
1
00:00:48.875 --> 00:00:49.750
‫بریم!

2
00:00:49.833 --> 00:00:51.250
‫- یک، دو... سه!
‫- سه!

3
00:01:06.083 --> 00:01:07.041
‫- حاضری؟
‫- حالا.

4
00:01:11.166 --> 00:01:13.625
‫یالا، یاکو، پاشو.

5
00:01:22.291 --> 00:01:24.500
‫یالا.

6
00:01:30.750 --> 00:01:31.875
‫چه بلایی سرت اومده؟

7
00:01:33.000 --> 00:01:36.000
‫با نگهبان دعوام شد.

8
00:01:47.375 --> 00:01:49.500
‫زخمت بازه.

9
00:01:51.041 --> 00:01:52.750
‫باید بخیه بخوری.

10
00:01:59.583 --> 00:02:00.583
‫مکس.

11
00:02:01.291 --> 00:02:04.250
‫آخرین مشت رو که زدم صدای
‫خرد شدن یه چیزی اومد.

12
00:02:04.833 --> 00:02:09.250
‫تو زندان چند بار دعوا کردم،
‫ولی تا حالا همچین صدایی نشنیده بودم.

13
00:02:09.333 --> 00:02:11.125
‫محکم افتاد زمین.

14
00:02:12.500 --> 00:02:13.583
‫چشم‌هاش باز بود.

15
00:02:16.083 --> 00:02:18.583
‫فکر کنم دومین نفریه که کشتم.

16
00:02:38.291 --> 00:02:39.666
‫دستت چی شد؟

17
00:02:41.250 --> 00:02:42.916
‫در رفت.

18
00:02:51.250 --> 00:02:53.750
‫باید جا بندازمش.

19
00:02:58.375 --> 00:02:59.375
‫خدای من!

20
00:03:01.875 --> 00:03:02.875
‫چه خبره؟

21
00:03:03.000 --> 00:03:05.000
‫نمی‌دونم. من پرستار نیستم.

22
00:03:05.083 --> 00:03:08.291
‫کلاس کمک‌های اولیه برای گرفتن
‫آزمایش خون برداشتم...

23
00:03:08.375 --> 00:03:09.875
‫ولی یه نظری داری دیگه؟

24
00:03:10.375 --> 00:03:14.500
‫شبیه ضربه مغزی شدیده، ولی ممکنه
‫دچار مرگ مغزی شده باشه یا رفته باشه تو کما.

25
00:03:14.541 --> 00:03:15.750
‫نمی‌دونم.

26
00:03:15.833 --> 00:03:18.500
‫- الان چیکار کنیم، مینروا؟
‫- باید از اینجا ببریمش.

27
00:03:21.000 --> 00:03:23.416
‫- کسی حق نداره از اینجا بره.
‫- باید بره زیر نظر دکتر.

28
00:03:23.500 --> 00:03:26.875
‫دکتر، اسکن، شاید هم جراحی مغز، لعنتی.

29
00:03:27.000 --> 00:03:30.000
‫مینروا، هر چقدر بیشتر معطل کنیم،
‫جونش بیشتر تو خطر میفته.

30
00:03:31.583 --> 00:03:33.166
‫ضربان قلبش داره کند میشه.

31
00:03:33.250 --> 00:03:34.833
‫اگه براش دکتر بیاریم چی؟

32
00:03:34.916 --> 00:03:37.916
‫- اونوقت چی بهش بگیم؟
‫- هیچی.

33
00:03:38.000 --> 00:03:42.125
‫اگه بهش پونزده میلیون یورو پول پیشنهاد بدیم،
‫هیچی نمی‌پرسه. نقطه سر خط.

34
00:03:42.250 --> 00:03:45.041
‫نمی‌خوام ضد حال بزنم، ولی ما به
‫جراح مغز و اعصاب نیاز داریم،

35
00:03:45.125 --> 00:03:46.791
‫نه دکتر اورژانس.

36
00:03:46.875 --> 00:03:50.500
‫متخصص اطفال یا پزشک گوش و حلق و بینی
‫کافی نیست.

37
00:03:50.583 --> 00:03:52.750
‫بعیده دکتر پیدا کنیم.

38
00:03:52.833 --> 00:03:53.833
‫بعیده؟

39
00:03:53.916 --> 00:03:58.041
‫حتی اگه بهش پیشنهاد پول بدیم،
‫ممکنه وقتی برسه درخواستمون رو رد کنه.

40
00:03:58.125 --> 00:03:59.916
‫اونوقت یه مشکل بزرگتر رو دستمون می‌مونه.

41
00:04:00.000 --> 00:04:01.791
‫چه مشکلی؟

42
00:04:01.875 --> 00:04:04.291
‫اینقدری اطلاعات گیرش میاد که
‫نمی‌تونیم بذاریم بره.

43
00:04:10.041 --> 00:04:14.166
‫ضربان قلبش چهل و پنج ضربه در دقیقه‌ست.
‫داره دچار ایست قلبی میشه.

44
00:04:14.250 --> 00:04:16.083
‫آلن، گارسیا، همراهم بیاید.

45
00:04:16.166 --> 00:04:19.250
‫خیلی خب، باید به یه چیزی تکیه بدم.

46
00:04:19.750 --> 00:04:21.291
‫بیا اینجا. برگرد.

47
00:04:21.375 --> 00:04:22.416
‫به من تکیه بده.

48
00:04:22.500 --> 00:04:24.416
‫قراره چیکار کنیم؟

49
00:04:25.750 --> 00:04:26.791
‫خیلی خب.

50
00:04:26.875 --> 00:04:28.291
‫نفس عمیق بکش.

51
00:04:28.375 --> 00:04:29.791
‫نفس عمیق؟ وایسا.

52
00:04:29.875 --> 00:04:33.375
‫بچه بودی هدیه‌ی مورد علاقه‌ت تو
‫کریسمس چی بود؟

53
00:04:33.500 --> 00:04:35.125
‫آسیا، می‌خوای چیکار کنی؟

54
00:04:35.750 --> 00:04:38.416
‫می‌خوام بازوت رو جا بندازم.

55
00:04:38.500 --> 00:04:39.666
‫مگه بلدی؟

56
00:04:41.583 --> 00:04:42.916
‫یالا، مکس.

57
00:04:43.875 --> 00:04:45.083
‫هدیه کریسمس.

58
00:04:51.625 --> 00:04:53.416
‫توپ فوتبال.

59
00:04:53.916 --> 00:04:55.333
‫کنسول بازی.

60
00:04:55.416 --> 00:04:57.416
‫دوچرخه دنده‌دار که دزدیدنش.

61
00:04:58.000 --> 00:04:59.083
‫- لعنتی!
‫- ببخشید!

62
00:04:59.166 --> 00:05:00.666
‫ببخشید. اونجوری که می‌خواستم نشد.

63
00:05:00.750 --> 00:05:02.833
‫کلاس تروما ارتوپدی برداشتی؟

64
00:05:02.916 --> 00:05:05.083
‫نه، هنوز نه. اون کلاس واسه سال پنجمه.

65
00:05:05.166 --> 00:05:08.291
‫ولی کلاس کالبدشناسی برداشتم،
‫می‌دونم اسکلت آدمیزاد چه شکلیه.

66
00:05:08.375 --> 00:05:11.500
‫و می‌دونم استخون بازوت سر جاش نیست.

67
00:05:12.041 --> 00:05:14.583
‫بیا اینجا. باید به یه چیزی تکیه بدم.

68
00:05:18.583 --> 00:05:21.333
‫خیلی خب، بیا این ته بشین.

69
00:05:21.416 --> 00:05:22.625
‫رو به من.

70
00:05:27.500 --> 00:05:29.000
‫می‌دونی عصب‌ها کجان؟

71
00:05:30.416 --> 00:05:33.041
‫باید از تکیه‌گاه به عنوان اهرم استفاده کنم.

72
00:05:34.333 --> 00:05:38.083
‫اگه به عصب آسیب بزنی، ممکنه دستم
‫کلاً فلج بشه.

73
00:05:38.166 --> 00:05:41.291
‫الان بزرگترین نگرانیت اینه؟
‫که ممکنه به عصبت آسیب بزنم؟

74
00:05:50.041 --> 00:05:53.125
‫از اینجا که رفتیم عمل می‌کنیم.

75
00:05:53.250 --> 00:05:56.583
‫چون به قول تو، همه چی
‫بیرون سر جاشه، نه؟

76
00:05:57.750 --> 00:06:00.875
‫شاید یه بیمارستان تو هیروشیما به
‫صورت شبانه روزی کار کنه.

77
00:06:02.250 --> 00:06:03.416
‫بذار ببینم.

78
00:06:19.750 --> 00:06:20.750
‫آسیا.

79
00:06:22.250 --> 00:06:24.666
‫یه مشکل پزشکی فوری پیش اومده.
‫به کمکت نیاز داریم.

80
00:06:28.583 --> 00:06:29.916
‫زیاد وقت نداریم.

81
00:06:31.500 --> 00:06:32.791
‫خفه شو!

82
00:06:40.875 --> 00:06:42.000
‫بریم.

83
00:07:00.291 --> 00:07:03.250
‫مردمک چشمش گشاد شده.
‫به نور واکنش نشون نمیده.

84
00:07:03.291 --> 00:07:04.875
‫ممکنه رفته باشه تو کما؟

85
00:07:05.000 --> 00:07:08.500
‫فکر نکنم. علائمش با مقیاس کمای گلاسکو
‫نمی‌خونن.

86
00:07:08.583 --> 00:07:11.625
‫اگه به نایِش آسیب وارد شده باشه،
‫ممکنه مغزش دچار کمبود اکسیژن شده باشه.

87
00:07:11.750 --> 00:07:12.875
‫یعنی چی؟

88
00:07:16.000 --> 00:07:18.875
‫یعنی مجرای هوای بسته شده و
‫خونی که به مغزش می‌رسه

89
00:07:19.000 --> 00:07:20.250
‫با خودش اکسیژن نداره.

90
00:07:21.791 --> 00:07:23.791
‫ولی بیهوش باقی نمی‌مونه.

91
00:07:24.500 --> 00:07:26.000
‫شاید دچار شوک عصبی شده.

92
00:07:26.041 --> 00:07:30.125
‫منجر به فشار خون پایین و برادی‌کاردی میشه
‫و جریان خون به مغز رو کم می‌کنه.

93
00:07:30.625 --> 00:07:31.875
‫خودشه.

94
00:07:33.000 --> 00:07:34.750
‫به آتروپین نیاز داریم.

95
00:07:35.833 --> 00:07:37.791
‫باید ضربان قلبش رو بیاریم بالا.

96
00:07:48.583 --> 00:07:49.583
‫ممنون.

97
00:07:54.166 --> 00:07:55.541
‫خیلی خب.

98
00:07:59.166 --> 00:08:00.583
‫زود باش لطفاً.

99
00:08:29.791 --> 00:08:30.791
‫خدای من.

100
00:08:38.250 --> 00:08:39.500
‫یاکو، آروم باش.

101
00:08:40.000 --> 00:08:42.625
‫دچار ضربه مغزی شدی.

102
00:08:42.750 --> 00:08:45.250
‫باید استراحت کنی، خب؟

103
00:08:59.833 --> 00:09:01.833
‫[تماس جدید]

104
00:09:15.375 --> 00:09:18.166
‫باز آسوالدوئه، مشاور فالکون.

105
00:09:18.666 --> 00:09:21.333
‫پنجمین باریه که تو شش ساعت گذشته
‫داره زنگ میزنه.

106
00:09:21.416 --> 00:09:23.625
‫دو تماس قبلیش تصویری بوده.

107
00:09:25.875 --> 00:09:29.583
‫آسوالدو برای گوشی گیرمو فالکون
‫یک پیغام تصویری باقی گذاشته است.

108
00:09:29.666 --> 00:09:31.916
‫- مایل به تماشا هستید؟
‫- آره، روکسان.

109
00:09:32.583 --> 00:09:33.750
‫پخشش کن.

110
00:09:36.000 --> 00:09:38.416
‫ویلی، برام مهم نیست رفتی فیلیپین

111
00:09:38.500 --> 00:09:41.500
‫یوگا انجام بدی یا با یه زن چینی آشنا بشی.

112
00:09:41.583 --> 00:09:46.583
‫ولی باید مهم‌ترین خبر زندگیت رو
‫بهت بدم.

113
00:09:48.166 --> 00:09:51.500
‫چیزی که این بیست سال منتظرش
‫بودیم، رفیق.

114
00:09:51.583 --> 00:09:53.750
‫پس بهم زنگ بزن.

115
00:09:53.791 --> 00:09:57.666
‫زنگ بزن!

116
00:09:57.750 --> 00:10:02.125
‫زنگ بزن!

117
00:10:04.083 --> 00:10:05.750
‫زنگ بزن!

118
00:11:03.416 --> 00:11:04.875
‫تو یه نفر رو کشتی.

119
00:11:08.000 --> 00:11:09.833
‫خبر بد این بود.

120
00:11:12.125 --> 00:11:13.875
‫خبر خوب اینه که

121
00:11:14.833 --> 00:11:16.583
‫تونستیم احیاش کنیم.

122
00:11:32.291 --> 00:11:34.916
‫نمی‌دونم چی بهت گفتن،
‫ولی من داشتم از خودم دفاع می‌کردم.

123
00:11:35.000 --> 00:11:36.000
‫خفه شو.

124
00:11:37.000 --> 00:11:38.833
‫من داستانت رو باور نمی‌کنم.

125
00:11:43.083 --> 00:11:45.625
‫هیچی جز تجربه‌ت برام مهم نیست.

126
00:11:46.583 --> 00:11:49.250
‫که وقتی یه بچه پولدار لوس رو بندازی
‫زندان چی میشه؟

127
00:11:49.333 --> 00:11:51.083
‫می‌تونم جوابت رو بدم.

128
00:11:52.583 --> 00:11:55.250
‫چون قبلاً افتادم زندان، چندتا سوال دارم.

129
00:11:57.375 --> 00:12:00.041
‫چرا اینجا بوی زندان میده؟

130
00:12:01.875 --> 00:12:03.166
‫هفتاد و سه‌تا دوربین دیدم.

131
00:12:04.250 --> 00:12:06.125
‫یه سلول انفرادی دارین.

132
00:12:06.625 --> 00:12:09.166
‫بهمون یونیفرم دادین و گوشی‌هامون
‫رو ازمون گرفتین.

133
00:12:23.625 --> 00:12:25.708
‫و بهتون اجازه استفاده از اسلحه نمیدیم.

134
00:12:30.458 --> 00:12:35.291
‫فکر کردی قراره چی بشه، خانم؟
‫که پولدارها شورش می‌کنن؟

135
00:12:36.125 --> 00:12:40.083
‫با چوب گلف؟
‫یا فکر کردی به هم پشت می‌کنن؟

136
00:12:41.541 --> 00:12:43.000
‫نیاز نیست بهم بگی خانم.

137
00:12:59.875 --> 00:13:01.083
‫بهش بخیه بزن.

138
00:13:09.708 --> 00:13:10.875
‫بیاید دنبالم.

139
00:13:17.958 --> 00:13:20.208
‫دو نفری جلوی هر میز وایسید.

140
00:13:33.375 --> 00:13:36.041
‫اینجا مرتفع‌ترین جای پناهگاهه.

141
00:13:36.125 --> 00:13:40.708
‫الان، اولویت اول ما تماس
‫با دنیای بیرونه.

142
00:13:40.750 --> 00:13:42.500
‫واسه همین ازتون کمک خواستیم.

143
00:13:43.083 --> 00:13:45.333
‫بعد از انفجار، کل آنتن‌ها از دست رفتن،

144
00:13:45.458 --> 00:13:49.125
‫جز یه آنتن یدکی که قرار بود در صورت قطع شدن
‫بقیه، فعال بشه.

145
00:13:49.208 --> 00:13:51.041
‫به خاطر دمای بالاش،

146
00:13:51.125 --> 00:13:54.041
‫آنتن کمکی فقط شصت و پنج سانت
‫رفت بالا.

147
00:13:54.125 --> 00:13:56.958
‫با این حال، فکر می‌کنیم کار کنه.

148
00:13:57.541 --> 00:14:00.541
‫واسه همین شما اینجایید.
‫اینجا منبع آنتنه.

149
00:14:00.625 --> 00:14:03.500
‫یکی از منزوی‌کننده‌ترین تجربیات
‫ممکن رو بهشون میدیم.

150
00:14:03.583 --> 00:14:05.083
‫عدم ارتباط.

151
00:14:05.208 --> 00:14:10.333
‫باورت میشه که یه سره فکر کنن،
‫«یعنی کسی اون بیرونه؟»

152
00:14:13.375 --> 00:14:16.000
‫اینا رادیوهایی با امواج کوتاه هستن.

153
00:14:16.791 --> 00:14:21.125
‫برای کشتی‌هایی که تو فاصله‌های دورترن
‫از همینا استفاده میشه.

154
00:14:21.833 --> 00:14:25.208
‫شما طبق میزان سوادتون از زبان‌های
‫خارجی انتخاب شدید.

155
00:14:25.250 --> 00:14:28.208
‫همونطور که می‌بینید، هر میز یه فرکانس
‫متفاوت داره

156
00:14:28.291 --> 00:14:30.208
‫که بتونید باهاش پیغام کمک بفرستید.

157
00:14:30.291 --> 00:14:35.250
‫از کد بین‌المللی استفاده می‌کنید، «می‌دی، می‌دی،
‫می‌دی.» اینجا پناهگاه کیمراست. می‌شنوید؟

158
00:14:36.208 --> 00:14:40.083
‫اگه کسی جواب داد، اینا مختصات ما هستن.

159
00:14:40.875 --> 00:14:43.458
‫می‌تونید شروع کنید. موفق باشید.

160
00:14:52.833 --> 00:14:54.583
‫می‌دی.

161
00:14:54.625 --> 00:14:56.458
‫ما در پارک زیرزمینی کیمرا هستیم.
‫کسی هست؟

162
00:14:56.500 --> 00:14:58.375
‫می‌دی.

163
00:14:58.458 --> 00:15:02.500
‫ما در پارک زیرزمینی کیمرا هستیم.
‫کسی هست؟

164
00:15:05.375 --> 00:15:08.083
‫- ما در پارک زیرزمینی کیمرا هستیم.
‫- می‌دی.

165
00:15:11.083 --> 00:15:12.875
‫می‌دی.

166
00:15:12.958 --> 00:15:15.250
‫ما در پارک زیرزمینی کیمرا هستیم.

167
00:15:15.333 --> 00:15:18.750
‫ما در پارک زیرزمینی کیمرا هستیم.
‫کسی هست؟

168
00:15:21.333 --> 00:15:22.250
‫چی شده؟

169
00:15:25.250 --> 00:15:27.458
‫رافا. انگار اوضاعش خوب نیست.

170
00:15:28.083 --> 00:15:30.750
‫از تنها گذاشتنش پشیمون نیستم.
‫خیالم راحته.

171
00:15:30.833 --> 00:15:33.500
‫ولی فکر کنم می‌تونستم یه مقدار بیشتر
‫باهاش راه بیام.

172
00:15:33.583 --> 00:15:36.041
‫حرفای بدی بهش زدم.
‫خیلی بدجنسی کردم.

173
00:15:36.125 --> 00:15:38.083
‫چی بهش گفتی؟

174
00:15:38.208 --> 00:15:42.041
‫اینش مهم نیست.
‫فقط هیچ دلسوزی بهش نشون ندادم.

175
00:15:42.041 --> 00:15:48.041
‫می‌دی، می‌دی. ما در پارک زیرزمینی کیمرا هستیم.
‫می‌شنوید؟

176
00:15:53.708 --> 00:15:55.208
‫بهش گفتم خیلی رقت‌انگیزه.

177
00:15:55.291 --> 00:15:56.958
‫از وقتی یازده سالش بود این رو فهمید.

178
00:15:57.041 --> 00:15:59.375
‫و بهش گفتم هیچوقت دوستش نداشتم.

179
00:15:59.458 --> 00:16:02.708
‫و از یه نفر دیگه خوشم اومده.

180
00:16:02.750 --> 00:16:06.208
‫بدجنسی کردم. حرفم درست نبود.

181
00:16:10.458 --> 00:16:12.500
‫هدفونت رو بذار زمین.

182
00:16:12.583 --> 00:16:16.041
‫اگه پیام اضطراری نفرستیم دنیا
‫به آخر نمی‌رسه.

183
00:16:16.125 --> 00:16:17.750
‫از کی خوشت اومده؟

184
00:16:17.833 --> 00:16:20.958
‫چه فرقی داره؟ مهم نیست.
‫تو که نمی‌شناسیش.

185
00:16:21.000 --> 00:16:24.208
‫قراره ارتباط جدیدمون رو با پنهان‌کاری
‫شروع کنیم؟

186
00:16:27.541 --> 00:16:29.041
‫مربی یوگام.

187
00:16:29.958 --> 00:16:30.958
‫دروغ.

188
00:16:31.000 --> 00:16:35.458
‫چرا باید دروغ بگم؟ می‌دونستم نمی‌تونم
‫چیزی بهت بگم.

189
00:16:41.000 --> 00:16:42.458
‫چرا فکر می‌کنی دارم دروغ میگم؟

190
00:16:42.500 --> 00:16:45.208
‫ما عاشق کسایی میشیم که بتونن
‫یه خلاء رو تو زندگیمون پر کنن.

191
00:16:45.291 --> 00:16:48.500
‫اگه شوهر سابقت یه بازنده باشه که نمیری
‫سراغ یه بازنده دیگه.

192
00:16:48.583 --> 00:16:50.833
‫از کجا می‌دونی مربی یوگام یه بازنده‌ست؟

193
00:16:50.958 --> 00:16:55.041
‫ببین، عزیزم، مربی‌های یوگا بزرگترین
‫بازنده‌های جهانن.

194
00:16:55.125 --> 00:16:58.125
‫سعی کردن موفق بشن، استرس گرفتن،

195
00:16:58.208 --> 00:17:02.791
‫و یوگا و مدیتیشن رو برای پذیرش
‫معمولی بودنشون شروع کردن.

196
00:17:02.875 --> 00:17:06.208
‫الان تبدیل شدن به قهرمان بقیه انسان‌های ناراحت

197
00:17:06.250 --> 00:17:08.708
‫که میان رو تشک‌های عرقی دراز می‌کشن

198
00:17:08.750 --> 00:17:11.708
‫و تا یک ساعت به زندگی افتضاحشون
‫فکر نمی‌کنن.

199
00:17:11.791 --> 00:17:13.000
‫همه‌شون شبیه همن.

200
00:17:13.083 --> 00:17:16.958
‫باید دنبال یه مرد واقعی عوضی می‌گشتی

201
00:17:17.041 --> 00:17:18.708
‫که انرژیت رو بگیره.

202
00:17:18.791 --> 00:17:21.458
‫نه یه مرد صندل پوش که شبیه بی‌خانمان‌هاست.

203
00:17:23.208 --> 00:17:28.208
‫می‌دی، می‌دی. ما در پارک زیرزمینی کیمرا هستیم.
‫می‌شنوید؟

204
00:17:29.750 --> 00:17:32.625
‫امروز صبح تو تخت چشمم رو باز کردم

205
00:17:34.541 --> 00:17:37.000
‫و به روکسان گفتم بهم بگه ساعت چنده.

206
00:17:37.083 --> 00:17:39.708
‫ساعت هشت و نیم صبحه.

207
00:17:39.750 --> 00:17:41.208
‫چطور خوابیدی، رافا؟

208
00:17:41.875 --> 00:17:43.083
‫بد.

209
00:17:43.208 --> 00:17:46.083
‫همه چی دست به دست هم داد
‫و با همدیگه صحبت کردیم.

210
00:17:46.583 --> 00:17:51.708
‫گفت می‌خوام دوباره بخوابم یا برام قهوه
‫درست کنه.

211
00:17:51.750 --> 00:17:53.125
‫قهوه تلخ کافیه.

212
00:17:56.083 --> 00:17:57.083
‫ممنون.

213
00:17:57.208 --> 00:17:59.625
‫ازش پرسیدم چه مدل آهنگی
‫رو دوست داره.

214
00:18:00.291 --> 00:18:03.208
‫گفت همه چی،

215
00:18:03.875 --> 00:18:06.708
‫ولی بیشتر از همه گروه لوس سکرتوس رو
‫دوست داره.

216
00:18:08.958 --> 00:18:10.833
‫ازش خواستم یه آهنگ پخش کنه.

217
00:18:15.125 --> 00:18:21.041
‫و وقتی داشتیم به آهنگ گوش می‌کردیم
‫پیوند عجیبی رو با روکسان حس کردم.

218
00:18:31.541 --> 00:18:33.083
‫تا وقتی فهمیدم

219
00:18:33.208 --> 00:18:36.583
‫چند روز ازش خواسته بودم از همین گروه
‫یه آهنگ پخش کنه.

220
00:18:38.208 --> 00:18:39.833
‫و بعد احساس حماقت بهم دست داد.

221
00:18:42.375 --> 00:18:45.583
‫داشت مثل زنم برام دلسوزی می‌کرد.

222
00:18:47.000 --> 00:18:49.333
‫صحبت من با اون دستگاه

223
00:18:50.583 --> 00:18:53.500
‫فرقی با صحبت‌هام با فریدا در

224
00:18:53.583 --> 00:18:55.083
‫بیست سال گذشته نداشت.

225
00:19:02.958 --> 00:19:07.041
‫انگار با یه مدل دیگه از هوش مصنوعی ازدواج کرده بودم.

226
00:19:10.500 --> 00:19:11.500
‫روکسان.

227
00:19:13.125 --> 00:19:14.208
‫آهنگ رو متوقف کن.

228
00:19:16.000 --> 00:19:20.250
‫وقتی زنم ترکم کرد،
‫از احساس تنهایی می‌ترسیدم.

229
00:19:21.833 --> 00:19:23.291
‫ولی ترسم غیرمنطقیه.

230
00:19:24.708 --> 00:19:26.375
‫من خیلی وقته تنهام.

231
00:19:27.500 --> 00:19:31.458
‫ممنون که این موضوع رو با ما در میون
‫گذاشتید، آقای وارلا.

232
00:19:34.250 --> 00:19:36.708
‫دوران سختیه.

233
00:19:37.625 --> 00:19:42.833
‫ولی... تراپی گروهی واسه همینه دیگه، نه؟

234
00:19:43.458 --> 00:19:46.541
‫درمان شدن از طریق صحبت کردن.

235
00:19:48.208 --> 00:19:50.000
‫فالکون خیلی ساکته.

236
00:19:50.083 --> 00:19:51.208
‫به حرف بیارش.

237
00:19:52.375 --> 00:19:55.041
‫شما چی، آقای فالکون؟

238
00:19:57.250 --> 00:20:01.041
‫می‌خواید به صحبت آقای وارلا
‫چیزی اضافه کنید؟

239
00:20:02.500 --> 00:20:04.291
‫بله.

240
00:20:10.500 --> 00:20:11.708
‫می‌دونین این چیه؟

241
00:20:12.458 --> 00:20:16.250
‫یه لیست از دوستان خوبم که اون
‫بیرون جا گذاشتم.

242
00:20:16.333 --> 00:20:17.708
‫هفت نفرن.

243
00:20:19.250 --> 00:20:20.250
‫دوستانم.

244
00:20:21.750 --> 00:20:23.958
‫من پنجاه میلیارد یورو ثروت دارم.

245
00:20:24.541 --> 00:20:28.250
‫یه سال‌هایی درآمدم به بیست و هشت درصد
‫می‌رسید. مثل سال همه‌گیری.

246
00:20:28.333 --> 00:20:30.458
‫مردم مضطرب می‌شدن.

247
00:20:30.500 --> 00:20:32.250
‫مجبور شدیم کارگرها رو اخراج کنیم.

248
00:20:32.333 --> 00:20:35.958
‫مجبور شدم برای مدیریت اضطرابم دارو
‫مصرف کنم.

249
00:20:36.000 --> 00:20:38.500
‫آدم تمام عمرش سعی می‌کنه پولدارتر بشه،

250
00:20:38.583 --> 00:20:40.875
‫عین یه همستر روی چرخ می‌دوئه.

251
00:20:42.000 --> 00:20:44.875
‫تناقض عجیب یه میلیونر،

252
00:20:45.958 --> 00:20:49.958
‫غصه خوردن سر پولیه که حتی قرار
‫نیست خرج کنه.

253
00:20:53.708 --> 00:20:59.041
‫و با بخش کوچیکی از ثروتم، می‌تونستم

254
00:20:59.125 --> 00:21:01.291
‫پول بدم که دوستامم بیان به این سرپناه.

255
00:21:01.958 --> 00:21:03.541
‫می‌تونستم نجاتشون بدم.

256
00:21:06.333 --> 00:21:07.583
‫پس، رافا...

257
00:21:09.875 --> 00:21:11.375
‫نگو تنهایی.

258
00:21:12.541 --> 00:21:16.541
‫تو تنها دوست باقی مونده من تو دنیایی.

259
00:21:20.000 --> 00:21:21.708
‫نمی‌ذارم از پا بیفتی.

260
00:21:26.208 --> 00:21:27.708
‫این مرد

261
00:21:29.125 --> 00:21:31.791
‫برای من کاری کرد که خودم از
‫پسش برنمیومدم.

262
00:21:31.875 --> 00:21:33.875
‫از اون لحظه به بعد تحسینش کردم.

263
00:21:34.375 --> 00:21:36.041
‫می‌دونین ما کی رو تحسین می‌کنیم؟

264
00:21:38.041 --> 00:21:39.750
‫کسایی که از ما بهترن رو.

265
00:21:41.750 --> 00:21:44.250
‫دختر بزرگم تو تصادف فوت شد.

266
00:21:45.958 --> 00:21:47.208
‫پسر اون پشت فرمون بود.

267
00:21:51.250 --> 00:21:52.958
‫نوزده سالشون بود.

268
00:21:53.958 --> 00:21:59.083
‫رافا تنها شاهدی بود که دید پسرش قبل
‫از اینکه بشینه پشت فرمون

269
00:21:59.208 --> 00:22:00.708
‫الکل نوشیده.

270
00:22:01.208 --> 00:22:06.458
‫من دلم می‌خواست پوسیدن اون پسربچه
‫رو تو زندان ببینم.

271
00:22:07.291 --> 00:22:09.833
‫ازش خواستم علیه پسرش شهادت بده.

272
00:22:10.458 --> 00:22:11.541
‫ازش خواستم بین

273
00:22:12.375 --> 00:22:15.958
‫عدالت و هم‌خونش یکی رو انتخاب کنه.

274
00:22:18.125 --> 00:22:19.500
‫و اون عدالت رو انتخاب کرد.

275
00:22:24.458 --> 00:22:25.500
‫به خاطر من.

276
00:22:26.958 --> 00:22:28.500
‫مهم نیست چی شده.

277
00:22:28.583 --> 00:22:31.208
‫مهم نیست کی چی گفته.

278
00:22:31.833 --> 00:22:35.208
‫هر چی بشه، من همیشه کنارت می‌مونم.

279
00:22:35.958 --> 00:22:38.541
‫همیشه می‌تونی روم حساب باز کنی.

280
00:23:01.333 --> 00:23:02.458
‫ببینش.

281
00:23:03.250 --> 00:23:06.458
‫عین ناخدای کشتی کوئین مری
‫تو پل فرماندهی وایساده.

282
00:23:07.375 --> 00:23:08.708
‫همه چی رو جدی گرفته.

283
00:23:08.791 --> 00:23:12.541
‫اون پوتین بارونی خیلی بهش میاد،
‫نیاز نیست سرهمی بپوشه.

284
00:23:13.333 --> 00:23:14.708
‫من میرم دستشویی.

285
00:23:26.958 --> 00:23:29.625
‫به نظرت چیزی به فرانسوی شنیدی؟

286
00:23:29.708 --> 00:23:31.333
‫چیکار می‌کنی، مامان؟

287
00:23:31.458 --> 00:23:33.625
‫مطمئنی فرانسوی بود؟

288
00:23:33.708 --> 00:23:36.208
‫وایسا. بذار بپرسم.

289
00:23:38.541 --> 00:23:40.958
‫ببخشید. شما فرانسوی صحبت می‌کنی دیگه؟

290
00:23:41.000 --> 00:23:42.208
‫بله، چطور؟

291
00:23:42.291 --> 00:23:44.958
‫دخترم یه چیزی به زبون فرانسوی شنیده.

292
00:23:47.250 --> 00:23:48.458
‫چی؟

293
00:23:49.833 --> 00:23:52.250
‫کلمات بی‌ربط.

294
00:23:53.208 --> 00:23:56.250
‫«الو، الو.» شبیه تماس اضطراری می‌موند.

295
00:24:00.250 --> 00:24:04.250
‫می‌دی، می‌دی. اینجا پارک زیرزمینی کیمراست. می‌شنوید؟

296
00:24:04.250 --> 00:24:05.208
‫چی شنیدن؟

297
00:24:05.291 --> 00:24:07.541
‫اون رادیوها که به آنتن وصل نیستن.

298
00:24:10.458 --> 00:24:12.583
‫اون زنه سرطان کشنده داره.

299
00:24:13.125 --> 00:24:14.458
‫مورفین مصرف می‌کنه.

300
00:24:27.500 --> 00:24:28.500
‫چی شده؟

301
00:24:28.583 --> 00:24:30.791
‫انگار یه چیزی به زبون فرانسوی شنیدن.

302
00:24:30.875 --> 00:24:32.333
‫گفتن میزمون رو با هم عوض کنیم.

303
00:24:35.000 --> 00:24:37.583
‫ادامه بده.
‫باید سیگنال رو پیدا کنیم.

304
00:24:37.708 --> 00:24:40.083
‫برگردید سر جاهاتون و پیغام بفرستید.

305
00:24:41.208 --> 00:24:48.583
‫- می‌دی، اینجا پارک زیرزمینی کیمراست. می‌شنوید؟
‫- می‌دی، اینجا پارک زیرزمینی کیمراست. می‌شنوید؟

306
00:24:56.875 --> 00:24:58.500
‫آقای فالکون؟

307
00:24:59.958 --> 00:25:03.000
‫آقای فالکون، حموم ترکی مجانیه.

308
00:25:04.708 --> 00:25:07.541
‫میشه جاش ماساژ بگیرم؟

309
00:25:07.625 --> 00:25:09.750
‫گردنم خیلی درد میاد.

310
00:25:09.833 --> 00:25:12.458
‫تا آخر عمرم مدیون شما میشم.

311
00:25:14.125 --> 00:25:15.458
‫هر چقدر از عمرم مونده باشه.

312
00:25:16.708 --> 00:25:19.208
‫یه لحظه. ببینم امکانش هست یا نه.

313
00:25:19.291 --> 00:25:20.708
‫ممنون.

314
00:25:27.375 --> 00:25:30.041
‫یادت نره، تازه داری با میمی آشتی می‌کنی.

315
00:25:31.875 --> 00:25:33.458
‫میمی خانوادمه.

316
00:25:34.375 --> 00:25:37.541
‫ربطی نداره. چی میشه مگه؟

317
00:25:37.625 --> 00:25:42.500
‫من زنت رو درک می‌کنم.
‫چون احساسش رو تجربه کردم.

318
00:25:42.583 --> 00:25:44.500
‫من تو ازدواج خودم اون بدبختی بودم

319
00:25:44.583 --> 00:25:48.000
‫که خبر نداشت زنش ازش زده شده.

320
00:25:48.083 --> 00:25:49.250
‫نه، از اونم بدتر.

321
00:25:50.250 --> 00:25:52.708
‫که زنم از من متنفر شده بود.

322
00:25:52.791 --> 00:25:56.958
‫واسه من که کار از کار گذشته،
‫ولی هنوز فرصت داری به میمی کمک کنی.

323
00:25:57.041 --> 00:26:01.250
‫امتحان کردن گزینه‌های دیگه هم یه جور
‫ادای احترام به همسرته.

324
00:26:02.041 --> 00:26:05.708
‫ما باید به احساسات اولیه‌مون افسار بزنیم.

325
00:26:05.750 --> 00:26:10.000
‫اونوقت خون درست و حسابی به مغز
‫و قلبمون جریان پیدا می‌کنه

326
00:26:10.083 --> 00:26:12.125
‫و می‌تونیم روی عشق تمرکز کنیم.

327
00:26:12.208 --> 00:26:15.708
‫به این میگی احترام؟

328
00:26:15.750 --> 00:26:16.750
‫دقیقاً.

329
00:26:18.083 --> 00:26:21.958
‫چون اگه به اون زهر بچسبی،
‫ازدواجت تو خطر میفته.

330
00:26:25.791 --> 00:26:27.375
‫شرایط تو با من فرق داره.

331
00:26:29.208 --> 00:26:32.708
‫شاید ازدواج من اینقدر دووم آورد
‫چون فریدا...

332
00:26:35.083 --> 00:26:36.500
‫به زندگیمون راضی نبود.

333
00:26:47.333 --> 00:26:50.208
‫فردا ساعت سه برای فالکون نوبت گرفتم.

334
00:26:50.291 --> 00:26:52.208
‫خب؟ یادت نره.

335
00:26:52.291 --> 00:26:53.875
‫- باشه.
‫- برو حوله بیار.

336
00:26:53.958 --> 00:26:56.208
‫- آقای فالکون.
‫- بله؟

337
00:26:56.708 --> 00:26:58.791
‫فردا ساعت سه وقت داریم.

338
00:26:58.875 --> 00:27:03.250
‫ببین، ماساژ یه بهونه بود که به صورت
‫خصوصی باهات صحبت کنم.

339
00:27:03.333 --> 00:27:06.041
‫- اسمت چیه؟
‫- اینگرید.

340
00:27:06.125 --> 00:27:09.375
‫اینگرید. مردی که پشت سرمه رو می‌بینی؟

341
00:27:11.958 --> 00:27:14.375
‫بهترین دوستمه. زنش ترکش کرده.

342
00:27:14.458 --> 00:27:17.833
‫گفت بیست سال وانمود کرده عاشقشه.
‫باورت میشه؟

343
00:27:18.625 --> 00:27:20.708
‫گفت فقط با روکسان صحبت می‌کنه.

344
00:27:22.250 --> 00:27:27.333
‫باید یه گروه دوست براش پیدا کنیم که صحبت کنه،
‫بخنده و خوش بگذرونه.

345
00:27:27.458 --> 00:27:30.333
‫- می‌تونی کمکمون کنی؟
‫- چطوری؟

346
00:27:31.291 --> 00:27:35.708
‫باهامون بنوش.
‫مخصوصاً اگه بتونی رستوران رو باز کنی.

347
00:27:35.791 --> 00:27:39.041
‫- می‌دونم اونجا هم کار می‌کنی.
‫- پس گردنتون درد نمیکنه؟

348
00:27:39.125 --> 00:27:41.333
‫چرا. خیلی.

349
00:27:42.000 --> 00:27:43.958
‫ولی باید روی یه چیز دیگه تمرکز کنیم.

350
00:27:47.083 --> 00:27:49.333
‫خیلی مشتاق آشنا شدن باهات بودم.

351
00:27:49.458 --> 00:27:50.250
‫جدی؟

352
00:27:50.333 --> 00:27:53.208
‫درباره‌ت چیزهای خوبی شنیدم.

353
00:27:53.291 --> 00:27:54.708
‫چی؟

354
00:27:54.750 --> 00:27:57.833
‫که معجزه می‌کنی.

355
00:27:57.958 --> 00:27:58.958
‫چرا؟

356
00:27:59.708 --> 00:28:00.708
‫راستش رو بگم؟

357
00:28:02.208 --> 00:28:04.625
‫من ویلی رو از وقتی هفده سالش بود می‌شناسم.

358
00:28:04.708 --> 00:28:07.458
‫با دخترم هم‌مدرسه‌ای و هم‌دانشگاهی بود.

359
00:28:07.500 --> 00:28:11.458
‫صد بار با حال بد سر و کله‌ش جلوی
‫در خونه‌م پیدا شده.

360
00:28:11.500 --> 00:28:14.000
‫و دوستاش رو یکشنبه‌ها می‌آورد استخر ما.

361
00:28:14.083 --> 00:28:15.458
‫ماهی یکی دو نفر رو.

362
00:28:15.541 --> 00:28:17.541
‫منم همیشه فکر می‌کردم،

363
00:28:17.625 --> 00:28:21.541
‫«خدایا، امیدوارم فریدا عاشقش نشه.»

364
00:28:21.625 --> 00:28:23.041
‫خدا رو شکر که نشد.

365
00:28:24.250 --> 00:28:26.458
‫بعد با زنش مارتا آشنا شدم.

366
00:28:27.125 --> 00:28:28.958
‫خیلی عذاب کشید.

367
00:28:29.500 --> 00:28:32.708
‫به صورت کلی یا...؟

368
00:28:32.750 --> 00:28:35.458
‫به خاطر بی‌وفاییش، عزیزم.

369
00:28:35.958 --> 00:28:38.791
‫ویلی یه سره هر چند روز یک بار
‫غیبش میزد،

370
00:28:38.875 --> 00:28:41.958
‫می‌گفت تو یه شهر دیگه کار داره.

371
00:28:42.541 --> 00:28:46.708
‫- مارتا می‌دونست منظورش از کار چیه.
‫- البته.

372
00:28:46.791 --> 00:28:47.750
‫منم بهش می‌گفتم،

373
00:28:47.833 --> 00:28:52.083
‫«عزیزم، اگه شوهرت از پنج شش نفر دیگه
‫خوشش میاد، از یک نفر بهتره.»

374
00:28:52.208 --> 00:28:54.041
‫چرا؟

375
00:28:54.125 --> 00:28:56.958
‫چون اگه هی آدم‌های مختلف رو عوض کنه،
‫یعنی هیچکدومشون رو دوست نداره.

376
00:28:57.041 --> 00:29:01.958
‫البته مشخص بود زنش هم براش بی‌ارزش بود.

377
00:29:03.250 --> 00:29:07.208
‫ولی باورم نمیشه، تو موفق شدی.

378
00:29:07.250 --> 00:29:09.583
‫تو زنی هستی که تونستی تغییرش بدی.

379
00:29:10.208 --> 00:29:13.833
‫همین که با تو اومد اینجا فهمیدم.

380
00:29:14.625 --> 00:29:15.833
‫به خودش افتخار می‌کرد.

381
00:29:16.375 --> 00:29:18.083
‫عاشق بود.

382
00:29:18.791 --> 00:29:22.208
‫واسه همین معجزه می‌کنی.

383
00:29:22.250 --> 00:29:27.375
‫خب... ممنون.
‫البته ما از اول اینجوری نبودیم.

384
00:29:30.000 --> 00:29:31.708
‫کجا آشنا شدین؟

385
00:29:33.291 --> 00:29:35.000
‫تو نمایش.

386
00:29:35.541 --> 00:29:38.458
‫نمایش؟ با گیتار و اینا؟

387
00:29:39.208 --> 00:29:40.333
‫نه.

388
00:29:42.458 --> 00:29:44.125
‫نه، من مدل بودم.

389
00:29:44.208 --> 00:29:46.833
‫مدل؟ چه مدلی؟

390
00:29:46.958 --> 00:29:48.500
‫مدل چیزهای مختلف.

391
00:29:49.000 --> 00:29:52.333
‫حتی دوتا فشن شو برای ویکتوریا سیکرت
‫انجام دادم.

392
00:29:53.791 --> 00:29:55.208
‫جان؟

393
00:29:57.708 --> 00:29:59.708
‫اسم منم ویکتوریاست.

394
00:30:00.458 --> 00:30:01.791
‫و یه رازهایی دارم.

395
00:30:02.791 --> 00:30:05.791
‫ولی فعلاً چیزی نمیگم.

396
00:30:14.333 --> 00:30:16.375
‫می‌دی. سوخت.

397
00:30:16.458 --> 00:30:17.750
‫می‌دی.

398
00:30:17.833 --> 00:30:20.958
‫ما پرواز ویژه شماره ۳۴۲ از فرودگاه
‫ماکائو هستیم.

399
00:30:21.583 --> 00:30:24.750
‫یازده شهروند عادی از جمله دو کودک
‫تو هواپیما هستن.

400
00:30:24.833 --> 00:30:27.208
‫یه موقعیت اضطراری پیش اومده.

401
00:30:27.250 --> 00:30:28.833
‫سوخت ما تموم شد.

402
00:30:31.958 --> 00:30:32.958
‫ببخشید، پپه.

403
00:30:33.041 --> 00:30:34.541
‫صدای هواپیما میاد.

404
00:30:39.500 --> 00:30:41.750
‫ما از پارک زیرزمینی کیمرا جواب میدیم.
‫می‌شنوید؟

405
00:30:42.958 --> 00:30:44.958
‫ما از پارک زیرزمینی کیمرا جواب میدیم.
‫می‌شنوید؟

406
00:30:45.708 --> 00:30:47.625
‫ما یه پرواز خصوصی از فرودگاه ماکائو هستیم.

407
00:30:47.708 --> 00:30:53.708
‫تکرار می‌کنم، درخواست فرود روی ناو هواپیمابر
‫شما رو میدیم.

408
00:30:53.750 --> 00:30:55.791
‫یه هواپیمای شهروندی درخواست فرود داره.

409
00:30:55.875 --> 00:30:57.625
‫میگه سوخت ندارن.

410
00:30:57.708 --> 00:31:00.083
‫پرواز ۳۴۲، می‌شنوید؟

411
00:31:00.125 --> 00:31:01.583
‫ما در پارک زیرزمینی کیمرا هستیم.

412
00:31:01.625 --> 00:31:04.750
‫من فرمانده ایگور ولکوف هستم.

413
00:31:04.833 --> 00:31:07.083
‫نمی‌تونید اینجا فرود بیاید.

414
00:31:09.791 --> 00:31:12.000
‫این فکر کی بوده؟

415
00:31:12.833 --> 00:31:18.458
‫من. به نظرم یه خصوصیت دراماتیک
‫و شاعرانه داره.

416
00:31:18.500 --> 00:31:20.500
‫ما تو یه ماموریت نظامی هستیم.

417
00:31:20.583 --> 00:31:22.583
‫اگه به ناو هواپیمابر نزدیک بشید،

418
00:31:22.625 --> 00:31:24.458
‫شلیک می‌کنیم.

419
00:31:24.541 --> 00:31:26.541
‫دوتا بچه تو اون هواپیماست.

420
00:31:26.625 --> 00:31:31.333
‫یه هواپیمای شهروندی می‌خواد با فرود روی یه
‫سازه‌ی جنگی خودش رو نجات بده.

421
00:31:36.541 --> 00:31:40.458
‫نمیشد یه پایان بهتری براش بسازی؟

422
00:31:40.541 --> 00:31:41.541
‫یه مقدار امیدوارکننده‌تر؟

423
00:31:43.583 --> 00:31:46.958
‫تو رو خدا رحم کنید!
‫ارتفاع هواپیما داره کمتر میشه.

424
00:31:47.000 --> 00:31:49.750
‫نه. ما نمی‌خوایم مهمون‌هامون امیدوار بشن.

425
00:31:49.833 --> 00:31:52.875
‫می‌خوایم که... انتظار بکشن.

426
00:31:52.958 --> 00:31:54.958
‫یه سره هوشیار باشن.

427
00:31:55.000 --> 00:31:56.458
‫می‌دی، سوخت ما تموم شد!

428
00:31:56.500 --> 00:31:58.208
‫می‌دی، سوخت ما تموم شد!

429
00:31:58.333 --> 00:32:00.958
‫می‌دی، سوخت ما تموم شد!
‫بذارید فرود بیایم.

430
00:32:01.625 --> 00:32:03.083
‫رحم کنید.

431
00:32:03.125 --> 00:32:05.000
‫نمی‌خوایم حوصله‌شون سر بره.

432
00:32:05.083 --> 00:32:07.000
‫وقتی حوصله‌شون سر بره فکر می‌کنن،

433
00:32:07.083 --> 00:32:09.708
‫«نظرتون چیه بریم بیرون ببینیم چه خبره؟»

434
00:32:09.750 --> 00:32:11.375
‫قابل قبول نیست.

435
00:32:11.458 --> 00:32:14.000
‫درخواست فرود رد شد.

436
00:32:14.083 --> 00:32:16.708
‫می‌دی، سوخت نداریم!

437
00:32:16.833 --> 00:32:17.708
‫می‌دی، سوخت نداریم!

438
00:32:17.750 --> 00:32:21.958
‫پس باید با تظاهر به تموم شدن دنیا
‫سرگرمشون کنیم.

439
00:32:22.000 --> 00:32:24.583
‫خواهش می‌کنم! می‌دی، سوخت نداریم!

440
00:32:24.625 --> 00:32:26.208
‫می‌دی، سوخت نداریم!

441
00:32:44.750 --> 00:32:48.333
‫زخم بزرگیه.
‫چهار پنج‌تا بخیه می‌خواد.

442
00:32:59.083 --> 00:33:00.416
‫به جلو نگاه کن. یالا.

443
00:33:07.708 --> 00:33:09.083
‫به جلو نگاه کن. یالا.

444
00:33:09.583 --> 00:33:12.791
‫اگه به من نگاه کنی، میفتیم.

445
00:33:16.458 --> 00:33:17.458
‫مکس؟

446
00:33:18.416 --> 00:33:19.916
‫چی شد؟ سرگیجه داری؟

447
00:33:21.125 --> 00:33:22.166
‫دژاوو بود.

448
00:33:22.250 --> 00:33:23.791
‫دژاووی چی؟

449
00:33:25.166 --> 00:33:26.166
‫هیچی.

450
00:33:26.250 --> 00:33:29.416
‫- چی بود؟
‫- عین خواهرت باهام صحبت کردی.

451
00:33:30.458 --> 00:33:33.875
‫یاد سفرمون به آلمریا افتادم.

452
00:33:34.916 --> 00:33:36.375
‫به جلو نگاه کن. یالا.

453
00:34:05.208 --> 00:34:06.250
‫خوبی؟

454
00:34:08.083 --> 00:34:09.333
‫می‌تونم تمومش کنم.

455
00:34:09.833 --> 00:34:12.000
‫چند بار تو زندان خودم رو بخیه زدم.

456
00:34:12.083 --> 00:34:14.083
‫نمی‌خواستم بابت دعوا کردن مجازات بشم.

457
00:34:17.625 --> 00:34:18.916
‫نمی‌تونم.

458
00:34:19.750 --> 00:34:21.166
‫نمی‌تونم.

459
00:34:57.708 --> 00:34:58.666
‫چی شد؟

460
00:34:59.333 --> 00:35:00.416
‫براش پخشش کن.

461
00:35:04.125 --> 00:35:05.208
‫سلام، ویلی.

462
00:35:05.833 --> 00:35:07.458
‫این رو می‌شناسی؟

463
00:35:08.333 --> 00:35:12.083
‫گونزالو پاسترانا،
‫سفیر اسپانیا در فیلیپین.

464
00:35:12.666 --> 00:35:16.208
‫و می‌دونی این چیه؟
‫شماره تلفنش.

465
00:35:16.708 --> 00:35:19.666
‫یا الان زنگ میزنی، یا با اولین
‫پرواز میام مانیل.

466
00:35:19.750 --> 00:35:21.958
‫و به خدا قسم پیدات می‌کنم.

467
00:35:24.708 --> 00:35:26.708
‫حتماً یه اتفاق جدی افتاده.

468
00:35:26.833 --> 00:35:30.083
‫حالا از شانس ما دقیقاً همین سه هفته
‫باید اینجوری میشد.

469
00:35:30.166 --> 00:35:33.083
‫می‌تونیم یه پیغام دیگه براش بفرستیم
‫و بفهمیم چی شده.

470
00:35:33.166 --> 00:35:35.458
‫فکر نکنم بشه جلوش رو گرفت.

471
00:35:35.583 --> 00:35:38.875
‫درسته. کارشون جدیه، نفوذ یارو هم
‫تو شرکت زیاده.

472
00:35:38.958 --> 00:35:40.166
‫نمیشه جلوش رو گرفت.

473
00:35:45.333 --> 00:35:49.458
‫فیلیپین بیشتر از هفت هزار جزیره داره.
‫نمی‌تونه پیداش کنه.

474
00:35:49.583 --> 00:35:51.833
‫زیرو، کافیه یارو دوتا تماس بگیره.

475
00:35:51.916 --> 00:35:55.166
‫یکی با فرماندار فیلیپین و یکی هم
‫با گمرک اسپانیایی.

476
00:35:55.250 --> 00:35:57.750
‫می‌دونی چی بهش میگن؟

477
00:35:57.833 --> 00:36:01.000
‫اول میگن گیرمو اصلاً وارد کشور نشده.

478
00:36:01.083 --> 00:36:03.708
‫و بعدش میگن اصلاً از اسپانیا خارج نشده.

479
00:36:03.833 --> 00:36:06.625
‫قدم بعدی اینه که گزارش گم شدنش رو میدن.

480
00:36:06.708 --> 00:36:12.083
‫بعد پناهگاهت، نقشه‌ت و کیمرات
‫نابود میشه.

481
00:36:13.083 --> 00:36:14.083
‫نه.

482
00:36:16.625 --> 00:36:20.958
‫با نسخه مجازی فالکون با آسوالدو تماس
‫تصویری می‌گیریم.

483
00:36:27.916 --> 00:36:31.416
‫کلون آماده نیست.
‫به احساسات بیشتری از صورت آقای فالکون نیاز دارم.

484
00:36:31.500 --> 00:36:34.708
‫روکسان هنوز اطلاعاتش کامل نیست.
‫خطریه.

485
00:36:34.833 --> 00:36:36.250
‫انجام ندادنش خطرناک‌تره.

486
00:36:36.875 --> 00:36:39.333
‫از یه جایی به بعد پیام دادن کافی نیست.

487
00:36:39.375 --> 00:36:40.833
‫مردم می‌خوان اینا رو ببینن.

488
00:36:40.916 --> 00:36:43.333
‫- و می‌بینن.
‫- با گوشیشون.

489
00:36:43.375 --> 00:36:46.083
‫با تماس تصویری، مثل بقیه‌ی سال.

490
00:36:46.125 --> 00:36:48.833
‫ولی با خودشون نه، با کلون مجازیشون.

491
00:36:48.916 --> 00:36:51.916
‫مثل خودشون حرف و حتی پلک میزنن.

492
00:36:52.000 --> 00:36:57.625
‫نسخه‌های دقیق، می‌تونن با اقوام
‫نزدیکشون مکالمه داشته باشن،

493
00:36:57.708 --> 00:37:01.166
‫بدون اینکه مردم بفهمن دارن با یه
‫دستگاه صحبت می‌کنن.

494
00:37:01.833 --> 00:37:04.875
‫دقیق‌تر بخوام بگم، با روکسان،
‫هوش مصنوعی ما.

495
00:37:07.500 --> 00:37:12.166
‫یکی از این دوتا خولیاست،
‫از اتاق بغلی تماس گرفته.

496
00:37:12.250 --> 00:37:16.000
‫اون یکی کپی مجازیشه که ما ساختیم.

497
00:37:16.083 --> 00:37:17.458
‫خولیای واقعی کدومه؟

498
00:37:18.166 --> 00:37:20.083
‫می‌تونید هر سوالی دارید ازشون بپرسید.

499
00:37:21.833 --> 00:37:24.083
‫من یه سوال دارم.

500
00:37:25.208 --> 00:37:27.458
‫از تو، خولیای شماره یک.

501
00:37:31.833 --> 00:37:34.833
‫می‌خوام بدونم عاشقی یا نه.

502
00:37:34.875 --> 00:37:37.416
‫آره. این که راز نیست.

503
00:37:39.250 --> 00:37:41.125
‫و تو، خولیای شماره دو؟

504
00:37:43.083 --> 00:37:45.458
‫پارکر، تو چشمم نگاه کن.

505
00:37:47.625 --> 00:37:50.000
‫من تو عمرم عاشق نشدم.

506
00:37:54.666 --> 00:37:59.583
‫خوبه. حالا یه سوال مهم‌تر دارم.

507
00:37:59.666 --> 00:38:03.250
‫خولیای شماره یک، از کجا می‌فهمی عاشق شدی؟

508
00:38:03.333 --> 00:38:05.083
‫به این میگن یه سوال خوب.

509
00:38:07.000 --> 00:38:12.375
‫چون وقتی طرف حرف میزنه، زمان متوقف
‫میشه و حواسم پرت میشه.

510
00:38:13.125 --> 00:38:16.416
‫وقتی بهم نگاه می‌کنه، بقیه دنیا محو میشه.

511
00:38:16.500 --> 00:38:21.458
‫چون عاشق تماشای کارهاشم،

512
00:38:22.250 --> 00:38:24.416
‫مثل قهوه نوشیدن که یه رسم بین ماست،

513
00:38:25.208 --> 00:38:28.583
‫یا وقتی از حموم میاد خودش رو با
‫حوله خشک می‌کنه،

514
00:38:28.625 --> 00:38:30.458
‫لباس می‌پوشه،

515
00:38:30.958 --> 00:38:32.250
‫می‌خوابه.

516
00:38:32.958 --> 00:38:33.958
‫خدایا...

517
00:38:34.083 --> 00:38:36.750
‫منظره خیلی قشنگیه.

518
00:38:36.833 --> 00:38:40.208
‫راستش هیچوقت خسته نمیشم.
‫اتفاقاً برعکس.

519
00:38:40.333 --> 00:38:41.416
‫سیر نمیشم.

520
00:38:41.916 --> 00:38:43.583
‫چقدر لوس.

521
00:38:45.208 --> 00:38:46.833
‫و تو، خولیای شماره یک؟

522
00:38:46.916 --> 00:38:49.125
‫از کجا می‌فهمی عاشق شدی؟

523
00:38:49.208 --> 00:38:53.166
‫وقتی مینروا درباره این نقشه عجیب
‫برام گفت فرار نکردم.

524
00:38:53.666 --> 00:39:00.083
‫به نظرم عاشق شدن یه دلیل خاص نداره.

525
00:39:00.166 --> 00:39:05.250
‫چون وقتی خوشحالی بهت غلبه می‌کنه،
‫حس می‌کنی دنیا روی رواله.

526
00:39:05.916 --> 00:39:08.583
‫چون می‌تونم همه جا بوی ادکلنش رو تشخیص بدم.

527
00:39:08.666 --> 00:39:14.375
‫چون هر آهنگ یه خطی داره که باعث
‫میشه یادش بیفتم.

528
00:39:18.583 --> 00:39:22.083
‫و چون همین که کنارش باشم

529
00:39:22.166 --> 00:39:26.833
‫واقعاً خوشحال میشم.

530
00:39:27.750 --> 00:39:30.833
‫و از وقتی باهاش آشنا شدم،
‫دلم نمی‌خواد جای دیگه‌ای باشم.

531
00:39:31.583 --> 00:39:35.583
‫بقیه‌ش رو که نگم. مناسب جمع نیست.

532
00:39:37.333 --> 00:39:38.333
‫خجالت‌آوره.

533
00:39:41.750 --> 00:39:43.750
‫این نسخه واقعیه.

534
00:39:43.833 --> 00:39:45.333
‫موافقم.

535
00:39:45.916 --> 00:39:47.833
‫خولیا، میشه بیای بیرون؟

536
00:39:47.875 --> 00:39:49.125
‫نمی‌تونم.

537
00:39:49.208 --> 00:39:51.458
‫من یه نسخه مجازیم.

538
00:40:00.166 --> 00:40:01.916
‫نه. باورم نمیشه.

539
00:40:05.083 --> 00:40:06.000
‫خب؟

540
00:40:06.625 --> 00:40:08.750
‫سوال عمیق دیگه‌ای ندارید؟

541
00:40:10.625 --> 00:40:14.083
‫می‌دونی اینجا ساعت چنده؟ حدس بزن.
‫شش صبح.

542
00:40:14.125 --> 00:40:17.666
‫اون توپ نارنجی رو می‌بینی؟
‫خورشید داره طلوع می‌کنه.

543
00:40:17.750 --> 00:40:21.500
‫میشه بگی چرا هر پنج دقیقه داری زنگ میزنی؟

544
00:40:22.833 --> 00:40:24.708
‫اوردونیا راضی به فروش شد.

545
00:40:25.666 --> 00:40:28.666
‫اگه تماس‌گیرنده سوالی بپرسه که فقط
‫خودشون در جریانش هستن چی؟

546
00:40:28.750 --> 00:40:32.458
‫هر چقدر به روکسان اطلاعات بدیم،
‫باز چیزهایی هست که ندونه.

547
00:40:32.583 --> 00:40:35.375
‫چندتا گزینه داریم که یه مقدار معطل کنیم.

548
00:40:36.000 --> 00:40:41.125
‫مثلاً ساده‌ترینش اینه که بگیم اونجا
‫آنتن نداره.

549
00:40:42.583 --> 00:40:43.958
‫الو؟ هستی؟

550
00:40:44.583 --> 00:40:45.708
‫- ویلی؟
‫- الو؟

551
00:40:45.833 --> 00:40:46.625
‫نمی‌بینمت.

552
00:40:46.708 --> 00:40:48.375
‫اوردونیا کیه، روکسان؟

553
00:40:48.458 --> 00:40:51.333
‫خوزه مانوئل اوردونیا، هشتاد و سه ساله، مکزیکی.

554
00:40:51.375 --> 00:40:53.333
‫رئیس تلیکسا،

555
00:40:53.416 --> 00:40:55.666
‫یکی از بزرگترین شرکت‌های فناوری آمریکای لاتین.

556
00:40:55.750 --> 00:40:57.583
‫در حال حاضر مریضه.

557
00:40:57.666 --> 00:41:00.000
‫سرطان غدد لنفاوی پیشرفته داره.

558
00:41:00.083 --> 00:41:02.500
‫فالکون چند ساله داره تلاش می‌کنه
‫هجده درصد از سهام تلیکسا رو بخره

559
00:41:02.583 --> 00:41:05.625
‫تا صاحب شرکت بشه.

560
00:41:05.708 --> 00:41:07.666
‫خوبه. خودت رو مشتاق نشون بده.

561
00:41:10.000 --> 00:41:13.333
‫شوخی می‌کنی، والدو. غیرممکنه، داداش.

562
00:41:15.500 --> 00:41:16.833
‫خیلی تاریخیه.

563
00:41:16.916 --> 00:41:19.666
‫- پس چی!
‫- تاریخیه!

564
00:41:22.708 --> 00:41:25.833
‫پیرمرده داره بازنشسته میشه و بالاخره
‫حاضر به مذاکره‌ست.

565
00:41:26.333 --> 00:41:28.083
‫چند بار باهاش صحبت کردم.

566
00:41:28.625 --> 00:41:32.666
‫پیشنهادات دیگه‌ای هم داره، ولی انگار
‫ما انتخاب اولشیم، داداش.

567
00:41:34.333 --> 00:41:37.583
‫قرارداد رو امضا کن، داداش.
‫منتظر چی هستی؟ امضا کن.

568
00:41:38.083 --> 00:41:40.958
‫تازه، من یه مدت اینجا می‌مونم.

569
00:41:41.500 --> 00:41:42.833
‫شوخی می‌کنی؟

570
00:41:43.375 --> 00:41:46.833
‫نارگیل افتاده رو سرت؟
‫باید بیای اینجا.

571
00:41:47.958 --> 00:41:49.875
‫با سودی که قراره بکنیم،

572
00:41:49.958 --> 00:41:53.125
‫میشیم جلودار نصف شرکت‌های
‫فناوری دنیا.

573
00:41:53.208 --> 00:41:55.208
‫اون پیرمرد هم فقط حاضر شده با
‫تو همکاری کنه.

574
00:41:57.166 --> 00:42:00.166
‫- نمی‌بینمت.
‫- اگه آنتن نده چی؟

575
00:42:00.250 --> 00:42:04.000
‫می‌تونن دوباره زنگ بزنن یا بگن طرف بره
‫تو لابی که گوشیش بهتر آنتن بده.

576
00:42:04.083 --> 00:42:06.875
‫در این صورت مکالمه رو شخصی‌تر می‌کنیم.

577
00:42:07.500 --> 00:42:09.208
‫صمیمیت خالص.

578
00:42:09.708 --> 00:42:13.625
‫وقتی یه چیز شخصی رو به یکی میگی
‫و منتظری هوات رو داشته باشه،

579
00:42:13.708 --> 00:42:16.416
‫طرف مقابلت صحبت‌های کاری رو بیخیال میشه.

580
00:42:17.166 --> 00:42:18.708
‫نمی‌تونم بیام.

581
00:42:19.958 --> 00:42:23.333
‫اوضاع با میمی بهم ریخته.
‫میونه‌مون شکرآبه.

582
00:42:23.375 --> 00:42:25.750
‫چی؟ همه چی خوب بود که.

583
00:42:28.125 --> 00:42:30.375
‫دعوامون شد، منم زد به سرم.

584
00:42:31.208 --> 00:42:34.458
‫بهش گفتم عشق زندگیم نیست، همه می‌دونن.

585
00:42:35.083 --> 00:42:37.583
‫که بودن باهاش نیاز به فداکاری بزرگی داره.

586
00:42:38.333 --> 00:42:41.625
‫که چون جفتمون یتیم بودیم دلمون خواست
‫با هم ازدواج کنیم.

587
00:42:41.708 --> 00:42:44.208
‫به قول مستندها یه ازدواج نمادینه.

588
00:42:44.708 --> 00:42:47.500
‫به قول مستندها؟ تو گفتی؟

589
00:42:47.583 --> 00:42:49.708
‫آره. بیشتر از اینا هم گند زدم.

590
00:42:50.583 --> 00:42:55.208
‫عوضی بازی درآوردم و گفتم از وقتی ازدواج
‫کردیم، همه چی خراب شد.

591
00:42:55.333 --> 00:43:00.583
‫که میونه‌مون عالی بود ولی الکی گیر داد
‫که می‌خواد «زنم» بشه.

592
00:43:00.666 --> 00:43:04.166
‫گیر داد که باید مثل بقیه مردم ازدواج کنیم،

593
00:43:04.250 --> 00:43:06.583
‫همین باعث شد جادوی عشقمون نابود بشه.

594
00:43:06.625 --> 00:43:11.000
‫خیلی خب، ولی... این واقعیت همه
‫ازدواج‌هاست دیگه.

595
00:43:13.250 --> 00:43:15.250
‫می‌دونی چی ارزشش رو داشت؟

596
00:43:15.750 --> 00:43:18.208
‫وقتی رفتم آژانسشون سورپرایزش کنم

597
00:43:18.333 --> 00:43:20.750
‫و رفتیم هتل اون طرف خیابون.

598
00:43:21.250 --> 00:43:22.750
‫تو جلسه عکس‌برداریش می‌گفت

599
00:43:22.833 --> 00:43:25.458
‫مریض شده و جاش میومد دیدن من.

600
00:43:28.125 --> 00:43:31.083
‫چند ساعت با هم وقت می‌گذروندیم.
‫خیلی فوق‌العاده بود.

601
00:43:31.166 --> 00:43:33.166
‫چرا داری اینا رو به من میگی؟

602
00:43:33.875 --> 00:43:37.666
‫بعد اینهمه مدتی که واسه لاپوشونی گندهات جلوی
‫زنت تو دردسر افتادم؟

603
00:43:38.958 --> 00:43:41.500
‫حاضرم هر کاری بکنم که برگردم به
‫همون دوران.

604
00:43:41.583 --> 00:43:44.333
‫می‌فهمم. آره.

605
00:43:44.375 --> 00:43:46.000
‫به خدا درک می‌کنم.

606
00:43:47.333 --> 00:43:50.000
‫ولی یه روز ازت وقت می‌خوام.

607
00:43:50.083 --> 00:43:53.833
‫سوار هواپیما شو، بیا اینجا،
‫با اوردونیا قرارداد ببند...

608
00:43:53.875 --> 00:43:56.333
‫- روکسان.
‫- یه روز صبح. در حد یک ساعت. بعد برگرد.

609
00:43:56.375 --> 00:43:57.458
‫احساسات بیشتری نشون بده.

610
00:43:58.500 --> 00:44:00.916
‫فکر کردی الان اوردونیا برام مهمه؟

611
00:44:02.208 --> 00:44:04.666
‫روکسان، شورش رو دربیار.

612
00:44:04.750 --> 00:44:07.208
‫می‌دونی الان باید چیکار کنیم؟

613
00:44:10.125 --> 00:44:12.583
‫باید بفروشیم. نه اینکه بخریم.

614
00:44:13.583 --> 00:44:17.958
‫فالکوم و صنایع فالکوم رو بفروش و
‫تو کشورهای جهان سومی مدرسه بساز.

615
00:44:18.583 --> 00:44:23.583
‫با چاه آب و مزرعه‌های شراکتی،
‫از این چیزهای مهم.

616
00:44:30.833 --> 00:44:33.625
‫نه، بیخیالش.
‫فراموشش کن.

617
00:44:34.375 --> 00:44:36.875
‫اوردونیا رو فراموش کن و روی میمی
‫تمرکز کن.

618
00:44:37.375 --> 00:44:40.458
‫من حواسم به همه چی هست.
‫با پیرمرده مذاکره می‌کنم.

619
00:44:41.666 --> 00:44:42.666
‫خب؟

620
00:44:45.833 --> 00:44:46.833
‫یه چیز دیگه.

621
00:44:48.583 --> 00:44:52.250
‫گفت اگه بی‌جی‌۳ جزو قرارداد نباشه
‫حاضر به فروش نیست.

622
00:44:56.125 --> 00:44:56.958
‫الو؟

623
00:44:57.083 --> 00:45:01.833
‫روکسان، تو شرکت‌های گروه فالکوم دنبال
‫معنی بی‌جی‌۳ بگرد.

624
00:45:01.916 --> 00:45:05.333
‫متاسفم. اون اطلاعات در پایگاه داده‌ی من نیست.

625
00:45:05.416 --> 00:45:07.833
‫یه عملیات مالی؟
‫یا یه بودجه با این اسم؟

626
00:45:07.875 --> 00:45:10.083
‫جواب مشابهی پیدا نشد.

627
00:45:10.166 --> 00:45:12.625
‫دنبال یه حق انحصاری به این اسم بگرد.
‫یه جور نرم‌افزار؟

628
00:45:12.708 --> 00:45:16.583
‫به حروف اولش فکر کن، بی‌جی‌۳.
‫ممکنه نسخه سوم چیزی باشه.

629
00:45:16.666 --> 00:45:18.666
‫جواب مشابهی پیدا نشد.

630
00:45:18.750 --> 00:45:20.125
‫تماس رو قطع کن.

631
00:45:20.208 --> 00:45:21.750
‫لعنتی!

632
00:45:44.083 --> 00:45:45.375
‫چی شد؟

633
00:45:45.875 --> 00:45:48.750
‫چرا در رفتی و با یه سوزن ولم کردی؟

634
00:45:58.916 --> 00:46:01.000
‫چون نمی‌تونم تحملت کنم.

635
00:46:02.833 --> 00:46:05.333
‫چون از بس ازت متنفرم،

636
00:46:05.416 --> 00:46:08.416
‫نتونستم پای سوگندنامه بقراط بمونم.

637
00:46:09.333 --> 00:46:10.583
‫چون یادم نمیره

638
00:46:10.666 --> 00:46:13.833
‫تو هیولایی هستی که خانواده‌م
‫رو نابود کردی.

639
00:46:13.916 --> 00:46:16.666
‫تو باعث شدی تو یه خونه با پرده‌های
‫بسته زندگی کنم،

640
00:46:16.750 --> 00:46:19.250
‫چون وقتی رفته بودی زندان نمی‌دونستیم

641
00:46:19.333 --> 00:46:21.583
‫مُردیم یا زنده‌ایم،

642
00:46:21.666 --> 00:46:24.750
‫البته انگار زندان بیشتر برات یه اردو بود.

643
00:46:25.750 --> 00:46:28.625
‫اول زندگی خواهرم رو ازش گرفتی...

644
00:46:31.583 --> 00:46:33.416
‫بعد زندگی من رو ازم دزدیدی.

645
00:46:34.500 --> 00:46:36.416
‫خواهرم تازه اول جوونیش بود.

646
00:46:37.250 --> 00:46:41.333
‫سعی می‌کنم جلوی خودم رو بگیرم،
‫شاید بتونم فراموشش کنم،

647
00:46:42.333 --> 00:46:45.708
‫ولی نمی‌تونم، چون حالم رو بهم میزنی.

648
00:46:49.041 --> 00:46:50.500
‫حالم رو بد می‌کنی.

649
00:46:51.500 --> 00:46:56.375
‫و تمام سلول‌های بدنم فریاد میزنن که
‫باید عین طاعون ازت فرار کنم.

650
00:46:57.250 --> 00:46:59.500
‫ولی کنارت زندانی شدم.

651
00:47:00.083 --> 00:47:02.500
‫و وقتی از کنارم رد میشی یا

652
00:47:02.583 --> 00:47:06.541
‫تو هوایِ تو نفس می‌کشم مجبورم جلوی
‫حالت تهوعم رو بگیرم.

653
00:47:07.541 --> 00:47:11.458
‫یا وقتی مجبورم ابروت رو نزدیک به صورتت
‫بخیه بزنم،

654
00:47:11.458 --> 00:47:12.458
‫نفست رو حس می‌کنم،

655
00:47:12.541 --> 00:47:13.541
‫به صورتت دست میزنم،

656
00:47:13.625 --> 00:47:14.958
‫و بوی عرقت به مشامم می‌رسه.

657
00:47:15.041 --> 00:47:18.000
‫مجبورم نفرت عمیقی که از تو دارم
‫رو سرکوب کنم.

658
00:47:18.583 --> 00:47:20.250
‫ولی اومدی اینجا

659
00:47:21.333 --> 00:47:24.125
‫و دوباره زندگیم رو نابود کردی.

