
1
00:00:00.959 --> 00:00:02.544
‫آنچه گذشت...

2
00:00:02.585 --> 00:00:03.420
‫ما تازه‌واردها هستیم.

3
00:00:03.420 --> 00:00:05.839
‫اون رسما چندش‌ترین کسیه که به عمرم دیدم.

4
00:00:05.880 --> 00:00:06.840
‫توافقنامه‌ی بعد از ازدواج؟

5
00:00:06.881 --> 00:00:07.799
‫فکر منه.

6
00:00:07.799 --> 00:00:09.300
‫اون قایق منو می‌گیره.

7
00:00:09.342 --> 00:00:10.260
‫فقط اگه بی‌وفایی کنی.

8
00:00:10.260 --> 00:00:12.637
‫توی فیس‌اسپیس با هم آشنا شدیم‌.
‫امروز اولین قرار واقعی‌مونه.

9
00:00:12.679 --> 00:00:14.848
‫دنی، من بتانی‌ام.

10
00:00:14.889 --> 00:00:18.309
‫وقتی بهم گفتی ریزه میزه،
‫باعث شدی احساساتم جریحه‌دار بشه.

11
00:00:18.309 --> 00:00:20.645
‫دیشب جنازه‌ی قاضی مارشا هوپر پیدا شده.

12
00:00:20.687 --> 00:00:21.604
‫ما با هم ارتباط داشتیم.

13
00:00:21.646 --> 00:00:23.523
‫پسرم می‌تونه دستگیر بشه؟

14
00:00:23.565 --> 00:00:26.234
‫اگه مدرکی ازش نداشتن
‫با دستبند اونو نمی‌بردن.

15
00:00:26.276 --> 00:00:27.485
‫شاید بهتره من انجامش بدم.

16
00:00:27.527 --> 00:00:29.362
‫منظورت کشتن قاضی هوپره؟

17
00:00:29.362 --> 00:00:31.531
‫شاید اون می‌خواد که بکشمش.

18
00:00:37.829 --> 00:00:39.581
‫و از قضا سر صحنه‌ی قتل بوده.

19
00:00:39.622 --> 00:00:42.167
‫از قضا با قربانی رابطه داشته.

20
00:00:42.208 --> 00:00:42.959
‫اوه!

21
00:00:43.001 --> 00:00:47.422
‫و از قضا خیلی اتفاقی
‫به فکر کشتن اون بوده.

22
00:00:47.464 --> 00:00:51.009
‫من شاید جوون و خام به نظر بیام، جماعت،
‫ولی بچه که نیستم.

23
00:00:51.050 --> 00:00:53.470
‫واقعا کسی هست که فکر کنه
‫اون قاضی رو نکشته؟

24
00:00:53.511 --> 00:00:56.598
‫خدای من! باید دهن این زن رو ببندیم.

25
00:00:56.598 --> 00:00:57.807
‫من یه بار این کار رو کردم.

26
00:00:57.807 --> 00:01:00.059
‫بهترین تجربه‌ی زندگیم بود.

27
00:01:00.101 --> 00:01:02.020
‫چی داری میگی؟

28
00:01:02.061 --> 00:01:03.897
‫اون پوشش خبری یکی از دادگاه‌هام رو به عهده داشت.

29
00:01:03.938 --> 00:01:06.524
‫مثل حیوون می‌مونه.

30
00:01:06.941 --> 00:01:09.027
‫تو با این خبرنگار سر و سری داشتی؟

31
00:01:09.068 --> 00:01:10.487
‫دست بردار، پل.

32
00:01:10.528 --> 00:01:12.405
‫یه جنتلمن هرگز در این مورد حرف نمی‌زنه.

33
00:01:12.447 --> 00:01:16.034
‫چشم‌هاتون رو باز کنین، جماعت.
‫این بابا صد درصد گناهکاره.

34
00:01:16.075 --> 00:01:17.327
‫مثل حیوون می‌مونه.

35
00:01:17.368 --> 00:01:19.746
‫دنی، اون به نظر موضع تهاجمی داره.

36
00:01:19.787 --> 00:01:21.998
‫رابطه‌تون بد تموم شد؟

37
00:01:22.248 --> 00:01:24.042
‫واسه من که نه.

38
00:01:31.299 --> 00:01:34.177
‫عالیجناب، جفری کوهو هستم.

39
00:01:34.219 --> 00:01:36.721
‫می‌خواستم خودم رو معرفی کنم
‫و صمیمانه تسلیت...

40
00:01:36.763 --> 00:01:38.473
‫می‌شناسمت، آقای کوهو.

41
00:01:38.515 --> 00:01:41.851
‫تو وکیل کسی هستی که زنم رو کشته.

42
00:01:41.893 --> 00:01:45.146
‫عالیجناب، من فکر نمی‌کنم
‫اسکات لیتل همسر شما رو کشته باشه.

43
00:01:45.188 --> 00:01:47.857
‫اگه فکر می‌کردم کار اونه، ازش دفاع نمی‌کردم.

44
00:01:47.899 --> 00:01:50.526
‫چون تو از گناهکاران دفاع نمی‌کنی، ها؟

45
00:01:50.568 --> 00:01:51.986
‫تو حالم رو به هم می‌زنی.

46
00:01:52.028 --> 00:01:52.695
‫به همین زودی؟

47
00:01:52.695 --> 00:01:55.990
‫همین کافی نیست که سعی کردی
‫آزادی یه قاتل و آدم فاسد رو تضمین کنی.

48
00:01:56.032 --> 00:01:58.618
‫جفت‌مون می‌خوایم قاتل اصلی مجازات بشه.

49
00:01:58.660 --> 00:02:00.787
‫اسکات لیتل قاتل نیست.

50
00:02:01.788 --> 00:02:03.665
‫برو بیرون‌.

51
00:02:04.666 --> 00:02:06.834
‫اجازه بدین یه سوالی رو بپرسم،

52
00:02:06.876 --> 00:02:11.256
‫شایعاتی هست که کارای خانم شما
‫فقط شامل موکل من نمی‌شده.

53
00:02:11.297 --> 00:02:13.258
‫شما چیزی در این مورد می‌دونستین؟

54
00:02:13.299 --> 00:02:17.553
‫چطور جرئت می‌کنی بیای توی این اتاق
‫و زن مرحومم رو متهم کنی...

55
00:02:17.595 --> 00:02:19.847
‫- نمی‌خوام بی‌احساس باشم...
‫- و به زندگی زناشوییم توهین کنی!

56
00:02:19.889 --> 00:02:22.350
‫و از کسی که زن شما رو کشته دفاع کنم،
‫ولی شما می‌خواین...

57
00:02:22.392 --> 00:02:23.893
‫موکل تو زن منو کشته!

58
00:02:23.935 --> 00:02:25.395
‫- چون به من گفتن...
‫- از اتاق من برو بیرون!

59
00:02:25.436 --> 00:02:29.691
‫که شما به بقیه گفتین
‫زندگی زناشویی‌تون به مشکل خورده.

60
00:02:29.732 --> 00:02:31.025
‫کی همچین چیزی بهت گفته؟

61
00:02:31.067 --> 00:02:33.319
‫طرف نمی‌خواست هویتش فاش بشه.

62
00:02:33.486 --> 00:02:34.946
‫عالیجناب، خواهش می‌کنم.

63
00:02:34.988 --> 00:02:37.949
‫همه‌مون می‌خوایم حقیقت ماجرا افشا بشه.

64
00:02:38.282 --> 00:02:40.159
‫جاناتان، تو اینجا چیکار می‌کنی؟

65
00:02:40.201 --> 00:02:41.869
‫امیدوارم به خاطر یه مسئله‌ی یک طرفه نباشه.

66
00:02:41.911 --> 00:02:44.998
‫یکی از کارکنانم دید که تو اومدی اینجا.
‫داری چیکار می‌کنی؟

67
00:02:45.039 --> 00:02:47.041
‫سعی دارم بفهمم قاتل مارشا هوپر کیه.

68
00:02:47.083 --> 00:02:48.084
‫تو نمی‌خوای بدونی؟

69
00:02:48.126 --> 00:02:49.085
‫شوخیت گرفته؟

70
00:02:49.085 --> 00:02:51.212
‫مشخصا اجازه دارم
‫با شاهدین احتمالی صحبت کنم.

71
00:02:51.254 --> 00:02:53.715
‫نگو که دستکاری مدارک از الان شروع شده.

72
00:02:53.715 --> 00:02:54.924
‫زده به سرت.

73
00:02:54.966 --> 00:02:58.219
‫آره، خیلی عالیه که قشنگ رفتم توی مخت.

74
00:02:58.261 --> 00:02:59.846
‫بذار یه چیزی رو بهت بگم.

75
00:02:59.887 --> 00:03:01.514
‫اگه شروع کنی شاهدین منو بترسونی...

76
00:03:01.556 --> 00:03:04.851
‫چرا شاهدین تو؟ مگه اونا رو خریدی؟

77
00:03:05.184 --> 00:03:07.937
‫اینجوری می‌خوای بازی کنی؟

78
00:03:07.979 --> 00:03:09.522
‫باشه.

79
00:03:09.522 --> 00:03:12.817
‫به نظر نمیاد بتونیم
‫با حرف زدن قضیه رو فیصله بدیم.

80
00:03:13.735 --> 00:03:16.029
‫شاید بهتره مبارزه کنیم.

81
00:03:20.533 --> 00:03:23.578
‫چرا توی بوستون همه بهم زل می‌زنن؟

82
00:03:27.957 --> 00:03:32.962
‫«ارائه شده توسط سایت مووی شو»
‫مترجم: محمد مسعودی

83
00:03:49.729 --> 00:03:51.022
‫سلام.

84
00:03:51.022 --> 00:03:52.607
‫ما دنبال...

85
00:03:52.648 --> 00:03:54.484
‫شرلی اشمیت!

86
00:03:54.525 --> 00:03:56.360
‫میسی. ایوان.

87
00:03:56.402 --> 00:03:57.695
‫شرلی.

88
00:03:57.737 --> 00:03:59.697
‫فکر کردیم خبر خوب‌مون رو بهت بدیم.

89
00:03:59.739 --> 00:04:02.408
‫قراره بچه‌دار بشیم.

90
00:04:03.284 --> 00:04:05.161
‫تبریک میگم.

91
00:04:05.203 --> 00:04:07.455
‫سالی بولز حامله‌ست.

92
00:04:09.290 --> 00:04:12.794
‫داریم خانواده میشیم، شرلی.
‫بالاخره همه چی داره جفت و جور میشه.

93
00:04:12.835 --> 00:04:15.338
‫پایان خوش و خرم، همونطور که خوابش رو می‌دیدم.

94
00:04:15.338 --> 00:04:18.216
‫بله، همینطوره، سالی بولز! آره، همینطوره!

95
00:04:18.257 --> 00:04:20.676
‫عزیزم، حوله‌ی تفش رو دربیار.

96
00:04:22.053 --> 00:04:26.474
‫چون زندگی خوشه، سگ پیر.

97
00:04:26.516 --> 00:04:28.392
‫اون سن زیادی نداره.

98
00:04:28.434 --> 00:04:32.355
‫زندگی خوشه.

99
00:04:32.396 --> 00:04:33.439
‫شنیدم.

100
00:04:33.481 --> 00:04:37.527
‫ایوان، تو رو پیش دختر‌ها تنها میذارم
‫و یه سر میرم دستشویی.

101
00:04:37.568 --> 00:04:39.654
‫حتما، عزیزم.

102
00:04:44.700 --> 00:04:46.369
‫- خدایا، ازش متنفرم.
‫- اوه، پسر.

103
00:04:46.410 --> 00:04:48.746
‫این دفعه سعی کردم.

104
00:04:48.788 --> 00:04:51.832
‫می‌خوام دوستش داشته باشم.
‫نه، دوستش دارم.

105
00:04:51.832 --> 00:04:55.253
‫اون فقط زیاده‌روی می‌کنه.
‫توی خوانندگی، توی روابط عاطفی.

106
00:04:55.294 --> 00:04:57.046
‫من دیگه جوون نیستم.

107
00:04:57.088 --> 00:04:59.757
‫و خب، اون کودن هم هست.

108
00:04:59.757 --> 00:05:02.635
‫ایوان، زن ششمت داره خفه‌ات می‌کنه.

109
00:05:02.677 --> 00:05:05.638
‫تا حالا شده به این فکر کنی که آروم باشی
‫و با دقت‌تر باهاشون برخورد کنی؟

110
00:05:05.680 --> 00:05:09.267
‫شرلی، می‌دونم من و تو
‫با دلخوری از همدیگه جدا شدیم،

111
00:05:09.308 --> 00:05:12.853
‫ولی اگه ذره‌ای بخشش توی وجودت داری،

112
00:05:12.895 --> 00:05:14.021
‫کمکت رو لازم دارم.

113
00:05:14.063 --> 00:05:15.606
‫ولی من وکیل میسی هستم.

114
00:05:15.606 --> 00:05:18.401
‫دقیقا. تو توافقنامه‌ی بعد از ازدواجش رو نوشتی.

115
00:05:18.442 --> 00:05:20.444
‫راه دررو کجاست؟
‫تنها سوالم همینه.

116
00:05:20.486 --> 00:05:24.156
‫و به عنوان وکیل میسی،
‫باید الان به اون مشاوره بدم.

117
00:05:24.198 --> 00:05:27.493
‫حدس می‌زنم اون حتی نمی‌دونه
‫تو می‌خوای ازش جدا بشی.

118
00:05:27.493 --> 00:05:29.620
‫سرگرم تزئین اتاق بچه بوده.

119
00:05:29.662 --> 00:05:32.373
‫چیزی که می‌تونم بهت بگم
‫اینه که راه دررویی در کار نیست.

120
00:05:32.415 --> 00:05:37.336
‫اون توافقنامه‌ی ازدواج
‫حسابی سفت و محکمه.

121
00:05:38.754 --> 00:05:41.799
‫شرلی، تو اون توافقنامه‌ی ازدواج رو
‫درست بعد از این نوشتی که متوجه شدی...

122
00:05:41.799 --> 00:05:44.844
‫من با تو ارتباط داشتم
‫در حالی که هنوز شوهر میسی بودم.

123
00:05:44.844 --> 00:05:46.887
‫حتما یه راه دررویی توش گذاشتی.

124
00:05:46.929 --> 00:05:48.889
‫خدایا، عجب کار هوشمندانه‌ای می‌بود!

125
00:05:48.931 --> 00:05:52.268
‫حتما اون خشم عذاب آور
‫حسابی حواسم رو پرت کرده.

126
00:05:52.310 --> 00:05:54.895
‫متاسفم، ایوان، ولی
‫توی اون توافقنامه صراحتا ذکر شده...

127
00:05:54.937 --> 00:05:58.524
‫که اگه تو به هر نحوی
‫باعث و بانی طلاق باشی،

128
00:05:58.524 --> 00:06:01.944
‫بخش اعظمی از دارایی‌هات رو از دست میدی.

129
00:06:02.320 --> 00:06:05.489
‫خب، شرلی، عشق اولم،

130
00:06:05.531 --> 00:06:07.950
‫برام دردناکه که این کار رو بکنم.

131
00:06:09.452 --> 00:06:11.120
‫به من احضاریه‌ی دادگاه میدی؟

132
00:06:11.162 --> 00:06:13.789
‫تنها راه واسه فسخ توافقنامه‌ی بعد از ازدواجه.‌

133
00:06:13.831 --> 00:06:16.500
‫تازه، با هم برمی‌گردیم دادگاه.

134
00:06:16.542 --> 00:06:18.377
‫خوش می‌گذره.

135
00:06:43.319 --> 00:06:44.195
‫چی شده؟

136
00:06:44.236 --> 00:06:46.030
‫اسکات، می‌خوام حرف‌هام رو بشنوی...

137
00:06:46.030 --> 00:06:48.115
‫و فقط گوش بدی چی می‌خوام بگم، خب؟

138
00:06:48.115 --> 00:06:49.200
‫من وکیل دارم.

139
00:06:49.241 --> 00:06:51.911
‫و اگه بخوای از اون حقت استفاده کنی،
‫بهش احترام میذارم و میرم،

140
00:06:51.952 --> 00:06:54.997
‫ولی قبل اینکه کاری بکنی،
‫فقط حرف‌هام‌ رو بشنو.

141
00:06:55.039 --> 00:06:58.793
‫لازم نیست جوابی بدی.
‫راستش بهت توصیه می‌کنم جواب ندی.

142
00:07:02.171 --> 00:07:07.760
‫به نظرم جفری کوهو منافع شخصیش رو
‫به منافع تو ترجیح میده.

143
00:07:07.802 --> 00:07:09.637
‫اصلا دوست نداره شاهد...

144
00:07:09.678 --> 00:07:13.224
‫یه توافق اقرار به گناه
‫یا یه معامله‌ای باشه که فقط یه ربع وقتش رو بگیره.

145
00:07:13.265 --> 00:07:17.603
‫این مرد به توجه رسانه چشم طمع داره
‫و شاید با اون رشد می‌کنه.

146
00:07:17.645 --> 00:07:20.397
‫به نظرم حتی ترجیح میده تو محکوم بشی،

147
00:07:20.439 --> 00:07:24.068
‫تا اینکه بخواد بی‌خیال
‫خودنمایی توی دادگاه بشه.

148
00:07:24.109 --> 00:07:27.154
‫و اسکات، این پرونده‌ایه
‫که باید با اقرار به گناه حل بشه.

149
00:07:27.196 --> 00:07:29.406
‫این قربانی فقط یه ضربه خورده.

150
00:07:29.448 --> 00:07:31.951
‫می‌دونیم به خاطر شور و حرارت در لحظه بوده.
‫می‌دونیم که نمی‌خواستی اونو بکشی.

151
00:07:31.951 --> 00:07:36.539
‫ولی اگه بریم دادگاه،
‫ما اتهام قتل درجه اول می‌زنیم.

152
00:07:37.832 --> 00:07:40.125
‫اسکات، دی‌ان‌اِی تو اونجا بوده.

153
00:07:40.167 --> 00:07:42.086
‫تو با اون ارتباط داشتی.

154
00:07:42.127 --> 00:07:44.672
‫به روانشناست گفتی که دلت می‌خواد اونو بکشی.

155
00:07:44.713 --> 00:07:46.799
‫امکان نداره ما توی این پرونده شکست بخوریم.

156
00:07:46.841 --> 00:07:48.968
‫اگه به قتل درجه دوم محکوم بشی،
‫ممکنه بعد از ۸ سال آزاد بشی.

157
00:07:49.009 --> 00:07:52.596
‫ولی قتل درجه اول یعنی حبس ابد.

158
00:07:52.638 --> 00:07:54.682
‫حالا دلیل اینکه من اومدم
‫و دارم اینا رو بهت میگم...

159
00:07:54.723 --> 00:07:59.603
‫اینه که یه نفر باید بگه،
‫و شک دارم جفری کوهو اینا رو بهت بگه.

160
00:07:59.645 --> 00:08:04.441
‫اون هرگز بهت توصیه نمی‌کنه
‫که این پرونده‌ی بزرگش رو خراب کنی.

161
00:08:04.441 --> 00:08:09.363
‫اگه مشهور شدن اون به این معنا باشه
‫که تو باقی عمرت رو توی زندان بگذرونی،

162
00:08:09.405 --> 00:08:11.574
‫پس بذار اینطور باشه.

163
00:08:28.382 --> 00:08:33.053
‫دنی کرین، سر و مر و گنده، خیلی گنده.

164
00:08:33.095 --> 00:08:34.638
‫به نظر قدت بلندتر شده.

165
00:08:34.680 --> 00:08:38.976
‫اوه، من دارم پرواز می‌کنم،
‫از خوشحالی فکر شکایت از تو بال درآوردم.

166
00:08:39.018 --> 00:08:39.977
‫گفتی پیشنهادی داری؟

167
00:08:39.977 --> 00:08:42.521
‫بله، اینو بهت پیشنهاد می‌کنم.

168
00:08:44.732 --> 00:08:46.191
‫برگه‌ی جلسه‌ی استشهادیه‌ست.

169
00:08:46.233 --> 00:08:46.775
‫درسته.

170
00:08:46.775 --> 00:08:48.777
‫فکر کردم عوض اینکه بهت پول بدم،

171
00:08:48.777 --> 00:08:51.989
‫جلسه‌ی استشهادیه برگزار می‌کنم
‫و این شکایت رو قبل از اینکه شروع کنی تموم می‌کنم.

172
00:08:52.031 --> 00:08:54.325
‫- اوه، همچین فکری کردی؟
‫- آره.

173
00:08:54.366 --> 00:08:56.076
‫فکر کردی همینجوری منو دک می‌کنی؟

174
00:08:56.118 --> 00:08:57.828
‫جنگ می‌خوای، بیا بجنگیم.

175
00:08:57.870 --> 00:08:59.371
‫مردک پیر خیکی.

176
00:08:59.413 --> 00:09:02.666
‫بیا بازی رو شروع کنیم، جغله.

177
00:09:05.252 --> 00:09:06.503
‫خب...

178
00:09:06.545 --> 00:09:10.966
‫بدون شک اتهاماتش در مورد اخاذی
‫به ارعاب و اقدامات افراطی ختم میشه.

179
00:09:11.008 --> 00:09:14.011
‫و اگه ایوان بره پیش مطبوعات...

180
00:09:14.053 --> 00:09:16.221
‫فکر نکنم بره پیش مطبوعات.
‫اون واسه خودش آبرو داره.

181
00:09:16.221 --> 00:09:20.434
‫تازه، اگه یه چیز در مورد ایوان بدونم
‫اون اینه که کثیف بازی نمی‌کنه.

182
00:09:20.476 --> 00:09:22.561
‫شرلی، پل.

183
00:09:22.603 --> 00:09:25.147
‫فکر کنم با وکیلم، آلن شور آشنا هستین.

184
00:09:25.189 --> 00:09:27.107
‫چطورین؟

185
00:09:27.649 --> 00:09:28.609
‫چه خبره؟

186
00:09:28.650 --> 00:09:31.945
‫من داستانم رو برای آلن تعریف کردم.
‫اون قبول کرد وکالتم رو به عهده بگیره.

187
00:09:31.987 --> 00:09:33.614
‫این مسخره‌ست.

188
00:09:33.614 --> 00:09:35.240
‫من طرفدار چیزهای مسخره‌ام.

189
00:09:35.240 --> 00:09:38.702
‫همچنین بحث تناقض منافع مطرحه.
‫جفت‌مون وکیل یه شرکت حقوقی هستیم.

190
00:09:38.744 --> 00:09:41.080
‫اوه، دست بردار.
‫تو قبلا همسر ایوان بودی.

191
00:09:41.121 --> 00:09:44.625
‫مشخصا قبلا مانع تناقض منافع رو برداشتیم.

192
00:09:44.666 --> 00:09:46.043
‫داری چه غلطی می‌کنی؟

193
00:09:46.085 --> 00:09:48.921
‫شرلی، کاری که تو با موکل من کردی نامردی بود.

194
00:09:48.962 --> 00:09:51.799
‫من مرد اصول و قواعدم، شاید هم نباشم،

195
00:09:51.840 --> 00:09:54.676
‫تا مصلحت چی باشه.

196
00:09:54.718 --> 00:09:56.053
‫اینقدر طماع نباش.

197
00:09:56.095 --> 00:09:58.138
‫تفریح واسه همه هست.

198
00:09:58.180 --> 00:10:00.057
‫من بهت اجازه نمیدم وکیل این مرد باشی.

199
00:10:00.057 --> 00:10:01.141
‫بهتر شد.

200
00:10:01.141 --> 00:10:04.353
‫بیا، آلن. بریم آماده بشیم.

201
00:10:11.235 --> 00:10:13.153
‫خب، این ممکنه ناجور بشه.

202
00:10:13.153 --> 00:10:14.071
‫نه بابا!

203
00:10:14.113 --> 00:10:16.323
‫من به کمیته‌ی اجرایی اطلاع میدم،

204
00:10:16.323 --> 00:10:21.578
‫و به نظرم یه نفر دیگه هست
‫که تو باید بهش اطلاع بدی.

205
00:10:23.705 --> 00:10:28.335
‫میسی! تمام ازدواج‌ها که
‫قرار نیست تا ابد دووم بیاره.

206
00:10:28.377 --> 00:10:30.629
‫تمام زوج‌ها که...

207
00:10:31.672 --> 00:10:33.549
‫چه ریه‌هایی داری!

208
00:10:33.590 --> 00:10:36.385
‫یاد گرفتم چه جوری کولی بازی دربیارم.

209
00:10:37.719 --> 00:10:40.639
‫میسی، فقط می‌خوام بهت اطمینان خاطر بدم که...

210
00:10:40.681 --> 00:10:44.852
‫اتفاقی که بین من و ایوان افتاد
‫کاملا غیر عمدی بود،

211
00:10:44.852 --> 00:10:47.396
‫بدون سوء نیت یا قصد آسیب روحی زدن به تو.

212
00:10:47.437 --> 00:10:50.023
‫مطمئنم پیش اومده دیگه.

213
00:10:50.023 --> 00:10:50.983
‫درسته.

214
00:10:51.024 --> 00:10:52.150
‫اون خیلی دلبره.

215
00:10:52.150 --> 00:10:53.902
‫می‌تونه باشه.

216
00:10:53.902 --> 00:10:55.612
‫اوه، شرلی...

217
00:10:55.612 --> 00:10:57.114
‫بگو چه اتفاقی افتاد.

218
00:10:57.114 --> 00:10:58.115
‫توی ازدواجت؟

219
00:10:58.156 --> 00:10:59.533
‫توی ارتباط تو با ایوان.

220
00:10:59.533 --> 00:11:00.325
‫چی؟

221
00:11:00.367 --> 00:11:01.159
‫تعریف کن.

222
00:11:01.159 --> 00:11:04.162
‫اگه بدونم شما دو تا چیکار کردین،
‫می‌تونم فراموشش کنم،

223
00:11:04.204 --> 00:11:07.457
‫ولی باید دقیقا بدونم
‫چی رو قراره فراموش کنم.

224
00:11:07.499 --> 00:11:09.209
‫باید دقیق بدونی؟

225
00:11:09.251 --> 00:11:12.921
‫نمیشه حدودی بدونی؟

226
00:11:12.963 --> 00:11:17.467
‫حق با توئه. خودم جزئیات رو تصور می‌کنم.

227
00:11:17.968 --> 00:11:22.431
‫مهم‌ترین چیز اینه که تو با شجاعت،
‫شرافت و صداقت به من گفتی،

228
00:11:22.472 --> 00:11:25.225
‫و هنوزم می‌خوام وکیلم باشی.

229
00:11:25.267 --> 00:11:29.104
‫خب گام بعدی چیه؟

230
00:11:29.146 --> 00:11:31.356
‫میریم دادگاه.

231
00:11:32.107 --> 00:11:34.443
‫شما رفتین مستقیما به متهم
‫پیشنهاد اقرار به گناه دادین؟

232
00:11:34.484 --> 00:11:36.361
‫من نرفتم اونجا که جوابی بگیرم.

233
00:11:36.403 --> 00:11:37.404
‫پس چرا رفتین؟

234
00:11:37.446 --> 00:11:39.281
‫چون از منظر اخلاقی نگرانم...

235
00:11:39.323 --> 00:11:43.368
‫که این مردک روانی درست و منصفانه ازش دفاع نکنه.

236
00:11:43.410 --> 00:11:46.413
‫من خودم رو مامور دادگاه می‌دونم.

237
00:11:46.413 --> 00:11:47.247
‫دارین توهین می‌کنین.

238
00:11:47.289 --> 00:11:50.250
‫و اگه فکر کنم منافع یه متهم داره...

239
00:11:50.250 --> 00:11:52.753
‫تحت الشعاع نیاز به شهرت
‫یه وکیل خودشیفته قرار می‌گیره....

240
00:11:52.753 --> 00:11:55.464
‫اگه دوباره بدون حضور وکیل متهم
‫حتی بهش نگاه کنین،

241
00:11:55.505 --> 00:11:58.925
‫حکم به سوء رفتار دادستانی میدم
‫و به نفع متهم رای میدم.

242
00:11:58.967 --> 00:12:00.886
‫عالیجناب، اون پیش تمام شاهدین من رفته.

243
00:12:00.927 --> 00:12:02.804
‫آقای لیتل متهمه، متهمی که وکیل داره،

244
00:12:02.846 --> 00:12:05.724
‫و آقای کوهو حق داره با شاهدین صحبت کنه!

245
00:12:05.766 --> 00:12:09.519
‫- می‌خواین منو محدود کنین؟
‫- کمکی به خودتون نمی‌کنین، جناب.

246
00:12:09.561 --> 00:12:12.689
‫من اجازه نمی‌دادم این دادگاه
‫محل خودنمایی شما دو تا بشه.

247
00:12:12.731 --> 00:12:16.693
‫ما قوانین اخلاقی‌ای داریم
‫که جفت‌تون باید ازشون تبعیت کنین،

248
00:12:16.735 --> 00:12:20.155
‫وگرنه جفت‌تون رو از پرونده کنار میذارم.

249
00:12:20.197 --> 00:12:22.324
‫آقای واینانت...

250
00:12:22.366 --> 00:12:25.869
‫من مات و مبهوت شدم.

251
00:12:26.161 --> 00:12:28.246
‫دیگه صحبتی ندارم.

252
00:12:31.666 --> 00:12:32.626
‫هی...

253
00:12:32.834 --> 00:12:36.963
‫شرمنده لوت دادم.
‫فقط فکر کردم اون دلش می‌خواد اینو بدونه.

254
00:12:49.601 --> 00:12:51.061
‫نمی‌خوام کم صبر به نظر بیام.

255
00:12:51.103 --> 00:12:52.729
‫نزدیک ۲ ساعته که منتظرم.

256
00:12:52.771 --> 00:12:54.022
‫فقط ده دقیقه کار دارم.

257
00:12:54.022 --> 00:12:57.067
‫همونطور که می‌بینین، آقای کوهو،
‫دکتر سایمون سرش خیلی شلوغه.

258
00:12:57.109 --> 00:13:00.112
‫بهتون توضیح دادم که
‫اون امروز نمی‌تونه شما رو ببینه.

259
00:13:00.153 --> 00:13:02.572
‫فکر کنم ۲ بار هم توضیح دادم.

260
00:13:02.614 --> 00:13:04.991
‫آخه‌‌‌ من...

261
00:13:05.033 --> 00:13:11.081
‫من یه خرده ناراحتم که دکتر سایمون چیزی رو
‫افشا کرده که من در جلسه‌ای خصوصی بهش گفتم.

262
00:13:11.081 --> 00:13:15.502
‫انتظار داشتم اون نره چیزهایی رو
‫که با اعتماد بهش گفتم همه جا بگه...

263
00:13:15.502 --> 00:13:19.297
‫و به همه در مورد ترس‌ها و مشکلات عاطفی...

264
00:13:19.297 --> 00:13:21.383
‫و خصوصی‌ترین دغدغه‌هام بگه.

265
00:13:21.424 --> 00:13:23.426
‫و اونا رو توی سایتش منتشر کنه.

266
00:13:23.468 --> 00:13:25.220
‫یه لحظه صبر داشته باشین لطفا.

267
00:13:25.262 --> 00:13:29.975
‫اگه به خاطر اون الم شنگه‌ای که راه انداختی،
‫حتی یه بیمارم رو از دست بدم،

268
00:13:30.016 --> 00:13:30.976
‫ازت شکایت می‌کنم!

269
00:13:31.017 --> 00:13:32.477
‫آره، خب، دعوی متقابل میشه،

270
00:13:32.519 --> 00:13:34.062
‫چون احتمالا ما اول ازت شکایت می‌کنیم.

271
00:13:34.104 --> 00:13:35.605
‫موکل من توی زندانه...

272
00:13:35.647 --> 00:13:38.483
‫چون تو محرمانگی دکتر و بیمار رو نقض کردی.

273
00:13:38.525 --> 00:13:40.152
‫اونا اطلاعات محرمانه بود، رفیق.

274
00:13:40.152 --> 00:13:42.154
‫فکر نمی‌کنی حرف‌هاش آسیب زننده بود؟!

275
00:13:42.195 --> 00:13:44.156
‫- فکر می‌کنی کارت قانونی بود؟
‫- بله، قانونی بود!

276
00:13:44.156 --> 00:13:46.533
‫اگه من فکر کنم جون کسی در خطره...

277
00:13:46.575 --> 00:13:49.244
‫جون اون دیگه در خطر نبود.
‫اون مرده بود.

278
00:13:49.286 --> 00:13:52.497
‫نه، نمرده بود، نه وقتی که من نوار رو تحویل دادم.

279
00:13:52.539 --> 00:13:54.416
‫کِی تحویل دادی؟

280
00:13:54.457 --> 00:13:56.251
‫بعد از ظهر روز مرگش.

281
00:13:57.043 --> 00:14:00.046
‫تو نوار رو بعد از ظهر روز مرگش به پلیس دادی؟

282
00:14:00.088 --> 00:14:01.590
‫خب، من...

283
00:14:01.590 --> 00:14:04.259
‫اونو به پلیس ندادم.

284
00:14:04.301 --> 00:14:05.886
‫به شوهرش دادم.

285
00:14:05.927 --> 00:14:06.761
‫چی؟

286
00:14:06.761 --> 00:14:08.889
‫اون اینجا بود، پس دادم بهش.

287
00:14:12.100 --> 00:14:14.644
‫منظورت چیه "اون اینجا بود"؟

288
00:14:15.520 --> 00:14:18.648
‫اسکات لیتل توسط مارشا هوپر به من ارجاع داده شد،

289
00:14:18.690 --> 00:14:21.568
‫کسی که قبلا مداواش می‌کردم.

290
00:14:21.568 --> 00:14:26.114
‫در حاضر شوهرش، برایان رو مداوا می‌کنم.

291
00:14:29.534 --> 00:14:30.785
‫خیلی خب، قبل اینکه شروع کنیم،

292
00:14:30.785 --> 00:14:33.955
‫می‌خوام ثبت بشه که
‫از استشهادیه گرفتن از یه کوتوله معذبم.

293
00:14:33.997 --> 00:14:35.415
‫یعنی چی؟

294
00:14:35.415 --> 00:14:36.750
‫یعنی راحت نیستم.

295
00:14:36.791 --> 00:14:40.295
‫نمی‌خوام هیچ کدوم گروه‌های حقوق قربانیان
‫بیرون خونه‌ام تظاهرات برگزار کنن.

296
00:14:40.337 --> 00:14:43.840
‫ناگفته نماند که مشخصا
‫مشکلات روانشناسی عمیقی داری...

297
00:14:43.840 --> 00:14:48.386
‫که قبول کردی با یه مرد ۷۲ ساله سر قرار بری،
‫علی الخصوص با این.

298
00:14:48.428 --> 00:14:50.722
‫فقط سوالاتت رو بپرس

299
00:14:50.764 --> 00:14:53.308
‫می‌خوام این توهینش ثبت بشه.

300
00:14:53.308 --> 00:14:55.769
‫این گفته‌ی شماست، خانم هوروویتز،

301
00:14:55.810 --> 00:14:58.021
‫که وقتی دو نفر واسه مقاصد رمانتیک
‫با هم قرار میذارن...

302
00:14:58.021 --> 00:15:01.149
‫حق ندارن ظاهر همدیگه رو قضاوت ‌کنن؟

303
00:15:01.191 --> 00:15:02.776
‫اون گفته‌ی من نیست،

304
00:15:02.817 --> 00:15:07.405
‫ولی اون حق نداره توی یه مکان شلوغ
‫و پر جمعیت به من بگه ریزه میزه.

305
00:15:07.405 --> 00:15:09.366
‫اوه، کسای دیگه‌ای هم اینو شنیدن؟

306
00:15:09.407 --> 00:15:09.783
‫آره‌.

307
00:15:09.783 --> 00:15:10.950
‫اسم شش نفر رو بگو.

308
00:15:10.950 --> 00:15:12.077
‫اسم‌هاشون رو که نپرسیدم.

309
00:15:12.077 --> 00:15:13.370
‫خیلی شوکه شده بودم.

310
00:15:13.411 --> 00:15:14.120
‫متوجهم.

311
00:15:14.120 --> 00:15:18.458
‫احیانا فکر نمی‌کنی شاید
‫آقای کرین هم شوکه شده بوده؟

312
00:15:18.500 --> 00:15:22.796
‫قبلا بهش گفته بودی که کوچولو هستی؟

313
00:15:22.837 --> 00:15:25.465
‫بهش گفتم ریزاندام هستم.

314
00:15:25.507 --> 00:15:26.299
‫ریزاندام؟

315
00:15:26.299 --> 00:15:29.344
‫بله، من ریزاندام هستم.

316
00:15:29.386 --> 00:15:32.055
‫شما دو هفته اینترنتی با هم صحبت کردین،

317
00:15:32.097 --> 00:15:34.891
‫اطلاعات شخصی و خصوصی به همدیگه دادین.

318
00:15:34.933 --> 00:15:38.186
‫ولی اینو بهش نگفتی که قدت زیر ۹۰ سانته؟

319
00:15:38.228 --> 00:15:40.021
‫فکر می‌کنی این صداقته؟

320
00:15:40.063 --> 00:15:43.566
‫اونو نگاه کن!
‫مگه مل گیبسون گیرم اومده؟

321
00:15:44.275 --> 00:15:46.069
‫شاید هم گیرم اومده.

322
00:15:46.111 --> 00:15:48.863
‫چرا بهش نگفتی کوتوله‌ای؟

323
00:15:48.905 --> 00:15:50.698
‫چون نباید اهمیتی داشته باشه.

324
00:15:50.740 --> 00:15:55.787
‫- نباید اهمیتی داشته باشه؟
‫- نه، نباید اهمیتی داشته باشه.

325
00:15:56.538 --> 00:15:58.790
‫متوجهم که احساساتت جریحه‌دار شده.

326
00:15:58.790 --> 00:16:00.417
‫ممکنه به این خاطر احساساتت جریحه‌دار شده باشه...

327
00:16:00.458 --> 00:16:03.211
‫چون این اولین باریه که حس کردی
‫با کسی جفت و جور شدی...

328
00:16:03.253 --> 00:16:06.089
‫که کوتوله بودنت اهمیتی نداره؟

329
00:16:06.089 --> 00:16:08.800
‫تو مگه دکتر فیلی؟

330
00:16:08.842 --> 00:16:11.594
‫در مدت زمان ارتباط اینترنتی‌تون،

331
00:16:11.636 --> 00:16:14.347
‫احیانا یه خرده عاشق موکلم نشدی؟

332
00:16:14.389 --> 00:16:15.390
‫اوه، دست بردار.

333
00:16:15.390 --> 00:16:17.142
‫پس چرا رنجیدی؟

334
00:16:17.142 --> 00:16:19.144
‫به نظر خیلی پوست کلفت میای.

335
00:16:19.185 --> 00:16:21.438
‫مطمئنم تا حالا زیاد مسخره شدی.

336
00:16:21.479 --> 00:16:26.067
‫واقعا به خاطر حرف بی‌رحمانه‌ی این کودن آزرده شدی؟

337
00:16:26.067 --> 00:16:30.738
‫تو کی باشی که بگی
‫چی منو تحقیر می‌کنه و چی نمی‌کنه؟

338
00:16:30.780 --> 00:16:34.450
‫شما امید زیادی واسه رابطه با این مرد داشتی، نه؟

339
00:16:34.450 --> 00:16:38.371
‫توی دانشکده‌ی حقوق همش در مورد
‫قرار گیری در مقابل اون رویاپردازی می‌کردی.

340
00:16:38.371 --> 00:16:43.001
‫احترام توام با ترس براش قائل بودی،
‫و اون دست رد به سینه‌ات زد.

341
00:17:00.810 --> 00:17:05.815
‫موکل من این توافقنامه رو
‫تحت فشار روحی و جسمی امضا کرده.

342
00:17:05.815 --> 00:17:07.901
‫شرایط سنگین و غیر منصفانه هستن...

343
00:17:07.942 --> 00:17:10.445
‫ما با حسن نیت مذاکره کردیم، عالیجناب.
‫هیچ کدوم از شرایطش سنگین نیستن.

344
00:17:10.486 --> 00:17:13.239
‫چرا کسی حاضر باشه تمام دارایی‌هاش رو...

345
00:17:13.281 --> 00:17:15.742
‫ظاهرا بدون هیچ فکری بده بره؟

346
00:17:15.783 --> 00:17:18.494
‫اون طلسم شده بود، یه جور طلسم عاشقانه.

347
00:17:18.536 --> 00:17:20.121
‫فکرش ارتباط عاطفی با میسی بوده.

348
00:17:20.163 --> 00:17:22.749
‫اوه، دست بردار، اون که هنوز با تو در ارتباط بود!

349
00:17:22.749 --> 00:17:25.335
‫- اعتراض دارم!
‫- که دوباره برمی‌گردیم به اینکه غیر منصفانه‌ست.

350
00:17:25.376 --> 00:17:26.753
‫آقای شور، کافیه.

351
00:17:26.794 --> 00:17:27.754
‫واقعا؟

352
00:17:27.754 --> 00:17:29.339
‫پس می‌خوام یه شاهد فرا بخونم.

353
00:17:29.380 --> 00:17:30.757
‫- چه شاهدی؟
‫- تو.

354
00:17:30.798 --> 00:17:31.758
‫- من؟
‫- تو.

355
00:17:31.799 --> 00:17:34.010
‫- اون نمی‌تونه وکیل طرف مقابل رو فرا بخونه.
‫- البته که می‌تونم.

356
00:17:34.052 --> 00:17:37.138
‫خانم اشمیت یه شاهد مهمه.
‫در واقع اون شاهد خیلی مهمیه.

357
00:17:37.180 --> 00:17:40.683
‫اون خیلی دوست داره
‫موضعش رو توی دادگاه علنی اعلام کنه.

358
00:17:40.683 --> 00:17:44.187
‫من صرفا فقط می‌خوام
‫قسم بخوره و این کار رو بکنه.

359
00:17:46.648 --> 00:17:47.982
‫من اجازه‌اش رو میدم.

360
00:17:48.024 --> 00:17:51.069
‫خانم اشمیت امروز بعد از ظهر به جایگاه میره.

361
00:17:51.986 --> 00:17:54.405
‫رزومه‌ات آماده‌ست؟

362
00:17:54.405 --> 00:17:57.033
‫شرلی، داری انتقام‌جویانه رفتار می‌کنی.

363
00:17:57.075 --> 00:17:59.661
‫این خصلت میره تو وجودت.

364
00:18:00.870 --> 00:18:03.164
‫روانشناس قربانی و شوهرش رو درمان می‌کرده؟

365
00:18:03.206 --> 00:18:05.166
‫اون نوار رو دیده. به زنه نگفته.

366
00:18:05.166 --> 00:18:07.669
‫- چطور از این بابت مطمئنی؟
‫- اون اون شب با اسکات بوده‌.

367
00:18:07.669 --> 00:18:10.046
‫اگه می‌دونست اسکات فکر کشتنش رو داره
‫همچین کاری می‌کرد؟

368
00:18:10.046 --> 00:18:11.547
‫احیانا برنمی‌گشت بگه،

369
00:18:11.547 --> 00:18:13.633
‫"هی، قضیه‌ی اینکه می‌خوای من بمیرم چیه؟"

370
00:18:13.675 --> 00:18:15.677
‫شوهره نوار رو دید. پیش خودش نگه داشت.

371
00:18:15.718 --> 00:18:17.428
‫به زنه نگفت.

372
00:18:18.012 --> 00:18:19.138
‫تو چه فکری هستی؟

373
00:18:19.180 --> 00:18:21.474
‫دارم فکر می‌کنم اگه می‌خواسته
‫اونو بکشه چقدر شرایط عالی بوده.

374
00:18:21.516 --> 00:18:25.061
‫شوهر عصبانی و کچل صبر می‌کنه تا اسکات بیاد،

375
00:18:25.103 --> 00:18:28.314
‫صبر می‌کنه اونا با هم خوش ‌و بش کنن،
‫چه عالی، بعد میاد خونه،

376
00:18:28.314 --> 00:18:31.442
‫یه ضربه به سر زنه می‌زنه، با ۹۱۱ تماس می‌گیره،

377
00:18:31.484 --> 00:18:33.111
‫نوار رو تحویل‌شون میده.

378
00:18:33.152 --> 00:18:36.906
‫شوهر عصبانی و کچل زنش رو کشته،

379
00:18:36.948 --> 00:18:39.742
‫درست مثل تو فیلم‌ها.

380
00:18:49.544 --> 00:18:51.963
‫خبر خیلی خوبیه.

381
00:18:52.004 --> 00:18:53.214
‫پلیس اینو می‌دونه؟

382
00:18:53.256 --> 00:18:54.257
‫باید بدونن.

383
00:18:54.257 --> 00:18:57.343
‫لحظه‌ای که نوار رو بهشون داده،
‫باید پرسیده باشن کِی اونو به دست آورده.

384
00:18:57.385 --> 00:19:00.847
‫اینکه می‌دونن دکتر سایمون
‫اون و زنش رو درمان می‌کرده یا نه،

385
00:19:00.847 --> 00:19:04.225
‫نمی‌دونم، ولی حقیقت اینه،
‫اسکات، این اهمیتی نداره.

386
00:19:04.267 --> 00:19:07.895
‫چون تو تنها کسی هستی که
‫اونا شانسی واسه مجازاتش برای این قتل دارن.

387
00:19:07.937 --> 00:19:08.980
‫تو هدفی.

388
00:19:09.021 --> 00:19:12.316
‫نهایتا نوار خودش گویای همه چیزه.

389
00:19:12.525 --> 00:19:13.526
‫این چیه؟

390
00:19:13.568 --> 00:19:15.236
‫می‌خوایم بهمون اجازه بدی...

391
00:19:15.278 --> 00:19:19.073
‫به نوشته‌ها و سوابق درمانت
‫توسط دکتر سایمون دسترسی پیدا کنیم.

392
00:19:19.115 --> 00:19:19.949
‫چرا؟

393
00:19:19.991 --> 00:19:22.285
‫خب، باید بتونیم اون فیلم رو
‫با جزئیات بررسی کنیم.

394
00:19:22.326 --> 00:19:24.912
‫تو چیزهایی گفتی که من نمی‌تونم ببینم.

395
00:19:24.954 --> 00:19:28.499
‫تا وقتی بازبینیش نکنم نمی‌تونم بفهمم.

396
00:19:33.963 --> 00:19:37.675
‫فکر نکنم بخوام شما چیزهایی که
‫به روانشناسم گفتم رو ببینین یا بخونین.

397
00:19:37.717 --> 00:19:40.011
‫اسکات، فقط ما می‌بینیم.

398
00:19:40.052 --> 00:19:41.929
‫من چیزی نگفتم که خیلی مرتبط باشه.

399
00:19:41.971 --> 00:19:44.849
‫باید بذاری ما این تصمیم رو بگیریم.

400
00:19:47.894 --> 00:19:49.854
‫نه.

401
00:19:49.854 --> 00:19:51.814
‫اونا چیزهای محرمانه هستن.

402
00:19:51.856 --> 00:19:55.776
‫اسکات، من اونیم که می‌خوام جونت رو نجات بدم.

403
00:19:55.818 --> 00:19:58.946
‫این به نظر الان کار راحتی نمیاد.

404
00:19:58.988 --> 00:20:02.074
‫نمی‌خوام شما سوابق درمانم
‫توسط روانکاوم رو ببینین.

405
00:20:02.116 --> 00:20:04.076
‫- اسکات...
‫- گفتم نه!

406
00:20:09.373 --> 00:20:10.958
‫منظورت چیه اون بی‌خیال نمیشه؟

407
00:20:11.000 --> 00:20:12.084
‫ضربه‌ی روحی خورده.

408
00:20:12.126 --> 00:20:14.587
‫من توصیه می‌کنم اگه واقعا می‌خوای
‫این قضیه فیصله پیدا کنه،

409
00:20:14.629 --> 00:20:17.381
‫باید معذرت خواهی کنی،
‫و این بار از صمیم قلب این کار رو بکن.

410
00:20:17.423 --> 00:20:18.591
‫- تو همچین کاری می‌کنی؟
‫- هرگز.

411
00:20:18.716 --> 00:20:20.718
‫می‌خوای در مورد پسره باهام حرف بزنی، نه؟

412
00:20:20.760 --> 00:20:23.304
‫خب، بله، ولی قبلش می‌خوام
‫در مورد اون شب باهات حرف بزنم.

413
00:20:23.346 --> 00:20:24.513
‫شبی که اون مرد؟

414
00:20:24.555 --> 00:20:25.681
‫آره.

415
00:20:25.890 --> 00:20:28.726
‫اون پسره اون شب اونجا بود.

416
00:20:29.560 --> 00:20:31.854
‫و تو خوش و بش اونا رو دیدی؟

417
00:20:31.896 --> 00:20:34.941
‫نه، ولی اون از کلیکر استفاده کرد.

418
00:20:35.191 --> 00:20:36.108
‫"کلیکر"؟

419
00:20:36.108 --> 00:20:38.903
‫کنترل از راه دوری که در گاراژ رو باز می‌کنه.

420
00:20:38.945 --> 00:20:41.656
‫اون به تمام دوستان ویژه‌اش کلیکر میده.

421
00:20:41.697 --> 00:20:45.368
‫اینجوری جلو همسایه‌ها خیلی تابلو نمیشه،

422
00:20:45.409 --> 00:20:47.495
‫ولی من همیشه متوجه می‌شدم.

423
00:20:47.536 --> 00:20:50.957
‫اون شب دیدی کسی غیر از اسکات لیتل بره اونجا؟

424
00:20:50.998 --> 00:20:52.917
‫نه. اون ساعت ۹ از خونه رفت،

425
00:20:52.959 --> 00:20:55.753
‫و شوهره بین ۱۰ تا ۱۱ اومد خونه.

426
00:20:55.795 --> 00:20:57.254
‫بین ۱۰ تا ۱۱؟ مطمئنی؟

427
00:20:57.296 --> 00:20:57.880
‫اوه، بله.

428
00:20:57.880 --> 00:20:59.590
‫من با سگم بیرون بودم.

429
00:20:59.632 --> 00:21:02.969
‫من همیشه سگم رو
‫بین ۱۰ تا ۱۱ می‌برم پیاده‌روی...

430
00:21:03.010 --> 00:21:05.012
‫و همین موقع بود که
‫دیدم شوهره رفت توی خونه.

431
00:21:05.012 --> 00:21:06.973
‫- مطمئنی شوهرش بود؟
‫- آره.

432
00:21:07.014 --> 00:21:10.434
‫اون یه کروکی سفید سوار میشه
‫که به نظرم سعی داره...

433
00:21:10.476 --> 00:21:13.854
‫جذاب به نظر بیاد، ولی اصلا اینطور نیست.

434
00:21:13.896 --> 00:21:16.232
‫اون مرد خیلی ناجوریه.

435
00:21:16.273 --> 00:21:18.526
‫اون زنش رو مجبور کرد
‫علیه من حکم قرار منع بگیره.

436
00:21:18.567 --> 00:21:20.361
‫اون مجبورش کرد این کار رو بکنه.

437
00:21:20.361 --> 00:21:22.530
‫خب، تو خیلی مزخرفی.

438
00:21:22.530 --> 00:21:24.115
‫اوه، زنه از این خوشش میومد.

439
00:21:24.156 --> 00:21:28.327
‫اون از نگاه من خوشش میومد.
‫من بی‌آزار بودم.

440
00:21:28.369 --> 00:21:31.998
‫اون کسای دیگه‌ای که کلیکر داشتن،
‫به نظرت می‌تونی اونا رو شناسایی کنی؟

441
00:21:32.039 --> 00:21:33.582
‫شاید.

442
00:21:33.624 --> 00:21:36.752
‫ولی اون پسره رو از همه بیشتر دوست داشت.

443
00:21:36.794 --> 00:21:41.132
‫اوه، از اون پسره خوشش میومد.

444
00:21:44.427 --> 00:21:45.928
‫خانم اشمیت‌.

445
00:21:45.970 --> 00:21:51.559
‫تو و موکل من ایوان تیگز
‫سیزدهم می با هم شام خوردین، نه؟

446
00:21:51.600 --> 00:21:54.437
‫رفتی سر اصل مطلب!

447
00:21:54.437 --> 00:21:55.521
‫آره، درسته.

448
00:21:55.563 --> 00:21:57.481
‫- به هم دل و قلوه دادین؟
‫- اعتراض دارم‌.

449
00:21:57.523 --> 00:21:58.899
‫همه چی رو بگو. هیچی رو از قلم ننداز.

450
00:21:58.941 --> 00:22:01.277
‫- اعتراض دارم!
‫- چیه؟ اوه، بله.

451
00:22:01.318 --> 00:22:03.571
‫مصداق بی‌انصافیه.

452
00:22:03.612 --> 00:22:06.782
‫آیا آقای تیگز حرف‌های عاشقانه‌ی رضایت بخشی...

453
00:22:06.824 --> 00:22:08.701
‫آقای شور.‌

454
00:22:08.701 --> 00:22:12.747
‫از گپت با آقای تیگز لذت بردی، نه؟

455
00:22:14.415 --> 00:22:17.460
‫قسم خوردم باید بگم.
‫قبلا بهتر ناز می‌کشید.

456
00:22:17.501 --> 00:22:20.463
‫آقای شور، هدف‌تون از این سوال چیه؟

457
00:22:20.504 --> 00:22:27.261
‫دارم میگم دو طرف حسابی درگیر
‫ارتباطی پیچیده و احساسی بودن،

458
00:22:27.303 --> 00:22:30.765
‫ارتباطی عاطفی حتی بعد از ازدواج مجدد اون،

459
00:22:30.806 --> 00:22:33.350
‫ولی شما دو تا برگشتین پیش همدیگه، نه؟

460
00:22:33.392 --> 00:22:35.853
‫چون اون بهم گفت از زنش جدا شده.

461
00:22:35.895 --> 00:22:40.107
‫و وقتی متوجه شدی ایوان هنوز متاهله
‫باعث شد چه حسی بهت دست بده؟

462
00:22:40.149 --> 00:22:42.943
‫اینکه اون روراست نبود ناراحتم کرد؟ بله، همینطوره.

463
00:22:42.985 --> 00:22:45.821
‫شگفت‌زده‌ام کرد؟ نه، اصلا.

464
00:22:45.863 --> 00:22:48.616
‫به هر حال اون یه عوضی بی‌بند و باره.

465
00:22:48.657 --> 00:22:52.786
‫و احتمالا از سر خشم و حس انتقام و کمی احساس،

466
00:22:52.828 --> 00:22:54.830
‫وکالت زنش رو به عهده گرفتی.

467
00:22:54.872 --> 00:22:56.165
‫اینطور فکر می‌کنی؟

468
00:22:56.207 --> 00:22:57.500
‫جفت‌مون می‌دونیم همینطوره.

469
00:22:57.500 --> 00:22:59.210
‫من داوطلب وکالتش شدم چون...

470
00:22:59.251 --> 00:23:02.213
‫و توافقنامه‌ی بعد از ازدواج ایده‌ی کی بود؟

471
00:23:02.213 --> 00:23:03.088
‫من.

472
00:23:03.130 --> 00:23:08.135
‫توافقنامه‌های ازدواج واسه حمایت مادی
‫بعد از طلاق هستن، نه منع حمایت مادی.

473
00:23:08.177 --> 00:23:10.471
‫- اینجا کی وکیله؟
‫- قطعا تو نیستی.

474
00:23:10.513 --> 00:23:13.557
‫تو دقیقا جوری اونو طراحی کردی
‫که نذاری کاری رو بکنم...

475
00:23:13.599 --> 00:23:14.892
‫که با تو کردم.

476
00:23:14.934 --> 00:23:17.436
‫من صرفا می‌خواستم گزینه‌هایی برات بذارم.

477
00:23:17.478 --> 00:23:20.189
‫گزینه؟ گزینه‌ای در کار نبود. این اخاذی بود!

478
00:23:20.189 --> 00:23:22.775
‫عالیجناب، اون شاکیه، وکیل نیست.

479
00:23:22.816 --> 00:23:25.319
‫...از دارایی خالصم، همچین قایق منو توش اضافه کردی،

480
00:23:25.361 --> 00:23:26.695
‫هر چی که برام عزیزه توش هست.

481
00:23:26.695 --> 00:23:27.363
‫تو باید اولویت‌هات رو مجدد ارزیابی کنی.

482
00:23:27.363 --> 00:23:30.157
‫می‌خوای در حالی که قسم خوردی
‫بهمون بگی که این توافقنامه،

483
00:23:30.199 --> 00:23:32.243
‫که ظاهرا منو به گدایی میندازه،

484
00:23:32.284 --> 00:23:35.371
‫اصلا و ابدا هیچ ربطی
‫به احساسات شخصیت نسبت به من نداره؟

485
00:23:35.371 --> 00:23:37.206
‫- جالب نیست؟
‫- اعتراض دارم!

486
00:23:37.248 --> 00:23:42.044
‫رابطه‌ام با تو هیچ تاثیری
‫روی نحوه‌ی وکالتم از موکلم نداشت.

487
00:23:42.086 --> 00:23:45.714
‫وظیفه‌ام به عنوان وکیل اینه که
‫قویا از موکلم دفاع کنم.

488
00:23:45.714 --> 00:23:48.592
‫توی این مورد، موکلم خانم میسی تیگز بوده.

489
00:23:48.634 --> 00:23:52.012
‫و به عنوان وکیلش،
‫من یه توافقنامه‌ی بعد از ازدواج تنظیم کردم،

490
00:23:52.054 --> 00:23:55.975
‫که از منافع اون در زمینه‌ی شخصی
‫و مادی محافظت می‌کرد.

491
00:23:56.016 --> 00:23:59.561
‫ولی تو نماینده‌ی خودت بودی.

492
00:23:59.561 --> 00:24:03.399
‫تو به عنوان موکل و وکیل، کنترل کامل روی این داشتی.

493
00:24:03.440 --> 00:24:07.236
‫تمام شرایط رو بازبینی کردی.
‫با خودت دو دو تا چهار تا کردی،

494
00:24:07.278 --> 00:24:09.071
‫و به اختیار امضاش کردی‌.

495
00:24:09.071 --> 00:24:11.365
‫- صبر کن ببینم!
‫- اون معرکه‌ست.

496
00:24:11.365 --> 00:24:13.575
‫تو به زنت بی‌وفایی کردی. منو فریب دادی،

497
00:24:13.617 --> 00:24:17.079
‫و حالا می‌خوای این دادگاه
‫یه توافقنامه‌‌ی قانونی رو از اعتبار ساقط کنه...

498
00:24:17.121 --> 00:24:20.624
‫چون نتونستی سر قول و قرارهای زمان ازدواجت بمونی.

499
00:24:20.666 --> 00:24:22.042
‫عالیجناب، اون داره برام سخنرانی می‌کنه.

500
00:24:22.084 --> 00:24:24.128
‫"فشار، بی‌انصافی"، ول‌مون کن بابا.

501
00:24:24.169 --> 00:24:27.297
‫تو فقط آشفته شدی،
‫و نمی‌خوای دارایی‌هات رو از دست بدی.

502
00:24:28.090 --> 00:24:30.300
‫کافیه.

503
00:24:38.017 --> 00:24:41.270
‫اولا می‌خوام ازت تشکر کنم که دوباره اومدی.

504
00:24:41.311 --> 00:24:44.565
‫و دوما می‌خوام از صمیم قلب عذرخواهی کنم،

505
00:24:44.606 --> 00:24:45.607
‫من اشتباه کردم‌.

506
00:24:45.649 --> 00:24:48.235
‫خیلی لطف داری که اقرار می‌کنی.

507
00:24:48.277 --> 00:24:50.779
‫چی می‌خوای؟ پول؟

508
00:24:50.821 --> 00:24:52.906
‫می‌خوای اشتباهت رو اصلاح کنی؟

509
00:24:52.948 --> 00:24:56.076
‫- شرکت حقوقیت رو می‌خوام.
‫- اوه، خدای من، همش همین؟

510
00:24:56.118 --> 00:24:58.871
‫می‌خوام شرکتت و تو رو
‫واسه یه جلسه قرض بگیرم.

511
00:24:58.912 --> 00:25:01.582
‫سعی دارم یه پرونده رو
‫با مذاکره حل کنم، و نمی‌تونم متهم رو مجاب کنم...

512
00:25:01.623 --> 00:25:04.251
‫که از پیشنهاد پایین و سخیفش کوتاه بیاد.

513
00:25:04.293 --> 00:25:06.462
‫اگه حمایت شرکت کرین، پول و اشمیت رو داشته باشم،

514
00:25:06.503 --> 00:25:09.214
‫ممکنه جا بزنن.

515
00:25:11.300 --> 00:25:13.802
‫یه جلسه؟

516
00:25:14.136 --> 00:25:15.429
‫مجبورم حرف بزنم؟

517
00:25:15.471 --> 00:25:18.974
‫وقتی حرف نمی‌زنی خیلی بیشتر تاثیر گذاری.

518
00:25:19.224 --> 00:25:20.559
‫یه جلسه؟

519
00:25:20.601 --> 00:25:25.022
‫توی این شرکت، بعدش حساب بی‌حساب میشیم.

520
00:25:25.063 --> 00:25:28.025
‫نه کاملا. به یه شرط.

521
00:25:28.066 --> 00:25:29.526
صبر کن ببینمت

522
00:25:29.568 --> 00:25:30.235
‫چی؟

523
00:25:30.235 --> 00:25:33.489
‫اوه، بی‌خیال. از اول هم برنامه‌مون همین بود.

524
00:25:33.530 --> 00:25:36.742
‫قرار بود با هم ‫بریم کافه

525
00:25:36.784 --> 00:25:38.452
‫اونجا با هم باشیم

526
00:25:38.494 --> 00:25:41.872
یه کم وایسا بذار حرکاتت رو ببینم

527
00:25:41.914 --> 00:25:49.087
‫تو چندش‌ترین و پست‌ترین آدمی هستی
‫که به عمرم دیدم.

528
00:25:49.379 --> 00:25:51.048
‫حق با توئه.

529
00:25:51.089 --> 00:25:53.801
‫یه چرخ چی؟

530
00:26:03.894 --> 00:26:06.480
‫به خودم قول دادم که آرامشم رو حفظ کنم،

531
00:26:06.480 --> 00:26:08.774
‫و دقیقا همین کار رو کردم.

532
00:26:08.774 --> 00:26:12.611
‫شرلی، وقتی بحث ایوان تیگز میشه...

533
00:26:12.653 --> 00:26:15.948
‫چند تا قول به خودت دادی؟

534
00:26:16.615 --> 00:26:18.534
‫ببین.

535
00:26:18.742 --> 00:26:21.745
‫هیچ مدرکی از اینکه کس دیگه‌ای
‫اونجا بوده نیست، حتی اثر انگشتی نیست.

536
00:26:21.787 --> 00:26:24.873
‫بی‌خیال، مری! جز اسکات لیتل،
‫دیگه کی می‌تونسته این کار رو بکنه؟

537
00:26:24.915 --> 00:26:27.000
‫خب، شوهرش چی پس؟

538
00:26:27.042 --> 00:26:30.003
‫قتل به دست همسر رایج‌ترین...

539
00:26:30.712 --> 00:26:32.798
‫خب، حسابی سرگرم ماجرا شدن.

540
00:26:32.839 --> 00:26:35.592
‫خب، معلومه.
‫بینندگان برنامه‌های خبری در مورد جنگ رو به کاهشن.

541
00:26:35.634 --> 00:26:38.804
‫شرلی، باید سر این قضیه با ایوان تیگز به توافق برسیم.

542
00:26:39.888 --> 00:26:43.308
‫بذار ببینیم شهادت میسی چطور پیش میره.

543
00:26:43.767 --> 00:26:46.144
‫وقتی به کسی گفته میشه
‫عمل قلب نیاز داره،

544
00:26:46.144 --> 00:26:48.981
‫اون انتظار نداره واسه این کار به هند فرستاده بشه.

545
00:26:49.022 --> 00:26:50.899
‫جوری میگی انگار مجبورش کردن.

546
00:26:50.941 --> 00:26:52.901
‫به همسر موکلت گزینه‌ای پیشنهاد شد...

547
00:26:52.943 --> 00:26:53.986
‫گزینه؟

548
00:26:53.986 --> 00:26:57.572
‫اینجا ۱۸ هزار دلار بده
‫یا برو هند و رایگان عمل شو؟

549
00:26:57.614 --> 00:27:01.201
‫این واسه شخصی که درآمدش کمه
‫گزینه‌ی مطلوبی به نظر میاد، آقای جوانکا؟

550
00:27:01.243 --> 00:27:03.996
‫ببین، موکلت حتی بیمه‌ی سلامت هم نمی‌داشت...

551
00:27:04.037 --> 00:27:06.873
‫- اگه ما نمی‌تونستیم براش...
‫- اون مُرد، آقای جوانکا.

552
00:27:06.915 --> 00:27:09.376
‫حالا باید با پرواز برم هند و از هندی‌ها شکایت کنم؟

553
00:27:09.376 --> 00:27:12.754
‫مرگش هیچ ربطی به سوء عمل
‫یا کیفیت درمانش نداشت.

554
00:27:12.754 --> 00:27:16.300
‫ارزش درمانی حضور خانواده
‫در زمان عمل چی میشه پس؟

555
00:27:16.341 --> 00:27:18.260
‫- ببین...
‫- همش میگی "ببین."

556
00:27:18.302 --> 00:27:22.347
‫عمل قلب در آمریکا
‫در مجموع ۹۰ هزار دلار خرج برمی‌داره.

557
00:27:22.347 --> 00:27:24.474
‫در هند ۱۰ هزار دلار هزینه‌اشه.

558
00:27:24.516 --> 00:27:26.935
‫با وجود بحران پوشش خدمات درمانی در این کشور،

559
00:27:26.977 --> 00:27:30.981
‫کدوم مسئول بیمه‌ی وظیفه شناسی
‫به بیمارانش توصیه نمی‌کنه برن خارج؟

560
00:27:31.023 --> 00:27:34.276
‫این زن به خاطر مراقب غیر استاندارد نمرد!

561
00:27:35.027 --> 00:27:38.030
‫و اگه فکر می‌کنی می‌تونی
‫با آوردن این مترسک...

562
00:27:38.071 --> 00:27:41.074
‫یه هفته قبل از دادگاه
‫ما رو مجاب به توافق کنی،

563
00:27:41.116 --> 00:27:44.536
‫همونقدر که تابلویی، اشتباه هم می‌کنی.

564
00:27:44.578 --> 00:27:46.246
‫بهم چی گفتی؟

565
00:27:46.246 --> 00:27:47.831
‫قصد توهین نداشتم.

566
00:27:47.873 --> 00:27:50.876
‫تا از پنجره پرتت نکردم بیرون، از دفترم برو بیرون.

567
00:27:50.917 --> 00:27:52.335
‫باشه!

568
00:27:52.586 --> 00:27:54.880
‫توی دادگاه می‌بینمت.

569
00:27:57.424 --> 00:27:58.675
‫عالی شد.

570
00:28:01.136 --> 00:28:02.888
‫خب، امیدوارم این کمک کرده باشه.

571
00:28:04.931 --> 00:28:07.017
‫توی دادگاه می‌بینمت.

572
00:28:12.647 --> 00:28:15.442
‫وقتی ما از کسی حمایت می‌کنیم،
‫حمایت تمام و کمال می‌کنیم.

573
00:28:15.484 --> 00:28:16.401
‫واقعا؟

574
00:28:16.443 --> 00:28:20.697
‫منابع کامل کرین، پول و اشمیت در اختیارته.

575
00:28:32.959 --> 00:28:35.420
‫من سر قول و قرارم بودم.

576
00:28:35.462 --> 00:28:37.380
‫زن خوبی بودم.

577
00:28:37.422 --> 00:28:39.716
‫من پیشینه‌ی صاف و ساده‌ای دارم،

578
00:28:39.758 --> 00:28:43.512
‫و این مرد اومد و منو خراب کرد.

579
00:28:43.553 --> 00:28:47.015
‫من وارد دنیاش شدم،
‫و به سبک زندگیش عادت کردم.

580
00:28:47.057 --> 00:28:48.183
‫خودم رو باهاش وفق دادم.

581
00:28:48.225 --> 00:28:49.935
‫ما فقط ۹ ماه با هم زندگی مشترک کردیم.

582
00:28:49.976 --> 00:28:51.353
‫من سریع خودم رو وفق میدم!

583
00:28:51.394 --> 00:28:53.647
‫خب زندگیت الان چه جوریه؟

584
00:28:53.647 --> 00:28:56.650
‫من راحتم، ولی سالی داره بچه‌دار میشه.

585
00:28:56.691 --> 00:28:59.611
‫الان مسئولیت‌های خیلی بیشتری دارم.

586
00:28:59.653 --> 00:29:01.404
‫قراره مادر مجرد بشم.

587
00:29:01.446 --> 00:29:03.824
‫مگه اون قراره توله‌ها رو به دنیا بیاره؟

588
00:29:03.865 --> 00:29:05.283
‫اونا سگ‌های نمایشی هستن.

589
00:29:05.283 --> 00:29:08.495
‫چطور می‌تونم تنهایی سگ‌های نمایشی رو بزرگ کنم؟

590
00:29:08.495 --> 00:29:11.373
‫و حالا که شوهرت زندگی زناشویی رو خاتمه داده
‫چه حسی داری؟

591
00:29:11.414 --> 00:29:13.416
‫اعتراض دارم! این مسخره‌ست، عالیجناب.

592
00:29:13.416 --> 00:29:17.087
‫من قرار نیست اونو به امون خدا ول کنم.

593
00:29:17.128 --> 00:29:19.798
‫یه توافق خوب باهاش می‌کنم،
‫بهش نفقه میدم...

594
00:29:19.840 --> 00:29:21.758
‫و تمام کارهای خوبی که همیشه می‌کنم رو انجام میدم.

595
00:29:21.800 --> 00:29:23.802
‫گرچه این اون توافقنامه‌ای نیست که امضا کردی.

596
00:29:23.844 --> 00:29:26.680
‫توافقنامه‌ای که تو مجاب و مجبورش کردی امضا کنه.

597
00:29:26.721 --> 00:29:30.517
‫اوه، دست بردار. تو به عمرت
‫مجبور به انجام هیچ کاری نشدی.

598
00:29:30.559 --> 00:29:32.435
‫تو همه چی رو در مورد من نمی‌دونی.

599
00:29:32.477 --> 00:29:34.729
‫چرا، می‌دونم.

600
00:29:35.230 --> 00:29:37.107
‫بیاین اتاق من.

601
00:29:37.232 --> 00:29:39.442
‫فقط خانم اشمیت و آقای تیگز.

602
00:29:39.484 --> 00:29:41.528
‫نمیشه فقط بیام تماشا کنم؟

603
00:29:41.653 --> 00:29:43.405
‫نه.

604
00:29:45.657 --> 00:29:48.410
‫از دست شما دو تا دیگه کلافه شدم.

605
00:29:48.451 --> 00:29:51.913
‫اگه می‌خواستم غرولند یه زوج رو ببینم،
‫می‌تونستم برم خونه.

606
00:29:51.913 --> 00:29:53.665
‫ما زوج نیستیم.

607
00:29:53.707 --> 00:29:54.583
‫صحیح.

608
00:29:54.583 --> 00:29:57.752
‫توی دادگاه من دارین
‫مشکلات شخصی‌تون رو مطرح می‌کنین.

609
00:29:58.044 --> 00:30:01.423
‫می‌تونم جفت‌تون رو به توهین به دادگاه متهم کنم
‫و توصیه کنم کانون وکلا شما رو تحریم کنن.

610
00:30:01.464 --> 00:30:04.801
‫عالیجناب، آقای تیگز سابقه‌ی
‫نابود کردن زندگی زنان رو داره.

611
00:30:04.801 --> 00:30:06.219
‫یکی‌شون الان اون بیرونه.

612
00:30:06.261 --> 00:30:08.346
‫واسش سال‌ها طول می‌کشه
‫که اینو فراموش کنه.

613
00:30:08.388 --> 00:30:10.432
‫اوه، منو فراموش می‌کنه.
‫اون مثل ماهی قرمز می‌مونه.

614
00:30:10.473 --> 00:30:12.517
‫حافظه‌اش ۳ ثانیه‌ست.

615
00:30:12.559 --> 00:30:17.188
‫ولی تو سال‌ها کینه به دل می‌گیری.

616
00:30:17.230 --> 00:30:19.065
‫چی می‌خوای بگی؟

617
00:30:19.107 --> 00:30:21.067
‫تو اون توافقنامه رو تنظیم نکردی...

618
00:30:21.109 --> 00:30:24.279
‫که منو مجازات کنی
‫یا کاری کنی به میسی وفادار بمونم.

619
00:30:24.321 --> 00:30:29.701
‫این کار رو کردی که منو از خودت دور نگه داری،
‫چون می‌دونی...

620
00:30:29.743 --> 00:30:32.537
‫که نمی‌تونی در برابر من مقاومت کنی.

621
00:30:32.579 --> 00:30:36.666
‫پس همیشه بحث اینه که
‫چقدر بقیه تو رو می‌خوان، ها، ایوان؟

622
00:30:36.708 --> 00:30:40.086
‫نه. فقط بحث اینه که چقدر تو منو می‌خوای.

623
00:30:42.130 --> 00:30:45.884
‫اعتراف کن، شرلی. تو هنوز عاشق منی.

624
00:30:47.510 --> 00:30:50.555
‫تو مرد خیلی پریشونی هستی.

625
00:30:54.434 --> 00:30:56.728
‫می‌دونی که من چه حسی در موردت دارم، شرلی.

626
00:30:56.770 --> 00:31:01.441
‫گوش کن ببین چی میگم، من ‌بی‌خیال شکایتم میشم
‫و همه چی رو واگذار می‌کنم.

627
00:31:01.483 --> 00:31:05.028
‫خونه‌ام، عضویتم توی باشگاه،
‫سیگارهای کوباییم...

628
00:31:05.070 --> 00:31:10.617
‫همش می‌تونه مال میسی بشه
‫اگه قبول کنی دیگه مقاومت نکنی...

629
00:31:10.658 --> 00:31:13.370
‫و یه فرصت دیگه بهم بدی.

630
00:31:13.411 --> 00:31:16.081
‫من بیش از حد بهت فرصت دادم.

631
00:31:21.836 --> 00:31:23.171
‫خیلی خب‌.

632
00:31:24.714 --> 00:31:27.801
‫بی‌خیال همه چیزم میشم
‫اگه بیای با هم بریم شام بخوریم.

633
00:31:29.302 --> 00:31:31.513
‫می‌برمت رستوران ملویل.

634
00:31:32.138 --> 00:31:33.973
‫ولی شاید تو مجبور بشی حساب کنی.

635
00:31:35.350 --> 00:31:36.976
‫خوراک دنده بخورین.

636
00:31:45.360 --> 00:31:47.904
‫جفری، یه مشکل کوچیک داریم‌.

637
00:31:49.239 --> 00:31:50.532
‫سلام.

638
00:31:50.573 --> 00:31:53.451
‫پدر اسکات لیتل توی لیست شاهدین دادستانه.

639
00:31:53.493 --> 00:31:56.246
‫- منظورت چیه؟
‫- یعنی میگم اونا می‌خوان پدر موکل‌مون رو فرا بخونن.

640
00:31:56.287 --> 00:31:57.497
‫تو از این قضیه خبر نداشتی؟

641
00:31:57.497 --> 00:31:58.498
‫موکل‌مون؟

642
00:31:58.498 --> 00:31:59.707
‫مگه اونم توی این پرونده‌ست؟

643
00:31:59.749 --> 00:32:01.251
‫آخه اون چی می‌خواد بگه؟

644
00:32:01.251 --> 00:32:03.753
‫داره میاد. ما می‌تونیم بریم ازش بپرسیم.

645
00:32:05.547 --> 00:32:07.173
‫ما؟

646
00:32:07.382 --> 00:32:09.676
‫اون توی این پرونده‌ست؟

647
00:32:12.470 --> 00:32:14.097
‫مجبور نیستم چیزی بهتون بگم.

648
00:32:14.138 --> 00:32:17.517
‫آقای شیلر، اسکات لیتل پسر شماست.

649
00:32:17.725 --> 00:32:19.310
‫چرا فامیل اون شیلر نیست؟

650
00:32:19.310 --> 00:32:21.980
‫اون قانونا فامیل اونو به نام خانوادگی خودش تغییر داد...

651
00:32:22.021 --> 00:32:25.358
‫چون همونقدر که مضحکه، کینه‌توز هم هست.

652
00:32:25.400 --> 00:32:27.235
‫بگو چی می‌خوای بگی، مایکل.

653
00:32:27.277 --> 00:32:30.363
‫من سگ تو نیستم.
‫مجبور نیستم از فرمان تو پیروی کنم!

654
00:32:30.405 --> 00:32:32.949
‫بهم نگفتین این عفریته‌ی کریه قراره اینجا باشه!

655
00:32:32.991 --> 00:32:36.035
‫این روش شنیعی واسه اینه که
‫توی زندگی پسرت دخیل باشی،

656
00:32:36.077 --> 00:32:37.954
‫اینکه بخوای علیه‌اش شهادت بدی!

657
00:32:37.996 --> 00:32:39.747
‫تو نذاشتی من توی زندگیش دخیل بشم.

658
00:32:39.789 --> 00:32:41.457
‫حتی نمیذاشتی اونو ببینم!

659
00:32:41.499 --> 00:32:43.042
‫می‌ترسیدم یکی مثل تو بشه.

660
00:32:43.084 --> 00:32:46.379
‫می‌دونی، نمی‌تونم اینجا بمونم.
‫دیدن نفس کشیدن و حرف زدن اون...

661
00:32:46.421 --> 00:32:48.506
‫باعث میشه برام سخت بشه
‫که اونو مرده فرض کنم.

662
00:32:48.548 --> 00:32:50.967
‫توی زندگی مشترک‌مون وانمود می‌کردم مُردم.

663
00:32:51.009 --> 00:32:52.802
‫به نظر اینطور ترجیح می‌دادی.

664
00:32:52.844 --> 00:32:54.512
‫چون تصور جنازه‌ات...

665
00:32:54.554 --> 00:32:56.556
‫برام هیجان‌ انگیزه.

666
00:32:56.598 --> 00:32:57.599
‫خیلی خب!

667
00:32:57.640 --> 00:33:00.143
‫مطمئنم این خوش و بش‌تون خیلی لذت بخشه، ولی...

668
00:33:00.184 --> 00:33:02.228
‫آقای شیلر، این پسر شماست.

669
00:33:02.270 --> 00:33:04.272
‫فقط اون اینطور میگه.

670
00:33:04.314 --> 00:33:06.274
‫چطور می‌تونی علیه پسرت شهادت بدی؟

671
00:33:06.316 --> 00:33:08.359
‫نمی‌خوام این کار رو بکنم،
‫حداقل در مورد قتل نه.

672
00:33:08.401 --> 00:33:10.361
‫پس چرا دادستان شما رو فرا خونده؟

673
00:33:10.403 --> 00:33:12.155
‫اون بهم گفت مجبور نیستم باهاتون حرف بزنم.

674
00:33:12.196 --> 00:33:14.616
‫اون بهت توصیه کرد با ما حرف نزنی؟

675
00:33:14.657 --> 00:33:15.575
‫من میرم.

676
00:33:15.617 --> 00:33:18.536
‫فکر می‌کنی این کار باعث میشی مرد بشی، مایکل؟

677
00:33:18.661 --> 00:33:21.539
‫تو هیچ وقت مرد نبودی.

678
00:33:29.756 --> 00:33:31.049
‫خیلی خب‌.

679
00:33:31.049 --> 00:33:32.884
‫خب، هیجان‌ انگیز شد.

680
00:33:34.552 --> 00:33:37.013
‫بتانی، برد کاملا در اختیار توئه.

681
00:33:37.055 --> 00:33:38.723
‫اگه چیزی نیاز داشتی، برو پیشش.

682
00:33:38.723 --> 00:33:41.309
‫اگه راضی نبودی...

683
00:33:41.601 --> 00:33:43.186
‫بیا پیش من.

684
00:33:43.227 --> 00:33:44.896
‫ممنون.

685
00:33:45.897 --> 00:33:47.982
‫ترتیبی میدم فایل‌هات فرستاده بشه،

686
00:33:48.024 --> 00:33:49.400
‫و یه جا ردیف می‌کنم.

687
00:33:49.442 --> 00:33:50.401
‫خیلی خب.

688
00:33:52.070 --> 00:33:54.238
‫می‌خوام ازت بابت این کار تشکر کنم.

689
00:33:54.280 --> 00:33:56.699
‫هیچ وقت نمی‌تونستم تنهایی
‫با یه شرکت بیمه‌ی بزرگ سرشاخ بشم،

690
00:33:56.741 --> 00:33:59.118
‫واسه همین اونا هیچی بهم پیشنهاد ندادن.

691
00:33:59.160 --> 00:34:04.248
‫بتانی، می‌خوام بابت اینکه
‫قضاوتت کردم عذرخواهی کنم.

692
00:34:12.298 --> 00:34:16.302
‫می‌خوایم با هم بریم شام بخوریم،
‫پس ایشالا که همه چی ختم به خیر بشه.

693
00:34:16.344 --> 00:34:19.972
‫عالیه. تبریک میگم، شرلی.

694
00:34:20.390 --> 00:34:22.058
‫آلن، چرا؟

695
00:34:22.100 --> 00:34:25.144
‫من حق دارم بدونم.

696
00:34:25.144 --> 00:34:27.021
‫بله.

697
00:34:27.605 --> 00:34:32.652
‫اولا اون توافقنامه‌ به طرز غیر منطقی‌ای نابرابر بود.

698
00:34:32.693 --> 00:34:34.695
‫دیدن فلاکت ایوان خجالت آور بود،

699
00:34:34.737 --> 00:34:39.450
‫ولی خجالت آورتر از اون دیدن میسی
‫سوار بر اون قایق بود.

700
00:34:39.492 --> 00:34:40.910
‫و دوما؟

701
00:34:42.161 --> 00:34:43.413
‫خب...

702
00:34:45.248 --> 00:34:47.208
‫اون خصوصیه.

703
00:34:48.251 --> 00:34:53.673
‫ولی چیزیه که دائم بهش فکر می‌کنم
‫در حالی که به اون عکس خوشگلت...

704
00:34:53.714 --> 00:34:55.842
‫که توی اتاقم آویزون شده نگاه می‌کنم.

705
00:34:55.842 --> 00:34:57.176
‫مراقب باش، آلن.

706
00:34:57.218 --> 00:35:01.514
‫اوه، شرلی، بهت اطمینان میدم،
‫من همیشه خیلی مراقبم.

707
00:35:02.348 --> 00:35:07.228
‫ولی نکته‌ی اون عکس اینه که به عنوان یه زن جوون...

708
00:35:07.270 --> 00:35:14.777
‫تو الهی بودی و در دوران بلوغ متعالی هستی.

709
00:35:18.072 --> 00:35:19.740
‫خب، من...

710
00:35:19.782 --> 00:35:23.119
‫گمونم خوشحالم که تو رو خوشحال کردم.

711
00:35:23.119 --> 00:35:25.037
‫شرلی، راستش...

712
00:35:25.079 --> 00:35:28.791
‫من فقط به این خاطر این پرونده رو قبول کردم
‫که با تو توی دادگاه باشم.

713
00:35:28.833 --> 00:35:30.168
‫از بودن کنارت لذت می‌برم.

714
00:35:30.209 --> 00:35:35.715
‫پس اگه نتونم توی پرونده‌ای همراهت باشم،
‫مجبورم وکیل طرف مقابلت باشم.

715
00:35:35.756 --> 00:35:39.427
‫یا می‌تونم همین الان باهات مخالفت کنم.

716
00:35:39.468 --> 00:35:42.179
‫این قطعا منو خوشحال می‌کنه.

717
00:35:53.900 --> 00:35:57.361
‫تقریبا داشتم گولت رو می‌خوردم.

718
00:36:23.179 --> 00:36:26.390
‫این شکایتت به خاطر دشمنی بود؟

719
00:36:29.977 --> 00:36:32.021
‫شرلی...

720
00:36:32.480 --> 00:36:37.276
‫اگه فکر می‌کردم می‌تونم
‫از این منفعت عاطفی ببرم،

721
00:36:37.318 --> 00:36:40.863
‫سال‌ها این قضیه رو
‫توی دادگاه خانواده کش می‌دادم.

722
00:36:40.863 --> 00:36:48.537
‫من فقط می‌خوام یه خوراک دنده
‫در کنار یه هم‌صحبت دوست داشتنی بخورم.

723
00:36:48.579 --> 00:36:50.623
‫میشه به همین بسنده کنیم؟

724
00:36:52.041 --> 00:36:54.085
‫تو نمی‌تونی دوباره دلم رو به دست بیاری.

725
00:37:02.176 --> 00:37:04.804
‫اه، خب...

726
00:37:04.804 --> 00:37:08.933
‫جفت‌مون این فیلم رو دیدیم، شرلی.
‫جفت‌مون می‌دونیم چطور خاتمه پیدا می‌کنه.

727
00:37:09.266 --> 00:37:13.229
‫من و تو تا ابد خوش و خرم زندگی می‌کنیم.

728
00:37:13.270 --> 00:37:15.690
‫حداقل چند هفته.

729
00:37:25.699 --> 00:37:29.078
‫من دیگه دوستت ندارم.

730
00:37:53.436 --> 00:37:55.729
‫خب...

731
00:37:55.729 --> 00:38:01.902
‫تو و ایوان جفت‌تون به یه دلیل توی این پرونده بودین.

732
00:38:01.902 --> 00:38:03.696
‫شرلی.

733
00:38:03.737 --> 00:38:08.868
‫جوانا کاری کرد متوجه بشم اون خیلی به من میاد.

734
00:38:08.909 --> 00:38:11.287
‫دنی، من یه جورایی بهش علاقه‌مند شدم.

735
00:38:11.328 --> 00:38:13.372
‫خب، دورش رو خط بکش.

736
00:38:13.414 --> 00:38:16.417
‫تازه، آدم روی کسی دست نمیذاره که دوستش قبلا...

737
00:38:16.458 --> 00:38:17.585
‫- میخواستش .
‫- دقیقا.

738
00:38:17.585 --> 00:38:20.045
‫خیلی وقت پیش اون قلمرو رو
‫واسه خودم مشخص کردم.

739
00:38:21.755 --> 00:38:26.427
‫بیا در مورد این صحبت کنیم که تو تصمیم گرفتی
‫با زنی که ازت شکایت کرد همکاری کنی.

740
00:38:26.468 --> 00:38:28.512
‫اون یه بشکه‌ی باروت کوچولوئه.

741
00:38:29.471 --> 00:38:31.557
‫تو یه زمانی با یه زن کوتوله...

742
00:38:31.599 --> 00:38:32.975
‫قرار میذاشتی، نه؟

743
00:38:32.975 --> 00:38:33.601
‫آره.

744
00:38:33.601 --> 00:38:35.144
‫چطور بود؟

745
00:38:35.144 --> 00:38:37.813
‫منظورم شخصیت‌شه.

746
00:38:37.813 --> 00:38:39.565
‫بی‌نظیر.

747
00:38:41.150 --> 00:38:45.070
‫لقبش گورکنه.

748
00:38:45.988 --> 00:38:49.074
‫نمی‌دونم توی زندگی هم گورکنه یا نه.

749
00:38:49.116 --> 00:38:50.910
‫می‌تونه دردناک باشه.

750
00:38:50.910 --> 00:38:53.662
‫به نظرت اون ناراحت نمیشه
‫که اینجوری در موردش حرف می‌زنی؟

751
00:38:53.704 --> 00:38:55.497
‫نمی‌دونم. واسه چی؟

752
00:38:55.539 --> 00:38:58.083
‫خب، شاید بهتره پایین رو نگاه کنی، دنی.

753
00:38:58.125 --> 00:38:59.627
‫- نگو که...
‫- اوه، بله.

754
00:38:59.668 --> 00:39:02.004
‫- اوه، نه.
‫- بله.

755
00:39:04.131 --> 00:39:08.510
‫حالا که بیشتر متوجه شدم تو چه موجودی هستی،

756
00:39:08.552 --> 00:39:10.137
‫بهم برنخورد.

757
00:39:10.179 --> 00:39:12.640
‫- یواشکی منو تحت نظر داری.
‫- نه.

758
00:39:12.681 --> 00:39:15.517
‫اومدم بگم دادگاه تاریخ تعیین کرد.

759
00:39:15.517 --> 00:39:18.604
‫جلسه‌ی بیانیه‌ی آغازین دوشنبه‌ست.

760
00:39:21.357 --> 00:39:26.362
‫«ارائه شده توسط سایت مووی شو»

761
00:39:31.325 --> 00:39:32.618
‫آنچه در قسمت بعد خواهید دید...

762
00:39:32.618 --> 00:39:34.328
‫خیلی خوشحالیم که اسکات لیتل...

763
00:39:34.328 --> 00:39:35.746
‫از اون سلول آزاد شد.

764
00:39:35.746 --> 00:39:37.414
‫موکلت زنم رو کشت.

765
00:39:37.414 --> 00:39:40.334
‫مدرکی نیست که اصلا کس دیگه‌ای اونجا بوده باشه.

766
00:39:40.334 --> 00:39:41.126
‫به جز تو.

767
00:39:41.126 --> 00:39:43.754
‫این گل‌ها مال باغچه‌ی شخصی یه نفره.

768
00:39:43.754 --> 00:39:45.923
‫می‌خوای بگی من اونو کشتم؟

769
00:39:45.923 --> 00:39:47.132
‫من عاشقش بودم.

770
00:39:47.132 --> 00:39:50.219
‫نمیشه یه زن رو تا ابد واسه خودت بدونی.

771
00:39:50.219 --> 00:39:51.345
‫من فقط شرلی رو واسه خودم می‌دونم.

772
00:39:51.345 --> 00:39:52.346
‫من تو رو به مبارزه دعوت می‌کنم، دنی.

773
00:39:52.346 --> 00:39:54.348
‫- به چه مبارزه‌ای؟
‫- می‌خواین کشتی بگیرین؟

774
00:39:54.348 --> 00:39:56.350
‫و فکر می‌کنین من جایزه‌اش هستم؟

775
00:39:56.350 --> 00:39:57.935
‫تو همیشه جایزه‌ای، شرلی.

776
00:39:57.935 --> 00:39:59.728
‫واقعا اینقدر خوبی؟

777
00:39:59.728 --> 00:40:01.522
‫کاش نبودم.

