
1
00:00:01.334 --> 00:00:02.585
‫آنچه گذشت...

2
00:00:02.627 --> 00:00:05.922
‫مرتب مسخره‌ترین شکایات
‫رو قبول می‌کنیم.

3
00:00:05.964 --> 00:00:09.634
‫نمیشه فقط از روزت لذت ببری؟

4
00:00:09.676 --> 00:00:12.220
‫فقط باید افق دیدت رو یکم بالاتر ببری.

5
00:00:12.262 --> 00:00:15.181
‫برای ولنتاین فیلم خیلی
‫قشنگی میشه، اما در دنیای واقعی...

6
00:00:15.223 --> 00:00:17.809
‫در دنیای واقعی عشق غیرقابل توضیح‌ترین...

7
00:00:17.851 --> 00:00:20.103
‫غیرعلمی‌ترین و
‫غیرمنطقی‌ترین پدیده‌س.

8
00:00:20.145 --> 00:00:22.272
‫سواستفاده کردن از کسی که آلزایمر داره...

9
00:00:22.355 --> 00:00:25.817
‫- مشخصه که یکم حساسم، با توجه...
‫- با توجه به چی؟

10
00:00:25.859 --> 00:00:29.863
‫- ای کاش می‌تونستم بگم بهتر شده، ولی...
‫- سلام، بابا. شرلی هستم.

11
00:00:39.164 --> 00:00:40.665
‫ببخشید.

12
00:00:40.707 --> 00:00:43.543
‫- اتاق والتر اشمیت کجاس؟
‫- شرلی؟

13
00:00:43.585 --> 00:00:46.421
‫- چی شده؟
‫- خوبه. چند تا دنده‌ش شکسته

14
00:00:46.463 --> 00:00:48.673
‫- الان داره استراحت می‌کنه
‫- چی شده؟

15
00:00:48.715 --> 00:00:50.300
‫این هفته حالش بدتر شد.

16
00:00:50.383 --> 00:00:53.553
‫دیگه هیچکدوم ما در
‫آسایشگاه رو نمی‌شناخت.

17
00:00:53.595 --> 00:00:56.681
‫عصبی میشه. انگار
‫همیشه وحشت‌زده‌س.

18
00:00:56.723 --> 00:00:59.059
‫چطور آسیب دیده؟

19
00:00:59.100 --> 00:01:01.728
‫از پنجره اتاق خوابش پریده بیرون.

20
00:01:01.770 --> 00:01:05.065
‫یه پرچین جلوی سقوطش رو گرفته
‫و احتمالا جونش رو نجات داده

21
00:01:07.734 --> 00:01:09.527
‫از پنجره پریده بیرون؟

22
00:01:09.569 --> 00:01:13.073
‫به خاطر زوال عقلشه. باید برگردم
‫اونجا. زیاد حالش خوب نیست.

23
00:01:13.114 --> 00:01:15.283
‫- منم باهات میام.
‫- ممنونم. نیازی نیست.

24
00:01:15.325 --> 00:01:17.827
‫خب، شاید منو یادش بیاد.

25
00:01:17.869 --> 00:01:20.288
‫همیشه رابطه خیلی
‫خوبی با پدرت داشتم.

26
00:01:20.330 --> 00:01:23.875
‫می‌رفتیم شکار. ماهیگیری. اون باری
‫که به ساق پاش شلیک کردم رو یادته؟

27
00:01:23.917 --> 00:01:25.752
‫شانس اوردی یادش نمیاد.

28
00:01:25.794 --> 00:01:27.796
‫- واقعا ترجیح میدم تنها برم.
‫- دوست دارم ببینمش.

29
00:01:27.837 --> 00:01:30.048
‫- همیشه علاقه زیادی به پدرت داشتم
‫- واقعا؟

30
00:01:30.090 --> 00:01:33.676
‫- و همیشه ازم خوشش می‌اومد.
‫- آره درسته.

31
00:01:33.718 --> 00:01:36.137
‫باشه پس. بیا بریم.

32
00:01:36.179 --> 00:01:39.808
‫جری، چی شده؟

33
00:01:39.849 --> 00:01:41.893
‫- توی دردسر افتادم.
‫- چه جور دردسری؟

34
00:01:41.935 --> 00:01:44.687
‫- نمی‌تونم بهت بگم.
‫- چرا نمی‌تونی بهم بگی؟

35
00:01:44.813 --> 00:01:46.648
‫پناه بر خدا.

36
00:01:46.689 --> 00:01:49.818
‫- اونم نیست.
‫- اینقدر ناله نکن و راحت بهم بگو.

37
00:01:55.323 --> 00:01:59.494
‫- خب، در طول حمله عاشق شدم.
‫- کدوم حمله؟

38
00:01:59.536 --> 00:02:02.580
‫مهم نیست، با یه
‫آدم خیلی معرکه آشنا شدم.

39
00:02:02.622 --> 00:02:07.043
‫- عالیه و؟
‫- و به خاطر تعرض ازم شکایت می‌کنه.

40
00:02:07.085 --> 00:02:09.212
‫تعرض؟

41
00:02:09.254 --> 00:02:11.589
‫اینقدر جیغ نزن. شبیه یه خوک میشی.

42
00:02:11.631 --> 00:02:13.758
‫چی شد؟ بدون رضایتش لمسش کردی؟

43
00:02:13.800 --> 00:02:16.719
‫نه، هرگز این... ادعا می‌کنه...

44
00:02:16.761 --> 00:02:20.265
‫میگم من چیزخورش کردم.

45
00:02:23.017 --> 00:02:25.019
‫جری؟

46
00:02:25.520 --> 00:02:27.480
‫این کار رو کردی؟

47
00:02:31.234 --> 00:02:34.279
‫خب، شاید یکم.

48
00:02:40.618 --> 00:02:46.833
‫«ارائه شده توسط سایت مووی شو»

49
00:02:59.012 --> 00:03:01.181
‫امیدوارم که در روز
‫یادبود بتونی به جزیره بیای...

50
00:03:01.222 --> 00:03:02.891
‫اگه بتونم خودمو از اینجا خلاص کنم.

51
00:03:02.932 --> 00:03:04.559
‫خیلی عالی میشه. دلتنگت میشیم.

52
00:03:04.601 --> 00:03:07.020
‫لطفا

53
00:03:08.688 --> 00:03:11.024
‫خب، براتون چی کار کنم؟

54
00:03:12.025 --> 00:03:13.359
‫می‌خوایم یه بمب اتم بسازیم.

55
00:03:17.447 --> 00:03:20.074
‫- چی داری میگی؟
‫- می‌خوایم یه سلاح کشتار جمعی بسازیم...

56
00:03:20.116 --> 00:03:21.451
‫که کنترلش دست ما باشه

57
00:03:23.286 --> 00:03:24.996
‫- منظورت از ما یعنی؟
‫- نانتاکت.

58
00:03:25.038 --> 00:03:27.874
‫به طور رسمی از طرف
‫هیئت برگزیدگان اومدم...

59
00:03:27.916 --> 00:03:29.542
‫و لیز هم به عنوان شهردار اومده

60
00:03:29.584 --> 00:03:32.295
‫جزیره بسیار کوچیکی هستیم.
‫به شدت در معرض خطریم

61
00:03:32.337 --> 00:03:33.379
‫صاحبخونه‌ها مدام در مورد...

62
00:03:33.421 --> 00:03:34.756
‫امنیت نگران میشن...

63
00:03:34.797 --> 00:03:37.133
‫و خب پولداریم. از پسش برمیایم.

64
00:03:37.175 --> 00:03:38.968
‫یکی می‌خوایم.

65
00:03:40.386 --> 00:03:44.557
‫یه بمب اتمی در نانتاکت؟

66
00:03:44.599 --> 00:03:47.060
‫این حق رو بهمون ندادن
‫که پلوتونیم بخریم...

67
00:03:47.101 --> 00:03:48.603
‫کمیته مقررات هسته‌ای نمیذاره.

68
00:03:48.645 --> 00:03:51.105
‫- چقدر بد شده، نه؟
‫- می‌خوایم شکایت کنیم.

69
00:03:55.443 --> 00:03:57.779
‫این روزها چه موادی
‫توی جزیره به فروش میره؟

70
00:03:57.820 --> 00:03:59.906
‫- کارل، می‌دونی به نظر دیوونگی میاد
‫- نه بابا؟

71
00:03:59.948 --> 00:04:03.493
‫اما اگه اتفاقی بیافته که دولت
‫میگه گریزناپذیره...

72
00:04:03.534 --> 00:04:05.954
‫کی میاد ازمون محافظت کنه؟

73
00:04:05.995 --> 00:04:09.332
‫تاکستان؟ نه. نه. باید
‫هوای خودمونو داشته باشیم.

74
00:04:09.374 --> 00:04:12.710
‫و خوشبختانه، ثروت
‫و وسایل این کار رو داریم.

75
00:04:14.087 --> 00:04:16.881
‫یه بمب اتمی می‌خواین؟

76
00:04:16.923 --> 00:04:18.841
‫هر چی زودتر.

77
00:04:32.939 --> 00:04:35.108
‫- اکسی‌توسین؟
‫- یه هورمونه، نه دارو

78
00:04:35.149 --> 00:04:40.196
‫- چی کار می‌کنه؟
‫- خب، در کل باعث اعتماد مردم بهت میشه.

79
00:04:40.238 --> 00:04:43.366
‫یه هورمون هست که باعث میشه
‫مردم بهت اعتماد کنن؟

80
00:04:43.408 --> 00:04:46.911
‫بیشتر برای خودم استفاده کردم.

81
00:04:46.953 --> 00:04:49.247
‫به آدمهایی که اضطراب
‫اجتماعی دارن هم کمک می‌کنه.

82
00:04:49.289 --> 00:04:52.750
‫بهم اجازه داد منم به اون اعتماد کنم.

83
00:04:52.834 --> 00:04:56.379
‫مثل عطر ازش استفاده می‌کنم.

84
00:04:56.421 --> 00:04:58.923
‫بوی ملایم و خوبی داره. زیادی تند نیست.

85
00:05:01.259 --> 00:05:03.303
‫به هر حال...

86
00:05:03.344 --> 00:05:06.347
‫اسمش دیناست.

87
00:05:06.389 --> 00:05:09.392
‫فهمید و ازم شکایت می‌کنه.

88
00:05:12.437 --> 00:05:14.856
‫ازم ناامید شدی.

89
00:05:14.897 --> 00:05:17.775
‫خب، شدم، جری، راستشو میگم.

90
00:05:33.291 --> 00:05:35.293
‫بابا؟

91
00:05:35.752 --> 00:05:37.211
‫سلام، بابا.

92
00:05:38.379 --> 00:05:39.505
‫کی هستی؟

93
00:05:43.134 --> 00:05:45.511
‫بابا، منم. شرلی.

94
00:05:52.268 --> 00:05:54.145
‫دنی رو یادته؟

95
00:05:55.188 --> 00:05:57.732
‫- دنی اومده سلامی بکنه.
‫- سلام، والت.

96
00:05:59.609 --> 00:06:02.070
‫دنده‌هات چطورن؟

97
00:06:05.281 --> 00:06:07.408
‫به نظر خوب میای، والت.

98
00:06:15.124 --> 00:06:17.710
‫دوست نداره کسی بهش دست بزنه.

99
00:06:17.752 --> 00:06:20.004
‫دکتر شیفت کجاست؟

100
00:06:20.046 --> 00:06:21.464
‫صداش می‌زنم.

101
00:06:26.135 --> 00:06:29.305
‫- یه بمب هسته‌ای؟ در نانتاکت؟
‫- دیوونه شدن؟

102
00:06:29.347 --> 00:06:31.015
‫آدمهای فقیر دیوونه‌ن، ویتنی.

103
00:06:31.057 --> 00:06:32.642
‫آدمهای پولدار رنگارنگن.

104
00:06:32.683 --> 00:06:34.852
‫بله، خب با فرض اینکه
‫آدمهای رنگین محترم هستن...

105
00:06:34.894 --> 00:06:36.771
‫چطور می‌تونی این
‫پرونده رو واقعا قبول کنی؟

106
00:06:36.813 --> 00:06:39.107
‫خب، اول اینکه نگرانی‌های
‫امنیتی‌شون مشروعه.

107
00:06:39.148 --> 00:06:42.026
‫دوم، بمبهای هسته‌ای دارن
‫پایدار و پایدارتر میشن.

108
00:06:42.068 --> 00:06:43.903
‫ساختشون آسونتر میشه.

109
00:06:43.945 --> 00:06:46.989
‫یه روزی دنیا ازشون پر میشه.
‫چرا نانتاکت نداشته باشه؟

110
00:06:47.031 --> 00:06:50.701
‫و سوم، مهمتر از همه، وقتی
‫یه جزیره پر از میلیونر ازمون می‌خواد...

111
00:06:50.743 --> 00:06:55.373
‫وکیل‌شون باشه، لورین،
‫اونا رو سراغ یه شرکت دیگه نمی‌فرستیم.

112
00:06:55.415 --> 00:06:57.125
‫به شما سه تا نیاز دارم تا منو مسلح کنین...

113
00:06:57.166 --> 00:06:59.293
‫با تحقیق و تحلیل قانونی...

114
00:06:59.335 --> 00:07:03.339
‫که چرا نانتاکت باید یه بمب داشته باشه.

115
00:07:06.592 --> 00:07:07.927
‫سلام. دکتر برامفیلد هستم.

116
00:07:10.346 --> 00:07:11.889
‫- شرلی اشمیت.
‫- از آشنایی شما خوشحالم...

117
00:07:11.931 --> 00:07:15.518
‫اما نه در این شرایط.

118
00:07:15.560 --> 00:07:18.938
‫- ایشون دنی کرین ـه.
‫- سلام.

119
00:07:18.980 --> 00:07:20.898
‫ای کاش می‌تونستم یه چیز مثبت بهتون بگم.

120
00:07:20.940 --> 00:07:23.860
‫متاسفانه بهترین کار اینه
‫که اونو آروم نگه داریم.

121
00:07:23.901 --> 00:07:27.947
‫جرات ندارم تکونش بدم. نگرانم
‫که به دنده‌هاش آسیب بزنه.

122
00:07:27.989 --> 00:07:31.075
‫دوست دارم بهش سرم مورفین بزنین، لطفا.

123
00:07:33.035 --> 00:07:36.414
‫جراحاتش باعث میشن
‫درد قابل توجهی رو تحمل کنه.

124
00:07:36.456 --> 00:07:39.417
‫دوست دارم هر چی زودتر انجام بشه.

125
00:07:39.459 --> 00:07:41.335
‫من...

126
00:07:43.004 --> 00:07:46.174
‫- به نظر میاد الان راحته.
‫- نیست.

127
00:07:46.215 --> 00:07:48.426
‫من بهتر از تو می‌شناسمش.

128
00:07:48.468 --> 00:07:51.262
‫لطفا سرم رو وصل کن.

129
00:07:51.304 --> 00:07:55.057
‫خانم اشمیت، نمی‌تونم کاری
‫که ازم می‌خواین رو انجام بدم.

130
00:07:56.559 --> 00:07:59.061
‫ازت می‌خوام دردش رو کم کنی، دکتر.

131
00:07:59.103 --> 00:08:01.606
‫خیلی متاسفم.

132
00:08:01.647 --> 00:08:03.483
‫فکر نکنم در اینجا
‫نیازی به سرم مورفین باشه.

133
00:08:03.524 --> 00:08:04.525
‫ند تیل...

134
00:08:06.444 --> 00:08:08.654
‫هنوز رییس کارکنان اینجاست؟

135
00:08:08.738 --> 00:08:11.824
‫- هست.
‫- بیارش.

136
00:08:19.790 --> 00:08:23.377
‫ببین، می‌دونم چه درخواستی
‫دارین و همدردی می‌کنم.

137
00:08:23.419 --> 00:08:26.839
‫پدر خودم از آلزایمر مرد.
‫تو که می‌دونی، دنی.

138
00:08:26.881 --> 00:08:30.301
‫- اما قانون داریم.
‫- همیشه همینو میگن. می‌دونی که.

139
00:08:30.343 --> 00:08:32.637
‫خب، گاهی پیش میاد،
‫همونطور که گفتم...

140
00:08:32.678 --> 00:08:35.431
‫وقتی بیماران درد فیزیکی بسیار زیادی دارن.

141
00:08:35.473 --> 00:08:39.101
‫اما نگاش کن. چطور اینو
‫کنترل درد درنظر بگیریم؟

142
00:08:39.143 --> 00:08:42.522
‫راحت قبول می‌کنی وقتی بهت میگم
‫واقعا داره درد می‌کشه.

143
00:08:44.065 --> 00:08:45.608
‫زود باش، ند. چیزی نمی‌خوایم...

144
00:08:45.650 --> 00:08:48.110
‫که هر روز در هر بیمارستانی اتفاق نمی‌افته.

145
00:08:50.905 --> 00:08:52.615
‫نمی‌تونم...

146
00:08:52.657 --> 00:08:56.661
‫اما اگه دستور دادگاه بگیرین
‫و ما رو مجبور کنین...

147
00:08:56.702 --> 00:08:59.455
‫گمونم چاره‌ای به جز اجراش نداریم.

148
00:08:59.497 --> 00:09:03.167
‫- خودم مطرحش می‌کنم. بیا بریم.
‫- ممنونم، دکتر.

149
00:09:05.086 --> 00:09:06.629
‫دنی.

150
00:09:06.671 --> 00:09:08.631
‫من...

151
00:09:08.673 --> 00:09:13.135
‫فکر کنم دوست دارم آلن این کار رو بکنه.

152
00:09:13.177 --> 00:09:14.971
‫خیلی سخت میشه...

153
00:09:15.012 --> 00:09:16.931
‫که قاضی رو به این کار راضی کنی...

154
00:09:16.973 --> 00:09:21.602
‫و فکر کنم این کار از عهده آلن برمیاد.

155
00:09:25.439 --> 00:09:28.651
‫باشه. گمونم منطقیه.

156
00:09:30.695 --> 00:09:32.822
‫پس بیا بریم آلن رو بیاریم.

157
00:09:43.207 --> 00:09:45.626
‫یه بمب هسته‌ای در نانتاکت؟

158
00:09:45.668 --> 00:09:47.962
‫- شوخی می‌کنی؟
‫- نه، عالیجناب.

159
00:09:48.004 --> 00:09:51.173
‫رییس‌جمهور ما هم شوخی نمی‌کنه
‫وقتی مدام بهمون میگه باید بترسیم.

160
00:09:51.215 --> 00:09:53.884
‫نانتاکت به هر حال
‫پر شده از جمهوری‌خواهان.

161
00:09:53.926 --> 00:09:56.053
‫وقتی به فرمانده کل قوامون
‫باور دارن که داد بزنه گرگ.

162
00:09:56.095 --> 00:09:58.055
‫وقتی جان مک‌کین دو بار
‫داد بزنه گرگ باورشون میشه.

163
00:09:58.097 --> 00:09:59.765
‫برخی حتی چینی رو باور می‌کنن وقتی میگه...

164
00:09:59.849 --> 00:10:03.311
‫بمب به سمت ما شلیک شده،
‫فقط زمانش مسئله‌س.

165
00:10:03.352 --> 00:10:05.730
‫- دادگاه تعطیل...
‫- هی، هی، هی

166
00:10:08.274 --> 00:10:12.194
‫عالیجناب، با اینکه
‫در ظاهر شاید خیلی مسخره باشه...

167
00:10:12.236 --> 00:10:14.322
‫بیاین در نظر بگیریمش، عالیجناب.

168
00:10:14.363 --> 00:10:17.533
‫نانتاکت خودش تنهایی اون بیرونه.

169
00:10:17.575 --> 00:10:20.703
‫اگه به این کشور حمله بشه دفاع
‫ازش اولویت برتر نخواهد بود.

170
00:10:20.745 --> 00:10:23.497
‫نباید بتونن از خودشون دفاع کنن؟

171
00:10:23.539 --> 00:10:26.125
‫حداقل ازتون می‌خوام
‫به حرف موکلم گوش کنین...

172
00:10:26.167 --> 00:10:27.793
‫قبل از اینکه درخواست ما رو رد کنین.

173
00:10:33.382 --> 00:10:36.302
‫به موکلت پونزده دقیقه میدم.

174
00:10:36.344 --> 00:10:38.095
‫ساعت سه.

175
00:10:38.137 --> 00:10:40.431
‫به چی نگاه می‌کنی؟

176
00:10:43.684 --> 00:10:47.396
‫قصد ندارم بی‌رحم باشم،
‫اما تا کجا پیش رفته؟

177
00:10:47.438 --> 00:10:50.316
‫خیلی. در واقع یه مدت میشه...

178
00:10:50.358 --> 00:10:54.570
‫که قابلیت ارتباط رو نداره، اما حالا...

179
00:10:54.612 --> 00:10:58.699
‫دیگه هیچکس از جمله منو نمی‌شناسه.

180
00:10:58.741 --> 00:11:02.578
‫مردی که زمانی بزرگتر
‫از زندگی و یه شگفتی بود.

181
00:11:04.497 --> 00:11:05.998
‫خیلی زشته.

182
00:11:11.170 --> 00:11:13.130
‫از خودش وصیتی به جا گذاشته؟

183
00:11:13.172 --> 00:11:14.715
‫گذاشت.

184
00:11:14.757 --> 00:11:17.593
‫هیچ اقدام خارق‌العاده‌ای
‫برای نجات جونش نیست، اما...

185
00:11:19.845 --> 00:11:22.473
‫از دادگاه می‌خوایم اجازه
‫بده به خواب ببریمش.

186
00:11:24.100 --> 00:11:25.726
‫بله.

187
00:11:29.730 --> 00:11:31.691
‫روند دادرسی سخت خواهد بود، شرلی.

188
00:11:35.027 --> 00:11:37.071
‫بیا سعی کنیم انجامش بدیم.

189
00:11:39.949 --> 00:11:41.951
‫- خودش میاد یا...
‫- نه، با یه وکیل.

190
00:11:41.992 --> 00:11:44.245
‫بیا احساساتیش نکنیم، جری.

191
00:11:44.286 --> 00:11:45.413
‫ترجیح میدم روراست باشیم...

192
00:11:45.454 --> 00:11:47.206
‫و پیشنهاد بدیم تحلیل قانونی انجام بشه.

193
00:11:47.248 --> 00:11:50.251
‫- باشه.
‫- سر و صدا و جیغ زدن باید به حداقل برسه.

194
00:11:50.292 --> 00:11:52.586
‫اومدش.

195
00:12:01.429 --> 00:12:04.098
‫- جری.
‫- سلام. سلام. خوش اومدی.

196
00:12:04.140 --> 00:12:06.016
‫- سلام.
‫- سلام.

197
00:12:06.058 --> 00:12:09.019
‫پپر مینکین هستم، وکیل خانم دینا استریکلند.

198
00:12:09.061 --> 00:12:12.064
‫- کیتی لوید، باعث افتخاره. سلام.
‫- سلام.

199
00:12:14.817 --> 00:12:15.985
‫خب، چرا نمیریم تو؟

200
00:12:17.319 --> 00:12:19.029
‫قهوه میل دارین؟

201
00:12:19.071 --> 00:12:21.824
‫- راحتم، ممنون.
‫- میل ندارم. قهوه رقابت رو سخت‌تر می‌کنه.

202
00:12:24.660 --> 00:12:27.496
‫- جری، واقعا خیلی حیرت‌انگیزه.
‫- می‌دونم.

203
00:12:27.538 --> 00:12:29.874
‫از چقدر اکسی‌توسین استفاده کردی؟

204
00:12:29.915 --> 00:12:32.001
‫- منظورم این نبود.
‫- چرا، بود.

205
00:12:32.042 --> 00:12:34.378
‫جزیره نانتاکت امروز
‫به دادگاه میره...

206
00:12:34.420 --> 00:12:37.840
‫تا واقعا اجازه قانونی برای
‫ساخت یه بمب اتمی بگیره...

207
00:12:37.882 --> 00:12:39.925
‫به عنوان بخشی از سیستم دفاعیش.

208
00:12:40.009 --> 00:12:43.179
‫نانتاکت، البته یکی از
‫ثروتمندترین شهرهای آمریکاست...

209
00:12:43.220 --> 00:12:44.805
‫امروز ساعت سه به دادگاه برمی‌گردیم.

210
00:12:44.847 --> 00:12:47.767
‫هیچکس البته انتظار
‫نداره این درخواست تایید بشه...

211
00:12:47.808 --> 00:12:49.685
‫اما اتفاقات عجیبتر هم افتاده.

212
00:12:49.727 --> 00:12:52.146
‫گفتم که این پرونده شاید یکم
‫توجه رسانه‌ای بگیره؟

213
00:12:52.188 --> 00:12:54.899
‫کارل، بهت التماس می‌کنم.
‫بذار من پرونده رو جلو ببرم.

214
00:12:54.940 --> 00:12:56.275
‫خب، دنی، همونطور که می‌بینی...

215
00:12:56.317 --> 00:12:57.902
‫یکم زیادی وکیل داریم.

216
00:12:57.943 --> 00:12:59.945
‫تمام زندگیم امیدوار بودم
‫یه روزی و یه طوری...

217
00:13:00.029 --> 00:13:02.740
‫صدام کنن تا در ساخت
‫یه بمب هسته‌ای کمک کنم.

218
00:13:02.782 --> 00:13:05.701
‫چیزی آمریکایی‌تر از کمک به
‫منفجر کردن یه کشور دیگه وجود داره؟

219
00:13:05.743 --> 00:13:08.287
‫- مور مور میشم.
‫- ها.

220
00:13:08.329 --> 00:13:10.748
‫دنی می‌تونه جای منو بگیره.

221
00:13:10.790 --> 00:13:13.209
‫با کمال احترام نمی‌خوام
‫بخشی از این جریان باشم.

222
00:13:13.250 --> 00:13:15.044
‫به نظرم این پرونده سرزنش‌آمیزه.

223
00:13:15.085 --> 00:13:18.714
‫مطمئنم تگزاس خیلی دوست داره
‫بمب خودشو داشته باشه، شاید هم آلاباما.

224
00:13:18.756 --> 00:13:19.924
‫تا حالا به این فکر کردین...

225
00:13:21.759 --> 00:13:23.677
‫اگه این پرونده رو ببریم چی میشه؟

226
00:13:23.719 --> 00:13:26.555
‫- نمی‌بریم.
‫- و همین یعنی اشکالی نداره؟

227
00:13:26.597 --> 00:13:28.432
‫به خاطر یه مشت پول
‫یه هدف نفرت‌انگیز رو انتخاب کنیم...

228
00:13:28.474 --> 00:13:30.351
‫چون می‌دونی برنده نمیشی.

229
00:13:30.392 --> 00:13:32.645
‫چه دختری. تعجبی نداره
‫لباس دخترونه می‌پوشه.

230
00:13:33.687 --> 00:13:35.105
‫روی این پرونده کار نمی‌کنم.

231
00:13:38.192 --> 00:13:40.694
‫دختر. من هستم.

232
00:13:45.074 --> 00:13:47.284
‫نمی‌خواد اینطوری زندگی کنه.

233
00:13:47.326 --> 00:13:51.080
‫ذهنش داره می‌پوسه.
‫بیشترش که از بین رفته.

234
00:13:51.121 --> 00:13:53.749
‫اندامهاش دارن از کار می‌افتن.
‫تاب و تحملی نداره.

235
00:13:54.792 --> 00:13:57.711
‫نمیشه بی‌آبرویی رو توصیف کرد.

236
00:13:57.753 --> 00:14:02.132
‫وقتی پدرتون سالم بود،
‫پیش اومد شما دو تا...

237
00:14:02.174 --> 00:14:04.802
‫حرف زدیم. یه وصیت امضا کرد.

238
00:14:04.844 --> 00:14:08.430
‫نمی‌خواست به هر
‫وسیله‌ای که شده زنده نگهش دارن.

239
00:14:08.472 --> 00:14:12.852
‫اما از زنده نگه داشتنش به
‫هر وسیله‌ای حرف نمی‌زنیم.

240
00:14:12.893 --> 00:14:16.146
‫شما اومدین بخواین از
‫روی دلرحمی بکشنش.

241
00:14:16.188 --> 00:14:18.274
‫پدرم داره بسیار رنج می‌کشه.

242
00:14:18.315 --> 00:14:21.318
‫می‌‌خوام با مورفین دردش رو مدیریت کنن.

243
00:14:21.360 --> 00:14:24.196
‫بله. باید اون واژه ها رو
‫استفاده کنین تا دستور دادگاه رو بگیرین...

244
00:14:24.238 --> 00:14:27.867
‫اما خانم اشمیت، انکار نمی‌کنین
‫که اصل ماجرا واقعا چیه.

245
00:14:27.908 --> 00:14:30.369
‫- آره؟
‫- هر بار این اتفاق می‌افته انکار می‌کنین...

246
00:14:30.411 --> 00:14:32.705
‫که به خاطر مدیریت درد بوده؟

247
00:14:32.746 --> 00:14:35.332
‫وقتی درد واقعی برای مدیریت کردن باشه...

248
00:14:35.374 --> 00:14:39.587
‫اما در اینجا، پدر شما در هیچ
‫ناراحتی واقعی جسمانی قرار نداره.

249
00:14:39.628 --> 00:14:43.215
‫احتمالا حتی از وضعیت
‫روانی خودش آگاه نیست.

250
00:14:43.257 --> 00:14:46.468
‫دردی که برای مدیریتش
‫در اینجا حرف می‌زنیم درد شماست.

251
00:14:48.345 --> 00:14:52.641
‫اول از همه، پدرم دچار شکستگی
‫دنده شده. درد داره.

252
00:14:52.683 --> 00:14:55.769
‫دوم، تحریک عصبی که تجربه می‌کنه...

253
00:14:55.811 --> 00:14:58.063
‫ترسش، اضطرابش...

254
00:14:58.147 --> 00:15:00.858
‫باعث رنجش و آزار زیاد میشن، آقای هالیس.

255
00:15:00.900 --> 00:15:04.028
‫لطفا بهم نگین که اون عذاب نمی‌کشه.

256
00:15:13.162 --> 00:15:15.873
‫واقعیت مسئله اینه، می‌تونیم
‫دردش رو به صورت موثر مدیریت کنیم...

257
00:15:15.915 --> 00:15:18.709
‫بدون مورفین، و این کار
‫رو با کودیین انجام میدیم.

258
00:15:18.751 --> 00:15:19.835
‫واقعیت دیگه...

259
00:15:22.588 --> 00:15:23.839
‫چیه، آقا؟

260
00:15:23.881 --> 00:15:25.925
‫خب، دردی که ازش حرف می‌زنیم...

261
00:15:25.966 --> 00:15:27.801
‫به خاطر آسیبهاییه که خوب میشه.

262
00:15:27.843 --> 00:15:30.888
‫در مواردی که سرم مورفین
‫منجر به نتایج مرگبار بشه...

263
00:15:30.930 --> 00:15:33.515
‫درد برگشت ناپذیری داره، که...

264
00:15:33.557 --> 00:15:35.684
‫قطعا با وضعیت
‫خونواده همدردی می‌کنم.

265
00:15:35.726 --> 00:15:38.812
‫اگه پدر من بود، احتمالا می‌خواستم
‫همین کار رو بکنم.

266
00:15:38.854 --> 00:15:41.523
‫اما قانون چنین اجازه‌ای رو نمیده.

267
00:15:41.565 --> 00:15:43.901
‫در یه مقاله خوندم افرادی که در کما هستن...

268
00:15:43.943 --> 00:15:46.445
‫واقعا می‌تونن درد فیزیکی رو تجربه کنن

269
00:15:46.487 --> 00:15:48.697
‫- حقیقت داره؟
‫- بله.

270
00:15:48.739 --> 00:15:51.325
‫به نظرتون امکانش هست که یه آدم هوشیار...

271
00:15:51.367 --> 00:15:53.494
‫درد رو تجربه کنه...

272
00:15:53.535 --> 00:15:56.455
‫اما به خاطر وضعیت
‫بسیار بد و پیشرفته ذهنیش...

273
00:15:56.497 --> 00:16:00.960
‫- نتونته اون درد رو بیان کنه؟
‫- فکر کنم ممکن باشه.

274
00:16:01.001 --> 00:16:04.421
‫پس اگه یه دکتر خواسته
‫باشه چنین چیزی رو کشف کنه...

275
00:16:04.463 --> 00:16:06.840
‫فرض کنیم بیمار پدر خودش باشه...

276
00:16:06.882 --> 00:16:10.552
‫شاید بتونه درد رو پیدا کنه،
‫مورفین تجویز کنه...

277
00:16:10.594 --> 00:16:13.305
‫و هیچکس نمی‌تونه بنا
‫به یه دلیل موجه پزشکی بگه...

278
00:16:13.347 --> 00:16:15.140
‫اشتباه کرده.

279
00:16:16.392 --> 00:16:17.810
‫دوست دارم فکر کنم که اخلاق پزشکی من...

280
00:16:17.851 --> 00:16:19.436
‫جلوی منو می‌گیره این کار رو نکنم.

281
00:16:19.478 --> 00:16:22.940
‫که اینطور. پس به نظر شما اخلاق
‫پزشکی در اینجا حکم می‌کنه...

282
00:16:22.982 --> 00:16:24.817
‫بذاریم مغز این فرد بپوسه...

283
00:16:24.858 --> 00:16:27.569
‫تا وقتی که تمام اندام‌‌های
‫حیاتیش از کار بیافتن...

284
00:16:27.611 --> 00:16:31.115
‫وزنش به ۳۴ کیلوگرم برسه، مری‌ش بسته بشه
‫تا اینکه دیگه نتونه غذا بخوره...

285
00:16:31.156 --> 00:16:33.117
‫و در نهایت دچار
‫تشنج‌های شدید بشه.

286
00:16:33.158 --> 00:16:36.412
‫اینا اخلاقیاتی هست که امروز
‫به این دادگاه اوردین؟

287
00:16:47.965 --> 00:16:52.011
‫واقعا روز غم‌انگیزیه که دانش
‫عشق از لحاظ شیمیایی دستکاری شده.

288
00:16:52.052 --> 00:16:54.555
‫مردها گاهی با کمی
‫نوشیدنی زنها رو اغوا می‌کنن.

289
00:16:54.596 --> 00:16:57.725
‫زنها هم معروفن که از
‫عطرهای تحریک کننده استفاده می‌کنن.

290
00:16:57.766 --> 00:16:59.685
‫موکلم فقط با خودش یکم ادکلن زده.

291
00:16:59.727 --> 00:17:02.104
‫که با هورمون مخلوط شده بوده، خانم لوید...

292
00:17:02.146 --> 00:17:05.607
‫هورمونی که به طور طبیعی در بدن
‫هنگام رسیدن به اوج شادی منتشر میشه.

293
00:17:05.649 --> 00:17:08.485
‫روی توانایی یه نفر برای
‫دوست شدن تاثیر میذاره.

294
00:17:08.527 --> 00:17:10.612
‫دکترها بهش میگن هورمون لانه‌سازی.

295
00:17:10.654 --> 00:17:12.740
‫خیلی با یه عطر فاصله داره.

296
00:17:12.781 --> 00:17:16.577
‫اما تا جایی که فهمیدم موکلم، ازش
‫استفاده کرده تا خودشو آروم کنه...

297
00:17:16.618 --> 00:17:19.830
‫- بازم توجیهش نمی‌کنه.
‫- جری اصلا قصد سواستفاده ازش رو نداشته.

298
00:17:19.872 --> 00:17:22.207
‫- میشه جواب بدم؟
‫- حتما.

299
00:17:24.793 --> 00:17:27.838
‫فکر می‌کردم تو به شدت روراستی...

300
00:17:27.880 --> 00:17:30.507
‫و اینکه فهمیدم فریبکار بودی...

301
00:17:30.549 --> 00:17:32.092
‫اونم به خصوصی‌ترین شکل ممکن...

302
00:17:34.762 --> 00:17:39.475
‫فقط به این سادگی نیست
‫که دیگه بهت اعتماد ندارم، جری

303
00:17:39.516 --> 00:17:41.435
‫چطور باید به خودم اعتماد کنم؟

304
00:17:43.395 --> 00:17:44.897
‫با کسی دوست بشم؟

305
00:17:57.534 --> 00:17:59.787
‫آقای انگلز، چطور استخدام شدین؟

306
00:17:59.828 --> 00:18:02.831
‫به عنوان یه فیزیکدان توسط
‫شهر نانتاکت استخدام شدم.

307
00:18:02.873 --> 00:18:05.918
‫- برای چی استخدام شدین؟
‫- یه بمب اتمی براشون طراحی کنم

308
00:18:05.959 --> 00:18:07.544
‫و توانایی این کار رو دارین؟

309
00:18:07.586 --> 00:18:11.131
‫- کاملا.
‫- به طور کلی طرز ساختش رو توضیح میدین؟

310
00:18:11.173 --> 00:18:14.134
‫بله. خب، ماده شکافت
‫که در اینجا پلوتونیوم رو برمی‌داریم...

311
00:18:14.176 --> 00:18:16.637
‫این وسط در یه کره فلزی حبس میشه...

312
00:18:16.678 --> 00:18:19.890
‫با بریلیوم همراه میشه،
‫که فرآیند شکافت رو تسریع می‌کنه.

313
00:18:19.932 --> 00:18:22.351
‫به غیر از اون چاشنی‌هایی
‫به شکل دینامیت هستن.

314
00:18:22.392 --> 00:18:25.604
‫خب، دینامیت منفجر میشه،
‫پلوتونیوم فشرده میشه.

315
00:18:25.646 --> 00:18:29.775
‫به جرم بحرانی میرسه،
‫می‌شکافه و می‌ترکه!

316
00:18:29.817 --> 00:18:31.193
‫ببخشید.

317
00:18:31.235 --> 00:18:34.238
‫همیشه از این کار حال می‌کنم.

318
00:18:34.279 --> 00:18:37.032
‫گمونم سوال اینه،
‫چی جلوی کسی رو می‌گیره...

319
00:18:37.074 --> 00:18:40.119
‫- این بمب رو نسازه اگه اینقدر ساده‌س؟
‫- خب، پول

320
00:18:40.160 --> 00:18:42.913
‫مشکل اصلی دست پیدا کردن
‫به مواد شکافت ـه...

321
00:18:42.955 --> 00:18:44.873
‫مثلا پلوتونیوم یا اورانیوم غنی شده.

322
00:18:44.915 --> 00:18:47.084
‫اما وقتی به دستش بیاری، بقیه‌ش آسونه.

323
00:18:47.126 --> 00:18:49.294
‫و این بمب واقعا پایدار هست؟

324
00:18:49.378 --> 00:18:52.047
‫آره. بله.

325
00:18:52.089 --> 00:18:54.174
‫ببینین، مسئله بمب هسته‌ای عالیجناب...

326
00:18:54.216 --> 00:18:56.093
‫اینه که لازم نیست بی‌نقص ساخته بشه.

327
00:18:56.135 --> 00:18:59.555
‫اونی که روی هیروشیما انداختن
‫۶۰ کیلو اورانیوم غنی شده داشت...

328
00:18:59.596 --> 00:19:01.515
‫و در واقع یک درصدش
‫دچار شکافت شده بود.

329
00:19:01.557 --> 00:19:04.977
‫- پس ۹۰ درصد اون بمب هدر رفته؟
‫- بله.

330
00:19:05.018 --> 00:19:07.187
‫اما خب، تا جایی که بمب پیش میره...

331
00:19:07.229 --> 00:19:08.939
‫بوم! ببخشید.

332
00:19:40.429 --> 00:19:43.599
‫خب، بیل، چه خبره؟

333
00:19:43.640 --> 00:19:45.934
‫- منظورت چیه؟
‫- منظورم اینه که یه پرونده مسخره‌س.

334
00:19:45.976 --> 00:19:48.270
‫هرگز تو رو یه مرد مسخره نمی‌دونستم...

335
00:19:48.312 --> 00:19:51.523
‫پس چرا بهم نمیگی نقشه‌ت چیه؟

336
00:19:51.565 --> 00:19:54.526
‫متوجهی نانتاکت چه هدفیه؟

337
00:19:54.568 --> 00:19:56.695
‫وقتی به اصول برجسته
‫آمریکا فکر کنی...

338
00:19:56.737 --> 00:20:00.574
‫دنیا خیلی از آدمهای پولدار، گنده‌های
‫وال استریت، سیاستمدارهای شرور...

339
00:20:00.616 --> 00:20:04.077
‫تهیه‌کننده‌های هالیوود متنفرن،
‫همه‌شون در نانتاکت خونه دارن.

340
00:20:04.119 --> 00:20:07.706
‫- همه چی یه جا هست.
‫- بیل، نقشه‌ت چیه؟

341
00:20:09.875 --> 00:20:13.253
‫ببین، می‌دونم این دعوی مزخرفه.

342
00:20:13.295 --> 00:20:16.840
‫- خب، امکان نداره برنده بشیم.
‫- اما؟

343
00:20:16.882 --> 00:20:19.384
‫اما یه انتخابات ریاست‌جمهوری در پیشه...

344
00:20:19.468 --> 00:20:22.095
‫و فقط داریم از جنگ، اقتصاد...

345
00:20:22.137 --> 00:20:24.389
‫بحران وام مسکن و رکود می‌شنویم.

346
00:20:24.473 --> 00:20:27.100
‫تکثیر سلاح‌های هسته‌ای
‫از روی میز کنار رفته.

347
00:20:27.142 --> 00:20:30.270
‫- هیچکدوم از نامزدها ازش حرف نمی‌زنن.
‫- تکثیر سلاح هسته‌ای؟

348
00:20:30.312 --> 00:20:32.856
‫متوجهی که بوش معاهده
‫سلاح‌ها رو پاره کرد؟

349
00:20:32.898 --> 00:20:35.400
‫پیشنهاد فروش فناوری هسته‌ای
‫رو به شهروندان هندی دادیم.

350
00:20:35.484 --> 00:20:37.486
‫شهروندان، پناه بر خدا!

351
00:20:37.527 --> 00:20:40.739
‫- و هیچکس اصلا ازش حرف نمی‌زنه.
‫- پس این دعوی...

352
00:20:40.781 --> 00:20:42.866
‫یه راه برای برگردوندن
‫این بحث روی میزه.

353
00:20:42.908 --> 00:20:46.828
‫فقط نباید از تروریستها بترسیم،
‫کارل، کشورها هم هستن.

354
00:20:46.870 --> 00:20:48.747
‫خب، آره. برو به حسابشون برس، وکیل.

355
00:20:50.415 --> 00:20:52.292
‫برو بمب منو بگیر.

356
00:21:13.272 --> 00:21:17.192
‫خب، روزت چطور بود؟

357
00:21:17.234 --> 00:21:19.236
‫مثل همیشه.

358
00:21:19.278 --> 00:21:22.030
‫رفتیم دادگاه، سعی کردیم
‫پدرمو بکشیم. تو؟

359
00:21:22.072 --> 00:21:24.533
‫سعی کردم برای نانتاکت یه بمب گیر بیاریم.

360
00:21:24.574 --> 00:21:27.202
‫توی مخمصه گیر کردیم؟

361
00:21:29.037 --> 00:21:32.541
‫- کاری از دستم برمیاد؟
‫- خنده‌داره

362
00:21:32.582 --> 00:21:36.044
‫تلویزیون رو روشن می‌کنی و می‌بینی...

363
00:21:36.086 --> 00:21:40.549
‫آگهی پشت آگهی میگن چطور
‫زندگی بهتری داشته باشی.

364
00:21:43.885 --> 00:21:46.346
‫چرا نمی‌تونیم به مردم کمک کنیم
‫مرگ بهتری داشته باشن؟

365
00:21:46.388 --> 00:21:50.225
‫شرلی، تو و من می‌دونیم تنها چیزی
‫که از حق مذهب قویتره...

366
00:21:50.267 --> 00:21:54.354
‫یا خب، خدا، در این کشور...

367
00:21:54.396 --> 00:21:56.565
‫شرکتهای داروسازی هستن.

368
00:21:56.606 --> 00:21:59.318
‫بهترین شانس در خودکشی
‫به کمک پزشک...

369
00:21:59.359 --> 00:22:02.779
‫اینه که یه شرکت بزرگ داروسازی
‫یه قرص برای مرگ ترحم‌آمیز ابداع کنه.

370
00:22:02.821 --> 00:22:06.199
‫احتمالا در کنگره لابی می‌کنن.
‫و جریان تمومه.

371
00:22:08.744 --> 00:22:09.786
‫دلم برات تنگ شده بود.

372
00:22:12.080 --> 00:22:13.081
‫منم همینطور.

373
00:22:15.375 --> 00:22:17.836
‫باید پیش هم برگردیم؟

374
00:22:17.878 --> 00:22:21.006
‫حداقل تا وقتی که بابا بمیره؟

375
00:22:21.048 --> 00:22:24.509
‫می‌تونم بهت کمک کنم
‫از دوران سخت رد بشی.

376
00:22:24.593 --> 00:22:28.180
‫هیچ مردی رو نمی‌شناسم که با
‫بدبینیش بتونه اینقدر دوست‌داشتنی باشه.

377
00:22:30.349 --> 00:22:33.018
‫هر چی نیاز داشتی، من اینجام.

378
00:22:34.144 --> 00:22:35.270
‫ممنونم، کارل.

379
00:22:37.939 --> 00:22:41.693
‫فکر کنم فعلا چیزی که نیاز دارم
‫اینه که اینجا تنها بشینم.

380
00:23:01.922 --> 00:23:05.634
‫- تو همینطوری حاضر نشدی روی پرونده کار کنی؟
‫- بله.

381
00:23:05.675 --> 00:23:08.387
‫- و تو رو اخراج نکرد؟
‫- منو دوست داره.

382
00:23:08.470 --> 00:23:11.807
‫هر وقت نزدیکش هستم یه اسپری
‫اکسی‌توسین میزنم و خیلی رام میشه.

383
00:23:11.848 --> 00:23:14.518
‫خیلی خنده‌داری. وقتی این
‫کار رو کردی روی لباست زدی؟

384
00:23:14.559 --> 00:23:16.228
‫- براش آواز خوندی؟ کثافت!
‫- جری؟

385
00:23:16.269 --> 00:23:18.188
‫چی؟ ببخشید.

386
00:23:20.315 --> 00:23:23.485
‫گوش کن. در مورد این هورمون مطالعه کردم.

387
00:23:23.527 --> 00:23:25.278
‫با اینکه مدرکی نیست
‫که بگه باعث عاشق شدن میشه...

388
00:23:25.320 --> 00:23:27.155
‫به ظاهر صمیمی شدن رو راحت می‌کنه.

389
00:23:27.197 --> 00:23:28.782
‫برخی از روان درمانها تجویزش می‌کنن...

390
00:23:28.824 --> 00:23:30.325
‫تا رابطه حفظ بشه.

391
00:23:30.367 --> 00:23:31.827
‫در نهایت...

392
00:23:31.868 --> 00:23:33.912
‫شاید راحت یه پرونده تشکیل بده،
‫از گفتنش متاسفم.

393
00:23:33.954 --> 00:23:35.330
‫اگه این پرونده از بین بره...

394
00:23:35.372 --> 00:23:36.957
‫باید ازش استقبال کنی.

395
00:23:36.998 --> 00:23:38.291
‫باید مستقیم با خودش حرف بزنی...

396
00:23:38.333 --> 00:23:40.710
‫و امیدوار باشی راضی بشه.

397
00:23:40.752 --> 00:23:43.713
‫- باشه.
‫- یه جلسه دیگه برای ساعت سه میذارم.

398
00:23:43.755 --> 00:23:47.134
‫روراست باش. از ته دل حرف بزن،
‫فروتن باش. دماغتو بالا نکش.

399
00:23:47.175 --> 00:23:51.179
‫و مهم نیست چی بشه، اصلا نباید
‫اونو کثافت صدا بزنی.

400
00:23:51.221 --> 00:23:52.764
‫می‌تونی از پسش بربیای؟

401
00:23:54.266 --> 00:23:55.851
‫یه بحث جدید نیست...

402
00:23:55.892 --> 00:23:57.436
‫اما این واقعیت که هنوز این بحث رو...

403
00:23:57.519 --> 00:24:00.939
‫در این کشور ادامه میدیم
‫منو گیج می‌کنه.

404
00:24:00.981 --> 00:24:03.984
‫هر روز خدا به مردم در هر بیمارستانی...

405
00:24:04.025 --> 00:24:07.529
‫در آسایشگاه و خونه کمک می‌کنیم بمیرن...

406
00:24:07.571 --> 00:24:10.323
‫همه‌ش با بهونه مدیریت درد.

407
00:24:10.365 --> 00:24:14.327
‫و هر بار یکی پیشنهاد میده
‫این کار رو برای نزدیکانش انجام بده...

408
00:24:14.369 --> 00:24:18.165
‫مخالفان داد و بیداد می‌کنن
‫که احتمال سواستفاده هست...

409
00:24:18.206 --> 00:24:21.251
‫و آخرش آدمهایی رو می‌کشیم
‫که می‌خوان زندگی کنن. زود باش.

410
00:24:21.293 --> 00:24:24.337
‫اگه احتمال سواستفاده هست،
‫پس بیاین هر طوری شده روش مقررات بذاریم.

411
00:24:24.379 --> 00:24:25.922
‫یه جلسه سازمانی تشکیل بدین...

412
00:24:25.964 --> 00:24:27.632
‫یا برین دادگاه، مثل
‫کاری که الان می‌کنیم.

413
00:24:27.674 --> 00:24:29.885
‫اما وقتی مخفیانه انجامش میدیم
‫احتمال سواستفاده بیشتره.

414
00:24:29.926 --> 00:24:32.721
‫نه، نه، نه. دلیل خوبی برای
‫مخفی بودنش وجود داره.

415
00:24:32.762 --> 00:24:36.475
‫آخرین چیزی که می‌خوایم
‫اینه که فرهنگ خودکشی جا بیافته.

416
00:24:36.558 --> 00:24:39.060
‫تقریبا ۲۰ درصد از نوجوانهای امروز...

417
00:24:39.102 --> 00:24:41.938
‫یک بار یا بیشتر به فکر
‫گرفتن جون خودشون می‌افتن.

418
00:24:41.980 --> 00:24:47.235
‫تحلیل اخیر پنج ساله نشون داده افزایش
‫۲۰ درصدی خودکشی در افراد میانسال شکل گرفته.

419
00:24:47.277 --> 00:24:50.489
‫داره همه گیر میشه.
‫وقتش این نیست این ننگ رو جا بزنیم.

420
00:24:50.572 --> 00:24:53.909
‫- این پیام رو نمی‌فرستیم که...
‫- چرا می‌فرستیم، آقای شور.

421
00:24:53.950 --> 00:24:57.370
‫مجازش می‌کنی که یه قدم
‫به پذیرفته شدن نزدیکتر بشه.

422
00:24:57.412 --> 00:24:59.498
‫و خطر واقعی اینه که
‫پدر و مادر مسن به این فکر کنن...

423
00:24:59.581 --> 00:25:02.125
‫شاید وظیفه‌شون اینه که
‫بچه‌هاشونو راحت کنن...

424
00:25:02.167 --> 00:25:04.794
‫- تا پول‌شونو حروم نکنن.
‫- چنین موردی نمیشه.

425
00:25:04.836 --> 00:25:07.839
‫- ممکنه فردا اینطوری بشه.
‫- که برای همین مورد به مورد پیش میریم...

426
00:25:07.881 --> 00:25:10.258
‫به تمام نگرانی‌هایی که
‫مطرح کردی رسیدگی می‌کنیم.

427
00:25:10.300 --> 00:25:14.012
‫اما چرا باید یه ممنوعیت
‫خالص داشته باشیم...

428
00:25:14.054 --> 00:25:18.016
‫وقتی این همه باعث رنج
‫بی‌نهایت برای این همه آدم میشه؟

429
00:25:18.058 --> 00:25:21.603
‫چون به خاطر احتمال سواستفاده نیست
‫که مخالفت میشه، وکیل.

430
00:25:21.645 --> 00:25:23.647
‫بیاین همه قبولش کنیم. سیاسته.

431
00:25:23.688 --> 00:25:27.442
‫و قانون گذاران باید قوانین
‫رو تصویب کنن، نه قضات.

432
00:25:27.484 --> 00:25:30.237
‫اما وظیفه قضات محافظت
‫کردن از قانون اساسیه.

433
00:25:30.278 --> 00:25:33.240
‫به خصوص که درش حق اساسی
‫حریم خصوصی ما وجود داره.

434
00:25:33.281 --> 00:25:36.660
‫میشه چیزی خصوصی‌تر، شخصی‌تر...

435
00:25:36.701 --> 00:25:39.913
‫از سرنوشت بدن یه نفر،
‫زندگی یه آدم پیدا کرد؟

436
00:25:39.955 --> 00:25:43.959
‫همینطور وظیفه قضاته که پا
‫پیش بذارن و انسانی باشن...

437
00:25:44.000 --> 00:25:47.879
‫وقتی کنگره بی‌عرضه و مصلحت اندیش
‫حاضر نیست این کار رو بکنه

438
00:25:47.921 --> 00:25:50.840
‫خدای من. سگها رو می‌خوابونیم...

439
00:25:50.882 --> 00:25:52.300
‫تا بیهوده رنج نکشن.

440
00:25:52.342 --> 00:25:55.679
‫چرا نباید چنین دلسوزی
‫رو برای انسانها اعمال کنیم؟

441
00:25:55.720 --> 00:25:58.265
‫این مرد در حال مرگه. خواهد مرد.

442
00:25:58.306 --> 00:26:01.768
‫از آدمها می‌ترسه، از همه.
‫نمی‌تونه شکمش رو کنترل کنه.

443
00:26:01.810 --> 00:26:03.979
‫قوه ادراکش رو به کلی از دست داده...

444
00:26:04.020 --> 00:26:07.774
‫توان اینو نداره که پاسخ
‫معنادار یا حتی ارتباط برقرار کنه.

445
00:26:07.816 --> 00:26:10.527
‫شما حاضرین اینطوری زندگی کنین؟
‫اصلا کسی حاضر میشه؟

446
00:26:10.569 --> 00:26:13.738
‫اینکه اجازه خودکشی رو بدیم
‫مثل اینه که بگیم خود زندگی...

447
00:26:13.780 --> 00:26:16.074
‫هیچ ارزش ذاتی و قداستی نداره.

448
00:26:16.116 --> 00:26:19.160
‫مزخرفه. دارم میگم زندگی والتر اشمیت...

449
00:26:19.202 --> 00:26:21.788
‫در وضعیت کنونیش، ارزش ذاتی نداره.

450
00:26:21.830 --> 00:26:23.665
‫توی تختش افتاده...

451
00:26:23.707 --> 00:26:26.793
‫هیچ ظرفیتی برای تشخیص یا تفکر نداره.

452
00:26:26.835 --> 00:26:29.963
‫روزگارش به چرخه وحشتناکی تبدیل شده...

453
00:26:30.005 --> 00:26:33.341
‫که تختش رو کثیف کنه
‫و الکی و بیخود داد و بیداد کنه...

454
00:26:33.383 --> 00:26:35.510
‫اونم فقط با تماس پرستاری
‫که داره تمیزش می‌کنه.

455
00:26:35.552 --> 00:26:39.472
‫زندگیش فلاکت‌باره. متاسفم.
‫هیچ قداستی در این بین وجود نداره.

456
00:26:39.514 --> 00:26:41.266
‫اصلا برام مهم نیست...

457
00:26:50.108 --> 00:26:53.528
‫ببخشید.

458
00:26:59.075 --> 00:27:02.329
‫بهترین دوستم آلزایمر داره...

459
00:27:02.370 --> 00:27:05.123
‫در مراحل اولیه‌س...

460
00:27:07.917 --> 00:27:13.006
‫اون حسابی عاشق زندگیه
‫و تا یه مدت همینطوری میشه.

461
00:27:13.048 --> 00:27:16.968
‫باور دارم حتی وقتی ذهنش
‫توانش رو از دست میده...

462
00:27:17.010 --> 00:27:21.431
‫بازم ماهیگیری می‌گیره،
‫می‌خنده و کیف می‌کنه.

463
00:27:22.807 --> 00:27:26.019
‫و هر چی پیشرفت می‌کنه، بازم
‫می‌خواد زندگی کنه...

464
00:27:26.061 --> 00:27:28.271
‫چون براش ارزش وجود داره...

465
00:27:28.313 --> 00:27:31.608
‫در دوستی، در سیگار کشیدن.

466
00:27:35.320 --> 00:27:37.614
‫حقیقتش اینه که
‫فکر نکنم اصلا بیاد پیش من...

467
00:27:37.656 --> 00:27:41.159
‫و بگه، امروز روزیه که می‌خوام بمیرم.

468
00:27:41.201 --> 00:27:45.372
‫اما اون روز داره میاد
‫و ازش خبر نداره.

469
00:27:49.668 --> 00:27:51.169
‫این شاید...

470
00:27:53.171 --> 00:27:55.799
‫موذیانه‌ترین خصیصه آلزایمر باشه.

471
00:27:57.425 --> 00:28:01.096
‫اما ببینین، به من اعتماد داره...

472
00:28:01.137 --> 00:28:03.098
‫تا بدونم اون روز کی از راه میرسه.

473
00:28:03.139 --> 00:28:07.769
‫بهم اعتماد داره تا از
‫وقارش محافظت کنم...

474
00:28:07.811 --> 00:28:11.856
‫از میراثش و عزت نفسش.

475
00:28:11.898 --> 00:28:14.275
‫به من اعتماد داره تا نذارم در پایانش...

476
00:28:14.317 --> 00:28:18.530
‫به یه تیکه گوشت بی‌ذهن تبدیل بشه.

477
00:28:18.571 --> 00:28:19.614
‫و این کار رو می‌کنم.

478
00:28:20.949 --> 00:28:25.954
‫دردش قابل تحمل نخواهد بود...

479
00:28:29.416 --> 00:28:32.460
‫به خصوص برای من...

480
00:28:32.502 --> 00:28:35.338
‫اما این کار رو می‌کنم چون عاشقشم.

481
00:28:35.380 --> 00:28:38.842
‫به رنجش پایان میدم.
‫چون تنها کار نجیبانه...

482
00:28:38.883 --> 00:28:42.804
‫انسانی و عاشقانه‌ای که
‫یه آدم می‌تونه انجام بده.

483
00:28:49.936 --> 00:28:54.607
‫خانم اشمیت امروز اینجاست
‫چون عاشق پدرشه.

484
00:28:54.649 --> 00:28:58.236
‫از شما می‌خواد رحم کنین...

485
00:28:58.278 --> 00:29:01.489
‫که قانون حاضر به انجامش نیست.

486
00:29:01.531 --> 00:29:04.451
‫از شما می‌خواد نقش
‫خدا رو بازی کنین.

487
00:29:04.492 --> 00:29:07.370
‫عالیجناب، اعتقاد هر کس
‫نسبت به خدا هر چی باشه...

488
00:29:07.412 --> 00:29:09.831
‫می‌دونم همه قبول داریم...

489
00:29:09.873 --> 00:29:13.001
‫برخی‌‌ها خیلی زود
‫از بین میرن و بقیه...

490
00:29:14.836 --> 00:29:16.129
‫خیلی دیر.

491
00:29:39.235 --> 00:29:41.321
‫اصلا دوست ندارم نقش خدا رو بازی کنم.

492
00:29:41.362 --> 00:29:43.907
‫به هر حال به خدا باور دارم.

493
00:29:43.948 --> 00:29:47.494
‫باور دارم جون هر انسانی قداست داره.

494
00:29:47.535 --> 00:29:50.455
‫این فکر که دکترها و خویشاوندان...

495
00:29:50.497 --> 00:29:53.708
‫شروع کنن به سنجیدن
‫زندگی یه نفر تا تصمیم بگیرن...

496
00:29:53.750 --> 00:29:56.711
‫کی باید زنده بمونه و کی باید بمیره...

497
00:29:56.753 --> 00:29:58.671
‫منو به وحشت میندازه.

498
00:29:58.713 --> 00:30:02.425
‫و احتمال و انگیزه بسیار
‫زیادی برای سواستفاده وجود داره.

499
00:30:04.677 --> 00:30:08.348
‫اما اینجا چنین سواستفاده‌ای وجود نداره.

500
00:30:08.389 --> 00:30:10.183
‫آقای اشمیت رو به مرگه.

501
00:30:10.225 --> 00:30:14.395
‫وضعیتش قابل بازگشت نیست. داره رنج می‌کشه.

502
00:30:14.437 --> 00:30:17.482
‫قانون به بیماران اجازه میده
‫درمان پزشکی رو رد کنه...

503
00:30:17.524 --> 00:30:19.943
‫حتی وقتی به معنای مرگ باشه.

504
00:30:19.984 --> 00:30:23.738
‫اجازه قطع لوله غذا و تنفس رو میده...

505
00:30:23.780 --> 00:30:26.616
‫بنابراین فرد از گرسنگی می‌میره.

506
00:30:28.243 --> 00:30:31.496
‫چه تمایز منطقی می‌تونه باشه...

507
00:30:31.538 --> 00:30:34.290
‫که اجازه ندیم یه روش
‫انسانی‌تر وجود داشته باشه؟

508
00:30:36.501 --> 00:30:39.087
‫با درخواست خواهان موافقت میشه.

509
00:30:41.339 --> 00:30:44.801
‫خانم اشمیت برای شما دعا می‌کنم.

510
00:30:44.843 --> 00:30:48.054
‫ختم جلسه دادگاه.

511
00:31:02.861 --> 00:31:05.071
‫اول، بذار بگم...

512
00:31:05.113 --> 00:31:08.324
‫به کارهام حسابی فکر کردم...

513
00:31:08.366 --> 00:31:11.619
‫که نتیجه گرفتم هیچ
‫بهونه‌ای براش ندارم.

514
00:31:11.661 --> 00:31:14.664
‫بنابراین اصلا دنبال
‫دادن پیشنهادی نیستم.

515
00:31:14.706 --> 00:31:15.790
‫اگرچه...

516
00:31:18.126 --> 00:31:19.502
‫مسئله عشق، عزیزم، اینه...

517
00:31:19.544 --> 00:31:22.297
‫بیخیال، همه ظاهرسازی می‌کنیم و...

518
00:31:29.470 --> 00:31:31.973
‫مسئله عشق اینه...

519
00:31:32.015 --> 00:31:36.185
‫مردم اغلب سعی می‌کنن خودشونو
‫در نگاه معشوق دوباره بسازن...

520
00:31:36.227 --> 00:31:39.230
‫به خصوص در روابط جدید.

521
00:31:39.272 --> 00:31:42.525
‫می‌خوایم خواستنی‌ترین...

522
00:31:42.567 --> 00:31:45.069
‫نسخه از خودمونو نشون بدیم.

523
00:31:45.111 --> 00:31:48.197
‫می‌خوایم باهوشتر و بامزه‌تر به نظر بیایم.

524
00:31:48.239 --> 00:31:51.451
‫به چیزی که نیستیم وانمود می‌کنیم.

525
00:31:53.536 --> 00:31:54.621
‫من...

526
00:31:56.164 --> 00:31:58.249
‫می‌خواستم فکر کنی...

527
00:31:58.291 --> 00:32:02.712
‫بیشتر از حالت عادی اطمینان دارم.

528
00:32:02.754 --> 00:32:04.756
‫می‌خواستم پیش من
‫احساس امنیت بیشتری بکنی...

529
00:32:04.797 --> 00:32:06.257
‫بیشتر از زنهای عادی.

530
00:32:06.299 --> 00:32:09.010
‫می‌‌خواستم برتری داشته باشم...

531
00:32:09.052 --> 00:32:11.888
‫که مشخصه اصلا ازش لذت نبردم.

532
00:32:17.101 --> 00:32:19.020
‫زن بسیار زیبایی هستی.

533
00:32:22.023 --> 00:32:27.236
‫من یه مرد عجیبم که
‫لکنت داره، خرناس می‌کشه...

534
00:32:27.278 --> 00:32:29.822
‫جیغ می‌زنه...

535
00:32:29.864 --> 00:32:32.241
‫با اطمینان به خود یک
‫حشره یک روزه.

536
00:32:34.702 --> 00:32:37.038
‫اما دوست داشته باشی
‫یا نه، عزیزم این چیزیه که...

537
00:32:41.125 --> 00:32:43.252
‫تمام اینا برای اینه که بگم...

538
00:32:44.963 --> 00:32:49.050
‫یه کار به شدت احمقانه...

539
00:32:49.092 --> 00:32:51.803
‫و نابخشودنی انجام دادم...

540
00:32:51.844 --> 00:32:53.930
‫چون عاشق تو شدم...

541
00:32:55.682 --> 00:32:58.726
‫و خیلی دلم می‌خواست
‫تو عاشق من بشی.

542
00:33:03.982 --> 00:33:06.484
‫عالیجناب، سعی داریم
‫دنیایی بسازیم...

543
00:33:06.526 --> 00:33:09.195
‫که سلاح‌های کمتری داشته باشیم،
‫نه اینکه بیشتر.

544
00:33:09.237 --> 00:33:11.948
‫نه، اصلا حقیقت نداره.
‫بوش قرار کنترل سلاح‌ها رو پاره کرد.

545
00:33:11.990 --> 00:33:14.200
‫نمی‌خوام وارد بحث سیاست خارجی بشم.

546
00:33:14.242 --> 00:33:16.744
‫همین کافیه که بگم بمبهای هسته‌ای...

547
00:33:16.786 --> 00:33:19.622
‫- در دستان دولت پایدار، مستقل...
‫- پایدار؟

548
00:33:19.664 --> 00:33:22.625


549
00:33:22.667 --> 00:33:25.128
‫وظیفه دولت ایالات متحده‌س...

550
00:33:25.169 --> 00:33:28.006
‫تا ازمون محافظت کنه،
‫نه یه جزیره تفریحی کوچیک.

551
00:33:28.089 --> 00:33:29.924
‫دولت فدرال ما ورشکسته‌س.

552
00:33:29.966 --> 00:33:32.260
‫مهاجران غیرقانونی خیلی
‫راحت از مرز رد میشن و میان.

553
00:33:32.301 --> 00:33:34.178
‫ارتش ما در عراق گیر کرده...

554
00:33:34.220 --> 00:33:37.849
‫شاید صد سال طول بکشه وگرنه دادگاه عالی
‫دوباره رییس‌جمهور ما رو انتخاب کنه.

555
00:33:37.890 --> 00:33:39.434
‫گارد ملی چیزی ازش نمونده.

556
00:33:39.475 --> 00:33:42.854
‫نمی‌تونیم از یه بندرگاه در
‫نیواورلئان در برابر یه توفان محافظت کنیم.

557
00:33:42.895 --> 00:33:45.648
‫و بیخیال، همه یه بمب دارن.

558
00:33:45.690 --> 00:33:48.776
‫فرانسه، چین، روسیه، اسراییل...

559
00:33:48.818 --> 00:33:52.739
‫با همون کار مسخره
‫که میگه با کاپشن اومدم شام بخورم.

560
00:33:52.780 --> 00:33:56.492
‫چرا نانتاکت نداشته باشه؟ خیلی
‫منطقی‌ترن، پایدارترن و هی...

561
00:33:56.534 --> 00:33:59.746
‫این چطوره؟ طرف ما هستن.
‫چرا نباید بمب داشته باشن؟

562
00:33:59.787 --> 00:34:05.585
‫باشه به اندازه کافی شنیدم. آقای سک، نباید
‫انتظار داشته باشین درخواست شما رو اجابت کنم.

563
00:34:05.626 --> 00:34:07.378
‫معلومه می‌تونم. تماشا کن.

564
00:34:10.339 --> 00:34:12.759
‫به منشیم گفتم یکم تحقیق کنه.

565
00:34:12.800 --> 00:34:14.552
‫چندان جالب نبود.

566
00:34:14.594 --> 00:34:18.598
‫راست میگی. رییس‌جمهور کنونی ما
‫معاهده کنترل سلاح‌ها رو پاره کرد.

567
00:34:18.639 --> 00:34:21.726
‫خیلی از کشورها به نظر
‫میاد دارن بمب رو بدست میارن.

568
00:34:21.768 --> 00:34:27.565
‫و پاکستان رو جا انداختی
‫که شاید ترسناکترین باشه.

569
00:34:27.607 --> 00:34:29.275
‫شاید امروز طرف ما باشن...

570
00:34:29.317 --> 00:34:33.196
‫اما چندان سخت نیست
‫افراطی ها رو دید...

571
00:34:33.237 --> 00:34:35.281
‫که اونجا رو بدست بگیرن و بعدش چی؟

572
00:34:35.323 --> 00:34:38.034
‫زرادخانه هسته‌ای اونا خیلی بزرگه.

573
00:34:38.076 --> 00:34:41.162
‫در کشوری که شاید
‫بن لادن اونجا قایم شده باشه.

574
00:34:41.204 --> 00:34:45.374
‫و قراره با دولت سرکشی
‫که بیاد سر کار احساس امنیت کنیم؟

575
00:34:45.416 --> 00:34:47.376
‫خدای من.

576
00:34:48.836 --> 00:34:50.671
‫جوابش رو ندارم.

577
00:34:51.798 --> 00:34:55.051
‫اما در درونم اصلا نمی‌تونم باور کنم...

578
00:34:55.093 --> 00:34:59.097
‫جوابش در دادن یه بمب اتمی به نانتاکت باشه.

579
00:35:01.099 --> 00:35:04.519
‫درخواست خواهان رد میشه.
‫ختم جلسه دادگاه.

580
00:35:24.872 --> 00:35:28.835
‫- سلام. سلام.
‫- پیامتو گرفتم.

581
00:35:28.876 --> 00:35:30.419
‫اینجام.

582
00:35:32.046 --> 00:35:33.798
‫دینا، من...

583
00:35:36.092 --> 00:35:40.054
‫- نمی‌دونم دیگه چطوری بگم خیلی متاسفم...
‫- جری.

584
00:35:41.514 --> 00:35:43.683
‫منم متاسفم.

585
00:35:45.143 --> 00:35:47.562
‫هر چقدرم احساس آسیب
‫و خیانت می‌کردم...

586
00:35:48.855 --> 00:35:51.858
‫شکایت کردن از تو؟ اشتباه بود.

587
00:35:53.067 --> 00:35:55.945
‫باور دارم همون مردی
‫هستی که فکر می‌کردم...

588
00:35:55.987 --> 00:35:57.613
‫فقط...

589
00:35:59.031 --> 00:36:03.578
‫خب، شاید یکم آسیب‌پذیرتر
‫از چیزی هستی که فکر می‌کردم.

590
00:36:07.540 --> 00:36:08.583
‫چیزی...

591
00:36:10.293 --> 00:36:14.714
‫- شانسش هست برگردیم؟
‫- خیلی خوشحال میشم.

592
00:36:14.755 --> 00:36:18.092
‫راستش، خیلی خوشحال میشم.

593
00:36:38.237 --> 00:36:40.323
‫حالش چطوره؟

594
00:36:40.364 --> 00:36:42.742
‫سه ساعت قبل سرم رو شروع کردیم.

595
00:36:45.578 --> 00:36:51.334
‫نفسش آروم شده تا حدی که...

596
00:36:55.588 --> 00:36:58.466
‫عجب مردی بود.

597
00:37:03.137 --> 00:37:06.182
‫قوی، آزاد و رها.

598
00:37:06.224 --> 00:37:08.893
‫وکیل یه وکیل.

599
00:37:08.935 --> 00:37:11.062
‫و پدر یه دختر.

600
00:37:16.901 --> 00:37:21.572
‫مدتی هست که می‌دونم
‫این روز بالاخره میاد. من...

601
00:37:21.614 --> 00:37:25.618
‫حتی براش دعا کردم، می‌دونم
‫کار درستیه، اما...

602
00:37:27.912 --> 00:37:29.789
‫مهم نیست.

603
00:37:32.833 --> 00:37:36.379
‫من...

604
00:37:36.420 --> 00:37:41.550
‫فکر نکنم هرگز آماده
‫مرگ پدر یا مادرش باشه...

605
00:37:43.469 --> 00:37:45.429
‫مهم نیست که چه فکری می‌کنی

606
00:37:49.475 --> 00:37:52.186
‫- بله
‫- آلن، ممنونم

607
00:37:59.110 --> 00:38:00.820
‫با تمام مزخرفاتت، من...

608
00:38:03.281 --> 00:38:06.409
‫واقعا انتظار دارم یه روزی اخراجت کنم.

609
00:38:08.828 --> 00:38:12.373
‫فقط می‌خوام بدونی وقتی
‫اون روز بیاد...

610
00:38:12.415 --> 00:38:14.166
‫برام سخت‌تر میشه.

611
00:38:16.335 --> 00:38:17.670
‫آره.

612
00:38:58.919 --> 00:39:00.796
‫الان کجاست؟

613
00:39:04.425 --> 00:39:06.927
‫کارل پیششه.

614
00:39:10.431 --> 00:39:14.143
‫آینده‌مو دیدم، آلن،
‫وقتی رفتم دیدنش.

615
00:39:15.269 --> 00:39:17.480
‫دیدم چی در برابرم قرار داره.

616
00:39:18.898 --> 00:39:21.442
‫چنین چیزی در انتظارت نیست.

617
00:39:21.484 --> 00:39:23.527
‫همونطور که دکتر گفت،
‫سیگار می‌کشی، نوشیدنی می‌خوری...

618
00:39:23.569 --> 00:39:25.654
‫با اسلحه‌های پر بازی می‌کنی.

619
00:39:25.696 --> 00:39:27.740
‫قبل از اینکه جنون گاوی تو رو بکشه میری.

620
00:39:31.952 --> 00:39:34.914
‫امروز در دادگاه بودم.
‫خطابه آخرت رو شنیدم.

621
00:39:42.963 --> 00:39:46.592
‫وقتی اون روز برسه...

622
00:39:46.634 --> 00:39:48.427
‫اگه بیاد...

623
00:39:50.888 --> 00:39:53.474
‫باید به اورگون بریم، جاییه که قانونیه.

624
00:39:56.894 --> 00:40:01.357
‫ماهی‌های خیلی خوبی در اورگون دارن.

625
00:40:01.399 --> 00:40:04.568
‫می‌تونیم ماهی قدرتمند سرکش رو بگیریم

626
00:40:04.610 --> 00:40:06.737
‫واقعا جور درمیاد.

627
00:40:06.779 --> 00:40:09.657
‫خب، من همون قدرتمند سرکشم...

628
00:40:09.698 --> 00:40:12.118
‫وقتی که خوب بهش فکر کنی.

629
00:40:12.159 --> 00:40:14.829
‫بله، هستی.

630
00:40:14.870 --> 00:40:16.914
‫چه راه خوبی برای رفتنه...

631
00:40:16.956 --> 00:40:18.999
‫نوشیدنی توی یه دست
‫و ماهی توی دست دیگه.

632
00:40:19.083 --> 00:40:20.709
‫و در دستان تو...

633
00:40:22.628 --> 00:40:23.838
‫من خواهم بود

634
00:40:25.965 --> 00:40:28.843
‫اگه می‌تونستم با خدا این
‫معامله رو بکنم، الان این کار رو می‌کردم.

635
00:40:28.884 --> 00:40:31.720
‫فقط چون اگه بتونی
‫مرگ رو به تاخیر بندازی...

636
00:40:31.762 --> 00:40:33.722
‫تا وقتی که بالاخره بتونی یه
‫ماهی آزاد بگیری...

637
00:40:33.764 --> 00:40:35.766
‫تا اون موقع بیشتر از همه ما زنده می‌مونی.

638
00:40:35.808 --> 00:40:38.561
‫متاسفم، اما ماهیگیر بیخودی هستی.

639
00:40:38.602 --> 00:40:41.480
‫- باید گفته می‌شد.
‫- می‌دونم چی کار می‌کنی.

640
00:40:41.522 --> 00:40:43.357
‫سعی داری موضوع رو عوض کنی.

641
00:40:43.399 --> 00:40:45.234
‫دنی، اگه توی اون دادگاه بودی، می‌دیدی...

642
00:40:45.276 --> 00:40:47.236
‫چقدر برام سخت بود
‫به فکر مردن تو باشم.

643
00:40:47.278 --> 00:40:49.447
‫فقط دوست دارم از
‫نوشیدنیم لذت ببرم...

644
00:40:49.488 --> 00:40:52.366
‫و الان بهش فکر نکنم.

645
00:40:52.408 --> 00:40:54.160
‫پس فقط...

646
00:40:54.201 --> 00:40:57.329
‫با سیگارت همونجا بشین،
‫اگه اشکالی نداره فقط سیگار بکش.

647
00:40:57.371 --> 00:41:00.124
‫- در این کار بهترینی.
‫- باشه.

648
00:41:02.751 --> 00:41:05.421
‫- باشه.
‫- لازم نیست اینقدر آزاردهنده باشی.

649
00:41:07.840 --> 00:41:10.134
‫عجب روزی داشتم.

650
00:41:15.181 --> 00:41:16.348
‫خونه هم بخوابیم؟

651
00:41:18.684 --> 00:41:20.686
‫باشه

652
00:41:50.007 --> 00:41:51.509
‫آنچه در قسمت بعد خواهید دید...

653
00:41:51.550 --> 00:41:53.886
‫- چه خبر شده، جری؟
‫- گیلاسم رو از دست دادم.

654
00:41:53.928 --> 00:41:55.346
‫یه موکلم جدید داریم.

655
00:41:55.387 --> 00:41:57.097
‫به یه دختر هشت ساله آزار رسونده.

656
00:41:57.181 --> 00:41:58.933
‫محکوم شده. وکیلش پیش ما
‫اومده تا تجدیدنظرش رو بده.

657
00:41:58.974 --> 00:42:01.227
‫- به خصوص تو رو خواسته.
‫- رد می‌کنم.

658
00:42:01.268 --> 00:42:03.771
‫تجدیدنظر در برابر دادگاه
‫عالی ایالات متحده‌س.

659
00:42:03.812 --> 00:42:06.690
‫به نظرت بدون من می‌تونی
‫به دادگاه عالی بری؟

660
00:42:06.732 --> 00:42:08.275
‫- دنی...
‫- تنها چیزی که از میراثم کمه...

661
00:42:08.317 --> 00:42:10.069
‫حضور در برابر بلند بالاترین دادگاه کشوره.

662
00:42:10.110 --> 00:42:13.739
‫به گوش باشین. به گوش باشین.

663
00:42:13.781 --> 00:42:16.617
‫اینجاییم، آلن.
‫واقعا اینجاییم. ما رو ببین.

664
00:42:16.659 --> 00:42:20.246
‫در دادگاه عالی ایالات متحده.

665
00:42:21.997 --> 00:42:27.962
‫«ارائه شده توسط سایت مووی شو»

