
1
00:00:28.500 --> 00:00:29.583
‫اون انـه.

2
00:00:30.833 --> 00:00:32.500
‫و من مکس هستم.

3
00:00:34.833 --> 00:00:39.166
‫و توی اکثر تجریباتِ زندگیم اون حضور داشت.

4
00:00:41.333 --> 00:00:43.166
‫اولین باری که با آتش بازی کردم.

5
00:00:45.666 --> 00:00:48.666
‫اولین بار که با یکی به سفر رفتم.

6
00:00:52.041 --> 00:00:54.500
‫اولین باری که هجوم آدرنالین رو احساس کردم.

7
00:00:58.791 --> 00:01:00.791
‫[دوستت دارم]

8
00:01:03.000 --> 00:01:04.666
‫اولین باری که احساس ترس کردم.

9
00:01:05.208 --> 00:01:06.833
‫و اولین باری که شانس آوردم.

10
00:01:09.000 --> 00:01:11.166
‫اولین باری که شجاعت به خرج دادیم.

11
00:01:13.625 --> 00:01:15.875
‫اولین باری که عاشق شدیم.

12
00:01:20.666 --> 00:01:23.958
‫اولین باری که سر چیزهای کوچیک ناراحت شدیم.

13
00:01:26.500 --> 00:01:28.416
‫اولین باری که موفق شدم.

14
00:01:32.166 --> 00:01:34.666
‫و چاره‌ای جز جشن گرفتن نداشتیم.

15
00:01:38.000 --> 00:01:39.875
‫بده من. زود باش.

16
00:01:49.500 --> 00:01:52.083
‫و اولین باری که عشق زندگی‌مو کشتم.

17
00:02:11.250 --> 00:02:13.708
‫من در روز تولد نوزده سالگیم
‫به جرم قتل غیر عمد

18
00:02:13.833 --> 00:02:15.583
‫افتادم زندان.

19
00:02:17.458 --> 00:02:20.750
‫عذاب وجدان و غم داشت منو می‌کشت،
‫تازه میلیونر هم بودم،

20
00:02:22.250 --> 00:02:24.666
‫خیلی زود در بند سه
‫به یک هدف آسون تبدیل شدم.

21
00:02:25.833 --> 00:02:28.333
‫به مردم پول می‌دادم تا بتونم زنده بمونم.

22
00:02:30.583 --> 00:02:34.375
‫حتی مادربزرگم ۳۶۰۰ یورو رو
‫توی یه کتاب شکسپیر گذاشته بود.

23
00:02:34.458 --> 00:02:37.916
‫با پرداخت رشوه ‌های ناچیز
‫کتاب به دستم می‌رسوند.

24
00:02:39.833 --> 00:02:42.625
‫اما زمانی رسید که حتی اون همه پول

25
00:02:42.708 --> 00:02:43.958
‫نمی‌تونست واسم محافظت بخره.

26
00:02:44.083 --> 00:02:46.166
‫دفعاتِ ضرب و شتم بیشتر شد.

27
00:02:46.250 --> 00:02:48.458
‫با جوراب‌های پر از سنگ منو می‌زدن.

28
00:02:48.583 --> 00:02:51.666
‫با قوطی کنسرو منو زخمی می‌کردن.
‫با سیگارهاشون منو می‌سوزوندن.

29
00:02:51.750 --> 00:02:54.666
‫بالاخره، منو توی ماشین لباسشویی انداختن.

30
00:02:54.750 --> 00:02:58.416
‫شونزده دقیقه توی چرخه کوتاه
‫برای لباس‌های حساس چرخیدم.

31
00:02:58.500 --> 00:03:01.000
‫اما قبل از حالتِ خشک و چرخش منو درآوردن.

32
00:03:01.083 --> 00:03:03.250
‫اون‌موقع بود که فهمیدم من مُردم.

33
00:03:25.625 --> 00:03:28.166
‫و در حالی که منتظر بودم
‫تا روحم رو ازم بگیرن،

34
00:03:28.875 --> 00:03:33.625
‫تصور می‌کردم تمام درد و رنج‌هایی
‫که توی زندگی وجود داره رو تجربه کردم.

35
00:03:35.125 --> 00:03:37.083
‫همین فکر و خیال لبخند به لبم آورد.

36
00:03:39.083 --> 00:03:40.625
‫و می خواستم دوباره زندگی کنم.

37
00:03:43.833 --> 00:03:48.083
‫احساس می‌کردم اگه دوباره بلند بشم،
‫دیگه هیچ درد

38
00:03:48.875 --> 00:03:50.208
‫یا جنجالی وجود نداره.

39
00:03:50.708 --> 00:03:53.875
‫هیچ‌کس از جهنم برنمی‌گرده
‫تا دوباره زندگی داغون‌شو از سر بگیره.

40
00:03:55.125 --> 00:03:57.458
‫می‌تونستم به خودم قول خوشگذرونی بدم،

41
00:03:57.958 --> 00:04:00.125
‫حتی توی بدترین جای دنیا.

42
00:04:01.375 --> 00:04:02.708
‫پس بلند شدم.

43
00:04:03.708 --> 00:04:06.875
‫و اون روز، نقطه آغاز شکل‌گیری
‫هویت کنونی من بود.

44
00:04:06.958 --> 00:04:07.833
‫هی!

45
00:04:09.333 --> 00:04:10.583
‫شستشوی سرعتی.

46
00:04:11.666 --> 00:04:14.833
‫بدون خیس کردن. از حموم بهتره.

47
00:04:14.875 --> 00:04:17.500
‫اما یادتون رفته بود
‫نرم‌کننده بریزید، بی‌شرف‌ها.

48
00:04:26.958 --> 00:04:28.750
‫هیکلی شدم.

49
00:04:31.583 --> 00:04:34.583
‫و بعد از پونزده مبارزه،
‫کمی احترام بدست آوردم.

50
00:04:50.333 --> 00:04:54.166
‫از مبارزه لذت می‌بردم،
‫و دیدگاهم رو به زندگی تغییر داد.

51
00:04:56.083 --> 00:04:59.083
‫حتی رفت و آمد برای ایمپلنتِ دندون

52
00:04:59.125 --> 00:05:01.833
‫به تجلیل و تجدید
‫از زیبایی بیرون تبدیل شده بود.

53
00:05:10.833 --> 00:05:13.833
‫و اینجا،
‫در غیر منتظره‌ترین جای جهان،

54
00:05:13.875 --> 00:05:17.500
‫فهمیدم دنیا می‌تونه
‫به طرز وحشیانه‌ای زیبا باشه.

55
00:05:18.208 --> 00:05:20.791
‫به دنبال دستور ناتو
‫مبنی بر توقیف زیردریایی روسیه

56
00:05:20.833 --> 00:05:23.041
‫تنش‌ها در آلخسیراس بالا گرفته است

57
00:05:23.333 --> 00:05:26.125
‫شک و گمان‌هایی مبنی بر وجود
‫موشک‌های هسته‌ای وجود داره.

58
00:05:26.125 --> 00:05:27.375
‫سفیر روسیه...

59
00:05:27.458 --> 00:05:29.583
‫- مکس وارلا؟
‫- بله؟

60
00:05:30.125 --> 00:05:33.208
‫قاضی فرجام‌خواهیت رو قبول کرد.
‫امروز‌ آزاد میشی.

61
00:05:33.833 --> 00:05:34.875
‫یعنی چی؟

62
00:05:35.458 --> 00:05:37.833
‫«با توجه به رفتار شایسته،
‫مجازات تعیین شده تخفیف یافت.»

63
00:05:40.916 --> 00:05:41.916
‫برو وسایلتو جمع کن.

64
00:05:42.000 --> 00:05:45.500
‫در تنگه تایوان غرق شده است.

65
00:05:45.583 --> 00:05:48.333
‫این حادثه تنها یک هفته

66
00:05:48.375 --> 00:05:50.708
‫پس از حملهٔ چین به جزیره تایوان رخ داده است.

67
00:05:50.833 --> 00:05:52.958
‫پاسخ چین قاطع و سریع بود.

68
00:05:53.083 --> 00:05:55.250
‫دولت در بیانیه‌ای تهدید به تلافی کرده است.

69
00:06:12.833 --> 00:06:13.833
‫این...

70
00:06:15.333 --> 00:06:16.333
‫چه لباسیه پوشیدی؟

71
00:06:16.416 --> 00:06:19.875
‫سه ساله منو ندیدی،
‫اونوقت مشکلت با لباسیه که پوشیدم؟

72
00:06:20.458 --> 00:06:23.500
‫من سه بار واسه ملاقات اومدم،
‫اما هر سه بار قبول نکردی بیای منو ببینی.

73
00:06:24.083 --> 00:06:26.333
‫یه ساعت تمام چشم انتظار نشستم.

74
00:06:26.375 --> 00:06:29.875
‫اول داشتم با اهریمن‌های خودم مبارزه می‌کردم.
‫بعد عوض شدم.

75
00:06:30.583 --> 00:06:32.458
‫باید واسه بار چهارم برمی‌گشتی.

76
00:06:42.916 --> 00:06:47.083
‫مکس، من چندین هفته
‫روی فرجام‌خواهیت وقت گذاشتم تا آزاد بشی

77
00:06:47.166 --> 00:06:49.000
‫چون می‌خوام همراهم بیای.

78
00:06:50.000 --> 00:06:51.333
‫امروز برنامه‌های دیگه دارم.

79
00:06:52.583 --> 00:06:53.875
‫برم دریا شنا کنم.

80
00:06:53.958 --> 00:06:56.583
‫در حالی که ماسه به کف پام چسبیده،
‫یه پائیا خوشمزه بخورم.

81
00:06:56.625 --> 00:06:57.583
‫عالیه،

82
00:06:57.625 --> 00:07:03.083
‫اما نمی‌دونم خبر داری
‫دنیا در چه وضعیتی قرار داره یا نه.

83
00:07:04.416 --> 00:07:07.083
‫خطر جدی تشدید درگیری‌ها وجود داره،

84
00:07:07.125 --> 00:07:09.333
‫و ازت می‌خوام همراه من بیای. همین الان.

85
00:07:09.375 --> 00:07:10.958
‫می‌خوای منو کجا بری؟

86
00:07:11.083 --> 00:07:12.250
‫یه سرپناه.

87
00:07:14.583 --> 00:07:15.583
‫یه پناهگاه.

88
00:07:17.458 --> 00:07:20.500
‫می‌خوای روزی که از زندان آزاد شدم
‫منو توی یه چاله بندازی؟

89
00:07:23.125 --> 00:07:25.125
‫من عمرا با تو جایی نمیام.

90
00:07:26.333 --> 00:07:27.333
‫عمرا.

91
00:07:27.416 --> 00:07:30.333
‫تو تنها، رابطه‌مون رو خراب کردی.

92
00:07:31.416 --> 00:07:33.750
‫خوشحالم دیگه چیزی بین ما نیست.

93
00:07:34.250 --> 00:07:36.125
‫شاید جز یه کروموزوم نامتعارف.

94
00:07:38.208 --> 00:07:39.833
‫اما بقیه‌شو اونجا گذاشتم و اومدم.

95
00:07:39.916 --> 00:07:42.125
‫مکس، من می‌خوام جونتو نجات بدم.

96
00:07:42.625 --> 00:07:43.875
‫یه بحرانِ حتمی رخ میده.

97
00:07:43.958 --> 00:07:45.708
‫افرادی که توی پناهگاه حضور دارن

98
00:07:45.833 --> 00:07:48.625
‫با سازمان اطلاعات
‫و نهادهای دفاعی ارتباط دارن.

99
00:07:48.708 --> 00:07:49.875
‫همراهم بیا.

100
00:07:50.666 --> 00:07:51.666
‫مراقب خودت باش.

101
00:07:53.250 --> 00:07:54.708
‫مادرت اونجاست.

102
00:07:55.583 --> 00:07:56.958
‫و مادربزرگت.

103
00:07:57.750 --> 00:08:00.708
‫ممکنه آخرین فرصتت باشه
‫تا باهاش خداحافظی کنی.

104
00:08:01.416 --> 00:08:03.708
‫پدر ان هم اونجاست.

105
00:08:10.375 --> 00:08:14.875
‫شاید وقتش رسیده...
‫باهاش صحبت کنی، باشه؟

106
00:08:16.666 --> 00:08:18.708
‫زخم‌های قدیمی رو التیام ببخشی.

107
00:08:19.500 --> 00:08:21.583
‫دیر یا زود، باید مواجه بشی.

108
00:08:29.833 --> 00:08:31.125
‫می‌خوای سوار بشی؟

109
00:08:34.375 --> 00:08:35.833
‫یه‌کم مزه آزادی رو بچشی؟

110
00:08:41.875 --> 00:08:43.583
‫تو از کجا از پناهگاه خبر داری؟

111
00:08:46.125 --> 00:08:48.791
‫توی باشگاه تنیس با یه سرهنگ آشنا شدم
‫که ما رو

112
00:08:48.833 --> 00:08:50.625
‫به شرکت سازندهٔ پناهگاه وصل کرد.

113
00:08:50.625 --> 00:08:53.458
‫ساخت پروژه با نهایت پنهان‌کاری انجام شد.

114
00:08:54.416 --> 00:08:56.833
‫چندین میلیون
‫واسه این پناهگاه سرمایه‌گذاری کردیم.

115
00:09:01.750 --> 00:09:02.750
‫تبریک میگم.

116
00:09:03.375 --> 00:09:06.000
‫اگر شما این فیلم رو مشاهده می‌کنید،
‫شما اکنون یک پناهگاه مجلل در اختیار دارید

117
00:09:06.041 --> 00:09:07.250
‫شما و خانواده‌تون

118
00:09:07.250 --> 00:09:10.250
‫شما از معدود افراد برگزیده ای هستید
‫که این امتیاز را خواهید داشت

119
00:09:10.291 --> 00:09:14.333
‫تا در صورت وقوع یک فاجعه،
‫به مدت ده سال در پناهگاهی امن زنده بمانید.

120
00:09:14.958 --> 00:09:17.958
‫همین الان،
‫مشاورین ما دارن برای شما کار می‌کنن.

121
00:09:18.083 --> 00:09:20.333
‫چنانچه ارزیابی آن‌ها این باشد
‫که میزان خطر به حد بحرانی رسیده،

122
00:09:20.375 --> 00:09:22.708
‫شما تماسی دریافت خواهید کرد تا فورا

123
00:09:22.750 --> 00:09:25.750
‫جهت اقدام پیشگیرانه وارد پناهگاه شوید.

124
00:09:25.875 --> 00:09:29.875
‫محدودیت‌های هوایی
‫از ساعت یک بعدازظهر اعمال می‌شوند.

125
00:09:29.958 --> 00:09:33.833
‫پروازهای غیر نظامی ممنوع میشه.
‫تکرار می‌کنم، پروازهای غیر نظامی...

126
00:09:33.916 --> 00:09:35.416
‫نمی‌تونیم راه بیفتیم.

127
00:09:35.500 --> 00:09:36.833
‫ولی تازه ظهر شده.

128
00:09:37.333 --> 00:09:38.833
‫هنوز وقت داریم.

129
00:09:39.750 --> 00:09:41.083
‫لطفا.

130
00:09:43.875 --> 00:09:45.625
‫یادتون نره، قانون اول اینه که

131
00:09:45.708 --> 00:09:49.500
‫مکان و ماهیت پناهگاه باید مخفی بمونه.

132
00:09:50.958 --> 00:09:54.708
‫فرض رو بر این بگیریم
‫که در وسط جنگ حضور داریم.

133
00:09:54.875 --> 00:09:58.333
‫می‌دونید چه اتفاقی میفته
‫اگه همسایه، فامیل دور،

134
00:09:58.333 --> 00:10:01.625
‫یا همکار شما بفهمه
‫یه مکان امن زیرزمینی وجود داره؟

135
00:10:01.875 --> 00:10:04.333
‫امنیت همه به خطر میفته.

136
00:10:05.583 --> 00:10:07.750
‫کیمرا در زیر دریاچه قرار داره.

137
00:10:08.250 --> 00:10:11.958
‫در عمق ۲۷۵ متری آب مدفون شده.

138
00:10:15.500 --> 00:10:18.125
‫ما هفت سال اخیر رو
‫صرف کار کردن برای شما کردیم،

139
00:10:18.208 --> 00:10:21.333
‫اختصاصی‌ترین پناهگاه جهان رو ساختیم.

140
00:10:24.125 --> 00:10:26.875
‫این سازه مهندسی شگفت انگیز،

141
00:10:27.375 --> 00:10:31.833
‫در دل غاری که ۴۵ میلیون سال پیش
‫مخزنی از گاز طبیعی را

142
00:10:31.916 --> 00:10:34.166
‫در خود پنهان کرده بود، قرار گرفته است.

143
00:10:37.583 --> 00:10:39.375
‫این شهر کوچک ماست.

144
00:10:40.125 --> 00:10:44.333
‫این سازه شامل سه سکو است که هر یک
‫پناهگاهی برای ۴۵ خانواده فراهم می‌کند،

145
00:10:44.416 --> 00:10:46.875
‫و در موقعیتی غیرقابل دسترسی بنا شده است.

146
00:10:48.958 --> 00:10:51.833
‫در اینجا مشاهده می‌کنید
‫که امنیت و تجلل در تضاد نیستند.

147
00:10:53.083 --> 00:10:54.500
‫مایل هستید ببینید؟

148
00:10:57.583 --> 00:10:58.875
‫همراه من بیاید.

149
00:11:05.125 --> 00:11:06.125
‫خوش آمدید.

150
00:11:06.208 --> 00:11:08.708
‫بفرمایید، این شماره‌های صندوق امانات شماست.

151
00:11:08.833 --> 00:11:11.416
‫باید وسایل شخصی
‫و موبایل‌هاتون رو اونجا بذارید.

152
00:11:11.500 --> 00:11:13.708
‫- برای چی؟
‫- برای امنیت شما.

153
00:11:13.875 --> 00:11:17.958
‫ممکنه یه نفر با ردیابی سیگنال جی‌پی‌اس
‫موبایلتون از موقعیت شما آگاه بشه،

154
00:11:18.458 --> 00:11:20.750
‫مساحت این مجموعه ۲۱۵ هزار فوت مربع است،

155
00:11:20.750 --> 00:11:24.708
‫و طراحی آن به نوعی است
‫تا دلباز و دلپسند باشد.

156
00:11:25.666 --> 00:11:28.708
‫نگاه کنید، این باغ ژاپنی ماست.

157
00:11:28.833 --> 00:11:32.666
‫اون بالا مکانی تعبیه شده
‫تا کودکان شما بتونن بازی کنن، غذا بخورن،

158
00:11:32.750 --> 00:11:34.500
‫در کلاس حضور پیدا کنن.

159
00:11:34.583 --> 00:11:35.458
‫این کت و شلوار چیه؟

160
00:11:36.625 --> 00:11:38.083
‫این هم برای امنیت شماست.

161
00:11:38.125 --> 00:11:41.666
‫هر کت‌شلوار مجهز به یک شمارشگر گایگر
‫برای رصد تشعشع‌هاست.

162
00:11:41.750 --> 00:11:44.125
‫همچنین کیفیت هوا رو نیز اندازه می‌گیره.

163
00:11:45.000 --> 00:11:48.125
‫رنگ‌هایی که در این مکان بکار بردیم،
‫رنگ‌های کهربانی و فیروزه‌ای،

164
00:11:48.208 --> 00:11:51.250
‫موجب ترویج صلح و توازن معنوی می‌شود.

165
00:11:51.333 --> 00:11:54.666
‫با این دستبندها
‫علائم حیاتی شما رو پایش می‌کنیم.

166
00:11:54.750 --> 00:11:58.416
‫ضربان قلب، تنفس، و سطح اکسيژن.

167
00:11:58.500 --> 00:12:01.708
‫قفل آهن‌ربایی دائمی دارن
‫بنابراین گم نمی‌کنید.

168
00:12:01.833 --> 00:12:03.875
‫در این مجموعه،
‫از مکان‌های فوق العاده‌ای

169
00:12:03.916 --> 00:12:06.583
‫که برای سلامتی شما طراحی شده لذت می‌برید.

170
00:12:06.625 --> 00:12:10.083
‫خودم این اسپا رو خیلی دوست دارم.
‫دمای آب ۳۷ درجه‌ست.

171
00:12:10.166 --> 00:12:12.333
‫لطفا دستتون رو روی اسکنر بذارید.

172
00:12:14.166 --> 00:12:17.416
‫تمام درهای پناهگاه
‫با احراز هویت بیومتریک باز میشه.

173
00:12:18.083 --> 00:12:19.416
‫نیازی به کلید نیست.

174
00:12:20.333 --> 00:12:23.333
‫مالک هر اتاق می‌تونه
‫به راحتی منظره رو تغییر بده،

175
00:12:23.375 --> 00:12:25.125
‫اون هم به لطف دستیار مجازی‌مون.

176
00:12:25.208 --> 00:12:26.250
‫- روکسان؟
‫- بله؟

177
00:12:26.333 --> 00:12:28.833
‫- مار و به کوه ببر.
‫- چشم مینروا.

178
00:12:29.708 --> 00:12:31.958
‫امیدوارم هیچ‌وقت به اینجا نیاید.

179
00:12:32.083 --> 00:12:34.333
‫اما در صورت وقوع چنین امری،
‫جای هیچ‌گونه نگرانی وجود نداره.

180
00:12:34.375 --> 00:12:37.583
‫من و تیم کاملا آماده هستیم
‫تا از شما محافظت کنیم.

181
00:12:41.333 --> 00:12:42.625
‫پسرم!

182
00:12:42.708 --> 00:12:44.375
‫مکس.

183
00:12:44.458 --> 00:12:45.583
‫عزیزم.

184
00:12:46.583 --> 00:12:47.916
‫بذار ببینمت.

185
00:12:48.416 --> 00:12:50.750
‫حالت چطوره، مامان‌بزرگ؟
‫اون مرد کیه؟

186
00:12:51.958 --> 00:12:53.833
‫آنتونیو، پرستارم.

187
00:12:53.916 --> 00:12:56.958
‫شیمی‌درمانی توی پناهگاه اتمی
‫نسبت به بیمارستان

188
00:12:57.083 --> 00:12:58.833
‫حال و هوای دیگه‌ای داره، نه؟

189
00:12:58.875 --> 00:13:00.125
‫حالت چطوره، پسرم؟

190
00:13:00.208 --> 00:13:02.333
‫- عالی.
‫- و سی نفر زخمی شدن.

191
00:13:02.375 --> 00:13:03.458
‫- تو چطوری؟
‫- خوبم.

192
00:13:03.583 --> 00:13:06.250
‫وزیر دفاع روسیه
‫با برگزاری یک کنفرانس مطبوعاتی

193
00:13:06.333 --> 00:13:08.375
‫این حمله را به مثابه اعلان جنگ تلقی کرد.

194
00:13:08.458 --> 00:13:10.666
‫او اذعان کرد این وضعیت قابل قبول نیست

195
00:13:10.750 --> 00:13:13.375
‫و در این مقطع، برگشت‌ناپذیر است.

196
00:13:26.500 --> 00:13:27.875
‫باورم نمیشه.

197
00:13:36.625 --> 00:13:39.750
‫بابا، لطفا، دعوا راه ننداز.

198
00:13:39.833 --> 00:13:41.375
‫باشه. ممنون.

199
00:13:54.416 --> 00:13:55.708
‫مکس.

200
00:13:56.583 --> 00:13:57.500
‫گیرمو.

201
00:13:58.000 --> 00:14:03.083
‫می‌بینم دِینـتو به جامعه ادا کردی
‫و الان آزاد شدی.

202
00:14:03.833 --> 00:14:06.000
‫و الان دِین من به شما مونده.

203
00:14:07.875 --> 00:14:11.250
‫شاید هیچ‌وقت نتونی
‫منو به چشم قاتل دخترت نبینی.

204
00:14:13.000 --> 00:14:15.708
‫ولی می‌خواستم تو چشمت نگاه کنم
‫و عذرخواهی کنم.

205
00:14:17.833 --> 00:14:20.125
‫و تا آخر عمرم معذرت می‌خوام.

206
00:14:22.875 --> 00:14:25.500
‫امیدوارم بالاخره بتونیم
‫این زخم رو التیام ببخشیم.

207
00:14:35.500 --> 00:14:36.625
‫البته.

208
00:14:39.666 --> 00:14:43.625
‫بیا بشینیم ناهار بخوریم،
‫درست مثل قدیم‌ها توی تابستون.

209
00:14:43.708 --> 00:14:45.708
‫گرچه با اون زمان خیلی فرق داره.

210
00:14:45.833 --> 00:14:47.083
‫دارن میان این سمت.

211
00:14:47.583 --> 00:14:49.250
‫باورم نمیشه.

212
00:14:52.375 --> 00:14:53.375
‫سلام.

213
00:14:54.833 --> 00:14:56.666
‫ایشون میمیـه، همسرم.

214
00:14:56.750 --> 00:14:58.250
‫دو سال پیش ازدواج کردیم.

215
00:14:58.750 --> 00:15:00.625
‫سلام. از آشنایی‌تون خوشوقتم.
‫حالتون چطوره؟

216
00:15:00.708 --> 00:15:03.166
‫مادرم شش ماه بعد از خواهرم فوت شد.

217
00:15:04.416 --> 00:15:05.958
‫- با مرگش کنار نیومد.
‫- آسیا.

218
00:15:07.500 --> 00:15:10.333
‫مارتا توی سانحه رانندگی فوت شد.

219
00:15:11.916 --> 00:15:13.083
‫نمی‌نشینید؟

220
00:15:13.125 --> 00:15:15.333
‫چرا، البته. کجا بشینیم؟

221
00:15:16.625 --> 00:15:20.000
‫من اینجا. خوبه.
‫آنتونیو اینجا. من اینجا. عالیه.

222
00:15:21.083 --> 00:15:23.958
‫خب، ببینیم منوی پناهگاه چی داره.

223
00:15:24.083 --> 00:15:25.166
‫شب بخیر.

224
00:15:25.250 --> 00:15:28.916
‫رستوان سلف‌سرویسه،
‫و خدمات رومیزی ارائه نمیدیم،

225
00:15:29.000 --> 00:15:31.083
‫بنابراین از خودتون پذیرایی کنید.

226
00:15:31.166 --> 00:15:33.083
‫امیدوارم غذا باب میل شما باشه.

227
00:15:33.166 --> 00:15:34.166
‫عزیزم!

228
00:15:34.250 --> 00:15:36.875
‫داری میگی من ۴۸ میلیون یورو پول دادم

229
00:15:36.958 --> 00:15:40.375
‫تا مثل آشپزخونه خیریه،
‫خودم واسه خودم غذا بکشم؟

230
00:15:40.958 --> 00:15:42.333
‫عذر می‌خوام، خانم ریکلمه.

231
00:15:42.416 --> 00:15:46.500
‫ما ظرفیت ارائه خدمات پنج ستاره رو نداریم.

232
00:15:46.583 --> 00:15:49.208
‫جهت امنیت شماست،
‫بنابراین باید همکاری کنید.

233
00:15:49.916 --> 00:15:51.333
‫عذر می‌خوام.

234
00:15:52.708 --> 00:15:53.708
‫بوفه؟

235
00:15:53.833 --> 00:15:57.083
‫مثل اون اقامتگاه‌هاست
‫که یه عالمه تخم‌مرغ

236
00:15:57.125 --> 00:15:58.625
‫توی سینی فلزی می‌ذارن.

237
00:15:59.250 --> 00:16:01.750
‫خب، غیر عادیه،
‫ولی بازم باید بخوریم.

238
00:16:02.500 --> 00:16:04.625
‫من از سرجام بلند نمیشم.

239
00:16:04.708 --> 00:16:07.500
‫اگه بلند بشید غذا بِکشید
‫آخرش می‌بینید دارید دستشویی می‌شورید.

240
00:16:07.583 --> 00:16:09.208
‫منظورت چیه، مامان‌بزرگ؟

241
00:16:09.333 --> 00:16:12.416
‫تصور کن اگه به‌جای اینکه
‫چند روز دیگه از اینجا خارج بشیم،

242
00:16:12.500 --> 00:16:14.583
‫دنیای بیرون نیست و نابود بشه.

243
00:16:15.083 --> 00:16:16.458
‫اونوقت ما چی میشیم؟

244
00:16:16.583 --> 00:16:19.875
‫مثل کشتی نوح میشه، نه؟

245
00:16:20.625 --> 00:16:22.083
‫دقیقا!

246
00:16:22.583 --> 00:16:23.833
‫یه جامعه جدید.

247
00:16:23.916 --> 00:16:27.458
‫و دو دسته مردم وجود داره.
‫افرادی که خدمت می‌کنن و افرادی که دستور میدن.

248
00:16:27.583 --> 00:16:30.750
‫ساز و کار بشریت به همین صورته،
‫و ما با ناهار دلپذیری که واسمون تدارک دیدن

249
00:16:30.833 --> 00:16:33.416
‫همراهی می‌کنیم و مخالفت نمی‌کنیم.

250
00:16:34.000 --> 00:16:36.208
‫باید جایگاه خودتون رو عاقلانه انتخاب کنید.

251
00:16:36.333 --> 00:16:41.083
‫تا شما رو به چشم خدمتکار بالقوه نبینن.
‫یا از اون بدتر.

252
00:16:42.875 --> 00:16:45.333
‫آنتونیو، لطفا یه مقدار پیش‌غذا واسم بیار.

253
00:16:47.000 --> 00:16:49.083
‫استیک راسته داره تموم میشه.

254
00:16:49.166 --> 00:16:50.958
‫اگه می‌خوای میرم واست میارم، عزیزم.

255
00:16:51.083 --> 00:16:52.333
‫خودم حلش می‌کنم.

256
00:16:53.125 --> 00:16:54.083
‫خانم.

257
00:16:54.125 --> 00:16:55.208
‫بله جناب فالکون؟

258
00:16:55.333 --> 00:16:57.958
‫عذرخواهی می‌کنم.
‫این خانم رو می‌بینید؟

259
00:16:58.458 --> 00:17:01.875
‫ایشون سرطان لاعلاج دارن.
‫متاستاز شدن.

260
00:17:01.958 --> 00:17:04.666
‫چیزی که روی گردن ایشونه برچسب نیست.

261
00:17:04.750 --> 00:17:06.000
‫پچِ مورفینه.

262
00:17:06.833 --> 00:17:09.125
‫هنوز پونزده قدم نرفته، میفته.

263
00:17:09.208 --> 00:17:11.708
‫می‌خواید ایشون رو مجبور کنید
‫تا بلند بشه و تربچه برداره؟

264
00:17:11.833 --> 00:17:14.916
‫عذرخواهی می‌کنم. در این‌صورت،
‫هر چی میل دارن رو واسشون میارم.

265
00:17:15.000 --> 00:17:18.458
‫دو تا استیک راسته، یکی مدیوم رر باشه
‫و یکی رر، تا حق انتخاب داشته باشن.

266
00:17:18.583 --> 00:17:20.875
‫کنار غذا، فلفل دلمه،

267
00:17:20.958 --> 00:17:23.416
‫سیب‌زمینی تنوری و مقداری پاستا باشه.

268
00:17:23.500 --> 00:17:25.083
‫- آل دنته باشه.
‫- الان.

269
00:17:26.333 --> 00:17:28.625
‫پاک یادم رفته بود چه خانواده جالبی دارم.

270
00:17:28.708 --> 00:17:30.875
‫راستش، خیلی خوشحالم اینجام.

271
00:17:30.958 --> 00:17:32.375
‫نظرت چیه، بابا؟

272
00:17:32.458 --> 00:17:35.458
‫ها؟ من... گرسنه‌ام نیست.

273
00:17:35.583 --> 00:17:38.875
‫حوادث امروز عصبیم کرده.

274
00:17:38.958 --> 00:17:41.666
‫میشه یه مقدار ماهی سالمون
‫که اون آقا می‌خوره رو بیارید.

275
00:17:41.750 --> 00:17:44.333
‫ولی باید سبزیجات آب‌پز هم بخوری.

276
00:17:44.375 --> 00:17:45.375
‫ویتامین داره.

277
00:17:45.458 --> 00:17:46.875
‫- میوه هم بخور.
‫- خوبه.

278
00:17:46.958 --> 00:17:49.416
‫حالا که مکس اینجاست،

279
00:17:49.500 --> 00:17:54.333
‫دوست دارم ازش چیزی رو بپرسم
‫که سه ساله از خودم می‌پرسم.

280
00:17:56.083 --> 00:17:59.833
‫چطور تونستی از سر صحنه فرار کنی،
‫و عشق زندگی‌تو ول کنی و بری؟

281
00:18:17.208 --> 00:18:20.583
‫آسیا، ما داریم تلاش می‌کنیم خانواده‌هامون
‫رو دوباره دور هم جمع کنیم.

282
00:18:22.000 --> 00:18:25.333
‫تا بتونیم بعد از این همه رنج و عذاب
‫بالاخره در آرامش زندگی کنیم.

283
00:18:25.375 --> 00:18:26.375
‫صحیح.

284
00:18:26.875 --> 00:18:29.708
‫ولی برای به آرامش رسیدن،
‫باید دلیل فرار کردنش رو بدونم.

285
00:18:30.833 --> 00:18:32.583
‫تو پشت فرمون بودی.

286
00:18:33.375 --> 00:18:35.208
‫خواهرم به خاطر تو مُرد.

287
00:18:36.208 --> 00:18:37.250
‫و تو فرار کردی.

288
00:18:37.833 --> 00:18:38.833
‫چرا؟

289
00:18:51.000 --> 00:18:52.875
‫من خواهرتو
‫بیشتر از هر کسی توی دنیا دوست داشتم.

290
00:18:52.958 --> 00:18:55.333
‫اگه اونو ول کردی و رفتی
‫یعنی دوستش نداشتی.

291
00:18:55.375 --> 00:18:56.583
‫آسیا، عزیزم.

292
00:18:57.083 --> 00:18:58.083
‫ما همه اونو دوست داشتیم.

293
00:18:58.583 --> 00:19:01.833
‫باید بدونید که تصادف بوده.

294
00:19:01.875 --> 00:19:05.625
‫همه افراد سر میز این موضوع رو پذیرفتن.

295
00:19:06.416 --> 00:19:07.666
‫وقتش رسیده تو هم بپذیری.

296
00:19:08.583 --> 00:19:11.750
‫آنتونیو، برو ببین
‫یه چیز شیرین دارن واسه دسر بیاری.

297
00:19:28.166 --> 00:19:30.125
‫به کمیرا خوش آمدید.

298
00:19:31.208 --> 00:19:32.416
‫من مینروا هستم.

299
00:19:32.916 --> 00:19:34.625
‫این یه قرنطینه پیشگیرانه است،

300
00:19:34.708 --> 00:19:37.375
‫با توجه به تشدید وقایعی که شاهدش بودید،

301
00:19:37.458 --> 00:19:39.958
‫که متاسفانه همچنان ادامه داره.

302
00:19:42.625 --> 00:19:44.875
‫پیمان آتلانتیک در تلافی حمله به نروژ

303
00:19:44.916 --> 00:19:47.041
‫سن پترزبورگ را بمباران کردند.

304
00:19:47.583 --> 00:19:52.125
‫امیدواریم عقل سلیم حاکم بشه
‫و بتونیم سرانجام به قرنطینه پایان بدیم.

305
00:19:52.208 --> 00:19:58.000
‫اگه این مهم دست پیدا نکرد،
‫می‌خوام بدونید که شما در امنیت کامل هستید.

306
00:19:58.083 --> 00:20:01.416
‫ما جهت هرگونه شرایط بیرونی آماده شدیم.

307
00:20:01.500 --> 00:20:03.083
‫سوال اینجاست...

308
00:20:04.875 --> 00:20:07.666
‫شما آماده هستید
‫تا در این پایین نجات پیدا کنید؟

309
00:20:08.166 --> 00:20:10.750
‫اگه این فجایع ادامه پیدا کنه،
‫ثبات هیجانی شما

310
00:20:11.416 --> 00:20:12.833
‫به مویی وصل میشه.

311
00:20:13.333 --> 00:20:17.666
‫اضطراب و ناامیدی در اعماق وجودتون ریشه می‌کنه
‫و در ادامه، افسردگی گسترده همه‌گیر میشه.

312
00:20:18.708 --> 00:20:20.583
‫که من این اجازه رو نمیدم.

313
00:20:23.375 --> 00:20:26.458
‫اینجا یکی از شرکت‌های شما نیست.
‫اینجا من رئيس هستم.

314
00:20:27.250 --> 00:20:29.583
‫شما من رو استخدام کردید
‫که امنیت شما رو تامین کنم،

315
00:20:29.625 --> 00:20:32.583
‫و سلامت روان شما هم جزوی از این هست.

316
00:20:32.625 --> 00:20:34.875
‫به همین دلیل معاشرت اجباریه.

317
00:20:34.958 --> 00:20:36.833
‫دسته‌جمعی شام می‌خوریم.

318
00:20:38.333 --> 00:20:40.333
‫از سر جامون بلد میشیم
‫تا غذامون رو خودمون بِکشیم،

319
00:20:40.375 --> 00:20:44.083
‫و وقتی غذا رو خوردیم،
‫سینی‌هامون رو توی چرخ می‌ذاریم.

320
00:20:44.583 --> 00:20:47.666
‫شما در فعالیت‌های اجتماعی
‫و انجام کارهای ساده مشارکت می‌کنید

321
00:20:47.750 --> 00:20:51.125
‫تا ذهن‌تون درگیر بشه
‫و افکار منفی ازتون دور بشه.

322
00:20:53.250 --> 00:20:54.916
‫آقا آرانوا، حالتون چطوره؟

323
00:20:56.000 --> 00:20:57.000
‫خوبم.

324
00:20:58.458 --> 00:21:00.875
‫یه داستان بامزه تعریف کنید.

325
00:21:01.875 --> 00:21:03.750
‫الان فکرم قد نمیده.

326
00:21:03.833 --> 00:21:06.625
‫یه جوک تعریف کنید.
‫باید صدها جوک شنیده باشید.

327
00:21:12.000 --> 00:21:14.583
‫الان فکرم قد نمیده.

328
00:21:16.333 --> 00:21:19.000
‫یادتون نیست
‫چون ایشون در حالت بحران قرار داره.

329
00:21:19.083 --> 00:21:22.208
‫تنها چیزی که در ذهن اون نقش بسته،
‫ابر هسته‌ای هست.

330
00:21:22.708 --> 00:21:23.833
‫درست میگم؟

331
00:21:25.208 --> 00:21:28.500
‫بعد نوبت بی‌خوابی میشه.

332
00:21:29.375 --> 00:21:30.416
‫دیگه حرف نمی‌زنید.

333
00:21:30.916 --> 00:21:32.833
‫غرق افسردگی میشید.

334
00:21:32.916 --> 00:21:36.416
‫و به روان‌شناس ما مراجعه کنید، نانو پارکر،

335
00:21:36.500 --> 00:21:39.583
‫یا به پزشک ما، خولیا بالدینی،
‫مراجعه کنید جهت دریافت دارو.

336
00:21:40.083 --> 00:21:42.500
‫تنها ابزاری که شما در این پایین

337
00:21:42.583 --> 00:21:45.708
‫جهت زنده ماندن از این اضطراب دارید
‫حس شوخی‌طبعی شماست.

338
00:21:45.833 --> 00:21:48.000
‫یه بار دیگه می‌پرسم.

339
00:21:48.083 --> 00:21:50.708
‫کسی اینجا هست بخواد یه چیز بامزه تعریف کنه؟

340
00:21:56.083 --> 00:21:57.083
‫من.

341
00:21:59.875 --> 00:22:01.083
‫خب...

342
00:22:01.958 --> 00:22:04.958
‫تو راهِ اینجا،
‫سوال‌های خیلی زیادی از خودم می‌پرسیدم.

343
00:22:05.625 --> 00:22:08.375
‫تا اینکه به پذیرش رسیدم،

344
00:22:08.458 --> 00:22:10.208
‫و از خانم جوان پشت میز پرسیدم،

345
00:22:10.333 --> 00:22:12.166
‫همون خانمی که اونجا هستن،

346
00:22:12.916 --> 00:22:16.083
‫«پناهگاه هسته‌ای چه شکلیه؟»

347
00:22:17.125 --> 00:22:19.000
‫و می‌دونید در جواب چی گفت؟

348
00:22:20.416 --> 00:22:21.916
‫«بمبه!»

349
00:22:27.250 --> 00:22:29.625
‫این پایین همین رفتار رو نیاز داریم.

350
00:22:29.708 --> 00:22:31.666
‫موضوعی ساده‌ای نیست، باور کنید.

351
00:22:32.166 --> 00:22:33.375
‫ممنون فریدا.

352
00:22:33.458 --> 00:22:36.833
‫می‌تونی غذات رو نوش‌جان کنی.
‫متشکرم.

353
00:22:39.916 --> 00:22:40.958
‫تا بعد.

354
00:22:50.000 --> 00:22:52.458
‫انگار زندان برای اون بی‌شرف مفید بوده.

355
00:22:52.583 --> 00:22:54.333
‫برگشته میگه زخم رو التیام ببخشیم.

356
00:22:54.833 --> 00:22:57.708
‫تا وقتی دخترم زیر یه خروار خاک خوابیده
‫این زخم التیام پیدا نمی‌کنه.

357
00:22:57.833 --> 00:23:00.333
‫آروم باش.
‫همین الانش جنگ شده.

358
00:23:00.375 --> 00:23:02.833
‫شنیدم آمریکای شمالی رو بمبارون کردن.

359
00:23:02.916 --> 00:23:04.500
‫کانادا داره می‌سوزه.

360
00:23:05.625 --> 00:23:08.625
‫فکر می‌کنی در حال حاضر
‫من به کانادا اهمیت میدم؟

361
00:23:10.333 --> 00:23:15.333
‫از بس خودمو کنترل کردم
‫انگشت‌های پام گرفته.

362
00:23:16.083 --> 00:23:20.250
‫دلم می‌خواست ملاقه رو بردارم
‫و مغز اون عوضی رو کف زمین بریزم.

363
00:23:20.333 --> 00:23:23.666
‫اما نه، باید می‌نشستم،
‫به شوخی‌هاش می‌خندیدم.

364
00:23:23.750 --> 00:23:25.958
‫- و اون زن...
‫- تنگی‌نفس گرفتی.

365
00:23:26.083 --> 00:23:27.916
‫به دخترم گفت خفه شو.

366
00:23:28.000 --> 00:23:30.708
‫بیرون رو نگاه کن.
‫تموم شد. چیزی نیست.

367
00:23:30.833 --> 00:23:34.583
‫من هیچ‌وقت آدم آرومی نبودم،
‫و حضورِ اون اینجا منو می‌ترسونه،

368
00:23:35.333 --> 00:23:38.166
‫چون همیشه کنار منه
‫و ممکنه اونو بکشم.

369
00:23:38.250 --> 00:23:41.666
‫گیرمو، مسخره‌بازی درنیار عزیزم.

370
00:23:42.416 --> 00:23:43.916
‫فکر می‌کنی مسخره‌بازیه؟

371
00:23:44.416 --> 00:23:47.583
‫اینکه زندگی منو نابود کرده،
‫از نظر تو مسخره‌بازیه؟

372
00:23:48.416 --> 00:23:51.083
‫- چون همون‌جا زندگی من تموم شد.
‫- نه، مسخره‌بازی نیست.

373
00:23:52.083 --> 00:23:54.208
‫ما با همدیگه هستیم. ازدواج کردیم.

374
00:23:54.333 --> 00:23:55.958
‫یه خانواده داریم، عزیزم.

375
00:24:02.833 --> 00:24:04.208
‫یه چیزی رو بهم بگو، میمی.

376
00:24:08.708 --> 00:24:10.500
‫چرا فکر می‌کنی تو زن من هستی؟

377
00:24:12.583 --> 00:24:13.708
‫من دوستت داشتم.

378
00:24:14.708 --> 00:24:15.916
‫زن من مُرد.

379
00:24:17.125 --> 00:24:18.125
‫بعدش با تو ازدواج کردم.

380
00:24:20.583 --> 00:24:22.083
‫جواب بده.

381
00:24:24.000 --> 00:24:25.708
‫یا می‌خوای من جواب بدم؟

382
00:24:26.708 --> 00:24:28.750
‫تو زن من شدی

383
00:24:30.750 --> 00:24:34.125
‫چون از نظر ذهنی آشفته بودم.

384
00:24:34.625 --> 00:24:38.583
‫سوگِ مرگ دختر و زنم.

385
00:24:39.083 --> 00:24:40.625
‫قرص‌های ضد افسردگی.

386
00:24:42.083 --> 00:24:45.625
‫به خاطر یه سری
‫فعل و انفعالات شیمیایی تصادفی بود

387
00:24:45.708 --> 00:24:47.208
‫که توی مغزم اتفاق افتاد.

388
00:24:47.708 --> 00:24:51.500
‫عشاق معمولا فکر می‌کنن
‫دیر به هم رسیدن، درسته؟

389
00:24:51.916 --> 00:24:55.583
‫و تو توقع داری من جوری دوستت داشته باشم
‫که انگار عشق زندگیمی.

390
00:24:55.833 --> 00:24:57.333
‫خودت گفتی هستم.

391
00:24:57.375 --> 00:24:58.458
‫نیستی.

392
00:25:00.666 --> 00:25:02.083
‫هیچ‌وقت نبودی.

393
00:25:02.666 --> 00:25:05.083
‫و همه می‌دونن.
‫عالم و آدم می‌دونه.

394
00:25:05.833 --> 00:25:09.083
‫حتی دخترم می‌دونه دارم چه فداکاری می‌کنم.

395
00:25:10.000 --> 00:25:14.208
‫ازدواج ما یه جورهایی

396
00:25:15.375 --> 00:25:17.458
‫یتیمی مشترکه.

397
00:25:20.333 --> 00:25:23.708
‫یه رابطه همزیستی،
‫طوری که مستندها میگن.

398
00:25:28.083 --> 00:25:29.208
‫بهش فکر کن.

399
00:25:48.416 --> 00:25:49.916
‫میشه یه دقیقه حرف بزنیم؟

400
00:25:50.416 --> 00:25:52.666
‫نه. دارم ورزش می‌کنم.

401
00:25:54.000 --> 00:25:55.208
‫چقدر مونده؟

402
00:25:55.958 --> 00:25:57.375
‫بیشتر از یه کیلومتر.

403
00:25:58.500 --> 00:26:00.875
‫باشه. صبر می‌کنم.

404
00:26:09.500 --> 00:26:12.083
‫تو همیشه از من متنفر بودی، آره؟

405
00:26:12.166 --> 00:26:14.291
‫تو واقعیت رو درباره بابانوئل بهم گفتی.

406
00:26:16.166 --> 00:26:17.833
‫اما دلیل تنفرت این نیست.

407
00:26:31.666 --> 00:26:33.458
‫نفرت چرته، آسیا.

408
00:26:36.666 --> 00:26:39.000
‫اگه ازم متنفری واسم مهم نیست.

409
00:26:39.500 --> 00:26:42.458
‫اما تو، نفرتت رو توی دلت نگه می‌داری.

410
00:26:43.500 --> 00:26:46.333
‫وقتی بیدار میشی و میری بخوابی
‫این کینه همراهت هست.

411
00:26:46.416 --> 00:26:49.166
‫و میای اینجا بدویی
‫چون نمی‌تونی باهاش کنار بیای.

412
00:26:53.416 --> 00:26:58.333
‫من می‌دوئم چون ورزش باعث آزادسازی اندروفین میشه
‫که روی سیستم عصبی مرکزی اثر می‌ذاره

413
00:26:58.416 --> 00:26:59.958
‫و مانع درد میشه.

414
00:27:00.041 --> 00:27:02.791
‫و سروتونین، باعث کاهش سطح اضطراب میشه.

415
00:27:04.541 --> 00:27:06.250
‫هر شب ویکی‌پدیا می‌خونی؟

416
00:27:06.750 --> 00:27:09.916
‫هر شب دروس پزشکی می‌خونم، مکس.

417
00:27:10.000 --> 00:27:12.458
‫تو این آخرالزمان اومدی با من کَل‌کَل کنی؟

418
00:27:12.541 --> 00:27:15.583
‫چون من دارم ادب رو رعایت می‌کنم،
‫ولی فکر می‌کنم تو آدم بیشعوری هستی.

419
00:27:17.416 --> 00:27:18.916
‫اومدم بهت یه چیزی بدم.

420
00:27:29.541 --> 00:27:31.416
‫روز تصادف برداشتم.

421
00:27:32.166 --> 00:27:36.541
‫من توی جاده همه‌جا رو دنبالش گشتم،
‫فکر می‌کردم به خاطر ضربه پرتاب شده.

422
00:27:37.458 --> 00:27:39.750
‫وقتی بابام گفت تو اینجا هستی
‫پیش خودم فکر کردم

423
00:27:40.250 --> 00:27:42.750
‫زمان مناسبیه تا خاطرات اون رو پس بدم.

424
00:27:43.666 --> 00:27:45.166
‫رمزش همون رمز قدیمه.

425
00:27:53.333 --> 00:27:54.708
‫روکسان، در رو ببند.

426
00:27:54.791 --> 00:27:56.291
‫چشم آسیا.

427
00:27:56.916 --> 00:27:58.041
‫در بسته شد.

428
00:28:04.541 --> 00:28:06.541
‫اومدیم توسکانی.

429
00:28:06.625 --> 00:28:10.583
‫من سعی دارم چیزی رو ثبت کنم
‫که تابه‌حال دیده نشده.

430
00:28:10.666 --> 00:28:15.541
‫هدفِ ما اینه که ان رو بعد از یه چرت دو ساعته
‫با حال و هوای خوب بیدار کنیم.

431
00:28:19.291 --> 00:28:20.291
‫اینجاست.

432
00:28:21.041 --> 00:28:22.958
‫چالش رو شروع می‌کنیم.

433
00:28:24.833 --> 00:28:25.833
‫ان.

434
00:28:26.416 --> 00:28:28.125
‫ان، پاشو بریم ساحل.

435
00:28:28.625 --> 00:28:31.083
‫دارم واسه نسل‌های آینده ثبت می‌کنم.

436
00:28:32.083 --> 00:28:33.625
‫ولم کن.

437
00:28:33.708 --> 00:28:37.333
‫- بعدا میام.
‫- ببینیم به این درمان جواب میده یا نه.

438
00:28:37.333 --> 00:28:38.666
‫موفق شدیم.

439
00:28:38.666 --> 00:28:39.458
‫خندید.

440
00:28:39.500 --> 00:28:41.833
‫اولین باره که در تاریخ
‫بدون غرولند بیدار شدی.

441
00:28:41.916 --> 00:28:43.291
‫این تجربه چطور بود؟

442
00:28:44.458 --> 00:28:45.458
‫وحشتناک.

443
00:28:46.333 --> 00:28:47.666
‫بدترین تجربه دنیا.

444
00:28:50.416 --> 00:28:51.541
‫می‌کشمت.

445
00:28:52.083 --> 00:28:54.250
‫قیافه‌مو دیدی چقدر خسته‌ام؟

446
00:28:57.416 --> 00:28:58.666
‫لطفا یه نوشیدنی دیگه بیار.

447
00:28:58.708 --> 00:29:00.458
‫عذر می‌خوام، آقای فالکون.

448
00:29:00.541 --> 00:29:02.958
‫سهمیه نوشیدنی روزانه دو عدد است.

449
00:29:04.166 --> 00:29:07.500
‫شما سهمیه‌تون رو مصرف کنید.
‫این امر به منظور حفظ منابع‌ست.

450
00:29:08.458 --> 00:29:11.000
‫- اسمت چیه؟
‫- تیرسو.

451
00:29:11.750 --> 00:29:12.833
‫تیرسو؟

452
00:29:14.500 --> 00:29:18.166
‫وقتی سه تا بطری باقی موند
‫اون زمان منابع رو حفظ می‌کنیم.

453
00:29:18.208 --> 00:29:21.333
‫بنابراین فعلا،
‫می‌تونی واسم یه نوشیدنی دیگه بریزی.

454
00:29:21.416 --> 00:29:24.666
‫عذرخواهی می‌کنم، اما اجازه ندارم.

455
00:29:25.333 --> 00:29:26.666
‫قانونه.

456
00:29:31.291 --> 00:29:33.291
‫بیا ببینم، آقای قانون‌مند.

457
00:29:33.416 --> 00:29:37.416
‫واسه اینکه لیوانمو پر کنی دلیل نیاز داری،
‫و بهت یه دلیل خوب میدم.

458
00:29:38.083 --> 00:29:41.750
‫این پناهگاه با سرمایه مهمون‌ها ساخته شده.

459
00:29:41.833 --> 00:29:45.541
‫یه درصد از این پناهگاه برای منه.

460
00:29:46.041 --> 00:29:50.166
‫از نظر ریاضی، من یه جورایی رئیس تو هستم.

461
00:29:50.708 --> 00:29:54.250
‫واسم... بریز.

462
00:29:56.041 --> 00:29:57.166
‫بچه‌جون.

463
00:29:58.583 --> 00:30:00.166
‫دو تا نوشیدنی بده.

464
00:30:05.166 --> 00:30:07.166
‫با وجود پسرت اینجا موندن کار سختیه.

465
00:30:07.250 --> 00:30:08.541
‫باید یاد بگیری.

466
00:30:09.916 --> 00:30:11.791
‫درست جوری که من یاد گرفتم
‫بدون اون زندگی کنم.

467
00:30:14.208 --> 00:30:16.333
‫چقدر وقت اینجا می‌مونیم؟
‫یه هفته؟

468
00:30:18.166 --> 00:30:19.916
‫نهایت دو هفته؟

469
00:30:21.208 --> 00:30:22.416
‫تحمل کن.

470
00:30:48.666 --> 00:30:49.583
‫- نه!
‫- این چیه؟

471
00:30:56.500 --> 00:30:58.333
‫[هشدار اضطراری: به گنبد پناه ببرید]

472
00:31:01.166 --> 00:31:02.208
‫اون چیه؟

473
00:31:09.708 --> 00:31:10.791
‫بابا!

474
00:31:10.875 --> 00:31:11.875
‫زود باش!

475
00:31:12.375 --> 00:31:13.875
‫بهمون حمله شده!

476
00:31:13.958 --> 00:31:16.083
‫- بابا!
‫- به گنبد پناه ببرید.

477
00:31:16.208 --> 00:31:18.875
‫- بابا!
‫- امن‌ترین مکان در پناهگاه است.

478
00:31:18.958 --> 00:31:21.125
‫- میمی!
‫- آرامش خود را حفظ کنید.

479
00:31:21.625 --> 00:31:25.000
‫- میمی، بابام کجاست؟
‫- رفت نوشیدنی بخوره. نمی‌دونم.

480
00:31:25.500 --> 00:31:27.000
‫- نباید اینجا باشی.
‫- ولم کن.

481
00:31:27.083 --> 00:31:29.208
‫- بیا!
‫- می‌خوام تنها باشم. ولم کن!

482
00:31:29.250 --> 00:31:30.625
‫به گنبد پناه ببرید.

483
00:31:30.708 --> 00:31:32.875
‫گنبد امن‌ترین مکان پناهگاه است.

484
00:31:32.958 --> 00:31:33.958
‫فریدا!

485
00:31:34.500 --> 00:31:35.458
‫آسیا!

486
00:31:35.541 --> 00:31:37.250
‫لطفا اون رو ببرید پناهگاه.

487
00:31:38.208 --> 00:31:39.625
‫تو هم بیا!

488
00:31:39.708 --> 00:31:42.208
‫نمی‌تونم! باید بابامو پیدا کنم!

489
00:32:07.458 --> 00:32:08.458
‫بابا!

490
00:32:12.875 --> 00:32:13.958
‫بابا!

491
00:32:14.750 --> 00:32:16.208
‫به گنبد پناه ببرید.

492
00:32:16.250 --> 00:32:19.208
‫گنبد امن‌ترین مکان پناهگاه است.

493
00:32:19.250 --> 00:32:20.583
‫آرامش خود را حفظ کنید.

494
00:32:21.875 --> 00:32:22.875
‫بابا!

495
00:32:31.708 --> 00:32:33.250
‫نه.

496
00:32:52.333 --> 00:32:53.333
‫بابا.

497
00:32:54.583 --> 00:32:56.458
‫من حالم خوبه. ضربه مغزی شدم.

498
00:32:57.750 --> 00:33:00.583
‫زخمش بخیه و ضدعفونی شده.

499
00:33:01.458 --> 00:33:04.208
‫و میمی؟ میمی کجاست؟

500
00:33:04.250 --> 00:33:06.458
‫دعوا کردیم.
‫می‌دونی که اخلاقش چطوریه.

501
00:33:06.541 --> 00:33:08.333
‫نگران نباش. رفت گنبد.

502
00:33:08.458 --> 00:33:09.458
‫از این‌طرف!

503
00:33:09.541 --> 00:33:11.458
‫از این‌طرف بیاید!

504
00:33:16.125 --> 00:33:20.041
‫پس از ورود کامل شما به داخل گنبد،
‫دریچه‌های بتنی را مسدود خواهیم کرد.

505
00:33:20.583 --> 00:33:21.875
‫آرامش خود را حفظ کنید.

506
00:33:28.208 --> 00:33:29.708
‫باید با آسانسور بریم.

507
00:33:31.208 --> 00:33:32.458
‫باشه.

508
00:33:34.208 --> 00:33:35.208
‫زود باش!

509
00:34:03.708 --> 00:34:05.625
‫ترمز اضطراری فعال شد.

510
00:34:16.625 --> 00:34:18.041
‫از این سمت، بیاید!

511
00:34:18.125 --> 00:34:19.208
‫از این‌طرف!

512
00:34:19.750 --> 00:34:23.625
‫پس از ورود کامل شما به داخل گنبد،
‫دریچه‌های بتنی را مسدود خواهیم کرد.

513
00:34:23.708 --> 00:34:26.625
‫یک مکانی برای نشستن پیدا کنید
‫و خونسردی خود را حفظ کنید.

514
00:34:28.958 --> 00:34:29.958
‫نایستید!

515
00:34:52.291 --> 00:34:53.958
‫- مکس!
‫- مکس.

516
00:34:57.875 --> 00:34:59.541
‫آقای فالکون، برای زخمتون.

517
00:35:01.250 --> 00:35:04.041
‫- لطفا بشینید.
‫ بریم بابا.

518
00:35:04.958 --> 00:35:05.958
‫بریم.

519
00:35:23.458 --> 00:35:25.208
‫لطفا بشینید.

520
00:35:39.583 --> 00:35:40.791
‫خانم‌ها و آقایان،

521
00:35:40.791 --> 00:35:43.708
‫پایگاه پیمان آتلانتیک
‫در جنوب موقعیت فعلی ما

522
00:35:43.708 --> 00:35:45.750
‫هدف حمله هسته‌ای قرار گرفت.

523
00:35:45.958 --> 00:35:50.083
‫آنچه حس کردید حاصل انفجار
‫و امواج لرزه‌ای پس از آن بود،

524
00:35:50.083 --> 00:35:52.791
‫ که منجر به جابه‌جایی صفحات زمین‌ساخت شد.

525
00:35:52.875 --> 00:35:55.000
‫سازمان ملل خواستار آتش‌بس فوری شده،

526
00:35:55.083 --> 00:35:58.458
‫که ظاهرا همه کشورهای درگیر
‫به آن احترام خواهند گذاشت.

527
00:35:58.916 --> 00:36:03.000
‫می‌دونم زمان دشواریه،
‫ولی باید آرامش خودمون رو حفظ کنیم.

528
00:36:04.125 --> 00:36:07.958
‫این تصویر بیرون برج،
‫محل ورودی شما به پناهگاه‌ست.

529
00:36:08.041 --> 00:36:11.208
‫در حال حاضر ما سیصد متر زیر زمین هستیم.

530
00:36:11.291 --> 00:36:13.541
‫امن‌ترین مکان پناهگاه‌ست.

531
00:36:13.625 --> 00:36:15.958
‫تا تموم شدن پس لرزه‌ها همین‌جا می‌مونیم.

532
00:36:16.125 --> 00:36:17.666
‫اخبار رو به صورت زنده

533
00:36:17.708 --> 00:36:20.083
‫از تمامی شبکه‌های که آنتن‌های ما
‫بتونن دریافت کنن، مشاهده می‌کنید.

534
00:36:20.208 --> 00:36:21.208
‫و...

535
00:36:56.458 --> 00:36:58.208
‫من باید به مرکز کنترل برم.

536
00:36:58.916 --> 00:37:01.375
‫شما در جریان می‌ذاریم. ممنون و متشکر.

537
00:37:07.958 --> 00:37:09.250
‫چی شده، بابا؟

538
00:37:10.041 --> 00:37:13.375
‫امکان نداره توی چند ساعتی که اینجا هستیم
‫این همه اتفاق افتاده باشه.

539
00:37:15.458 --> 00:37:17.750
‫بالا گرفتن تنش هسته‌ای
‫در عرض چند ساعت اتفاق نمیفته.

540
00:37:19.458 --> 00:37:21.583
‫ده دقیقه طول می‌کشه، عزیزم.

541
00:37:39.708 --> 00:37:43.333
‫شاید زمان مناسبی نباشه،
‫ولی با دیدن وضعیتِ دنیا،

542
00:37:44.083 --> 00:37:46.250
‫دوست دارم به سوال آسیا جواب بدم.

543
00:37:47.625 --> 00:37:51.041
‫یه چیزی هست که خبر ندارید.

544
00:37:54.208 --> 00:37:57.000
‫من به مکس گفتم
‫تا از سر صحنه تصادف فرار کنه.

545
00:37:59.458 --> 00:38:01.875
‫و چند روز توی جنگل قایم بشه.

546
00:38:23.625 --> 00:38:26.000
‫مکس! پسرم.

547
00:38:29.541 --> 00:38:31.000
‫چیکار کردی، پسرم؟

548
00:38:33.875 --> 00:38:35.791
‫سه روز برو و پیدات نشه.

549
00:38:35.875 --> 00:38:39.333
‫ضربه مغزی شدی، گیج شده بودی...

550
00:38:39.458 --> 00:38:41.208
‫نه، باید احیاش کنیم.

551
00:38:41.291 --> 00:38:43.833
‫- باید!
‫- مکس. بس کن پسرم.

552
00:38:43.958 --> 00:38:44.958
‫پسرم، تمومش کن.

553
00:38:45.458 --> 00:38:47.625
‫بس کن.

554
00:38:48.125 --> 00:38:50.583
‫- تموم شد. اون مُرده.
‫- امکان نداره.

555
00:38:50.708 --> 00:38:52.791
‫نمی‌تونم ولش کنم.

556
00:38:53.750 --> 00:38:55.208
‫نمی‌تونم ولش کنم.

557
00:38:56.583 --> 00:38:59.958
‫اگه الان بری،
‫می‌تونیم بگیم تصادف بوده.

558
00:39:00.000 --> 00:39:03.291
‫ولی اگه بمونی، میگن قتل عمده.
‫متوجه هستی؟

559
00:39:03.375 --> 00:39:05.125
‫تو چیزی مصرف کردی.

560
00:39:05.958 --> 00:39:06.958
‫لطفا برو.

561
00:39:11.875 --> 00:39:13.208
‫فرار کن.

562
00:39:13.708 --> 00:39:14.875
‫برو.

563
00:39:14.958 --> 00:39:16.541
‫فرار کن.

564
00:39:17.250 --> 00:39:18.291
‫فرار کن!

565
00:39:22.708 --> 00:39:26.083
‫یه تصادف رخ داده.
‫یه نفر کشته شده.

566
00:39:26.208 --> 00:39:28.125
‫و نمی‌تونم پسرم رو پیدا کنم.

567
00:39:28.208 --> 00:39:31.458
‫بزرگراه ۳۸۵، دوازده کیلومتر بیاید.
‫لطفا عجله کنید.

568
00:39:34.833 --> 00:39:37.750
‫منظورت اینه تو نقشه داشتی

569
00:39:39.125 --> 00:39:40.625
‫تا پسرت رو نجات بدی؟

570
00:39:42.208 --> 00:39:43.541
‫و بهش خیانت کردی؟

571
00:39:44.958 --> 00:39:45.958
‫چرا؟

572
00:39:46.458 --> 00:39:47.458
‫نظرم عوض شد.

573
00:39:48.166 --> 00:39:52.333
‫اولش، حس کردم باید به هر قیمتی شده
‫اجازه نده بره زندان،

574
00:39:53.125 --> 00:39:55.708
‫ولی موقع محاکمه دادگاه،
‫همه‌اش از خودم می‌پرسیدم،

575
00:39:57.291 --> 00:39:59.958
‫«با این دروغ، به پسرم چی یاد میدم؟»

576
00:40:00.000 --> 00:40:02.875
‫ضربه روحی ناشی از تصادف

577
00:40:02.958 --> 00:40:08.083
‫می‌توانست باعث ضربه مغزی شدید بعد از سانحه

578
00:40:08.208 --> 00:40:10.208
‫ همراه با فراموشی
‫و گیجی برای متهم شده باشه.

579
00:40:10.250 --> 00:40:14.791
‫به همین دلیل وقتی پلیس بر صحنه تصادف رسید
‫مکس وارلا در اونجا حضور نداشت.

580
00:40:14.875 --> 00:40:16.750
‫ضربه روحی ناشی از تصادف،

581
00:40:16.833 --> 00:40:19.291
‫که تایید می‌کند این یک حادثه ناگوار بود.

582
00:40:19.375 --> 00:40:21.458
‫از هیئت منصفه تقاضا دارم
‫این حادثه را تصادف ببینند،

583
00:40:21.541 --> 00:40:22.958
‫نه قتل عمد.

584
00:40:23.041 --> 00:40:25.541
‫تصمیم گرفتم اگه مسئولیتِ

585
00:40:25.625 --> 00:40:27.958
‫دردی که مسبب شده رو قبول کنه، بهتره.

586
00:40:29.208 --> 00:40:30.750
‫اینکه حقیقت رو بگم.

587
00:40:47.708 --> 00:40:52.791
‫آقای وارلا، آیا شما وقتی متهم
‫ماشین را برداشت آنجا بودید؟

588
00:40:52.875 --> 00:40:54.250
‫بله، خانم قاضی.

589
00:40:54.833 --> 00:40:57.375
‫می‌تونید تعریف کنید چه اتفاقی افتاد؟

590
00:40:58.250 --> 00:41:00.583
‫یه صدایی شنیدم
‫و از پنجره بیرون رو نگاه کردم.

591
00:41:00.708 --> 00:41:03.750
‫دیدم ماشین از پارکینگ خارج شده.

592
00:41:04.541 --> 00:41:05.958
‫رفتم بیرون.

593
00:41:06.541 --> 00:41:09.125
‫- مکس پشت فرمون بود.
‫- پیاده شو.

594
00:41:09.208 --> 00:41:11.833
‫- و ان همراهش بود.
‫- لطفا.

595
00:41:12.458 --> 00:41:14.875
‫بهشون گفتم بارون میاد و بیرون نرید.

596
00:41:14.958 --> 00:41:17.500
‫- و سوییچ رو ازشون گرفتم..
‫- چیکار می‌کنی؟

597
00:41:17.583 --> 00:41:20.625
‫مکس با عصبانیت از ماشین پیاده شد.

598
00:41:21.625 --> 00:41:22.791
‫- بابا!
‫- دعوا کردیم.

599
00:41:22.875 --> 00:41:24.583
‫- تو نئشه ‌ای.
‫- امکان نداره.

600
00:41:24.708 --> 00:41:28.833
‫بوی قوی نوشیدنی از دهنش مشخص بود.
‫مردمک چشمش گشاد شده بود.

601
00:41:28.958 --> 00:41:30.791
‫نوشیدنی و مواد مصرف کرده بود.

602
00:41:30.875 --> 00:41:33.708
‫اما با این‌وجود،
‫تونست سوییچ ماشین رو ازم بگیره...

603
00:41:33.750 --> 00:41:34.958
‫یه نگاه به صورتت بنداز.

604
00:41:35.041 --> 00:41:36.000
‫و با ماشین رفت.

605
00:41:36.083 --> 00:41:37.208
‫مکس!

606
00:41:39.625 --> 00:41:41.125
‫ممنون.

607
00:41:41.208 --> 00:41:46.750
‫اظهارات این شاهد محوری،
‫استدلال تیم مدافع رو زیر سوال می‌بره...

608
00:41:50.375 --> 00:41:51.750
‫کدوم حقیقت، رافا؟

609
00:41:54.208 --> 00:41:56.041
‫اینکه تقصیرها رو گردن اون انداختی؟

610
00:41:57.875 --> 00:41:59.958
هیچ‌وقت به کار خودت اعتراف نکردی.

611
00:42:00.583 --> 00:42:02.083
‫تو بهش گفتی از سر صحنه بره.

612
00:42:03.500 --> 00:42:07.125
‫مکس بچه بود،
‫و به حرف باباش گوش داد.

613
00:42:07.958 --> 00:42:13.000
‫وقتی تو تصمیم گرفتی شهادت بدی
‫اون داشت تبرئه می‌شد.

614
00:42:20.958 --> 00:42:25.125
‫فکر می‌کردم نظرات ناگفته‌ام
‫ در مورد شوهرت را با خودم به گور می‌برم.

615
00:42:25.833 --> 00:42:28.041
‫اما قبل این بود که اعترافاتش رو بشنوم.

616
00:42:28.791 --> 00:42:31.833
‫این کار بزدلانه از طرف پدری بود
‫که می‌تونست پسرش رو نجات بده،

617
00:42:31.958 --> 00:42:36.333
‫با این‌حال تصمیم گرفت اون رو
‫از سن ۱۹ تا ۲۲ سالگی بفرسته زندان.

618
00:42:36.458 --> 00:42:39.041
‫از اینکه این همه رنج کشیدی عذر می‌خوام.

619
00:42:41.708 --> 00:42:43.833
‫من از اون تصمیمت

620
00:42:43.958 --> 00:42:47.500
‫که خواستی با معمولی‌ترین همکلاسی
‫سال دوم دانشگاه ازدواج کنی، تعجب کردم.

621
00:42:47.541 --> 00:42:52.041
‫پیش خودم گفتم: «اون خیلی زود
‫به شخصیت پوچ این مرد پی می‌بره.»

622
00:42:52.041 --> 00:42:53.750
‫اما چنین اتفاقی هم نیفتاد.

623
00:42:53.833 --> 00:42:58.291
‫به هر حال عزیزم، نمی‌خوام
‫اشتباه دوران جوونیت رو به رخت بکشم.

624
00:42:59.750 --> 00:43:02.583
‫ازدواج من با رافا اشتباه نبود، مامان.

625
00:43:05.208 --> 00:43:08.583
‫تو اشتباه کردی
‫وقتی که حامله شدی

626
00:43:08.708 --> 00:43:10.875
‫و دلشو نداشتی سقط کنی.

627
00:43:12.125 --> 00:43:15.041
‫من با تحقیر کینه‌توزانه تو بزرگ شدم.

628
00:43:15.125 --> 00:43:16.708
‫همیشه می‌خوای منو تغییر بدی.

629
00:43:17.208 --> 00:43:21.625
‫دوست‌هام، درس‌هام
‫و آینده‌ام رو انتخاب می‌کنی.

630
00:43:23.458 --> 00:43:25.250
‫تو خیلی سمی هستی، مامان،

631
00:43:25.333 --> 00:43:27.958
‫یادم میاد نوجوون بودم
‫همه‌اش اضطراب می‌کشیدم،

632
00:43:28.041 --> 00:43:31.250
‫توی دستشویی مدرسه آلمان بالا می‌آوردم.

633
00:43:31.750 --> 00:43:34.708
‫واسه همین از اولین فرصتی
‫که پیش اومد استفاده کردم.

634
00:43:36.708 --> 00:43:38.208
‫هم‌کلاسیم.

635
00:43:39.250 --> 00:43:40.458
‫دوستم، رافا.

636
00:43:41.375 --> 00:43:43.125
‫و شاید از روی عشق نبود...

637
00:43:45.458 --> 00:43:46.833
‫ولی اون رستگاری من بود.

638
00:44:25.000 --> 00:44:27.125
‫پوزش بابت تاخیر، اما ما در برقراری ارتباط

639
00:44:27.125 --> 00:44:28.833
‫با جهان خارج دچار مشکل هستیم.

640
00:44:28.958 --> 00:44:33.625
‫فکر می‌کنیم آنتن‌ها دچار آسیب شدن،
‫همون‌طور که مشاهده می‌کنید، مسئول دفاع ما

641
00:44:33.708 --> 00:44:38.291
‫با یکی از پرسنل به بیرون میره
‫تا ارتباط ما رو وصل کنه.

642
00:44:38.375 --> 00:44:42.458
‫با خودشون دوربین می‌برن
‫تا وضعیت بیرون رو تماشا کنیم.

643
00:44:43.041 --> 00:44:44.458
‫از صبوری شما متشکرم.

644
00:44:51.458 --> 00:44:52.958
‫دوربین یک، در حال ضبط.

645
00:44:54.500 --> 00:44:55.958
‫دوربین دو، در حال ضبط.

646
00:45:04.458 --> 00:45:05.708
‫حاضرید؟

647
00:45:05.791 --> 00:45:06.791
‫حاضریم!

648
00:45:07.750 --> 00:45:09.125
‫سرسرا رو باز می‌کنیم.

649
00:45:38.625 --> 00:45:40.375
‫آب دریاچه تیره شده.

650
00:45:42.083 --> 00:45:43.208
‫به سمت برج میریم.

651
00:45:44.958 --> 00:45:46.958
‫بررسی کنترل‌ها. وضعیت دما؟

652
00:45:47.000 --> 00:45:50.750
‫توی برج ۳۸ درجه‌ست.
‫دما به طرز قابل توجهی افزایش داشته.

653
00:45:52.333 --> 00:45:53.458
‫تشعشع؟

654
00:45:53.541 --> 00:45:56.208
‫پنج میلی‌سیورت. تشعشع وجود دارد. ناچیزه.

655
00:45:56.291 --> 00:45:57.458
‫ما حاضر هستیم!

656
00:45:57.958 --> 00:45:58.958
‫دریچه رو باز می‌کنیم.

657
00:46:33.291 --> 00:46:34.583
‫دریچه رو می‌بندم.

658
00:46:39.291 --> 00:46:41.083
‫باد داغ می‌وزه.

659
00:46:41.583 --> 00:46:43.541
‫دما: ۵۸ درجه.

660
00:46:43.625 --> 00:46:45.958
‫تشعشع میلی‌سیورت و در حال افزایش هست.

661
00:46:46.041 --> 00:46:47.583
‫خاکستر رادیو اکتیو داره.

662
00:46:48.083 --> 00:46:50.458
‫موج انفجار باعث گرمای شدید شده.

663
00:46:50.500 --> 00:46:52.458
‫یه ماشین سوخته روی پل وجود داره.

664
00:46:52.500 --> 00:46:53.625
‫۷۶ میلی‌سیورت.

665
00:46:53.708 --> 00:46:56.083
‫دما ۶۳ درجه.
‫دمای هوا خیلی بالاست.

666
00:46:58.750 --> 00:47:00.500
‫آثار سوختگی دیده میشه.

667
00:47:05.750 --> 00:47:08.708
‫سطح کربن دی اکسید بالای ۱۸۰۰ئه.
‫جو غیرعادیه.

668
00:47:08.791 --> 00:47:11.208
‫نزدیک ماشین تشعشع ۱۲۲ میلی‌سیورته.

669
00:47:11.291 --> 00:47:13.625
‫مراقب باش.
‫سطح تشعشع خطرناکه.

670
00:47:14.708 --> 00:47:15.875
‫خدای من.

671
00:47:16.375 --> 00:47:17.500
‫این چیه؟

672
00:47:20.833 --> 00:47:23.458
‫سرعت باد ۱۳۷ کیلومتر بر ساعته.

673
00:47:30.541 --> 00:47:32.000
‫جنگل آتیش گرفته.

674
00:47:33.333 --> 00:47:35.791
‫دمای هوا ۷۷ درجه‌ست.
‫دمای خطرناکیه.

675
00:47:45.125 --> 00:47:47.791
‫لوکا، سیندی، فورا برگردید.

676
00:47:48.333 --> 00:47:50.833
‫آنتن و فرستنده رو به جعبه محکم کن.

677
00:47:50.958 --> 00:47:53.250
‫نباید توی این تشعشع بمونید.

678
00:47:53.750 --> 00:47:56.500
‫۲۴۰ میلی‌سیورت.
‫تشعشعات داره افزایش پیدا می‌کنه.

679
00:48:05.708 --> 00:48:06.708
‫۴۰۰ میلی‌سیورت.

680
00:48:06.791 --> 00:48:08.000
‫دمای هوا ۸۴ درجه‌ست.

681
00:48:12.791 --> 00:48:14.083
‫زود باشید.

682
00:48:21.875 --> 00:48:22.875
‫موفق شدید؟

683
00:48:25.375 --> 00:48:26.208
‫دستکش...

684
00:48:27.208 --> 00:48:28.125
‫گیر کرده.

685
00:48:28.208 --> 00:48:29.958
‫نرده داره از گرما می‌سوزه!

686
00:48:30.541 --> 00:48:31.958
‫لوکا؟

687
00:48:32.041 --> 00:48:33.541
‫لوکا، صدای منو می‌شنوی؟

688
00:48:34.791 --> 00:48:36.625
‫کنترل... مینروا!

689
00:48:36.708 --> 00:48:38.833
‫- سیندی. چی شده؟
‫- مشکل...

690
00:48:38.958 --> 00:48:40.750
‫- ارتباط قطع شد.
‫- صدای من رو دارید؟

691
00:48:41.500 --> 00:48:42.791
‫آنتن رو از دست دادم!

692
00:48:43.375 --> 00:48:46.458
‫ازت می‌خوام دستکش رو
‫طوری جدا کنی که پاره نشه.

693
00:48:46.500 --> 00:48:47.833
‫پاره نمیشه.

694
00:48:48.875 --> 00:48:51.041
‫- ۴۰۰ میلی‌سیورت.
‫- ۸۶ درجه.

695
00:48:51.125 --> 00:48:52.250
‫- با همدیگه.
‫- آروم.

696
00:48:56.750 --> 00:48:59.041
‫۴۱۱ میلی‌سیورت. بیاید تو!

697
00:48:59.125 --> 00:49:01.708
‫کنترل، در رو باز کنید! زود باشید!

698
00:49:01.791 --> 00:49:02.750
‫دریچه رو باز می‌کنم.

699
00:49:03.458 --> 00:49:05.333
‫جولیا، بیا بریم پیششون.

700
00:49:05.458 --> 00:49:08.083
‫باشه. لباس‌های ایمنی
‫و تجهیزات پزشکی رو آماده کنید.

701
00:49:09.125 --> 00:49:10.041
‫فورا بریم!

702
00:49:10.125 --> 00:49:11.875
‫کنترل، صدای من رو دارید؟

703
00:49:11.958 --> 00:49:14.083
‫دستکش من به نرده گیر کرد.

704
00:49:14.208 --> 00:49:16.791
‫سوخت. تکرار می‌کنم، سوخت.

705
00:49:20.708 --> 00:49:22.083
‫فرآیند گندزدایی آغاز شد.

706
00:49:34.333 --> 00:49:36.208
‫نگاه کن. دستکش گیر کرد.

707
00:49:36.291 --> 00:49:38.375
‫خیلی‌خب. آروم باش. منو نگاه کن.

708
00:49:40.291 --> 00:49:42.375
‫- چی شده؟
‫- دیگه در برابر هوا غیر قابل نفوذ نیست.

709
00:49:43.750 --> 00:49:44.875
‫دوربین‌ها رو خاموش کنید.

710
00:49:56.333 --> 00:49:59.458
‫همان‌طور که مشاهده می‌کنید،
‫وضعیت بیرون خیلی دشواره.

711
00:50:00.208 --> 00:50:02.500
‫فعلا، در گنبد می‌مونیم.

712
00:50:02.583 --> 00:50:05.041
‫بین همه ملافه و غذا پخش می‌کنیم.

713
00:50:05.125 --> 00:50:07.083
‫توصیه می‌کنم سعی کنید بخوابید.

714
00:50:42.708 --> 00:50:45.041
‫خانم‌ها و آقایون...

715
00:50:48.708 --> 00:50:50.833
‫همه‌چیز رو باور کردن!

716
00:50:56.500 --> 00:50:58.208
‫شبیه‌سازی موفقیت آمیز بود.

717
00:53:31.708 --> 00:53:35.833
‫ترجمه از علی

