
1
00:00:01.626 --> 00:00:07.632
‫«ارائه شده توسط سایت مووی شو»

2
00:00:09.968 --> 00:00:12.262
‫آیون؟

3
00:00:12.303 --> 00:00:14.556
‫منو برگردون شرلی. فقط همینو می‌خوام.

4
00:00:14.597 --> 00:00:17.308
‫اومدی اینجا ازم بخوای که برگردونمت؟

5
00:00:17.350 --> 00:00:18.476
‫نه راستش، دارم ازدواج می‌کنم.

6
00:00:18.518 --> 00:00:21.271
‫ولی اگه میخواستی منو برگردونی...

7
00:00:21.312 --> 00:00:22.939
‫ازدواج؟ آیون نه، درموردش حرف زدیم.

8
00:00:22.981 --> 00:00:25.775
‫این دفعه واقعیه شرلی.
‫دارم حسش می‌کنم تا ته...

9
00:00:25.817 --> 00:00:27.152
‫استخونت. مطمئنم.

10
00:00:27.193 --> 00:00:29.904
‫بامزه‌ست، باهوشه، عملاً خود توئه

11
00:00:29.946 --> 00:00:32.407
‫- فقط یه مدل خیلی جوون‌تر.
‫- چقدر خوب.

12
00:00:32.449 --> 00:00:34.117
‫شرلی...

13
00:00:35.618 --> 00:00:37.620
‫میخوام ساقدوشم باشی.

14
00:00:37.662 --> 00:00:39.748
‫منظورت چیه؟

15
00:00:39.789 --> 00:00:42.250
‫اگه مرد بخواد نزدیک‌ترین دوستش ساقدوشش باشه

16
00:00:42.250 --> 00:00:43.918
‫باید به خواسته‌ش برسه.

17
00:00:43.960 --> 00:00:45.920
‫کنار من بایست شرلی.

18
00:00:45.962 --> 00:00:48.965
‫می‌خوام دستمو بذاری توی دستش.
‫فقط همین درسته.

19
00:00:49.090 --> 00:00:52.552
‫دومیش اینه که من و تو قبلا زن و شوهر بودیم

20
00:00:52.594 --> 00:00:54.596
‫و سومیش اینه که

21
00:00:54.637 --> 00:00:56.973
‫من یه مرد نیستم!

22
00:00:57.015 --> 00:00:59.726
‫به عنوان امین قلبم به مدت بیش از 25 سال...

23
00:00:59.768 --> 00:01:01.644
‫ما 4 سال زن و شوهر بودیم.

24
00:01:01.686 --> 00:01:04.439
‫من فقط دوتا عشق بزرگ توی زندگیم می‌شناسم...

25
00:01:04.481 --> 00:01:06.107
‫تو و حالا میسی.

26
00:01:06.149 --> 00:01:08.735
‫بسیارخب، تا جایی که عشق بزرگمون درست باشه

27
00:01:08.735 --> 00:01:10.945
‫توی ماه عسل‌مون بیوفایی کردی

28
00:01:10.945 --> 00:01:13.073
‫و بهتره که حتی درمورد اسم "میسی" صحبت نکنیم.

29
00:01:13.073 --> 00:01:14.240
‫یه اسب پونی‌ـه؟

30
00:01:41.351 --> 00:01:43.645
‫خب چرا انجامش ندی؟

31
00:01:43.686 --> 00:01:45.647
‫توی عروسیش حاضر باش.

32
00:01:45.688 --> 00:01:48.817
‫همسر سابق به عنوان ساقدوش؟ بیخیال پل.

33
00:01:48.858 --> 00:01:51.778
‫خب اگه اونقدر که میگید نزدیک هستین

34
00:01:51.778 --> 00:01:53.571
‫و نامزدش مشکلی باهاش نداره...

35
00:01:53.613 --> 00:01:56.741
‫یه شام تمرینی هم هست. میخواد واسه اونم باشم.

36
00:01:56.783 --> 00:01:58.118
‫خب فقط اینو میدونم که

37
00:01:58.159 --> 00:02:00.120
‫وقتی یه نفر ازت میخواد توی عروسیش حاضر باشی...

38
00:02:00.161 --> 00:02:02.122
‫چندتا زن داشته؟

39
00:02:02.163 --> 00:02:04.290
‫این میشه ششمی.

40
00:02:04.332 --> 00:02:06.000
‫اوه.

41
00:02:59.095 --> 00:03:00.680
‫آهنگ قشنگی بود.

42
00:03:02.849 --> 00:03:05.977
‫حتی اگه اینکارو می‌کردم، من...

43
00:03:06.019 --> 00:03:08.897
‫پل؟

44
00:03:08.938 --> 00:03:11.191
‫حالت خوبه؟

45
00:03:11.232 --> 00:03:12.734
‫آره، آره.

46
00:03:12.775 --> 00:03:15.778
‫توی آهنگ‌های احساسی

47
00:03:15.820 --> 00:03:17.906
‫نقطه ضعف دارم، گمونم.

48
00:03:17.947 --> 00:03:19.908
‫اگه بخونه، "تو زندگیم رو نورانی می‌کنی"

49
00:03:19.949 --> 00:03:21.659
‫میفتم کف زمین.

50
00:03:21.701 --> 00:03:23.161
‫کجا بودیم؟

51
00:03:23.203 --> 00:03:26.623
‫ذهنم درگیر ازدواج شوهر سابقم بود.

52
00:03:28.791 --> 00:03:33.421
‫راستی دخترت چطوره؟

53
00:03:33.463 --> 00:03:35.757
‫ریچل، درسته؟

54
00:03:42.931 --> 00:03:45.892
‫آلزایمر بدترین ترسش بود.

55
00:03:45.934 --> 00:03:49.646
‫به نقطه‌ای رسیده بود

56
00:03:49.687 --> 00:03:51.648
‫که فراموش می‌کرد

57
00:03:51.689 --> 00:03:54.150
‫و کنترل بدنش رو از دست میداد

58
00:03:54.192 --> 00:03:56.402
‫و بهم التماس کرد تا کمکش کنم این کار رو انجام بده

59
00:03:56.444 --> 00:03:58.905
‫و اطاعت کردم.

60
00:03:58.947 --> 00:04:02.033
‫چطوری اطاعت کردی؟

61
00:04:02.075 --> 00:04:04.035
‫یه پرستار استخدام کرده بودیم

62
00:04:04.077 --> 00:04:07.372
‫که سابقاً توی یه آسایشگاه واسه
‫بیماران درحال مرگ کار می‌کرد

63
00:04:07.413 --> 00:04:09.916
‫و با تزریقات سرم مورفین هم آشنا بود

64
00:04:09.958 --> 00:04:12.752
‫و ترغیبش کردم یه سرم هم واسه ما راه بندازه

65
00:04:12.794 --> 00:04:15.880
‫واسه وقتی که مدیریت دردش به مشکل بخوره.

66
00:04:17.257 --> 00:04:20.134
‫و سرعت سرم رو زیاد کردی که باعث مرگ همسرت شد؟

67
00:04:20.176 --> 00:04:21.469
‫آره.

68
00:04:21.511 --> 00:04:25.306
‫وکیلم توصیه کرده که به قتل غیرعمد اعتراف کنم

69
00:04:25.306 --> 00:04:27.308
‫که نمی‌تونم خودمو واسش راضی کنم.

70
00:04:27.308 --> 00:04:28.977
‫من یه مجرم نیستم.

71
00:04:29.018 --> 00:04:31.646
‫اگه با قبول پرونده موافقت کنی

72
00:04:31.688 --> 00:04:35.566
‫گمونم بهتر باشه فورا کارتو شروع کنی.

73
00:04:35.608 --> 00:04:37.860
‫پرونده زیاد پیچیده نیست

74
00:04:37.860 --> 00:04:40.113
‫و به گفته مشاوران هیئت منصفه

75
00:04:40.113 --> 00:04:42.532
‫یه گروه بسیار دلسوز داریم.

76
00:04:42.573 --> 00:04:45.618
‫خب اگه درمورد پیشرفت فوری پرونده جدی هستی

77
00:04:45.660 --> 00:04:48.788
‫توصیه می‌کنم با همین وکیل الانت بمونی.

78
00:04:48.830 --> 00:04:52.166
‫خب اون فکر نمی‌کنه که بتونه پیروز بشه

79
00:04:52.208 --> 00:04:54.377
‫و چند نفر بهم گفتن

80
00:04:54.419 --> 00:04:56.254
‫که تو می‌تونی.

81
00:05:21.029 --> 00:05:22.822
‫اوضاع چطوره؟

82
00:05:27.493 --> 00:05:30.580
‫انگار اون آهنگ درست به سمت ذهنم نشونه رفته بود.

83
00:05:30.621 --> 00:05:34.250
‫تکلیفش رو کمکش انجام دادم.
‫رسوندمش به جشن

84
00:05:34.292 --> 00:05:37.128
‫تمام شب‌ها منتظر موندم...

85
00:05:37.170 --> 00:05:39.088
‫چی شده؟

86
00:05:39.130 --> 00:05:40.882
‫درواقع ازم دزدی کرده.

87
00:05:40.923 --> 00:05:43.051
‫- چطوری؟
‫- هرجور فکرش رو بکنی.

88
00:05:43.092 --> 00:05:46.804
‫درمورد مشکلات اجاره‌ش، سلامتیش
‫و بدهی کارت اعتباریش دروغ گفت.

89
00:05:46.846 --> 00:05:49.682
‫همه‌جور بحران الکی از خودش ساخت
‫که منو مجبور کنه یه چک بکشم

90
00:05:49.724 --> 00:05:51.100
‫که همیشه تمام پولش

91
00:05:51.100 --> 00:05:52.769
‫خرج اعتیادش به مواد مخدر میشد.

92
00:05:52.769 --> 00:05:56.397
‫آخرین تیر خلاص، گذاشتمش
‫توی یه برنامه اختصاصی.

93
00:05:56.397 --> 00:05:58.983
‫بهش گفتم اگه ازش خارج بشه،
‫پول توجیبیش قطع میشه.

94
00:05:59.025 --> 00:06:00.526
‫خارج شد.

95
00:06:00.568 --> 00:06:02.528
‫دعوامون شد.

96
00:06:02.570 --> 00:06:05.406
‫از اون موقع باهاش صحبت نکردم.

97
00:06:05.448 --> 00:06:08.409
‫از هفت سال پیش.

98
00:06:09.827 --> 00:06:11.621
‫باید بری ببینیش.

99
00:06:14.207 --> 00:06:16.876
‫بیا تمام دلایلی که نباید بری رو لیست کنیم

100
00:06:16.918 --> 00:06:19.212
‫و بذاریمش توی ستون "الف".

101
00:06:19.253 --> 00:06:21.881
‫و ستون ب؟

102
00:06:21.923 --> 00:06:25.176
‫اون دخترته.

103
00:06:31.057 --> 00:06:34.602
‫دنی کرین، نظری ندارم.

104
00:06:34.644 --> 00:06:37.021
‫نابینا فقط توی آمریکا جلودار میشه.

105
00:06:38.898 --> 00:06:41.776
‫دنی کرین.

106
00:06:41.818 --> 00:06:44.362
‫درخواست تعویق دادگاه میکنم اگه اونا نکنن.

107
00:06:44.404 --> 00:06:46.280
‫به دلیل اینکه آماده نیستن؟

108
00:06:46.322 --> 00:06:48.449
‫جناب قاضی، این یه تاکتیکه.

109
00:06:48.491 --> 00:06:50.618
‫جناب شور حدس میزنه توی دادگاه شکست بخوره...

110
00:06:50.660 --> 00:06:52.620
‫من به ندرت شکست می‌خورم،
‫و بدون شک به تو نمی‌بازم.

111
00:06:52.662 --> 00:06:54.914
‫پس کاری که مشخصه سعی داره اینجا انجام بده

112
00:06:54.956 --> 00:06:57.917
‫اینه که تا جای ممکن استدلال جمع کنه
‫واسه درخواست تجدید نظر

113
00:06:57.959 --> 00:06:59.836
‫از جمله اینکه به نظر میرسه وکیل ناکافیه.

114
00:06:59.877 --> 00:07:01.963
‫شما دوتا رابطه قبلی دارید؟

115
00:07:02.004 --> 00:07:03.297
‫بله جناب قاضی.

116
00:07:03.339 --> 00:07:05.133
‫وقتی که توی مطب خصوصی بودم

117
00:07:05.174 --> 00:07:07.927
‫جناب شور پرونده‌های شرکتی موکل منو هک کرد،

118
00:07:07.969 --> 00:07:10.179
‫- و بعدش ازش اخاذی کرد.
‫- با موفقیت.

119
00:07:10.221 --> 00:07:11.931
‫اینو جا گذاشتی.

120
00:07:11.973 --> 00:07:13.766
‫جناب شور، دادگاه نگرانی‌هایی داره

121
00:07:13.808 --> 00:07:16.436
‫که وکیل جدید در روز دادگاه
‫داره پرونده رو به دست می‌گیره.

122
00:07:16.477 --> 00:07:18.146
‫موکل من تاخیر نمی‌خواد.

123
00:07:18.146 --> 00:07:19.730
‫شما می‌دونید که اون از حقش

124
00:07:19.730 --> 00:07:20.898
‫برای محاکمه سریع چشم‌پوشی کرد.

125
00:07:20.898 --> 00:07:22.608
‫پس آماده‌بودن شما ثبت شد.

126
00:07:22.608 --> 00:07:25.778
‫- ساعت 2 هیئت منصفه حکم میده.
‫- ممنون.

127
00:07:26.946 --> 00:07:28.489
‫تو مشکلی با این نداری؟

128
00:07:28.531 --> 00:07:29.991
‫اوه نه.

129
00:07:30.032 --> 00:07:32.994
‫تو واسه آیون من عزیز هستی
‫و منم بدون شک اونقدر عاقل هستم که بدونم

130
00:07:33.035 --> 00:07:35.288
‫دل خواسته‌ی خودشو داره

131
00:07:35.329 --> 00:07:37.582
‫تا وقتی که فیلش یاد هندوستان نکنه.

132
00:07:40.751 --> 00:07:42.587
‫خنده‌ی بامزه‌ای داره.

133
00:07:42.628 --> 00:07:44.922
‫- بهت نگفتم.
‫- آره اینو جا انداختی.

134
00:07:44.964 --> 00:07:47.175
‫- مادر بامبی تیر خورد.
‫- اوه!

135
00:07:47.216 --> 00:07:50.219
‫گاهی وقتا که شروع میکنه، نمی‌تونه متوقف شه

136
00:07:50.261 --> 00:07:52.221
‫پس مجبورم یه چیز غم‌انگیز بهش بگم

137
00:07:52.263 --> 00:07:54.223
‫تا از توی حالت خنده بکشمش بیرون.

138
00:07:54.265 --> 00:07:56.434
‫بگید ببینم، چی شمارو به هم رسوند؟

139
00:07:56.476 --> 00:07:58.769
‫خب باید بگم کلیسا.

140
00:07:58.811 --> 00:08:00.897
‫همچنین، شوخ طبعیش.

141
00:08:00.938 --> 00:08:03.608
‫- تو رو به خنده مینداخت؟
‫- فقط موقع خواب.

142
00:08:03.649 --> 00:08:05.318
‫اوه!

143
00:08:07.987 --> 00:08:09.780
‫- بهتره نخندونیش.
‫- دارم می‌بینم.

144
00:08:09.822 --> 00:08:11.282
‫بیل باکنر.

145
00:08:11.324 --> 00:08:12.909
‫اوه!

146
00:08:12.950 --> 00:08:14.994
‫عذر میخوام.

147
00:08:15.036 --> 00:08:17.747
‫بهرحال، گمونم جایی که واقعاً به هم وصل شدیم

148
00:08:17.788 --> 00:08:20.458
‫عشقمون به تئاتر موزیکال بود.

149
00:08:24.253 --> 00:08:26.297
‫"مامان جون!"

150
00:08:28.174 --> 00:08:30.218
‫دوباره دارم شروع می‌کنم.

151
00:08:33.513 --> 00:08:35.848
‫من به عنوان پرستار خصوصی خانم مایرسون استخدام شدم.

152
00:08:35.890 --> 00:08:38.851
‫تا زمان مرگش تحت استخدامش کار کردم.

153
00:08:38.893 --> 00:08:41.020
‫درواقع خانم یانگ

154
00:08:41.062 --> 00:08:43.981
‫شما بودید که به متهم

155
00:08:44.023 --> 00:08:45.816
‫مورفین و سرم دادین.

156
00:08:45.858 --> 00:08:47.151
‫درست نیست؟

157
00:08:47.193 --> 00:08:48.486
‫بله.

158
00:08:48.528 --> 00:08:51.030
‫بهتون گفت سرم مورفین رو واسه چی می‌خواد؟

159
00:08:51.030 --> 00:08:53.199
‫گفت اگه یه وقت درد همسرش خیلی زیاد شد

160
00:08:53.199 --> 00:08:54.575
‫می‌خواد بهش کمک کنه که از پسش بربیاد.

161
00:08:54.575 --> 00:08:57.203
‫و اصلا چطور به این دارو دسترسی داشتید؟

162
00:08:57.203 --> 00:08:59.539
‫خب توی یه آسایشگاه افراد درحال مرگ از

163
00:08:59.539 --> 00:09:00.748
‫بیماری‌های لاعلاج کار کرده بودم

164
00:09:00.748 --> 00:09:03.459
‫و خیلی مرسوم بود که از سرم مورفین

165
00:09:03.459 --> 00:09:05.253
‫در ارتباط با مدیریت درد استفاده بشه.

166
00:09:05.253 --> 00:09:07.755
‫عموما به نسخه نیاز ندارید؟

167
00:09:07.797 --> 00:09:09.757
‫معمولا آره ولی من یه ذخیره کوچیک دارم

168
00:09:09.799 --> 00:09:11.384
‫گمونم بشه اینطور گفت.

169
00:09:11.425 --> 00:09:13.511
‫هیچوقت فکر نمی‌کردم جناب مایرسون ازش استفاده کنه

170
00:09:13.553 --> 00:09:15.388
‫واسه مرگ همسرش.

171
00:09:18.432 --> 00:09:21.227
‫اظهار داشتید که هرگز فکر نمی‌کردید موکل من

172
00:09:21.269 --> 00:09:24.605
‫از مورفین برای مرگ همسرش استفاده کنه.

173
00:09:24.605 --> 00:09:25.940
‫به این خاطر بود که می‌دونستید

174
00:09:25.982 --> 00:09:27.650
‫اون خیلی عاشق همسرشه؟

175
00:09:27.692 --> 00:09:29.151
‫اینم یه دلیل بود، آره.

176
00:09:29.193 --> 00:09:31.070
‫خانم مایرسون هرگز به شما نگفت

177
00:09:31.112 --> 00:09:33.197
‫که ترجیح میده بمیره

178
00:09:33.239 --> 00:09:34.907
‫تا اینکه با تجربه‌ی

179
00:09:34.949 --> 00:09:37.618
‫نابودی مغزش توسط این بیماری زندگی کنه؟

180
00:09:37.660 --> 00:09:39.203
‫بارها اینو گفت.

181
00:09:39.245 --> 00:09:41.205
‫شکی توی ذهن شما هست

182
00:09:41.247 --> 00:09:44.125
‫- که خانم مایرسون می‌خواسته به زندگیش پایان بده؟
‫- خیر.

183
00:09:44.125 --> 00:09:45.376
‫ازم خواست کمکش کنم

184
00:09:45.376 --> 00:09:46.711
‫گفتم قانوناً نمی‌تونم

185
00:09:46.752 --> 00:09:49.213
‫و اون موقع بود که رفت سراغ همسرش.

186
00:09:49.255 --> 00:09:50.715
‫ممنونم.

187
00:10:10.276 --> 00:10:12.278
‫سلام!

188
00:10:15.156 --> 00:10:17.450
‫نظرت چیه؟

189
00:10:17.491 --> 00:10:19.285
‫کنجکاوم که چرا فکر می‌کنی

190
00:10:19.327 --> 00:10:21.954
‫من عمراً اینو تنم می‌کنم.

191
00:10:21.996 --> 00:10:24.457
‫چی؟ تمام ساقدوش‌های عروس اینو می‌پوشن.

192
00:10:24.498 --> 00:10:25.875
‫سبزه.

193
00:10:25.916 --> 00:10:27.960
‫آره.

194
00:10:28.002 --> 00:10:31.797
‫شرلی، میشه یه لحظه به عنوان دوست با هم صحبت کنیم؟

195
00:10:31.839 --> 00:10:33.132
‫من امروز صبح باهات آشنا شدم.

196
00:10:33.174 --> 00:10:36.135
‫میدونم واسه من و آیون خوشحالی

197
00:10:36.177 --> 00:10:38.471
‫ولی نمی‌خوام بی‌عاطفه باشم.

198
00:10:38.512 --> 00:10:40.306
‫اگه خیلی واست سخته

199
00:10:40.348 --> 00:10:42.308
‫که توی مراسم دستشو بذاری توی دستم...

200
00:10:42.350 --> 00:10:44.685
‫حالا که داریم مثل دوست با هم صحبت می‌کنیم

201
00:10:44.727 --> 00:10:47.688
‫جدا از خدا و بینوایان،

202
00:10:47.730 --> 00:10:50.691
‫تو و آیون چه وجه اشتراکی با هم دارین؟

203
00:10:50.733 --> 00:10:52.693
‫خب، عاشق بچه هستیم.

204
00:10:52.735 --> 00:10:55.863
‫من یه خونه‌دار عالی‌ام، و عاشق آشپزی.

205
00:10:55.905 --> 00:10:58.783
‫اینا ارزش‌های سنتی هستن که درموردشون حرف میزنم.

206
00:10:58.824 --> 00:11:03.663
‫از نظر احساسی حسابی خستگی‌ناپذیرم.

207
00:11:05.039 --> 00:11:06.457
‫اوه خدا.

208
00:11:07.708 --> 00:11:09.960
‫سونامی، هولوکاست، ترنت لات.

209
00:11:10.002 --> 00:11:11.671
‫اوه! تو...

210
00:11:11.712 --> 00:11:13.506
‫تو یکی از اونایی؟

211
00:11:13.547 --> 00:11:14.674
‫اونا؟

212
00:11:14.715 --> 00:11:17.802
‫اونایی که راست مذهبی رو مسخره می‌کنن

213
00:11:17.802 --> 00:11:19.387
‫و حکومت ما رو سرنگون می‌کنن.

214
00:11:20.054 --> 00:11:22.515
‫به هیچ وجه!

215
00:11:45.329 --> 00:11:47.623
‫کی مُرده؟

216
00:11:47.665 --> 00:11:50.710
‫هیچکس نمرده ریچل.

217
00:11:50.751 --> 00:11:54.714
‫فقط اومدم سلام کنم.

218
00:11:54.755 --> 00:11:57.299
‫همین؟

219
00:11:57.341 --> 00:12:00.886
‫ببین ریچل، هر آسیبی باشه

220
00:12:00.928 --> 00:12:03.889
‫مایلم شروع به ترمیمش کنم.

221
00:12:03.931 --> 00:12:05.683
‫خب بابا، گمونم هردو موافقیم که

222
00:12:05.683 --> 00:12:07.768
‫باید با یه عذرخواهی شروع کنیم.

223
00:12:07.768 --> 00:12:10.396
‫جایی که درموردش اختلاف داریم
‫که کی باید عذرخواهی کنه.

224
00:12:12.815 --> 00:12:14.233
‫متأسفم

225
00:12:14.275 --> 00:12:16.527
‫که هفت سال مسیرمون رو گم کردیم

226
00:12:16.569 --> 00:12:18.696
‫ولی بهت عذرخواهی بدهکار نیستم.

227
00:12:18.738 --> 00:12:21.073
‫- می‌بینمت بابا.
‫- صبر کن.

228
00:12:21.115 --> 00:12:22.950
‫میشه صحبت کنیم؟

229
00:12:22.992 --> 00:12:25.494
‫سرم شلوغه.

230
00:12:25.536 --> 00:12:27.830
‫با چی؟

231
00:12:30.291 --> 00:12:32.001
‫این کیه؟

232
00:12:33.627 --> 00:12:35.796
‫نوه‌ات.

233
00:12:45.681 --> 00:12:48.267
‫تا الان داره نفقه بچه‌ش رو پرداخت میکنه

234
00:12:48.309 --> 00:12:51.312
‫پس از نظر مالی مسئولیت‌پذیر بوده.

235
00:12:53.606 --> 00:12:58.152
‫چند وقت بعدش جدا شدین؟

236
00:12:58.194 --> 00:13:01.238
‫زیاد طول نکشید بابا.
‫یکی از اون موارد کوتاه بود.

237
00:13:03.282 --> 00:13:04.742
‫شوکه شدی.

238
00:13:04.784 --> 00:13:06.744
‫ریچل، نزدیک 40 سالته.

239
00:13:06.786 --> 00:13:08.454
‫یعنی چی؟ وقتشه بزرگ شم؟

240
00:13:08.496 --> 00:13:10.456
‫یعنی اینکه شاید موقع انتخاب مردها...

241
00:13:10.498 --> 00:13:12.792
‫یکی رو پیدا کنم که ترکم نکنه.

242
00:13:12.833 --> 00:13:14.794
‫آره خب، میدونی که چی میگن.

243
00:13:14.835 --> 00:13:16.295
‫دختر‌ها میخوان با یکی مثل پدرهاشون ازدواج کنن.

244
00:13:16.337 --> 00:13:18.339
‫من هیچوقت مادرت رو ترک نکردم.

245
00:13:18.380 --> 00:13:19.757
‫نه ولی منو ترک کردی.

246
00:13:19.799 --> 00:13:21.967
‫نکردم. تو ازم دزدی کردی.

247
00:13:22.009 --> 00:13:23.803
‫- مجبور شدم...
‫- هی، اون 3 سالشه!

248
00:13:23.844 --> 00:13:27.765
‫حرفی که میزنی رو متوجه میشه.

249
00:13:27.807 --> 00:13:30.267
‫سلام عزیزم.

250
00:13:30.309 --> 00:13:31.685
‫چقدر تو...

251
00:13:37.900 --> 00:13:40.945
‫تورو نمی‌شناسه. همش همین.

252
00:13:42.863 --> 00:13:45.449
‫چقدر باید از دستم عصبانی باشی

253
00:13:45.491 --> 00:13:47.201
‫که بهم نگی

254
00:13:47.243 --> 00:13:50.621
‫که یه نوه دارم؟

255
00:13:50.663 --> 00:13:54.291
‫چقدر باید عصبانی باشی.

256
00:14:03.300 --> 00:14:05.553
‫این دادستان ناحیه‌ای بی‌استعداد نیست.

257
00:14:05.594 --> 00:14:07.721
‫اگه بتونه به موکل ما

258
00:14:07.763 --> 00:14:11.684
‫در شرایط بدون همدردی اتهام وارد کنه، می‌بازیم.

259
00:14:14.061 --> 00:14:15.813
‫خوبی؟

260
00:14:18.148 --> 00:14:22.361
‫خسته شدم از اینکه آلزایمرم اصل ماجرا باشه.

261
00:14:22.403 --> 00:14:24.905
‫این ماجرای تو نیست دنی.

262
00:14:24.947 --> 00:14:27.449
‫و نتیجه ام‌آر‌ای تو خوب بود، یادته؟

263
00:14:27.449 --> 00:14:28.617
‫پیشرفتی نداشته.

264
00:14:33.122 --> 00:14:36.625
‫کشتن کسی که عمیقاً دوستش داری رو تصور کن

265
00:14:36.667 --> 00:14:39.962
‫حتی واسه اینکه از رنج خلاصش کنی.

266
00:14:40.004 --> 00:14:42.798
‫گفتی اینکارو واسم انجام میدی.

267
00:14:42.840 --> 00:14:44.800
‫قول دادی.

268
00:14:44.842 --> 00:14:49.096
‫نمی‌دونم که بتونم.

269
00:14:49.138 --> 00:14:52.391
‫خب نگران نباش.

270
00:14:52.391 --> 00:14:54.268
‫قسر در رفتی.

271
00:14:54.310 --> 00:14:56.520
‫اگه روزش برسه

272
00:14:56.562 --> 00:14:59.148
‫بِو میگه جلومو می‌گیره.

273
00:14:59.189 --> 00:15:03.152
‫آه، آماده‌ست.

274
00:15:03.193 --> 00:15:06.739
‫همینکارو با پدرم کردیم.

275
00:15:12.536 --> 00:15:14.288
‫سرم مورفین.

276
00:15:43.609 --> 00:15:46.153
‫عاشق مطالعه بود

277
00:15:46.195 --> 00:15:49.448
‫بیشتر از هرچیز دیگه توی دنیا

278
00:15:49.490 --> 00:15:51.825
‫و توی چندماه آخر

279
00:15:51.867 --> 00:15:53.827
‫حتی اون کار رو هم نتونست انجام بده.

280
00:15:55.996 --> 00:15:58.791
‫علائم جسمی چی؟

281
00:15:58.832 --> 00:16:01.627
‫خب مهارت‌های حرکتیش داشت کم میشد

282
00:16:01.669 --> 00:16:03.671
‫که واسه همین پرستار استخدام کردیم.

283
00:16:03.712 --> 00:16:05.673
‫دچار بی‌اختیاری ادرار شده بود

284
00:16:05.714 --> 00:16:09.802
‫ولی عمدتاً این حس بود که مغزش در حال مرگه

285
00:16:09.802 --> 00:16:11.553
‫و اون اینو می‌دونست.

286
00:16:11.595 --> 00:16:17.142
‫منظورم اینه که این زن مغرور و به شدت باهوش

287
00:16:17.184 --> 00:16:20.854
‫داشت به یه آدم خرفت تبدیل میشد

288
00:16:20.896 --> 00:16:24.108
‫نه فقط جلوی چشم بقیه

289
00:16:24.149 --> 00:16:25.859
‫بلکه جلوی چشم خودش.

290
00:16:28.112 --> 00:16:30.948
‫وقتی فوت کرد توام حضور داشتی؟

291
00:16:30.990 --> 00:16:32.992
‫آره.

292
00:16:34.284 --> 00:16:35.953
‫غم‌انگیز بود

293
00:16:35.995 --> 00:16:39.498
‫ولی اگه زنده می‌موند

294
00:16:39.498 --> 00:16:41.667
‫غم‌وغصه‌ش شدیدتر بود.

295
00:16:52.261 --> 00:16:54.805
‫دستورالعمل‌ها واسه شام تمرینی.

296
00:16:54.847 --> 00:16:56.807
‫ساعت 8، میتونی یکی رو با خودت بیاری!

297
00:16:56.849 --> 00:16:57.933
‫باشه.

298
00:16:57.975 --> 00:16:59.518
‫اوه.

299
00:16:59.560 --> 00:17:01.854
‫فکر می‌کنی حال میده؟

300
00:17:01.854 --> 00:17:02.980
‫آره.

301
00:17:02.980 --> 00:17:04.773
‫هووم، پس با من میای.

302
00:17:05.733 --> 00:17:06.775
‫ساعت 8!

303
00:17:06.817 --> 00:17:09.695
‫میتونم یکی رو ببرم!

304
00:17:16.368 --> 00:17:19.705
‫سلام! وقت سخنرانی منه!

305
00:17:19.747 --> 00:17:21.665
‫من واسه چی اینجام؟

306
00:17:21.707 --> 00:17:23.333
‫من چرا اینجام؟

307
00:17:23.375 --> 00:17:26.253
‫ابتدا دوست دارم از همگی شما تشکر کنم
‫که امشب اومدین.

308
00:17:26.295 --> 00:17:30.549
‫باید یه اعتراف کنم.

309
00:17:30.591 --> 00:17:32.551
‫هیچوقت فکر نمی‌کردم که ازدواج کنم.

310
00:17:32.593 --> 00:17:34.511
‫همیشه امیدوار بودم.

311
00:17:34.553 --> 00:17:36.722
‫ولی خب، فکر اینکه

312
00:17:36.764 --> 00:17:39.683
‫با مردی آشنا بشم که بتونه اخلاق عجیب

313
00:17:39.725 --> 00:17:41.852
‫و غیرعادی منو نادیده بگیره

314
00:17:41.894 --> 00:17:44.480
‫و منو بخاطر قلبم ببینه...

315
00:17:44.521 --> 00:17:49.026
‫هیچوقت فکرشو نمی‌کردم با مردی آشنا بشم که...

316
00:17:57.618 --> 00:17:59.536
‫حتما شوخی می‌کنی.

317
00:18:15.677 --> 00:18:17.387
‫تحقیر شدم؟

318
00:18:17.429 --> 00:18:19.056
‫خوب باش.

319
00:18:44.873 --> 00:18:47.126
‫بیخیال، شام‌های تمرینی باید احمقانه باشن.

320
00:18:47.167 --> 00:18:49.878
‫بذار برت گردونم 30 سال قبل به شام تمرینی خودمون.

321
00:18:49.920 --> 00:18:52.047
‫من آسیب‌های گذشته رو زنده نمی‌کنم.

322
00:18:52.047 --> 00:18:53.924
‫پس بذار من برت گردونم.

323
00:18:58.804 --> 00:19:01.098
‫واقعا عاشق این دختری آیون؟

324
00:19:01.140 --> 00:19:04.351
‫عشق یه حالت ذهنیه، شرلی.

325
00:19:04.351 --> 00:19:05.435
‫نه نیست.

326
00:19:05.435 --> 00:19:07.354
‫شاید مشکلت همینه. فکر می‌کنی...

327
00:19:07.396 --> 00:19:09.731
‫مشکل من اینه که دوستت دارم.

328
00:19:11.400 --> 00:19:14.361
‫بفرما، گفتمش.

329
00:19:14.403 --> 00:19:16.613
‫دوستت دارم، همیشه داشتم.

330
00:19:21.994 --> 00:19:24.538
‫کاری که با این دختر می‌کنی منصفانه نیست.

331
00:19:24.580 --> 00:19:26.540
‫محبت زیادی نسبت بهش دارم.

332
00:19:26.582 --> 00:19:28.542
‫محبت باارزشه. خوشحالش می‌کنم.

333
00:19:28.584 --> 00:19:30.919
‫تمامش اضافه میشه به یه معادله‌ی انجام‌پذیر.

334
00:19:30.961 --> 00:19:33.088
‫حس عاشقانه‌ت کلافه‌کننده‌ست.

335
00:19:33.130 --> 00:19:38.051
‫همیشه گفتیم ازدواجمون عجب اشتباهی بود.

336
00:19:38.093 --> 00:19:40.596
‫شاید اشتباه احمقانه، جداشدنمون بود.

337
00:19:42.681 --> 00:19:45.601
‫تا حالا واست سوال شده؟

338
00:19:49.229 --> 00:19:50.397
‫نه.

339
00:19:52.149 --> 00:19:55.694
‫میتونم واسه آخرین بار

340
00:19:55.736 --> 00:19:57.487
‫قبل از مراسم، به عروس زل بزنم؟

341
00:19:57.529 --> 00:19:58.697
‫من ساقدوشم.

342
00:19:58.697 --> 00:20:00.657
‫حالا این عاشقانه بود.

343
00:20:00.699 --> 00:20:04.119
‫آره بود.

344
00:20:06.121 --> 00:20:09.374
‫شب بخیر آیون.

345
00:21:20.821 --> 00:21:23.532
‫ببین مساله اینه بابا
‫من می‌تونم با ندونستن اینکه

346
00:21:23.532 --> 00:21:24.866
‫توی زندگیم هستی یا نه کنار بیام

347
00:21:24.866 --> 00:21:28.161
‫ولی فیونا ازم میپرسه، "بابا بزرگ برمی‌گرده؟"

348
00:21:28.161 --> 00:21:30.330
‫باید بدونم بهش چی بگم.

349
00:21:34.126 --> 00:21:37.212
‫تو میخوای توی زندگیت باشم؟

350
00:21:39.298 --> 00:21:40.716
‫خوبه...

351
00:21:40.716 --> 00:21:43.010
‫که چطور می‌تونی اتهامات رو به شکل سوال دربیاری.

352
00:21:43.051 --> 00:21:45.137
‫بذار من امتحان کنم.

353
00:21:45.178 --> 00:21:48.432
‫منظورت این بود که بگی دورشدنمون
‫از هم کار من بود

354
00:21:48.473 --> 00:21:51.393
‫وقتی که تو تماس‌های منو بیش از سه سال

355
00:21:51.393 --> 00:21:54.146
‫جواب ندادی؟ چطوره؟

356
00:21:54.187 --> 00:21:57.232
‫اون در رو ببند.

357
00:22:02.779 --> 00:22:06.575
‫شنیدم گفتی که اون از نظر احساسی ناپایدار بود.

358
00:22:06.575 --> 00:22:09.453
‫ممکنه که تصمیمش تحت تاثیر

359
00:22:09.494 --> 00:22:11.455
‫همین ناپایداریش بوده؟

360
00:22:11.496 --> 00:22:12.581
‫نه.

361
00:22:12.622 --> 00:22:13.957
‫نه؟

362
00:22:13.999 --> 00:22:16.460
‫تو هیچ تراپیست

363
00:22:16.501 --> 00:22:18.628
‫یا هر آدم حرفه‌ای آموزش‌دیده‌رو
‫آوردی باهاش درمورد

364
00:22:18.670 --> 00:22:21.214
‫آرزوی واضحش واسه مردن صحبت کنه؟

365
00:22:21.256 --> 00:22:24.426
‫من بهتر از هر تراپیستی همسرم رو می‌شناختم

366
00:22:24.468 --> 00:22:27.721
‫و آرزوش واسه مرگ واضح نبود.

367
00:22:27.763 --> 00:22:28.972
‫شما...

368
00:22:29.014 --> 00:22:32.434
‫شما گفتی که اون داشت به یه آدم خرفت تبدیل میشد.

369
00:22:32.476 --> 00:22:35.479
‫این حتما باعث عذاب و آزار شما بوده.

370
00:22:35.520 --> 00:22:39.733
‫وقتی که ایشون فوت کرد آیا
‫واسه شما به هر شکل آرامش‌بخش بود؟

371
00:22:42.694 --> 00:22:45.489
‫یه آرامش بود

372
00:22:45.530 --> 00:22:47.908
‫که می‌دیدم رنج و عذابش تموم شده.

373
00:22:47.949 --> 00:22:52.412
‫متأسفم که این سوالات رو می‌پرسم.

374
00:22:52.454 --> 00:22:55.624
‫فقط اینکه گاهی اوقات توی این شرایط

375
00:22:55.624 --> 00:22:59.419
‫درواقع بحث بیشتر درمورد رنج و عذاب خونواده‌ست

376
00:22:59.419 --> 00:23:00.754
‫تا خود قربانی.

377
00:23:00.754 --> 00:23:01.755
‫اعتراض دارم!

378
00:23:04.424 --> 00:23:07.302
‫اعتراض رد میشه.

379
00:23:07.344 --> 00:23:09.346
‫حالتون خوبه جناب کرین؟

380
00:23:16.019 --> 00:23:19.356
‫جناب، هزینه‌ی مراقبت از همسرتون

381
00:23:19.398 --> 00:23:20.899
‫در ماه چقدر بود؟

382
00:23:20.899 --> 00:23:22.776
‫میدونی الانه که

383
00:23:22.776 --> 00:23:24.903
‫- یه مشت بکوبم توی سرت.
‫- جناب مایرسون!

384
00:23:24.903 --> 00:23:26.863
‫حال این از نظر من یه رفتار هیجانیه.

385
00:23:26.905 --> 00:23:28.907
‫شما یه آدم هیجانی هستین؟

386
00:23:28.949 --> 00:23:30.992
‫جناب قاضی، این اذیت و آزار
‫به اندازه کافی کش داده شده.

387
00:23:31.034 --> 00:23:34.329
‫من فقط سعی دارم ثابت کنم که جناب مایرسون

388
00:23:34.371 --> 00:23:37.999
‫و شخص متوفی، در تمام این ماجرا
‫ناتوان‌ترین اشخاص

389
00:23:37.999 --> 00:23:39.292
‫از نظر احساسی بودن

390
00:23:39.334 --> 00:23:41.294
‫آخرین دو نفری که میتونن

391
00:23:41.336 --> 00:23:44.005
‫واسه پایان دادن به زندگی یه انسان تصمیم بگیرن.

392
00:23:58.437 --> 00:23:59.771
‫متأسفم.

393
00:23:59.813 --> 00:24:01.857
‫دیشب تاج دندونم رو گم کردم.

394
00:24:01.857 --> 00:24:04.776
‫گفتم شاید تو دیده باشیش.

395
00:24:04.818 --> 00:24:06.945
‫از اتفاقی که افتاد شرمنده نیستی؟

396
00:24:06.987 --> 00:24:09.406
‫نه، ولی می‌بینم که تو هستی، پس مشکلی نیست.

397
00:24:09.448 --> 00:24:11.241
‫آیون، تو داری ازدواج می‌کنی

398
00:24:11.283 --> 00:24:13.118
‫و به یه زن دیگه ابراز علاقه میکنی.

399
00:24:13.160 --> 00:24:14.911
‫هر زنی نیست، مطمئن باش.

400
00:24:14.953 --> 00:24:17.539
‫تو نمی‌تونی با این دختر ازدواج کنی...

401
00:24:17.581 --> 00:24:20.208
‫- فقط یه چیزه که می‌تونه جلوشو بگیره.
‫- و چیه؟

402
00:24:20.250 --> 00:24:22.169
‫الان جلوم ایستاده.

403
00:24:24.045 --> 00:24:26.882
‫آخرین پیشنهاد. باهام ازدواج کن.

404
00:24:30.594 --> 00:24:32.596
‫عقلت رو از دست دادی.

405
00:24:34.431 --> 00:24:36.391
‫- جوابت "نه" نبود.
‫- نه.

406
00:24:36.433 --> 00:24:38.643
‫- منظورت نه نبود.
‫- نه یعنی نه!

407
00:24:38.685 --> 00:24:40.228
‫اگه تو نباشی، پس اونه.

408
00:24:40.270 --> 00:24:45.108
‫محض رضای خدا آیون، به اون دختر فکر کن!

409
00:24:48.361 --> 00:24:51.281
‫توی مراسم می‌بینمت شرل.

410
00:25:00.499 --> 00:25:02.459
‫قرار نبود دیگه بهت پول بدم!

411
00:25:02.501 --> 00:25:04.503
‫پس دیگه بهم پول نده!

412
00:25:04.544 --> 00:25:07.672
‫ولی اینکه ترکم کنی؟
‫جواب تماس‌هام رو ندی؟

413
00:25:07.714 --> 00:25:10.967
‫که به حراست شرکت کوفتیت بگی منو راه نده؟

414
00:25:11.009 --> 00:25:12.969
‫فکر می‌کنی میتونی همه‌رو بندازی گردن من؟

415
00:25:13.011 --> 00:25:15.347
‫- بهت همه چیز دادم!
‫- وظیفه‌ت بود که همه چیز بهم بدی

416
00:25:15.388 --> 00:25:18.099
‫درست همونطور که وظیفه‌ی منه به فیونا همه چیز بدم

417
00:25:18.099 --> 00:25:19.017
‫تحت هر شرایطی!

418
00:25:19.017 --> 00:25:20.769
‫- به جایی رسید...
‫- بهت نیاز داشتم!

419
00:25:29.361 --> 00:25:31.988
‫محض رضای خدا بابا

420
00:25:32.030 --> 00:25:35.325
‫من معتاد به مواد بودم، به نوشیدن.

421
00:25:35.367 --> 00:25:38.036
‫هیچی نداشتم.

422
00:25:38.078 --> 00:25:40.956
‫به پدرم نیاز داشتم و تو منو ترک کردی.

423
00:25:42.916 --> 00:25:45.085
‫فکر میکنی واسه من آسون بود؟

424
00:25:45.126 --> 00:25:48.255
‫با مشاورین صحبت کردم، آدمای حرفه‌ای.

425
00:25:48.296 --> 00:25:50.257
‫همه‌شون بهم گفتن باید به ته خط میرسیدی
‫قبل از اینکه...

426
00:25:50.298 --> 00:25:54.135
‫اوه خب ماموریت تکمیل شد بابا، چون رسیدم.

427
00:25:58.723 --> 00:26:02.352
‫توی تاریک‌ترین روزهام

428
00:26:02.394 --> 00:26:06.648
‫حین بیماری مادرت

429
00:26:06.690 --> 00:26:10.860
‫ذهنم رو با فکر کردن به تو پرت می‌کردم.

430
00:26:10.902 --> 00:26:13.321
‫رویاپردازی می‌کردم

431
00:26:13.363 --> 00:26:15.365
‫که کنارت باشم

432
00:26:15.407 --> 00:26:17.742
‫وقتی که اولین نوه‌مون رو به دنیا بیاری.

433
00:26:19.744 --> 00:26:21.830
‫بغل کردن و عشق ورزیدن دوباره

434
00:26:21.871 --> 00:26:24.624
‫به یه بچه...

435
00:26:25.333 --> 00:26:27.168
‫مثل عشقم به تو.

436
00:26:28.920 --> 00:26:31.840
‫چطور جرأت کردی اینو ازم بگیری؟

437
00:26:31.881 --> 00:26:33.883
‫چطور جرأت کردی؟

438
00:26:36.052 --> 00:26:38.305
‫خب میدونی چیه بابا؟

439
00:26:38.346 --> 00:26:42.142
‫توی تاریک‌ترین روزهام، بین تمام اینا،

440
00:26:42.183 --> 00:26:44.144
‫فقط یه چیز کوچیک داشتم

441
00:26:44.185 --> 00:26:47.689
‫یه کورسوی امید

442
00:26:47.731 --> 00:26:50.400
‫و این بود که میدونستم هر اتفاقی بیفته

443
00:26:50.442 --> 00:26:54.529
‫پدرم کنارمه

444
00:26:54.571 --> 00:26:57.240
‫و نبود.

445
00:26:57.282 --> 00:26:58.950
‫نبود.

446
00:27:01.578 --> 00:27:05.665
‫چطور جرأت کردی اینو ازم بگیری؟

447
00:27:30.273 --> 00:27:32.233
‫باید اون یکی آهنگ رو درخواست بدیم؟

448
00:27:32.275 --> 00:27:34.861
‫به نظر من

449
00:27:34.903 --> 00:27:36.780
‫احتمالا اون به ته خط رسید

450
00:27:36.821 --> 00:27:38.615
‫چون تو تنهاش گذاشتی

451
00:27:38.657 --> 00:27:40.200
‫و این شاید زندگیش رو نجات داد.

452
00:27:40.241 --> 00:27:43.286
‫اونو ببخش.

453
00:27:43.328 --> 00:27:46.414
‫مطمئن نیستم اون منو ببخشه.

454
00:27:46.456 --> 00:27:49.042
‫پل، تو رفتی به خونه‌ش.

455
00:27:49.084 --> 00:27:51.294
‫امروز اون اومد توی دفترت.

456
00:27:51.336 --> 00:27:53.963
‫الانشم برگشتین پیش همدیگه.

457
00:27:54.005 --> 00:27:57.467
‫فقط نمی‌تونی یه راه پیدا کنی که
‫قال قضیه رو بکنی.

458
00:27:57.509 --> 00:28:01.304
‫و تو و آیون چی؟

459
00:28:01.346 --> 00:28:02.555
‫ببخشید؟

460
00:28:02.597 --> 00:28:05.016
‫- هنوز دوستش داری؟
‫- عذر می‌خوام؟

461
00:28:05.058 --> 00:28:07.894
‫سلیقه‌ت توی آقایون شرلی...

462
00:28:07.936 --> 00:28:10.897
‫آیون تیگز، دنی کرین...

463
00:28:10.939 --> 00:28:13.191
‫سرکشه، از زندگی بزرگتره.

464
00:28:13.233 --> 00:28:16.486
‫دیگه عاشق آیون نیستم.

465
00:28:16.528 --> 00:28:20.907
‫فقط ساقدوشش هستم.

466
00:28:27.831 --> 00:28:29.666
‫یه قانون داریم

467
00:28:29.708 --> 00:28:33.878
‫علیه کمک در خودکشی.

468
00:28:33.920 --> 00:28:37.257
‫یه دلیل صرفاً

469
00:28:37.298 --> 00:28:40.301
‫به تقدس زندگی برمی‌گرده.

470
00:28:40.343 --> 00:28:42.971
‫وقتی شروع به خراب کردنش کنیم

471
00:28:43.012 --> 00:28:45.974
‫وقتی بگیم قابل قبوله که

472
00:28:46.015 --> 00:28:48.143
‫مردم شروع به کشتن خودشون کنن

473
00:28:48.184 --> 00:28:50.437
‫یه اتفاق وحشتناک میفته.

474
00:28:50.478 --> 00:28:53.314
‫قابل قبول میشه.

475
00:28:53.356 --> 00:28:55.608
‫به ناگاه یه گزینه میشه

476
00:28:55.650 --> 00:28:58.236
‫برای سالمندان مبتلا به آلزایمر،

477
00:28:58.278 --> 00:29:01.322
‫برای افراد 50 ساله مبتلا به سرطان،

478
00:29:01.364 --> 00:29:04.200
‫برای نوجوون بدون دوست.

479
00:29:04.242 --> 00:29:08.955
‫کی تصمیم می‌گیره که چه موقع
‫خودکشی اون کاریه که باید انجام بشه؟

480
00:29:08.997 --> 00:29:13.752
‫در این پرونده، تصمیم به عهده‌ی یه زن معلول ذهنی

481
00:29:13.793 --> 00:29:16.504
‫و شوهر از نظر عاطفی درمانده‌ش بود

482
00:29:16.546 --> 00:29:19.549
‫نه دقیقا سنگرهای قضاوت درست.

483
00:29:19.591 --> 00:29:22.886
‫انگیزه‌هاش، هرچند توسط غم و اندوه مبهم شد،

484
00:29:22.927 --> 00:29:24.095
‫ممکنه خالص بوده باشه

485
00:29:24.095 --> 00:29:28.057
‫ولی شوهری که بخواد همسرش بمیره

486
00:29:28.099 --> 00:29:32.479
‫تا شاید از بالاکشیدن کامل ارث جلوگیری کنه چی؟

487
00:29:32.520 --> 00:29:35.023
‫اون خونواده‌ای که درواقع به دنبال اینن

488
00:29:35.064 --> 00:29:37.192
‫تا به رنج خودشون پایان بدن

489
00:29:37.233 --> 00:29:41.154
‫چون دیدن بدترشدن حال مادرشون
‫خیلی وحشتناکه چی؟

490
00:29:41.196 --> 00:29:45.116
‫این انگیزه‌هارو چطوری ارزیابی یا ساماندهی می‌کنیم؟

491
00:29:45.158 --> 00:29:47.994
‫به همین دلیل ما از نظر قانونی انتخاب می‌کنیم

492
00:29:48.036 --> 00:29:50.538
‫که از اون شیب پایین نیایم.

493
00:29:51.998 --> 00:29:55.710
‫هیچکس نمیگه جناب مایرسون مرد بدیه.

494
00:29:55.710 --> 00:29:56.836
‫اینطور نیست.

495
00:29:56.836 --> 00:30:01.466
‫ولی مسلماً و با تأمل

496
00:30:01.466 --> 00:30:04.427
‫برای پایان دادن به زندگی یه انسان عمل کرد.

497
00:30:04.469 --> 00:30:08.556
‫طبق قانونی که قسم خوردین بهش پایبند باشین

498
00:30:08.598 --> 00:30:11.684
‫این یه قتله.

499
00:30:26.616 --> 00:30:29.536
‫راز کثیف و مخفی اینه که

500
00:30:29.577 --> 00:30:33.122
‫ما سالها پیش از اون شیب اومدیم پایین.

501
00:30:33.164 --> 00:30:37.252
‫رسماً میگیم که مخالف کمک به خودکشی هستیم

502
00:30:37.293 --> 00:30:40.463
‫ولی همیشه داره انجام میشه.

503
00:30:40.505 --> 00:30:44.050
‫70 درصد تمام مرگ‌ها در بیمارستان‌ها

504
00:30:44.092 --> 00:30:48.012
‫به دلیل تصمیماتیه که باعث مرگ بیماران میشه

505
00:30:48.054 --> 00:30:50.181
‫میخواد سرم مورفین باشه

506
00:30:50.223 --> 00:30:52.559
‫یا دستگاه تنفس مصنوعی، لوله‌های آبرسانی.

507
00:30:52.600 --> 00:30:55.061
‫با تمام احترامی که واسه هیاهوی تری شایوو قائل هستم

508
00:30:55.103 --> 00:30:58.815
‫بیماران همواره و در سراسر این کشور

509
00:30:58.815 --> 00:31:00.984
‫توی مرگشون دست و کمک هست.

510
00:31:01.025 --> 00:31:03.695
‫درمورد سازماندهی انگیزه، اینجا یه فکر هست...

511
00:31:03.695 --> 00:31:04.863
‫بررسیش کنید.

512
00:31:04.863 --> 00:31:06.447
‫اگه مشکوک هستیم به آدمکشی

513
00:31:06.489 --> 00:31:08.575
‫از پلیس بخواید سوالات بپرسه.

514
00:31:08.616 --> 00:31:10.368
‫اگه بو داره، تحت پیگرد قرار بدید.

515
00:31:10.410 --> 00:31:11.953
‫ولی اینجا

516
00:31:12.871 --> 00:31:14.914
‫اصلا چنین بحثی نیست

517
00:31:14.914 --> 00:31:17.709
‫که انگیزه‌ی جناب مایرسون هرچیزی جز

518
00:31:17.750 --> 00:31:20.378
‫برآورده‌کردن خواسته‌های همسرش

519
00:31:20.420 --> 00:31:23.131
‫و خلاص کردنش از شرمساری شدید

520
00:31:23.172 --> 00:31:26.676
‫ناشی از تجربه پوسیدگی مغزش بود.

521
00:31:26.718 --> 00:31:29.637
‫می‌تونید تصور کنید؟

522
00:31:29.679 --> 00:31:32.348
‫شما باشید اینجوری زندگی می‌کنید؟

523
00:31:38.813 --> 00:31:41.649
‫به مدت 12 سال یه سگ داشتم.

524
00:31:41.649 --> 00:31:43.192
‫اسمش آلن بود.

525
00:31:43.234 --> 00:31:47.614
‫وقتی گرفتمش اسمش این بود.

526
00:31:47.655 --> 00:31:49.991
‫در نهایت سرطان گرفت،

527
00:31:50.033 --> 00:31:54.078
‫همراه با رشد ناهنجار و شدید لگن

528
00:31:54.120 --> 00:31:56.706
‫و درد غیرقابل تحملی داشت.

529
00:31:56.748 --> 00:31:59.584
‫دامپزشکم پیشنهاد کرد
‫و من موافقت کردم که اونو از سر ترحم بکشیم.

530
00:31:59.626 --> 00:32:01.794
‫این انسانی بود

531
00:32:01.836 --> 00:32:05.214
‫که ما به عنوان یه جامعه واسه حیوانات

532
00:32:05.256 --> 00:32:07.717
‫تلاش کنیم.

533
00:32:07.759 --> 00:32:12.180
‫اقدام موکل من انسانی بود.

534
00:32:12.221 --> 00:32:15.308
‫یه اقدام خیرخواهانه بود.

535
00:32:15.350 --> 00:32:18.186
‫یه اقدام اندوهبار بود.

536
00:32:20.521 --> 00:32:23.066
‫پرستار خانم مایرسون شهادت داد

537
00:32:23.107 --> 00:32:27.695
‫به عشق عمیق رایان مایرسون به همسرش.

538
00:32:27.695 --> 00:32:30.156
‫گاهی نهایت

539
00:32:30.198 --> 00:32:32.200
‫عشق و مهربانی...

540
00:32:43.503 --> 00:32:45.964
‫اگه فکر می‌کنید این مرد یه مجرمه

541
00:32:46.005 --> 00:32:48.299
‫اونو به زندان بفرستید

542
00:32:48.341 --> 00:32:53.304
‫ولی اگه اینطور فکر نمی‌کنید، اینکارو نکنید.

543
00:33:18.329 --> 00:33:20.289
‫و تو میسی، آیون رو

544
00:33:20.331 --> 00:33:22.291
‫به عنوان شوهر قانونیت انتخاب می‌کنی

545
00:33:22.333 --> 00:33:24.961
‫که تا زمانی که مرگ شما رو از هم جدا کنه،
‫عشق بورزی و اطاعت کنی؟

546
00:33:25.003 --> 00:33:26.295
‫قبول می‌کنم. قبول می‌کنم!

547
00:33:26.337 --> 00:33:28.131
‫و تو آیون، میسی رو

548
00:33:28.172 --> 00:33:30.550
‫به عنوان همسر قانونیت انتخاب می‌کنی

549
00:33:30.591 --> 00:33:32.593
‫که تا زمانی که مرگ شما رو از هم جدا کنه،
‫عشق بورزی و اطاعت کنی؟

550
00:33:32.635 --> 00:33:34.220
‫قبول می‌کنم.

551
00:33:34.262 --> 00:33:36.431
‫اگه کسی هست که دلیلی داره

552
00:33:36.431 --> 00:33:38.224
‫که این دوتا نباید در این ازدواج مقدس

553
00:33:38.224 --> 00:33:39.475
‫به همدیگه برسن

554
00:33:39.475 --> 00:33:42.395
‫الان صحبت کنه، وگرنه تا همیشه سکوت کنه.

555
00:33:43.813 --> 00:33:45.523
‫حلقه‌ها؟

556
00:35:25.248 --> 00:35:27.917
‫میشه لطفا متهم بایسته؟

557
00:35:30.419 --> 00:35:31.963
‫خانم سرتیم هیئت منصفه

558
00:35:32.004 --> 00:35:34.382
‫هیئت منصفه به یه رأی متفق‌القول رسیده؟

559
00:35:34.423 --> 00:35:36.592
‫- بله جناب قاضی.
‫- نظر شما چیه؟

560
00:35:36.634 --> 00:35:37.677
‫در ارتباط با

561
00:35:37.677 --> 00:35:39.762
‫مدعی‌العموم در برابر رایان مایرسون

562
00:35:39.762 --> 00:35:41.639
‫به اتهام قتل درجه دو،

563
00:35:41.639 --> 00:35:45.017
‫هیئت منصفه متهم رایان مایرسون را

564
00:35:46.269 --> 00:35:48.104
‫بیگناه تشخیص می‌دهد.

565
00:35:49.188 --> 00:35:50.273
‫واقعا؟

566
00:35:50.314 --> 00:35:52.441
‫خانم‌ها و آقایان هیئت منصفه

567
00:35:52.483 --> 00:35:54.569
‫- خیلی ممنون بابت خدمات‌تون.
‫- خیلی ممنون جناب شور.

568
00:35:54.569 --> 00:35:56.779
‫چیزی نبود جز گرون.

569
00:35:56.821 --> 00:35:59.448
‫دنی، ممنون.

570
00:36:22.889 --> 00:36:25.016
‫اوه!

571
00:36:25.057 --> 00:36:27.768
‫اینقدر ذوق‌زده‌ام که نمی‌دونم چی بگم.

572
00:36:27.810 --> 00:36:31.314
‫معمولا یه فشار بعد از صدور حکم هست جناب مایرسون.

573
00:36:31.314 --> 00:36:33.149
‫معمولاً به موکل‌هام پیشنهاد میکنم

574
00:36:33.149 --> 00:36:34.650
‫تنها نباشن.

575
00:36:35.985 --> 00:36:40.156
‫کسی رو دارید که امشب کنار شما باشه؟

576
00:36:53.211 --> 00:36:55.379
‫پرستار؟

577
00:36:57.590 --> 00:36:59.592
‫نگاهش غیرقابل تردید بود.

578
00:36:59.634 --> 00:37:03.429
‫واسه همین واسه پیش بردن محاکمه

579
00:37:03.471 --> 00:37:05.598
‫با این سرعت اینقدر پیگیر بود.

580
00:37:05.640 --> 00:37:07.308
‫اگه علاقه‌ش به پرستار رو میشد

581
00:37:07.308 --> 00:37:10.102
‫که بدون شک اینجور میشد، کارش تموم بود.

582
00:37:12.313 --> 00:37:13.522
‫زنش رو کشته

583
00:37:13.522 --> 00:37:14.857
‫تا کنار این زن باشه.

584
00:37:16.734 --> 00:37:18.236
‫کی میدونه؟

585
00:37:20.029 --> 00:37:22.240
‫شاید این واقعیت که اون عاشق کس دیگه‌ای بوده

586
00:37:22.240 --> 00:37:25.201
‫اطاعت از آرزوی مرگ همسرش رو
‫واسش آسون‌تر کرده.

587
00:37:25.243 --> 00:37:27.411
‫خب شاید زنش نمی‌خواسته که بمیره.

588
00:37:27.453 --> 00:37:29.413
‫تنها مدرکمون حرف خود شوهره‌ست.

589
00:37:29.455 --> 00:37:31.415
‫و حرف‌های پرستار.

590
00:37:31.457 --> 00:37:32.917
‫اوه خدای من.

591
00:37:32.959 --> 00:37:35.211
‫نمی‌دونیم بیگناهه یا گناهکار.

592
00:37:35.253 --> 00:37:37.213
‫از این متنفرم.

593
00:37:37.255 --> 00:37:40.508
‫دنی، وقتی توی دادگاه

594
00:37:40.549 --> 00:37:42.510
‫مثل فنر بلند شدی...

595
00:37:42.551 --> 00:37:45.846
‫داشت موکلمون رو اذیت می‌کرد.
‫باید روندش رو مختل می‌کردم.

596
00:37:48.975 --> 00:37:51.686
‫جناب کوپفر گفته بود،

597
00:37:51.727 --> 00:37:55.856
‫"خانواده‌ها معمولاً واسه پایان دادن
‫به رنج و عذاب‌شون اقدام می‌کنن."

598
00:37:57.108 --> 00:37:59.777
‫این اتفاق واسه پدرت افتاد؟

599
00:38:10.413 --> 00:38:12.540
‫راستش درد نداشت.

600
00:38:12.581 --> 00:38:14.208
‫اشتهاش خوب بود

601
00:38:14.250 --> 00:38:17.837
‫درواقع اون آخرا

602
00:38:17.837 --> 00:38:19.880
‫بیشتر از تو لبخند میزد که...

603
00:38:22.216 --> 00:38:25.219
‫اون روز

604
00:38:25.261 --> 00:38:28.973
‫روزی که به دکتر گفتیم سرم رو زیاد کنه

605
00:38:29.015 --> 00:38:32.184
‫خوش و خرم بود.

606
00:38:34.312 --> 00:38:38.816
‫اونو از بدبختی‌مون خلاص کردیم.

607
00:38:40.443 --> 00:38:42.695
‫و معمولا واسم سوال بود

608
00:38:42.737 --> 00:38:45.656
‫آیا اون زندگی متعلق به مردیه که
‫مغزش به اندازه یه بچه 2 ساله‌ست

609
00:38:45.698 --> 00:38:47.908
‫یا متعلق به مردیه که قبل از این بیماری بود؟

610
00:38:47.950 --> 00:38:49.869
‫بدون شک...

611
00:38:53.748 --> 00:38:56.876
‫متعلق به من نبود.

612
00:38:58.627 --> 00:39:00.546
‫گمونم زندگی متعلق به مردی بود

613
00:39:00.588 --> 00:39:02.256
‫که قبل از این بیماری بود

614
00:39:02.298 --> 00:39:04.300
‫مردی که به عنوان پدرتون می‌شناختید.

615
00:39:04.342 --> 00:39:07.053
‫آه...

616
00:39:07.094 --> 00:39:11.557
‫ولی در کدوم مرحله؟

617
00:39:11.599 --> 00:39:15.770
‫کوپفر گفت یه سراشیبی خطرناکه!

618
00:39:15.811 --> 00:39:18.272
‫سراشیبی.

619
00:39:18.314 --> 00:39:21.233
‫چطور دکتر رو راضی به این کار کردین؟

620
00:39:24.987 --> 00:39:26.280
‫دنی کرین.

621
00:39:26.280 --> 00:39:29.784
‫اون موقع هم کم آدمی نبودم.

622
00:39:37.083 --> 00:39:39.502
‫دنی، این حرف رو الان میزنم

623
00:39:39.502 --> 00:39:40.836
‫و بعدش اونو توی

624
00:39:40.836 --> 00:39:41.879
‫وصیتنامه‌ زیست‌خواستم مینویسم.

625
00:39:41.879 --> 00:39:44.298
‫اگه زمانی مغزم مثل یه بچه 2 ساله شد...

626
00:39:44.340 --> 00:39:46.509
‫بِو رو میذارم منصرفت کنه.

627
00:39:48.511 --> 00:39:51.138
‫خیالم راحت شد.

628
00:39:57.812 --> 00:39:59.939
‫روزم داره میرسه.

629
00:39:59.980 --> 00:40:02.066
‫آلن، هردومون اینو می‌دونیم.

630
00:40:03.484 --> 00:40:05.319
‫راه درازی در پیشه.

631
00:40:07.738 --> 00:40:09.698
‫و تا اون موقع

632
00:40:09.740 --> 00:40:12.618
‫بزرگ زندگی کن دوست من.

633
00:40:12.660 --> 00:40:14.620
‫بزرگ زندگی کن.

634
00:40:22.461 --> 00:40:28.467
‫«ارائه شده توسط سایت مووی شو»

635
00:40:33.722 --> 00:40:38.727
‫ادامه دارد...

636
00:40:42.106 --> 00:40:43.023
‫آنچه در قسمت بعد خواهید دید...

637
00:40:43.065 --> 00:40:44.942
‫- جناب لومیس منو اخراج کرد.
‫- چرا اخراجت کرد؟

638
00:40:44.984 --> 00:40:46.902
‫بهش یه عالمه زمان داده شد که سیگار رو ترک کنه.

639
00:40:46.944 --> 00:40:49.113
‫و می‌دونست اگه اینکارو نکنه اخراج میشه.

640
00:40:49.155 --> 00:40:51.198
‫نمی‌تونم اجاره‌م رو بدم.
‫نمی‌دونم باید چکار کنم.

641
00:40:51.240 --> 00:40:52.908
‫- باید این پرونده رو برنده بشم.
‫- شب خوبیه.

642
00:40:52.950 --> 00:40:56.120
‫- یهویی شده.
‫- کسی دنی رو دیده؟ وقت سخنرانی‌مونه.

643
00:40:56.162 --> 00:40:58.122
‫آخرین بار کنار اتاق لباس‌داری دیدمش.

644
00:40:58.122 --> 00:41:01.876
‫اون حاضره فقط 50 درصد از
‫دارایی‌های جناب کرین رو بگیره.

645
00:41:01.876 --> 00:41:03.586
‫- چی؟
‫- از جمله سهامش توی شرکت.

646
00:41:03.627 --> 00:41:05.921
‫ما در حال حسابرسی برای
‫تعیین ارزش خالص دنی هستیم.

647
00:41:05.921 --> 00:41:07.756
‫بذار اینکارو کنن. چیزی واسه مخفی کردن نداریم.

648
00:41:07.798 --> 00:41:09.633
‫یه لحظه صبر کن ببینم.

649
00:41:09.675 --> 00:41:11.385
‫این می‌تونه... خب یه مشکل باشه.

