
1
00:00:02.752 --> 00:00:06.631
‫می‌دونی، هیچوقت نمی‌تونن بفهمن که
‫می‌دونم دارم چیکار می‌کنم یا نه.

2
00:00:06.673 --> 00:00:09.467
‫- خودت می‌فهمی؟
‫- نه والا.

3
00:00:09.509 --> 00:00:13.388
‫ما اینجا در کرین، پول و اشمیت
‫آوازه‌ای داریم.

4
00:00:13.388 --> 00:00:18.309
‫وکیل‌های اینجا به آوازه‌مون افتخار می‌کنن.

5
00:00:18.351 --> 00:00:21.062
‫این همه رو در کرین، پول و اشمیت
‫زیر سوال می‌بره...

6
00:00:21.104 --> 00:00:25.442
‫- بس کن!
‫- پس تو شرلی اشمیت هستی از کرین، پول و...

7
00:00:25.442 --> 00:00:27.819
‫- اشمیت.
‫- آلن شور. خوشوقتم.

8
00:00:27.861 --> 00:00:29.988
‫- دنی کرین.
‫- اوه!

9
00:00:30.029 --> 00:00:35.994
‫یه زمان من عشق پرشوری با اون زن داشتم.

10
00:00:36.035 --> 00:00:38.621
‫- اولا اینکه همه اینو می‌دونن.
‫- دوما اینکه بهتره بگی وحشتناک بود.

11
00:00:38.747 --> 00:00:40.415
‫- چطوری؟
‫- دوباره کشتی!

12
00:00:40.457 --> 00:00:42.542
‫دست‌هام رو به خونی آلوده کردی
‫که هرگز پاک نمیشن.

13
00:00:42.542 --> 00:00:44.627
‫کسی این کارو با دوستش نمی‌کنه.

14
00:00:44.669 --> 00:00:48.298
‫با من جنگی شروع نکن!
‫ممکنه برنده‌اش نشی!

15
00:00:48.339 --> 00:00:52.927
‫- ما کنار خوب تیم خوبی هستیم.
‫- آره، همینطوره.

16
00:00:52.969 --> 00:00:57.515
‫ و حالا، قسمت اولِ فصل دوم بوستون لیگال.

17
00:01:03.521 --> 00:01:08.526
‫«ارائه شده توسط سایت مووی شو»

18
00:01:11.529 --> 00:01:16.159
‫- دنی، تیپ‌مون خوبه، درسته؟
‫- عالی هستیم.

19
00:01:36.679 --> 00:01:39.349
‫- نگفت چه جور پرونده‌ایه؟
‫- اخراج غیر عادلانه.

20
00:01:39.349 --> 00:01:41.809
‫کارفرما سعی می‌کرده دینش رو
‫روی اونا به اجرا در بیاره.

21
00:01:41.851 --> 00:01:44.520
‫- شاکی هم استعفاء داده و شکایت کرده.
‫- و داره به دادگاه میره؟

22
00:01:44.562 --> 00:01:47.982
‫باید منو ببری ببینمش.
‫باید این کارو بکنی.

23
00:01:48.024 --> 00:01:50.652
‫- اصلا از کجا می‌دونستی که اون اینجاست؟
‫- حرف الکی نزن.

24
00:01:50.693 --> 00:01:54.197
‫یه وبسایت هست که رد اونو می‌زنه.

25
00:01:54.239 --> 00:01:57.283
‫اگه بتونم یه کوچولو ببینمش.

26
00:02:06.793 --> 00:02:09.629
‫- تو چرا اینجایی، برنارد؟
‫- خب، منو کاریت نباشه.

27
00:02:09.671 --> 00:02:12.924
‫بیوه سیاه اینجاست.
‫الان تو دفترته،

28
00:02:12.966 --> 00:02:15.176
‫به قد کوچیکم قسم.

29
00:02:15.218 --> 00:02:18.513
‫- زنی که شوهرش رو به قتل رسوند؟
‫- طوری میگی انگار خیلی عادیه.

30
00:02:18.554 --> 00:02:21.891
‫طوری که انجامش داده سرسام‌آوره.
‫از هم دوری می‌کردن.

31
00:02:21.933 --> 00:02:25.478
‫پیش برد هستش.
‫ظاهراً وکیل آخرش رو اخراج کرد.

32
00:02:25.478 --> 00:02:28.898
‫و بنا به هر دلیلی، تو رو می‌خواد.

33
00:02:28.898 --> 00:02:33.611
‫- دنی، تماس کنفرانسیِ با جک مایرز شروع شده...
‫- خودت انجامش بده.

34
00:02:33.653 --> 00:02:35.405
‫- بیوه سیاه اینجاست.
‫- من نمی‌تونم. خودم جلسه دارم.

35
00:02:35.405 --> 00:02:37.573
‫یعنی خودت باید انجامش بدی.

36
00:02:37.615 --> 00:02:40.243
‫و چون این مَرد سالی بیش از دو میلیون دلار
‫بهمون پول میده...

37
00:02:40.284 --> 00:02:41.911
‫همه‌چی پول که نیست، شرلی.

38
00:02:41.911 --> 00:02:43.579
‫بعضی وقت‌ها علایق هم اهمیت دارن.

39
00:02:43.621 --> 00:02:46.374
‫قبلا با تو اهمیت داشت،
‫یک دل نه صد دل عاشقم بودی.

40
00:02:46.374 --> 00:02:47.834
‫بعدش دیگه علاقه‌‌ات رو نسبت بهم از دست دادی.

41
00:02:47.834 --> 00:02:49.293
‫چه اتفاقی افتاد، شرلی؟
‫من باید بدونم.

42
00:02:49.335 --> 00:02:51.379
‫تلوزیون رنگی رو اختراع کردن.

43
00:02:51.379 --> 00:02:54.132
‫بیا تو دفترم.
‫دو دقیقه کارت دارم.

44
00:02:54.132 --> 00:02:56.509
‫یه ثانیه هم کاری باهات ندارم.

45
00:02:56.551 --> 00:02:59.637
‫- حالا، جک مایرز...
‫- الان نه.

46
00:02:59.679 --> 00:03:02.223
‫اول وقتم رو به بیوه سیاه میدم.

47
00:03:02.265 --> 00:03:05.393
‫نمیگم که نمی‌تونیم برنده بشیم، والتر.

48
00:03:05.393 --> 00:03:07.854
‫میگم که بعید میاد و بهتره توافق کنیم.

49
00:03:07.895 --> 00:03:11.566
‫اون شرکت منه، دنیس
‫و خسته شدم از بس به خاطر اعتقادم عذرخواهی کردم.

50
00:03:11.607 --> 00:03:15.987
‫نمی‌تونی انجیل رو کتابی مرجع
‫تو محل کار کنی.

51
00:03:16.029 --> 00:03:17.447
‫دنی کرین.

52
00:03:17.488 --> 00:03:19.615
‫به شرکت درستی اومدی.
‫می‌تونم اینو بهت بگم...

53
00:03:19.657 --> 00:03:22.118
‫خدای من.
‫از نزدیک زیباتر هم هستی.

54
00:03:22.160 --> 00:03:25.538
‫این مَرد کیه،
‫و چرا صورتش می‌خواد منفجر بشه؟

55
00:03:25.580 --> 00:03:27.665
‫کلی نولان، این دنی کرین هستش.

56
00:03:27.707 --> 00:03:29.542
‫موفقیت باعث شده سرش وَرَم کنه.

57
00:03:29.709 --> 00:03:33.212
‫تا حالا کسی بهت گفته که
‫چقدر زیبا هستی؟

58
00:03:33.254 --> 00:03:36.299
‫هرگز.
‫میشه ما رو ببخشی، لطفا؟

59
00:03:36.340 --> 00:03:38.634
‫قطعا تو این دادگاهی منو در کنارت می‌خوای.

60
00:03:38.676 --> 00:03:41.846
‫مطمئنم که خیلی لطف داری،
‫ولی پیرمردها رو دست من می‌میرن.

61
00:03:41.888 --> 00:03:46.517
‫من دنی کرین‌ام.
‫سرمایه بزرگتری گیرت نمیاد.

62
00:03:46.559 --> 00:03:50.229
‫- به نعفته منو کنارت داشته باشی.
‫- ببین، ما یه جورایی سرمون شلوغه.

63
00:03:50.271 --> 00:03:52.690
‫انگار عمداً داری ما رو به چالش می‌کشی
‫که ازت خوشمون نیاد.

64
00:03:52.732 --> 00:03:56.527
‫آقای شور، رسانه‌ها بهم لقب بیوه سیاه دادن.

65
00:03:56.569 --> 00:04:00.198
‫زن پول پرستی که شوهر 70 ساله‌اش رو مسموم کرده.

66
00:04:00.239 --> 00:04:03.493
‫اگه بتونن ثابت کنن کس دیگه‌ای تو زندگیم بوده
‫همه ازم متنفر میشن.

67
00:04:03.534 --> 00:04:05.161
‫به هیئت منصفه‌ای نیاز دارم که
‫به آن سوی نفرت نگاه کنن...

68
00:04:05.161 --> 00:04:06.829
‫و ببینن که من بی‌گناهم.

69
00:04:06.829 --> 00:04:10.374
‫به گمونم در وهله اول دنبال وکیلی هستم
‫که بتونه این کارو بکنه.

70
00:04:35.233 --> 00:04:37.193
‫به نظرم موافقیم
‫آخرین چیزی که نیاز داری...

71
00:04:37.235 --> 00:04:40.821
‫اینه که در دادگاه علنی
‫به عنوان یه آدم ظالم نشون داده بشی.

72
00:04:40.863 --> 00:04:42.990
‫همین الانشم اینطوری آبروم رو بردن، شلی.

73
00:04:43.032 --> 00:04:45.993
‫فقط دادگاه می‌تونه آبروم رو برگردونه.

74
00:04:45.993 --> 00:04:48.204
‫آدام، با اینکه ممکنه این دادگاهی
‫رو برنده بشیم،

75
00:04:48.246 --> 00:04:50.915
‫چاره‌ای برای اثبات بی‌گناهیت نداریم.

76
00:04:50.957 --> 00:04:53.584
‫اگه به توافق برسم، مردم تصور می‌کنن
‫که من گناهکارم.

77
00:04:53.626 --> 00:04:55.878
‫مهم‌تر از همه، همکارهام اینطوری فکر می‌کنن.

78
00:04:55.920 --> 00:04:58.464
‫محض رضای خدا،
‫من یه جراح مورد احترامم.

79
00:04:58.506 --> 00:05:00.591
‫همینطوری نمی‌افتم دنبال کسی.

80
00:05:00.633 --> 00:05:06.264
‫ببینین، دادستانِ بخش هم حتی
‫نخواست اتهامی وارد کنه.

81
00:05:06.264 --> 00:05:08.474
‫این بهتون می‌فهمونه که
‫کل این جریان چقدر مسخره‌ست.

82
00:05:08.516 --> 00:05:11.060
‫در پرونده های جنایی بار اثبات بالاتری وجود داره.
‫این مدنی هستش.

83
00:05:11.060 --> 00:05:13.854
‫فقط باید مدرک برتری ارائه کنه.

84
00:05:13.896 --> 00:05:16.315
‫- اگه در شهادتش متقاعد کننده باشه...
‫- چطور می‌تونه باشه؟

85
00:05:16.315 --> 00:05:20.069
‫- اون لاله.
‫- ببخشید؟

86
00:05:20.111 --> 00:05:22.738
‫شاکی نمی‌تونه حرف بزنه.
‫لاله.

87
00:05:22.780 --> 00:05:25.074
‫- تو پرونده هست.
‫- بنابراین حرف من،

88
00:05:25.116 --> 00:05:28.577
‫حرف راست من،
‫علیه استشهادیه دروغین اونه.

89
00:05:28.619 --> 00:05:31.998
‫وکیل‌های شاکی امروز عصر میان.

90
00:05:32.039 --> 00:05:35.376
‫- اگه بتونم راضی‌شون کنم...
‫- اون باید کنار بشه. یه قرون هم بهش نمیدم.

91
00:05:37.420 --> 00:05:40.256
‫- اون درمورد عشقت می‌دونست؟
‫- بله.

92
00:05:40.298 --> 00:05:42.008
‫تنها قانونش این بود که محتاط باشم.

93
00:05:42.049 --> 00:05:44.176
‫که نبودی.

94
00:05:45.678 --> 00:05:48.639
‫و اونی که عاشقش هستی، جاستین...

95
00:05:48.681 --> 00:05:51.267
‫- دیگه عشقی درکار نیست.
‫- هوم.

96
00:05:51.309 --> 00:05:54.145
‫- این راضیت می‌کنه؟
‫- بله.

97
00:05:57.023 --> 00:05:59.942
‫چطوره تو با یارو حرف بزنی؟
‫من یه سر به خانه‌دار می‌زنم.

98
00:05:59.984 --> 00:06:03.612
‫- و دنی...
‫- من از کلی مراقبت می‌کنم.

99
00:06:03.654 --> 00:06:06.282
‫می‌بینم که ذوق زده شدی.

100
00:06:06.323 --> 00:06:10.911
‫بهتره در نظر بگیری آخرین نفری که
‫باهاش ازدواج کرده بود مُرد.

101
00:06:11.996 --> 00:06:14.206
‫ریسکش رو می‌پذیرم.

102
00:06:21.797 --> 00:06:24.008
‫شما دو نفر سر میز می‌شینین،
‫ظاهر یه تیم دفاعی قوی رو جلوه می‌کنین،

103
00:06:24.050 --> 00:06:28.429
‫اینطوری نشون می‌دین که والتر ادموندز
‫تمام منابع این شرکت رو در اختیار داره.

104
00:06:28.471 --> 00:06:30.473
‫گرت، پاسخ‌های بازجویی شاکی.

105
00:06:30.514 --> 00:06:33.100
‫مرورشون کن و قبل از استشهادیه
‫یادشون بگیر.

106
00:06:33.184 --> 00:06:35.686
‫اوه، تا عصر یافته‌‌هات رو می‌خوام.
‫- آقای لوییستون منو رو پرونده شپرد گذاشته.

107
00:06:35.686 --> 00:06:38.522
‫درسته. حالا دیگه روی اون کار نمی‌کنی.
‫برو.

108
00:06:38.522 --> 00:06:40.608
‫من با آقای لوییستون حرف می‌زنم.

109
00:06:40.608 --> 00:06:43.444
‫دنیس؟

110
00:06:43.444 --> 00:06:47.198
‫تیم. یه لحظه وقت داری؟

111
00:06:47.239 --> 00:06:49.450
‫راستش، نه.
‫مهمه؟

112
00:06:49.492 --> 00:06:52.536
‫- خب...
‫- چیه؟

113
00:06:52.578 --> 00:06:55.206
‫نمی‌خواستم مأمور ابلاغ بیاد بهت تحویلش...

114
00:06:57.458 --> 00:06:59.502
‫با خودم گفتم حداقل خودم باید...

115
00:06:59.543 --> 00:07:01.712
‫درخواست طلاق کردی؟

116
00:07:01.754 --> 00:07:04.757
‫خب، هر دومون انتظار اینو داشتیم.

117
00:07:04.799 --> 00:07:08.427
‫من فقط...
‫از روی رعایت احترام خودم اومدم...

118
00:07:08.469 --> 00:07:12.014
‫- می‌خواستی واکنش منو ببینی؟
‫- به خاطر این نبود. دنیس...

119
00:07:12.056 --> 00:07:15.267
‫طوری نیست.
‫به خاطر رعایت احترامت ممنون.

120
00:07:15.267 --> 00:07:17.520
‫ببین. ببین، جفت‌مون...

121
00:07:17.561 --> 00:07:20.773
‫واقعا سرم شلوغه، تیم.
‫بعداً درموردش حرف می‌زنیم، باشه؟

122
00:07:20.773 --> 00:07:24.485
‫حتما. باشه.

123
00:07:35.287 --> 00:07:37.790
‫انتظار دارم که تا ساعت 1 ظهر
‫همه سوالات بازجویی رو حفظ کنی.

124
00:07:55.641 --> 00:08:00.271
‫می‌تونیم استدلال کنیم که شکایت اون
‫باعث میشه ادعای بی‌آبرو کردن علیه‌اش شکل بگیره.

125
00:08:00.312 --> 00:08:02.398
‫شک دارم به جایی برسه.

126
00:08:02.439 --> 00:08:05.401
‫ببخشید دیر کردم، دوستان.

127
00:08:05.442 --> 00:08:09.280
‫پروژه بیگ دیگِ بوستون
‫خیلی چیز فوق العاده‌ایه.

128
00:08:09.321 --> 00:08:10.739
‫مالکوم هولمز، تارا...

129
00:08:13.033 --> 00:08:15.828
‫چیه؟

130
00:08:15.869 --> 00:08:18.956
‫من و تارا از قبل باهم آشناییم.

131
00:08:18.956 --> 00:08:22.459
‫- آشنا؟
‫- خب، ما تو انگلیس اینطوری می‌گیم.

132
00:08:22.501 --> 00:08:24.670
‫تو آمریکا احتمالا می‌گین...

133
00:08:24.712 --> 00:08:28.090
‫اون به خاطر منه که به دانشکده حقوق رفت.

134
00:08:28.090 --> 00:08:31.677
‫- اون کسیه که گذاشت رفت.
‫- تو بوستون چیکار می‌کنی؟

135
00:08:31.719 --> 00:08:35.514
‫بالاخره فهمیدم.
‫گذاشتی موهات بلند بشن.

136
00:08:35.514 --> 00:08:37.641
‫بدم میاد مهمونی چای خوری‌تون
‫رو بهم بزنم، ولی...

137
00:08:37.641 --> 00:08:39.310
‫مراقب باش. هنوزم سر این کمی دل نازکیم.

138
00:08:39.310 --> 00:08:40.978
‫چای حیف میشه.

139
00:08:41.020 --> 00:08:46.400
‫چطوره که من همش پیرتر میشم
‫و تو انگار خارق العاده‌تر میشی؟

140
00:08:46.442 --> 00:08:49.153
‫چطوره اول درمورد به توافق رسیدن
‫پرونده حرف بزنیم؟

141
00:08:49.194 --> 00:08:51.697
‫من علاقه‌ای به توافق رسیدن ندارم.

142
00:08:51.739 --> 00:08:55.409
‫کاملا قصد داریم تا آخرش بریم.

143
00:08:55.409 --> 00:08:59.038
‫- خب، اینطوری خطر می‌کنی.
‫- جدی؟

144
00:08:59.038 --> 00:09:02.458
‫وقتی ثابت کردم که ادعای موکلت بی‌پایه و اساسه،
‫موکل ما بهمون گفته که...

145
00:09:02.499 --> 00:09:04.418
‫علیه خانوم بردلی مدعی بی‌آبرویی بشیم.

146
00:09:04.460 --> 00:09:06.670
‫یهو ممکنه اون مقصر بشه.

147
00:09:06.712 --> 00:09:08.756
‫- مطمئنم که همچین چیزی رو نمی‌خواین.
‫- خیلی تاثیرگذاره.

148
00:09:08.756 --> 00:09:11.133
‫بهتره این توصیه رو هم بهش بکنی.

149
00:09:11.175 --> 00:09:12.885
‫یه وکیل رقیب داری که تمام تلاشش رو می‌کنه...

150
00:09:12.885 --> 00:09:14.595
‫تا یه آشنای سابقش رو تحت تاثیر قرار بده.

151
00:09:14.636 --> 00:09:18.349
‫با توجه به اینکه به چیزهای اتفاقی اعتقاد ندارم،

152
00:09:18.390 --> 00:09:19.892
‫از این فرصت استفاده می‌کنم
‫تا چیزی رو بگم...

153
00:09:19.892 --> 00:09:21.393
‫که مدتیه باید گفته بشه.

154
00:09:22.895 --> 00:09:25.439
‫ما...

155
00:09:25.481 --> 00:09:28.400
‫قصد به توافق رسیدن نداریم.

156
00:09:30.903 --> 00:09:33.072
‫این از دادخواست.
‫هر دوتون رو تو دادگاه می‌بینم.

157
00:09:38.911 --> 00:09:41.246
‫به شدت حمایت از مسیحیت بود.

158
00:09:41.246 --> 00:09:43.624
‫انجیل‌خوانی، اشعار مسیحی بود.

159
00:09:43.624 --> 00:09:47.836
‫به عنوان یه یهودی، روز به روز
‫برام سرکوبگرانه‌تر بود.

160
00:09:47.836 --> 00:09:50.631
‫- پس استعفاء دادی؟
‫- بیشتر مجبور به رفتن شدم.

161
00:09:50.672 --> 00:09:52.800
‫دفتر لحن مسیحیت زیادی به خودش گرفت.

162
00:09:52.841 --> 00:09:55.761
‫- پس استعفاء دادی؟
‫- به عنوان مسیحی حس طرد شدگی کردم.

163
00:09:55.803 --> 00:09:59.598
‫غریبه شده بودم.
‫مجبورم کردن برم.

164
00:09:59.640 --> 00:10:02.768
‫من دوستان یهودی زیادی دارم که
‫دلشون واسه رفتن به کنیسه صبحگاهی تنگ شده بود،

165
00:10:02.810 --> 00:10:06.313
‫به همین خاطر موقع وقت ناهار خوردن‌شون
‫تو دفتر مراسم مینیان می‌گرفتن.

166
00:10:06.355 --> 00:10:09.316
‫- یعنی میگی اینم اشتباهه؟
‫- فرق می‌کنه.

167
00:10:09.358 --> 00:10:12.111
‫- فرقش رو بهم بگو، آقای آبرامز.
‫- یهودی‌ها یه اقلیت هستن.

168
00:10:12.152 --> 00:10:15.364
‫و اقلیت‌ها از حقوق مدنی‌ای لذت می‌برن
‫که اکثریت نمی‌برن؟

169
00:10:15.405 --> 00:10:17.741
‫وقتی مسئله حقوق اقلیت
‫تو این کشور باشه،

170
00:10:17.783 --> 00:10:19.868
‫داریم به شّریت سرکوب می‌پردازیم.

171
00:10:19.910 --> 00:10:24.373
‫وقتی به یه اجتماع مسیحی بگی که اشکال نداره
‫دینت رو...

172
00:10:24.414 --> 00:10:27.125
‫آشکاراً و با فضاحت
‫در محل کار گرامی بداری،

173
00:10:27.167 --> 00:10:29.545
‫ریسک اینو می‌کنی که اون سرکوب
‫رو ترویج بدی.

174
00:10:29.586 --> 00:10:32.130
‫- منم اون سرکوب حس کردم.
‫- پس ازدواجت رو ول کردی؟

175
00:10:34.299 --> 00:10:36.260
‫شغلت رو میگم.

176
00:10:45.477 --> 00:10:49.231
‫من 37 سال در این خونه زندگی کردم.

177
00:10:49.273 --> 00:10:52.025
‫من نزدیک‌ترین چیزی بودم که اون مَرد
‫به خانواده داشت،

178
00:10:52.067 --> 00:10:54.862
‫که شامل اونم میشه.

179
00:10:54.903 --> 00:10:57.447
‫منظورت از اون، کلی نولانه؟

180
00:10:57.489 --> 00:11:00.868
‫طوری که باهاش رفتار می‌کرد،
‫عشقش رو میاورد تو خونه...

181
00:11:00.909 --> 00:11:04.580
‫میشه بپرسم، چطوره که...

182
00:11:04.621 --> 00:11:08.041
‫تو هنوز اینجا زندگی می‌کنی
‫و کلی نولان اینجا نیست؟

183
00:11:08.083 --> 00:11:10.919
‫منظورم اینه که، خونه اونه، مگه نه؟

184
00:11:10.961 --> 00:11:14.381
‫میگه که زندگی کردن در اینجا
‫خیلی براش دردناکه.

185
00:11:14.423 --> 00:11:18.427
‫یاد مُردن شوهرش در آغوشش.

186
00:11:18.468 --> 00:11:21.430
‫به گمونم نیترو ریختن تو نوشیدنیش
‫اونقدر عذاب‌آور نیست.

187
00:11:23.098 --> 00:11:25.058
‫چی باعث شده فکر کنی که
‫اون این کارو کرده؟

188
00:11:25.100 --> 00:11:27.728
‫می‌دونم اون میلی به خودکشی نداشت.

189
00:11:27.769 --> 00:11:29.980
‫می‌دونم که زنه دنبال ارثش بود.
‫می‌دونم که باهم بحث کردن...

190
00:11:29.980 --> 00:11:32.190
‫و شوهرش تهدید کرد که از ارث محرومش می‌کنه.

191
00:11:32.232 --> 00:11:33.900
‫اون قطعا می‌دونست که اگه قرار باشه
‫ابراز علاقه کنن...

192
00:11:33.900 --> 00:11:35.527
‫شوهرش قرص تقویتی استفاده می‌کنه.

193
00:11:35.569 --> 00:11:38.030
‫که تقریبا هرگز ابراز علاقه‌ای صورت نمی‌گرفت.

194
00:11:38.030 --> 00:11:40.282
‫بی‌نقص بود.
‫یکم نیترو بهش داد.

195
00:11:40.324 --> 00:11:42.367
‫چه ترکیب مرگباری.

196
00:11:42.409 --> 00:11:46.455
‫به نظر خوب بلدی حرفی رو برسونی.

197
00:11:46.496 --> 00:11:48.582
‫چون هفت سال تو یه خونه باهاش ازدواج کردم،

198
00:11:48.624 --> 00:11:51.627
‫می‌دونم که اون یه آدم...
‫سنگدلِ بی‌احساسه.

199
00:11:53.337 --> 00:11:55.922
‫این کارها ازش برمیاد.

200
00:12:04.806 --> 00:12:07.434
‫دروغ میگه. هیچوقت تهدید نکرد که
‫منو از ارث محروم می‌کنه.

201
00:12:07.434 --> 00:12:09.102
‫چرا باید همچین حرفی بزنه؟

202
00:12:09.102 --> 00:12:10.520
‫نمی‌دونم.
‫اون هیچوقت تهدید نکرد که منو...

203
00:12:10.520 --> 00:12:11.938
‫از تو وصیتنامه‌اش حذف می‌کنه.

204
00:12:11.980 --> 00:12:14.858
‫خب، اگه حتی بگه که دو روز قبل از مرگ شوهرت
‫اینو شنیده...

205
00:12:14.900 --> 00:12:18.737
‫بذار بهت بگم،
‫اون خونه‌دار طرز صحبت خیلی دراماتیکی‌ای داره.

206
00:12:18.779 --> 00:12:21.865
‫- نباید اجازه بدیم اون زن بره بالای جایگاه شهادت.
‫- چطور جلوش رو بگیریم؟

207
00:12:21.907 --> 00:12:23.533
‫قبل از دادگاهی درخواست می‌کنیم.
‫جزء شواهد شنیده شده‌ست.

208
00:12:23.533 --> 00:12:25.160
‫وکیل قبلیم این کار رو امتحان کرد.

209
00:12:25.160 --> 00:12:29.206
‫خب، دوباره امتحان می‎کنیم.
‫فرانسیس استدلر نباید بره بالای جایگاه شهادت.

210
00:12:39.341 --> 00:12:42.552
‫اینجان!

211
00:12:42.594 --> 00:12:46.139
‫دنی کرین. اون دوستم داره.
‫دوستم نداره.

212
00:12:46.181 --> 00:12:48.892
‫دنی کرین.

213
00:12:48.934 --> 00:12:52.396
‫یه دادخواست لحظه اخریه
‫تا وقت دادگاه رو تلف کنه.

214
00:12:52.437 --> 00:12:55.399
‫یه هفته قبل از دادگاه،
‫علاقه‌ای ندارم وقت کسی رو تلف کنم.

215
00:12:55.440 --> 00:12:59.653
‫آقای شور، طبق دستور این دادگاه
‫تمامی دادخواست‌ها باید ده روز پیش ثبت می‌شد.

216
00:12:59.694 --> 00:13:03.073
‫باید اعتراف کنم که من تازه
‫به ایالت ماساچوست اومدم،

217
00:13:03.115 --> 00:13:05.242
‫ولی دوست دارم طبق برنامه کاری خودم عمل کنم.

218
00:13:05.283 --> 00:13:10.497
‫البته. وقتی برنامه روزانه درکاره
‫چرا باید خودت رو درگیر عدالت کنی؟

219
00:13:10.539 --> 00:13:14.042
‫متوجه‌ام که وکیل‌های ماساچوست
‫حرف‌های طعنه آمیز دوست دارن.

220
00:13:14.084 --> 00:13:17.295
‫باید بدونی که من بیشتر دوران قاضی بودنم
‫رو در لس آنجلس گذروندم.

221
00:13:17.337 --> 00:13:18.505
‫و اگه یه وکیل تو لس آنجلس به قاضی
‫حاضر جوابی کنه...

222
00:13:18.505 --> 00:13:20.799
‫بهش شلیک میشه، احتمالا تو آزادراه.

223
00:13:20.799 --> 00:13:23.051
‫میشه برگردیم سر مسئله عدالت؟

224
00:13:23.093 --> 00:13:27.347
‫عدالت با جلوگیری از شهادت یه شاهد استثنا
‫اجرا نمیشه.

225
00:13:27.347 --> 00:13:29.558
‫مدرک سماعی هستش.

226
00:13:29.599 --> 00:13:32.144
‫تنها چیزی که خونه‌دار می‌تونه بگه
‫چیزیه که مرحوم بهش گفته.

227
00:13:32.185 --> 00:13:34.312
‫که مرحوم درموردش به خانم استادلر گفت،

228
00:13:34.354 --> 00:13:36.022
‫این اظهارات در پرونده هیجان‌انگیز بودن...

229
00:13:36.022 --> 00:13:37.691
‫که در قانون مدارک سماعی استثناء به حساب میان.

230
00:13:37.732 --> 00:13:41.027
‫- چطور می‌تونی اینو ثابت کنی؟
‫- اون تو جایگاه شهادت ثابت می‌کنه.

231
00:13:41.069 --> 00:13:43.780
‫- که یک‌طرفه شهادت میده.
‫- دادگاه اجازه شهادتش رو میده.

232
00:13:43.822 --> 00:13:46.491
‫عالیجناب، این یه پرونده قتله.

233
00:13:46.533 --> 00:13:49.411
‫ما زمانی نظریه‌ای در این کشور داشتیم
‫که قوانین مدارک...

234
00:13:49.452 --> 00:13:52.789
‫به شدت به نفع متهم ساخته و تفسیر بشه.

235
00:13:52.789 --> 00:13:56.334
‫دلیلی هم داره.
‫تا اینطوری فرد بی‌گناه مجازات نشه.

236
00:13:56.334 --> 00:14:00.005
‫- اونجا هم یه زن بی‌گناه نشسته.
‫- من تصمیمم رو گرفتم، جناب وکیل.

237
00:14:00.046 --> 00:14:02.674
‫خانم استدلر می‌تونه شهادت بده.
‫دادگاه به تعویق افتاد. همین و بس.

238
00:14:10.807 --> 00:14:13.476
‫ببخشید.
‫دلداریت بدم؟

239
00:14:15.478 --> 00:14:19.608
‫- یه ویولنسل؟
‫- عالیجناب، موکل بنده حق داره در دادگاه حرفش رو بزنه.

240
00:14:19.649 --> 00:14:23.612
‫- و ما چطور باید بفهمیم که چی میگه؟
‫- اظهارنامه‌هاش رو داریم.

241
00:14:23.653 --> 00:14:26.489
‫بعلاوه اینکه بنده می‌تونم
‫زبان ویولنسل رو بفهمم.

242
00:14:26.531 --> 00:14:28.742
‫آقای هولمز، این یه مسئله جدیه.

243
00:14:28.783 --> 00:14:31.745
‫بهتون اطمینان میدم که جرم تعرض
‫به هیچ وجه برام بامزه نیست.

244
00:14:31.745 --> 00:14:33.705
‫اونوقت فکر نمی‌کنی که
‫دادگاهی رو بی‌اهمیت جلوه می‌کنه...

245
00:14:33.747 --> 00:14:35.957
‫که اونو بفرستی بالا
‫ساز موسیقی بزنه؟

246
00:14:35.999 --> 00:14:38.960
‫موکل من لال هستش.
‫این نباید جلوش رو بگیره...

247
00:14:39.002 --> 00:14:42.714
‫که نتونه بره بالای جایگاه شهادت
‫و تا جایی که می‌تونه حرفش رو بزنه.

248
00:14:42.756 --> 00:14:45.216
‫خانوم اشمیت، من ضرری در این کار نمی‌بینم.

249
00:14:45.216 --> 00:14:50.972
‫- جدی که نمیگی؟
‫- فردا صبح ساعت ده شروع می‌کنیم.

250
00:14:51.014 --> 00:14:53.141
‫جلسه به تعویق افتاد.

251
00:14:55.101 --> 00:14:59.481
‫اوه، چند امور اداری کوچیک.

252
00:14:59.522 --> 00:15:01.358
‫تو هم درش دست داری؟
‫سر شام بهم بگو.

253
00:15:01.358 --> 00:15:03.193
‫نگران نباش.

254
00:15:03.234 --> 00:15:06.738
‫تو رو لو نمیده، آقای فضول.

255
00:15:11.242 --> 00:15:14.079
‫کم کم متوجه شدم که خیلی از کارمندهامون...

256
00:15:14.079 --> 00:15:16.998
‫درگیر رفتار غیراخلاقی بودن،

257
00:15:17.040 --> 00:15:20.377
‫حالا می‌خواست عدم افشاء باشه
‫یا تضاد منافع.

258
00:15:20.418 --> 00:15:23.880
‫خوشم نیومد.
‫بعلاوه این،

259
00:15:23.922 --> 00:15:27.467
‫به نظر مدارکی از زوال اخلاقی وجود داشت.

260
00:15:27.509 --> 00:15:29.386
‫- زوال اخلاقی؟
‫- بله.

261
00:15:29.427 --> 00:15:32.305
‫در سازمان کارهای نا به جا صورت می‌گرفت.

262
00:15:32.347 --> 00:15:37.769
‫میشه گفت کسی برای چیزی ارزش قائل نبود.

263
00:15:37.811 --> 00:15:40.188
‫و در نهایت به این نتیجه رسیدیم که...

264
00:15:40.230 --> 00:15:44.025
‫آدما معنویت‌شون رو با خودشون
‫به سر کار نمیارن.

265
00:15:44.067 --> 00:15:47.821
‫بنابراین در یه شرکت کارگزاری مالی
‫جلسات دعا تدارک دیدی؟

266
00:15:47.862 --> 00:15:51.991
‫ربطی نداشت که مذهب خاصی رو رواج بدیم.

267
00:15:52.033 --> 00:15:54.285
‫- این مسئله رو با تیم مشاوره‌تون در میون گذاشتید؟
‫- بله.

268
00:15:54.285 --> 00:15:57.455
‫- اونا چی گفتن؟
‫- خب، گفتن ریسک‌هایی هست.

269
00:15:57.455 --> 00:16:00.458
‫- ولی من اونقدر حسی داشتم که...
‫- اعتراض دارم. این محرمانه‌ست. جواب نده.

270
00:16:00.500 --> 00:16:01.709
‫معتقدم که اون داشت جواب سوال رو می‌داد،

271
00:16:01.709 --> 00:16:02.961
‫بنابراین از محرمانه بودن چشم‌پوشی می‌کنه.

272
00:16:02.961 --> 00:16:05.422
‫شاهد جواب سوال رو نمیده.

273
00:16:11.511 --> 00:16:15.807
‫نقشت این بود که سر میز بشینی.
‫نه اینکه حرف بزنی،

274
00:16:15.849 --> 00:16:20.061
‫نه اینکه اعتراض کنی،
‫و همینطورم اینکه دستورالعملی به موکل بدی.

275
00:16:20.103 --> 00:16:22.564
‫فقط فکر کردم که می‌خواد
‫اطلاعات محرمانه رو افشاء کنه.

276
00:16:22.605 --> 00:16:25.817
‫من تصمیم می‌گیرم اعتراض کنم یا نه.
‫می‌فهمی؟

277
00:16:25.859 --> 00:16:29.821
‫- تو گوش نمی‌دادی.
‫- چی گفتی؟

278
00:16:29.863 --> 00:16:33.449
‫من صورتت رو دیدم.
‫اصلا توجه نمی‌کردی.

279
00:16:33.491 --> 00:16:35.743
‫- واسه همینم من دخالت کردم.
‫- تو اینطور کار حقوق می‎کنی؟

280
00:16:35.743 --> 00:16:38.079
‫صورت آدما رو می‌خونی؟

281
00:16:38.079 --> 00:16:40.415
‫گرت، اشتباهه که سعی کنی صورت منو بخونی.

282
00:16:43.501 --> 00:16:46.588
‫دیگه تکرار نمیشه.

283
00:16:48.673 --> 00:16:50.842
‫گرت.

284
00:16:57.015 --> 00:16:59.100
‫معذرت می‌خوام.

285
00:17:01.352 --> 00:17:03.646
‫حق داشتی که اعتراض کنی.

286
00:17:03.688 --> 00:17:06.274
‫من اصلا حواسم نبود.

287
00:17:06.274 --> 00:17:09.152
‫و حق ندارم سر تو سر و صدا کنم.

288
00:17:09.152 --> 00:17:11.946
‫اشکال نداره.

289
00:17:11.988 --> 00:17:16.743
‫خب من حرفات رو با شوهرت شنیدم.

290
00:17:16.784 --> 00:17:21.831
‫من و شوهرم خیلی وقته که
‫دیگه زندگی‌مون تموم شده.

291
00:17:21.873 --> 00:17:24.709
‫ولی با درخواست طلاق...

292
00:17:26.878 --> 00:17:30.006
‫فقط خوشم نمیاد تو چیزی ناموفق باشم.

293
00:17:32.926 --> 00:17:36.804
‫دوباره میگم، نباید سر تو خالیش کنم.
‫عذر می‌خوام.

294
00:17:40.475 --> 00:17:44.812
‫- خب بعدش چیه؟
‫- ببخشید؟

295
00:17:44.812 --> 00:17:49.359
‫تو پرونده.
‫بعدش چیه؟

296
00:17:49.400 --> 00:17:54.405
‫یه کنفرانس حل اختلاف داریم
‫که من باید...

297
00:17:54.447 --> 00:17:57.617
‫قانع کننده نشون بدم که چرا
‫باید رقم کوچیکی رو قبول کنن.

298
00:17:57.659 --> 00:18:00.954
‫ولی نمی‌دونم چطور بهشون نشون بدم.

299
00:18:00.954 --> 00:18:03.456
‫روحمم خبر نداره.

300
00:18:05.792 --> 00:18:10.421
‫به نظر...
‫ببخشید.

301
00:18:10.463 --> 00:18:14.258
‫می‌دونم که مَردها، یه زن آسیب پذیر
‫رو به چشم فرصت می‌بینن.

302
00:18:14.300 --> 00:18:16.427
‫- گمون کنم پسرهای جوون هم همینطورن.
‫- قول میدم که همچین قصدی نداشتم.

303
00:18:16.427 --> 00:18:18.429
‫فقط قصد دلداری دادن داشتم.

304
00:18:18.429 --> 00:18:22.266
‫ممنون. من خوبم.

305
00:18:22.308 --> 00:18:24.310
‫باشه.

306
00:18:26.104 --> 00:18:28.815
‫پس خداحافظ.

307
00:18:35.780 --> 00:18:38.783
‫- من شوهرم رو نکشتم.
‫- یکی اونو کشته، کلی.

308
00:18:38.825 --> 00:18:41.452
‫خیلی سخته که اوردوز اتفاقی
‫رو قانع کننده جلوه کنیم.

309
00:18:41.494 --> 00:18:44.706
‫کپسول توی لیوان نوشیدنی خالی شده.

310
00:18:44.747 --> 00:18:45.915
‫کی اینطوری نیترو مصرف می‌کنه؟

311
00:18:45.915 --> 00:18:47.041
‫یکی اونو کشته.

312
00:18:48.668 --> 00:18:51.879
‫چرا کسی رو مقصر نمی‌دونی؟

313
00:18:51.921 --> 00:18:55.800
‫- یا حداقل سوالی نمی‌پرسی؟
‫- فکر می‌کنم اون خودکشی کرده.

314
00:18:55.842 --> 00:18:57.844
‫با القاء کردن یه سکته قلبی؟

315
00:18:57.844 --> 00:19:00.555
‫باید راه مُردن بهتری باشه.

316
00:19:00.596 --> 00:19:02.724
‫فکر کنم می‌خواست برام پاپوش درست کنه.

317
00:19:02.765 --> 00:19:04.517
‫درمورد عاشق شدنم بحث کردیم.

318
00:19:04.517 --> 00:19:06.227
‫قول داد که تلافی کنه.

319
00:19:06.269 --> 00:19:08.062
‫فکر کنم همین کارو کرد.

320
00:19:11.315 --> 00:19:13.985
‫اگه بتونم یه ذره...

321
00:19:13.985 --> 00:19:15.903
‫کاترین، درخواست به تعویق انداختن دادگاه...

322
00:19:15.903 --> 00:19:17.822
‫پرونده نولان رو بنویس
‫و فوراً ثبتش کن.

323
00:19:17.864 --> 00:19:20.158
‫می‌دونستم!
‫وقت بیشتری نیاز داری.

324
00:19:20.199 --> 00:19:23.619
‫تو دردسر افتادی!
‫کار اون بوده، مگه نه؟

325
00:19:28.166 --> 00:19:33.296
‫به نظر خیلی به خاطر این مسائل خوشحاله،
‫اینطور نیست، کاترین؟

326
00:19:33.337 --> 00:19:35.465
‫همه‌مون کِیف می‌کنیم.

327
00:19:35.465 --> 00:19:37.592
‫زمین خوردن آدمای خوشگل لذت داره.

328
00:19:39.385 --> 00:19:41.471
‫اون رفیق کوچولوت مریضه.

329
00:19:41.512 --> 00:19:44.849
‫وقتی بهت میگن که کشتنش تموم نشده
‫حرفم رو باور کن.

330
00:20:04.118 --> 00:20:07.038
‫- من ازش خوشم میاد؟
‫- احتمالا نه.

331
00:20:07.079 --> 00:20:09.582
‫حس شوخ طبعیش رو تحسین می‌کنی.

332
00:20:09.624 --> 00:20:13.002
‫- به نظرت باهم ازدواج می‌کنین؟
‫- احتمالا نه.

333
00:20:13.044 --> 00:20:15.338
‫به نظرت ما باهم ازدواج می‌کنیم؟

334
00:20:15.379 --> 00:20:17.548
‫احتمالا نه.

335
00:20:21.969 --> 00:20:23.679
‫به گمونم به همین خاطره که نباید نوشیدنی بخورم.

336
00:20:23.679 --> 00:20:25.389
‫نوشیدنی دوبل بیا، لطفا.

337
00:20:25.431 --> 00:20:27.225
‫چشم، جناب.

338
00:20:29.060 --> 00:20:33.856
‫- می‌دونی، موکلت گناهکاره.
‫- به گفته تو.

339
00:20:33.898 --> 00:20:36.067
‫نوازنده‌های ویولنسل دروغ نمیگن.

340
00:20:44.575 --> 00:20:46.577
‫قطعا.

341
00:20:54.877 --> 00:20:57.380
‫چطور جرئت می‌کنین بیاین اینجا
‫و درخواست به تعویق انداختن دادگاه کنین!

342
00:20:57.421 --> 00:21:00.091
‫عالیجناب، باید تحقیقاتی رو انجام بدیم...

343
00:21:00.132 --> 00:21:02.802
‫به اشتباه فرض کردیم که پلیس
‫تحقیقات انجام داده.

344
00:21:02.843 --> 00:21:06.806
‫آقای شور، این زن سعی داره
‫این دادگاهی رو فریب بده.

345
00:21:06.847 --> 00:21:09.350
‫- من فریب نمی‌خورم.
‫- جنون گاوی گرفته.

346
00:21:09.392 --> 00:21:12.728
‫ساکت!

347
00:21:12.770 --> 00:21:14.647
‫احتمالا به خاطر اینکه وکیل قبلیش...

348
00:21:14.647 --> 00:21:16.565
‫بهش گفته که کار اون بوده،
‫اخراجش کرده.

349
00:21:16.565 --> 00:21:18.067
‫و از اونجایی که نمی‌تونه آگاهانه شاهدی رو...

350
00:21:18.067 --> 00:21:19.527
‫برای ارتکاب شهادت کذب
‫روی صندلی بشونه،

351
00:21:19.568 --> 00:21:21.237
‫که نقشه زنه همینه، مجبور شد
‫وکیل جدید بگیره...

352
00:21:21.237 --> 00:21:22.947
‫و بهشون چیزی نگه.

353
00:21:22.989 --> 00:21:25.408
‫و حالا، تو رو داریم...
‫و تو.

354
00:21:25.449 --> 00:21:28.327
‫اگه این زن می‌خواد منو فریب بده...

355
00:21:28.369 --> 00:21:29.245
‫- دنی.
‫- ساکت!

356
00:21:29.286 --> 00:21:32.248
‫- چشم‌هاش.
‫- ساکت شو!

357
00:21:32.289 --> 00:21:35.334
‫این دادگاهی هفته آینده شروع میشه.

358
00:21:35.376 --> 00:21:38.421
‫جناب قاضی،
‫بر خلافِ تصمیم مصمم شما،

359
00:21:38.462 --> 00:21:42.049
‫هیچ مدافع یه پرونده قتل
‫با وکیلی که کمتر از یه هفته...

360
00:21:42.091 --> 00:21:44.677
‫واسه آماده شده وقت داشته
‫نمی‌تونه دادگاهیِ منصفانه‌ای داشته باشه.

361
00:21:44.719 --> 00:21:46.470
‫داری وقتم رو می‌گیری، جناب وکیل.

362
00:21:46.512 --> 00:21:49.306
‫و با تلف کردن وقت خودتون هم
‫داری به خانوم نولان ضرر می‌رسونی.

363
00:21:49.348 --> 00:21:52.852
‫درخواست تعویق دادگاهتون رد شد.

364
00:21:54.937 --> 00:21:58.691
‫فکر می‌کنی تو نخت رفته؟
‫- نگفتم تو نخم رفته. گفتم علاقه‌مند شده.

365
00:21:58.733 --> 00:22:01.861
‫- توهم زدی.
‫- اولا اینکه بهم گفت...

366
00:22:01.902 --> 00:22:04.113
‫خیلی وقته شوهرش رو فراموش کرده.

367
00:22:04.155 --> 00:22:06.782
‫- این چه ربطی...
‫- و دوما، اونطوری نگاهم کرد.

368
00:22:06.824 --> 00:22:08.617
‫- چه نگاهی؟
‫- نگاهی که نمی‌تونی توصیفش کنی...

369
00:22:08.617 --> 00:22:10.411
‫ولی وقتی ببینی می‌فهمی.

370
00:22:10.411 --> 00:22:13.205
‫- چی ببینی؟
‫- نگاهه رو.

371
00:22:13.247 --> 00:22:16.876
‫دوتا همکار یواشکی حرف می‌زنن؟
‫حتما خبر مهمیه.

372
00:22:20.004 --> 00:22:23.007
‫کنفرانس حل اختلاف ساعت 4 برگذار میشه.

373
00:22:23.007 --> 00:22:25.009
‫حرف نمی‌زنین.

374
00:22:30.181 --> 00:22:34.185
‫حالا، خانوم بردلی،

375
00:22:34.226 --> 00:22:36.520
‫من شهادت نامه‌ات رو در اختیار دارم...

376
00:22:36.520 --> 00:22:39.231
‫و قاضی بهم اجازه داده که باهاش پیش برم.

377
00:22:39.273 --> 00:22:42.943
‫ولی می‌خوام به نحوه خودت،

378
00:22:42.985 --> 00:22:46.113
‫بهمون بگی که اون شب چه اتفاقی افتاد.

379
00:22:48.032 --> 00:22:51.327
‫داشتی می‌رفتی خونه.

380
00:22:51.368 --> 00:22:54.330
‫یه شب دلپذیر بهاری بود.

381
00:22:54.330 --> 00:22:56.081
‫والدین داشتن با بچه‌هاشون قدم می‌زدن.

382
00:22:56.123 --> 00:23:00.419
‫به نظر خیلی بی‌گناه و خوشایند میومد،

383
00:23:00.461 --> 00:23:04.215
‫که شاید به همین خاطره که
‫احساس امنیت کردی...

384
00:23:04.256 --> 00:23:07.885
‫که از تو یه کوچه میون‌بر بزنی.

385
00:23:07.927 --> 00:23:09.845
‫تاریک بود. ناگهان...

386
00:23:09.887 --> 00:23:15.643
‫احساس خیلی عجیبی بهت دست داد.

387
00:23:15.684 --> 00:23:17.645
‫روت رو برگردوندی.
‫اون طرف رو نگاه کردی!

388
00:23:17.686 --> 00:23:21.273
‫و ناگهان یه مَرد داشت میومد.

389
00:23:21.315 --> 00:23:24.151
‫اون مَرد!
‫و تو رو گرفت.

390
00:23:24.151 --> 00:23:27.780
‫تو وحشت‌زده بودی.
‫بهت تعرض کرد.

391
00:23:27.821 --> 00:23:31.492
‫خیلی بد بود.
‫هرگز فراموشش نمی‌کنی.

392
00:23:34.161 --> 00:23:36.497
‫ممنونم.
‫شاهد در اختیار شماست.

393
00:23:47.466 --> 00:23:50.052
‫- اعتراض دارم!
‫- خانوم بردلی!

394
00:23:53.222 --> 00:23:56.100
‫خانوم بردلی،
‫گفتی که اون شب هوا تاریک بود،

395
00:23:56.141 --> 00:23:58.310
‫غیر از اینه؟

396
00:23:58.352 --> 00:24:01.230
‫از بغل اومد سمتتون؟

397
00:24:01.272 --> 00:24:03.941
‫گفتی که کل حادثه...

398
00:24:03.983 --> 00:24:07.695
‫پنج ثانیه به طول انجامید، درسته؟

399
00:24:07.695 --> 00:24:10.739
‫تمام پنج ثانیه توی تاریکی بود؟

400
00:24:10.781 --> 00:24:14.743
‫اونو کامل از رو به رو دیدی؟

401
00:24:20.332 --> 00:24:23.210
‫ممنون.

402
00:24:27.548 --> 00:24:30.050
‫خانوم بردلی!

403
00:24:38.767 --> 00:24:42.563
‫اون یکی رو باز کن.
‫نه، اون یکی.

404
00:24:42.604 --> 00:24:44.648
‫بازش کن.

405
00:24:45.858 --> 00:24:47.818
‫اون بی‌نقصه.

406
00:24:47.860 --> 00:24:50.779
‫- وای، خدای من.
‫- چه خبره؟

407
00:24:54.616 --> 00:24:56.910
‫- جریان چیه؟
‫- هیچی، عزیز.

408
00:24:56.952 --> 00:24:58.912
‫فقط داشتیم به عکس‌های ناجور موکلت...

409
00:24:58.912 --> 00:25:01.707
‫در استخرش نگاه می‌کردیم.

410
00:25:01.749 --> 00:25:05.044
‫- خیلی‎خب، همه لطفا برین بیرون.
‫- بله. همه فوراً برین بیرون!

411
00:25:05.085 --> 00:25:07.629
‫بیرون! خیلی بدین!
‫همین الان!

412
00:25:07.671 --> 00:25:09.965
‫برو بیرون!

413
00:25:11.633 --> 00:25:15.137
‫مشکلی داریم.
‫یه وبسایت داری، کلی.

414
00:25:15.220 --> 00:25:17.222
‫منظورت چیه؟

415
00:25:17.264 --> 00:25:20.559
‫این کار جاستین موری هستش؟

416
00:25:20.559 --> 00:25:23.103
‫- اینا از کجا اومدن؟
‫- مسئله اینه که الان همه ‌جا هستن.

417
00:25:23.145 --> 00:25:26.231
‫- امروز صبح پست شدن.
‫- می‌تونیم رد منبعش رو بزنیم؟

418
00:25:26.273 --> 00:25:29.026
‫- شک دارم. می‌تونیم سعی کنیم، ولی...
‫- فکر کنم بدونم کی اینا رو گرفته.

419
00:25:29.067 --> 00:25:33.489
‫یه پسر 15، 16 سالشه
‫توی محله‌ام هست.

420
00:25:33.530 --> 00:25:37.951
‫ویلیس برگر.
‫یه موقع‌هایی فکر کردم که منو تعقیب می‌کرد.

421
00:25:37.951 --> 00:25:41.997
‫- تعقیبت می‌کرد؟
‫- می‌رفتم آرایشگاه و پشت شیشه می‌دیدمش.

422
00:25:41.997 --> 00:25:45.375
‫می‌رفتم خرید کنم.
‫تو مرکز خرید پیداش می‌شد.

423
00:25:45.417 --> 00:25:49.713
‫ما یه مدت کوتاه استخدامش کردیم
‫تا توی خونه خرده کاری‌ها رو انجام بده...

424
00:25:49.755 --> 00:25:52.800
‫تا اینکه به خاطر رفتار عجیبش
‫مجبور شدیم اخراجش کنیم.

425
00:25:52.841 --> 00:25:55.302
‫می‌‌دونی این ویلیس برگر کجا زندگی می‎‌کنه؟

426
00:25:55.344 --> 00:25:58.263
‫بله.

427
00:25:58.263 --> 00:26:00.766
‫دادخواست تغییر محل دادگاه رو میدم.

428
00:26:00.808 --> 00:26:03.268
‫اگه اون عکس‌ها به اعضای هیئت منصفه برسن،
‫گاومون زاییده‌ست.

429
00:26:03.310 --> 00:26:07.189
‫چطوره یه سری به این ویلیس برگر بزنی،
‫ببینی چی به چیه.

430
00:26:07.231 --> 00:26:09.316
‫می‌تونیم از دادگاه حکم تفتیش بگیریم.

431
00:26:09.358 --> 00:26:11.318
‫فکر نکنم واسه گرفتن حکم
‫مدرک کافی داشته باشیم.

432
00:26:11.360 --> 00:26:14.530
‫برد، ازت می‌خوام که از قوه تخیلت استفاده کنی.

433
00:26:14.571 --> 00:26:16.198
‫اگه مجبور شدی دستت رو کثیف هم کن.

434
00:26:16.198 --> 00:26:18.158
‫بذار شروع کنم با بهم زدن...

435
00:26:18.200 --> 00:26:20.202
‫وای، خدا.
‫بهم نمی‌ریزه.

436
00:26:22.871 --> 00:26:25.707
‫هرچی می‌تونی از اون بچه گیر بیار.

437
00:26:27.376 --> 00:26:29.336
‫منو ببین، کلی.

438
00:26:32.130 --> 00:26:34.258
‫این ممکنه به نفع‌مون باشه.

439
00:26:36.760 --> 00:26:38.554
‫واقعا که.

440
00:26:48.105 --> 00:26:51.900
‫رفتم قدم بزنم.
‫عصر بهاری زیبایی بود.

441
00:26:51.942 --> 00:26:55.696
‫رفتم قدم بزنم.
‫یهو ماشین‌های پلیس وایسادن.

442
00:26:55.737 --> 00:26:58.323
‫منو گرفتن، بین چند نفر قرار دادن.

443
00:26:58.365 --> 00:27:00.951
‫اونم با چوب ویولنسلش بهم اشاره کرد.

444
00:27:00.993 --> 00:27:03.787
‫و حالا دارم به خاطر کاری که اصلا نکردم دادگاهی میشم.

445
00:27:03.829 --> 00:27:05.956
‫هرگز با این خانوم مواجه نشدی؟

446
00:27:05.998 --> 00:27:09.042
‫- قطعا که نه.
‫- ممنونم، آقا.

447
00:27:14.881 --> 00:27:19.219
‫- آقای هولمز؟
‫- اوه. آره، ببخشید.

448
00:27:19.261 --> 00:27:22.723
‫وکیل‌تون خیلی زیباست.

449
00:27:22.723 --> 00:27:25.559
‫سخته که نزدیکش کار کنی...

450
00:27:25.600 --> 00:27:28.562
‫و عاشقش نشی.

451
00:27:28.603 --> 00:27:31.481
‫- اعتراض!
‫- اعتراض وارده.

452
00:27:31.523 --> 00:27:33.567
‫حالا بگو ببینم دکتر،

453
00:27:33.608 --> 00:27:37.863
‫وقتی تازه شروع به دکتر بازی کردی
‫چند سالت بود؟

454
00:27:37.904 --> 00:27:40.240
‫- اعتراض!
‫- وارده. ضررش رو می‌پذیرم.

455
00:27:40.282 --> 00:27:42.451
‫آقای هولمز، محض تفریح،

456
00:27:42.451 --> 00:27:44.578
‫بذار خودم اعتراضات رو وارد
‫یا وارد نیست اعلام کنم.

457
00:27:44.661 --> 00:27:46.496
‫- قطعا.
‫- ممنونم.

458
00:27:46.538 --> 00:27:51.043
‫خب دکتر، گفتی که اون شب
‫رفته بودی قدم بزنی.

459
00:27:51.084 --> 00:27:53.837
‫- بله.
‫- آقا، وقتی پلیس دستگیرتون کرد،

460
00:27:53.837 --> 00:27:56.715
‫تقریبا پنج کیلومتر تا خونه‌تون فاصله داشتید.

461
00:27:56.715 --> 00:27:58.759
‫عمداً تو ناحیه‌ای دور از خونه‌تون قدم می‌زدید...

462
00:27:58.759 --> 00:28:00.802
‫تا کسی بهتون مشکوک نشه؟

463
00:28:09.811 --> 00:28:12.731
‫من استراتژیش رو درک نمی‌کنم.

464
00:28:12.773 --> 00:28:15.358
‫به نظر داره کل پرونده‌اش رو
‫با این کارهای چرت بی‌اهمیت جلوه می‌کنه.

465
00:28:15.400 --> 00:28:17.611
‫برنامه‌اش چیه؟

466
00:28:17.652 --> 00:28:19.738
‫سبک کارش اینه که کاری کنه هیئت منصفه...

467
00:28:19.738 --> 00:28:21.823
‫ازش خوششون بیاد که همیشه هم همینطور میشه.

468
00:28:21.865 --> 00:28:26.661
‫- و معمولا چیزی که بخواد رو بهش میدن.
‫- چطوری نگرانش کنم؟

469
00:28:26.703 --> 00:28:29.873
‫- مالکوم هولمز نگران نمیشه.
‫- اوه بیخیال، تارا.

470
00:28:29.915 --> 00:28:32.042
‫تو قبلا نامزدش بودی.
‫باید ازش چیزی بهم بگی.

471
00:28:32.084 --> 00:28:34.252
‫نامزد کی بوده؟

472
00:28:34.252 --> 00:28:37.881
‫اوه.

473
00:28:37.923 --> 00:28:41.218
‫وکیل رقیب‌مون یکیه که قبلا نامزد بودیم.

474
00:28:44.054 --> 00:28:48.058
‫- فکر کردم بهت گفتم.
‫- فکر کنم نگفتی.

475
00:28:48.099 --> 00:28:51.478
‫واقعا؟ احتمالا چون اون یکی از گذشته منه...

476
00:28:51.520 --> 00:28:53.355
‫که اون موقع اهمیتی برام نداشت
‫و هنوزم اهمیتی بهش نمیدم.

477
00:28:55.524 --> 00:28:57.859
‫فکر کردم بهت گفتم.

478
00:28:57.859 --> 00:28:59.945
‫فکر کنم نگفتی.

479
00:29:07.077 --> 00:29:09.913
‫لوری برگر؟

480
00:29:09.955 --> 00:29:12.541
‫- بله؟
‫- تو پسری به اسم ویلیس برگر داری؟

481
00:29:12.582 --> 00:29:16.002
‫- چی شده؟ چه اتفاقی افتاده؟
‫- من دارم یه جرم احتمالی رو پیگیری می‌کنم.

482
00:29:16.044 --> 00:29:18.839
‫اگه اختیار اینو داشتم که بگم
‫اف‌بی‌آی داره پیگیرش میشه، بهتون می‌گفتم.

483
00:29:18.839 --> 00:29:21.383
‫ولی تا زمانی که مجوزهای امنیتی خاص برآورده بشه،

484
00:29:21.383 --> 00:29:23.677
‫رسماً نمی‌تونم چیزی بهت بگم.

485
00:29:23.718 --> 00:29:25.595
‫تا جایی که به شما مربوطه،
‫هرگز نشنیدین که من گفتم از طرف اف‌بی‌آی اومدم...

486
00:29:25.595 --> 00:29:27.472
‫که محض اطلاع‌تون،
‫البته که از طرف اف‌بی‌آی نیستم.

487
00:29:27.514 --> 00:29:29.432
‫باید فوراً با پسرتون صحبت کنم،

488
00:29:29.474 --> 00:29:32.477
‫و فکر کنم باید بخواین تا بقیه باهاش حرف نزدن
‫این کارو بکنین.

489
00:29:32.519 --> 00:29:34.646
‫- مطمئنم که متوجه منظورم شدین.
‫- اون چیکار کرده؟

490
00:29:36.064 --> 00:29:37.941
‫منو ببر پیش پسرت، خانم.

491
00:29:40.360 --> 00:29:41.778
‫سلام، ویلیس. من از طرف اف‌بی‌آی نیستم.

492
00:29:41.778 --> 00:29:43.238
‫فهمیدی؟
‫هرگز نشیدی که من بگم اف‌بی‌آی هستم.

493
00:29:43.280 --> 00:29:44.239
‫امروز داری بلاگ نویسی می‌کنی؟

494
00:29:44.239 --> 00:29:45.490
‫از کامپیوتر فاصله بگیر.

495
00:29:45.574 --> 00:29:48.285
‫- چرا؟
‫- از کامپیوتر دور شو، پسر.

496
00:29:52.622 --> 00:29:54.583
‫- فقط داشتم نگاه می‌کردم.
‫- نگاه می‌کردی یا پست می‌ذاشتی؟

497
00:29:54.624 --> 00:29:58.128
‫- ویلیس!
‫- فقط داشتم نگاه می‌کردم.

498
00:29:58.169 --> 00:30:01.631
‫- اون همسایه‌ات کلی نولانه.
‫- خب که چی؟

499
00:30:01.673 --> 00:30:02.966
‫یعنی، به خاطر همینم کنجکاو شدم، درسته؟

500
00:30:02.966 --> 00:30:04.301
‫عکس همسایه‌ام تو یه وبسایت؟

501
00:30:04.593 --> 00:30:07.971
‫اوهوم. اینا چی‌ان؟

502
00:30:07.971 --> 00:30:12.517
‫اونا رو از کجا آوردی، ویلیس؟

503
00:30:20.108 --> 00:30:21.860
‫اولا، اون مجبور نبود شرکت کنه.

504
00:30:21.901 --> 00:30:23.987
‫وقتی کل دفتر دارن کتاب " سفر پیدایش"
‫رو می‌‎خونن...

505
00:30:24.029 --> 00:30:26.281
‫- به خواست خودش استعفاء داد.
‫- مجبور شد.

506
00:30:26.323 --> 00:30:29.993
‫- شغل دیگه‌ای پیدا کرد.
‫- با حقوق کمتر. بیخیال، دنیس.

507
00:30:30.035 --> 00:30:33.079
‫واقعا می‌خوای کار به هیئت منصفه بکشه؟
‫سرکوب کلمه کثیفیه.

508
00:30:33.121 --> 00:30:35.749
‫یادت باشه، ما کشوری هستیم که
‫می‌خوایم سرکوب رو ریشه‌کن کنیم.

509
00:30:35.790 --> 00:30:38.960
‫الان وقتش نیست که ضد آمریکایی باشی.
‫یعنی واقعا باید اینو بگم؟

510
00:30:40.628 --> 00:30:43.590
‫راستش، دولت آمریکا...

511
00:30:43.590 --> 00:30:45.383
‫بهمون میگه که راحت مذهب‌مون رو ابراز کنیم،

512
00:30:45.383 --> 00:30:47.135
‫مخصوصا مسیحیت.

513
00:30:47.177 --> 00:30:50.138
‫- جدی؟
‫- جیمی کارتر دوباره به خاطر مسیحیت دوباره متولد شد.

514
00:30:50.180 --> 00:30:52.515
‫رونالد ریگان گفت که کتاب موردعلاقه‌اش انجیل بود.

515
00:30:53.892 --> 00:30:55.769
‫اجازه هست؟

516
00:30:57.896 --> 00:31:01.191
‫- اجازه هست؟
‫- لطفا.

517
00:31:04.319 --> 00:31:06.571
‫قدرتی بزرگ‌تر از خودمان،
‫ما را هدایت می‌کند.

518
00:31:06.571 --> 00:31:08.823
‫مسیح، پسر خدا.

519
00:31:08.865 --> 00:31:10.700
‫ما خدایی فوق العاده رو پرستش می‌کنیم.

520
00:31:10.742 --> 00:31:14.829
‫- من فقط می‌خوام خواست خدا رو انجام بدم.
‫- ما طرف خداوند هستیم.

521
00:31:14.871 --> 00:31:17.707
‫- وقتی قلب و زندگی‌تون رو...
‫- من قبل از توپ پرتاب کردن دعا می‌خونم.

522
00:31:17.749 --> 00:31:19.751
‫به خاطر مسیح...

523
00:31:19.793 --> 00:31:21.711
‫- خداوند حقیقت رو می‌دونه...
‫- وقتی مسیح رو قبول کنید...

524
00:31:21.753 --> 00:31:23.588
‫- در قلب انسان...
‫- دل شما رو تغییر میده.

525
00:31:23.630 --> 00:31:25.799
‫پروردگار از شما چه می‌خواهد؟

526
00:31:25.840 --> 00:31:28.593
‫- دوستان، ما می‌توانیم باهم این کارو انجام دهیم.
‫- و تا...

527
00:31:28.635 --> 00:31:29.886
‫- باید انجامش دهیم.
‫- فروتنانه...

528
00:31:29.928 --> 00:31:32.138
‫- پس خدا یار یاورم باشد.
‫- با خدای شما.

529
00:31:32.180 --> 00:31:36.101
‫من به اون خانم تعرض نکردم.

530
00:31:36.142 --> 00:31:39.145
‫- ای وای.
‫- این چه ربطی داره؟

531
00:31:39.187 --> 00:31:41.397
‫ربط داره چون...

532
00:31:41.439 --> 00:31:44.234
‫الان جشن آشکار و مشهور مسیحیت
‫از همیشه محبوب‌تره.

533
00:31:44.275 --> 00:31:46.277
‫ما یه رئیس جمهور داریم که
‫که مسیح انجیلی هستش.

534
00:31:46.319 --> 00:31:47.821
‫جان اشکرافت قبلا واعظ بود.

535
00:31:47.862 --> 00:31:49.864
‫کاندولیزا رایس قبلا انجیل یاد می‌داده.

536
00:31:49.906 --> 00:31:52.033
‫آکادمی نیروی هوایی...

537
00:31:52.033 --> 00:31:54.285
‫مسیحیت انجیلی رو مذهب رسمیش اعلام کرده.

538
00:31:54.327 --> 00:31:57.539
‫مربی فوتبال اونجا بنری زده که نوشته
‫"تیم عیسی مسیح".

539
00:31:57.580 --> 00:31:59.541
‫اخیراً جو این کشور رو چک کردی؟

540
00:31:59.582 --> 00:32:02.460
‫- این چه ربطی داره؟
‫- الان بهت گفتم.

541
00:32:02.502 --> 00:32:04.796
‫تکامل از بیرون، آفرینش‌گرایی از داخل.

542
00:32:04.838 --> 00:32:08.091
‫ما ملتی مسیحی هستیم.
‫داره مجبورم می‌کنه حرفم رو تکرار کنم.

543
00:32:08.133 --> 00:32:09.676
‫و با ارزش‌های سهل انگاری در کشورمون...

544
00:32:09.676 --> 00:32:11.219
‫که الان بچه‌های دبیرستانی به مواد رو آوردن،

545
00:32:11.261 --> 00:32:13.513
‫ترک تحصیل که دیگه نگو،

546
00:32:13.513 --> 00:32:15.765
‫الان که ستاره‌های ورزشکارمون
‫دارن استروئید مصرف می‌کنن...

547
00:32:15.807 --> 00:32:17.934
‫یا تعرض انجام میدن،
‫با شرکت‌هایی مثل انران و ولردکامز...

548
00:32:17.934 --> 00:32:20.061
‫که پول سرمایه‌گذاران‌شون رو می‌دزدن،

549
00:32:20.061 --> 00:32:22.564
‫چه اشکالی داره که رهبران کاری امورزه
‫سعی کنن...

550
00:32:22.605 --> 00:32:25.650
‫یکم معنویت وارد محیط کاری کنن؟

551
00:32:25.692 --> 00:32:28.987
‫- یک کشور تحت فرمان خدا.
‫- یک کشور تحت فرمان خدا.

552
00:32:29.028 --> 00:32:31.614
‫- یک استاندارد تحت فرمان خدا.
‫- - یک ملت تحت فرمان خدا.

553
00:32:31.656 --> 00:32:34.576
‫- برای فرزندان خدا.
‫- خدا زندگی منه!

554
00:32:34.617 --> 00:32:36.828
‫- من مسیح رو قبول کردم.
‫- خدا.

555
00:32:36.828 --> 00:32:38.413
‫- خداوند و ناجی‌ام رو تشکر می‌کنم.
‫- خدا.

556
00:32:38.454 --> 00:32:39.414
‫- و عیسی مسیح.
‫- با خداوند...

557
00:32:39.414 --> 00:32:41.082
‫- خدا...
‫- از طریق مسیح...

558
00:32:41.082 --> 00:32:43.459
‫- مسیح.
‫- خدا.

559
00:32:43.459 --> 00:32:46.963
‫من تعرض...

560
00:32:50.592 --> 00:32:53.303
‫ما یه ملت مسیحی هستیم، آقای کان.

561
00:32:53.344 --> 00:32:56.306
‫وقتی مارتین لوتر کینگ گفت،
‫"بالاخره آزادیم"،

562
00:32:56.306 --> 00:32:59.058
‫خواست خداوند متعال بود.

563
00:32:59.100 --> 00:33:02.520
‫ما همچین آدمی هستیم.
‫یه ملت مسیحی. و این...

564
00:33:02.562 --> 00:33:05.106
‫الان زمان ماست.

565
00:33:26.878 --> 00:33:28.963
‫- باورم نمیشه که اون کارو کردی.
‫- یهو به ذهنم رسید.

566
00:33:29.005 --> 00:33:31.966
‫چیزی نمونده بود به خاطر اعتراض کردنت تو استشهادیه
‫اخراجت کنه و بعد تو...

567
00:33:32.008 --> 00:33:35.511
‫- اطاله بررسی نکردم. فقط...
‫- گرت؟

568
00:33:35.553 --> 00:33:38.640
‫وقتی با تاکید بهت گفتم که حرف نزنی،

569
00:33:38.681 --> 00:33:41.559
‫چی تسخیرت کرد که همچین نمایشی اجرا کنی؟

570
00:33:41.601 --> 00:33:43.603
‫بعضی وقت‌ها باید شانست رو امتحان کنی...

571
00:33:43.603 --> 00:33:47.649
‫در زندگی، در حقوق، در عشق.

572
00:33:50.652 --> 00:33:53.821
‫بطور باور نکردنی تاثیرگذار بودی.

573
00:33:53.863 --> 00:33:56.282
‫شاکی داره از یه برخورد دیگه
‫صرف‌نظر می‌کنه.

574
00:33:56.282 --> 00:34:00.995
‫- و روی تو؟
‫- ببخشید.

575
00:34:01.037 --> 00:34:04.957
‫تو همکار ارشد منی.
‫راضی کردن تو هم واسه من مهمه.

576
00:34:34.445 --> 00:34:36.906
‫نظری ندارم.
‫دنی کرین هستم.

577
00:34:36.948 --> 00:34:41.994
‫اون قراره زنم بشه.
‫دنی کرین.

578
00:34:42.036 --> 00:34:45.540
‫- تغییر مکان دادگاه؟
‫- این عکس‌ها ناجور هستن.

579
00:34:45.581 --> 00:34:47.750
‫همه‌جای اینترنت پخش شدن.

580
00:34:47.792 --> 00:34:49.418
‫مطمئنم که تو هم دیدی‌شون، جناب قاضی.

581
00:34:49.418 --> 00:34:51.045
‫اعضای هیئت منصفه احتمالی ممکنه عکس‌ها رو دیده باشن...

582
00:34:51.045 --> 00:34:54.507
‫- آقای شور، من خوشحال نیستم.
‫- خدای من. تا الان که به نظر شنگول میومدی.

583
00:34:54.549 --> 00:34:56.592
‫این واسه اتلاف وقته.
‫دقیقا همچین چیزیه.

584
00:34:56.634 --> 00:34:59.637
‫عالیجناب، این زن لیاقت یه دادگاهی منصفانه رو داره.

585
00:34:59.637 --> 00:35:02.223
‫اگه همونطور که میگی این عکس‌ها
‫تو اینترنت پخش شدن، پس احتمالا...

586
00:35:02.265 --> 00:35:05.143
‫در دسترس کل ایالت ماساچوست قرار دادن
‫و خودتونم اینو می‌دونید، آقا.

587
00:35:05.143 --> 00:35:07.895
‫عالیجناب، این دفعه باید بخوام که
‫خودتون رو سلب صلاحیت کنید.

588
00:35:07.937 --> 00:35:11.399
‫- بر چه اساس؟
‫- چون قاتل واقعی شمایی و همه هم اینو می‌دونن.

589
00:35:11.440 --> 00:35:13.442
‫بیا اینجا، جناب وکیل!

590
00:35:22.451 --> 00:35:23.995
‫تو پات رو از گلیمت درازتر کردی،

591
00:35:23.995 --> 00:35:25.538
‫و کاملا اشتباه می‌‎کنی...

592
00:35:25.580 --> 00:35:28.875
‫اگه فکر کردی بدون عواقب
‫می‌تونی به این دادگاه توهین کنی.

593
00:35:28.916 --> 00:35:31.794
‫و تو هم اشتباه می‎کنی اگه فکر کردی
‫که می‌تونی بهم زور بگی.

594
00:35:31.836 --> 00:35:34.380
‫وقتی 6 سالم بود از قلدرهای تو زمین بازی متنفر بودم.

595
00:35:34.422 --> 00:35:38.342
‫تو 40 سالگیم در دادگاه هم بهتر از اون موقع تحمل‌شون نمی‌کنم.
‫این یه دادگاهی قتله.

596
00:35:38.342 --> 00:35:41.387
‫کل دنیا علیه موکلم قرار گرفته.

597
00:35:41.429 --> 00:35:44.765
‫اجازه نمیدم که قاضی رسیدگی کننده
‫هم به اون لیست اضافه بشه.

598
00:35:44.807 --> 00:35:48.144
‫- من قاضی منصف و بی‌طرفی هستم.
‫- پس همینطوری رفتار کن.

599
00:35:48.185 --> 00:35:50.438
‫تو به دادگاه بی‌احترامی کردی.

600
00:35:50.479 --> 00:35:52.398
‫برای اینکه در حق پرونده و موکلت ظلم نشه،

601
00:35:52.398 --> 00:35:54.275
‫مجازاتت رو به تعلیق می‌ندازم.

602
00:35:54.317 --> 00:35:58.988
‫به محض اینکه دادگاهی تموم شد،
‫تو زندانی میشی.

603
00:35:59.030 --> 00:36:01.365
‫تا اون موقع، دادخواست تو برای تغییر مکان دادگاه رد شد.

604
00:36:15.129 --> 00:36:19.050
‫ممکنه واسه گرفتن یه وکیل دیگه دیر باشه.

605
00:36:19.091 --> 00:36:22.261
‫ولی شایدم دیر نباشه.

606
00:36:22.303 --> 00:36:26.641
‫مشخصه که من با این قاضی جور نشدم.

607
00:36:26.682 --> 00:36:29.977
‫شاید بهتر باشه به وکیل دیگه‌ای مراجعه کنی.

608
00:36:30.019 --> 00:36:31.646
‫می‌مونم.

609
00:36:34.690 --> 00:36:38.027
‫- فکر کنم می‌دونی.
‫- می‌دونم؟

610
00:36:39.570 --> 00:36:43.032
‫که من بی‌گناهم.
‫طوری که اونجا برام جنگیدی.

611
00:36:44.992 --> 00:36:48.287
‫خودت رو گول نزن.
‫من دست مزدورها رو از پشت بستم.

612
00:36:48.329 --> 00:36:50.790
‫به خاطر ساعتی 500 دلار دستمزد
‫خودم رو به خطر می‌ندازم.

613
00:36:52.458 --> 00:36:55.169
‫به همین سادگی.

614
00:36:55.211 --> 00:36:57.588
‫حرفت رو باور نمی‌کنم.

615
00:37:00.800 --> 00:37:02.802
‫تو می‌دونی.

616
00:37:06.013 --> 00:37:08.974
‫در خصوص پرونده بردلی در مقابل کارتر،

617
00:37:09.016 --> 00:37:11.394
‫به جرم تعرض،

618
00:37:11.435 --> 00:37:14.897
‫نتیجه رو به نفع مدافع اعلام می‌کنیم.

619
00:37:14.897 --> 00:37:18.067
‫- ایول.
‫- اوه، لعنتی!

620
00:37:18.067 --> 00:37:22.029
‫- دوباره دادگاهی بگیریم، قاضی؟
‫- می‌تونی با دادگاه استیناف شانست رو امتحان کنی، وکیل.

621
00:37:22.029 --> 00:37:24.657
‫مختومه شد.

622
00:37:24.698 --> 00:37:25.866
‫خدا رو شکر.
‫تبریک میگم، آدام.

623
00:37:29.161 --> 00:37:33.666
‫- همه‌چی روبراهه؟
‫- خوبم.

624
00:37:33.707 --> 00:37:35.668
‫خب، بازنده باید شرط رو بده.

625
00:37:35.668 --> 00:37:37.628
‫پس به گمونم شام پا حساب منه.

626
00:37:37.670 --> 00:37:40.172
‫من با تو شام نمی‌خورم.

627
00:37:40.172 --> 00:37:43.259
‫- تارا؟
‫- فردا می‌بینمت.

628
00:37:44.969 --> 00:37:47.847
‫من اهل نصیحت کردن نیستم،

629
00:37:47.888 --> 00:37:54.478
‫ولی اگه واقعا با این یارو آلن جدی‌ای
‫و نمی‌خوای از دستش بدی،

630
00:37:54.520 --> 00:37:56.689
‫خدایی حداقل بهونه بیار...

631
00:37:56.689 --> 00:37:58.774
‫که سر شام زیادی نوشیدنی خورده بودی.

632
00:37:58.816 --> 00:38:00.818
‫بهونه واسه چی؟

633
00:38:00.860 --> 00:38:04.447
‫عالیه.
‫من عاشق زنی هستم که عذرخواهی نمی‌کنه.

634
00:38:20.171 --> 00:38:24.592
‫امروز با قاضی کولاک کردی، آلن.

635
00:38:24.633 --> 00:38:26.969
‫بله، همینطور بود.

636
00:38:28.053 --> 00:38:30.931
‫پرونده رویایی‌ایه، مگه نه؟

637
00:38:30.973 --> 00:38:33.642
‫شخص مهم، سر زبونا.

638
00:38:33.684 --> 00:38:37.521
‫با پایانی بزرگ.
‫رأی "گناهکار نیست" رو بگیری.

639
00:38:37.563 --> 00:38:40.691
‫موکل رو عاشقت کنی.
‫همه‌چی هست.

640
00:38:40.733 --> 00:38:44.153
‫به نظرت می‌دونه که عاشقش شدم؟

641
00:38:44.195 --> 00:38:49.450
‫احتمالا فرض می‌کنه که همه مَردها عاشقشن.

642
00:38:49.450 --> 00:38:52.870
‫هوم.

643
00:38:52.912 --> 00:38:55.164
‫مزه مزه‌اش کن، دوست من.

644
00:38:57.124 --> 00:39:02.004
‫- ببخشید؟
‫- این پرونده رو.

645
00:39:02.046 --> 00:39:05.674
‫سر و صدا، هـو کردن‌ها،
‫هیاهو.

646
00:39:05.716 --> 00:39:07.593
‫مزه مزه‌اش کن.

647
00:39:21.982 --> 00:39:26.528
‫- کار اون نبوده.
‫- چی؟

648
00:39:26.570 --> 00:39:29.657
‫اون شوهرش رو نکشته.
‫اون بی‌گناهه.

649
00:39:29.698 --> 00:39:32.576
‫واقعا؟

650
00:39:34.662 --> 00:39:38.457
‫خب، این خوبه.
‫اینطوری از جالب بودنش کم می‌کنه.

651
00:39:38.499 --> 00:39:41.585
‫ولی خوبه.

652
00:39:41.627 --> 00:39:44.129
‫اینطوری فشار روم بیشتره، دنی.

653
00:39:45.798 --> 00:39:48.342
‫ما یه موکل بی‌گناه داریم.

654
00:39:52.054 --> 00:39:55.140
‫عجب سواری‌ای بشه.

655
00:40:04.525 --> 00:40:06.485
‫آره، همینطوره.

656
00:40:08.487 --> 00:40:13.450
‫«ارائه شده توسط سایت مووی شو»

657
00:40:17.913 --> 00:40:18.956
‫آنچه در قسمت بعد خواهید دید...

658
00:40:18.956 --> 00:40:20.040
‫تو نکشتیش؟

659
00:40:20.082 --> 00:40:22.459
‫من قطعا نکشتمش.

660
00:40:22.501 --> 00:40:25.838
‫شهادتش هراس انگیز بود.
‫بدون احساس و عاطفه.

661
00:40:25.879 --> 00:40:27.840
‫- باید چیکار می‌کردم، گریه می‌‌کردم؟
‫- گریه ممکنه شروع خوبی باشه.

662
00:40:27.840 --> 00:40:29.800
‫و بذار یه چیزی رو بهت بگم.

663
00:40:29.842 --> 00:40:32.094
‫اگه موقع بازجویی از شاهد
‫به نظر انسان نیای، کارت تمومه.

664
00:40:32.136 --> 00:40:34.805
‫یکم پیش مچ تارا رو گرفتم
‫که با یکی خوش بود و می‌خندید.

665
00:40:34.847 --> 00:40:37.975
‫مطمئنی که فقط ابراز علاقه نبوده؟

666
00:40:37.975 --> 00:40:40.769
‫من قراره تو یه هفته هم پرونده رو از دست بدم،
‫هم زنی که دوستش دارم.

667
00:40:40.811 --> 00:40:44.148
‫خیلی قدرت بخش بود، جون یکی رو گرفتن.
‫احساس می‌کنی خدایی.

668
00:40:44.148 --> 00:40:47.568
‫- جدی که فکر نمی‌کنی دوباره آدم بکشی؟
‫- معلومه که نه.

