
1
00:00:01.042 --> 00:00:02.585
‫آنچه گذشت...

2
00:00:02.585 --> 00:00:04.629
‫می‌دونی چرا ازم جدا
‫شد؟ چون آداب معاشرت بلد نیستم.

3
00:00:04.629 --> 00:00:06.089
‫- ما قرار گذاشتیم.
‫- بله.

4
00:00:06.131 --> 00:00:09.592
‫- آقای مکبا فقط به خاطر انتقام به آرمیس حمله کرد.
‫- جری...

5
00:00:09.592 --> 00:00:11.302
‫دادگاه اولم رو خراب کردم!

6
00:00:11.302 --> 00:00:12.595
‫تا حالا پرونده‌ای نداشتم...

7
00:00:12.637 --> 00:00:15.724
‫- که به بدی این پیش رفته باشه.
‫- خب حالا چیکار کنیم؟

8
00:00:15.724 --> 00:00:16.641
‫می‌تونی فرار کنی.

9
00:00:16.641 --> 00:00:19.936
‫مدرکی دارین که آقای شور،
‫آقای مکبا رو مخفی کرده؟

10
00:00:21.062 --> 00:00:21.730
‫هنوز نه.

11
00:00:21.730 --> 00:00:24.983
‫- ببخشید دیر کردم، مردم خوب.
‫- ادوین، همه چی روبراهه؟

12
00:00:25.024 --> 00:00:26.526
‫عالیه. عالیه.

13
00:00:36.786 --> 00:00:37.829
‫فرار کرد؟

14
00:00:37.829 --> 00:00:39.831
‫نه. آزاد شد.

15
00:00:40.039 --> 00:00:43.168
‫باید فرض کنیم که حالش خوب شده؟

16
00:00:43.334 --> 00:00:44.836
‫بله. آقایون، لحن ملایم داشته باشین،

17
00:00:44.836 --> 00:00:46.838
‫حرکت ناگهانی ممنوع.
‫نمی‌خوایم بترسونیمش.

18
00:00:51.676 --> 00:00:53.052
‫روز بخیر، دوستان من.

19
00:00:53.094 --> 00:00:55.597
‫ادوین پول برگشته.

20
00:00:55.597 --> 00:00:58.892
‫- ادوین، خوش برگشتی.
‫- شرلی.

21
00:00:58.892 --> 00:01:01.186
‫- ادوین.
‫- پل.

22
00:01:01.519 --> 00:01:02.896
‫ادوین.

23
00:01:03.271 --> 00:01:04.981
‫برد.

24
00:01:05.023 --> 00:01:06.858
‫- خوشحالم می‌بینم...
‫- حالم خوبه؟

25
00:01:07.567 --> 00:01:08.693
‫آره.

26
00:01:08.735 --> 00:01:10.528
‫- شرلی، این واسه توئه؟
‫- چیه؟

27
00:01:10.528 --> 00:01:13.615
‫این یه مجوز امضا شده از شروع جدیده،

28
00:01:13.615 --> 00:01:16.868
‫- که میگه سلامت روانی من 100 درصده.
‫- چه عالی.

29
00:01:16.910 --> 00:01:18.244
‫قاب گرفتیش.

30
00:01:18.244 --> 00:01:21.748
‫این تو رو تنها شخص
‫سالم بامجوز اینجا می‌کنه.

31
00:01:21.748 --> 00:01:23.875
‫خدای من!

32
00:01:25.001 --> 00:01:26.586
‫- ادوین پول.
‫- دنی کرین.

33
00:01:26.628 --> 00:01:27.754
‫- اسمم رو دره.
‫- اسم منم همینطور.

34
00:01:27.795 --> 00:01:29.506
‫- کرین..
‫- پول و...

35
00:01:29.923 --> 00:01:30.715
‫اشمیت.

36
00:01:31.132 --> 00:01:33.218
‫پسر، عالی شده. هنوز روانی هستی؟

37
00:01:33.218 --> 00:01:34.886
‫- تموم شد. تو چی؟
‫- هرگز. گاو دیوانه.

38
00:01:34.886 --> 00:01:36.846
‫- دنی کرین.
‫- ادوین پول.

39
00:01:36.888 --> 00:01:38.598
‫- کرین...
‫- پول و ...

40
00:01:38.640 --> 00:01:40.058
‫اشمیت.

41
00:01:40.683 --> 00:01:42.352
‫عکس بگیرین.

42
00:01:44.979 --> 00:01:50.026
‫«ارائه شده توسط سایت مووی شو»

43
00:02:17.929 --> 00:02:19.847
‫خب، ادوین...

44
00:02:19.889 --> 00:02:22.558
‫برنامه‌ت اینه که تمام وقت برگردی؟

45
00:02:22.600 --> 00:02:25.395
‫آره. تمام وقت برگشتم.

46
00:02:25.436 --> 00:02:26.562
‫آه.

47
00:02:26.562 --> 00:02:28.064
‫شرلی...

48
00:02:28.106 --> 00:02:29.607
‫باید اقرار کنم،

49
00:02:29.649 --> 00:02:31.609
‫طی شب‌های طولانی زیادی
‫که تو آکادمی خنده داشتم،

50
00:02:31.651 --> 00:02:34.195
‫وقتی تو تختم دراز کشیده بودم،

51
00:02:34.237 --> 00:02:36.364
‫فکر کردن به تمام...

52
00:02:36.406 --> 00:02:40.284
‫اون زمان‌هایی که اینجا داشتیم، کمکم کرد.

53
00:02:40.326 --> 00:02:41.953
‫هرگز چنین زمان‌هایی نداشتیم.

54
00:02:41.995 --> 00:02:43.579
‫ولی فکر کردن بهش کمکم کرد.

55
00:02:43.579 --> 00:02:45.206
‫- ادوین.
‫- بله؟

56
00:02:45.206 --> 00:02:48.042
‫مهمه که اول آهسته جلو بری.

57
00:02:48.084 --> 00:02:49.711
‫نگران نباش. فراموش نکردم...

58
00:02:49.752 --> 00:02:51.713
‫دنیا این روزها چقدر سریع می‌گذره.

59
00:02:51.754 --> 00:02:54.632
‫همه پشت سیستم هاشون 
‫گوشی‌های موبایلشون هستن،

60
00:02:54.674 --> 00:02:56.718
‫با رقابت، کار بیش از حد، حقوق کم،

61
00:02:56.759 --> 00:02:57.927
‫بدو، بدو، بدو.

62
00:02:57.927 --> 00:02:58.970
‫من اولین نفر بودم...

63
00:02:58.970 --> 00:03:01.097
‫که به شیوه‌ی مصنوعی که
‫ زندگی می‌کنیم، واکنش نشون دادم.

64
00:03:01.097 --> 00:03:04.892
‫قناری تو معدن زغال‌سنگه.
‫همون که حساسه.

65
00:03:06.269 --> 00:03:07.353
‫این فیل میکل‌ـه.

66
00:03:07.353 --> 00:03:08.980
‫اومده کامپیوترت رو راه بندازه.

67
00:03:08.980 --> 00:03:12.817
‫خدای من. هیکلش رو ببین؟

68
00:03:12.817 --> 00:03:14.902
‫فیل، ادوین رو یادته.

69
00:03:15.445 --> 00:03:17.113
‫همون حساسه.

70
00:03:36.299 --> 00:03:38.009
‫باشه، ببین من مالیاتم رو پرداخت کردم.

71
00:03:38.050 --> 00:03:40.011
‫پس جریان هر چی هست،
‫کار من نبوده.

72
00:03:40.011 --> 00:03:42.889
‫دنبال آلن شور می‌گردیم.

73
00:03:42.889 --> 00:03:44.348
‫ها.

74
00:03:44.390 --> 00:03:45.558
‫آلن!

75
00:03:45.600 --> 00:03:47.518
‫مردان مسلح، دوباره.

76
00:03:47.518 --> 00:03:49.020
‫من نبودم.

77
00:03:49.020 --> 00:03:50.188
‫چی شده؟

78
00:03:50.188 --> 00:03:52.106
‫- آلن شور؟
‫- بستگی داره.

79
00:03:52.106 --> 00:03:54.692
‫- شما بازداشتی.
‫- به چه جرمی؟

80
00:03:54.734 --> 00:03:56.235
‫کمک به یه فراری،

81
00:03:56.277 --> 00:03:57.987
‫ممانعت از اجرای عدالت و توطئه...

82
00:03:58.029 --> 00:04:00.239
‫برای کمک به یک متهم
‫ جهت فرار از تعقیب قانون.

83
00:04:00.448 --> 00:04:01.824
‫تو الان تمام کسایی رو توصیف کردی،

84
00:04:01.866 --> 00:04:03.451
‫که تا حالا به تام دیلی پول دادن.

85
00:04:03.451 --> 00:04:05.119
‫لطفا دست‌هات رو بذار پشت کمرت.

86
00:04:05.119 --> 00:04:07.413
‫مجبورم؟ حس پرافاده بودن بهم دست میده.

87
00:04:07.413 --> 00:04:11.626
‫آلن، لطفا جوک نگو.
‫بهشون نمیاد... اهل شوخی باشن.

88
00:04:11.626 --> 00:04:12.919
‫حق داری سکوت اختیار کنی.

89
00:04:12.919 --> 00:04:15.421
‫لازمه؟ از حق
‫ خوندن حقوقم صرف نظر می‌کنم.

90
00:04:19.425 --> 00:04:20.927
‫یه وکیل برات پیدا می‌کنم.

91
00:04:33.606 --> 00:04:35.316
‫در آخر، به یه موکل
‫ توصیه کرد از کشور فرار کنه.

92
00:04:35.358 --> 00:04:36.817
‫بهش گفت کجا بره؟

93
00:04:36.859 --> 00:04:37.985
‫خلیج نمو.

94
00:04:37.985 --> 00:04:39.195
‫قرار ساعت ده هست.

95
00:04:39.195 --> 00:04:41.030
‫- که خودم به عهده‌ش می‌گیرم.
‫- که نمی‌گیری.

96
00:04:41.030 --> 00:04:42.448
‫اون من رو خواسته، شرلی.

97
00:04:42.448 --> 00:04:44.825
‫بهتره به شرکای مدیریت زنگ بزنیم،

98
00:04:44.867 --> 00:04:46.994
‫و قبل از اینکه این جریان رو از
‫اخبار بشنون، خودمون بهشون بگیم.

99
00:04:47.286 --> 00:04:48.454
‫ولی با عقل جور در نمیاد.

100
00:04:48.454 --> 00:04:50.748
‫من از مردان اداره بدم نمیاد.

101
00:04:50.790 --> 00:04:52.083
‫احمقانه‌ست.

102
00:04:52.124 --> 00:04:53.376
‫خب، همونه...

103
00:04:53.376 --> 00:04:56.587
‫ببین، برای اینکه روابط سازگار باشن،

104
00:04:56.629 --> 00:04:58.381
‫- دو نفر...
‫- بذار همینجا جلوت رو بگیرم.

105
00:04:58.381 --> 00:05:02.343
‫با هر مردی که بخوام برم بیرون،
‫از کلمه‌ی قرار استفاده می‌کنه.

106
00:05:02.343 --> 00:05:03.094
‫هرگز نمیگه روابط،

107
00:05:03.094 --> 00:05:06.472
‫و مسلما نه واسه توصیف کارمون.

108
00:05:06.472 --> 00:05:08.599
‫بی‌خیال، برد. ما با هم فرق داریم.

109
00:05:08.599 --> 00:05:11.602
‫دقیقا. اگه اینقدر سریع یه مرد رو
‫ با آداب معاشرتش بسنجی،

110
00:05:11.602 --> 00:05:13.604
‫چرا خصوصیات دیگه‌ش رو...

111
00:05:13.604 --> 00:05:14.522
‫دخیل نمی‌کنی؟

112
00:05:14.522 --> 00:05:17.108
‫- نمی‌خوام شکایت کنم.
‫- قضیه رو در مورد خودت نکن.

113
00:05:17.108 --> 00:05:18.818
‫من باید شکایت کنم. باید
‫واسه این شرکت پول در بیارم.

114
00:05:18.818 --> 00:05:20.987
‫- به همین خاطر یه قربانی لازم دارم.
‫- ولی من یه قربانی نیستم.

115
00:05:21.028 --> 00:05:22.697
‫- معلومه که هستی، پل.
‫- فیل.

116
00:05:22.697 --> 00:05:24.991
‫تو خیلی گنده‌ای.
‫ این وسط یه چیزی اشتباه پیش رفته.

117
00:05:25.032 --> 00:05:26.993
‫مردم این همه بزرگ نمیشن.

118
00:05:27.535 --> 00:05:29.662
‫محض رضای خدا،
‫باید یکی رو سرزنش کنی.

119
00:05:29.662 --> 00:05:31.247
‫اینجا آمریکاست.

120
00:05:34.208 --> 00:05:38.170
‫پرونده شماره 42444،
‫مدعی‌العموم علیه آلن شور.

121
00:05:38.170 --> 00:05:40.339
‫- کمک به...
‫- از حق خوندن اتهام صرف نظر می‌کنم، قاضی.

122
00:05:40.339 --> 00:05:41.716
‫اتهامات افسرده‌م می‌کنه.

123
00:05:41.716 --> 00:05:44.427
‫داگلاس کوپفر، وکیل مدعی‌العموم، عالیجناب.

124
00:05:44.427 --> 00:05:47.471
‫به، به، به. حالا
‫همه‌چی با عقل جور در میاد.

125
00:05:47.471 --> 00:05:50.433
‫دنی کرین، وکیل متهم.
‫خوشحالم برگشتم.

126
00:05:50.433 --> 00:05:51.684
‫اینجا چه خبره؟

127
00:05:51.809 --> 00:05:54.186
‫هفته‌ی پیش، اون داشت ازت دفاع می‌کرد.

128
00:05:54.186 --> 00:05:56.397
‫بله، قاضی. اون من رو
‫ آزاد می‌کنه، من اون رو ازاد می‌کنم.

129
00:05:56.522 --> 00:05:58.441
‫- ما مثل فلامینگو هستیم.
‫نه پرسیدم، نه هم چیزی بگو.

130
00:05:58.441 --> 00:05:59.942
‫- ساکت.
‫- عالیجناب، هیچی نشده شروع به...

131
00:05:59.984 --> 00:06:02.194
‫مسخره کردن این موضوع کردن.

132
00:06:02.194 --> 00:06:05.322
‫- تو از اول شروع اتهامات، مسخره بازی کردی.
‫- ساکت.

133
00:06:05.322 --> 00:06:07.783
‫اقای شور، شما متهم هستین.

134
00:06:07.783 --> 00:06:11.245
‫نمی‌خوام یه کلمه مزخرف دیگه ازت بشنوم.

135
00:06:11.245 --> 00:06:12.288
‫چه ادعایی می‌کنی؟

136
00:06:12.288 --> 00:06:13.205
‫بیگناه به واسطه‌ی...

137
00:06:13.205 --> 00:06:15.916
‫- دیوانگی دادستان بخش.
‫- خیلی‌خب، پس.

138
00:06:15.916 --> 00:06:19.420
‫برنامه دادگاه رو...
‫این یه ادعای واقعی نیست.

139
00:06:19.503 --> 00:06:21.505
‫- گناهکار نیستم، پس.
‫- دوست داری بری محاکمه؟

140
00:06:21.547 --> 00:06:22.923
‫اگه خیلی دردسر نباشه. با سرعت.

141
00:06:22.965 --> 00:06:26.135
‫- مدعی‌العموم آماده‌ست، عالیجناب.
‫- وثیقه؟

142
00:06:26.135 --> 00:06:28.095
‫درخواست آزادی به قید ضمانت شخصی دارم.

143
00:06:28.095 --> 00:06:30.306
‫بهتون اطمینان میدم فرار نمی‌کنم.

144
00:06:31.015 --> 00:06:31.891
‫اعتراضی ندارم.

145
00:06:32.099 --> 00:06:33.601
‫باشه. حکم آزادی به قید
‫ ضمانت شخصی صادر میشه.

146
00:06:33.642 --> 00:06:37.855
‫فردا ساعت 10 صبح
‫ دادگاه رو پی می‌گیریم. ختم دادگاه.

147
00:06:38.272 --> 00:06:40.149
‫امروز روز خوشی‌ـه.

148
00:06:40.149 --> 00:06:43.277
‫آره. آدم‌هایی مثل تو
‫همیشه خودشون رو نابود می‌کننف

149
00:06:43.277 --> 00:06:44.278
‫آقای شور.

150
00:06:44.278 --> 00:06:46.864
‫و محض اینکه یه وقت
‫ این کار رو نکردیم، حالت رو گرفتیم.

151
00:06:51.202 --> 00:06:52.453
‫دیابت داری؟

152
00:06:54.205 --> 00:06:54.997
‫آره.

153
00:06:55.623 --> 00:06:56.957
‫پس یه قربانی هستی.

154
00:06:56.957 --> 00:06:59.502
‫می‌تونیم شکایت کنیم.

155
00:06:59.502 --> 00:06:59.919
‫برادر.

156
00:07:01.128 --> 00:07:03.672
‫تبریک میگم. تو یه بیماری واقعی داری.

157
00:07:03.964 --> 00:07:06.217
‫صبح شکایت می‌کنیم.
‫این عالیه، فیل.

158
00:07:06.258 --> 00:07:08.636
‫تو رو یه مرد خیلی ثروتمند می‌کنم.

159
00:07:08.969 --> 00:07:11.263
‫ادوین، نمی‌تونی از یه بیماری شکایت کنی.

160
00:07:11.263 --> 00:07:14.391
‫ولی اون مریضی رو داره، شرلی.
‫طرف دیابت داره.

161
00:07:14.391 --> 00:07:14.850
‫یعنی...

162
00:07:14.850 --> 00:07:16.143
‫نمی‌تونی از دیابت شکایت کنی.

163
00:07:16.185 --> 00:07:18.395
‫اون یه بیماریه.

164
00:07:18.395 --> 00:07:19.146
‫ولی یه سری بنیاد هستن، خب؟

165
00:07:19.188 --> 00:07:21.774
‫اتحادیه‌ی دیابت آمریکا چی؟

166
00:07:21.816 --> 00:07:24.026
‫خیلی پول دارن.
‫میریم سراغشون.

167
00:07:24.068 --> 00:07:24.652
‫اتحادیه‌ی دیابت آمریکا،

168
00:07:24.693 --> 00:07:27.488
‫سعی در درمانش دارن.
‫باعثش نمیشن.

169
00:07:27.488 --> 00:07:29.031
‫پس بیرون از دادگاه
‫توافق می‌کنن. بهم اعتماد کن.

170
00:07:29.073 --> 00:07:31.158
‫واسه نرفتن به دادگاه، پول میدن.

171
00:07:32.368 --> 00:07:35.079
‫ادوین، قبلا ،
‫ کمتر دیوونه به نظر میومدی.

172
00:07:35.371 --> 00:07:36.622
‫ممنون.

173
00:07:37.706 --> 00:07:40.751
‫فکر نمی‌کنیم واسه وکالت آماده باشی.

174
00:07:42.169 --> 00:07:44.880
‫منظورت چیه؟

175
00:07:49.969 --> 00:07:51.845
‫من هیچ دفاعی ندارم، دنی.
‫قانون رو شکستم.

176
00:07:53.264 --> 00:07:53.931
‫خب؟

177
00:07:53.931 --> 00:07:56.559
‫پس معمولا تو اینجور شرایط،
‫من رو بی‌اثر کردن هیئت منصفه کار می‌کنم،

178
00:07:56.600 --> 00:08:00.688
‫هیئت منصفه رو ترغیب می‌کنم
‫ به جنبه‌ی اخلاقی نگاه کنن، نه قانونی.

179
00:08:00.688 --> 00:08:02.773
‫ولی اینجا، هیچ فرقی نداره.

180
00:08:02.773 --> 00:08:04.984
‫کارم غیر اخلاقی،
‫ بی مسئولیتی و غیر قانونی بود.

181
00:08:05.150 --> 00:08:06.735
‫خیلی منفی بافی می‌کنی.

182
00:08:08.571 --> 00:08:10.281
‫می‌خوام تو خطابه‌ی آخر رو بکنی.

183
00:08:11.615 --> 00:08:12.157
‫منظورت چیه؟

184
00:08:12.616 --> 00:08:13.534
‫خودم پرونده رو
‫به عهده می‌گیرم، ولی در آخر،

185
00:08:13.576 --> 00:08:17.371
‫می‌خوام یه نفر دیگه
‫ روبروی هیئت منصفه وایسه،

186
00:08:17.371 --> 00:08:18.539
‫و بگه: این مرد رو ول کنین.

187
00:08:18.831 --> 00:08:20.583
‫می‌خوای من این کار رو بکنم؟

188
00:08:21.208 --> 00:08:22.376
‫روزگاری بود...

189
00:08:22.376 --> 00:08:25.629
‫که تنها کاری که
‫ لازم بود بکنی، گفتن اسمت بود.

190
00:08:26.046 --> 00:08:28.090
‫- هنوز تنها کارم همینه.
‫- دنی...

191
00:08:28.257 --> 00:08:31.093
‫تو زندگی فهمیدم، می‌دونم که مجبوری،

192
00:08:31.260 --> 00:08:34.054
‫که اگه یه ستاره‌ی بزرگ باشی،

193
00:08:34.054 --> 00:08:35.723
‫مهارت خیلی مهم نیست.

194
00:08:35.723 --> 00:08:37.641
‫تو تمام عمرت رو موفق شدی...

195
00:08:37.641 --> 00:08:39.852
‫این شخصیت رو بسازی چون یه ستاره‌ای.

196
00:08:39.852 --> 00:08:42.104
‫یه ستاره‌ی بزرگ. از خودم
‫شعله‌های ستاره‌ی قطبی میدم بیرون.

197
00:08:42.229 --> 00:08:43.605
‫من به قدرت ستاره‌ بودنت نیاز دارم.

198
00:08:43.647 --> 00:08:45.858
‫می‌خوام کارمون که تموم شد،
‫روبروی هیئت منصفه وایسی،

199
00:08:45.858 --> 00:08:48.819
‫و بهشون بگی:
‫آلن شور رو ول کنین.

200
00:08:49.486 --> 00:08:50.404
‫واقعا؟

201
00:08:50.612 --> 00:08:53.532
‫یه حس غریزی
‫بهم میگه این بهترین شانسمه.

202
00:09:00.539 --> 00:09:02.750
‫ولش کنین.

203
00:09:02.791 --> 00:09:04.543
‫دنی کرین.

204
00:09:05.961 --> 00:09:08.088
‫انجامش میدم.

205
00:09:19.933 --> 00:09:22.895
‫اگه علیهت شهادت بدم،
‫بهم دو سال میدن.

206
00:09:22.936 --> 00:09:24.897
‫دو سال واسه اقدام به قتل.

207
00:09:24.938 --> 00:09:26.940
‫- بله.
‫- تو هم قبول کردی.

208
00:09:26.940 --> 00:09:30.235
‫من یه خانواده دارم.

209
00:09:31.111 --> 00:09:32.738
‫آلن،

210
00:09:32.738 --> 00:09:33.947
‫خیلی متاسفم.

211
00:09:34.031 --> 00:09:37.534
‫عیبی نداره، پسر.
‫من رو نگاه کن.

212
00:09:37.576 --> 00:09:41.038
‫- می‌دونیم خانواده‌ت کجا زندگی می‌کنه.
‫- دنی.

213
00:09:41.455 --> 00:09:44.374
‫آقای مکبا، باید دیوونه باشی
‫ که این معامله رو قبول نکنی.

214
00:09:44.374 --> 00:09:47.669
‫تنها چیزی که می‌تونم بهت بگم
‫ اینه که اگه قصد داری حقیقت رو بگی،

215
00:09:47.669 --> 00:09:50.339
‫به نظرم باید بگی،
‫لطفا دقیقا حقیقت رو بگو.

216
00:09:50.339 --> 00:09:51.965
‫سعی کن نقل قول اشتباه از من نکنی.

217
00:09:51.965 --> 00:09:55.552
‫- چون می‌دونیم خانواده‌ت کجا...
‫- دنی.

218
00:09:56.136 --> 00:09:58.222
‫خب، گمونم تو دادگاه می‌بینمت.

219
00:09:59.431 --> 00:10:01.892
‫متاسفم.

220
00:10:04.144 --> 00:10:06.897
‫- باید میذاشتی خوردش کنم.
‫- داشتی من رو خرد می‌کردی.

221
00:10:07.272 --> 00:10:08.107
‫آلن.

222
00:10:08.107 --> 00:10:09.900
‫- جری.
‫- خیلی متاسفم.

223
00:10:09.900 --> 00:10:11.276
‫نگو که همدست خائنین شدی.

224
00:10:11.276 --> 00:10:13.403
‫همه‌ش تقصیر منه.
‫اگه من پرونده رو خراب نکرده بودم،

225
00:10:13.445 --> 00:10:15.030
‫هرگز بهش
‫توصیه نمی‌کردی از کشور فرار کنه.

226
00:10:15.072 --> 00:10:17.241
‫بدجور احساس مسئولیت می‌کنم.

227
00:10:17.282 --> 00:10:20.077
‫جری، من خودم اون تصمیم رو گرفتم.

228
00:10:20.077 --> 00:10:23.539
‫- به همین خاطر، مسئولیت کامل رو قبول می‌کنم.
‫- خدای من. هیچکس این کار رو نمی‌کنه.

229
00:10:26.041 --> 00:10:28.710
‫انجامش دادم. پرونده رو حل کردم.

230
00:10:28.710 --> 00:10:30.379
‫فکر کنم، محض مجادله،

231
00:10:30.546 --> 00:10:33.131
‫کسی نمی‌تونه از دیابت شکایت کنه.

232
00:10:33.131 --> 00:10:33.465
‫ممنون.

233
00:10:33.507 --> 00:10:36.176
‫بهتره از علت دیابت شکایت کنی،

234
00:10:36.218 --> 00:10:37.803
‫علت اصلی.

235
00:10:37.845 --> 00:10:39.513
‫حالا این شد وکالت کردن.

236
00:10:39.555 --> 00:10:42.015
‫- ممنون. دیشب با پیت حرف زدم.
‫- فیل.

237
00:10:42.057 --> 00:10:43.809
‫صحیح. رژیمش رو بررسی کردم،

238
00:10:43.851 --> 00:10:45.811
‫از وقتی که بچه بود.

239
00:10:45.853 --> 00:10:48.230
‫با همدیگه، عادات
‫غذا خوردنش رو موشکافی کردیم که...

240
00:10:48.689 --> 00:10:49.940
‫فکر کنم پیداش کردیم.

241
00:10:49.940 --> 00:10:53.110
‫علت دیابتش رو پیدا کردیم.

242
00:10:55.445 --> 00:10:59.116
‫شربت ذرت فروکتوز بالا.
‫امروز شکایت می‌کنیم.

243
00:10:59.116 --> 00:11:01.410
‫- از شربت ذرت شکایت می‌کنی.
‫- آره، از سازندگانش.

244
00:11:01.451 --> 00:11:04.621
‫سازندگان شربت ذرت،
‫مستقیما به مردم می‌فروشن؟

245
00:11:04.621 --> 00:11:05.497
‫خب، نه.

246
00:11:05.539 --> 00:11:07.416
‫ولی نمی‌دونیم این چطور... باشه.

247
00:11:08.208 --> 00:11:08.917
‫تو یه شریکی.

248
00:11:08.959 --> 00:11:10.419
‫یه ریاکاری. برام در مورد...

249
00:11:10.460 --> 00:11:12.421
‫عدم تواناییم برای
‫ ابراز احساساتم، موعظه می‌کنی.

250
00:11:12.462 --> 00:11:14.339
‫در حالیکه احساسات خودت
‫ رو میریزی تو خودت،

251
00:11:14.381 --> 00:11:15.632
‫مثل سنگ کلیه‌ی دنی.

252
00:11:15.632 --> 00:11:19.469
‫- بهم دست زدی. این ضرب و شتم‌ـه.
‫- ما قرار گذاشتیم.

253
00:11:19.970 --> 00:11:21.471
‫راضی شدی؟

254
00:11:21.513 --> 00:11:23.348
‫اون کلمه رو گفتم.

255
00:11:23.348 --> 00:11:24.850
‫من 34 سالمه.

256
00:11:24.850 --> 00:11:27.978
‫وقتی با یه مرد آشنا میشم،
‫به ارتباط درازمدت فکر می‌کنم.

257
00:11:27.978 --> 00:11:30.480
‫می‌تونه به طور بالقوه پدر فرزندانم باشه؟

258
00:11:30.480 --> 00:11:31.189
‫تو نمی‌تونی.

259
00:11:31.231 --> 00:11:33.400
‫هرازگاهی، با خودم میگم، به جهنم.

260
00:11:33.400 --> 00:11:34.735
‫کوتاه مدت هم خوبه.

261
00:11:34.735 --> 00:11:36.695
‫ولی نه با یکی از افراد اداره.

262
00:11:36.737 --> 00:11:39.573
‫خیلی شلوغه. خیلی پیچیده‌ست.

263
00:11:40.490 --> 00:11:42.951
‫ما باید این رو بهتر بدونیم.

264
00:11:45.120 --> 00:11:47.080
‫هرگز بهم نگفت به آقای مکبا توصیه کرده...

265
00:11:47.122 --> 00:11:48.081
‫از حوزه‌ی اختیارات قانونی فرار کنه.

266
00:11:48.081 --> 00:11:49.583
‫نگفت. نگفت.

267
00:11:49.666 --> 00:11:51.084
‫باشه، باشه.

268
00:11:51.126 --> 00:11:52.836
‫خب، بعد از فرار آقای مکبا،

269
00:11:52.836 --> 00:11:56.340
‫متهم جور دیگه‌ای بهتون نگفت...

270
00:11:56.340 --> 00:11:58.467
‫که ممکنه این توصیه رو کرده باشه؟

271
00:11:58.467 --> 00:11:59.926
‫نه. نه، نه، نه.

272
00:12:00.218 --> 00:12:01.845
‫خب، پس میشه بهمون بگی، آقای اسپنسن،

273
00:12:01.845 --> 00:12:04.848
‫چرا بعد از بازداشت آقای شور،

274
00:12:04.848 --> 00:12:08.393
‫با عجله اومدی پیش من
‫که بگی همه‌ش تقصیر توئه...

275
00:12:08.393 --> 00:12:10.520
‫که آقای شور به متهم گفته فرار کنه؟

276
00:12:13.148 --> 00:12:17.611
‫من این رو گفتم،
‫ اگه آقای شور همچین توصیه‌ای کرده...

277
00:12:17.652 --> 00:12:19.321
‫و من اطلاع ندارم که این کار رو کرده،

278
00:12:19.321 --> 00:12:21.740
‫تقصیر من بوده چون دادگاه آقای مکبا رو...

279
00:12:21.740 --> 00:12:24.785
‫بدجوری خراب کرده بودم
‫ و چاره‌ای جز فرار براش نذاشته بودم.

280
00:12:25.035 --> 00:12:28.163
‫آقای اسپنسن، شما به طور معمول مسئولیت...

281
00:12:28.288 --> 00:12:30.123
‫کارهای دیگران رو قبول می‌کنین
‫حتی وقتی فکر می‌کنین...

282
00:12:30.165 --> 00:12:32.959
‫که اونا این کار رو نکردن؟

283
00:12:37.005 --> 00:12:39.549
‫حرف دیگه‌ای ندارم.

284
00:12:41.176 --> 00:12:43.345
‫دنی، الان نه.
‫خطابه‌ی آخر.

285
00:12:45.472 --> 00:12:47.140
‫سوالی ندارم.

286
00:12:50.519 --> 00:12:53.814
‫راستش، می‌تونیم از
‫سازندگان نوشیدنی‌های ملایم،

287
00:12:53.814 --> 00:12:55.816
‫و پرورش دهنگان گندم و ذرت،

288
00:12:55.816 --> 00:12:57.901
‫و سازندگان همه‌ی غلات قنددار شکایت کنیم.

289
00:12:57.901 --> 00:13:00.570
‫شاید حتی بتونیم از دولت فدرال به خاطر...

290
00:13:00.570 --> 00:13:03.615
‫- عدم نظارت بر این غذاها...
‫- تو از این قضیه خبر داشتی؟

291
00:13:03.615 --> 00:13:06.243
‫- معلومه که نه.
‫- باید با دکترش تماس بگیریم،

292
00:13:06.243 --> 00:13:07.577
‫و بفهمیم جریان از چه قراره.

293
00:13:07.577 --> 00:13:09.913
‫و با لیل جیمی یام دینگر شروه می‌کنیم،

294
00:13:10.288 --> 00:13:11.706
‫چون این چیزیه که باب...

295
00:13:11.748 --> 00:13:15.043
‫- فیل.
‫- فیل میکل، بیشتر از همه با خوردن این بزرگ شد.

296
00:13:15.293 --> 00:13:16.837
‫- موکلم...
‫- از یه کیک شکایت می‌کنه؟

297
00:13:16.878 --> 00:13:20.006
‫روزی سه بسته از این کیک‌های خوشمزه رو...

298
00:13:20.048 --> 00:13:22.175
‫از وقتی 5 سالش بوده، مصرف کرده.

299
00:13:22.217 --> 00:13:24.553
‫و می‌خوایم ثابت کنیم که اونا...

300
00:13:24.594 --> 00:13:28.765
‫مثل سیگار کشنده هستن.

301
00:13:29.015 --> 00:13:30.100
‫دیدی چی شد؟

302
00:13:30.100 --> 00:13:32.102
‫امشب تو تمام شبکه‌های خبری پخش میشه.

303
00:13:32.102 --> 00:13:34.104
‫ادوین پول برگشته.

304
00:13:34.354 --> 00:13:35.480
‫می‌دونی چیه؟
‫ این یه ویترین‌ـه، شرلی.

305
00:13:35.480 --> 00:13:36.606
‫می‌تونم حسش کنم.

306
00:13:36.606 --> 00:13:39.234
‫من وکیلی میشم که قند رو می‌کشه پایین.

307
00:13:39.609 --> 00:13:40.610
‫- ادوین.
‫- بله؟

308
00:13:40.735 --> 00:13:42.237
‫- بشین.
‫- باشه.

309
00:13:45.198 --> 00:13:46.825
‫آه.

310
00:13:47.159 --> 00:13:48.952
‫ادوین.

311
00:13:49.161 --> 00:13:51.496
‫تو الان از شرکت لیلیان شکایت کردی.

312
00:13:51.496 --> 00:13:54.875
‫- حس خوبی هم داره.
‫- به کیکشون گفتی، سم،

313
00:13:54.958 --> 00:13:56.835
‫- کشنده تر از سیگار.
‫- پای حرفم هستم.

314
00:13:56.835 --> 00:13:59.462
‫می‌تونن از تو و ما شکایت کنن، ادوین.

315
00:13:59.671 --> 00:14:02.632
‫بس کن، این چه حرفیه.
‫من مصونیت واجد شرایط دارم.

316
00:14:03.174 --> 00:14:05.468
‫فقط واسه حرف‌هایی که تو دادگاه میزنی.

317
00:14:05.510 --> 00:14:08.471
‫اون مصونیت تو
‫کنفرانس مطبوعاتی وجود نداره، ادوین.

318
00:14:08.513 --> 00:14:11.558
‫تو الان بزرگترین شرکت

319
00:14:11.600 --> 00:14:13.059
‫تلفیقی تولیدی دنیا رو...

320
00:14:13.226 --> 00:14:14.728
‫به فروش سم متهم کردی.

321
00:14:14.769 --> 00:14:16.855
‫و این کار رو به عنوان وکیلی...

322
00:14:16.855 --> 00:14:19.608
‫از این شرکت حقوقی انجام دادی.

323
00:14:41.212 --> 00:14:42.589
‫اونا درخواست رد اعدا کردن،

324
00:14:42.589 --> 00:14:45.175
‫و ادعای متقابل افترا کردن.

325
00:14:45.175 --> 00:14:46.718
‫حالا ما شدیم هدف.

326
00:14:46.760 --> 00:14:48.428
‫هیچ وقتی رو هدر ندادن.

327
00:14:48.470 --> 00:14:50.388
‫در ضمن، امروز صبح فیل رو اخراج می‌کنن.

328
00:14:50.388 --> 00:14:51.681
‫اعلامیه چی؟

329
00:14:51.681 --> 00:14:54.225
‫صرف نظر کردم به این امید
‫ که امروز بتونم باهاشون حرف بزنم.

330
00:14:54.601 --> 00:14:57.103
‫اگه قبول کنیم از ادعای فیل صرف نظر کنیم،

331
00:14:57.103 --> 00:14:59.230
‫شاید بتونم راضیشون کنم ازمون شکایت نکنن،

332
00:14:59.230 --> 00:15:01.232
‫و این ماجرا تموم بشه.

333
00:15:01.691 --> 00:15:04.152
‫حاال چطور از شر ادوین خلاص بشیم؟

334
00:15:04.402 --> 00:15:06.154
‫بیا اول این پرونده رو حل کنیم،

335
00:15:06.196 --> 00:15:08.657
‫بعد میریم سراغ ادوین.

336
00:15:12.202 --> 00:15:15.163
‫آقای شور بهم گفت که دادگاه رو می‌بازیم،

337
00:15:16.289 --> 00:15:17.666
‫و من محکوم میشم.

338
00:15:17.707 --> 00:15:19.751
‫- به جرم اقدام به قتل؟
‫- بله.

339
00:15:20.669 --> 00:15:23.171
‫آقای شور دیگه چی گفت، آقای مکبا؟

340
00:15:23.421 --> 00:15:25.423
‫بهم گفت که شاید تنها راهم...

341
00:15:25.465 --> 00:15:27.592
‫برای نرفتن به زندان، فراره،

342
00:15:27.592 --> 00:15:30.595
‫ولی به عنوان عضو اتحادیه‌ی وکلا،
‫نمی‌تونه بهم توصیه‌ی چنین کاری بکنه.

343
00:15:30.929 --> 00:15:32.597
‫شما حرف‌های
‫آقای شور رو اینطور تفسیر کردین...

344
00:15:32.597 --> 00:15:35.475
‫که یعنی می‌تونین
‫ از حوزه‌ی اختیارات قانونی فرار کنین؟

345
00:15:35.475 --> 00:15:37.394
‫- اعتراض دارم. داره شاهد رو راهنمایی می‌کنه.
‫- اعتراض واردـه.

346
00:15:37.394 --> 00:15:39.604
‫حرف‌های آقای شور رو چطور تفسیر کردین؟

347
00:15:39.604 --> 00:15:42.232
‫بهتون یادآوری می‌کنم، جناب،
‫شما سوگند خوردین.

348
00:15:43.441 --> 00:15:46.277
‫گمونم حس کردم...

349
00:15:46.277 --> 00:15:49.155
‫اگه اون جای من بود، فرار می‌کرد.

350
00:15:49.572 --> 00:15:51.157
‫ولی به عنوان یه وکیل،

351
00:15:51.449 --> 00:15:53.701
‫اجازه نداشت چنین توصیه‌ای بهم بکنه.

352
00:15:54.035 --> 00:15:56.913
‫بله، در نتیجه‌ی این ارتباط...

353
00:15:56.913 --> 00:15:57.622
‫با آقای شور،

354
00:15:57.664 --> 00:15:58.998
‫شما چیکار کردی؟

355
00:15:58.998 --> 00:16:01.668
‫- به کانادا فرار کردم.
‫- بازداشت و برگردونده شدین؟

356
00:16:01.960 --> 00:16:03.586
‫بله.

357
00:16:04.337 --> 00:16:05.171
‫ممنون، جناب.

358
00:16:08.550 --> 00:16:11.136
‫دنی، تا خطابه‌ی آخر نه.

359
00:16:12.720 --> 00:16:16.433
‫خب، آقای مکبا،
‫اونجوری که من فهمیدم،

360
00:16:16.474 --> 00:16:18.852
‫من مشخصا بهت گفتم...

361
00:16:18.852 --> 00:16:21.104
‫نمی‌تونم توصیه کنم فرار کنی؟

362
00:16:21.146 --> 00:16:22.647
‫درسته.

363
00:16:22.772 --> 00:16:25.108
‫سوال دیگه‌ای ندارم.

364
00:16:25.150 --> 00:16:26.443
‫آقای کوپفر؟

365
00:16:26.860 --> 00:16:29.696
‫دادستان فعلا سوالی نداره، عالیجناب.

366
00:16:29.696 --> 00:16:31.364
‫شاهد می‌تونه بره.

367
00:16:34.909 --> 00:16:36.619
‫عالیجناب، تو این مقطع، درخواست دفاعیه...

368
00:16:36.661 --> 00:16:39.122
‫برای رای مستقیم بیگناهی دارم.

369
00:16:39.164 --> 00:16:41.249
‫- دادستان نتونست ادعای درستی بکنه.
‫- رد میشه.

370
00:16:41.249 --> 00:16:43.585
‫باشه، پس مایلیم
‫ اولین شاهدمون رو فرا بخونیم.

371
00:16:43.585 --> 00:16:46.963
‫خانم‌ها و آقایان،
‫دستیار دادستان، داگلاس کوپفر.

372
00:16:47.589 --> 00:16:49.465
‫نمی‌تونی او رو فرا بخونی.

373
00:16:49.507 --> 00:16:51.176
‫این بی‎سابقه نیست، عالیجناب،

374
00:16:51.217 --> 00:16:53.261
‫خصوصا وقتی دفاعیه به تعصب ربط داره.

375
00:16:53.261 --> 00:16:55.054
‫- تنها دلیلی که دارم محاکمه میشم...
‫- اعتراض دارم.

376
00:16:55.054 --> 00:16:56.055
‫اعتراض واردـه.

377
00:16:56.264 --> 00:16:59.684
‫آقای شور، دادگاه بهتون دستور داد...

378
00:16:59.684 --> 00:17:00.894
‫مزخرف نگین.

379
00:17:01.102 --> 00:17:02.604
‫اجازه بدین بیام پیشتون، قاضی.

380
00:17:09.402 --> 00:17:11.529
‫تنها دلیلی که دارم
‫ محاکمه میشم به خاطر اونه.

381
00:17:11.529 --> 00:17:13.740
‫باید اجازه داشته باشیم
‫ انگیزه‌‌ش رو بررسی کنم.

382
00:17:13.781 --> 00:17:17.368
‫دادگاهم تبدیل به یه نمایش جانبی نمیشه.

383
00:17:17.368 --> 00:17:18.494
‫بهت گفتم...

384
00:17:18.494 --> 00:17:21.080
‫عالیجناب، من هیچ مشکلی
‫ با شهادت دادن ندارم.

385
00:17:21.080 --> 00:17:24.167
‫در واقع، از اونجایی که
‫آقای شور بحث تعصب رو...

386
00:17:24.167 --> 00:17:25.001
‫جلوی هیئت منصفه پیش کشیدن،

387
00:17:25.043 --> 00:17:27.003
‫دوست دارم شانس دفع حمله رو داشته باشم.

388
00:17:27.003 --> 00:17:29.839
‫این خیلی غیر معموله...

389
00:17:29.839 --> 00:17:33.176
‫بله، ولی همونطور که
‫آقای شور گفت، بی سابقه نیست.

390
00:17:33.217 --> 00:17:34.761
‫عالیجناب، بیاین این کار رو بکنیم.

391
00:17:34.761 --> 00:17:38.056
‫بذارین متهم از فرصتش استفاده کنه.

392
00:17:41.225 --> 00:17:43.102
‫آه...

393
00:17:43.102 --> 00:17:45.605
‫به نظرم اگه توافق کنیم
‫ پرونده رو قبل از اینکه...

394
00:17:45.605 --> 00:17:48.441
‫هزینه‌های وکالت زیادی
‫ ایجاد کنه، بی‌خیال بشیم،

395
00:17:48.441 --> 00:17:49.817
‫یه کم واسه درخواست...

396
00:17:49.817 --> 00:17:51.986
‫بیاین بی‌خیال همه‌چی
‫ بشیم، دیره، خانم اشمیت.

397
00:17:51.986 --> 00:17:54.614
‫همکارتون اعلام کردن ما تولید کننده‌ی سم...

398
00:17:54.614 --> 00:17:55.490
‫برای دنیا هستیم.

399
00:17:55.490 --> 00:17:57.742
‫- که از کارش پشیمونه.
‫- هستم.

400
00:17:58.076 --> 00:17:59.369
‫همه‌ش فکر من بود.

401
00:17:59.410 --> 00:18:02.246
‫آره کاش با تایید کارمون درست میشد.

402
00:18:02.246 --> 00:18:04.749
‫جمع شدیم تا استشهاد
‫ آقای میکل رو انجام بدیم.

403
00:18:04.749 --> 00:18:07.126
‫- اعلامیه رو صرف نظر کردی می‌بینم...
‫- ببین، اگه این قضیه جلو بره،

404
00:18:07.126 --> 00:18:09.379
‫توجه همه بیشتر به این ایده جلب میشه که...

405
00:18:09.379 --> 00:18:11.673
‫آقای میکل اولین شخص دارای اضافه وزن نیست...

406
00:18:11.673 --> 00:18:14.300
‫که مسئولیت چاقیش رو به گردن ما میندازه.

407
00:18:14.342 --> 00:18:16.219
‫به چشم پرونده‌ی امتحانی بهش نگاه کنین.

408
00:18:16.219 --> 00:18:17.762
‫حالا، با جلسه استشهاد پیش بریم،

409
00:18:17.762 --> 00:18:19.764
‫یا واسه خوراکی، استراحت کنیم؟

410
00:18:26.813 --> 00:18:29.440
‫بیا بی‌خیال بشیم
‫ و هزینه‌های دادگاه رو بدیم.

411
00:18:29.440 --> 00:18:30.483
‫نمی‌خوام توافق کنم.

412
00:18:30.483 --> 00:18:33.861
‫- فیل، اگه به خاطر افترا بیان سراغت...
‫- همین حالاش هم اومدن.

413
00:18:34.612 --> 00:18:36.614
‫مبارزه شروع شد.

414
00:18:41.661 --> 00:18:43.413
‫به دوستات راجع به من چی میگی؟

415
00:18:43.413 --> 00:18:44.872
‫کنجکاوم.

416
00:18:45.456 --> 00:18:46.916
‫واقعا نمی‌فهمم...

417
00:18:46.958 --> 00:18:48.918
‫این چه تفاوتی ایجاد می‌کنه.

418
00:18:49.210 --> 00:18:50.211
‫دوست دارم بدونم.

419
00:18:50.420 --> 00:18:51.212
‫برد.

420
00:18:51.212 --> 00:18:52.839
‫- خواهش می‌کنم، دوست دارم بدونم.
‫- باشه.

421
00:18:52.839 --> 00:18:54.298
‫خب...

422
00:18:54.590 --> 00:18:56.676
‫فکر کنم تو رو اینطور توصیف کنم...

423
00:18:58.261 --> 00:18:59.220
‫باز لایت‌یر.

424
00:19:00.054 --> 00:19:01.556
‫فکر می‌کنی من باز لایت‌یرم؟

425
00:19:01.597 --> 00:19:03.015
‫تو نظامی هستی.

426
00:19:03.182 --> 00:19:05.351
‫برد، من برای آروم گرفتن...

427
00:19:05.351 --> 00:19:08.187
‫بعد از یه روز سخت،
‫یه لیوان نوشیدنی می‌ریزم،

428
00:19:08.187 --> 00:19:10.731
‫شمع روشن می‌کنم و میرم...

429
00:19:10.773 --> 00:19:11.816
‫دوش می‌گیرم.

430
00:19:11.816 --> 00:19:13.776
‫اصلا می‌تونی خودت رو اینطور ببینی؟

431
00:19:14.277 --> 00:19:17.071
‫خب، این فقط نوشیدنی و دمای زیاده.

432
00:19:17.071 --> 00:19:18.948
‫ما در نقطه‌ی مقابل هم هستیم.

433
00:19:19.407 --> 00:19:21.242
‫تو این رو می‌دونی. بی‌خیال.

434
00:19:21.534 --> 00:19:24.537
‫تو اصلا نمی‌دونی من کیم.

435
00:19:32.545 --> 00:19:35.548
‫نمیگم فقط به خاطر لیل جیمی چاق شدم.

436
00:19:35.548 --> 00:19:39.552
‫غلات صبحونه‌های بد خوردم،
‫نوشابه، کلوچه، کیک.

437
00:19:39.552 --> 00:19:41.888
‫از وقتی 2 سالم بود، به شیرینی علاقه داشتم.

438
00:19:41.888 --> 00:19:44.474
‫بله، ولی فقط از لیل جیمی شکایت کردی.

439
00:19:44.474 --> 00:19:47.101
‫خب، معتادشون بودم.
‫می‌دونی، هر وقت...

440
00:19:47.143 --> 00:19:49.854
‫قندم میفتاد یا افسرده بودم،

441
00:19:49.854 --> 00:19:51.022
‫یه جعبه ازش رو می‌خوردم.

442
00:19:51.022 --> 00:19:54.108
‫و این باعث دیابتت شده؟

443
00:19:54.942 --> 00:19:56.527
‫- اون لاغره.
‫- فیل.

444
00:19:56.569 --> 00:19:58.946
‫نه، می‌دونم آدم‌های لاغر
‫ چطور در مورد چاق‌ها فکر می‌کنن.

445
00:19:59.238 --> 00:20:00.865
‫و دیابتی‌ها، مثل قربانیان سرطان ریه،

446
00:20:00.865 --> 00:20:04.202
‫و سیگاری‌ها، خودمون این بلا رو
‫سر خودمون آوردیم، درسته؟

447
00:20:04.202 --> 00:20:06.412
‫خب، من روزی سه جعبه نخوردم.

448
00:20:06.579 --> 00:20:09.207
‫برچسب رو اون جعبه‌ها رو خوندین، آقای میکل؟

449
00:20:09.248 --> 00:20:10.625
‫مقدار کالری رو دیدین؟

450
00:20:10.666 --> 00:20:11.751
‫ریاضی پایه بلد بودین؟

451
00:20:11.751 --> 00:20:13.878
‫- من معتاد بودم، شکلات نعنایی.
‫- خیلی‌خب.

452
00:20:14.253 --> 00:20:16.547
‫در پرونده درج بشه که من رو غذا صدا کرد.

453
00:20:16.547 --> 00:20:18.549
‫- یه کلوچه، نه کمتر.
‫- خانم مورینو، دارین گستاخی می‌کنین.

454
00:20:18.549 --> 00:20:21.135
‫منم دوست دارم ذکر کنم
‫که ما اولین کسایی نیستیم...

455
00:20:21.135 --> 00:20:22.929
‫که هله هوله رو به دیابت ربط میدیم.

456
00:20:22.929 --> 00:20:26.098
‫تا حالا یه دکتر دیابتت رو مشخصا...

457
00:20:26.098 --> 00:20:28.601
‫به کیک‌های لیل جیمی ارتباط داده؟

458
00:20:28.601 --> 00:20:31.395
‫خب، دکترم گفت
‫مقدار مصرفی قندم خیلی بالاست و...

459
00:20:31.395 --> 00:20:33.731
‫ولی اون مشخصا دیابتت رو با...

460
00:20:33.856 --> 00:20:36.692
‫بله! اون می‌دونست من
‫ بسته بسته لیل جیمی می‌خورم،

461
00:20:36.734 --> 00:20:39.153
‫و بهم گفت دست بردارم،
‫ولی معتاد شده بودم.

462
00:20:39.237 --> 00:20:41.697
‫اون از کلمه‌ی معتاد
‫ استفاده کرد یا مال خودته؟

463
00:20:42.949 --> 00:20:43.616
‫مال خودمه.

464
00:20:43.616 --> 00:20:45.159
‫دکترت گفت، کمتر بخور؟

465
00:20:45.159 --> 00:20:46.827
‫اعتراض دارم! گستاخی.

466
00:20:47.286 --> 00:20:49.163
‫چیه؟ می‌تونی جواب بدی.

467
00:20:49.372 --> 00:20:51.207
‫وقتی ادعا کردی محصول ما مسمومت کرد،

468
00:20:51.207 --> 00:20:53.709
‫مدرکی ازش داشتی؟

469
00:20:54.585 --> 00:20:55.670
‫با همه اینطور تحقیر آمیز حرف میزنی،

470
00:20:55.711 --> 00:20:58.089
‫یا فقط با من اینطوری هستی؟

471
00:20:58.214 --> 00:20:59.674
‫من تو حالت تحقیر آمیز نبودم،

472
00:20:59.715 --> 00:21:02.677
‫- وقتی خواستی از زیر این شکایت در بکشی، مگه نه؟
‫- می‌دونی چیه، ویوین؟

473
00:21:03.260 --> 00:21:05.805
‫کم‌کم داری داری عصبانیم می‌کنی.

474
00:21:05.846 --> 00:21:07.556
‫موکلت از ما شکایت کرد.
‫چی فکر کردی؟

475
00:21:07.598 --> 00:21:09.767
‫با شیرینی و شکلات بیام اینجا؟

476
00:21:09.767 --> 00:21:11.519
‫خب، احتمالا تو اینطور دوست داشتی.

477
00:21:12.436 --> 00:21:14.814
‫تمایلم برای بی‌خیال شدن
‫ این پرونده رو پس می‌گیرم،

478
00:21:15.231 --> 00:21:16.774
‫زنیکه‌ی لاغر عوضی.

479
00:21:21.612 --> 00:21:23.572
‫خیلی عالی بودی، شرلی.
‫نه، جدی میگم.

480
00:21:23.614 --> 00:21:25.574
‫محشر بودی. خدای من...

481
00:21:25.616 --> 00:21:27.076
‫اون چه کلمه‌ایه؟ تو...

482
00:21:27.118 --> 00:21:29.203
‫موقعیتی که امیدوار بودم
‫ آروم بشه رو بغرنج کردم؟

483
00:21:29.203 --> 00:21:31.080
‫همینه.

484
00:21:31.122 --> 00:21:32.331
‫- اودین.
‫- هی!

485
00:21:32.331 --> 00:21:34.834
‫تحقیقات پزشکی یا علمی داری...

486
00:21:34.834 --> 00:21:36.919
‫تا ادعای مطرح شده
‫ تو شکایتت رو پشتیبانی کنه؟

487
00:21:36.919 --> 00:21:38.629
‫نه حتی یه ذره،
‫ولی تازه کارمون رو شروع کردیم.

488
00:21:38.629 --> 00:21:40.673
‫من و تو با هم اون تحقیق رو انجام میدیم،

489
00:21:40.715 --> 00:21:42.675
‫مثل قدیم‌ها، تا صبح کار می‌کنیم، ها؟

490
00:21:42.717 --> 00:21:44.176
‫شاید ادعا فردا رد بشه،

491
00:21:44.176 --> 00:21:46.679
‫ممکنه فرصت اون تحقیق گیرت نیاد،

492
00:21:46.679 --> 00:21:48.764
‫که در حال حاضر،
‫به نظر خیلی محتمل‌ـه.

493
00:21:48.764 --> 00:21:49.849
‫ای وای.

494
00:21:49.849 --> 00:21:53.853
‫ادوین، واسه جلسه چیزی آماده کردی؟

495
00:21:53.894 --> 00:21:55.688
‫هیچی.

496
00:21:57.565 --> 00:21:58.691
‫باشه، پس، من...

497
00:21:58.691 --> 00:22:00.609
‫باید خودم یه چیزی آماده کنم.

498
00:22:00.609 --> 00:22:03.571
‫- آره!
‫- در ضمن، ادوین،

499
00:22:03.571 --> 00:22:04.947
‫می‌خوام تنهام بذاری.

500
00:22:04.989 --> 00:22:06.949
‫تا بتونم تمرکز کنم.

501
00:22:07.324 --> 00:22:08.534
‫باشه.

502
00:22:08.576 --> 00:22:09.702
‫راستی ادوین؟

503
00:22:09.702 --> 00:22:13.164
‫چیزی که واقعا می‌خوام
‫ اینه که دیگه از کسی...

504
00:22:13.164 --> 00:22:15.040
‫شکایت نکنی.

505
00:22:15.207 --> 00:22:17.168
‫باشه.

506
00:22:17.585 --> 00:22:20.045
‫تو از پسش بر میای، شرلی.
‫می‌دونی می‌تونی.

507
00:22:20.755 --> 00:22:21.589
‫ممنون.

508
00:22:29.847 --> 00:22:31.056
‫داری فکر می‌کنی.

509
00:22:31.348 --> 00:22:33.726
‫روزگاری بود که به این کار عادت داشتم.

510
00:22:36.312 --> 00:22:37.396
‫دارم فکر می‌کنم شاید
‫ این کار اشتباه باشه،

511
00:22:37.438 --> 00:22:39.565
‫که کوپفر رو به جایگاه شهود فرا بخونم.

512
00:22:39.607 --> 00:22:40.566
‫بهش این فرصت رو میده...

513
00:22:40.566 --> 00:22:42.735
‫تا اعمال بد قبلی رو تو مدارک بگنجونه،

514
00:22:42.776 --> 00:22:44.570
‫که به همین خاطر
‫ خیلی با خوشحالی موافقت کرد.

515
00:22:44.570 --> 00:22:46.614
‫اگه این کار رو بکنه، بهت
‫دلایل محاکمه خلاف قانون میده.

516
00:22:46.614 --> 00:22:48.240
‫نه اگه خودم این فرصت رو ایجاد کرده باشم.

517
00:22:48.240 --> 00:22:50.326
‫باید خیلی مراقب باشم، دنی.

518
00:22:50.326 --> 00:22:51.660
‫ممکنه این وسط گرفتار بشم،

519
00:22:51.660 --> 00:22:54.205
‫که یه حسی بهم میگه،
‫اون این رو خوب می‌دونه.

520
00:22:55.289 --> 00:22:56.957
‫شاید بهتره استراحت کنیم.

521
00:22:57.249 --> 00:22:58.459
‫پرونده‌ش خیلی معتبر نیست.

522
00:22:58.459 --> 00:22:59.960
‫ولی احتمالا کافیه.

523
00:23:01.170 --> 00:23:02.922
‫اگه ببازم، زندان مهم نیست.

524
00:23:03.839 --> 00:23:04.548
‫اینا اتهامات مجرمانه هستن.

525
00:23:04.590 --> 00:23:06.926
‫حرفه‌ی وکالتم تموم میشه.

526
00:23:07.718 --> 00:23:09.470
‫این قبلا اذیتم نمی‌کرد.

527
00:23:09.470 --> 00:23:11.096
‫خب، اذیتت می‌کنه چون پیرتر که میشی،

528
00:23:11.138 --> 00:23:12.598
‫اولویت‌هات تغییر می‌کنه.

529
00:23:12.598 --> 00:23:16.268
‫کم‌کم می‌فهمی، چیزی که واقعا مهمه،

530
00:23:16.936 --> 00:23:18.437
‫پول‌ـه.

531
00:23:20.147 --> 00:23:22.024
‫تا حالا ندیدم اینقدر نگران باشی.

532
00:23:22.066 --> 00:23:24.235
‫خب، به جز ترس‌های شبانه و دلقک‌ها،

533
00:23:24.235 --> 00:23:26.779
‫و اون دختره و سالاد کلمه.

534
00:23:27.238 --> 00:23:28.030
‫هیچوقت خودم رو گول نزدم.

535
00:23:28.072 --> 00:23:30.532
‫همیشه می‌دونستم
‫ اوضاع چطور برام تموم میشه.

536
00:23:30.574 --> 00:23:32.618
‫فقط هنوز براش آماده نیستم.

537
00:23:33.160 --> 00:23:35.955
‫ولی چیزی که مدام یادت میره،

538
00:23:36.121 --> 00:23:37.873
‫اینه که در آخر کار،

539
00:23:37.873 --> 00:23:40.459
‫همیشه من رو داری.

540
00:24:02.106 --> 00:24:04.942
‫من اهل صخره نوردی و موتورسواری رقابتی هستم.

541
00:24:04.942 --> 00:24:06.777
‫زنی می‌خوام که بتونه پا به پام بیاد،

542
00:24:06.819 --> 00:24:08.487
‫هم فیزیکی و هم عقلانی،

543
00:24:08.487 --> 00:24:11.282
‫و کسی که خیلی هم جذاب باشه.

544
00:24:11.657 --> 00:24:12.783
‫من همچین کسیم.

545
00:24:13.075 --> 00:24:15.286
‫بهش فکر کردم و حق با توئه.

546
00:24:15.286 --> 00:24:16.954
‫هیچ آینده‌ی رمانتیکی بین ما وجود نداره.

547
00:24:16.954 --> 00:24:19.039
‫من برای دوستیمون ارزش قائلم.
‫نمی‌خوام این رو خرابش کنم.

548
00:24:19.039 --> 00:24:21.250
‫پس اگه مشکلی نداری
‫ همه‌چی برگرده به روال سابق،

549
00:24:21.250 --> 00:24:22.751
‫- منم مشکلی ندارم.
‫- مثل دو دوست و همکار؟

550
00:24:23.252 --> 00:24:25.796
‫دوست و همکار.

551
00:24:34.847 --> 00:24:39.727
‫توطئه برای کمک به متهم
‫ برای فرار از پیگرد قانونی.

552
00:24:39.727 --> 00:24:41.687
‫مگه کار یه وکیل مدافع همین نیست؟

553
00:24:41.854 --> 00:24:43.313
‫درون محدوده‌ی قانون.

554
00:24:43.313 --> 00:24:46.316
‫باشه، ولی مسلما،
‫اگه قرار بود به یه موکل توصیه کنم،

555
00:24:46.358 --> 00:24:49.028
‫حقیقت رو به پلیس نگو، این کار عیبی نداره؟

556
00:24:49.069 --> 00:24:51.739
‫ولی اگه بهش توصیه کنی
‫ دروغ بگه، عیب داره.

557
00:24:51.739 --> 00:24:53.449
‫تو یه گام جلوتر رفتی.

558
00:24:53.449 --> 00:24:54.867
‫به موکلت توصیه کردی...

559
00:24:54.867 --> 00:24:56.994
‫بی‌خیال وثیقه بشه،
‫از حوزه‌ی اختیارات قانونی فرار کنه.

560
00:24:57.619 --> 00:25:00.372
‫-نه، بهش گفتم این تنها گزینه‌شه.
‫- یه چیزه.

561
00:25:00.372 --> 00:25:02.332
‫نه، بی‌خیال، اگه یه موکل بیاد پیشم،

562
00:25:02.332 --> 00:25:05.085
‫و بگه: اینطور که به مسائل نگاه می‌کنم،

563
00:25:05.085 --> 00:25:08.172
‫به نظر میاد تنها شانس واقعیم
‫ واسه زندان نرفتن، فرارـه،

564
00:25:08.172 --> 00:25:09.381
‫و دست بر قضا درست باشه،

565
00:25:09.381 --> 00:25:12.468
‫الزام قانونی دارم به موکلم دروغ بگم،

566
00:25:12.760 --> 00:25:14.094
‫- باهاش مخالفت کنم؟
‫- نه، ولی...

567
00:25:14.094 --> 00:25:17.431
‫- ولی اگه موافقت کنم، مرتکب جرم شدم؟
‫- اگه اون موافقت...

568
00:25:17.431 --> 00:25:20.559
‫به عنوان توصیه برای فرار تفسیر بشه،

569
00:25:20.559 --> 00:25:22.436
‫بله، جرمه، و در ضمن،

570
00:25:22.478 --> 00:25:24.396
‫موکلت نیومد پیشت و همه‌چی رو بهت بگه.

571
00:25:24.396 --> 00:25:27.149
‫تو این ایده رو بهش گفتی،
‫که خودش رد شدن از خط قرمزه.

572
00:25:27.274 --> 00:25:29.902
‫من صریحا بهش گفتم اجازه ندارم...

573
00:25:29.902 --> 00:25:31.779
‫بهش توصیه‌ی فرار کنم.

574
00:25:31.779 --> 00:25:34.239
‫در حالیکه بهش القا کردی که دقیقا...

575
00:25:34.239 --> 00:25:35.949
‫باید همین کار رو بکنه.

576
00:25:35.949 --> 00:25:37.910
‫ولی من آدم شوخیم. تو این رو می‌دونی.

577
00:25:38.368 --> 00:25:42.873
‫بهت 10 هزار دلار پیشنهاد دادم
‫ تا بی‌خیال این قضیه بشی، ندادم؟

578
00:25:42.873 --> 00:25:46.251
‫بله، یا یه تلاش واضح
‫برای به تله انداختن من بود،

579
00:25:46.251 --> 00:25:48.837
‫یا یه نقشه‌ی دیوانه وار
‫ واسه سلب اختیار من.

580
00:25:48.837 --> 00:25:51.632
‫اصل قضیه اینه که
‫ تو حرف من رو جدی نگرفتی.

581
00:25:51.673 --> 00:25:54.092
‫ولی ادعا می‌کنی
‫در مورد آقای مکبا جدی گفتم.

582
00:25:54.259 --> 00:25:57.137
‫ظاهرا فرای هر شک معقولی
‫ این رو می‌دونی که در واقع،

583
00:25:57.137 --> 00:26:00.516
‫- با توجه به اینکه اونجا نبودی...
‫- به نظرت کسی گولت رو می‌خوره؟

584
00:26:00.599 --> 00:26:02.851
‫تو چی، آقای کوپفر؟
‫این یه کینه‌ی شخصی‌ـه.

585
00:26:03.060 --> 00:26:04.353
‫نه، نیست. هر چند...

586
00:26:04.353 --> 00:26:05.771
‫داره چرت و پرت میشه.

587
00:26:06.063 --> 00:26:09.483
‫مگه دو هفته پیش، تو دادگاه قاضی تامپسون،

588
00:26:09.483 --> 00:26:10.859
‫نگفتی که...

589
00:26:10.859 --> 00:26:12.694
‫دوست داری زجر کشیدنم رو ببینی؟

590
00:26:12.736 --> 00:26:13.278
‫نه.

591
00:26:13.278 --> 00:26:16.698
‫گفتی تنها ترست اینه که
‫ یه نفر قبل از اینکه بتونی...

592
00:26:16.865 --> 00:26:19.117
‫من رو بکشی پایین، بهم خنجر بزنه.

593
00:26:19.243 --> 00:26:21.203
‫آیا جلوی هیئت منصفه شهادت میدی...

594
00:26:21.578 --> 00:26:23.580
‫که هیچ کینه‌ای علیه من نداری؟

595
00:26:23.580 --> 00:26:25.958
‫شهادت من اینه که کینه
‫ هیچ دخلی تو این پرونده نداره.

596
00:26:25.958 --> 00:26:27.960
‫- هیچ دخلی نداره؟
‫- نه، نداره.

597
00:26:27.960 --> 00:26:29.920
‫قبول می‌کنم، ازت خوشم نمیاد.

598
00:26:30.045 --> 00:26:31.588
‫خوشحال میشم که تحت پیگرد قرارت بدم...

599
00:26:31.588 --> 00:26:34.091
‫- ازم متنفری.
‫- باشه.

600
00:26:34.633 --> 00:26:36.134
‫دلیلش رو بهمون بگو.

601
00:26:37.886 --> 00:26:39.471
‫خیلی دوست داری تا دلیلش رو بهت بگم.

602
00:26:39.471 --> 00:26:42.182
‫این دلیل محاکمه غیر قانونی میشه. نه.

603
00:26:42.182 --> 00:26:44.059
‫کینه‌ی من، این پیگرد رو...

604
00:26:44.268 --> 00:26:45.602
‫یه کم هیجان‌انگیزتر می‌کنه،

605
00:26:45.602 --> 00:26:48.272
‫ولی تو به جرم
‫ شکستن قانون داری محاکمه میشی.

606
00:26:48.272 --> 00:26:50.607
‫- اعتراض دارم. حکم قانونی لازم داره.
‫- اعتراض وارده.

607
00:26:50.607 --> 00:26:53.735
‫تو به یه موکل که متهم به
‫اقدام به قتل بوده، توصیه به فرار کردی.

608
00:26:53.735 --> 00:26:55.028
‫- این یه جرمه.
‫- اعتراض دارم.

609
00:26:55.279 --> 00:26:57.239
‫- اعتراض وارده.
‫- شاید دوست داری الان تو توی جایگاه شهود وایسی،

610
00:26:57.239 --> 00:26:59.825
‫شخصیتت رو به بحث بذاری؟

611
00:27:00.909 --> 00:27:02.911
‫موکلم بهم اعتماد کرد
‫که حقیقت رو بهش بگم،

612
00:27:02.911 --> 00:27:05.539
‫که منم به اعتمادش خیانت نکردم.

613
00:27:06.123 --> 00:27:08.500
‫این شخصیت منه، آقای کوپفر.

614
00:27:16.383 --> 00:27:17.592
‫خب، جلسه رو...

615
00:27:17.634 --> 00:27:19.094
‫واسه امروز آخر عصر گذاشتن.

616
00:27:19.386 --> 00:27:21.138
‫نه می‌دونم ساختگی‌ـه.

617
00:27:26.643 --> 00:27:28.520
‫ولی می‌تونم نیم ساعته خودم رو برسونم.

618
00:27:28.520 --> 00:27:31.398
‫عاشق وقتیم که میره دادگاه.

619
00:27:45.495 --> 00:27:47.706
‫هیچ دکتر یا پزشک حرفه‌ای،

620
00:27:47.706 --> 00:27:51.084
‫تا حالا دیابت اون رو
‫به کیک‌های لیل جیمی ربط نداده.

621
00:27:51.251 --> 00:27:53.545
‫حتی اگه می‌تونستن، خب که چی؟

622
00:27:53.837 --> 00:27:55.756
‫همه‌ی اطلاعاتی که آقای میکل نیاز داشتن،

623
00:27:55.756 --> 00:27:57.591
‫تا تصمیم آگاهانه در مورد رژیمشون بگیرن،

624
00:27:57.591 --> 00:27:59.051
‫درست رو بسته بود.

625
00:27:59.051 --> 00:28:03.096
‫خدای من، مردم کی می‌خوان مسئولیت پذیر باشن؟

626
00:28:03.430 --> 00:28:06.266
‫این مرد روزی سه بسته میداده تو حلقومش،

627
00:28:06.391 --> 00:28:08.810
‫حالا گذشته از نوشیدنی‌های ملایم و چیپس.

628
00:28:08.852 --> 00:28:10.896
‫تنها ورزشی که داشته، دراز کردن دستش
‫ واسه شیشه‌ی کلوچه‌ها بوده،

629
00:28:10.937 --> 00:28:12.856
‫بعد می‌خواد ما رو سرزنش کنه؟ بعدش چی؟

630
00:28:12.856 --> 00:28:14.608
‫همه‌ی دسرها رو یاغی اعلام می‌کنیم.

631
00:28:14.691 --> 00:28:16.526
‫کیک فنجونی رو مجرم اعلام می‌کنیم،

632
00:28:16.526 --> 00:28:18.153
‫چون نمیشه از مردم انتظار داشت...

633
00:28:18.153 --> 00:28:19.613
‫در غذا خورن اعتدال داشته باشن.

634
00:28:19.654 --> 00:28:20.947
‫مسخره‌ست.

635
00:28:21.364 --> 00:28:24.743
‫آقای میکل می‌خواد بتونه
‫اسنک بخوره و شکایت کنه.

636
00:28:25.744 --> 00:28:27.412
‫می‌خواد هم خدا رو
‫داشته باشه و هم خرما رو،

637
00:28:27.412 --> 00:28:28.955
‫ولی دیگه کافیه.

638
00:28:29.122 --> 00:28:31.750
‫این کلمه‌ایه که شاکی می‌تونه قدردانش باشه،

639
00:28:33.210 --> 00:28:35.295
‫کافی.

640
00:28:41.885 --> 00:28:42.928
‫رنگ زرد غذایی،

641
00:28:42.969 --> 00:28:44.930
‫که از قیر آسفالت گرفته میشه،

642
00:28:44.971 --> 00:28:46.807
‫ رنگینه‌ی آبی تری فنیل متان،

643
00:28:46.807 --> 00:28:49.100
‫که یه محصول نفت محورـه.

644
00:28:49.184 --> 00:28:51.269
‫رنگ قرمز اسید کارمنیک، که

645
00:28:51.311 --> 00:28:53.146
‫از جسد سوسک قرمز گرفته میشه.

646
00:28:53.146 --> 00:28:55.816
‫ببخشید. گفتین سوسک قرمز؟

647
00:28:56.024 --> 00:28:57.234
‫از جسدش، درسته.

648
00:28:57.776 --> 00:29:01.154
‫روغن هیدروژنه‌ی گیاهی یا حیوانی،

649
00:29:01.238 --> 00:29:03.490
‫که روغن گاو و ژلاتین گرازـه،

650
00:29:03.615 --> 00:29:06.576
‫که از استخوان‌ها، تاندون‌ها
‫ و پوست جوشیده‌ی گراز درست میشه.

651
00:29:06.827 --> 00:29:09.830
‫تا حالا، روغن موتور داشتیم،

652
00:29:09.913 --> 00:29:12.040
‫حشره داشتیم، آسفالت جاده
‫ و استخوان گراز هم داشتیم.

653
00:29:12.249 --> 00:29:13.458
‫تا اینجا از چیزی اسم نبرده که تو بیشتر...

654
00:29:13.500 --> 00:29:16.503
‫کلوچه‌ها و کیک‌ها وجود نداشته باشه.

655
00:29:17.212 --> 00:29:18.588
‫این ترسناک نیست؟

656
00:29:18.755 --> 00:29:20.841
‫نه، چیزی که ترسناکه
‫اینه که فقط رو ما دست گذاشتن.

657
00:29:20.841 --> 00:29:22.759
‫بله، همه‌مون رو ترسونده.

658
00:29:23.093 --> 00:29:24.970
‫میشه ادامه بدم؟

659
00:29:25.011 --> 00:29:26.972
‫آرد سفید، مواد اولیه‌ی رایج...

660
00:29:27.013 --> 00:29:29.891
‫برای سفید کردن آرد، اکسید کلرایدـه،

661
00:29:30.058 --> 00:29:31.476
‫که استفاده از اون به تخریب...

662
00:29:31.518 --> 00:29:33.186
‫لوزالمعده و یه شکل از...

663
00:29:33.186 --> 00:29:35.647
‫دیابت نوع دو، ارتباط داده شده.

664
00:29:36.022 --> 00:29:37.607
‫و بالاخره، بزرگتر از همه،

665
00:29:37.857 --> 00:29:39.943
‫شربت ذرت فروکتوز بالا.

666
00:29:40.193 --> 00:29:41.069
‫این محصول مثل یه قند معمولی...

667
00:29:41.111 --> 00:29:43.446
‫تو بدن متابولیزه نمیشه،

668
00:29:43.446 --> 00:29:46.575
‫و مانع رسیدن
‫یه هورمون خاص به اسم لپتین،

669
00:29:46.575 --> 00:29:47.784
‫به مغز میشه.

670
00:29:47.951 --> 00:29:50.870
‫این هورمون به صورت معمول
‫ یه علامت به مغز می‌فرسته،

671
00:29:50.912 --> 00:29:53.123
‫که معده‌ت پر شده و دست از غذا خوردن برداری،

672
00:29:53.123 --> 00:29:57.002
‫ولی هر وقت چیزی رو
‫ با شربت ذرت با فروکتوز بالا بخوری،

673
00:29:57.002 --> 00:29:58.878
‫مغزت فکر می‌کنه معده‌ت پر نشده،

674
00:29:58.878 --> 00:30:02.841
‫پس مدام به خوردن ادامه میدی.

675
00:30:03.174 --> 00:30:06.011
‫این محصول، مثل خیلی از کیک‌های دسری،

676
00:30:06.428 --> 00:30:07.596
‫اعتیادآورـه و باعث دیابت میشه،

677
00:30:07.637 --> 00:30:10.348
‫و این چیزیه که این شکایت نشون میده.

678
00:30:10.807 --> 00:30:11.558
‫در مورد اظهارات وکیل مدافع،

679
00:30:11.600 --> 00:30:15.687
‫که کل این ماجرا مسخره‌ست، باید بگم: واقعا؟

680
00:30:16.521 --> 00:30:19.983
‫نرخ بیماران دیابتی تو دهه‌ی اخیر،

681
00:30:20.191 --> 00:30:21.735
‫هشتاد درصد افزایش پیدا کرده.

682
00:30:21.776 --> 00:30:25.238
‫نزدیک به 21 میلیون آمریکایی دیابت دارن.

683
00:30:25.572 --> 00:30:29.159
‫از هر سه بچه، یه نفر
‫تو عمرش بهش دچار میشه.

684
00:30:29.367 --> 00:30:32.495
‫دوباره تکرار می‌کنم،
‫از هر سه بچه، یه نفر.

685
00:30:32.704 --> 00:30:34.289
‫این شرکت‌ها، مواد فروشان تشکیلاتی هستن.

686
00:30:34.331 --> 00:30:37.125
‫محصولاتشون دارن بچه‌هامون رو می‌کشن.

687
00:30:37.125 --> 00:30:39.461
‫اعتراض دارم. این فراتر از فتنه انگیزیه.

688
00:30:39.502 --> 00:30:42.339
‫واقعا؟ از هر سه بچه یه نفر؟

689
00:30:42.339 --> 00:30:43.465
‫شما محصولاتتون رو به بچه‌ها می‌فروشین.

690
00:30:44.174 --> 00:30:46.009
‫حداقل شرکت‌های سیگار
‫ رو پاکت‌هاشون می‌نویسن،

691
00:30:46.009 --> 00:30:48.345
‫سیگار کشیدن شما رو به کشتن میده.

692
00:30:48.845 --> 00:30:50.221
‫اون وقت تو این جسارت رو داری...

693
00:30:50.221 --> 00:30:54.809
‫که موکلم رو به بی مسئولیتی متهم کنی؟

694
00:31:15.622 --> 00:31:17.582
‫اون به طور موثر، به موکلش توصیه کرد...

695
00:31:17.791 --> 00:31:20.251
‫دادگاه رو بپیچونه و فرار کنه.

696
00:31:20.752 --> 00:31:23.588
‫حالا این قضیه رو اینجوری نشون میده که...

697
00:31:23.588 --> 00:31:25.882
‫به طور قانونی
‫ اجازه داشته چنین توصیه‌ای بکنه،

698
00:31:25.924 --> 00:31:27.550
‫ولی بی‌خیال.

699
00:31:27.592 --> 00:31:29.260
‫این توصیه رو کرده.

700
00:31:29.385 --> 00:31:31.554
‫و موکل هم واقعا فرار کرد.

701
00:31:31.554 --> 00:31:35.600
‫حالا، من نسبت به متهم کینه دارم؟

702
00:31:35.683 --> 00:31:37.185
‫بله، دارم.

703
00:31:37.560 --> 00:31:39.979
‫ولی همونطور که در جایگاه شهود گفتم،

704
00:31:39.979 --> 00:31:42.816
‫ما امروز به خاطر ناراحتی من اینجا نیستیم.

705
00:31:42.816 --> 00:31:47.320
‫اینجاییم چون آلن شور، قانون رو شکست،

706
00:31:47.320 --> 00:31:49.405
‫قانونی که فراتر از اون نیست،

707
00:31:50.824 --> 00:31:52.575
‫قانونی که شما 12 نفر،

708
00:31:54.035 --> 00:31:55.495
‫برای پایبندی به اون، سوگند خوردین.

709
00:32:07.590 --> 00:32:08.591
‫دنی.

710
00:32:08.633 --> 00:32:09.551
‫هوم؟

711
00:32:09.551 --> 00:32:10.927
‫خطابه‌ی آخرـه.

712
00:32:11.302 --> 00:32:13.137
‫الان وقتشه حرف بزنی.

713
00:32:18.476 --> 00:32:20.019
‫صبر کن، مرد.

714
00:32:30.405 --> 00:32:31.823
‫کی رو دست انداختیم؟

715
00:32:31.823 --> 00:32:33.783
‫وکلای مدافع، پولشون رو...

716
00:32:34.242 --> 00:32:36.828
‫با کمک به موکلینشون برای
‫قسر در رفتن از زیر قتل، به دست میارن.

717
00:32:36.828 --> 00:32:38.663
‫متعرضین رو برمی‌گردونیم تو خیابون،

718
00:32:38.663 --> 00:32:40.081
‫با علم به اینکه دوباره تعرض می‌کنن.

719
00:32:40.415 --> 00:32:42.792
‫بیاین وانمود نکنیم
‫ما تو جرم مساعدت نمی‌کنیم.

720
00:32:42.834 --> 00:32:46.963
‫کلید اینه که هوای خودمون رو داشته باشیم.

721
00:32:47.171 --> 00:32:49.299
‫وکلا این کار رو بهتر از
‫هر کس دیگه‌ای انجام میدن.

722
00:32:49.299 --> 00:32:51.926
‫حالا، آلن شور هوای خودش رو داشته.

723
00:32:52.260 --> 00:32:55.763
‫می‌دونست نمی‌تونه قانونا
‫ به آقای مکبا توصیه به فرار کنه،

724
00:32:55.763 --> 00:32:58.391
‫و صریحا گفت نمی‌تونه
‫ همچین توصیه‌ای بهش بکنه.

725
00:32:58.433 --> 00:33:02.770
‫آقای مکبا در هر صورت پیام رو گرفت؟

726
00:33:02.770 --> 00:33:08.067
‫معلومه. ولی روی کاغذ،
‫آلن شور قانون شکنی نکرد.

727
00:33:08.067 --> 00:33:11.154
‫هوای خودش رو داشت، والسلام.
‫بیگناه. به همین سادگی.

728
00:33:11.654 --> 00:33:13.156
‫راستی، یه چیز دیگه،

729
00:33:13.197 --> 00:33:15.700
‫در مورد هوای خودمون رو داشتن.

730
00:33:16.117 --> 00:33:18.328
‫تو نه. بزودی میایم سراغت.

731
00:33:18.328 --> 00:33:21.372
‫اگه موفقیت زیادی علیه
‫ دفتر دادستان به دست بیاری،

732
00:33:21.372 --> 00:33:22.832
‫که آلن شور زیاد از این موارد داشت،

733
00:33:22.832 --> 00:33:25.501
‫- خصوصا علیه این عوضی، همیشه شکستش میده.
‫- اعتراض دارم.

734
00:33:25.668 --> 00:33:27.962
‫اعتراض واردـه. آقای کرین،

735
00:33:28.254 --> 00:33:29.130
‫ببخشید، عالیجناب.

736
00:33:29.464 --> 00:33:30.340
‫- اعتراض دارم.
‫- واردـه.

737
00:33:31.174 --> 00:33:32.800
‫آلن شور یه هدف بود.

738
00:33:32.800 --> 00:33:35.970
‫اون سیبل هدف بزرگتری
‫از من رو پیشونیش داره،

739
00:33:36.638 --> 00:33:40.308
‫و این مرد، داگلاس کوپفر، اون رو هدف گرفته.

740
00:33:40.308 --> 00:33:42.769
‫گفت می‌خواد بهش خنجر بزنه. این زیرکانه‌ست.

741
00:33:42.935 --> 00:33:44.187
‫این یه انتقامه.

742
00:33:44.187 --> 00:33:46.773
‫هر جور شده، می‌خواد
‫ دستش به موکلم برسه.

743
00:33:46.814 --> 00:33:48.858
‫فقط به همین دلیل اینجاییم. والسلام.

744
00:33:48.858 --> 00:33:51.319
‫شک معقول.
‫همه‌تون این رو می‌دونین.

745
00:33:52.236 --> 00:33:54.364
‫فامیلی،کرین.
‫اسم، دنی.

746
00:33:55.323 --> 00:33:56.949
‫بیگناه.

747
00:33:57.408 --> 00:33:58.951
‫والسلام.

748
00:34:11.381 --> 00:34:13.299
‫شکایت‌نامه رو خوندم.

749
00:34:14.175 --> 00:34:15.676
‫هیچ مدرک به تفصیلی که...

750
00:34:15.718 --> 00:34:18.679
‫بهم اجازه بده متهم رو پاسخگو کنم، نمی‌بینم.

751
00:34:18.721 --> 00:34:21.182
‫به این نتیجه هم نمی‌تونم
‫برسم که این اتهامات موقع کشف،

752
00:34:21.182 --> 00:34:23.059
‫اجرایی نشن.

753
00:34:23.226 --> 00:34:26.062
‫تحقیقات در حال فزونی امروزه
‫به شدت ذکر می‌کنه...

754
00:34:26.062 --> 00:34:27.313
‫که علت اصلی...

755
00:34:27.313 --> 00:34:29.315
‫بیماری و مرگ در ایالات متحده،

756
00:34:29.565 --> 00:34:31.067
‫زنجیره‌ی تامین غذای ملی‌ـمون‌‍ـه.

757
00:34:31.609 --> 00:34:32.735
‫بنابراین درخواست متهم برای...

758
00:34:32.735 --> 00:34:34.529
‫لغو شکایت، رد میشه.

759
00:34:35.029 --> 00:34:37.115
‫بعد از مشورت، وقت دادگاه رو تعیین می‌کنیم.

760
00:34:37.156 --> 00:34:38.366
‫ختم جلسه.

761
00:34:40.618 --> 00:34:43.371
‫- موفق شدی، شرلی.
‫- پس مبارزه شروع شد؟

762
00:34:43.371 --> 00:34:45.373
‫مبارزه شروع شد.

763
00:34:48.042 --> 00:34:50.128
‫اگه به خواسته‌ی خودت
‫از شکایت صرف نظر کنی،

764
00:34:50.336 --> 00:34:52.839
‫قبول می‌کنیم شکایت افترامون رو پس بگیریم.

765
00:34:52.839 --> 00:34:55.341
‫چه شیرین. خانم مونرو، اگه...

766
00:34:55.341 --> 00:34:57.009
‫صفرهای زیادی تو پیشنهاد باشه،
‫از شکایت صرف نظر می‌کنیم.

767
00:34:57.176 --> 00:34:58.594
‫وگرنه، دادگاه در پیش داریم.

768
00:34:58.594 --> 00:35:01.889
‫- من عاشق دادگاهم.
‫- منم همینطور.

769
00:35:03.891 --> 00:35:05.268
‫به فکر حرکت طبقه بندی هستم.

770
00:35:05.268 --> 00:35:06.811
‫باید چاق‌ها رو جمع کنیم.

771
00:35:06.811 --> 00:35:09.772
‫- نظر تو چیه؟
‫- ادوین، نظرم اینه،

772
00:35:10.273 --> 00:35:12.233
‫بیا برت گردونیم بیمارستان.

773
00:35:12.608 --> 00:35:13.943
‫این یه تحقیرـه.

774
00:35:13.943 --> 00:35:15.403
‫تو هنوز وضعیتت باثبات نیست، ادوین.

775
00:35:15.736 --> 00:35:17.697
‫مگه اینکه دوست داشته باشی
‫ اسمت برای همیشه از سردر بیاد پایین،

776
00:35:17.697 --> 00:35:20.992
‫وگرنه باید برگردی بیمارستان.
‫شوخی نمی‌کنم.

777
00:35:42.805 --> 00:35:44.682
‫سلام.

778
00:35:45.850 --> 00:35:46.642
‫سلام.

779
00:35:46.642 --> 00:35:47.727
‫چه خبر؟

780
00:35:47.727 --> 00:35:48.644
‫چه خبر؟

781
00:35:50.271 --> 00:35:51.397
‫هیچی.

782
00:35:51.439 --> 00:35:54.108
‫برام سوال بود.

783
00:35:55.192 --> 00:35:56.277
‫این رو می‌خوای؟

784
00:35:57.111 --> 00:35:57.653
‫آره.

785
00:35:58.237 --> 00:35:59.155
‫خودت نمی‌خوای؟

786
00:35:59.739 --> 00:36:01.490
‫قبلا دو تا خوردم.

787
00:36:04.410 --> 00:36:05.953
‫ممنون.

788
00:36:08.998 --> 00:36:11.292
‫از حرفی که قبلا گفتی خیلی خوشم اومد،

789
00:36:11.292 --> 00:36:13.878
‫و می‌تونی بگی، چون،

790
00:36:13.878 --> 00:36:15.296
‫می‌تونیم با همدیگه صادق باشیم،

791
00:36:15.296 --> 00:36:17.965
‫می‌دونی، اونجوری که
‫دوستان باید با هم باشن.

792
00:36:20.217 --> 00:36:21.677
‫عالیه.

793
00:36:21.677 --> 00:36:22.595
‫جالبه،

794
00:36:22.595 --> 00:36:25.640
‫چون داشتم به چند تا
‫ از دوست‌های خانمم فکر می‌کردم،

795
00:36:25.640 --> 00:36:27.683
‫و...

796
00:36:27.683 --> 00:36:31.646
‫از قرار معلوم، همه‌جور دوست وجود داره.

797
00:36:32.063 --> 00:36:34.982
‫مثلا دوستم آلیسا، یه دوست داره،

798
00:36:35.024 --> 00:36:37.818
‫که باهاش میره موزه.

799
00:36:37.860 --> 00:36:39.028
‫همین.

800
00:36:39.028 --> 00:36:41.739
‫فقط موزه.

801
00:36:43.449 --> 00:36:45.201
‫می‌خوای با من بیای موزه؟

802
00:36:45.201 --> 00:36:47.453
‫نه. خدایا، نه.

803
00:36:48.704 --> 00:36:51.123
‫یه دوست دیگه دارم، ملانی،

804
00:36:51.123 --> 00:36:53.334
‫هوم.

805
00:36:55.044 --> 00:36:56.962
‫اون...

806
00:36:57.004 --> 00:37:00.257
‫اون یه دوست داره که
‫ یه درک متقابل از هم دارن.

807
00:37:00.257 --> 00:37:01.759
‫چیزه...

808
00:37:02.510 --> 00:37:04.345
‫بهش میگن دوستی با مزیت.

809
00:37:08.015 --> 00:37:09.225
‫اسمش رو شنیدی.

810
00:37:09.225 --> 00:37:11.811
‫دوستی با مزیت. بله.

811
00:37:11.852 --> 00:37:14.355
‫ولی شاید در مورد این حرف نمیزنی.

812
00:37:15.272 --> 00:37:16.982
‫در واقع، باید بهم بگی.

813
00:37:17.942 --> 00:37:20.986
‫خب، ما...

814
00:37:21.028 --> 00:37:22.530
‫مثل دوستان،

815
00:37:22.780 --> 00:37:24.073
‫به همدیگه کمک می‌کنیم،

816
00:37:24.281 --> 00:37:27.827
‫در مواقع نیاز.

817
00:37:28.035 --> 00:37:29.495
‫نیاز به چی؟

818
00:37:31.372 --> 00:37:32.706
‫همراهی.

819
00:37:33.707 --> 00:37:34.834
‫که میشه همون...

820
00:37:34.834 --> 00:37:36.460
‫مزیت.

821
00:37:38.170 --> 00:37:41.841
‫تا حالا همچین دوستی نداشتم.

822
00:37:44.385 --> 00:37:46.846
‫ولی باید اقرار کنم،
‫می‌تونم شرایطی رو تصور کنم....

823
00:37:46.887 --> 00:37:49.890
‫که این کار، پر از مزیت‌ـه.

824
00:37:54.186 --> 00:37:55.646
‫عالیه.

825
00:37:56.647 --> 00:37:57.690
‫عالیه.

826
00:37:59.191 --> 00:38:00.109
‫عالیه.

827
00:38:02.278 --> 00:38:05.114
‫خب حالا کی ازاین مزیت‌ها استفاده میشه؟

828
00:38:05.406 --> 00:38:08.075
‫واسه فردا خیلی زوده؟

829
00:38:19.962 --> 00:38:21.338
‫خانم فورپرسن،

830
00:38:21.380 --> 00:38:24.717
‫هیئت منصفه به رای متفق‌القول رسیده؟

831
00:38:24.717 --> 00:38:26.719
‫- بله، عالیجناب.
‫- رای شما چیه؟

832
00:38:28.220 --> 00:38:28.888
‫در مسئله‌ی...

833
00:38:28.888 --> 00:38:30.639
‫مدعی‌العموم ماساچوست،

834
00:38:30.639 --> 00:38:32.808
‫علیه آلن شور، ما اعضای هیئت منصفه،

835
00:38:33.225 --> 00:38:35.227
‫متهم آلن شور را...

836
00:38:35.686 --> 00:38:37.605
‫بیگناه از اتهامات می‌دانیم.

837
00:38:37.897 --> 00:38:39.899
‫با این گفته، خدمات هیئت منصفه،

838
00:38:39.899 --> 00:38:41.317
‫و این دادگاه، به اتمام میرسه.

839
00:38:41.317 --> 00:38:44.153
‫با قدردانی این دادگاه، شما مرخصید.

840
00:38:44.153 --> 00:38:45.863
‫آقای شور، آزادید که برید.

841
00:38:46.155 --> 00:38:47.740
‫ممنون.

842
00:38:50.409 --> 00:38:53.037
‫بد ضدحالی خوردی.

843
00:38:53.078 --> 00:38:56.916
‫آقای شور، امیدورام یه روز
‫ تو تشییع جنازه‌ت حرف بزنم.

844
00:39:02.129 --> 00:39:03.631
‫ممنون، دنی.

845
00:39:04.131 --> 00:39:07.885
‫تونستی از... فکر کنم پیشونیت،
‫این پرونده رو حل کنی.

846
00:39:08.552 --> 00:39:09.386
‫نوشیدنی.

847
00:39:09.386 --> 00:39:11.263
‫آره.

848
00:39:15.267 --> 00:39:16.185
‫خوش شانس بودم.

849
00:39:16.185 --> 00:39:18.938
‫اگه بازرس ژاور تصمیم نمی‌گرفت
‫ خودش شخصا من رو تحت پیگرد قرار بده،

850
00:39:18.938 --> 00:39:20.856
‫نه. پرونده‌ش خیلی مدرک نداشت.

851
00:39:20.940 --> 00:39:23.567
‫حقیقت ساده اینه که
‫تو هوای خودت رو د اشتی.

852
00:39:23.859 --> 00:39:26.904
‫هرگز نمی‌تونستن گیرت بندازن،
‫نه فرای شک معقول.

853
00:39:26.946 --> 00:39:28.906
‫خوش شانس بودم تو رو داشتم.

854
00:39:29.865 --> 00:39:30.991
‫هنوز شکست نخوردم.

855
00:39:30.991 --> 00:39:32.409
‫هرگز نباختم، هرگز نخواهم باخت.

856
00:39:32.618 --> 00:39:35.579
‫چیز خیلی مهمی نبود.

857
00:39:35.621 --> 00:39:38.332
‫شاهنامه آخرش خوش است.

858
00:39:38.582 --> 00:39:40.834
‫دو سال زندان، همچین عاقبت خوشی...

859
00:39:40.876 --> 00:39:42.419
‫برای آقای مکبا نداشت.

860
00:39:42.461 --> 00:39:45.172
‫خب، اون یه مرد رو تا سرحد مرگ زده بود.

861
00:39:45.214 --> 00:39:46.924
‫حقشه بیفته زندان.

862
00:39:46.966 --> 00:39:49.134
‫مردم باید مسئولیت پذیر باشن.

863
00:39:49.134 --> 00:39:50.678
‫اصلا این کاریه که تو کردی، درسته؟

864
00:39:50.761 --> 00:39:52.471
‫نه. در آخر، مجبور نبودم...

865
00:39:52.471 --> 00:39:54.640
‫مسئولیت اعمالم رو به عهده بگیرم.

866
00:39:54.640 --> 00:39:56.183
‫دارم رو بالکن نوشیدنی می‌خورم.

867
00:39:56.183 --> 00:39:58.852
‫هی، تو یه دادگاه علنی
‫خودم رو برات کشتم.

868
00:39:58.852 --> 00:40:01.605
‫اگه نجابت این رو نداری
‫که پیروزیت رو جشن بگیری،

869
00:40:01.605 --> 00:40:03.190
‫محض رضا خدا،
‫پیروزی من رو جشن بگیر.

870
00:40:04.525 --> 00:40:06.485
‫ما الگوی بدی هستیم؟

871
00:40:07.236 --> 00:40:09.697
‫- من به مردم شلیک می‌کنم.
‫- من بهشون رشوه میدم.

872
00:40:09.738 --> 00:40:11.240
‫- نوشیدنی می‌خوریم.
‫- سیگار می‌کشیم.

873
00:40:11.240 --> 00:40:13.450
‫- من خیانتکارم.
‫- نه در حق من.

874
00:40:13.492 --> 00:40:15.285
‫هرگز در حق تو خیانت نمی‌کنم.

875
00:40:15.285 --> 00:40:17.079
‫ما الگوهای بدی نیستیم، دنی،

876
00:40:17.079 --> 00:40:19.498
‫فقط با هویت خودمون، رو راستیم.

877
00:40:21.250 --> 00:40:23.168
‫ما کی هستیم؟

878
00:40:23.752 --> 00:40:24.962
‫دنی کرین.

879
00:40:25.379 --> 00:40:26.463
‫آلن شور.

880
00:40:26.463 --> 00:40:31.552
‫«ارائه شده توسط سایت مووی شو»

881
00:40:43.939 --> 00:40:45.023
‫آنچه در قسمت بعد خواهید دید...

882
00:40:45.149 --> 00:40:46.900
‫دنی کرین وکیل ایالات متحده.

883
00:40:46.900 --> 00:40:48.193
‫دانی کرین وکیل شاکی.

884
00:40:48.193 --> 00:40:50.612
‫اینا همه‌ش به خاطر
‫شکست دادن باباته، مگه نه؟

885
00:40:50.612 --> 00:40:53.115
‫باورم نمیشه اون
‫ماهی مرکب الان اینجا کار می‌کنه.

886
00:40:53.115 --> 00:40:55.033
‫اون تنها چیزیه که می‌تونه یه کوسه رو بکشه.

887
00:40:55.159 --> 00:40:56.869
‫به رقم توافقی که داشتی، نگاه کردم.

888
00:40:56.910 --> 00:40:58.203
‫فکر کردم بهتر از این ازمون بر میاد.

889
00:40:58.203 --> 00:41:00.956
‫اون رفت پیش دنی
‫ و پرونده‌ی من رو دزدید،

890
00:41:00.956 --> 00:41:02.708
‫- راحت دزدیدش.
‫- محکم شو.

891
00:41:02.875 --> 00:41:04.626
‫محض اطلاعت، اون حادثه‌ی کوچیک،

892
00:41:04.626 --> 00:41:06.003
‫به عنوان آزار و اذیت تلقی میشه.

893
00:41:06.003 --> 00:41:08.755
‫نظرت چیه همه‌چی رو از رو میز بردارم؟

894
00:41:09.381 --> 00:41:11.300
‫الان می‌تونیم ترتیب همه‌چی رو بدیم.

895
00:41:11.592 --> 00:41:13.844
‫بعدش، می‌تونی
‫ هر کاری دوست داشتی بکنی.

