> 00:58:27.754
‫فقط چی؟

988
00:58:28.254 --> 00:58:31.299
‫می‌خواستی یه چیزی پیدا کنی
‫که ازش به نفع خودتون استفاده کنی؟

989
00:58:33.927 --> 00:58:34.928
‫نادیده‌ش می‌گیرم.

990
00:58:36.179 --> 00:58:37.347
‫من ازت خوشم میاد.

991
00:58:37.430 --> 00:58:39.140
‫لطفا مسائل رو پیچیده نکنید.

992
00:58:39.224 --> 00:58:40.433
‫خب چیکار کنم؟

993
00:58:40.558 --> 00:58:42.644
‫اگه بخوام چیزی که پیچیده‌ست رو ساده کنم،

994
00:58:42.727 --> 00:58:44.020
‫باید چیکار کنم؟

995
00:58:46.814 --> 00:58:48.691
‫احتمالا اول باید این رو تموم کنیم، نه؟

996
00:58:48.775 --> 00:58:52.445
‫اینجوری بین ما تضاد منافع پیش نمیاد.

997
00:58:52.987 --> 00:58:54.948
‫واقعا اون‌یونگ غرامت می‌خواد؟

998
00:58:55.740 --> 00:58:57.033
‫بله.

999
00:59:05.375 --> 00:59:07.001
‫مبلغش رو بنویس.

1000
00:59:07.085 --> 00:59:08.670
‫هر چی بنویسی قبول می‌کنم.

1001
00:59:13.633 --> 00:59:16.052
‫نمی‌دونستم تو یه همچین وضعیتی‌ـه.

1002
00:59:16.719 --> 00:59:17.595
‫نگرانم.

1003
00:59:20.390 --> 00:59:23.101
‫شما باید خودتون
‫احساسات‌تون رو به ایشون نشون بدید.

1004
00:59:23.184 --> 00:59:24.227
‫نه.

1005
00:59:25.353 --> 00:59:27.480
‫من نگران اون نیستم.

1006
00:59:28.398 --> 00:59:30.024
‫نگرانم که

1007
00:59:30.108 --> 00:59:31.818
‫تو درباره من چی فکر می‌کنی.

1008
00:59:31.901 --> 00:59:34.028
‫من سادیسمی نیستم.

1009
00:59:34.112 --> 00:59:35.863
‫فقط یه جور ابراز عشق بود که

1010
00:59:35.947 --> 00:59:38.283
‫بین زوج‌های معمولی پیش میاد.

1011
00:59:38.783 --> 00:59:42.203
‫اما پوستش یه کم

1012
00:59:42.870 --> 00:59:44.581
‫غیرعادی بود.

1013
00:59:46.916 --> 00:59:48.293
‫می‌خوام باهات قرار بزارم.

1014
00:59:48.376 --> 00:59:49.877
‫وانمود می‌کنم چیزی نشنیدم.

1015
00:59:49.961 --> 00:59:52.589
‫- الان چیزی نمی‌خوام.
‫- آقای جونگ.

1016
00:59:56.259 --> 00:59:57.885
‫بذار خودش مبلغ چک رو بنویسه

1017
00:59:57.969 --> 00:59:59.721
‫و قرارداد عدم افشا رو امضا کنه.

1018
00:59:59.804 --> 01:00:02.890
‫تا اینجا رو به خاطر تو تحمل کردم،
‫ولی دیگه بیشتر از این ادامه نمی‌دم.

1019
01:00:02.974 --> 01:00:05.685
‫اگه بخوای ماجرا رو کش بدی،

1020
01:00:05.768 --> 01:00:08.396
‫مردم ویدیو رو می‌بینن و
‫خودشون تصمیم می‌گیرن که

1021
01:00:09.188 --> 01:00:11.149
‫واقعا از روی رضایت بوده یا نه.

1022
01:00:13.985 --> 01:00:14.944
‫ویدیو؟

1023
01:00:15.028 --> 01:00:16.988
‫فکر کنم اون‌یونگ بهت نگفته باشه.

1024
01:00:17.947 --> 01:00:18.865
‫من یه ویدیو دارم.

1025
01:00:19.532 --> 01:00:22.702
‫البته، خودش قبول کرد ضبط بشه.

1026
01:00:28.458 --> 01:00:29.459
‫بهت زنگ می‌زنم.

1027
01:00:43.765 --> 01:00:44.682
‫یه ویدیو؟

1028
01:00:44.766 --> 01:00:45.975
‫بله.

1029
01:00:47.268 --> 01:00:49.854
‫نمی‌دونم با موکل تا کجا باید مرز بذارم.

1030
01:00:51.272 --> 01:00:52.940
‫کارم بی‌احتیاطی بود.

1031
01:00:53.024 --> 01:00:54.192
‫معذرت می‌خوام.

1032
01:00:58.237 --> 01:01:00.281
‫فکر می‌کنی چرا موکل این شکایت رو مطرح کرده؟

1033
01:01:02.575 --> 01:01:04.494
‫به خاطر غرامت؟

1034
01:01:06.412 --> 01:01:07.288
‫زخم‌هاش؟

1035
01:01:07.372 --> 01:01:09.123
‫به نظرم دلیلش احساسی‌ـه، نه جسمی.

1036
01:01:12.126 --> 01:01:13.044
‫می‌دونی

1037
01:01:14.003 --> 01:01:16.005
‫چرا اجازه دادم به تیمم ملحق بشی؟

1038
01:01:16.756 --> 01:01:18.633
‫چون نفر اول کلاس بودم؟

1039
01:01:18.716 --> 01:01:19.759
‫چون باهوش به نظر می‌رسیدم؟

1040
01:01:20.885 --> 01:01:21.761
‫نه.

1041
01:01:23.554 --> 01:01:26.140
‫چون ماهیت پرونده رو درک می‌کنی.

1042
01:01:27.016 --> 01:01:30.228
‫عشق شکل‌های مختلفی داره.

1043
01:01:30.812 --> 01:01:33.773
‫عشق به جنس مخالف،
‫مادرانه، پدرانه، محترمانه،

1044
01:01:33.856 --> 01:01:36.901
‫برادری، دوستی، رفاقت،
‫عشق به بشریت و عشق به خود.

1045
01:01:36.984 --> 01:01:38.653
‫و همین عشق،
‫بعضی وقت‌ها به آدم آسیب می‌زنه.

1046
01:01:40.029 --> 01:01:42.865
‫وقتی اون زخم عمیق می‌شه،
‫مردم به فکر اقدام قانونی می‌افتن.

1047
01:01:42.949 --> 01:01:45.326
‫تو همون نقطه بحرانی،
‫اونا فکر می‌کنن که آخرین راه چاره

1048
01:01:45.410 --> 01:01:48.746
‫شکایت‌ـه، و قانون می‌تونه
‫از خوشبختی و حق اونا محافظت کنه.

1049
01:01:49.580 --> 01:01:51.791
‫من می‌خوام مدافع این افراد باشم.

1050
01:01:53.960 --> 01:01:55.002
‫چون سرگرم‌کننده‌ست؟

1051
01:01:56.546 --> 01:01:57.839
‫حق با توئه.

1052
01:01:59.006 --> 01:02:01.551
‫آدم‌ها وقتی دردشون زیاد می‌شه،
‫میان سراغ دادگاه

1053
01:02:02.927 --> 01:02:04.512
‫تو همون نقطه بحرانی،

1054
01:02:06.222 --> 01:02:09.100
‫اونا فکر می‌کنن که آخرین راه چاره شکایت‌ـه،

1055
01:02:09.183 --> 01:02:11.728
‫و قانون می‌تونه
‫از خوشبختی و حق اونا محافظت کنه.

1056
01:02:13.020 --> 01:02:14.522
‫مطمئنم خانم سول هم همین حس رو داشته.

1057
01:02:14.605 --> 01:02:17.859
‫وقتی با موکلی روبه‌رو می‌شی که می‌خواد
‫از طریق دادگاه زخم‌هاش رو درمان کنه،

1058
01:02:18.943 --> 01:02:20.570
‫باید پشت اون زخم‌ها رو ببینی.

1059
01:02:23.156 --> 01:02:28.077
‫برنده شدن پرونده یا گرفتن غرامت
‫همیشه تنها راه تسکین نیست.

1060
01:02:29.036 --> 01:02:30.163
‫بله.

1061
01:02:30.246 --> 01:02:32.999
‫احتمالا قرارداد عدم افشا که ارائه دادن یکطرفه‌ست.

1062
01:02:33.750 --> 01:02:34.709
‫فکر کنم بله.

1063
01:02:36.294 --> 01:02:38.129
‫احتمالا اون جدایی هم همینطوری بوده.

1064
01:02:40.423 --> 01:02:43.593
‫قرارداد عدم افشا رو اصلاح کن
‫تا برای هر دو طرف اعمال بشه

1065
01:02:43.676 --> 01:02:45.136
‫بعد به موکل ارائه بده.

1066
01:02:45.678 --> 01:02:46.888
‫برای هر دو طرف؟

1067
01:02:49.891 --> 01:02:50.933
‫متوجه شدم.

1068
01:02:52.143 --> 01:02:54.562
‫واقعا همین رو گفت؟

1069
01:02:54.645 --> 01:02:57.648
‫شما با ضبط شدن اون ویدئو موافقت کردی؟

1070
01:02:57.732 --> 01:02:59.025
‫راستش...

1071
01:03:00.443 --> 01:03:01.569
‫اون موقع...

1072
01:03:04.864 --> 01:03:06.073
‫بیایم اینجوری امتحان کنیم.

1073
01:03:06.157 --> 01:03:08.367
‫قرارداد عدم افشایی که اونا می‌خوان

1074
01:03:08.451 --> 01:03:10.119
‫فقط یکطرفه‌ست.

1075
01:03:10.203 --> 01:03:12.789
‫بیایم قرارداد عدم افشا رو طوری اصلاح کنیم
‫که دوطرفه باشه و همون رو ارائه بدیم.

1076
01:03:12.872 --> 01:03:14.916
‫اینطوری نمی‌تونه ویدیو رو افشا کنه...

1077
01:03:14.999 --> 01:03:17.835
‫اون آدمی نیست که افشاش کنه.

1078
01:03:17.919 --> 01:03:20.546
‫به‌هرحال، به محافظت قانونی احتیاج داری.

1079
01:03:22.173 --> 01:03:23.883
‫بله، درسته؟

1080
01:03:24.675 --> 01:03:26.677
‫و درباره غرامت...

1081
01:03:26.761 --> 01:03:29.138
‫فقط هزینه‌های واقعی رو می‌گیرم.

1082
01:03:29.680 --> 01:03:31.140
‫هزینه‌های پزشکی و حقوقیم رو.

1083
01:03:31.724 --> 01:03:34.060
‫خب، پس چرا...

1084
01:03:34.143 --> 01:03:36.437
‫من این کار رو نکردم که پول بگیرم.

1085
01:03:37.688 --> 01:03:40.733
‫ولی خب، خودم هم نمی‌دونم

1086
01:03:41.567 --> 01:03:42.693
‫چرا این کار رو کردم.

1087
01:03:43.528 --> 01:03:45.947
‫اون به روش خودش رابطه‌مون رو تموم کرد.

1088
01:03:46.656 --> 01:03:49.408
‫پذیرفتن این جدایی
‫به اندازه کافی برام سخت بود.

1089
01:03:49.492 --> 01:03:54.163
‫ولی اینکه فقط من با این زخم‌های عمیق موندم

1090
01:03:55.164 --> 01:03:56.457
‫به نظرم ناعادلانه‌ست.

1091
01:03:57.208 --> 01:03:59.752
‫به خاطرش حتی شغلم رو از دست دادم،

1092
01:04:00.294 --> 01:04:02.547
‫در حالی که اون داره روز به روز موفق‌تر می‌شه.

1093
01:04:03.548 --> 01:04:07.051
‫فقط احساس می‌کردم باید کاری انجام بدم.

1094
01:04:07.969 --> 01:04:11.681
‫در طول رابطه،
‫همیشه من بودم که دنبالش کشیده می‌شدم.

1095
01:04:11.764 --> 01:04:15.101
‫فکر کنم بخشی از من فقط
‫می‌خواست از اون درماندگی رها بشه.

1096
01:04:17.937 --> 01:04:20.606
‫من دیگه پول لازم ندارم.

1097
01:04:22.149 --> 01:04:25.403
‫چیزی که بیشتر از همه
‫من رو آزار می‌داد، سرزنش خودم بود.

1098
01:04:26.070 --> 01:04:29.949
‫ولی وقتی گفتی حتی عشق هم
‫می‌تونه توانایی تصمیم‌گیری رو کم کنه،

1099
01:04:30.032 --> 01:04:32.410
‫فهمیدم که ضعیف نبودم

1100
01:04:32.910 --> 01:04:36.122
‫و اینکه هر کسی ممکنه
‫وقتی عاشق میشه به این وضعیت دچار بشه.

1101
01:04:37.248 --> 01:04:39.166
‫شنیدن حرف‌هات...

1102
01:04:42.295 --> 01:04:43.921
‫واقعا بهم آرامش داد.

1103
01:04:45.047 --> 01:04:49.427
‫امیدوارم قلبت
‫مثل کلوئید زخم نشه.

1104
01:04:50.136 --> 01:04:54.098
‫پایان عشق همیشه یه زخمی به جا می‌ذاره،

1105
01:04:55.766 --> 01:04:59.186
‫ولی امیدوارم تبدیل به درد نشه.

1106
01:05:00.980 --> 01:05:01.939
‫بله.

1107
01:05:03.274 --> 01:05:05.985
‫مثل قرارداد عدم افشا که
‫اصلاح کردیم و دوطرفه شد،

1108
01:05:06.736 --> 01:05:08.613
‫جدایی هم باید دوطرفه باشه.

1109
01:05:10.740 --> 01:05:11.782
‫درسته.

1110
01:05:11.866 --> 01:05:13.868
‫با احترام تمومش کن.

1111
01:05:13.951 --> 01:05:18.497
‫بذار اون لحظه آخر
‫همون چیزی باشه که یادت می‌مونه.

1112
01:05:23.044 --> 01:05:25.630
‫باشه. انجامش می‌دم.

1113
01:05:31.594 --> 01:05:32.929
‫می‌تونید اینجا رو امضا کنید.

1114
01:05:34.013 --> 01:05:35.848
‫«طرف اول: جونگ هان‌سوک»

1115
01:05:38.392 --> 01:05:39.268
‫اینجا رو امضا کن.

1116
01:05:40.937 --> 01:05:43.522
‫«طرف دوم: سول اون‌یونگ»

1117
01:05:56.452 --> 01:05:57.620
‫جونگ هان‌سوک.

1118
01:06:01.791 --> 01:06:02.875
‫بیا حرف بزنیم.

1119
01:06:14.762 --> 01:06:16.764
‫لازم بود انقدر پیش بری؟

1120
01:06:17.515 --> 01:06:19.225
‫خیلی خسته‌کننده‌ست.

1121
01:06:24.855 --> 01:06:26.107
‫زیاد اینو می‌گفتی.

1122
01:06:26.190 --> 01:06:28.776
‫اگه هیولا نشون دادن من بهت کمک می‌کنه،

1123
01:06:28.859 --> 01:06:30.820
‫باشه، ادامه بده.

1124
01:06:31.487 --> 01:06:32.571
‫ولی این رو

1125
01:06:33.739 --> 01:06:35.658
‫برای حریم خصوصی خونه‌ت نگه دار.

1126
01:06:36.283 --> 01:06:37.660
‫من تو رو هیولا نشون نمیدم.

1127
01:06:38.411 --> 01:06:39.578
‫همینطور،

1128
01:06:40.371 --> 01:06:43.749
‫خاطرات خوبمون رو تحریف نمی‌کنم.

1129
01:06:45.334 --> 01:06:48.212
‫فقط چون احساساتت عوض شده،

1130
01:06:48.879 --> 01:06:51.257
‫به این معنا نیست که به اون موقع شک کنم.

1131
01:06:51.924 --> 01:06:53.509
‫مساله این نیست که به تو اعتماد دارم.

1132
01:06:54.844 --> 01:06:56.220
‫به خودم اعتماد دارم.

1133
01:06:57.805 --> 01:07:02.643
‫من زنی هستم که مردی مثل تو

1134
01:07:04.729 --> 01:07:06.188
‫می‌تونه واقعا عاشقش بشه.

1135
01:07:22.580 --> 01:07:24.457
‫داری میری شرکت؟ برسونمت.

1136
01:07:24.540 --> 01:07:26.625
‫نه، ممنون. شما به کار خودت برس.

1137
01:07:27.585 --> 01:07:29.503
‫حالا که همه چی تموم شد،

1138
01:07:29.587 --> 01:07:30.671
‫نمیشه همدیگه رو ببینیم؟

1139
01:07:31.297 --> 01:07:33.632
‫تو تایپ من نیستی.

1140
01:07:34.175 --> 01:07:35.718
‫تلاش زیاد واسه به دست آوردن هم
‫می‌تونه سرگرم‌کننده باشه.

1141
01:07:36.844 --> 01:07:38.929
‫تو داری با واقعیت کنار میای.

1142
01:07:40.181 --> 01:07:42.767
‫کاش دوست داشتن یه نفر نیاز به مدرک داشت.

1143
01:07:42.850 --> 01:07:45.853
‫اون وقت آدمایی مثل تو نمی‌تونستن

1144
01:07:45.936 --> 01:07:47.897
‫یه چیز به این قشنگی رو
‫فقط برای سرگرمی خراب کنن.

1145
01:07:49.273 --> 01:07:51.650
‫چه حیف که یه زن کامل مثل تو

1146
01:07:51.734 --> 01:07:53.819
‫اصلا بلد نیست

1147
01:07:54.612 --> 01:07:55.571
‫از زندگیش لذت ببره.

1148
01:07:56.363 --> 01:07:58.449
‫تو اون کسی هستی که یه چیزی کم داره.

1149
01:07:59.075 --> 01:08:02.328
‫خویشتن‌داری و قلب پاک
‫طیف احساسات رو گسترده‌تر می‌کنه.

1150
01:08:02.411 --> 01:08:06.373
‫در انتهای اون طیف،
‫یه احساسی هست که تو نمی‌فهمیش.

1151
01:08:07.625 --> 01:08:09.919
‫احساسی که هیچ‌وقت تجربه‌ش نمی‌کنی.

1152
01:08:11.504 --> 01:08:12.797
‫واقعا حیفه.

1153
01:08:19.845 --> 01:08:20.930
‫چه ناامیدکننده.

1154
01:08:50.126 --> 01:08:51.710
‫«رزماری»

1155
01:09:26.245 --> 01:09:29.707
‫«درخواست تایید توافق‌نامه‌ی طلاق»

1156
01:09:30.374 --> 01:09:31.375
‫باشه.

1157
01:09:33.752 --> 01:09:35.254
‫طلاق بگیریم.

1158
01:09:40.467 --> 01:09:41.719
‫ولی…

1159
01:09:43.637 --> 01:09:45.931
‫بذار هفته‌ای یه بار هَش رو نگه دارم.

1160
01:09:48.058 --> 01:09:48.976
‫باشه.

1161
01:09:49.602 --> 01:09:51.937
‫می‌تونی همچنان برام
‫اون ادکلن و صابون رو درست کنی؟

1162
01:09:53.105 --> 01:09:54.023
‫آره.

1163
01:09:56.192 --> 01:09:57.860
‫نمی‌ذارم تمومشون کنی.

1164
01:11:13.727 --> 01:11:18.732
‫«ترجمه از آرام متین»

1165
01:11:50.389 --> 01:11:53.559
‫«فراتر از وکالت»

1166
01:11:53.684 --> 01:11:55.728
‫این سیاست جدید از این به بعد اجرا میشه.

1167
01:11:55.811 --> 01:11:57.479
‫آخه تو تازه اومدی سر کار.

1168
01:11:57.563 --> 01:12:01.066
‫چجوری می‌خوای سیستم پاداش رو
‫بدون رضایت ما عوض کنی؟

1169
01:12:01.150 --> 01:12:02.985
‫تا کی باید ببینیم که
‫که همکاران جوان رو له می‌کنید؟

1170
01:12:03.068 --> 01:12:05.321
‫تا کی باید اجازه بدیم این روند رو ادامه بدید؟

1171
01:12:05.404 --> 01:12:07.364
‫شروع کنیم از یون اطلاعات جمع کنیم؟

1172
01:12:08.198 --> 01:12:09.867
‫از قبل یه بپا براش گذاشتم. صبور باشید.

1173
01:12:09.950 --> 01:12:12.870
‫برادر زنِ متهم ازش شکایت کیفری کرده

1174
01:12:12.953 --> 01:12:14.830
‫و به اتهام کمک و
‫تشویق به خودکشی متهم شده.

1175
01:12:14.913 --> 01:12:17.624
‫من وکیل نمی‌خوام.
‫خودم مجازاتم رو می‌پذیرم.

1176
01:12:17.708 --> 01:12:19.543
‫همه‌ش به لطف شماست.

1177
01:12:19.626 --> 01:12:21.295
‫- تموم شد؟
‫- وای خدا!

1178
01:12:21.795 --> 01:12:24.923
‫و ما محترمانه درخواست می‌کنیم متهم تبرئه بشه.

1179
01:12:25.007 --> 01:12:26.550
‫می‌تونیم همدیگه رو ببینیم؟

