
1
00:00:01.209 --> 00:00:02.502
‫آنچه گذشت...

2
00:00:02.544 --> 00:00:04.671
‫قبلا رو پروژه‌ی بیگناهی تگزاس کار می‌کردم.

3
00:00:04.713 --> 00:00:07.298
‫یکی از پرونده‌هام رفته تجدید نظر.
‫کمکت به دردم می‌خوره.

4
00:00:07.882 --> 00:00:10.301
‫- خوشم نمیاد تو دادگاه کسی چرت و پرت بگه.
‫- خدای من.

5
00:00:10.885 --> 00:00:12.095
‫- او به زانوی یه موکل شلیک می‌کنه.

6
00:00:12.137 --> 00:00:16.099
‫بعد با یه تفنگ پینت‌بال،
‫به یه بی‌خانمان شلیک می‌کنه.

7
00:00:16.141 --> 00:00:19.018
‫میشه لطفا بگیری یه طرف دیگه، نه سر من؟

8
00:00:19.060 --> 00:00:20.687
‫پر نیست.

9
00:00:20.729 --> 00:00:23.356
‫- فکر کنم هست.
‫- محض رضای خدا، دنی!

10
00:00:25.191 --> 00:00:29.696
‫«ارائه شده توسط سایت مووی شو»

11
00:00:30.572 --> 00:00:34.743
‫حس می‌کنم آهنگم هنوز درون منه.

12
00:00:34.784 --> 00:00:37.328
‫- چه آهنگی؟
‫- آهنگ من.

13
00:00:37.370 --> 00:00:40.540
‫هر کسی تو خودش یه
‫آهنگ داره، سیدنی. تو باید این رو بدونی.

14
00:00:40.582 --> 00:00:43.209
‫که اینطور. مال تو هنوز خونده نشده.

15
00:00:43.251 --> 00:00:45.211
‫- همینطوره؟
‫- آره.

16
00:00:45.253 --> 00:00:47.964
‫یعنی، من الان
‫ تو دهه‌ی 70 سالگیم هستم،

17
00:00:48.006 --> 00:00:52.677
‫ولی هنوز حس می‌کنم هر چیزی
‫ که می‌خواستم تو زندگیم بیان کنم،

18
00:00:52.719 --> 00:00:58.016
‫هنوز درونم مثل یه سنگ کلیه... گیر کرده.

19
00:00:59.809 --> 00:01:02.729
‫باهام حرف بزن، سیدنی.
‫به چی فکر می‌کنی؟

20
00:01:02.770 --> 00:01:05.857
‫- به نظرم حوصله‌ت سر رفته، دنی.
‫- حوصله‌م سر رفته؟

21
00:01:05.899 --> 00:01:08.234
‫چطور میشه حوصله‌م
‫ سر بره؟ من دنی کرین هستم.

22
00:01:08.276 --> 00:01:10.653
‫حتی آوای اسمم جذابه.

23
00:01:10.695 --> 00:01:13.781
‫بیشتر، سیدنی.
‫بیشتر از من بگو.

24
00:01:13.823 --> 00:01:15.867
‫خیلی‌خب. باشه.

25
00:01:17.202 --> 00:01:19.621
‫خب، به نظرم...

26
00:01:19.662 --> 00:01:22.415
‫به نظرم تو یه آدم نازپرورده،

27
00:01:22.457 --> 00:01:25.210
‫پولدارِ تنهایی...

28
00:01:25.251 --> 00:01:28.213
‫که کاری نداره بکنه به جز شمردن پول‌هاش،

29
00:01:28.254 --> 00:01:31.674
‫یا خرج الکی کردن،

30
00:01:31.716 --> 00:01:35.512
‫و یا خرج درمانگرهایی که
‫ به شکلی کارهاش رو تایید می‌کنن.

31
00:01:35.553 --> 00:01:37.889
‫راستش، ازش حالم به هم می‌خوره!

32
00:01:37.931 --> 00:01:41.226
‫دیگه درمانت نمی‌کنم...

33
00:01:41.267 --> 00:01:43.895
‫ولی ساعتی 600 دلار می‌گیرم.

34
00:01:43.937 --> 00:01:46.356
‫که مبلغ کلیش، بهت اطمینان میدم،

35
00:01:46.397 --> 00:01:49.108
‫برای این بود که
‫ بترسی و مدام نیای پیشم.

36
00:01:49.150 --> 00:01:51.277
‫می‌فهمی چی میگم، دنی؟

37
00:01:51.319 --> 00:01:55.281
‫زودتر از اونی که لب‌هات حرکت کنه،
‫خودم رو از پنجره پرت می‌کنم پایین،

38
00:01:55.323 --> 00:01:58.243
‫که همچین منظره‌ای، یه علامت تصویری‌ـه...

39
00:01:58.284 --> 00:02:01.996
‫چرت و پرت قراره بیاد بیرون.

40
00:02:04.249 --> 00:02:07.252
‫یه درمانگر اینجوری با بیمار حرف نمیزنه.

41
00:02:07.293 --> 00:02:11.172
‫توصیه‌ی رسمی
‫پزشکی من اینه که بری کلاس یوگا،

42
00:02:11.214 --> 00:02:15.385
‫تا شاید انعطاف لازم برای
‫ گم کردن گورت رو از اینجا پیدا کنی.

43
00:02:22.725 --> 00:02:25.937
‫بعضی وقت‌ها واقعا حس می‌کنم تنهام.

44
00:02:25.979 --> 00:02:29.732
‫هرازچندگاهی افسردگی. حتی
‫باعث شد یه کلت بخرم تا تمومش کنم.

45
00:02:29.774 --> 00:02:33.069
‫حتی با خودم همه‌جا حمل می‌کنم،

46
00:02:33.111 --> 00:02:38.157
‫هیچوقت معلوم نیست
‫ کی بخوام رخت از این دنیا ببندم.

47
00:02:38.199 --> 00:02:42.578
‫و با خودم میگم، چه غیر اصیل.

48
00:02:42.620 --> 00:02:45.289
‫خودکشی خیلی عادیه.

49
00:02:45.331 --> 00:02:48.209
‫ولی...

50
00:02:48.251 --> 00:02:51.462
‫اگه قرار بود به دکترم شلیک کنم،

51
00:02:51.504 --> 00:02:53.506
‫خب!

52
00:02:53.548 --> 00:02:55.591
‫ می‌دونی، دنی،

53
00:02:55.633 --> 00:02:58.302
‫این باعث میشه
‫به یه چیز واقعی دست پیدا کنی.

54
00:02:58.344 --> 00:03:00.805
‫می‌دونی؟ یه چیز واقعی،

55
00:03:00.847 --> 00:03:06.185
‫در تقابل با شهرت قهرمانانه که
‫تو چشم عموم ازت ساخته شده، گاو دیوانه،

56
00:03:06.227 --> 00:03:10.732
‫و بعد شاید یهو اهمیت پیدا کنه،
‫واقعا اهمیت پیدا کنه که تو به دنیا اومدی.

57
00:03:10.773 --> 00:03:14.360
‫بعد از 70 و خرده‌ای سال، چطور با این...

58
00:03:14.402 --> 00:03:16.487
‫پوچی مطلق کنار میای؟

59
00:03:20.199 --> 00:03:23.619
‫- به نظرت من مهم نیستم؟
‫- ماشه رو بکش، دنی! یه کاری بکن...

60
00:03:23.661 --> 00:03:27.373
‫تا فرای شخصیتت تو رسانه‌ها بری!

61
00:03:27.415 --> 00:03:30.376
‫همه‌ی پوچی‌ها! ماشه رو بکش!

62
00:03:30.418 --> 00:03:33.129
‫فکر نمی‌کنی نمی‌کشم؟

63
00:03:33.171 --> 00:03:35.882
‫راستش، اتفاقا می‌دونم که می‌کشی.
‫اتفاقا می‌دونم که مجبوری.

64
00:03:35.923 --> 00:03:39.135
‫می‌دونی، رو یه درمانگر اسلحه گرفتی،

65
00:03:39.177 --> 00:03:41.929
‫که نه تنها خودش دوست داره بمیره،

66
00:03:41.971 --> 00:03:45.391
‫یه سیاست بیمه‌ی عمر داره
‫ که خودکشی هم شاملش میشه.

67
00:03:45.433 --> 00:03:47.977
‫می‌دونی، دنی،
‫اغلب با خودم میگم،

68
00:03:48.019 --> 00:03:49.937
‫چطور می‌تونم بدون
‫اینکه تحصیلات پسرم تو...

69
00:03:49.937 --> 00:03:52.148
‫هاروارد رو ازش بگیرم،
‫به زندگیم پایان بدم؟

70
00:03:52.190 --> 00:03:55.276
‫ولی اگه قرار باشه به قتل برسم، پس...

71
00:03:55.318 --> 00:03:57.320
‫خب،

72
00:03:59.071 --> 00:04:02.867
‫تو باید بهم شلیک کنی،
‫وگرنه من بهت شلیک می‌کنم.

73
00:04:02.909 --> 00:04:05.161
‫زود باش ماشه رو بکش،
‫وگرنه می‌کشمت.

74
00:04:08.414 --> 00:04:11.501
‫- باشه، سیدنی.
‫- ماشه رو بکش.

75
00:04:11.542 --> 00:04:14.754
‫- بهت شلیک نمی‌کنم. مسخره نشو.
‫- پس باید بمیری.

76
00:04:14.796 --> 00:04:18.508
‫- بی‌خیال سیدنی، بازی تموم شد.
‫- تا سه می‌شمارم. یک...

77
00:04:19.842 --> 00:04:21.802
‫- سیدنی.
‫- دو...

78
00:04:21.844 --> 00:04:24.347
‫- محض رضای خدا.
‫- سه.

79
00:05:15.439 --> 00:05:17.733
‫دیگه چی شده؟

80
00:05:17.775 --> 00:05:19.485
‫دنی درمانگرش رو با تیر زد.

81
00:05:19.527 --> 00:05:22.571
‫خدای من. پینت‌بال؟

82
00:05:22.613 --> 00:05:26.075
‫- گلوله‌ی واقعی...
‫- اون...

83
00:05:26.117 --> 00:05:28.953
‫نه. ظاهرا اون مرد
‫ زنده می‌مونه. تو بیمارستان‌ـه.

84
00:05:28.995 --> 00:05:31.747
‫دنی بازداشت شده. آلن کجاست؟

85
00:05:33.791 --> 00:05:36.794
‫قضیه این نیست
‫ که آماده نیستم، عالیجناب!

86
00:05:36.836 --> 00:05:40.464
‫قضیه اینه که برای محاکمه
‫ احضار شدم. بخش شش، قاضی هولت.

87
00:05:40.506 --> 00:05:42.550
‫قاضی هولت، دادگاه من رو کنترل نمی‌کنه.

88
00:05:42.591 --> 00:05:45.720
‫بار آخر بهت گفتم
‫ دیگه دادگاه به تعویق نمیفته.

89
00:05:45.761 --> 00:05:48.472
‫نمی‌تونم همزمان تو دو جا باشم!

90
00:05:48.514 --> 00:05:51.809
‫- باید یه نفر دیگه از دفترت جات رو پر می‌کرد.
‫- یه نفر دیگه؟

91
00:05:51.851 --> 00:05:54.061
‫دفتر مدعی‌العموم خیلی شلوغه.

92
00:05:54.103 --> 00:05:56.731
‫دفتر دادستان بخش هم همینطور.
‫ولی حی و حاضر اینجاست.

93
00:05:56.772 --> 00:06:00.901
‫معلومه که آماده‌ست. چون پرونده‌های
‫ تبعیض نژادی رو در اولویت قرار میدن.

94
00:06:00.943 --> 00:06:04.447
‫- اعتراض دارم، عالیجناب.
‫- حقیقت اینه که اصلا نباید اینجا باشیم!

95
00:06:04.488 --> 00:06:09.035
‫بذارش واسه محاکمه،
‫ وکیل. که فردا شروع میشه.

96
00:06:09.076 --> 00:06:10.786
‫ختم جلسه.

97
00:06:18.127 --> 00:06:20.337
‫ببخشید. ناخواسته حرف‌هاتون رو شنیدم،

98
00:06:20.379 --> 00:06:22.590
‫که وقتی ملت داد میزنن،
‫ معمولا اینطوری میشه.

99
00:06:22.631 --> 00:06:25.760
‫من آلن شور هستم.
‫یه وکیل فوق‌العاده‌م.

100
00:06:25.801 --> 00:06:29.346
‫می‌تونم برات داستان تعریف کنم.
‫ولی شگفت‌انگیزتر اینکه، در دسترسم.

101
00:06:33.142 --> 00:06:35.978
‫آلن.

102
00:06:36.020 --> 00:06:38.731
‫- چلینا.
‫- خدای من.

103
00:06:38.773 --> 00:06:40.191
‫- حالت چطوره؟
‫- خوبم.

104
00:06:40.191 --> 00:06:43.194
‫امرو یه کم بدخلقم.
‫ولی در کل عالیم.

105
00:06:43.235 --> 00:06:47.364
‫- ای خدا. آخرین باری که دیدمت...
‫- فکر کنم روز یکشنبه بود.

106
00:06:47.406 --> 00:06:51.786
‫مصاحبه‌م رو از آنتن قطع کردن. تو رفتی
‫سراغ بازی تو فیلم. پس سه‌شنبه شد و...

107
00:06:51.827 --> 00:06:53.788
‫حالا اینجاییم، با تصاویر قدیمی.

108
00:06:53.829 --> 00:06:55.247
‫دقیقا. خیلی عالی شدی.

109
00:06:56.791 --> 00:06:58.834
‫و سیاه پوستی.

110
00:06:58.876 --> 00:07:00.836
‫- ببخشید؟
‫- این تقدیرـه.

111
00:07:00.878 --> 00:07:04.006
‫الان یه پرونده برداشتم که
‫فکر کنم عامل نژادی توش دخیل بود.

112
00:07:04.048 --> 00:07:07.301
‫تبعیض نژادی. خیلی
‫دوست دارم باهات نوشیدنی بخورم،

113
00:07:07.343 --> 00:07:10.095
‫که فکر کنم یه بار دعوتم کردی.

114
00:07:10.137 --> 00:07:12.640
‫- منظورم یه قرار بود.
‫- بله.

115
00:07:12.681 --> 00:07:17.895
‫خب، این پرونده شامل تعقیب،
‫ حقوق مدنی و همه‌ی چیزهای خوب‌ـه

116
00:07:17.937 --> 00:07:20.773
‫- می‌تونی کمک حقوی بدی؟ موکل تهیدست‌ـه.
‫- آلن،

117
00:07:20.815 --> 00:07:23.984
‫بار آخری که با هم کار کردیم، داستان شد.

118
00:07:24.026 --> 00:07:27.071
‫واقعا؟ من یادم رفته.
‫باید دوباره به یادم بیاری.

119
00:07:27.112 --> 00:07:29.240
‫ببخشید.

120
00:07:31.075 --> 00:07:33.661
‫عشق خودمه.

121
00:07:33.702 --> 00:07:36.330
‫سلام، دنی.

122
00:07:36.372 --> 00:07:39.083
‫چیکار کردی؟

123
00:08:08.404 --> 00:08:11.073
‫- فکر می‌کردم اون ترسوئه.
‫- نمی‌خندم.

124
00:08:11.115 --> 00:08:13.909
‫دفاع از خود بود.

125
00:08:13.951 --> 00:08:17.413
‫بعد از اینکه به مرگ تهدیدش کردم، اون عوضی
‫من رو به مرگ تهدید کرد. این درست نیست.

126
00:08:17.454 --> 00:08:19.873
‫- چرا با خودت اسلحه حمل می‌کردی؟
‫- طبق قانون اساسی، من حق دارم.

127
00:08:19.915 --> 00:08:21.959
‫- نه یه سلاح پنهان.
‫- چرا، دارم.

128
00:08:22.001 --> 00:08:23.961
‫دادگاه عالی میگه نه.

129
00:08:24.003 --> 00:08:25.796
‫به محض اینکه پرونده‌ی
‫ سرنگونی رو علیه وید رو تموم کنن.

130
00:08:27.715 --> 00:08:30.134
‫دنی، این بار دیگه خیلی زیاده‌روی کردی.

131
00:08:30.175 --> 00:08:32.720
‫تو همیشه این رو میگی.

132
00:08:32.761 --> 00:08:36.015
‫نه، من نمیگم. پل لویستون میگه.
‫تازه، تو به یه مرد دیگه شلیک کردی.

133
00:08:36.056 --> 00:08:40.060
‫دارم بهت میگم چاره‌ای نداشتم.
‫یارو می‌خواست من رو بکشه.

134
00:08:40.102 --> 00:08:43.439
‫ممکنه به این خاطر دادگاهی بشه.
‫یعنی، چطور می‌تونه نره؟

135
00:08:43.480 --> 00:08:45.441
‫اولا، اون ادعای دفاع از خود داره.

136
00:08:45.482 --> 00:08:48.569
‫دوما، ظاهرا حال یارو خوبه.
‫گلوله خورده تو ترقوه‌ش.

137
00:08:48.610 --> 00:08:52.531
‫- سوما، درباره‌ی دنی حرف میزنم. همیشه به ملت شلیک می‌کنه.
‫- خب، احتمالا حق با توئه.

138
00:08:52.573 --> 00:08:55.117
‫احتمالا از قبل یه جا تو
‫ برنامه لری کینگ واسه خودش رزرو کرده.

139
00:08:57.745 --> 00:09:00.998
‫- جریان سندی چی شد؟
‫- هیچی؟

140
00:09:01.040 --> 00:09:03.542
‫- فکر کردم می‌خوای...
‫- هیچ اتفاقی در مورد سندی نمیفته.

141
00:09:03.584 --> 00:09:06.253
‫- مگه تو بزرگترین...
‫- هیچ اتفاقی با سندی نمیفته.

142
00:09:08.422 --> 00:09:11.175
‫ازم جدا شد.

143
00:09:11.216 --> 00:09:13.886
‫متاسفم.

144
00:09:13.927 --> 00:09:17.014
‫- نگفت چرا؟
‫- واقعا مهمه؟

145
00:09:17.056 --> 00:09:19.308
‫برد، با وجود اینکه
‫مشکلی ندارم همه‌چی رو...

146
00:09:19.308 --> 00:09:21.560
‫بریزی تو خودت، ولی
‫باید بیشتر درد دل کنی.

147
00:09:21.602 --> 00:09:24.438
‫- هیچ دوستی نداری باهاش حرف بزنی.
‫- کلی دوست دارم.

148
00:09:24.480 --> 00:09:27.274
‫سه تاشون رو اسم ببر.

149
00:09:27.316 --> 00:09:29.777
‫چی شد؟

150
00:09:29.818 --> 00:09:32.279
‫می‌دونی، بهت میگم.

151
00:09:32.321 --> 00:09:34.198
‫فقط واسه اینکه
‫ببینم قیافه‌ت ذره‌ای...

152
00:09:34.239 --> 00:09:36.408
‫به قیافه‌ی خودم
‫شباهت داره وقتی اون...

153
00:09:36.450 --> 00:09:38.619
‫می‌دونی چرا ازم جدا شد؟

154
00:09:38.660 --> 00:09:41.371
‫چون آداب معاشرت بلد نیستم.

155
00:09:41.413 --> 00:09:43.832
‫آره. دقیقا واکنش منم همین بود.

156
00:09:43.874 --> 00:09:46.752
‫خب، فقط می‌تونم بگم،

157
00:09:46.794 --> 00:09:48.837
‫اگه دلیلش واقعا اینه،

158
00:09:48.879 --> 00:09:51.340
‫- همینه.
‫- مطمئنی؟

159
00:09:51.381 --> 00:09:53.342
‫- به یه نامزد سابق زنگ زدم. اون تایید کرد.
‫- تایید کرد؟

160
00:09:53.383 --> 00:09:56.678
‫من بدترین آداب معاشرت
‫ رو تو تاریخ زمین دارم.

161
00:09:56.720 --> 00:09:58.514
‫اوه.

162
00:09:58.555 --> 00:10:01.058
‫آره. بذار یه چیزی ازت بپرسم.

163
00:10:01.100 --> 00:10:03.852
‫واقعا تو یه رابطه خیلی مهمه که...

164
00:10:03.894 --> 00:10:07.231
‫با همه‌ی پتانسیل‌هاش، من جمله
‫و نه تنها محدود به مراقبت از فرزندان،

165
00:10:07.272 --> 00:10:09.650
‫واقعا آداب معاشرت یه مرد اینقدر مهمه؟

166
00:10:09.691 --> 00:10:13.862
‫خب، در شروع،
‫وعده‌های عاشقانه،

167
00:10:13.904 --> 00:10:16.532
‫و من رو ببخش، جادوش...

168
00:10:16.573 --> 00:10:18.575
‫آره، مهمه.

169
00:10:18.617 --> 00:10:21.662
‫زن‌ها همیشه از اینکه
‫جدی گرفته نمیشن، شکایت دارن.

170
00:10:21.703 --> 00:10:25.165
‫به مجله‌های پرچم‌دار زنان
‫ نگاه کن، ووگ، کازموپولیتن،

171
00:10:25.207 --> 00:10:27.835
‫همیشه در مورد اینه: چطور
‫یک مرد را به دست بیاوریم؟

172
00:10:27.876 --> 00:10:30.003
‫قیافه‌م چطوره؟ چطور
‫یه مرد رو راضی کنم؟

173
00:10:30.045 --> 00:10:34.049
‫ولی حالا فهمیدم حاضرن
‫ اساس رابطه رو با آداب معاشرت بسنجن.

174
00:10:34.091 --> 00:10:37.886
‫این مردها نیستن که زن‌ها رو
‫خوار می‌کنن. خود زن‌ها هستن.

175
00:10:46.895 --> 00:10:48.856
‫سلام. آلن، اوضاع چطوره؟

176
00:10:48.897 --> 00:10:52.192
‫ خوبم. ممنون. تو چطوری؟
‫می‌تونی بعدا بیای سراغم.

177
00:10:52.234 --> 00:10:54.903
‫اگه حرفی تو دلته، توصیه می‌کنم زودتر بگی.

178
00:10:54.945 --> 00:10:57.489
‫وقت دادگاه دارم.

179
00:10:57.531 --> 00:11:01.034
‫خب، گفتم اگه بشه، هرازگاهی
‫ رو بالکن به تو و دنی ملحق بشم.

180
00:11:01.076 --> 00:11:04.705
‫سعی دارم یه تنوع تو زندگیم
‫ ایجاد کنم،

181
00:11:04.746 --> 00:11:07.499
‫و می‌خواستم بدونم، می‌دونی...

182
00:11:07.541 --> 00:11:11.086
‫برد، هر تجمع سه نفره
‫ یا بیشتر به نظر من یه تیم میاد،

183
00:11:11.086 --> 00:11:13.171
‫و من هیچوقت بازیکن تیمی نبودم.

184
00:11:13.213 --> 00:11:15.257
‫پس اگه می‌خوای بیای، من نیستم.

185
00:11:15.299 --> 00:11:18.051
‫ولی چیز خاصی هست
‫که بخوای درباره‌ش حرف بزنی؟

186
00:11:20.470 --> 00:11:22.222
‫آداب معاشرتت خوبه؟

187
00:11:31.607 --> 00:11:34.651
‫پرونده شناره 62345.

188
00:11:34.693 --> 00:11:37.279
‫مدعی‌العموم علیه دنی کرین. اقدام به...

189
00:11:37.321 --> 00:11:40.824
‫آلن شور، به عنوان وکیل متهم.
‫نمی‌خواد اتهامات رو بخونین.

190
00:11:40.866 --> 00:11:43.869
‫- خدای من، تویی.
‫- خودم می‌دونم کیم، وکیل.

191
00:11:43.910 --> 00:11:46.163
‫لازم نیست بگی منم.

192
00:11:46.204 --> 00:11:48.874
‫خودم خوب می‌دونم منم.

193
00:11:48.915 --> 00:11:53.128
‫این اطلاعات زایدـه
‫که برابر با چرت و پرت‌ـه.

194
00:11:53.170 --> 00:11:56.048
‫من چرت و پرت رو
‫تو دادگاهم تحمل نمی‌کنم.

195
00:11:56.089 --> 00:11:59.259
‫وکیل مدافع ادعای بیگناهی داره.
‫درخواست استماع ادله‌ی کافی دارم.

196
00:11:59.301 --> 00:12:01.470
‫- چرا؟
‫- چرا؟

197
00:12:01.511 --> 00:12:04.306
‫- اولا، چون حق دارم. دوما، چون فکر می‌کنم...
‫- اون بهش شلیک کرد.

198
00:12:04.348 --> 00:12:07.601
‫قربانی تو بیمارستان‎ـه.

199
00:12:07.643 --> 00:12:10.604
‫فکر کنم ادله‌ی کافی دارم، آقای شوپ.

200
00:12:10.645 --> 00:12:12.689
‫راستش، عالیجناب،
‫از آخرین دور همی‌‌ـمون،

201
00:12:12.731 --> 00:12:14.941
‫اسمم رو از شوپ به شور تغییر دادم،

202
00:12:14.983 --> 00:12:17.402
‫آخه از قبل رو گواهینامه و پاسپورتم هست،

203
00:12:17.444 --> 00:12:19.863
‫صرف نظر از درخواست‌های که روبه‌روتونه،

204
00:12:19.905 --> 00:12:21.907
‫هرچند فکر نمی‌کنم اصلا
‫ درخواست‌ها رو بخونین. اونا...

205
00:12:21.948 --> 00:12:23.909
‫- چرت و پرتن.
‫- چرت و پرتن.

206
00:12:23.950 --> 00:12:26.703
‫طبق برنامه، قربانی
‫امروز از بیمارستان مرخص میشه.

207
00:12:26.745 --> 00:12:30.415
‫یه جراحت شونه‌ی ساده بود که موکلم
‫ امیدوار بود تیر همونجا بخوره...

208
00:12:30.457 --> 00:12:34.044
‫وقتی اسلحه تصادفا بعد از اینکه قربانی
‫ موکلم رو تهدید به مرگ کرد، در رفت،

209
00:12:34.086 --> 00:12:36.880
‫- و باعث شد منطقا ترس جونش رو داشته باشه.
‫- عالیجناب، اگه ...

210
00:12:36.922 --> 00:12:39.466
‫استماع ادله‌ی کافی می‌خواد،
‫بذارین به مامور بازداشت کننده زنگ بزنه.

211
00:12:39.508 --> 00:12:42.844
‫افسر بازداشت کننده اونجا نبود. فقط
‫موکلم و دکتر فیلدز حضور داشتن.

212
00:12:42.886 --> 00:12:45.013
‫داریم در مورد اقدام به قتل حرف میزنیم.

213
00:12:45.055 --> 00:12:47.724
‫خسارت وارده به اعتبار
‫ آقای کرین ممکنه جبران ناپذیر باشه.

214
00:12:47.766 --> 00:12:51.269
‫این اتهامات هرگز نباید وارد بشه.
‫باید اجازه‌ی استماع ادله‌ی کافی رو بهم بدن.

215
00:12:51.311 --> 00:12:53.563
‫تو خیلی حرف میزنی.

216
00:12:53.605 --> 00:12:57.401
‫با فرض اینکه قربانی
‫ به لحاظ فیزیکی تواناست،

217
00:12:57.442 --> 00:13:02.364
‫فردا ساعت 3 عصر،
‫دوباره جلسه می‌گیریم، مردک وراج.

218
00:13:02.405 --> 00:13:06.952
‫این مزخرفات کافیه.

219
00:13:06.993 --> 00:13:08.203
‫مزخرفات.

220
00:13:08.245 --> 00:13:10.163
‫مزخرفات.

221
00:13:19.714 --> 00:13:23.260
‫نه، نه، نه، نه، نه.
‫نه، نمی‌تونی. برو بیرون، دنی.

222
00:13:23.301 --> 00:13:25.929
‫دکتر فیلدز، من آلن شور هستم.

223
00:13:25.971 --> 00:13:28.348
‫حتما تا حالا می‌دونی
‫که احضارت کردیم تو...

224
00:13:28.348 --> 00:13:30.725
‫دادگاه استماع ادله‌ی
‫کافی حضور پیدا کنی.

225
00:13:30.767 --> 00:13:32.769
‫این کار خیلی خردمندانه‌ای نیست،

226
00:13:32.811 --> 00:13:34.813
‫آقای شور. توقع دارین من چی بگم؟

227
00:13:34.855 --> 00:13:36.398
‫که دنی رو مجبور کردی بهت شلیک کنه،

228
00:13:36.439 --> 00:13:39.151
‫که چاره‌ای براش نذاشتی.

229
00:13:39.192 --> 00:13:42.279
‫دوست نداری من رو
‫به جایگاه شهود فرا بخونی، باشه؟

230
00:13:42.320 --> 00:13:44.823
‫دکتر فیلدز، دنی بهم گفت،

231
00:13:44.865 --> 00:13:47.659
‫که اشتیاق شدیدت به مرگ،

232
00:13:47.701 --> 00:13:50.120
‫نقش مهمی تو حادثه بازی کرده.

233
00:13:50.162 --> 00:13:52.247
‫می‌دونی، اغلب وقتی
‫ مردم به مردن فکر می‌کنن،

234
00:13:52.247 --> 00:13:55.250
‫اقداماتی رو در مورد میراثشون انجام میدن.

235
00:13:55.292 --> 00:13:59.004
‫فکر کنم مال تو شامل خیلی چیزها باشه.

236
00:13:59.045 --> 00:14:01.256
‫دنی بهم اطمینان داد، صداقت یکی از اوناست.

237
00:14:01.256 --> 00:14:05.176
‫روتون حساب می‌کنم که فردا رو
‫ صندلی شهادت، صادق باشین، قربان.

238
00:14:05.218 --> 00:14:07.304
‫اگه جای شما بودم،

239
00:14:07.345 --> 00:14:10.056
‫رو هیچی حساب نمی‌کردم.

240
00:14:10.098 --> 00:14:13.852
‫سیدنی، من هرگز بهت
‫شلیک نمی‌کردم. خودت این رو می‌دونی.

241
00:14:31.870 --> 00:14:34.789
‫خدای بزرگ، این دفعه دیگه چی شده؟

242
00:14:34.831 --> 00:14:37.125
‫شرکای مدیریت یه جلسه برگزار کردن.

243
00:14:37.125 --> 00:14:39.669
‫موضوع بحثشون، اخراج دنی‌ـه،

244
00:14:39.711 --> 00:14:42.213
‫اخراجش از شرکت.

245
00:14:42.255 --> 00:14:44.591
‫چی؟ اولا، ضرر مالیش باعث...

246
00:14:44.633 --> 00:14:46.801
‫براشون مهم نیست.
‫به اینجاشون رسیده.

247
00:14:46.843 --> 00:14:49.679
‫دوما، باید توافق شراکتشون
‫ رو بخونن. دنی می‌تونه...

248
00:14:49.721 --> 00:14:52.599
‫در آخر ما باید بخونیمش. یه بند هست...

249
00:14:52.641 --> 00:14:54.643
‫که میشه اون رو اخراج کرد،

250
00:14:54.684 --> 00:14:56.853
‫اگه هر وقت به جرمی محکوم بشه، که...

251
00:14:56.895 --> 00:14:58.813
‫مسلما الان باهاش مواجه شده.

252
00:15:02.359 --> 00:15:04.486
‫حالا چیکار کنیم؟

253
00:15:04.527 --> 00:15:07.572
‫نمی‌دونم. به نظر جدی میان.

254
00:15:07.614 --> 00:15:09.783
‫چرا نباید جدی باشن؟

255
00:15:09.824 --> 00:15:11.826
‫اون به مردم شلیک می‌کنه.

256
00:15:15.455 --> 00:15:17.624
‫ماساچوست وضعیت «ایست و شناسایی» نداره.

257
00:15:17.666 --> 00:15:20.168
‫پس می‌تونیم بگیم
‫که بازداشت غیر قانونی بوده،

258
00:15:20.210 --> 00:15:22.545
‫و بنابراین، موکلمون حق مقاومت داشته.

259
00:15:22.587 --> 00:15:25.340
‫- این هرگز مقبول واقع نمیشه.
‫- خب، لازم نیست مقبول واقع بشه،

260
00:15:25.340 --> 00:15:29.010
‫فقط باعث میشه
‫راهش رو به شک معقول باز کنه.

261
00:15:29.052 --> 00:15:33.014
‫تبعیض نژادی اشتباهه. وقتی بندرهامون
‫ رو می‌فروشیم، این کار رو نمی‌کنیم.

262
00:15:34.432 --> 00:15:36.184
‫چرا اینجوری نگام می‌کنی؟

263
00:15:36.226 --> 00:15:38.186
‫خطابه‌ی آخر با کیه؟

264
00:15:38.186 --> 00:15:40.021
‫ببخشید؟

265
00:15:40.063 --> 00:15:43.358
‫تو این پرونده. خطابه آخر با منه یا تو؟

266
00:15:43.400 --> 00:15:45.819
‫من موکل قبول می‌کنم،

267
00:15:45.860 --> 00:15:48.279
‫و تو می‌تونی خطابه آخر رو انجام بدی.

268
00:15:48.321 --> 00:15:50.698
‫آلن.

269
00:15:50.740 --> 00:15:52.742
‫اجازه هست؟

270
00:15:56.454 --> 00:15:59.124
‫اصلا راحت نیستم
‫ از نزدیک با اون زن کار کنی.

271
00:16:00.208 --> 00:16:02.502
‫- چی؟
‫- شایعات اداره رو شنیدم.

272
00:16:02.544 --> 00:16:05.547
‫از قضا از جریانت با اون
‫ تو پرونده‌ی اعدام خبر دارم.

273
00:16:05.588 --> 00:16:08.591
‫الان با من قرار میذاری. یادته؟

274
00:16:08.633 --> 00:16:10.301
‫ملیسا، من و تو یه بار قرار...

275
00:16:10.343 --> 00:16:12.429
‫گذاشتیم، من به زحمت حضور داشتم.

276
00:16:12.470 --> 00:16:15.890
‫توافق نکردیم ادامه بدیم.

277
00:16:15.932 --> 00:16:18.393
‫هیچ قول و قراری...

278
00:16:18.393 --> 00:16:21.146
‫- یا چیز دیگه‌ای نبود.
‫- من و تو با هم قرار میذاریم، آلن.

279
00:16:21.187 --> 00:16:24.399
‫این حقیقت که تو متوجهش نیستی،
‫بهت اجازه نمیده بی وفایی کنی.

280
00:16:24.441 --> 00:16:26.234
‫تو به عنوان یه کلاه فروش، عصبانی هستی.

281
00:16:26.234 --> 00:16:28.486
‫وقتی دو نفر با هم قرار میذارن،

282
00:16:28.528 --> 00:16:31.447
‫- اون فقط به خاطر ترس شبانه بود.
‫- منظورم قرار واقعی‌ـه.

283
00:16:31.489 --> 00:16:34.534
‫- کدوم قرار واقعی؟
‫- همونی که هر دو می‌دونیم تو راهه.

284
00:16:35.952 --> 00:16:37.412
‫گولش رو نخور، آلن.

285
00:16:38.413 --> 00:16:40.540
‫اون فقط یه بازیگر مهمان‌ـه.

286
00:16:44.586 --> 00:16:46.588
‫به نظر به یکی از خونه‌ها...

287
00:16:46.629 --> 00:16:48.631
‫زل زده بود. خیلی عجیب بود.

288
00:16:48.673 --> 00:16:51.885
‫ازش کارت شناسایی خواستیم،
‫ولی اون طفره رفت.

289
00:16:51.926 --> 00:16:54.262
‫- بعد چی شد؟
‫- دوباره ازش خواستیم.

290
00:16:54.304 --> 00:16:56.055
‫باز طفره رفت. واسه همین،

291
00:16:56.055 --> 00:16:57.807
‫سعی کردیم بازداشتش کنیم.

292
00:16:57.849 --> 00:17:00.602
‫همون موقع با خشونت رفتار کرد.

293
00:17:00.602 --> 00:17:03.855
‫بالاخره بهش غلبه
‫و بازدشتش کردیم.

294
00:17:03.897 --> 00:17:06.816
‫وقتی به صحنه رسیدین،
‫ازش پرسیدین داره چیکار می‌کنه؟

295
00:17:06.858 --> 00:17:09.152
‫گفت به نظرش خونه‌های
‫تو خیابون خیلی زیباست،

296
00:17:09.194 --> 00:17:11.070
‫و از نگاه گردن بهشون لذت می‌بره.

297
00:17:11.112 --> 00:17:12.822
‫و آیا تو این محله، نگاه کردن به...

298
00:17:12.822 --> 00:17:14.991
‫خونه‌هایی که به نظرت
‫زیباست، قانونی‌ـه؟

299
00:17:15.033 --> 00:17:17.619
‫- البته.
‫- این الگوی شماست...

300
00:17:17.660 --> 00:17:19.204
‫که وقتی مردم دارن کار قانونی می‌کنن،

301
00:17:19.245 --> 00:17:21.080
‫ ازشون کارت شناسایی بخواین؟

302
00:17:21.122 --> 00:17:23.833
‫- خونه‌ش اونجا نبود. واسه همین فکر کردم...
‫- این رو از کجا می‌دونستی؟

303
00:17:23.875 --> 00:17:25.877
‫من تو اون محله گشت
‫میزنم. تقریبا تمام کسایی...

304
00:17:25.877 --> 00:17:27.879
‫که اونجا زندگی می‌کنن
‫و نمی‌کنن رو می‌شناسم.

305
00:17:27.921 --> 00:17:30.506
‫همه‌ی افراد این محله رو
‫می‌شناسین؟ همه‌ی اشخاص رو؟

306
00:17:30.548 --> 00:17:34.385
‫- نه همه‌ی اشخاص، ولی...
‫- از کجا می‌دونستی موکلم اونجا زندگی نمی‌کنه؟

307
00:17:37.221 --> 00:17:40.016
‫ما حق داریم از شهروندان
‫ کارت شناسایی بخوایم.

308
00:17:40.058 --> 00:17:42.310
‫من فقط همین کار رو کردم.

309
00:17:42.310 --> 00:17:44.979
‫می‌دونی چیه؟

310
00:17:45.021 --> 00:17:47.982
‫آمارت رو در آوردم.
‫تو یه افسر نمونه‌ای.

311
00:17:48.024 --> 00:17:50.818
‫همچنین به صداقت شهرت داری.

312
00:17:50.860 --> 00:17:54.113
‫صادقانه بگو، سرکار،

313
00:17:54.155 --> 00:17:56.574
‫تصمیمت برای درخواست
‫کارت شناسایی از موکلم،

314
00:17:56.616 --> 00:17:58.534
‫نژادش، یه عامل بود؟

315
00:18:02.288 --> 00:18:06.584
‫سرکار، اینکه اون
‫ سیاه‌پوست بود، عاملی بود یا نه؟

316
00:18:10.213 --> 00:18:12.090
‫یه سیاه‌پوست تو یه محله‌ی تماما سفیدپوست.

317
00:18:14.092 --> 00:18:16.594
‫بله، یه عامل بود.

318
00:18:34.362 --> 00:18:36.864
‫- آلن.
‫- شرلی.

319
00:18:36.906 --> 00:18:39.409
‫- اوضاعمون چطوره؟
‫- اگه منظورت دنی‌ـه،

320
00:18:39.450 --> 00:18:41.953
‫برنامه‌ی استماع ادله‌ی کافی دارم.

321
00:18:41.994 --> 00:18:43.454
‫سعی دارم این پرونده رو...

322
00:18:43.496 --> 00:18:45.456
‫حلش کنم، ولی نمی‌دونم چطوری.

323
00:18:45.498 --> 00:18:47.166
‫باید این کار رو بکنی. اگه دنی...

324
00:18:47.208 --> 00:18:48.876
‫محکوم بشه، همه علیهش متحد میشن.

325
00:18:48.918 --> 00:18:50.253
‫شرلی، شرلی، شرلی،

326
00:18:50.294 --> 00:18:52.338
‫اون به یه چیزی متهم میشه.

327
00:18:52.380 --> 00:18:53.631
‫خب، نباید یه جرم باشه.

328
00:18:53.673 --> 00:18:55.550
‫یه بند تو توافقنامه‌ی شراکت هست.

329
00:18:55.591 --> 00:18:58.511
‫قضیه جدی‌ـه، آلن. ظاهرا
‫شرکا قصد دارن اخراجش کنن.

330
00:18:58.553 --> 00:19:01.764
‫- خب، اسمش رو دیوارـه.
‫- اسم رو نگه میدارن و میندازنش بیرون.

331
00:19:01.806 --> 00:19:03.599
‫راهی برای خلاصی
‫از این قضیه نمی‌بینم،

332
00:19:03.599 --> 00:19:05.393
‫مگه اینکه تو با قاضی
‫پارتی بازی کنی.

333
00:19:05.435 --> 00:19:07.019
‫متاسفم. حالا حالت تهوع بهم...

334
00:19:07.061 --> 00:19:09.564
‫دست میده که اصلا به
‫همچین چیزی فکر کردم.

335
00:19:09.605 --> 00:19:12.150
‫قربانی چی؟ میشه رو اون تاثیر گذاشت؟

336
00:19:12.191 --> 00:19:15.319
‫شک دارم. حتی اگه
‫ رضایت داشته که تیر بخوره،

337
00:19:15.361 --> 00:19:18.573
‫که ظاهرا داشته، بازم
‫ این قضیه دنی رو تبرئه نمی‌کنه.

338
00:19:18.614 --> 00:19:21.534
‫- نقشه‌ای داری؟
‫- فعلا نه.

339
00:19:23.744 --> 00:19:26.622
‫- خیلی احمقانه‌ست.
‫- چس چرا اینقدر...

340
00:19:26.664 --> 00:19:29.876
‫چون احمق بازی در آوردم.
‫ناسلامتی، شده مثل دبیرستان.

341
00:19:29.917 --> 00:19:32.378
‫باشه. بهم بگو دقیقا چی شد.

342
00:19:32.420 --> 00:19:35.631
‫بهت گفتم. سر قرار بودم. قرار محشری بود.

343
00:19:35.673 --> 00:19:37.592
‫با یه زن دیگه؟ حالا این همه...

344
00:19:37.592 --> 00:19:39.510
‫زن رو از کجا پیدا می‌کنی؟

345
00:19:39.552 --> 00:19:41.262
‫من یه وکیلم. یه
‫تفنگدار دریایی بودم.

346
00:19:41.262 --> 00:19:42.763
‫فقط حساب کن. من همه‌چی تمومم.

347
00:19:42.805 --> 00:19:46.476
‫- صحیح. پس...
‫- پس رفتم سر قرار.

348
00:19:46.517 --> 00:19:49.228
‫معلوم بود اونم از من خوشش اومده.

349
00:19:49.270 --> 00:19:51.689
‫می‌خواستم ادامه بدم.
‫می‌خواستم به قرار ادامه بدم.

350
00:19:51.731 --> 00:19:54.150
‫ولی ندادم، چون یه ترس جدید دارم.

351
00:19:54.192 --> 00:19:57.236
‫آخه، آداب معاشرت چیزی ساده‌ایه، درسته؟
‫تو آهنگ‌های مزخرف همین رو میگه.

352
00:19:57.278 --> 00:20:02.325
‫موقع آداب معاشرت دقیقا چیکار می‌کنی؟

353
00:20:02.366 --> 00:20:06.037
‫- همون کاری که بقیه می‌کنن.
‫- آره. دقیقا چه کاری؟

354
00:20:07.580 --> 00:20:10.041
‫با یه گپ کوچیک. یه لبخند ملیح.

355
00:20:10.082 --> 00:20:12.043
‫کمی خوش و بش.

356
00:20:13.961 --> 00:20:16.714
‫شاید بتونی از یه راهنما
‫ یا همچین چزی استفاده کنی.

357
00:20:16.756 --> 00:20:19.508
‫من از قضا، استاد آداب معاشرتم.

358
00:20:19.550 --> 00:20:22.220
‫- شاید بتونم یادت بدم.
‫- مسخره نشو.

359
00:20:22.261 --> 00:20:24.639
‫- بهتر از داشتن ترس‌ـه.
‫- نه، نیست.

360
00:20:24.680 --> 00:20:26.474
‫باشه.

361
00:20:32.480 --> 00:20:34.065
‫اصلا نپرس.

362
00:20:39.403 --> 00:20:42.281
‫آقای پرایر، چرا تو اون محله بودی؟

363
00:20:42.323 --> 00:20:44.575
‫دوست دارم رویاپردازی
‫کنم. یه رویا...

364
00:20:44.575 --> 00:20:46.160
‫گمونم رویای آمریکایی من،

365
00:20:46.202 --> 00:20:48.955
‫اینه که روزی تو چنین خونه‌ای زندگی کنم.

366
00:20:48.996 --> 00:20:52.083
‫از معماری و منظره لذت می‌برم.

367
00:20:52.124 --> 00:20:53.709
‫متوجهی که یه افسر پلیس،

368
00:20:53.709 --> 00:20:56.003
‫حق داره ازت کارت شناسایی بخواد؟

369
00:20:56.045 --> 00:20:59.382
‫و اگه داشتم کار خلافی
‫ می‌کردم، حتما بهش میدادم.

370
00:20:59.423 --> 00:21:02.009
‫اگه این یه مورد اتفاقی بود، همکاری می‌کردم.

371
00:21:02.051 --> 00:21:04.929
‫ولی نبود. چون سیاه‌پوست
‫ بودم، هدف قرار گرفته شدم.

372
00:21:04.971 --> 00:21:06.722
‫ولی آقای پرایر،
‫بی‌خیال. شما به صورت فیزیکی،

373
00:21:06.722 --> 00:21:08.474
‫ مقابل افسر پلیس مقاومت کردی.

374
00:21:08.516 --> 00:21:11.268
‫هرگز ضرب و شتمش نکردم. فقط...

375
00:21:14.271 --> 00:21:17.191
‫وقتی هلم دادن رو زمین
‫ و سعی کردن بهم دستبند بزنن،

376
00:21:17.233 --> 00:21:19.485
‫فقط مقابله کردم.

377
00:21:19.527 --> 00:21:21.320
‫اگه پلیس شخصی رو تو محله‌ای...

378
00:21:21.320 --> 00:21:23.572
‫ببینه که فکر کنه اونجا غریبه‌ست،

379
00:21:23.614 --> 00:21:25.324
‫و اون شخص به طرز عجیبی بدون...

380
00:21:25.366 --> 00:21:27.576
‫دلیل مشخصی به
‫خونه‌ها زل زده باشه،

381
00:21:27.618 --> 00:21:30.788
‫شهادتت اینه که پرسیدن
‫ اسم اون شخص غیر منطقی‌ـه؟

382
00:21:30.830 --> 00:21:33.290
‫غیر منطقی نیست که
‫ ازش بپرسی فقط چون سیاه‌پوست‌ـه.

383
00:21:33.332 --> 00:21:36.210
‫اگه اون شخص سفیدپوست
‫بود و به خونه‌ها زل زده بود،

384
00:21:36.252 --> 00:21:38.462
‫پرسیدن اسمش اشکالی نداشت؟

385
00:21:38.504 --> 00:21:39.922
‫اگه سفیدپوست بود، اسمش رو...

386
00:21:39.922 --> 00:21:41.757
‫ازش نمی‌پرسیدن. منظور من همینه.

387
00:21:44.635 --> 00:21:47.179
‫- ادعای گناهکاری؟
‫- اونا پیشنهاد عفو مشروط دادن.

388
00:21:47.221 --> 00:21:49.765
‫- ازم می‌خواین ادعای گناهکاری کنم؟
‫- آقای پرایر،

389
00:21:49.765 --> 00:21:52.435
‫شهادتتون خوب پیش رفت،
‫ولی بیاین خودمون رو گول نزنیم.

390
00:21:52.435 --> 00:21:53.853
‫بر اساس قانون، پلیس طبق...

391
00:21:53.853 --> 00:21:56.147
‫قانون اساسی حق
‫داره بدون ادله‌ی کافی،

392
00:21:56.188 --> 00:21:59.442
‫بدون شک معقول،
‫درخواست کارت شناسایی کنه.

393
00:21:59.483 --> 00:22:02.778
‫- این چطور ممکنه؟
‫- چون مردم می‌خوان احساس امنیت کنن.

394
00:22:02.778 --> 00:22:04.572
‫و مردم، خصوصا
‫سفیدپوست‌ها، دوست ندارن...

395
00:22:04.572 --> 00:22:06.323
‫سیاه‌پوست‌ها به خونه‌هاشون زل بزنن.

396
00:22:06.365 --> 00:22:08.200
‫حالا، می‌تونیم به
‫نبرد ادامه بدیم، ولی...

397
00:22:08.200 --> 00:22:10.035
‫باید بدونی که قانون
‫ازمون حمایت نمی‌کنه.

398
00:22:10.077 --> 00:22:12.788
‫می‌خوام بجنگم.

399
00:22:27.136 --> 00:22:29.680
‫- اوضاع چطوره؟
‫- خوب نیست، دنی.

400
00:22:29.722 --> 00:22:33.184
‫به جز پرونده‌ی پیش رو،

401
00:22:33.225 --> 00:22:36.479
‫سابقه‌ی درخشانت
‫ از شلیک به ملت هم داریم.

402
00:22:36.520 --> 00:22:38.189
‫هوم.

403
00:22:38.230 --> 00:22:42.151
‫- پارسال به یه مرد تو اداره شلیک کردی.
‫- تو رو گروگان گرفته بود.

404
00:22:42.193 --> 00:22:44.153
‫- حادثه‌ی پینت‌بال.
‫- بهم سنگ پرتاب کرد.

405
00:22:44.195 --> 00:22:48.157
‫- موکل خودت.
‫- تو زانو.

406
00:22:48.199 --> 00:22:50.159
‫قاضی راحت قبول
‫نمی‌کنه که تو با خوشحالی...

407
00:22:50.201 --> 00:22:52.036
‫درمانگرت رو از
‫این دنیا خلاص کنی.

408
00:22:52.077 --> 00:22:54.371
‫می‌دونم. می‌دونم.

409
00:22:54.413 --> 00:22:57.166
‫این بار فرق داره. من...

410
00:22:57.208 --> 00:23:00.836
‫به یه آدم شلیک کردم.
‫یه آدم واقعی.

411
00:23:00.836 --> 00:23:05.424
‫- بقیه آدم نبودن؟
‫- خب، دو تاشون مجرم بودن، اون یکی بی‌خانمان.

412
00:23:05.466 --> 00:23:07.843
‫ولی سیدنی یه آدم واقعی‌ـه.

413
00:23:07.843 --> 00:23:09.762
‫مالیات پرداخت می‌کنه. زندگی می‌کنه.

414
00:23:09.803 --> 00:23:11.305
‫نفس می‌کشه. جمهوری خواهه.

415
00:23:12.723 --> 00:23:15.935
‫خیلی نسبت به اسلحه
‫حساسیتمون کم شده.

416
00:23:15.976 --> 00:23:20.022
‫می‌دونی، دوست ندارم این رو قبول کنم.

417
00:23:20.064 --> 00:23:21.649
‫وقتی شنیدم معاون رئیس جمهور،

418
00:23:21.690 --> 00:23:24.026
‫دوستش رو با پرنده
‫اشتباه گرفته، خندیدم.

419
00:23:24.026 --> 00:23:26.529
‫واقعا خندیدم.

420
00:23:26.529 --> 00:23:28.030
‫فقط تو بودی که خندیدی.

421
00:23:29.740 --> 00:23:31.742
‫ولی اینکه واقعا ببینیش،

422
00:23:35.246 --> 00:23:37.164
‫هنوز نمی‌تونم تصویر افتادن...

423
00:23:37.206 --> 00:23:39.124
‫سیدنی رو از ذهنم بیرون کنم.

424
00:23:41.669 --> 00:23:43.712
‫هرگز فکر نمی‌کردم این رو بگم،

425
00:23:43.754 --> 00:23:45.464
‫ولی حتی نمی‌تونم خودم رو...

426
00:23:45.506 --> 00:23:47.591
‫وادار کنم به اسلحه نگاه کنم.

427
00:23:48.926 --> 00:23:51.053
‫- دنی.
‫- جوری که اون افتاد،

428
00:23:51.095 --> 00:23:53.264
‫فکر کردم مرده، کارش تمومه.

429
00:23:53.305 --> 00:23:55.307
‫حالا کار من تمومه.

430
00:23:57.559 --> 00:23:59.395
‫هنوز تموم نشده، دنی.

431
00:23:59.395 --> 00:24:02.231
‫آلن، خدا به دادم برسه،

432
00:24:02.273 --> 00:24:03.816
‫اگه دوباره دیدی،

433
00:24:03.816 --> 00:24:06.568
‫دارم به اسلحه نگاه می‌کنم،

434
00:24:30.134 --> 00:24:31.760
‫اوضاعمون چطوره؟

435
00:24:36.015 --> 00:24:39.393
‫- یه لیست از چیزایی که در مورد من دوست داری.
‫- اون خطابه‌ی آخرمه.

436
00:24:39.435 --> 00:24:41.311
‫چی بگم؟ پلیس می‌تونه قانونا...

437
00:24:41.353 --> 00:24:43.230
‫درخواست کارت شناسایی کنه.

438
00:24:43.272 --> 00:24:45.232
‫اون در مقابل بازداشت مقاومت کرده.

439
00:24:45.274 --> 00:24:48.277
‫طبق قانون، اون گناهکاره.

440
00:24:48.318 --> 00:24:50.529
‫من باید چیکار کنم؟ از هیئت منصفه...

441
00:24:50.529 --> 00:24:52.531
‫بخوام قانون رو نادیده بگیرن؟

442
00:24:53.949 --> 00:24:56.035
‫باید بهشون ایمان داشته باشی، چلینا.

443
00:24:56.035 --> 00:24:57.453
‫باید یادت باشه اونا...

444
00:24:57.494 --> 00:24:59.872
‫آدم‌های باوجدان و مهربونی هستن.

445
00:24:59.913 --> 00:25:02.458
‫باید یادت باشه اونقدر احمقن که
‫ نمی‌تونن کار هیئت منصفه رو بذارن کنار.

446
00:25:02.499 --> 00:25:05.377
‫من اینقدر شکاک نیستم.

447
00:25:05.419 --> 00:25:07.004
‫می‌دونم نیستی.

448
00:25:09.214 --> 00:25:11.133
‫شرلی اشمیت.

449
00:25:15.137 --> 00:25:18.223
‫اخیرا من رو مسئول
‫ خطابه‌ی آخر یه پرونده کرد.

450
00:25:18.265 --> 00:25:20.309
‫حس می‌کرد من ظرفیت خاصی،

451
00:25:20.350 --> 00:25:23.771
‫برای دیدن تاریکی
‫درون قلب آدم‌ها دارم.

452
00:25:25.314 --> 00:25:28.650
‫یکی از دلایلی که
‫ می‌خواستم تو ان پرونده باشی،

453
00:25:28.692 --> 00:25:32.070
‫بین دلایل دیگه،

454
00:25:32.070 --> 00:25:34.281
‫اینه که فکر می‌کنم می‌تونی...

455
00:25:34.323 --> 00:25:37.242
‫خوبی نهادینه درون
‫آدم‌ها رو ببینی.

456
00:25:39.203 --> 00:25:41.497
‫باور دارم اگه از هیئت منصفه...

457
00:25:41.497 --> 00:25:44.249
‫بخوای تا کار درست رو انجام بدن،

458
00:25:44.249 --> 00:25:46.960
‫به لحاظ اخلاق، نه قانونی،

459
00:25:51.423 --> 00:25:53.175
‫ اطاعت می‌کنن.

460
00:26:07.314 --> 00:26:10.275
‫خب، به طور خاص، چه راهنمایی‌هایی داری؟

461
00:26:10.275 --> 00:26:12.444
‫- یه قرار دیگه دارم.
‫- با همون دختر؟

462
00:26:12.486 --> 00:26:15.113
‫یکی دیگه.

463
00:26:15.155 --> 00:26:17.366
‫معدود، مفتخر، شجاع، همه‌چی تموم.

464
00:26:17.407 --> 00:26:20.244
‫مشکلی برای قرار ندارم،
‫فقط آداب معاشرت رو یادم بده.

465
00:26:22.371 --> 00:26:25.290
‫باشه. اول ازهمه،

466
00:26:25.332 --> 00:26:28.168
‫جریان خوش و بش.

467
00:26:28.210 --> 00:26:31.296
‫نباید زیادی و بیش از حد باشه.

468
00:26:31.296 --> 00:26:34.550
‫- چه خوب.
‫- باید یه جورایی...

469
00:26:34.591 --> 00:26:37.135
‫ظریف باشه.

470
00:26:37.177 --> 00:26:38.971
‫به نظرم تو یه کم زیادی پرخاشگری.

471
00:26:39.012 --> 00:26:41.974
‫- باشه.
‫- در ضمن،

472
00:26:41.974 --> 00:26:45.561
‫با کجای زبونت باهاش حرف میزنی؟

473
00:26:45.602 --> 00:26:47.854
‫منظورت چیه؟

474
00:26:47.854 --> 00:26:50.482
‫منظورم اینه چطوری حرف میزنی؟

475
00:26:50.482 --> 00:26:51.858
‫آروم؟ مثل آدم؟

476
00:26:51.900 --> 00:26:53.193
‫چیه؟

477
00:26:53.235 --> 00:26:56.238
‫خب، اینجای زبون خیلی حساسه.

478
00:26:56.280 --> 00:26:58.323
‫با نوک زبونت غذا نمی‌خوری.

479
00:26:58.365 --> 00:27:01.868
‫اینجا رو باید خیلی دقت کنی.

480
00:27:02.035 --> 00:27:04.997
‫زبون نباید بند بیاد.
‫فکر کنم مشکلت همینه.

481
00:27:07.040 --> 00:27:09.793
‫صد در صد بهتر شد.
‫ولی شوقت رو کمترش کن.

482
00:27:09.835 --> 00:27:11.336
‫حس می‌کنم نمیذاری...

483
00:27:11.336 --> 00:27:13.588
‫من حرف خودم رو درست بزنم.

484
00:27:13.630 --> 00:27:16.091
‫- آره. خوشم نمیاد.
‫- از چی؟

485
00:27:16.091 --> 00:27:21.013
‫- دوست ندارم زن‌ها حرفشون رو درست بزنن.
‫- برد، کل مطلب همینه.

486
00:27:21.054 --> 00:27:24.975
‫- تو و اون و...
‫- ترجیح میدم اینجور نشه.

487
00:27:25.017 --> 00:27:27.269
‫- چرا؟
‫- چون دلم می‌خواد.

488
00:27:27.311 --> 00:27:29.021
‫برد، به همین خاطر بدترین...

489
00:27:29.062 --> 00:27:31.690
‫آداب معاشرت رو
‫تو تاریخ سیاره داری.

490
00:27:31.732 --> 00:27:35.110
‫- پس مقاومت رو بذار کنار و بذار حرفش رو بزنه.
‫- باشه.

491
00:27:35.110 --> 00:27:37.487
‫آروم باش. کد زرد.

492
00:27:39.239 --> 00:27:41.950
‫سوگند می‌خوری حقیقت
‫ رو بگی، تمام حقیقت رو،

493
00:27:41.950 --> 00:27:44.119
‫- و چیزی جز حقیقت نگی؟
‫- بله، سوگند می‌خورم.

494
00:27:46.079 --> 00:27:49.124
‫عصر بخیر، دکتر فیلدز.
‫ممنون که به ما ملحق شدین.

495
00:27:49.124 --> 00:27:51.543
‫می‌دونم اتفاق خیلی بدی
‫ رو پشت سر گذاشتین.

496
00:27:51.585 --> 00:27:54.504
‫بله. حالا می‌خوای یه
‫ اتفاق سخت دیگه برام رقم بزنی.

497
00:27:54.546 --> 00:27:56.465
‫عالیجناب، رفتار دکتر فیلدز خصمانه‌ست.

498
00:27:56.506 --> 00:27:58.300
‫چرا نباید باشه؟ تیر خورده.

499
00:27:58.341 --> 00:28:00.552
‫نه. منظورم یه شاهد خصمانه‌ست.

500
00:28:00.552 --> 00:28:02.137
‫اجازه بدین شروع کنم.

501
00:28:02.179 --> 00:28:06.183
‫- ادامه بده پس.
‫- دکتر فیلدز، در زمان حادثه،

502
00:28:06.224 --> 00:28:07.392
‫آقای کرین وسط...

503
00:28:07.434 --> 00:28:10.020
‫یه جلسه‌ی درمانی با شما بود،

504
00:28:10.062 --> 00:28:12.355
‫- درست میگم؟
‫- دنی کرین اصلا به درمان اعتقاد نداره.

505
00:28:12.397 --> 00:28:13.774
‫حوصله‌ش که سر میره، میاد.

506
00:28:13.774 --> 00:28:15.525
‫دوست داره حرف زدن خودش رو بشنوه.

507
00:28:15.567 --> 00:28:18.403
‫- که شما رو خیلی ناامید می‌کنه.
‫- بله.

508
00:28:18.445 --> 00:28:20.530
‫چون وقتی بی‌وقفه اسمش رو تکرار نمی‌کنه،

509
00:28:20.572 --> 00:28:22.908
‫کلا چرت و پرت میگه.

510
00:28:22.949 --> 00:28:24.826
‫اگه مجبور باشم یه بار دیگه...

511
00:28:24.868 --> 00:28:27.662
‫بشنوم درباره‌ی گاو دیوانه حرف بزنه،

512
00:28:27.662 --> 00:28:29.831
‫این بار کمتر کسل کننده بود. اسلحه کشید.

513
00:28:29.873 --> 00:28:32.042
‫بله. خب، اسلحه،
‫اسلحه. اگه واسه هر بار...

514
00:28:32.042 --> 00:28:34.169
‫که این کار رو
‫کرد، یه سکه داشتم...

515
00:28:34.169 --> 00:28:38.507
‫- صبر کن. قبلا هم روت اسلحه کشیده؟
‫- معلومه که آره.

516
00:28:38.507 --> 00:28:40.300
‫هر بار چیزی رو می‌شنوه که...

517
00:28:40.300 --> 00:28:42.052
‫دوست نداره، میشه هری کثیف.

518
00:28:42.093 --> 00:28:43.970
‫پس وقتی این بار اسلحه کشید،

519
00:28:43.970 --> 00:28:45.680
‫واقعا احساس تهدید نکردی؟

520
00:28:45.722 --> 00:28:48.350
‫خیلی ترسیدم که نکنه...

521
00:28:48.391 --> 00:28:51.394
‫این بار اسلحه با جوری که
‫ تکونش میداد، شلیک بشه.

522
00:28:51.436 --> 00:28:54.731
‫باشه، ولی دکتر، شما
‫خودت هم اسلحه کشیدی، درسته؟

523
00:28:54.773 --> 00:28:56.733
‫- معلومه که کشیدم. بله.
‫- چرا؟

524
00:28:56.775 --> 00:28:58.693
‫چون کشیدم. به همین خاطر.

525
00:28:58.735 --> 00:29:00.278
‫باشه؟ چون از مزخرفاتش...

526
00:29:00.278 --> 00:29:02.364
‫خسته شده بودم و بهش هم گفتم.

527
00:29:02.405 --> 00:29:04.950
‫بهش گفتی یه آدم تنهاست،
‫بهش گفتی زندگی پوچی داره.

528
00:29:04.991 --> 00:29:07.702
‫تحریکش کردی که
‫اسلحه‌ش رو بکشه، مگه نه؟

529
00:29:07.744 --> 00:29:09.538
‫شاید. نمی‌دونم. کی اهمیت میده؟

530
00:29:09.579 --> 00:29:11.081
‫این چه مزخرفاتیه؟

531
00:29:11.081 --> 00:29:12.916
‫تو چه جور دکتری هستی؟

532
00:29:12.958 --> 00:29:14.709
‫عالیجناب، میشه ادامه بدم؟

533
00:29:14.751 --> 00:29:17.420
‫ادامه بده.

534
00:29:17.462 --> 00:29:20.632
‫دکتر فیلدز، وقتی
‫اقای کرین اسلحه کشید،

535
00:29:20.632 --> 00:29:22.467
‫شما هم اسلحه کشیدین

536
00:29:22.509 --> 00:29:24.177
‫و گفتی اگه بهت شلیک نکنه،

537
00:29:24.219 --> 00:29:25.554
‫تو بهش شلیک می‌کنی.

538
00:29:25.595 --> 00:29:29.933
‫- شما این حرف رو زدین، جناب؟
‫- معلومه. می‌دونین که این کار رو کردم.

539
00:29:29.933 --> 00:29:31.268
‫می‌خواستی دنی بهت شلیک کنه،

540
00:29:31.268 --> 00:29:32.936
‫تا مجبور نباشی به خودت شلیک کنی،

541
00:29:32.978 --> 00:29:35.021
‫و خانواده‌ت بتونه
‫با پول بیمه‌ی عمرت،

542
00:29:35.063 --> 00:29:37.065
‫هزینه‌ی تحصیلات
‫ممتاز پسرت رو بده.

543
00:29:37.107 --> 00:29:39.109
‫خب، انگار تو اونجا بودی.

544
00:29:39.150 --> 00:29:40.986
‫تو تا شماره سه بهش وقت دادی.

545
00:29:41.027 --> 00:29:43.113
‫تا شماره سه بهت
‫ شلیک کنه، وگرنه می‌کشیش.

546
00:29:43.154 --> 00:29:45.407
‫- درسته.
‫- و تا شماره سه شمردی.

547
00:29:45.448 --> 00:29:47.951
‫- یک، دو...
‫- و سه.

548
00:29:47.951 --> 00:29:50.620
‫- کسی از این اتاق بیرون نره.
‫- این چرت و پرت‌ها چیه؟

549
00:29:50.662 --> 00:29:53.248
‫- خفه شو!
‫- اون چرت و پرت نیست، اسلحه‌ست، عالیجناب.

550
00:29:53.248 --> 00:29:54.833
‫هر کسی این اتاق رو ترک کنه،

551
00:29:54.874 --> 00:29:56.251
‫به آقای شور شلیک می‌کنم.

552
00:29:56.293 --> 00:29:59.629
‫- اگه بشه، من به این حرف اعتراض دارم.
‫- چطوری با اسلحه وارد شدی؟

553
00:29:59.671 --> 00:30:01.673
‫برادرم وکیله، با کارت اون،

554
00:30:01.673 --> 00:30:03.258
‫از در پشتی وارد شدم.

555
00:30:03.300 --> 00:30:06.011
‫- دکتر فیلدز، سوال اینه که چرا؟
‫- چرا؟

556
00:30:06.052 --> 00:30:08.221
‫چون تمام عمرم رو،

557
00:30:08.263 --> 00:30:10.432
‫روی اون صندلی نشستم.

558
00:30:10.432 --> 00:30:12.517
‫به این خاطر.

559
00:30:12.559 --> 00:30:15.979
‫به کسایی گوش دادم که
‫ زندگیشون مهمتر از من بود،

560
00:30:15.979 --> 00:30:17.939
‫در حالیکه من یه گوشه تو دفتر...

561
00:30:17.981 --> 00:30:20.317
‫نشسته بودم و هیچ
‫زندگی‌ای نداشتم.

562
00:30:20.358 --> 00:30:21.901
‫غیر مستقیم بقیه رو
‫راهنمایی می‌کردم،

563
00:30:21.943 --> 00:30:23.778
‫نگاشون می‌کردم مثل
‫این دیوونه که اینجاست،

564
00:30:23.820 --> 00:30:25.989
‫پولدار میشن!

565
00:30:25.989 --> 00:30:28.783
‫دیگه نتونستم تحمل کنم!

566
00:30:28.825 --> 00:30:31.286
‫من شکستم! نمی‌خواستم یه جا وایسم...

567
00:30:31.286 --> 00:30:33.997
‫و یه تماشاچی بی‌خاصیت،

568
00:30:33.997 --> 00:30:36.291
‫واسه زندگیم باشم.

569
00:30:36.333 --> 00:30:39.502
‫از هر جامعه‌ای حالم به هم می‌خوره که...

570
00:30:39.544 --> 00:30:43.465
‫آدم‌های خاص رو روانی
‫ رو شکوهمند نشون میده،

571
00:30:43.506 --> 00:30:47.010
‫و همچنین متخاصمین رو، اون هم
‫وقتی آدم مهربون و خردمند هست...

572
00:30:47.052 --> 00:30:51.056
‫- اگه اسلحه رو یه سمت دیگه...
‫- خفه شو!

573
00:30:51.097 --> 00:30:52.724
‫فکر می‌کنی فقط تو دوست داری...

574
00:30:52.766 --> 00:30:55.185
‫بزرگ زندگی کنی، دنی؟
‫اینطور فکر می‌کنی؟

575
00:30:55.226 --> 00:30:57.020
‫فکر می‌کنی وقتی ساعتی 600 دلار...

576
00:30:57.062 --> 00:30:58.813
‫بهم میدی، حق داری تحقیرم کنی؟

577
00:30:58.855 --> 00:31:01.566
‫- ششصد دلار؟
‫- خفه شو!

578
00:31:01.608 --> 00:31:03.902
‫تو الان تحقیر شدی، دنی.

579
00:31:03.943 --> 00:31:05.528
‫چرا به بهترین دوستت شلیک نکنم؟

580
00:31:05.570 --> 00:31:07.155
‫چرا؟ آخه اون درمانگر واقعیت‌ـه.

581
00:31:07.197 --> 00:31:09.199
‫اون کسی‌ـه که
‫رازهات رو بهش میگی.

582
00:31:09.199 --> 00:31:10.367
‫- چرا بهش شلیک نکنم؟
‫- دیکتر فیلدز،

583
00:31:10.408 --> 00:31:14.829
‫- لطفا اسلحه رو بذار زمین.
‫- قبلا شلیک نکردم، دنی. ولی این بار چرا.

584
00:31:14.871 --> 00:31:17.582
‫- واقعا شلیک می‌کنم.
‫- سیدنی.

585
00:31:17.624 --> 00:31:20.168
‫- یه بار زدمت. مجبورم نکن دوباره بزنمت؟
‫- با چی؟

586
00:31:20.168 --> 00:31:22.087
‫این!

587
00:31:29.594 --> 00:31:32.847
‫گفتی دیگه اصلا
‫ نمی‌تونی به اسلحه نگاه کنی.

588
00:31:32.847 --> 00:31:34.599
‫هرگز نگفتم شلیک نمی‌کنم.

589
00:31:48.738 --> 00:31:50.824
‫حس می‌کنم باید باهاش برم.

590
00:31:50.865 --> 00:31:52.909
‫من مثل خانواده بهش نزدیکم.

591
00:31:52.951 --> 00:31:56.621
‫- دنی، دو بار بهش شلیک کردی.
‫- با این وجود. درخواست تعویق بکنیم؟

592
00:31:56.663 --> 00:31:59.249
‫نه. می‌خوام از قاضی
‫بخوام پرونده رو بذاره کنار...

593
00:31:59.290 --> 00:32:01.292
‫تا وقتی هنو داره از ترس می‌لرزه.

594
00:32:01.334 --> 00:32:04.087
‫تو بخش سوم واسه پرونده‌ی
‫ پرایر، باید واسه خطابه‌ی آخر برم.

595
00:32:04.087 --> 00:32:06.798
‫- امیدوارم یه ساعت دیگه برگردم.
‫- از اینجا به بعدش به عهده‌ی خودم.

596
00:32:06.840 --> 00:32:09.467
‫جرئت نداری.

597
00:32:09.509 --> 00:32:11.636
‫- به هیچکس هم شلیک نکن.
‫- بی‌خیال.

598
00:32:15.807 --> 00:32:18.268
‫- باید حرف بزنیم.
‫- حتما باید حرف بزنیم.

599
00:32:18.268 --> 00:32:20.311
‫اون یه نمایش آداب معاشرت بود.

600
00:32:22.730 --> 00:32:25.859
‫- بیشتر از اون بود.
‫- خودم می‌دونم.

601
00:32:28.444 --> 00:32:31.030
‫- خیلی خیلی بیشتر.
‫- اینم می‌دونم.

602
00:32:31.072 --> 00:32:33.324
‫که می‌رسم به این حرف، حالا چی؟

603
00:32:33.366 --> 00:32:36.452
‫مقررات شرکت، برد. ما همکاریم. همین.

604
00:32:36.452 --> 00:32:38.788
‫- با هم قرار گذاشتیم.
‫- بله.

605
00:32:38.788 --> 00:32:41.124
‫- یه قرار عالی.
‫- بله.

606
00:32:41.165 --> 00:32:43.501
‫همین؟

607
00:32:43.543 --> 00:32:46.212
‫بله؟

608
00:32:58.266 --> 00:32:59.851
‫آقای پرایر با پس زدن قانون،

609
00:32:59.851 --> 00:33:02.186
‫از نشون دادن کارت شناسایی خودداری کرد.

610
00:33:02.186 --> 00:33:04.272
‫بعد به صورت فیزیکی
‫در برابر بازداشت...

611
00:33:04.272 --> 00:33:06.024
‫مقاومت کرد، که جرم دومش‌ـه.

612
00:33:06.065 --> 00:33:07.942
‫در ضمن، به خاطر اینکه...

613
00:33:07.984 --> 00:33:10.570
‫سیاه‌پوسته، هدف قرار نگرفته.

614
00:33:10.612 --> 00:33:11.946
‫ازش سوال شد، چون...

615
00:33:11.988 --> 00:33:14.407
‫تو یه محله‌ی خاص، غریبه بود.

616
00:33:14.449 --> 00:33:16.534
‫حالا، سرکار رالستون
‫به این نتیجه رسیده که باید...

617
00:33:16.534 --> 00:33:18.578
‫کارت شناسایی بخواد،
‫چون اون سیاه‌پوست بود؟

618
00:33:18.620 --> 00:33:21.539
‫بله. این رو قبول کرد.

619
00:33:21.581 --> 00:33:24.500
‫ولی مرز بین تبعیض نژادی و عقل سلیم کجاست؟

620
00:33:24.500 --> 00:33:26.878
‫نژاد می‌تونه به عنوان
‫یه معیار استفاده بشه،

621
00:33:26.919 --> 00:33:28.463
‫به شرطی که یکی از عوامل در بین...

622
00:33:28.504 --> 00:33:30.006
‫مشکوک شدن به یک
‫عمل مجرمانه باشه.

623
00:33:30.048 --> 00:33:33.551
‫عقل سلیم.
‫مثلا وقتی پای تروریسم میاد وسط،

624
00:33:33.593 --> 00:33:36.387
‫ما یه عده رو 
‫ هدف قرار میدیم.

625
00:33:36.429 --> 00:33:38.139
‫حداقل باید به پلیس اجازه بدیم...

626
00:33:38.181 --> 00:33:39.849
‫اجازه‌ی سلام کردن داشته باشه.

627
00:33:39.891 --> 00:33:41.684
‫اون شخص ممکنه به احتمال زیاد...

628
00:33:41.726 --> 00:33:43.895
‫تو فعالیت مجرمانه
‫دست داشته باشه.

629
00:33:43.936 --> 00:33:47.357
‫ولی اینجا، متهم تو اون محله غریبه بوده.

630
00:33:47.357 --> 00:33:49.567
‫به طرز عجیبی داشته
‫ به خونه‌ها نگاه می‌کرده.

631
00:33:49.609 --> 00:33:51.819
‫سرکار رالستون اسمش رو پرسیده.

632
00:33:51.819 --> 00:33:54.030
‫متهم از گفتن اسمش خودداری کرده،

633
00:33:54.030 --> 00:33:56.574
‫که اضافه بر اینکه یه جرمه،
‫اون رو بیشتر مشکوک کرد.

634
00:33:56.616 --> 00:33:58.368
‫بعد متوسل به خشونت میشه.

635
00:33:58.409 --> 00:34:01.079
‫با خاطر نژاد آقای
‫پرایر اینجا نیستیم،

636
00:34:03.247 --> 00:34:05.875
‫بلکه به خاطر قانون‌شکنیش اینجاییم.

637
00:34:05.917 --> 00:34:08.002
‫فکر کنم مشکل زیادی با...

638
00:34:08.044 --> 00:34:10.671
‫هدف قرار دادن یه عده ای نداریم.

639
00:34:10.671 --> 00:34:11.964
‫خصوصا تو فرودگاه.

640
00:34:12.006 --> 00:34:13.758
‫این توهینی به ما محسوب نمیشه،

641
00:34:13.800 --> 00:34:16.177
‫چون همه می‌خوایم
‫در امنیت زندگی کنیم.

642
00:34:16.219 --> 00:34:18.721
‫ولی جریان اینه که این امر،

643
00:34:18.763 --> 00:34:21.265
‫زشتی تبعیض نژادی رو گرفته.

644
00:34:21.307 --> 00:34:23.935
‫این اصطلاح دیگه بار معنایی بدی نداره.

645
00:34:23.935 --> 00:34:25.478
‫و این قضیه، تبعیض علیه...

646
00:34:25.478 --> 00:34:28.314
‫نژادهای دیگه رو
‫آسونتر می‌کنه، مگه نه؟

647
00:34:28.356 --> 00:34:29.816
‫یعنی، وقتی میگی،

648
00:34:29.857 --> 00:34:32.777
‫تبعیض قائل شدن، کار بدی نیست،

649
00:34:32.819 --> 00:34:35.863
‫قضیه رو کمی برای
‫ تبعیض قائل شدن، جایز می‌کنی.

650
00:34:35.905 --> 00:34:38.699
‫وقتی چشمت رو باز کنی، می‌بینی پلیس
‫ داره از سیاه‌پوست‌ها سوال می‌کنه،

651
00:34:38.741 --> 00:34:41.202
‫فقط به این خاطر که تو محله‌ی
‫ سفیدپوست‌ها، به خونه‌ها نگاه می‌کنه.

652
00:34:41.244 --> 00:34:45.331
‫یه اصطلاح داریم تو این کشور به اسم ر.و.س.

653
00:34:45.373 --> 00:34:47.667
‫«رانندگی وقتی سیاه‌پوستی»

654
00:34:47.708 --> 00:34:51.295
‫تو این کشور، هر روزه ماشین رانندگان
‫ بیگناه سیاه‌پوست رو کنار میزنن،

655
00:34:51.337 --> 00:34:53.297
‫این یه شیوه‌ی زندگی‌ـه.

656
00:34:53.339 --> 00:34:55.633
‫حدس بزنین چه خبره.

657
00:34:55.633 --> 00:34:58.052
‫آدم‌هایی مثل دنیس پرایر حق انتخاب دارن.

658
00:34:58.094 --> 00:35:00.471
‫یا می‌تونن علیهش بشورن،

659
00:35:00.513 --> 00:35:04.350
‫یا فقط اذعان کنن
‫ که این یه شیوه‌ی زندگی‌ـه،

660
00:35:04.350 --> 00:35:06.394
‫و اوضاع مثل قبل بمونه.

661
00:35:06.435 --> 00:35:10.648
‫دنیس پرایر تصمیم گرفت اعتراض کنه.

662
00:35:10.648 --> 00:35:13.651
‫تصمیم گرفت سخنان هنری ثرو رو بشنوه،

663
00:35:13.651 --> 00:35:16.988
‫سوزان بی آنتونی،
‫مارتین لوترکینگ جونیور،

664
00:35:16.988 --> 00:35:19.115
‫که همه‌شون به خاطر میهن‌پرستی،

665
00:35:19.157 --> 00:35:21.242
‫نافرمان مدنی در نظر گرفته شدن.

666
00:35:21.284 --> 00:35:23.202
‫به خاطر آمریکایی بودن.

667
00:35:24.704 --> 00:35:26.539
‫باید برگردیم تو اون اتاق،

668
00:35:26.581 --> 00:35:30.209
‫و رویای دکتر کینگ رو بشنویم،

669
00:35:30.251 --> 00:35:32.253
‫جایی که بچه‌ها بر اساس قضاوت...

670
00:35:32.253 --> 00:35:34.255
‫در مورد رنگ پوستشون، بزرگ نشن.

671
00:35:34.297 --> 00:35:38.593
‫موکلم به خاطر رنگ پوستش، قضاوت شده.

672
00:35:38.634 --> 00:35:40.469
‫این تو کشوری که به خاطر حقوق بشر،

673
00:35:40.469 --> 00:35:42.680
‫به خودش می‌باله،
‫نباید قابل قبول باشه.

674
00:35:42.722 --> 00:35:46.809
‫این نباید برای شما 12 نفر قابل قبول باشه.

675
00:35:55.276 --> 00:35:58.362
‫بحث من این نیست
‫که جان آقای کرین در خطر نبود،

676
00:35:58.404 --> 00:35:59.864
‫ولی وقتی به عنوان اولین نفر...

677
00:35:59.906 --> 00:36:02.116
‫اسلحه کشید، یه موقعیت
‫خطرناک ایجاد کرد.

678
00:36:02.158 --> 00:36:04.452
‫بی‌خیال. تو این دادگاه
‫ من موقعیت خطرناک ایجاد کردم؟

679
00:36:04.493 --> 00:36:07.038
‫تا حدی ، بله. الان همه‌مون اینجا نبودیم..

680
00:36:07.079 --> 00:36:09.540
‫اگه شما تو مطب دکتر، اسلحه نمی‌کشیدین.

681
00:36:09.582 --> 00:36:12.126
‫عالیجناب، من جون این مرد رو
‫نجات دادم، احتمالا جون شما هم دیگه،

682
00:36:12.168 --> 00:36:13.920
‫ولی اینجا وایساده با...

683
00:36:13.920 --> 00:36:16.923
‫چرت و پرت‌های
‫مزخرفش داره میگه...

684
00:36:16.923 --> 00:36:20.217
‫حداقل، اتهام حمل سلاح مخفی
‫ باید مد نظر قرار داده بشه.

685
00:36:20.259 --> 00:36:23.554
‫امنیت ملی.
‫دکتر فیلدز یه تروریست‌ـه.

686
00:36:23.554 --> 00:36:26.933
‫این دادگاه رو ترسوند.
‫اون یه دموکرات‌ـه.

687
00:36:26.933 --> 00:36:29.602
‫به اندازه کافی شنیدم. آقای کرین،

688
00:36:29.644 --> 00:36:32.813
‫شما بهانه‌ای برای حمل سلاح نداشتین.

689
00:36:32.855 --> 00:36:34.774
‫متمم دوم. بنیانگذاران کشور.
‫شما احتمالا اونا رو می‌شناسین.

690
00:36:34.815 --> 00:36:37.568
‫چرت و پرت.

691
00:36:37.610 --> 00:36:39.862
‫ولی اینجا از اسلحه
‫برای نجات جان مردم...

692
00:36:39.904 --> 00:36:42.114
‫استفاده کردین، به
‫احتمال زیاد جون خودم.

693
00:36:42.156 --> 00:36:45.451
‫فقط همین یه بار با تذکر ساده...

694
00:36:45.493 --> 00:36:46.994
‫ازت می‌گذرم.

695
00:36:47.036 --> 00:36:48.245
‫ممنونم.

696
00:36:48.287 --> 00:36:50.790
‫هنوز بهت تذکر ندادم.

697
00:36:50.831 --> 00:36:52.792
‫آقای کرین،

698
00:36:54.043 --> 00:36:57.838
‫بهت هشدار میدم دیگه این کار رو...

699
00:36:59.340 --> 00:37:01.092
‫تکرار نکنی.

700
00:37:02.301 --> 00:37:03.844
‫بیگناه. ختم دادگاه.

701
00:37:04.220 --> 00:37:07.098
‫- ظاهرا اصلا به من نیاز نداشتی.
‫- هر روزی ممکنه.

702
00:37:14.814 --> 00:37:18.192
‫آقای فورمن، هیئت منصفه
‫ به رای متفق‌القول رسیده؟

703
00:37:18.234 --> 00:37:21.237
‫- بله، عالیجناب.
‫- رایتون چیه؟

704
00:37:21.237 --> 00:37:23.406
‫در مسئله‌ی مدعی‌العموم علیه دنیس پرایر...

705
00:37:23.447 --> 00:37:25.408
‫در مورد اتهام رفتار آشوبگری،

706
00:37:25.449 --> 00:37:27.743
‫متهم از نظر ما بیگناه است.

707
00:37:27.743 --> 00:37:31.038
‫در مورد اتهام مقاومت
‫غیر قانونی در برابر بازداشت،

708
00:37:31.080 --> 00:37:33.124
‫متهم از نظر ما بیگناه است.

709
00:37:33.165 --> 00:37:34.917
‫خانم‌ها و آقایان هیئت منصفه...

710
00:37:34.959 --> 00:37:37.753
‫- من بردم؟
‫- بردی.

711
00:37:37.753 --> 00:37:41.424
‫- بدون عفو مشروط یا هیچی؟
‫- تو بردی ، دنیس. آزادی که بری.

712
00:37:41.465 --> 00:37:44.385
‫ممنونم.

713
00:37:44.385 --> 00:37:45.302
‫از شما هم ممنونم.

714
00:37:45.344 --> 00:37:48.055
‫امیدوارم یه روز بتونی تو
‫اون خونه‌ی زیبا زندگی کنی.

715
00:37:48.055 --> 00:37:50.057
‫یه محله‌ی بهتر انتخاب کن.

716
00:37:50.057 --> 00:37:52.601
‫حتما. ممنون. حتما.

717
00:38:00.818 --> 00:38:02.570
‫خداحافظ.

718
00:38:04.029 --> 00:38:06.031
‫خداحافظ.

719
00:38:20.588 --> 00:38:22.423
‫هنوز آزادی.

720
00:38:24.216 --> 00:38:26.343
‫فکر نکن قدرش رو نمی‌دونم.

721
00:38:28.637 --> 00:38:30.890
‫کانادا، ژاپن، انگلیس،

722
00:38:30.931 --> 00:38:32.725
‫تو هر کدوم از این
‫کشورها، به خاطر...

723
00:38:32.766 --> 00:38:34.560
‫شلیک به یه نفر
‫الان تو زندان بودم.

724
00:38:34.602 --> 00:38:38.439
‫- خدا به آمریکا خیر بده.
‫- باهاش قرار میذاشتم.

725
00:38:39.648 --> 00:38:41.734
‫با کی؟

726
00:38:41.734 --> 00:38:44.612
‫کیت اسمیت، قبل از اینکه چاق بشه.

727
00:38:44.612 --> 00:38:48.407
‫از کوهستان تا دشت،
‫اون آدم بی‌نظیری‌ـه.

728
00:38:51.035 --> 00:38:53.078
‫دنی، چه اتفاقی افتاد؟

729
00:38:53.120 --> 00:38:55.122
‫عشقت به اسلحه دوباره برگشت؟

730
00:38:55.122 --> 00:38:56.874
‫آلن، چون مسلح بودم،

731
00:38:56.874 --> 00:38:59.251
‫جون خیلی‌ها نجات پیدا کرد.

732
00:38:59.293 --> 00:39:01.045
‫همه باید مسلح باشیم. هر شهروندی،

733
00:39:01.086 --> 00:39:02.838
‫باید یه کلت به کمرش بسته باشه.

734
00:39:02.880 --> 00:39:05.132
‫همه‌ی مجرمین اسلحه دارن.

735
00:39:05.132 --> 00:39:08.677
‫جواب، اسلحه‌ی کمتر نیست. اسلحه‌ی بیشترـه.

736
00:39:08.719 --> 00:39:11.764
‫تعجب کردم زودتر به فکرت نرسید.

737
00:39:11.764 --> 00:39:13.766
‫گاو دیوانه.

738
00:39:13.766 --> 00:39:17.144
‫خب...

739
00:39:17.144 --> 00:39:19.480
‫اوضاع با چلینا چطور بود؟

740
00:39:19.521 --> 00:39:22.316
‫زن بی‌نظیری‌ـه.

741
00:39:22.358 --> 00:39:25.653
‫اگه یه پروانه بودم، جفت
‫شده بودیم و تا حالا مرده بودیم.

742
00:39:25.694 --> 00:39:29.114
‫البته، ملیسا هم هست.

743
00:39:29.156 --> 00:39:31.158
‫نمی‌دونم اون رو چیکارش کنم.

744
00:39:31.158 --> 00:39:33.327
‫خوبه آدم حق انتخاب داشته باشه.

745
00:39:34.995 --> 00:39:38.582
‫هر چند جالب بود که
‫ بالاخره درمانگرت رو دیدم.

746
00:39:40.292 --> 00:39:42.544
‫یه مرد هرگز زنش رو اذیت نمی‌کنه.

747
00:39:42.586 --> 00:39:44.672
‫چه حیف.

748
00:39:44.672 --> 00:39:47.299
‫ولی عجب جشنی میشد.

749
00:39:49.677 --> 00:39:52.721
‫خب، به نظرت این علامت آلزایمرـه...

750
00:39:52.763 --> 00:39:55.057
‫اگه یادت نیاد به چند نفر شلیک کردی؟

751
00:39:55.099 --> 00:39:58.060
‫تا وقتی یادت باشه
‫به کی شلیک کردی، مهم نیست.

752
00:39:58.102 --> 00:40:00.187
‫هوم.

753
00:40:00.229 --> 00:40:02.231
‫هوم.

754
00:40:02.564 --> 00:40:07.653
‫«ارائه شده توسط سایت مووی شو»

755
00:40:12.783 --> 00:40:14.076
‫آنچه در قسمت بعد خواهید دید...

756
00:40:14.284 --> 00:40:15.661
‫روز بخیر، دوستان.

757
00:40:15.661 --> 00:40:17.788
‫ادوین پول برگشته.

758
00:40:17.830 --> 00:40:18.789
‫ادوین.

759
00:40:19.415 --> 00:40:22.000
‫- خوش برگشتی.
‫- قضیه رو راجع به خودت نکن. باید شکایت کنم.

760
00:40:22.376 --> 00:40:25.003
‫باید واسه این شرکت پول در بیارم.
‫واسه همین یه قربانی لازم داشتم.

761
00:40:25.045 --> 00:40:25.921
‫من یه قربانی نیستم!

762
00:40:25.963 --> 00:40:29.341
‫- ادوین، به نظر میاد کمی عقلت اومده سر جاش.
‫- ممنون.

763
00:40:29.383 --> 00:40:31.260
‫آلن شور، شما بازداشتی.

764
00:40:31.301 --> 00:40:34.847
‫- این یه کینه‌ی شخصی‌ـه.
‫- شما به خاطر شکستن قانون، محاکمه می‌شین.

765
00:40:34.888 --> 00:40:38.183
‫دنی، کارمون که تموم شد،
‫ جلوی هیئت منصفه وایسی،

766
00:40:38.225 --> 00:40:40.102
‫و بهشون بگی:
‫آلن شور رو ول کنین!

767
00:40:40.144 --> 00:40:42.229
‫این کار رو می‌کنم.

768
00:41:15.721 --> 00:41:18.015
‫ای بوگندو!

