
1
00:00:01.042 --> 00:00:02.502
‫آنچه گذشت

2
00:00:02.544 --> 00:00:04.796
‫رسانه‌ها منو در قالب
بیوه‌ی سیاه به تصویر کشیدن،

3
00:00:04.838 --> 00:00:08.133
‫زن پول پرستی که شوهر
۷۰ ساله‌اش رو مسموم کرده.

4
00:00:08.174 --> 00:00:09.718
‫من آدم شروری نیستم.

5
00:00:09.759 --> 00:00:11.219
‫چرا، هستی، برنی!

6
00:00:11.219 --> 00:00:13.430
‫تو ظرف یه هفته دو نفر رو کشتی.

7
00:00:13.471 --> 00:00:15.724
‫عملا این یعنی آدم شروری هستی!

8
00:00:15.765 --> 00:00:17.976
‫میذاری ببرمت کلیسا؟

9
00:00:18.017 --> 00:00:19.936
‫وکیل طرف مقابل کسیه
‫‌که قبلا باهاش رابطه داشتم.

10
00:00:19.978 --> 00:00:21.855
‫- فکر می‌کردم بهت گفتم.
‫- فکر کنم نگفتی.

11
00:00:21.896 --> 00:00:23.898
‫یه نفر اونو کشته، کلی.

12
00:00:23.940 --> 00:00:26.735
‫قبولوندن اوردوز اتفاقی خیلی سخته.

13
00:00:26.776 --> 00:00:29.529
‫کپسول داخل لیوان نوشیدنی خالی شده.

14
00:00:29.529 --> 00:00:30.780
‫کی اینجوری نیترو مصرف می‌کنه؟

15
00:00:30.822 --> 00:00:33.158
‫- من شوهرم رو نکشتم.
‫- پرونده‌ی رویاییه، مگه نه؟

16
00:00:33.199 --> 00:00:35.952
‫کله گنده، پر زرق و برق، خاتمه‌ی برجسته.

17
00:00:35.994 --> 00:00:37.203
‫گرفتن رای بی‌گناهی،

18
00:00:37.245 --> 00:00:39.831
‫زدن مخ موکل، همش هست.

19
00:00:56.014 --> 00:00:59.893
‫اساسا اون بی‌احساسه،
انگار اصلا ناراحت نیست.

20
00:00:59.893 --> 00:01:03.104
‫معلومه که ناراحت نیست، بابی.
‫یعنی میگم، بی‌خیال!

21
00:01:03.146 --> 00:01:04.564
‫اون یه قاتل بی‌رحمه.

22
00:01:04.606 --> 00:01:06.316
‫حاضرم همه کار بکنم که توی این پرونده باشم.

23
00:01:06.357 --> 00:01:08.359
‫چطوره بری اونجا و شروع به اعتراض کنی؟

24
00:01:08.359 --> 00:01:09.194
‫بامزه بود.

25
00:01:09.194 --> 00:01:12.071
‫هر مردی که قرص تقویتی مصرف کنه،
‫و باور کن من چند نفری رو می‌شناسم،

26
00:01:12.113 --> 00:01:14.866
‫اولین چیزی که دکتر میگه
‫اینه که نیترو مصرف نکن.

27
00:01:14.908 --> 00:01:17.660
‫و در ضمن، اینا قرص نیترو نبودن.

28
00:01:17.660 --> 00:01:19.370
‫کپسول بودن،

29
00:01:19.412 --> 00:01:23.124
‫که باز شدن و توی نوشیدنی ریخته شدن
‫تا کشف نشن.

30
00:01:23.166 --> 00:01:26.878
‫اون فکر می‌کنه همه‌مون از پشت کوه اومدیم؟

31
00:01:27.837 --> 00:01:29.923
‫اولا، وقتی من سر صحنه‌ی جرم حاضر شدم،

32
00:01:29.964 --> 00:01:31.216
‫اون کاملا خونسرد بود.

33
00:01:31.257 --> 00:01:35.178
‫رفتارش سرد، تهی و بی‌اعتنا بود.

34
00:01:35.220 --> 00:01:36.429
‫چیزی نگفت؟

35
00:01:36.471 --> 00:01:37.597
‫گفت مشکل قلبی داشته.

36
00:01:37.639 --> 00:01:40.767
‫و بعد گفت که قبلش هم
‫توی قفسه‌ی سینه‌اش احساس درد داشته.

37
00:01:40.767 --> 00:01:43.853
‫انگار می‌خواست ما رو
‫به سمت مرگ طبیعی سوق بده،

38
00:01:43.895 --> 00:01:45.480
‫شاید واسه اینکه کالبد شکافی انجام نشه.

39
00:01:45.521 --> 00:01:46.064
‫اعتراض دارم‌.

40
00:01:46.064 --> 00:01:47.857
‫وارده.

41
00:01:48.149 --> 00:01:51.819
‫بعدا وقتی گزارش سم شناسی رو نشونش دادیم،

42
00:01:51.861 --> 00:01:53.238
‫اون یهو ساکت شد.

43
00:01:53.238 --> 00:01:55.907
‫ازش پرسیدیم کسی انگیزه‌ای
‫واسه کشتن شوهرش داشته یا نه.

44
00:01:55.907 --> 00:02:00.078
‫اون به سردی پاسخ داد
‫که دیگه سوال‌هامون رو جواب نمیده.

45
00:02:00.078 --> 00:02:01.663
‫شما چند ساله که کارآگاه هستین، قربان؟

46
00:02:01.704 --> 00:02:02.705
‫بیست و دو سال.

47
00:02:02.747 --> 00:02:05.291
‫تا حالا با کسی که
‫همسرش به تازگی مرده باشه حرف زدین؟

48
00:02:05.333 --> 00:02:06.042
‫البته.

49
00:02:06.084 --> 00:02:07.752
‫تا حالا شده ببینین این شخص شوکه شده باشه؟

50
00:02:08.503 --> 00:02:09.212
‫البته.

51
00:02:09.254 --> 00:02:12.006
‫احتمالش هست که شوک
‫در قالب رفتار تهی نشون داده بشه؟

52
00:02:12.382 --> 00:02:13.383
‫گمونم.

53
00:02:13.424 --> 00:02:17.011
‫روی این احتمال که ممکنه کس دیگه‌ای
‫جول نولان رو کشته باشه تحقیق کردین؟

54
00:02:17.011 --> 00:02:18.638
‫تنها کسی که موند اون بود.

55
00:02:18.680 --> 00:02:20.223
‫ببخشید. شاید من متوجه این قسمتش نشدم.

56
00:02:20.265 --> 00:02:23.268
‫توی یادداشت‌هاتون اشار‌ه‌ای
‫به مظنون دیگه‌ای شده؟

57
00:02:23.309 --> 00:02:24.018
‫نه.

58
00:02:24.060 --> 00:02:27.480
‫به کسی گفتین که
‫مظنون دیگه‌ای مد نظر دارین؟

59
00:02:27.480 --> 00:02:28.273
‫نه.

60
00:02:28.314 --> 00:02:30.692
‫احتمال خودکشی رو بررسی کردین؟

61
00:02:31.401 --> 00:02:32.819
‫احتمال خودکشی رو رد کردیم.

62
00:02:32.860 --> 00:02:35.154
‫یه پلیسی داریم که هرگز سروان نمیشه.

63
00:02:35.196 --> 00:02:38.366
‫آقای کرین، لطفا بیاین جلو.

64
00:02:43.413 --> 00:02:44.664
‫به آقای شور هم گفتم،

65
00:02:44.706 --> 00:02:48.751
‫و الان هم به شما میگم ‫که با نظرات
الکی نظم دادگاه منو به هم نریزین.

66
00:02:48.793 --> 00:02:52.338
‫آقای شور تا الان یه حکم بازداشت
‫در پایان این پرونده واسه خودش رزرو کرده.

67
00:02:52.380 --> 00:02:55.842
‫اصلا ناراحت نمیشم
‫که یه هم‌سلولی براش جور کنم.

68
00:02:55.883 --> 00:02:59.345
‫ببخشید، عالیجناب. من

69
00:02:59.387 --> 00:03:01.681
‫جنون گاوی دارم.

70
00:03:01.723 --> 00:03:05.560
‫فکر کنم شما هم دارین.
‫چشم‌هاش رو نگاه کنین.

71
00:03:07.228 --> 00:03:09.188
‫عالیجناب

72
00:03:17.780 --> 00:03:23.786
‫«ارائه شده توسط سایت مووی شو»
‫مترجم: محمد مسعودی

73
00:03:38.634 --> 00:03:39.969
‫این آهنگ نمادین منه.

74
00:03:40.011 --> 00:03:41.596
‫من ادوین استار هستم. محض رضای خدا.

75
00:03:41.637 --> 00:03:44.348
‫خب، جانی، تو عملا ادوین
استار نیستی. اون مرده.

76
00:03:44.390 --> 00:03:45.933
‫ولی من برادرزاده‌اشم.

77
00:03:45.975 --> 00:03:47.977
‫من حقوق خوانندگی و ظاهرش رو به ارث بردم.

78
00:03:47.977 --> 00:03:51.564
‫واسه مقاصد اجرایی، من اون هستم.
‫و ادوین استار بدون "جنگ" یعنی چی؟

79
00:03:51.606 --> 00:03:52.857
‫چرا نمیذارن این آهنگ رو بخونی؟

80
00:03:52.857 --> 00:03:55.860
‫اونا اینو ضد آمریکایی تلقی می‌کنن،
‫و فقط اینجا نیست.

81
00:03:55.902 --> 00:03:58.237
‫در کلیولند، دیترویت، بیکرزفیلد هم اینجوریه.

82
00:03:58.279 --> 00:04:01.532
‫یواش یواش داره همه جایی میشه.

83
00:04:06.120 --> 00:04:07.205
‫می‌شنوین؟

84
00:04:07.246 --> 00:04:08.956
‫خودشون دارن می‌خونن.

85
00:04:08.998 --> 00:04:12.251
‫هنوزم فکر می‌کنن قراره
بیام باهاشون هم‌خوانی کنم.

86
00:04:12.543 --> 00:04:15.087
‫و وقتی این کار رو نکنم،
‫اونا ناامید میرن خونه.

87
00:04:15.129 --> 00:04:17.131
‫داره فاتحه‌ی اجرام رو می‌خونه.

88
00:04:19.217 --> 00:04:20.927
‫ "جنگ"

89
00:04:20.968 --> 00:04:22.386
‫محض رضای خدا.

90
00:04:22.637 --> 00:04:25.932
‫لباسش رو پوشید، موهاش بلوند و مرتب بود،

91
00:04:25.973 --> 00:04:27.683
‫همونجور که دوست داره.

92
00:04:27.725 --> 00:04:29.393
‫دارم بهتون میگم،

93
00:04:29.393 --> 00:04:34.023
‫هیچ کدوم از اینا نهایتا
قطره‌ای از اون همه پول نمیشه.

94
00:04:34.065 --> 00:04:34.774
‫دنیس؟

95
00:04:34.815 --> 00:04:36.817
‫این هیئت منصفه احمق نیستن‌. باهوشن.

96
00:04:36.859 --> 00:04:37.735
‫اون کاملا گناهکار

97
00:04:37.777 --> 00:04:38.569
‫تیم.

98
00:04:38.569 --> 00:04:41.197
‫هی، گوش کن، فکر کنم کشیش دیدام رو یادته.

99
00:04:41.239 --> 00:04:42.823
‫حداقل تعریفش رو شنیدی.

100
00:04:42.865 --> 00:04:44.325
‫سلام، دنیس.

101
00:04:44.367 --> 00:04:45.159
‫سلام.

102
00:04:45.201 --> 00:04:47.954
‫خب، معلوم شد کشیش، وکیل هم هست،

103
00:04:47.954 --> 00:04:53.042
‫و خب، من تصمیم گرفتم
‫امور طلاقم رو به اون بسپرم.

104
00:04:53.084 --> 00:04:55.628
‫وکیلت یه عاقده؟

105
00:04:55.628 --> 00:04:56.504
‫آره، فقط فکر کردم

106
00:04:56.504 --> 00:04:59.882
‫واسه اینکه این قضیه کاملا
انسانی و مدرن حل بشه،

107
00:04:59.924 --> 00:05:03.052
‫منطقیه که اوضاع، می‌دونی

108
00:05:03.094 --> 00:05:04.428
‫من به اعداد و ارقام که نگاه کردم،

109
00:05:04.428 --> 00:05:08.349
‫خوشبختانه، خیلی همه چی شسته و رفته‌ست.
‫اجازه هست؟

110
00:05:08.391 --> 00:05:10.101
‫بفرمایین‌.

111
00:05:10.560 --> 00:05:15.523
‫شما در حال حاضر
‫سالانه ۳۲۰ هزار دلار درآمد دارین.

112
00:05:15.564 --> 00:05:17.900
‫از سر محبت و خوش قلبی،

113
00:05:17.942 --> 00:05:20.903
‫شما سخاوتمندانه و مصرانه از تیم

114
00:05:20.945 --> 00:05:23.614
‫واسه تور انجمن گلف‌بازان
حرفه‌ای حمایت مالی کردین.

115
00:05:23.656 --> 00:05:25.908
‫گرچه از لحاظ آمار

116
00:05:25.950 --> 00:05:27.368
‫بیاین دعا کنیم.

117
00:05:27.410 --> 00:05:30.705
‫خدای بزرگ، لطفا همچنان به این مرد

118
00:05:30.746 --> 00:05:35.543
‫شجاعت لازم رو بده
‫که در این شرایط سخت دووم بیاره.

119
00:05:35.584 --> 00:05:36.419
‫آمین.

120
00:05:36.460 --> 00:05:41.882
‫از لحاظ آماری، مخارج تور
‫برای یه مرد ۳۴ ساله به نظر طاقت‌فرساست.

121
00:05:41.924 --> 00:05:45.011
‫به فرض اینکه شما حمایت
زناشویی‌تون رو ادامه بدین،

122
00:05:45.011 --> 00:05:48.055
‫که قانونا باید این کار رو بکنین،
‫من الان از نفقه صحبت می‌کنم،

123
00:05:48.097 --> 00:05:49.932
‫با در نظر گرفتن تورم،

124
00:05:49.974 --> 00:05:53.894
‫رشد شغلی مداوم‌تون،
‫چون آدم موفقی هستین،

125
00:05:53.936 --> 00:05:57.815
‫طی ۱۰ سال آینده ۲.۵ میلیون
دلار براتون هزینه می‌بره.

126
00:05:57.857 --> 00:06:01.485
‫با پول امروز میشه ۸۹۰ هزار دلار.

127
00:06:01.527 --> 00:06:04.655
‫تیم، چون آدم خوش قلبیه،

128
00:06:04.697 --> 00:06:07.658
‫حاضره تا ۶۵۰ هزار دلار بهتون تخفیف بده،

129
00:06:07.700 --> 00:06:10.619
‫به شرط اینکه همین امروز پرداخت بشه.

130
00:06:10.619 --> 00:06:14.540
‫گرچه اگه ترجیح بدین می‌تونیم براتون

131
00:06:14.540 --> 00:06:16.917
‫طی ۴ ماه قسط بندی کنیم.

132
00:06:18.210 --> 00:06:21.881
‫می‌خوای ۶۵۰ هزار دلار بهت بدم؟

133
00:06:21.922 --> 00:06:23.841
‫بگذریم، بهش فکر کنین،

134
00:06:23.883 --> 00:06:25.384
‫دعا بخونین.

135
00:06:25.426 --> 00:06:28.220
‫با وجدان و مشاوران‌تون مشورت کنین.

136
00:06:28.262 --> 00:06:31.849
‫بعد دوباره می‌تونیم صحبت کنیم.

137
00:06:55.915 --> 00:06:59.001
‫منظورت چیه به اون توی وکالت کمک می‌کنه؟

138
00:06:59.043 --> 00:07:01.921
‫ظاهرا یه پرونده‌ست
‫که به سانسور مربوط میشه.

139
00:07:01.962 --> 00:07:04.340
‫اینکه چرا به تارا نیاز داره، نمی‌دونم.

140
00:07:04.381 --> 00:07:06.717
‫به اون نیاز نداره. اونو می‌خواد.

141
00:07:06.717 --> 00:07:07.802
‫ببخشید؟

142
00:07:07.802 --> 00:07:10.596
‫اگه تمام این مدت ازش حمایت می‌کردی، این

143
00:07:10.638 --> 00:07:12.306
‫توی دوران افسردگیش
‫واسه گلف ازش حمایت می‌کردم.

144
00:07:12.306 --> 00:07:14.975
‫با این حال، طبق قانون، نفقه‌اش

145
00:07:14.975 --> 00:07:16.477
‫می‌خوام قانون رو تغییر بدم.

146
00:07:16.477 --> 00:07:17.895
‫می‌خوای قانون رو تغییر بدی؟

147
00:07:17.937 --> 00:07:21.273
‫آره، اگه قانون میگه
‫چون توی دوران افسردگیش حمایت مالیش کردم،

148
00:07:21.315 --> 00:07:24.026
‫تا ابد باید این کار رو بکنم،

149
00:07:24.068 --> 00:07:25.277
‫قانون باید عوض بشه.

150
00:07:25.319 --> 00:07:29.615
‫سارا، یه درخواست می‌خوام
‫که مشروعیت طلاق توافقی رو زیر سوال ببره.

151
00:07:29.657 --> 00:07:32.493
‫تا آخر امروز می‌خوامش.

152
00:07:34.161 --> 00:07:35.579
‫واسه چی به گرت نگاه می‌کنی؟

153
00:07:35.621 --> 00:07:37.915
‫اگه فکر می‌کردم گرت جواب رو داره،
‫منم به گرت نگاه می‌کردم.

154
00:07:37.915 --> 00:07:40.626
‫به جاش تو رو نگاه می‌کنم.

155
00:07:40.835 --> 00:07:42.336
‫آخر امروز، خب؟

156
00:07:42.336 --> 00:07:45.422
‫یه قاضی برام پیدا کن
‫که توی توافق طلاقش، رو دست خورده باشه.

157
00:07:45.464 --> 00:07:47.508
‫همچین موردی هست. برو!

158
00:07:49.301 --> 00:07:50.886
‫درخواست!

159
00:07:55.683 --> 00:07:58.561
‫اون تهدید کرد که ترکش می‌کنه،
‫و سرش داد زد،

160
00:07:58.602 --> 00:08:00.729
‫ "تو از ارث محرومی، تو از ارث محرومی."

161
00:08:00.771 --> 00:08:02.022
‫دو روز بعد، کشتش.

162
00:08:02.064 --> 00:08:02.898
‫- اعتراض دارم! ‫- اعتراض دارم!

163
00:08:02.940 --> 00:08:05.276
‫وارده. این قسمت آخر حذف میشه.

164
00:08:05.317 --> 00:08:09.572
‫خانم استدلر، میشه رابطه‌ی متهم
‫با مرحوم رو توصیف کنین؟

165
00:08:09.572 --> 00:08:10.406
‫خوب نبود.

166
00:08:10.447 --> 00:08:13.242
‫اون به شدت به خاطر بی‌وفاییش
‫از دستش عصبانی بود.

167
00:08:13.284 --> 00:08:16.120
‫توجه‌تون رو به شب سیزدهم دسامبر
‫همین امسال جلب می‌کنم،

168
00:08:16.161 --> 00:08:18.789
‫شما مکالمه‌ی بین

169
00:08:18.831 --> 00:08:21.208
‫متهم و دوستش رو شنیدین،

170
00:08:21.250 --> 00:08:23.586
‫مردی که اونجا نشسته، جاستین موری؟

171
00:08:23.627 --> 00:08:24.837
‫مشاجره بود.

172
00:08:24.878 --> 00:08:26.880
‫میشه بگین چی شنیدین، خانم؟

173
00:08:26.922 --> 00:08:29.967
‫خب، آقای موری، دوست اون خانم،

174
00:08:30.009 --> 00:08:33.095
‫خیلی ناراحت بود که
‫اون هنوزم با شوهرشه.

175
00:08:33.137 --> 00:08:36.849
‫و اون خانم گفت، "نیمه‌ی پر لیوان رو ببین.
‫قلب اون خیلی اوضاع خوبی نداره.

176
00:08:36.890 --> 00:08:40.060
‫هیجان احتمال سکته‌ی قلبیش رو افزایش میده."

177
00:08:40.102 --> 00:08:41.061
‫ممنون.

178
00:08:41.103 --> 00:08:42.563
‫من اینو به شوخی گفتم.

179
00:08:42.604 --> 00:08:45.024
‫من واسه ملاقات میام زندان ملاقاتت.

180
00:08:45.065 --> 00:08:46.692
‫شاهد در اختیار شماست.

181
00:08:50.321 --> 00:08:52.865
‫خانم استدلر، وقتی یه
هفته پیش ازتون پرسیدم

182
00:08:52.865 --> 00:08:55.617
‫چرا میگین موکل من شوهرش رو کشته،

183
00:08:55.659 --> 00:08:58.329
‫شما هرگز در مورد
‫این جمله‌ی موکلم به دوستش

184
00:08:58.370 --> 00:09:00.414
‫در مورد هیجان و سکته چیزی نگفتین، گفتین؟

185
00:09:00.414 --> 00:09:02.416
‫می‌خواستم این تیکه رو واسه دادگاه نگه دارم.

186
00:09:02.458 --> 00:09:04.168
‫شما از کلی نولان خوش‌تون نمیاد.

187
00:09:04.209 --> 00:09:04.626
‫نه، خوشم نمیاد.

188
00:09:04.626 --> 00:09:05.419
‫مشخصه.

189
00:09:05.461 --> 00:09:08.964
‫شما از آقای نولان مراقبت می‌کردین،
‫ولی اون می‌تونست پولش رو خرج کنه.

190
00:09:09.006 --> 00:09:12.468
‫آقای نولان و زنش یه توافقی داشتن، مگه نه؟

191
00:09:12.509 --> 00:09:15.137
‫که اون اجازه داشت با کس دیگه‌ای آشنا بشه؟

192
00:09:15.179 --> 00:09:18.515
‫من فقط می‌تونم بگم
‫اون از دست این خانم و دوستش ناراحت بود.

193
00:09:18.557 --> 00:09:20.184
‫اوه، عصبانی بود؟

194
00:09:20.225 --> 00:09:20.768
‫آره.

195
00:09:20.934 --> 00:09:22.686
‫به خاطرش غمگین می‌شد؟

196
00:09:22.728 --> 00:09:23.520
‫گاهی.

197
00:09:23.562 --> 00:09:27.441
‫راستش طی این یکی دو سال گذشته
‫کمی از افسردگی رنج می‌برد، نه؟

198
00:09:27.483 --> 00:09:28.150
‫خیلی کم.

199
00:09:28.192 --> 00:09:29.943
‫آقای شور، دارین چیکار می‌کنین؟

200
00:09:30.486 --> 00:09:32.112
‫دارم گرم می‌کنم، عالیجناب.

201
00:09:32.154 --> 00:09:33.989
‫شما جول نولان رو کشتین؟

202
00:09:34.031 --> 00:09:34.823
‫- چی؟ ‫- اعتراض دارم!

203
00:09:34.865 --> 00:09:36.200
‫شما به نوشیدنیش دسترسی داشتین!

204
00:09:36.241 --> 00:09:38.869
‫آقای شور، بهتره توجیه خوبی
‫واسه این اتهام داشته باشین.

205
00:09:38.911 --> 00:09:40.079
‫دوست دارم توجیه داشته باشم،

206
00:09:40.079 --> 00:09:43.332
‫ولی چون پلیس این احتمال رو بررسی نکرد،
‫دست‌هام بسته‌ست.

207
00:09:43.373 --> 00:09:46.001
‫خوب بود اگه پلیس

208
00:09:46.001 --> 00:09:49.004
‫واسه نتیجه گیری، مدرک جمع می‌کرد

209
00:09:49.046 --> 00:09:52.132
‫عوض اینکه به یه فرضیه دل ببنده.
‫شما اینطور فکر نمی‌کنین؟

210
00:09:52.174 --> 00:09:52.591
‫اعتراض دارم!

211
00:09:52.633 --> 00:09:55.135
‫این قسمت حذف میشه.
‫وکلا، بیاین به اتاق من.

212
00:09:56.095 --> 00:09:58.097
‫بهتون هشدار دادم
‫این دادگاه رو به مسخره نگیرین.

213
00:09:58.097 --> 00:09:59.723
‫این شهادت مخرب بود.

214
00:09:59.723 --> 00:10:01.517
‫باید یه حواس پرتی ایجاد می‌کردم.

215
00:10:01.558 --> 00:10:05.312
‫یا باید کسی رو متهم می‌کردم
‫یا شلوارم رو درمی‌آوردم.

216
00:10:05.354 --> 00:10:06.772
‫اینجاتون یه خرده کف

217
00:10:06.814 --> 00:10:08.232
‫حکم بی‌احترامی به
دادگاه‌تون رو دو برابر می‌کنم.

218
00:10:08.232 --> 00:10:10.067
‫مسخره بازی اون چی پس؟

219
00:10:10.109 --> 00:10:14.196
‫اونا پرونده رو توی مطبوعات مطرح کردن،
‫کاملا روی هیئت منصفه تاثیر گذاشتن.

220
00:10:14.238 --> 00:10:15.864
‫اون اطلاعاتی رو از ما مخفی کرد.

221
00:10:15.906 --> 00:10:19.243
‫خانم استدلر به اون به
عنوان "تیکه" اشاره کرد.

222
00:10:19.284 --> 00:10:22.579
‫مسخره بازی خودت رو چی میگی
‫که اجازه میدی این کارها انجام بشه؟

223
00:10:22.621 --> 00:10:25.207
‫عوضی روانی!

224
00:10:25.415 --> 00:10:27.960
‫داری تله میذاری تا چیزی بگم ‫که بتونی
توی تقاضای فرجام خواهی استفاده کنی.

225
00:10:27.960 --> 00:10:29.628
‫حکم بی‌احترامی به دادگاهت سه برابر شد.

226
00:10:29.670 --> 00:10:31.129
‫من درخواست لغو صلاحیت محاکمه رو میدم.

227
00:10:31.129 --> 00:10:31.547
‫بر چه اساسی؟

228
00:10:31.547 --> 00:10:33.298
‫براساس تو.

229
00:10:33.298 --> 00:10:37.219
‫به خاطر تو محاکمه عادلانه نیست.

230
00:10:37.261 --> 00:10:38.303
‫درخواستت رد شد.

231
00:10:38.345 --> 00:10:41.515
‫حکمت ۴ برابر شد.

232
00:10:44.852 --> 00:10:49.606
‫در مجموع روز خوبی واسه دادستانی بود.

233
00:10:50.107 --> 00:10:54.319
‫باید بگم همیشه در مورد
‫دادگاه قتل خودم خیال پردازی می‌کنم.

234
00:10:54.319 --> 00:10:57.155
‫ناامید شدم که دادگاهی برام تشکیل نشد.

235
00:10:57.197 --> 00:10:59.700
‫چیه، می‌خوای بری زندان؟

236
00:10:59.741 --> 00:11:02.202
‫نه، ولی هیجان داره،

237
00:11:02.244 --> 00:11:04.663
‫اینکه آدم توی بطنش قرار بگیره.

238
00:11:04.663 --> 00:11:09.334
‫به نظرم دفعه‌ی بعد مثل اون قاتل ‌بی‌تی‌کِی
‫یه سرنخی به جا بذارم،

239
00:11:09.376 --> 00:11:12.462
‫مثلا یه نشونه‌ای بذارم که جذاب بشه.

240
00:11:12.504 --> 00:11:14.923
‫منظورت چیه‌ دفعه‌ی بعد؟

241
00:11:15.924 --> 00:11:17.342
‫اوه

242
00:11:18.427 --> 00:11:20.971
‫من دوست دارم رویاپردازی کنم.

243
00:11:21.013 --> 00:11:24.850
‫گمونم والتر میتی درونمه.

244
00:11:25.058 --> 00:11:30.772
‫برنارد، تو به این فکر نمی‌کنی
‫که دوباره آدم بکشی، مگه نه؟

245
00:11:30.772 --> 00:11:33.734
‫معلومه که نه، ولی

246
00:11:34.735 --> 00:11:36.903
‫دلم تنگ شده

247
00:11:37.195 --> 00:11:41.199
‫کشتن یه آدم خیلی قدرت‌بخش بود.

248
00:11:41.241 --> 00:11:44.369
‫شبیه قدرت خدایی بود.

249
00:11:45.912 --> 00:11:49.750
‫البته که دوباره این کار رو نمی‌کنم.

250
00:12:03.138 --> 00:12:05.265
‫تو اصلا نباید این پرونده
رو قبول می‌کردی، دنی.

251
00:12:05.307 --> 00:12:07.100
‫وقتی یه زن خوشگل میگه، "خلاصم کن"،

252
00:12:07.142 --> 00:12:08.644
‫باید خلاصش کنی، شرلی.

253
00:12:08.685 --> 00:12:10.103
‫به همین سادگیه.

254
00:12:10.145 --> 00:12:12.356
‫اوه، واسه تو هیچ وقت ساده نبوده.

255
00:12:12.397 --> 00:12:14.524
‫ما به میراث‌مون فکر کردیم؟

256
00:12:14.566 --> 00:12:18.779
‫تو از مارک گراگوس به
مارک گراگوس تبدیل میشی.

257
00:12:18.820 --> 00:12:20.030
‫دنیس،

258
00:12:20.072 --> 00:12:21.365
‫خودت پرونده‌ی طلاقت رو به عهده گرفتی؟

259
00:12:21.365 --> 00:12:23.200
‫دو نفر کمکم می‌کنن.

260
00:12:23.241 --> 00:12:25.327
‫ولی پرونده دست خودته؟

261
00:12:25.702 --> 00:12:27.829
‫یه نفر دیگه رو اجیر کن.

262
00:12:27.871 --> 00:12:28.538
‫شرلی

263
00:12:28.538 --> 00:12:31.958
‫دنیس، یه نفر دیگه رو اجیر کن.

264
00:12:35.879 --> 00:12:38.173
‫مردم میان که شما به
عنوان ادوین استار بخونی،

265
00:12:38.215 --> 00:12:40.884
‫با اینکه شما ادوین استار واقعی نیستی؟

266
00:12:40.926 --> 00:12:43.595
‫بله، و اساسا می‌خوان
من آهنگ "جنگ" رو بخونم.

267
00:12:43.637 --> 00:12:45.389
‫آقای امریک، مشکل چیه؟

268
00:12:45.430 --> 00:12:49.059
‫ببینین، ما از دست دنیا ناراحت میشیم
‫که توی اقدامات جنگی‌مون، به ما ملحق نمیشه،

269
00:12:49.059 --> 00:12:50.977
‫ولی چطور می‌تونیم در
خارج ائتلافی شکل بدیم

270
00:12:51.019 --> 00:12:53.563
‫وقتی آمریکایی‌های داخل کشور مجاب نشن؟

271
00:12:53.605 --> 00:12:59.319
‫پس آمریکایی‌ها موظف هستن
‫که خفه خون بگیرن و مجاب بشن؟

272
00:12:59.319 --> 00:13:02.155
‫ما در دوران متفاوتی زندگی می‌کنیم.
‫اونجا کلوپ منه.

273
00:13:02.197 --> 00:13:06.743
‫من می‌خوام از کشورم حمایت کنم.
‫این آهنگ حمایت نمی‌کنه.

274
00:13:08.662 --> 00:13:09.871
‫بخون بشنویم.

275
00:13:09.913 --> 00:13:10.622
‫چی؟

276
00:13:10.664 --> 00:13:11.873
‫می‌خوام اینجا بشنومش.

277
00:13:11.915 --> 00:13:12.624
‫در دادگاه؟

278
00:13:12.666 --> 00:13:16.086
‫فردا ساعت ۲.
‫جلسه به اون موقع موکول میشه.

279
00:13:16.837 --> 00:13:17.754
‫دنی کرین‌.

280
00:13:17.796 --> 00:13:20.507
‫اون بلوند طبیعیه‌. دنی کرین.

281
00:13:20.632 --> 00:13:24.261
‫کنار هم بودیم که
‫اون یهو دستش رو گذاشت روی قفسه‌ی سینه‌اش.

282
00:13:24.302 --> 00:13:26.138
‫مطمئن بودم که حمله‌ی قلبی بهش دست داده.

283
00:13:26.179 --> 00:13:27.305
‫چیکار کردی؟

284
00:13:27.347 --> 00:13:28.473
‫زنگ زدم ۹۱۱،

285
00:13:28.682 --> 00:13:31.017
‫ولی تا وقتی اونا رسیدن،
دیگه خیلی دیر شده بود.

286
00:13:31.059 --> 00:13:32.310
‫بعدا متوجه شدی،

287
00:13:32.352 --> 00:13:36.690
‫شوهرت توی بدنش قرص تقویتی
‫و نیتروگلیسیرین داشته.

288
00:13:36.731 --> 00:13:37.566
‫آره.

289
00:13:37.607 --> 00:13:41.069
‫و متوجه شدی مشخص شده
‫که نیتروگلیسیرین توی نوشیدنیش بوده.

290
00:13:41.069 --> 00:13:41.820
‫آره.

291
00:13:41.862 --> 00:13:47.033
‫معلوم شد که کپسول‌ها
‫توی نوشیدنی خالی شدن.

292
00:13:47.075 --> 00:13:50.162
‫این مشخصا شبیه قتل به نظر میاد، کلی.

293
00:13:50.203 --> 00:13:53.290
‫که دقیقا قصدش همین بوده.

294
00:13:57.711 --> 00:13:59.796
‫داری میگی اون می‌خواسته بمیره؟

295
00:13:59.838 --> 00:14:01.840
‫و واسه قتلش برای من پاپوش درست کنه.

296
00:14:01.882 --> 00:14:06.845
‫درسته که با هم توافق کرده بودیم، ‫ولی اون
به خاطر رابطه‌های من خیلی عصبانی بود.

297
00:14:06.887 --> 00:14:09.097
‫پس اون حرفی که به دوستت زدی چی،

298
00:14:09.139 --> 00:14:10.849
‫اینکه گفتی شوهرت سکته می‌کنه؟

299
00:14:10.891 --> 00:14:13.602
‫شوخی بود، شوخی بدی بود، ولی

300
00:14:13.643 --> 00:14:17.480
‫اتفاق خیلی عجیبیه
‫که اونم به خاطر سکته‌ی قلبی مرد.

301
00:14:17.522 --> 00:14:19.774
‫اگه فرانسیس استدلر این شوخی رو شنیده،

302
00:14:19.774 --> 00:14:21.860
‫شک ندارم به شوهرم گفته،

303
00:14:21.902 --> 00:14:24.446
‫که احتمالا همین باعث شده
‫این فکر به ذهنش خطور کنه.

304
00:14:24.487 --> 00:14:28.033
‫چطور ممکنه شوهرت اینقدر ازت متنفر باشه

305
00:14:28.074 --> 00:14:31.578
‫که حاضر باشه بمیره
‫فقط واسه اینکه برات پاپوش درست کنه؟

306
00:14:31.620 --> 00:14:33.622
‫شاید واسه خاطر این حاضر بود بمیره

307
00:14:33.663 --> 00:14:35.874
‫چون خیلی دوستم داشت،

308
00:14:35.916 --> 00:14:38.043
‫و من داشتم عشقم رو به
کس دیگه‌ای عرضه می‌کردم.

309
00:14:38.084 --> 00:14:39.711
‫تو اونو نکشتی؟

310
00:14:39.753 --> 00:14:42.672
‫ابدا من اونو نکشتم.

311
00:14:44.758 --> 00:14:45.717
‫این دیگه چه کاری بود؟

312
00:14:45.759 --> 00:14:47.677
‫در نظر همه به عنوان
‫بی‌احساس‌ترین آدم جلوه کردی!

313
00:14:47.719 --> 00:14:49.512
‫- آروم باش، برد. ‫- آروم باشم؟

314
00:14:49.554 --> 00:14:51.723
‫هدف اینه کاری کنیم
‫هیئت منصفه دلشون به حال اون بسوزه،

315
00:14:51.765 --> 00:14:53.892
‫و اون مثل یه آدم برفی سرد و بی‌روح بود.

316
00:14:53.933 --> 00:14:55.769
‫این سوال چطوره؟ ‫واست مهمه؟

317
00:14:55.810 --> 00:14:57.896
‫- اصلا واست مهمه که اون مرده؟
‫- خیلی خب.

318
00:14:57.937 --> 00:14:59.981
‫متوجه نمیشم.
‫اینجوری می‌خوای زندگیت رو نجات بدی؟

319
00:15:00.023 --> 00:15:01.691
‫چیکار باید می‌کردم؟ گریه می‌کردم؟

320
00:15:01.691 --> 00:15:03.693
‫اون شروع خوبی بود
‫و بذار بهت یه چیزی رو بگم،

321
00:15:03.735 --> 00:15:05.695
‫اگه زمان سوال‌های دادستانی
‫به عنوان یه انسان جلوه نکنی،

322
00:15:05.695 --> 00:15:07.447
‫کارت تمومه، اگه تا الان
کارت تموم نشده باشه.

323
00:15:07.489 --> 00:15:09.199
‫نمی‌تونم وانمود به چیزی بکنم که نیستم.

324
00:15:09.240 --> 00:15:11.076
‫هیئت منصفه متوجه میشن، نمیشن؟

325
00:15:11.117 --> 00:15:14.579
‫ببین، چیزی که داریم بهت میگیم ‫اینه که
اگه هیئت منصفه رو با خودت همراه نکنی،

326
00:15:14.621 --> 00:15:19.292
‫اگه اونا تو رو به چشم یه انسان نبینن،
‫یا حداقل گوشه‌ای از یه انسان نبینن،

327
00:15:19.292 --> 00:15:22.337
‫امشب بشین "اولد یلر" رو بخون
‫یا هر کار لازمه بکن،

328
00:15:22.379 --> 00:15:25.340
‫ولی فردا جوری بیا اینجا
‫که واسه بروز احساسات آماده باشی.

329
00:15:25.382 --> 00:15:30.220
‫وگرنه باقی عمرت رو میفتی زندان.

330
00:15:34.182 --> 00:15:37.185
‫اون گفت می‌خواد کسی رو بکشه؟

331
00:15:37.227 --> 00:15:40.522
‫نه، ولی الان فکر می‌کنم که شاید بکشه،

332
00:15:40.563 --> 00:15:43.817
‫واسه همینه که علی رغم
میل باطنیم اومدم اینجا.

333
00:15:43.858 --> 00:15:47.070
‫اون دقیقا در مورد کشتن چی گفت؟

334
00:15:47.112 --> 00:15:50.031
‫گفت قدرت خدایی بهش میده، که

335
00:15:50.073 --> 00:15:53.910
‫دلیل اصلی اینکه خدا رو بهش معرفی کردم
‫این بود که یه مسیر دیگه رو پیش بگیره.

336
00:15:53.952 --> 00:15:57.288
‫خب، خیال پردازی الکی، این چیزی نیست
‫که بتونیم به خاطرش اونو دستگیر کنیم.

337
00:15:57.330 --> 00:16:00.834
‫قتل‌های قبلیش چی؟

338
00:16:01.000 --> 00:16:03.378
‫می‌خوام باهاتون صادق باشم، خانم پایپر.

339
00:16:03.420 --> 00:16:05.338
‫شما اعتراف کردین که اون گفته این کار الهیه.

340
00:16:05.380 --> 00:16:10.218
‫این یعنی اعترافش پیش شما
‫ممکنه به خاطر قمپز در کردن باشه‌.

341
00:16:10.427 --> 00:16:12.595
‫ولی شما واسه اون قتل‌ها اونو دستگیر کردین.

342
00:16:12.637 --> 00:16:15.265
‫و به خاطر کمبود مدرک
نتونستیم اونو محاکمه کنیم.

343
00:16:15.265 --> 00:16:17.100
‫ولی الان دارم بهتون مدرک میدم.

344
00:16:17.142 --> 00:16:18.685
‫که مشکل‌داره.

345
00:16:18.726 --> 00:16:20.395
‫رابطه‌تون با آقای فریون

346
00:16:20.437 --> 00:16:23.314
‫می‌تونه در زمره‌ی محرمانگی
‫وکیل و موکل قرار بگیره

347
00:16:23.356 --> 00:16:27.569
‫با توجه به نحوه‌ای که
‫اولین بار از این جنایات مطلع شدین.

348
00:16:27.569 --> 00:16:28.570
‫گوش کنین ببینین چی میگم.

349
00:16:28.611 --> 00:16:31.531
‫من قضیه رو بررسی می‌کنم،
‫با دادستان صحبت می‌کنم.

350
00:16:31.531 --> 00:16:35.952
‫ولی در حال حاضر خوشبین نیستم.

351
00:16:56.139 --> 00:16:58.850
‫اینقدر خوب داره پیش میره، ها؟

352
00:16:59.642 --> 00:17:02.520
‫آخه واسه چی گذاشتی شهادت بده؟

353
00:17:02.520 --> 00:17:05.523
‫چون هیئت منصفه باید
‫از زبون خودش می‌شنید که این کار رو نکرده‌.

354
00:17:05.565 --> 00:17:07.108
‫اون یارو توی اخبار داره میگه‌

355
00:17:07.150 --> 00:17:09.944
‫اون به نظر بی‌رحم و حتی روانی اومده.

356
00:17:09.986 --> 00:17:15.658
‫ایشالا که زمان سوالات دادستانی،
‫بتونه گرم و احساساتی جلوه کنه.

357
00:17:16.409 --> 00:17:20.205
‫این پرونده کاملا ضمنیه، شرلی.

358
00:17:20.246 --> 00:17:23.499
‫هر چقدر هم که دفاعیه‌مون ضعیف باشه،

359
00:17:23.541 --> 00:17:27.921
‫آخرش دادستان چیزی نداره جز

360
00:17:27.962 --> 00:17:31.090
‫شک و شبهه.

361
00:17:31.132 --> 00:17:33.676
‫یه چیزی رو فراموش کردی.

362
00:17:33.968 --> 00:17:38.139
‫همه می‌خوان که اون محکوم بشه.

363
00:17:51.945 --> 00:17:53.112
‫تلفنچی ۹۱۱ هستم.

364
00:17:53.279 --> 00:17:57.033
‫بله، شوهرم سکته‌ی قلبی کرده.
‫لطفا یه آمبولانس بفرستین.

365
00:17:57.200 --> 00:18:01.079
‫آدرس‌‌مون خیابون ویگهام
پلاک ۱۶۲۲ در سادبریه.

366
00:18:01.204 --> 00:18:02.538
‫هر چه زودتر بفرستین.

367
00:18:03.915 --> 00:18:05.750
‫این تماس شما با ۹۱۱ بود؟

368
00:18:05.792 --> 00:18:06.793
‫بله.

369
00:18:07.502 --> 00:18:10.129
‫به نظر اصلا آشفته نمیومدین.

370
00:18:10.171 --> 00:18:13.007
‫سعی داشتم خونسردی خودم رو حفظ کنم
‫تا اطلاعات رو به خوبی برسونم

371
00:18:13.049 --> 00:18:14.884
‫به امید اینکه جونش رو نجات بدم.

372
00:18:14.884 --> 00:18:17.136
‫شما سعی داشتین خونسرد به نظر بیاین؟

373
00:18:17.136 --> 00:18:18.054
‫آره.

374
00:18:18.096 --> 00:18:20.640
‫اون موقع نمی‌دونستم جرمی اتفاق افتاده.

375
00:18:20.640 --> 00:18:22.058
‫الان می‌دونم‌.

376
00:18:22.058 --> 00:18:24.394
‫طبق گفته‌ی کارآگاه
ریچموند، شما گریه نمی‌کردین.

377
00:18:24.435 --> 00:18:27.397
‫حتی خط چشم‌تون به هم نریخته بود.

378
00:18:27.438 --> 00:18:30.149
‫گمونم اگه قصد داشتم
‫از زیر جرمی قسر در برم،

379
00:18:30.191 --> 00:18:32.193
‫مطمئن می‌شدم خط چشم‌هام به هم بریزه.

380
00:18:32.235 --> 00:18:36.155
‫شاید حتی لیوان نوشیدنی رو می‌شستم،
‫اثر انگشت رو از روش پاک می‌کردم،

381
00:18:36.197 --> 00:18:40.743
‫کلی کار هست که
‫یه آدم بی‌گناه فراموش می‌کنه انجام بده.

382
00:18:44.831 --> 00:18:48.126
‫کلا نفقه تبعیض جنسیتیه، عالیجناب.

383
00:18:48.167 --> 00:18:51.421
‫منطق غیر شفافش،
‫اگه مقصود قانون رو بررسی کنین،

384
00:18:51.462 --> 00:18:54.215
‫اینه که زنان نمی‌تونن خودشون رو تامین کنن.

385
00:18:54.257 --> 00:18:58.052
‫- خانم باور، آیا...
‫- مقصود شفاش برمی‌گرده به فداکاری

386
00:18:58.094 --> 00:19:02.223
‫آینده‌ی شغلی نابود شده‌ی زنان
‫که خونه بمونن و بچه بزرگ کنن.

387
00:19:02.265 --> 00:19:03.182
‫خانم باور

388
00:19:03.224 --> 00:19:05.518
‫مشخصا قانون گذاران هرگز

389
00:19:05.560 --> 00:19:09.689
‫نمی‌خواستن این قانون به قدری تحریف بشه
‫که روزی بتونه در جایی صدق کنه

390
00:19:09.730 --> 00:19:16.279
‫که زنی مجبور به کار بشه
‫تا مخارج گلف شوهر تن پرورش رو تامین کنه.

391
00:19:17.029 --> 00:19:20.533
‫من توی لحن‌تون احساسات می‌بینم.

392
00:19:21.409 --> 00:19:24.203
‫اساس قانون،

393
00:19:24.245 --> 00:19:27.999
‫نقش قاضی، اینه که به حکم منصفانه برسه.

394
00:19:27.999 --> 00:19:30.418
‫این به نظر شما انصافه؟

395
00:19:30.460 --> 00:19:34.005
‫خانم وکیل، منم از خدامه
‫که قانون نفقه برداشته بشه

396
00:19:34.046 --> 00:19:37.508
‫یا حداقل جوری اصلاح بشه
‫که یه شکل مبتنی بر شایستگی به خودش بگیره،

397
00:19:37.550 --> 00:19:40.511
‫و شاید روزی این اتفاق بیفته،

398
00:19:40.553 --> 00:19:42.013
‫ولی بی‌خیال.

399
00:19:42.013 --> 00:19:44.932
‫من قطعا نمی‌تونم اینجا حکم کاشف حق بدم،

400
00:19:44.974 --> 00:19:47.226
‫و گمونم خودتون اینو می‌دونین.

401
00:19:47.226 --> 00:19:49.270
‫درخواست رد میشه.

402
00:19:56.194 --> 00:19:59.113
‫با توجه به اینکه شما ستیزه‌جو هستین،

403
00:19:59.155 --> 00:20:04.160
‫به نظرم باید به موکلم توصیه کنم
‫بی‌خیال تخفیف مهربانانه‌اش بشه.

404
00:20:04.202 --> 00:20:07.205
‫رقم دوباره برگشت به همون ۸۹۰ هزار دلار.

405
00:20:07.246 --> 00:20:10.082
‫بهش فکر کنین، دعا کنین.

406
00:20:10.124 --> 00:20:14.253
‫می‌تونیم بعدا دوباره با
ذهن آروم با هم صحبت کنیم.

407
00:20:22.970 --> 00:20:24.055
‫حالا چی؟

408
00:20:24.055 --> 00:20:26.849
‫اینو به شما دو تا می‌سپرم.

409
00:20:26.849 --> 00:20:28.809
‫می‌خوام باهاش جلسه‌ی استشهادیه بذارین،

410
00:20:28.851 --> 00:20:31.354
‫تمام سوابق مالی و
‫سوابق خانوادگیش رو درخواست بدین،

411
00:20:31.395 --> 00:20:33.564
‫تحقیق و استنطاق ازش کنین،
‫مدرک سازی ازش گیر بیارین.

412
00:20:33.606 --> 00:20:35.441
‫اگه نامزدی داره،
‫باهاش جلسه‌ی استشهادیه بذارین.

413
00:20:35.483 --> 00:20:37.652
‫بفهمین اون کمک مالی بهش می‌کنه یا نه.

414
00:20:37.693 --> 00:20:40.655
‫می‌خوام با کشیش وارد جنگ کاغذی بشم.

415
00:20:40.696 --> 00:20:43.449
‫می‌خوام شما دو تا زندگی‌شون رو جهنم کنین،

416
00:20:43.491 --> 00:20:46.202
‫تا جفت‌شون دست از پا درازتر
‫واسه توافق کردن بیان پیشم.

417
00:20:46.244 --> 00:20:47.203
‫این جنگه.

418
00:20:47.203 --> 00:20:48.287
‫این

419
00:20:56.170 --> 00:20:59.840
‫واسه همین رفتم دانشکده‌ی حقوق،
‫که در مورد مشکلات جر و بحث کنم.

420
00:20:59.882 --> 00:21:01.968
‫حالا باهام ازدواج می‌کنی یا نه؟

421
00:21:01.968 --> 00:21:04.553
‫هنوز منتظر جوابم.

422
00:21:04.595 --> 00:21:05.429
‫هرگز ازم درخواست نکردی.

423
00:21:05.471 --> 00:21:06.472
‫نکردم؟

424
00:21:08.432 --> 00:21:10.351
‫گمونم خودم رو لو دادم، نه؟

425
00:21:35.042 --> 00:21:36.669
‫این جزء آهنگ نیست.

426
00:21:36.711 --> 00:21:38.713
‫توی سوالات متقابل به کار میاد، خوشم اومد.

427
00:21:38.754 --> 00:21:39.797
‫منطقه‌ی خاکستری.

428
00:21:39.839 --> 00:21:41.590
‫ولی قضیه‌ی اون همه "محض رضای خدا" چی بود؟

429
00:21:41.632 --> 00:21:43.551
‫این تیکه کلام مختص ادوین استاره.

430
00:21:43.592 --> 00:21:45.386
‫محض رضای خدا! امتحانش کن‌.

431
00:21:45.428 --> 00:21:47.221
‫- نمی‌خوام. ‫- نه، کِیف میده.

432
00:21:47.263 --> 00:21:49.348
‫محض رضای خدا!

433
00:21:51.225 --> 00:21:53.394
‫آلن، سلام.

434
00:21:55.104 --> 00:21:58.691
‫آلن شور. معرفی می‌کنم، مالکوم هولمز.

435
00:22:00.192 --> 00:22:02.486
‫خوش وقتم. تارا خیلی ازت تعریف کرده.

436
00:22:02.528 --> 00:22:07.074
‫جدی؟ ولی در مورد تو هیچی به من نگفته.

437
00:22:08.951 --> 00:22:11.203
‫اوه، من و مالکوم، ما

438
00:22:11.245 --> 00:22:12.580
‫ما

439
00:22:12.955 --> 00:22:14.457
‫دوستان قدیمی هستین.

440
00:22:14.498 --> 00:22:16.542
‫تو اونی هستی که قلبش رو دزدید.

441
00:22:16.584 --> 00:22:20.087
‫و تو اونی هستی که اون
با علاقه قلبش رو بهش داد.

442
00:22:20.296 --> 00:22:22.214
‫دادگاهت چطور پیش میره؟

443
00:22:22.673 --> 00:22:24.216
‫خوبه. مال تو چی؟

444
00:22:24.258 --> 00:22:25.760
‫معرکه‌ست.

445
00:22:33.350 --> 00:22:35.561
‫حق با توئه. اون بامزه‌ست.

446
00:22:47.156 --> 00:22:49.283
‫نمایش به همین زودی تموم شد؟

447
00:22:49.909 --> 00:22:52.119
‫به نظر حسابی خسته‌ای.

448
00:22:52.578 --> 00:22:56.999
‫الان تارا رو دیدم
‫که داشت با یه مرد دیگه می‌خندید.

449
00:23:00.169 --> 00:23:04.715
‫مطمئنی دل و قلوه نمی‌دادن؟

450
00:23:05.049 --> 00:23:07.968
‫نه، داشتن می‌خندیدن.

451
00:23:09.512 --> 00:23:12.806
‫اون دختر و این پرونده رو
توی یه هفته از دست میدم.

452
00:23:12.848 --> 00:23:14.558
‫هنوز پرونده رو از دست ندادی.

453
00:23:14.600 --> 00:23:17.019
‫شهادت کلی توی دادگاه رو شنیدی؟

454
00:23:17.061 --> 00:23:20.147
‫دنی، چطور ممکنه هیئت منصفه
‫رایی غیر از گناهکاری اون بده؟

455
00:23:20.147 --> 00:23:22.942
‫تنها چیزی که نیاز داری شک معقوله.

456
00:23:22.942 --> 00:23:27.530
‫وقتی جوون‌تر بودم،
‫خیلی قبل‌تر از اینکه جنون گاوی داشته باشم،

457
00:23:27.905 --> 00:23:30.449
‫وقتی توی خطابه‌ی آخرم داشتم شکست می‌خوردم،
‫همینجوری ادامه می‌دادم،

458
00:23:30.449 --> 00:23:32.618
‫تا وقتی مطمئن نبودم
‫که پیروزی تو چنگمه نمی‌نشستم.

459
00:23:32.660 --> 00:23:36.288
‫فقط خسته‌شون کن.

460
00:23:36.914 --> 00:23:38.791
‫شک معقول.

461
00:23:38.832 --> 00:23:40.668
‫اونقدر ادامه بده

462
00:23:40.709 --> 00:23:44.755
‫تا وقتی من بهت علامت بدم
‫که پیروزی توی چنگته.

463
00:23:49.301 --> 00:23:52.721
‫جدی اونا داشتن می‌خندیدن؟

464
00:23:54.056 --> 00:23:56.976
‫اون از دست رفته.

465
00:24:07.653 --> 00:24:09.780
‫سارا، کارمون تمومه.

466
00:24:09.822 --> 00:24:12.408
‫توی تمام پرونده‌های طلاق،
‫آخرش موکل‌ها از وکیل‌ها متنفر میشن.

467
00:24:12.449 --> 00:24:14.451
‫موکل الان‌مون یه وکیل ارشد در شرکته.

468
00:24:14.493 --> 00:24:16.203
‫امکان نداره بتونیم
‫از این جون سالم به در ببریم.

469
00:24:16.203 --> 00:24:20.332
‫مگه اینکه با یه جور معجزه،
‫بتونیم ناپدیدش کنیم، که نمی‌تونیم

470
00:24:20.332 --> 00:24:21.917
‫مگه اینکه

471
00:24:22.084 --> 00:24:23.127
‫مگه اینکه چی؟

472
00:24:23.168 --> 00:24:26.672
‫خب، عوض اینکه شوهر سابق رو هدف قرار بدیم،
‫میریم سراغ اون کشیش.

473
00:24:26.714 --> 00:24:27.673
‫کشیش؟

474
00:24:27.673 --> 00:24:30.009
‫سه تا شکایت به خاطر آزار و اذیت ازش شده.

475
00:24:30.050 --> 00:24:32.094
‫یارو یه نقطه ضعف قطعی داره.

476
00:24:32.094 --> 00:24:34.054
‫از مسیری که این مکالمه
داره میره خوشم نمیاد.

477
00:24:34.096 --> 00:24:36.056
‫سارا، اولین باری که دیدمت، پیش خودم گفتم،

478
00:24:36.098 --> 00:24:38.934
‫"وای، این چه زن خوشگل و باهوشیه

479
00:24:38.976 --> 00:24:40.936
‫که می‌تونه قشنگ مردها رو فریب بده."

480
00:24:40.978 --> 00:24:43.522
‫تشکر کنم یا بزنم تو گوشت؟

481
00:24:43.564 --> 00:24:45.482
‫من با هیچ کدومش مشکلی ندارم،
‫ولی ببین، الان یه فکری به سرم زد.

482
00:24:45.482 --> 00:24:47.234
‫اگه جواب نده، خب جواب نداده،

483
00:24:47.276 --> 00:24:51.238
‫ولی در حال حاضر هیچی
واسه از دست دادن نداریم.

484
00:24:51.405 --> 00:24:52.865
‫بهم اعتماد کن.

485
00:24:57.578 --> 00:24:58.996
‫تلفنچی ۹۱۱ هستم.

486
00:24:59.038 --> 00:25:03.125
‫بله، شوهرم سکته‌ی قلبی کرده.
‫لطفا یه آمبولانس بفرستین.

487
00:25:03.125 --> 00:25:06.962
‫آدرس‌‌مون خیابون ویگهام
پلاک ۱۶۲۲ در سادبریه.

488
00:25:07.004 --> 00:25:08.213
‫هر چه زودتر بفرستین.

489
00:25:09.339 --> 00:25:12.176
‫این به نظر شما غم و اندوهی توش بود؟

490
00:25:12.217 --> 00:25:14.970
‫این زن چقدر بی‌رحم و حسابگره؟

491
00:25:15.012 --> 00:25:18.182
‫کارآگاه ریچموند بهتون گفت
‫اون حتی سر صحنه گریه هم نمی‌کرده،

492
00:25:18.182 --> 00:25:20.225
‫فقط رفتاری تهی داشته

493
00:25:20.225 --> 00:25:24.104
‫در حالی که با خونسردی سعی داشته
‫پلیس رو به سمت مرگ طبیعی سوق بده.

494
00:25:24.146 --> 00:25:27.983
‫و بعد وقتی گزارش سم شناسی
‫بهش نشون داده شده، اون گفته،

495
00:25:27.983 --> 00:25:30.402
‫ "خدای من، اون خودکشی
کرده که از من انتقام بگیره."

496
00:25:30.444 --> 00:25:34.656
‫این غیر ممکن‌ترین، بعیدترین
‫و مستاصل‌ترین فرضیه‌ایه

497
00:25:34.698 --> 00:25:37.493
‫که در طی ۱۷ سال کارم
به عنوان دادستان شنیدم.

498
00:25:37.534 --> 00:25:39.828
‫چه جور هیولایی می‌تونه
‫شوهرش رو چیزخور کنه

499
00:25:39.870 --> 00:25:43.499
‫و بعد کنارش بمونه
‫تا شاهد مرگش باشه؟

500
00:25:43.540 --> 00:25:46.084
‫خب، شما اون هیولا رو در جایگاه دیدین.

501
00:25:46.126 --> 00:25:49.171
‫سطحی، بدون احساسات، سرد و بی‌روح.

502
00:25:49.213 --> 00:25:53.801
‫شهادتش بی‌وجدان و بی‌رحمانه بود.

503
00:25:53.842 --> 00:25:56.762
‫شما از نزدیک شاهد

504
00:25:56.762 --> 00:25:59.640
‫ماهیت یه قاتل بودین.

505
00:26:03.685 --> 00:26:05.938
‫اونقدر ادامه بده تا وقتی
اونا به شک معقول بیفتن.

506
00:26:05.979 --> 00:26:08.732
‫کل روز می‌تونم سخنرانی کنم.

507
00:26:08.774 --> 00:26:11.485
‫آقای شور، ما منتظریم.

508
00:26:12.027 --> 00:26:13.737
‫بله، عالیجناب.

509
00:26:18.200 --> 00:26:20.077
‫واسه چی اینجاییم؟

510
00:26:20.077 --> 00:26:23.121
‫قطعا به خاطر مدرک نیست.
‫چون مدرکی در کار نیست.

511
00:26:23.163 --> 00:26:26.208
‫شاهدی دیده که موکل من
‫به همسرش قرص تقویتی بده؟

512
00:26:26.250 --> 00:26:29.253
‫کسی دیده اون توی نوشیدنیش
نیتروگلیسیرین بریزه؟

513
00:26:29.294 --> 00:26:32.130
‫نه، از ما تقاضا شده
‫که این شرارت رو فرض کنیم.

514
00:26:32.172 --> 00:26:37.678
‫خب، چرا نتونیم همین ذهنیت شوم رو
‫به مرحوم نسبت بدیم؟

515
00:26:37.719 --> 00:26:39.972
‫چون آدم‌ها جون خودشون رو نمی‌گیرن؟

516
00:26:40.013 --> 00:26:45.060
‫سالانه در سراسر جهان
‫بیش از یه میلیون خودکشی داریم، یه میلیون.

517
00:26:45.102 --> 00:26:50.107
‫خودکشی خیلی رایج‌تر
‫و بنابراین محتمل‌تر از قتله،

518
00:26:50.148 --> 00:26:51.441
‫پس واسه چی اینجاییم؟

519
00:26:51.483 --> 00:26:53.902
‫چون کلی نولان رفتاری تهی
‫و چهره‌ای عاری از احساس داشته

520
00:26:53.944 --> 00:26:55.862
‫وقتی پلیس سر صحنه حاضر شده؟

521
00:26:55.904 --> 00:26:57.781
‫خدایا، اون شوکه بوده.

522
00:26:57.781 --> 00:27:01.410
‫شوهرش درست جلوی چشم‌هاش مرده بود.

523
00:27:01.451 --> 00:27:03.412
‫اثر انگشت روی لیوان نوشیدنی؟

524
00:27:03.453 --> 00:27:04.997
‫اونجا خونه‌اش بود.

525
00:27:05.038 --> 00:27:07.249
‫اون داشته با شوهرش نوشیدنی می‌خورده.

526
00:27:07.291 --> 00:27:11.378
‫واقعا اینقدر غیر قابل باوره
‫که به لیوان دست زده باشه؟

527
00:27:11.420 --> 00:27:12.629
‫و اگه گناهکار بود،

528
00:27:12.671 --> 00:27:15.424
‫فکر نمی‌کنین لیوان رو تمیز می‌کرد،
‫یا اونو می‌شست،

529
00:27:15.465 --> 00:27:18.719
‫تا نیترو شناسایی نشه؟

530
00:27:18.760 --> 00:27:20.721
‫واسه چی اینجاییم؟

531
00:27:20.762 --> 00:27:24.850
‫چون گفته میشه شوهرش ۲ روز قبل از مرگ
‫تهدید کرده که اونو از ارث محروم می‌کنه؟

532
00:27:24.891 --> 00:27:27.185
‫طبق ادعای کلی، اصلا همچین اتفاقی نیفتاده.

533
00:27:27.227 --> 00:27:28.729
‫خدمتکار خونه میگه این اتفاق افتاده،

534
00:27:28.770 --> 00:27:32.774
‫ولی این شاهدیه که اعتراف کرد
‫از موکل من متنفره،

535
00:27:32.774 --> 00:27:35.360
‫اعتراف کرد اطلاعاتی رو از من‌ مخفی کرده

536
00:27:35.402 --> 00:27:37.904
‫تا بتونه توی دادگاه بیشتر
به اون آسیب برسونه.

537
00:27:37.946 --> 00:27:39.614
‫اون غرض‌ورزی داره،

538
00:27:39.656 --> 00:27:42.534
‫و دادستانی هیچ کس رو
‫واسه تایید صحت ادعاهای اون پیشنهاد نکرد.

539
00:27:42.576 --> 00:27:44.953
‫پس واسه چی اینجاییم؟

540
00:27:44.953 --> 00:27:47.289
‫به خاطر اون شوخی سکته‌ی قلبی
‫که به دوستش گفته،

541
00:27:47.331 --> 00:27:48.915
‫که به طرز مشکوکی همزمانی داره،

542
00:27:48.957 --> 00:27:51.376
‫ولی چیزی بوده که گفته، ولی انجام نداده،

543
00:27:51.418 --> 00:27:53.795
‫و به مزاح گفته. بیاین به خاطر داشته باشیم،

544
00:27:53.837 --> 00:27:55.505
‫اصلا ادعا نشد

545
00:27:55.547 --> 00:27:57.799
‫که دوستش یا خدمتکار منزل

546
00:27:57.841 --> 00:28:00.010
‫حتی لحظه‌ای این حرف رو جدی گرفته باشن.

547
00:28:00.052 --> 00:28:02.429
‫اگه جدی گرفته بودن،
‫چرا به پلیس زنگ نزدن؟

548
00:28:02.471 --> 00:28:05.390
‫اساسا هیچ مدرکی نیست

549
00:28:05.432 --> 00:28:09.311
‫که بتونین بدون هیچ شک
معقولی به این نتیجه برسین

550
00:28:09.352 --> 00:28:13.190
‫که کلی نولان شوهرش رو کشته،
‫پس واسه چی اینجاییم؟

551
00:28:14.775 --> 00:28:16.818
‫ولی حالا که اینجاییم،

552
00:28:16.860 --> 00:28:18.779
‫پلیس رو چی میگین؟

553
00:28:18.820 --> 00:28:22.783
‫اونا اعتراف کردن که هیچ فرضیه‌ی دیگه‌ای،
‫من جمله خودکشی رو بررسی نکردن.

554
00:28:22.783 --> 00:28:24.159
‫شنیدین کارآگاه ریچموند چی گفت.

555
00:28:24.201 --> 00:28:27.829
‫اونا فورا روی کلی، و فقط کلی تمرکز کردن

556
00:28:27.871 --> 00:28:29.956
‫چون اون کسی بود
‫که اونا می‌خواستن بگیرن.

557
00:28:29.998 --> 00:28:31.500
‫و شما رو نمی‌دونم،

558
00:28:31.500 --> 00:28:35.128
‫ولی واسه من خیلی عجیبه که دادستانی،

559
00:28:35.170 --> 00:28:38.298
‫عوض اینکه توی خطابه‌ی آخرش
‫به مدارک متوسل بشه،

560
00:28:38.340 --> 00:28:41.468
‫تصمیم گرفت روی رفتار
موکل من حین شهادت تمرکز کنه.

561
00:28:41.510 --> 00:28:42.719
‫یعنی چی آخه؟

562
00:28:42.761 --> 00:28:45.555
‫اون می‌خواد شما کلی رو به قتل محکوم کنین

563
00:28:45.555 --> 00:28:48.350
‫چون توی جایگاه شهود
سرد و بی‌روح به نظر اومده.

564
00:28:48.391 --> 00:28:49.935
‫منم سردی رفتارش رو دیدم.

565
00:28:49.976 --> 00:28:51.561
‫ولی چیزی که اساسا شاهدش بودم

566
00:28:51.603 --> 00:28:54.940
‫کسی بود که اصلا اعتماد به نفس نداشت.

567
00:28:54.981 --> 00:28:58.443
‫خب، کسایی که به اشتباه متهم میشن
‫معمولا اینجوری هستن.

568
00:28:58.485 --> 00:29:01.279
‫شما چقدر گرم و احساساتی می‌بودین

569
00:29:01.321 --> 00:29:03.657
‫اگه به غلط به قتل متهم می‌شدین،

570
00:29:03.698 --> 00:29:05.992
‫اگه مضحکه‌ی رسانه‌ها می‌شدین،

571
00:29:06.034 --> 00:29:08.036
‫اگه حریم خصوصی‌تون نقض می‌شد

572
00:29:08.078 --> 00:29:10.789
‫و عکس‌های خصوصی‌تون
‫توی اینترنت پخش می‌شد؟

573
00:29:10.831 --> 00:29:15.252
‫کسایی که بی‌رحمانه مورد نکوهش قرار می‌گیرن
‫معمولا سرد و بی‌روح میشن.

574
00:29:15.293 --> 00:29:18.213
‫کلی نولان از لحاظ احساسی خفه شده.

575
00:29:18.255 --> 00:29:20.632
‫احساسی نداره، نمی‌تونه چیزی حس کنه

576
00:29:20.674 --> 00:29:23.009
‫و نمی‌تونه تظاهر به آسیب پذیری کنه

577
00:29:23.051 --> 00:29:26.805
‫واسه اینکه دلسوزی هیئت
منصفه رو به دست بیاره.

578
00:29:26.847 --> 00:29:30.559
‫اون بی‌گناهه، و نیازی نیست اینو ثابت کنه.

579
00:29:32.310 --> 00:29:34.854
‫ "شادن‌فرویده."

580
00:29:35.855 --> 00:29:40.986
‫از کلمات آلمانی شادن و فرویده میاده،
‫"آسیب" و "لذت."

581
00:29:41.027 --> 00:29:46.741
‫یعنی از بدبختی دیگران
‫لذت مغرضانه و خبیثانه ببری.

582
00:29:46.783 --> 00:29:50.996
‫ما قبلا اینو یه جنبه‌ی زشت
ذات انسانی تلقی می‌کردیم،

583
00:29:51.037 --> 00:29:53.331
‫ولی خیلی خیلی بیشتر از ایناست.

584
00:29:53.373 --> 00:29:58.795
‫راستش اخیرا یه استاد دانشگاه استنفورد
‫توی اسکن مغزی، شادن‌فرویده رو مشاهده کرد.

585
00:29:58.837 --> 00:30:01.298
‫پدیده‌ای روان پزشکیه.

586
00:30:01.339 --> 00:30:03.341
‫وقتی سقوط بقیه رو می‌بینیم،

587
00:30:03.383 --> 00:30:07.554
‫گاهی باعث میشه توی جسم مخطط پشتی مغز
‫یه ماده شیمیایی منتشر بشه،

588
00:30:07.596 --> 00:30:11.308
‫که در واقع باعث میشه
احساس لذت بهمون دست بده.

589
00:30:11.349 --> 00:30:14.978
‫اگه اخبار رو تماشا کنین
‫یا روزنامه‌ها رو بخونین،

590
00:30:15.020 --> 00:30:18.523
‫که البته این کار رو نمی‌کنین،
‫چون قاضی نمیذاره، ولی اگه می‌کردین،

591
00:30:18.565 --> 00:30:21.818
‫اون وقت شاهد لذت
بی‌نظیر و غیر قابل انکار

592
00:30:21.860 --> 00:30:26.072
‫رسانه‌ها و مردم به خاطر
گرفتاری کلی نولان می‌بودین.

593
00:30:26.114 --> 00:30:30.285
‫من شکی ندارم که
‫شما می‌خواین کلی نولان مجازات بشه.

594
00:30:30.327 --> 00:30:33.038
‫اون واسه پول ازدواج کرد.
با کس دیگه‌ای رابطه داشت.

595
00:30:33.038 --> 00:30:35.749
‫با دوستش توی استخر عکس‌های خصوصی گرفت.

596
00:30:35.790 --> 00:30:39.836
‫اون سرد، وابسته به مادیات و نچسبه.

597
00:30:39.836 --> 00:30:45.175
‫و شاید از اینکه بیفته زندان
‫حسابی خوشحال بشین،

598
00:30:45.175 --> 00:30:50.472
‫ولی مدرکی که بدون شک معقول ثابت کنه

599
00:30:50.472 --> 00:30:53.600
‫اون قتل رو مرتکب شده

600
00:30:53.600 --> 00:30:56.394
‫وجود نداره.

601
00:30:57.270 --> 00:31:02.484
‫تنها راه ممکن واسه اینکه
‫به رای گناهکار بودن اون برسین

602
00:31:02.525 --> 00:31:05.362
‫شادن‌فرویده‌ست.

603
00:31:15.121 --> 00:31:16.456
‫ممنونم.

604
00:31:34.182 --> 00:31:38.353
‫انتظار میره قاضی، هیئت منصفه رو
‫در زمان مشورت در انزوا نگه داره،

605
00:31:38.394 --> 00:31:40.688
‫حتی در آخر هفته.

606
00:31:40.688 --> 00:31:41.648
‫و در خبری دیگر

607
00:31:41.689 --> 00:31:42.607
‫می‌تونی تصور کنی؟

608
00:31:42.690 --> 00:31:45.944
‫حاضر بودم همه چیم رو بدم
‫که مگسی روی دیوار باشم.

609
00:31:45.985 --> 00:31:49.197
‫فکر کردم از اینکه یه حشره‌ی
کوچیک باشی خوشت نمیاد.

610
00:31:49.239 --> 00:31:51.241
‫اصطلاح بود.

611
00:31:51.241 --> 00:31:54.202
‫کاترین، از لحن حرف زدنت
‫در طول این هفته اصلا خوشم نمیاد.

612
00:31:54.244 --> 00:31:57.539
‫چیکار می‌خوای بکنی،
‫یه چیزی بزنی توی سرم؟

613
00:31:58.915 --> 00:32:00.458
‫متاسفم، برنی.

614
00:32:00.500 --> 00:32:05.421
‫ولی اون حرفی که در مورد قدرت خدایی داشتن
‫و آدم کشتن زدی،

615
00:32:05.463 --> 00:32:06.881
‫اون منو نگران می‌کنه.

616
00:32:06.881 --> 00:32:10.844
‫- اونو به شوخی گفتم.
‫- نه، اینطور نیست.

617
00:32:12.262 --> 00:32:20.270
‫به نظرم شاید بهتره دوستی‌مون مدتی قطع بشه.

618
00:32:20.478 --> 00:32:22.063
‫تو نمی‌تونی این کار رو بکنی.

619
00:32:22.105 --> 00:32:23.106
‫چرا نمی‌تونم؟

620
00:32:23.147 --> 00:32:26.150
‫من یه اشتباهی کردم.
‫فکر کردم قدت بلندتره‌.

621
00:32:26.192 --> 00:32:27.652
‫همه چی رو فراموش می‌کنیم.

622
00:32:27.694 --> 00:32:31.656
‫تو از یه سری رازهام باخبر شدی.

623
00:32:31.656 --> 00:32:35.243
‫بدون دوستی،
‫چطور می‌تونم به اعتماد بین‌مون تکیه کنم؟

624
00:32:35.285 --> 00:32:40.039
‫من به اعتمادت خیانت نمی‌کنم، برنی.
‫فقط به یه جدایی کوتاه مدت نیاز دارم.

625
00:32:40.081 --> 00:32:42.458
‫الان وقتش نیست که منو ترک کنی.

626
00:32:42.500 --> 00:32:47.046
‫من هنوزم درگیر مرگ غم‌انگیز
‫و غیر منتظره‌ی مادرم هستم.

627
00:32:47.088 --> 00:32:48.298
‫تو اونو کشتی.

628
00:32:48.339 --> 00:32:51.426
‫این باعث نمیشه دردش کمتر بشه.

629
00:32:51.467 --> 00:32:54.512
‫کاترین، من به تو توی زندگیم نیاز دارم.

630
00:32:54.554 --> 00:33:01.144
‫میشه لطفا به صحبت در این مورد ادامه بدیم؟

631
00:33:04.063 --> 00:33:05.607
‫باشه.

632
00:33:05.982 --> 00:33:07.567
‫باشه‌.

633
00:33:10.361 --> 00:33:12.822
‫فکر نمی‌کنی این سوء استفاده از محاکمه باشه؟

634
00:33:12.822 --> 00:33:16.743
‫صد سوال واسه تحقیق و استنطاق،
‫سوال‌هایی که شامل غذای مورد علاقه‌اش،

635
00:33:16.784 --> 00:33:20.622
‫سلیقه‌ی پوشاکش،
‫و بررسی مدارک و سوابق خانواده‌اش میشه.

636
00:33:20.663 --> 00:33:22.790
‫این منو ناراحت می‌کنه، سارا.

637
00:33:22.790 --> 00:33:26.711
‫کشیش، من اینجا در وضعیت بغرنجی قرار دارم‌.

638
00:33:26.753 --> 00:33:30.298
‫مشخصا یه همکار ارشد خیلی احساساتی دارم

639
00:33:30.340 --> 00:33:33.843
‫که بهم دستور داده
‫تا حد امکان ستیزه‌جو باشم.

640
00:33:33.885 --> 00:33:35.637
‫با توجه به منابعی که این شرکت داره،

641
00:33:35.678 --> 00:33:38.681
‫می‌تونیم کاری کنیم گرفتن ۸۰۰ هزار دلار،
‫چهارصد هزار دلار براتون آب بخوره.

642
00:33:38.723 --> 00:33:42.310
‫نمیشه به یه رقمی برسیم
‫که نه سیخ بسوزه و نه کباب؟

643
00:33:42.352 --> 00:33:46.481
‫موکل منم احساساتیه.

644
00:33:47.482 --> 00:33:50.777
‫ببین، جفت‌‌مون وکیلیم،

645
00:33:50.818 --> 00:33:54.447
‫چیزی بدتر از قانون طلاق نیست.

646
00:33:54.447 --> 00:33:57.533
‫بیا من و تو یه راهی
واسه این قضیه پیدا کنیم.

647
00:33:59.452 --> 00:34:02.455
‫ساده نیست،

648
00:34:02.622 --> 00:34:05.917
‫با توجه به این همه نفرت و ستیزه‌جویی.

649
00:34:05.958 --> 00:34:09.212
‫نفرت و ستیزه‌جویی رو فراموش کن.

650
00:34:11.047 --> 00:34:13.716
‫من و تو با هم،

651
00:34:13.758 --> 00:34:16.135
‫ما می‌تونیم.

652
00:34:29.065 --> 00:34:31.818
‫آهنگ قشنگیه، ولی بازم میگم،

653
00:34:31.859 --> 00:34:33.319
‫این یه کلوپ خصوصیه‌‌.

654
00:34:33.361 --> 00:34:35.905
‫مردم می‌تونن هر نوع سرگرمی‌ای
‫که می‌خوان به کار بگیرن.

655
00:34:35.947 --> 00:34:37.031
‫بهش میگن آزادی.

656
00:34:37.073 --> 00:34:40.451
‫عالیجناب، از صنایع خصوصی بر حذر باشین.

657
00:34:40.493 --> 00:34:43.955
‫شبکه‌های تلویزیونی می‌ترسن
‫که اسپانسر‌هاشون رو از دست بدن،

658
00:34:43.955 --> 00:34:46.791
‫شرکت‌های اصلی‌شون می‌ترسن
‫قراردادهای دولتی‌شون رو از دست بدن

659
00:34:46.833 --> 00:34:51.963
‫و یهو می‌بینین رابین ویلیامز نمی‌تونه ‫توی
مراسم اسکار یه شوخی در مورد اقلیت‌ها بکنه.

660
00:34:52.004 --> 00:34:55.967
‫لیندا روناستات از هتلش
‫توی لاس وگاس بیرون انداخته شد

661
00:34:56.008 --> 00:34:58.928
‫چون توی یکی از کنسرت‌هاش
‫نظری مخالف جنگ داد.

662
00:34:58.928 --> 00:35:02.431
‫برنامه‌ی بیل ماهر کنسل شد
‫به خاطر اینکه یه شوخی نادرست سیاسی

663
00:35:02.473 --> 00:35:05.560
‫توی برنامه‌ای به نام
"نادرست سیاسی" انجام داد.

664
00:35:05.601 --> 00:35:08.604
‫دولت و اقدامات دولت رو بی‌خیال،

665
00:35:08.604 --> 00:35:13.192
‫شرکت‌های خصوصی دارن
‫بزرگ‌ترین شکارچی آزادی بیان میشن.

666
00:35:13.234 --> 00:35:17.155
‫وقتی فاکتور انگیزشی پول باشه

667
00:35:17.196 --> 00:35:22.034
‫سانسور قطعا اونقدرها هم غیر قابل قبول نیست.

668
00:35:22.451 --> 00:35:23.911
‫خیلی خب.

669
00:35:24.287 --> 00:35:28.166
‫به نظرم ممانعت از اجرای این آهنگ مسخره‌ست،

670
00:35:28.207 --> 00:35:30.459
‫فکر اینکه پیامی ضد جنگ

671
00:35:30.501 --> 00:35:34.463
‫می‌تونه وطن فروشی تلقی بشه کاملا مضحکه.

672
00:35:34.505 --> 00:35:38.885
‫در واقع، به عنوان کسی
‫که خودش رو وطن پرست می‌دونه،

673
00:35:38.926 --> 00:35:43.306
‫این اتهام که آمریکا موافق جنگه
‫واسه من توهین آمیز بود.

674
00:35:43.347 --> 00:35:44.807
‫الان وقت اون "ولی" ترسناکه.

675
00:35:44.849 --> 00:35:46.225
‫ولی

676
00:35:46.267 --> 00:35:50.938
‫علی رغم اینکه خیلی دوست دارم
‫به نفع شما رای بدم، آقای دیمن،

677
00:35:50.980 --> 00:35:58.404
‫علی رغم اینکه شرکت‌های خصوصی
‫دارن بیشتر سوژه‌ی اقدامات حقوق مدنی میشن،

678
00:35:58.446 --> 00:36:05.244
‫متاسفانه مالک کلوپ به هر حال حق داره
‫محتوای سرگرم کننده‌ی کلوپش رو کنترل کنه.

679
00:36:05.286 --> 00:36:09.040
‫بنابراین درخواست‌تون رد میشه.

680
00:36:09.290 --> 00:36:12.084
‫اوه، لعنتی! من هیچ وقت برنده نمیشم.

681
00:36:16.380 --> 00:36:18.132
‫چشم‌هاش رو ببین.

682
00:36:18.174 --> 00:36:20.343
‫دیوونه‌ست.

683
00:36:24.430 --> 00:36:28.267
‫رئیس هیئت منصفه،
‫به رای متفق القولی رسیدین؟

684
00:36:28.434 --> 00:36:29.685
‫بله.

685
00:36:29.727 --> 00:36:32.104
‫متهم لطفا بایسته‌.

686
00:36:32.104 --> 00:36:34.023
‫در پرونده‌ی دولت علیه کلی نولان

687
00:36:34.065 --> 00:36:36.817
‫به اتهام قتل درجه یک،

688
00:36:36.859 --> 00:36:39.570
‫از نظر ما، اعضای هیئت منصفه،
‫متهم کلی نولان

689
00:36:39.612 --> 00:36:42.114
‫بی‌گناهه.

690
00:36:46.702 --> 00:36:48.704
‫تموم شد، دختر.

691
00:36:48.746 --> 00:36:51.499
‫اعضای هیئت منصفه،
‫خدمت‌تون رو انجام دادین.

692
00:36:51.499 --> 00:36:54.210
‫دولت ماساچوست ازتون تشکر می‌کنه.

693
00:36:54.251 --> 00:36:56.504
‫خانم نولان، می‌تونین برین.

694
00:36:56.545 --> 00:37:00.424
‫آقای شور، شما فردا ساعت ۹ صبح
‫خودتون رو به بازداشتگاه معرفی می‌کنین.

695
00:37:00.466 --> 00:37:01.801
‫ختم جلسه رو اعلام می‌کنم.

696
00:37:03.511 --> 00:37:07.014
‫- آقای کرین، سلام. ‫- شما

697
00:37:11.727 --> 00:37:13.479
‫ممنون.

698
00:37:26.033 --> 00:37:29.495
‫قطعا با مفهوم دادرسی مجدد آشنا هستی.

699
00:37:29.537 --> 00:37:32.957
‫تو تبرئه شدی.
‫امکان نداره دیگه واسه این جرم محاکمه بشی.

700
00:37:32.998 --> 00:37:35.793
‫و مشخصا هر چی الان بهم بگی

701
00:37:35.835 --> 00:37:40.423
‫شامل قانون محرمانگی وکیل و موکل میشه.

702
00:37:41.382 --> 00:37:46.470
‫کلی، من باید اینو بدونم،

703
00:37:46.637 --> 00:37:49.265
‫تو اونو کشتی؟

704
00:37:54.353 --> 00:37:56.272
‫نه‌.

705
00:38:21.130 --> 00:38:23.799
‫رای دادگاه واسه چندین آنالیزور حقوقی

706
00:38:23.799 --> 00:38:25.384
‫که پرونده رو دنبال می‌کردن، شوکه کننده بود.

707
00:38:25.384 --> 00:38:27.803
‫اعضای هیئت منصفه در مصاحبه اذعان داشتن
‫در حالی که به این نتیجه رسیده بودن

708
00:38:27.803 --> 00:38:30.222
‫که کلی نولان احتمالا گناهکاره،

709
00:38:30.264 --> 00:38:33.934
‫ولی نتونسته بودن
‫بدون شک معقول به این نتیجه برسن.

710
00:38:34.310 --> 00:38:36.562
‫شرط می‌بندم اون بازم آدم می‌کشه.

711
00:38:36.770 --> 00:38:39.064
‫به نظرت اون بازم آدم می‌کشه؟

712
00:38:39.106 --> 00:38:40.983
‫نمی‌دونم، عزیزم.

713
00:38:41.525 --> 00:38:43.652
‫ببین، نکته‌اش همینجاست،

714
00:38:43.652 --> 00:38:45.988
‫وقتی مزه‌اش بره زیر دندونت،

715
00:38:46.030 --> 00:38:50.492
‫دیگه برگشتن به زندگی عادی خیلی سخته.

716
00:38:50.743 --> 00:38:54.038
‫گمونم این چیزیه که من باهاش درگیرم.

717
00:38:55.789 --> 00:38:57.625
‫بهتر شد؟

718
00:39:04.924 --> 00:39:08.218
‫خدا شاهده که

719
00:39:12.598 --> 00:39:15.059
‫انگار تنها شاهدمه.

720
00:39:22.107 --> 00:39:25.069
‫وقتی رای خونده شد اون واکنش خاصی نداشت.
‫توجه کردی؟

721
00:39:25.110 --> 00:39:27.029
‫متوجه شدم.

722
00:39:27.947 --> 00:39:32.618
‫چطور می‌تونه اینقدر بی‌روح باشه
‫و در عین حال اینقدر جذاب باشه؟

723
00:39:32.785 --> 00:39:35.746
‫یکی از رازهای متعدد اونه.

724
00:39:35.788 --> 00:39:38.707
‫فرصت نشد درست باهاش آشنا بشم.

725
00:39:39.667 --> 00:39:42.378
‫این عادلانه نیست.

726
00:39:42.419 --> 00:39:46.215
‫امروز عدالت برقرار شد، آلن؟

727
00:39:46.256 --> 00:39:48.509
‫نمی‌دونم.

728
00:39:49.635 --> 00:39:51.679
‫به نظرم کار اون بود.

729
00:39:51.679 --> 00:39:53.931
‫حالا شاید دلم می‌خواد اینطور فکر کنم،

730
00:39:53.973 --> 00:39:57.977
‫چون همونطور که گفتی،
‫ممکنه به خاطر شاترباگ باشه.

731
00:39:58.018 --> 00:40:00.354
‫شادن‌فرویده.

732
00:40:00.354 --> 00:40:02.940
‫اعتراف می‌کنم پرونده‌های قتل باحالن.

733
00:40:02.981 --> 00:40:05.109
‫بیا یه پرونده‌ی دیگه بگیریم.

734
00:40:05.567 --> 00:40:07.986
‫باهات موافقم.

735
00:40:09.571 --> 00:40:13.575
‫موارد بیمارگونه رو دوست دارم. جذابه.

736
00:40:15.160 --> 00:40:18.372
‫بیا یکی دیگه مثل اون پیدا کنیم.

737
00:40:18.706 --> 00:40:21.667
‫دنبالش می‌گردم.

738
00:40:22.209 --> 00:40:28.215
‫«ارائه شده توسط سایت مووی شو»

739
00:40:35.222 --> 00:40:36.515
‫آنچه در قسمت بعد خواهید دید

740
00:40:36.515 --> 00:40:38.100
‫تو یه آدم رو کشتی؟

741
00:40:38.142 --> 00:40:40.227
‫با ماهیتابه‌ی خودش زدم توی سرش.

742
00:40:40.227 --> 00:40:43.731
‫- اونو کشته؟
‫- تو با اتهام قتل رو به رو میشی.

743
00:40:43.731 --> 00:40:47.735
‫- اون موکلین رو می‌کشه.
‫- این شرکت ازت دفاع می‌کنه. بهت قول میدم.

744
00:40:47.735 --> 00:40:49.903
‫تمام قوای این شرکت در اختیارت قرار می‌گیره.

745
00:40:49.945 --> 00:40:52.698
‫- من آلن شور رو می‌خوام.
‫- باقی برنامه‌های هفته‌ات رو کنسل کن، آلن.

746
00:40:52.739 --> 00:40:54.700
‫- مسخره نشو.
‫- می‌خوام ببرمت خلیج نیمو.

747
00:40:54.741 --> 00:40:57.411
‫- داری میگی ماهی‌ها غیر قابل صید هستن؟
‫- واسه تازه‌کارها!

748
00:40:57.411 --> 00:40:59.204
‫- من یکی می‌گیرم. ‫- ماهی!

749
00:40:59.246 --> 00:41:00.497
‫- اون یکی گرفت. ‫- ماهی!

750
00:41:00.539 --> 00:41:01.415
‫یکی دیگه؟

751
00:41:01.415 --> 00:41:05.419
‫- جدی باید تلاش کنی یکی بگیری.
‫- عوضی بدبخت!

