
1
00:00:16.433 --> 00:00:18.601
‫به ما حمله شده.

2
00:00:18.643 --> 00:00:20.311
‫موجودات عجیبی هستن.

3
00:00:20.353 --> 00:00:21.980
‫فکرنمیکنم حتا انسان باشن.

4
00:00:22.022 --> 00:00:24.149
‫- نمیتونیم جلوشون رو بگیریم.
‫- ساعت شکسته.

5
00:00:24.190 --> 00:00:25.734
‫اون داره میاد.

6
00:00:25.775 --> 00:00:29.362
‫شنیدی چی گفتم؟

7
00:00:29.404 --> 00:00:30.947
‫گوش بده.

8
00:00:30.989 --> 00:00:33.199
‫« یه مرد هست داره میاد « ورسای.
‫( کاخ سلطنتی فرانسه )

9
00:00:33.241 --> 00:00:36.786
‫در تمام طول زندگیم مراقبم بود
‫و امشب منو تنها نمیذاره.

10
00:00:36.828 --> 00:00:38.955
‫درباره ی چی داری حرف میزنی؟
‫کدوم مرد؟

11
00:00:38.997 --> 00:00:42.000
‫تنها مردی که علاوه بر تو دوستش داشتم.

12
00:00:42.042 --> 00:00:45.670
‫نه، اونجوری نگاه نکن، وقت نداریم.
‫تو وظایف خودت رو داری.

13
00:00:45.712 --> 00:00:49.340
‫من نامزدت هستم، برو دنبال ملکه ات!

14
00:00:49.382 --> 00:00:52.635
‫اونجایی؟ میتونی صدام رو بشنوی؟

15
00:00:53.344 --> 00:00:56.681
‫بهت احتیاج دارم، تو قول دادی.

16
00:00:56.723 --> 00:00:58.683
‫ساعت روی طاقچه شکسته!

17
00:00:58.725 --> 00:01:00.310
‫وقتشه!

18
00:01:00.351 --> 00:01:02.937
‫دکتر! دکتر!

19
00:01:55.156 --> 00:01:57.909
‫سفینه است. عالیه!

20
00:01:57.951 --> 00:02:00.078
‫تو اولین سفرم سوار سفینه شدم!

21
00:02:00.120 --> 00:02:01.913
‫یه جورایی متروکه به نظر میرسه.

22
00:02:01.955 --> 00:02:03.915
‫- هیش کی خونه نیست؟
‫- نچ، چیزی اینجا نیست.

23
00:02:03.957 --> 00:02:05.792
‫خب، خطرناک نیست.

24
00:02:05.834 --> 00:02:07.961
‫خب، نه از اون خطرها.

25
00:02:08.002 --> 00:02:11.589
‫اصلن میدونی چیه؟
‫یه اسکن سریع میکنم

26
00:02:11.631 --> 00:02:14.008
‫یه موقع چیز خطرناکی نباشه.

27
00:02:14.050 --> 00:02:17.137
‫خب، تاریخ چنده؟ ‫چقدر دور شدیم؟

28
00:02:17.178 --> 00:02:22.142
‫حدود سه هزار سال تو آینده شما.

29
00:02:22.183 --> 00:02:23.768
‫قرن پنجاه و یکم.

30
00:02:23.810 --> 00:02:27.647
‫ " داگمار کلاستر"
‫از خونه خیلی دور شدی، میکی!

31
00:02:27.689 --> 00:02:29.941
‫کهکشان های دو و نصفی!

32
00:02:30.024 --> 00:02:32.694
‫میکی اسمیت، با جهان آشنا شو!

33
00:02:32.735 --> 00:02:35.572
‫هر چی رو که دوست داری ببین.

34
00:02:35.613 --> 00:02:40.451
‫- این خیلی... واقع گرایانه اس!
‫- آه افسوس، چن تایی گاوچرون اینجا بود.

35
00:02:40.493 --> 00:02:44.164
‫مشغول یه سری تعمیرات بودن.

36
00:02:44.205 --> 00:02:47.375
‫حالا، عجیبه، نگاش کن!

37
00:02:47.417 --> 00:02:50.461
‫موتورهای چرخشی دارن کار میکنن.

38
00:02:50.503 --> 00:02:56.718
‫ظرفیتش کامله! این سفینه اونقدر انرژی داره که
میتونه ‫واسه درست کردن یه حفره توی دنیا کافی باشه.

39
00:02:56.759 --> 00:02:58.595
‫و ما حرکت نمی کنم.

40
00:02:58.636 --> 00:03:02.849
‫- پس اون همه انرژی کجا میره؟
‫- سرنشین هاش کجا رفتن؟

41
00:03:02.891 --> 00:03:04.726
‫سوال خوبیه. هیچ زندگی
تو سفینه مشاهده نمیشه.

42
00:03:04.767 --> 00:03:08.730
‫خب، ما الان وسط فضا هستیم
‫اونا فقط واسه ی سیگار کشیدن جیم نشدن.

43
00:03:08.771 --> 00:03:11.691
‫نه، همه اتاقک های مخصوص سیگار رو چک کردم.

44
00:03:11.733 --> 00:03:13.526
‫بوش رو احساس می کنی ؟

45
00:03:13.568 --> 00:03:16.738
‫- آره، یکی داره آشپزی میکنه.
‫- قطعن، کباب گوشت.

46
00:03:23.411 --> 00:03:27.874
‫حالا... اینجا چیزی داریم که
‫تو یه سفینه فضایی عادی نمی بینید.

47
00:03:27.916 --> 00:03:30.919
‫قرن هجدهم، فرانسه.

48
00:03:30.960 --> 00:03:33.838
‫طاقچه قشنگیه.

49
00:03:33.880 --> 00:03:36.758
‫تصویر سه بعدی نیست.

50
00:03:36.799 --> 00:03:41.137
‫ساختگی هم نیست. ‫این درواقع یه شومینه
فرانسوی ‫قرن هجدهمیه دو طرفه هست.

51
00:03:41.179 --> 00:03:43.181
‫یه اتاق دیگه اونطرفه.

52
00:03:43.223 --> 00:03:47.101
‫- غیرممکن، اون طرف سفینه فضای خالیه، ببین!
‫- سلام.

53
00:03:47.143 --> 00:03:50.647
‫- سلام. اسمت چیه؟ ‫- رینِت

54
00:03:50.688 --> 00:03:52.774
‫رینِت؟ اسم دوست داشتنیه.

55
00:03:52.815 --> 00:03:55.109
‫میتونی بهم بگی الان کجا هستی، رینت ؟

56
00:03:55.151 --> 00:04:00.406
‫- تو اتاق خوابم.
‫- اتاق خوابت کجاست؟ کجا زندگی میکنی رینت؟

57
00:04:00.448 --> 00:04:03.743
‫- پاریس البته. ‫- پاریس! درسته.

58
00:04:03.785 --> 00:04:07.038
‫موسیو، تو شومینه اتاق من چیکار میکنی؟

59
00:04:07.080 --> 00:04:10.625
‫اوه، فقط یه چیز معمول... بررسی آتش!

60
00:04:10.667 --> 00:04:15.797
‫- میتونی بهم بگی چه سالیه؟
‫- البته که میتونم! ۱۷۲۷.

61
00:04:15.838 --> 00:04:18.174
‫درسته، دلفریبه، یکی از
سالهای مورد علاقه من.

62
00:04:18.216 --> 00:04:21.761
‫هرچند ماه آگوستش آشغال بود
‫پس بمون تو خونه.

63
00:04:21.803 --> 00:04:24.097
‫خیلی خب، برای الان کافیه، ممنون واسه کمکت.

64
00:04:24.138 --> 00:04:26.557
‫امیدوارم از باقیمونده آتش لذت ببری
‫شب به خیر!

65
00:04:26.599 --> 00:04:28.601
‫شب به خیر، موسیو.

66
00:04:28.643 --> 00:04:31.020
‫تو گفتی قرن پنجاه یکم بود.

67
00:04:31.062 --> 00:04:35.441
‫همچنین گفتم این سفینه انرژی تولید میکنه ‫که میتونه یه حفره
تو دنیا بوجود بیاره ‫ما همین الان اون سوراخه رو پیدا کردیم.

68
00:04:35.441 --> 00:04:37.402
‫باید یه فرا ارتباط " فضا-زمانی " باشه.

69
00:04:37.443 --> 00:04:40.530
‫- اون چیه؟ ‫- نمیدونم.
‫- فقط درستش کرده.

70
00:04:40.571 --> 00:04:42.115
‫ "نمیخواستم بگم" در جادویی.

71
00:04:42.156 --> 00:04:47.036
‫و اون طرف این...
‫در جادویی " فرانسه تو سال ۱۷۲۷ هست".

72
00:04:47.078 --> 00:04:49.622
‫خب، اون داشت فرانسوی حرف می زد.

73
00:04:49.664 --> 00:04:53.334
‫- خیلی غلیظ هم فرانسوی حرف میزد.
‫- داشت انگلیسی حرف میزد، صداش رو شنیدم.

74
00:04:53.376 --> 00:04:55.461
‫- کار تاردیس بود، برات ترجمه کرد.
‫- حتا فرانسوی رو؟

75
00:04:55.503 --> 00:04:57.213
‫آره!

76
00:04:57.255 --> 00:04:59.215
‫- گرفتم! ‫- دکتر!

77
00:05:25.908 --> 00:05:31.581
‫همه چی رو به راهه! ‫داد نزنی،
منم... ‫مرده تو شومینه، ببین!

78
00:05:33.833 --> 00:05:36.336
‫داشتیم حرف می زدیم، همین چن لحظه پیش.
‫تو شومینه اتاقت.

79
00:05:36.377 --> 00:05:42.050
‫- موسیو اون هفته ها پیش بود، ماه ها پیش.
‫- واقعن؟

80
00:05:45.428 --> 00:05:48.389
‫بایست یه ارتباط بی قاعده باشه.

81
00:05:48.431 --> 00:05:52.602
‫- که لازم داره یه مرد تعمیرش کنه.
‫- شما کسی هستی و اینجا چیکار میکنی؟

82
00:05:55.688 --> 00:05:57.273
‫خیلی خب، این ترسناکه.

83
00:05:57.315 --> 00:05:58.983
‫از یه ساعت شکسته ترسیدی؟

84
00:05:59.025 --> 00:06:01.402
‫فقط یه ذره ترسیدم، آره
فقط یه ذره خیلی کوچولو.

85
00:06:01.444 --> 00:06:04.739
‫، واسه اینکه میدونی، اگه این ساعت شکسته

86
00:06:04.781 --> 00:06:07.200
‫و اگه این تنها ساعت توی اتاقه

87
00:06:09.619 --> 00:06:10.620
‫پس اون چیه ؟

88
00:06:14.832 --> 00:06:17.460
‫واسه اینکه میدونی، اون یه ساعت نیس.

89
00:06:17.502 --> 00:06:19.712
‫بکمک این صدا میتونی حدس بزنی.

90
00:06:19.754 --> 00:06:21.297
‫خیلی بزرگه.

91
00:06:23.049 --> 00:06:28.137
‫یک متر و هشتاد سانتی...
من می گم... اندازه یه مرد.

92
00:06:28.179 --> 00:06:32.475
‫- اون چیه؟ ‫- حالا، بیا فکر کنیم.

93
00:06:32.517 --> 00:06:35.144
‫اگه تو چیزی بود " تیک تاک " میکرد و توی اتاق
خواب یکی ‫قایم شده بودی، اولین کاری که میکردی

94
00:06:35.186 --> 00:06:39.273
‫شکستن ساعت بود، چون اون وقت دیگه
‫کسی متوجه دو تا صدای " تیک تاک " نمیشد.

95
00:06:41.651 --> 00:06:45.029
‫ممکن شروع کنی به شک
کردن به اینکه آیا تنها هستی.

96
00:06:48.241 --> 00:06:49.951
‫بمون توی تخت... درست وسطش.

97
00:06:49.992 --> 00:06:52.453
‫دست یا پات روی لبه تخت نذار!

98
00:07:17.979 --> 00:07:21.065
‫رینت، اطراف رو نیگا نکن.

99
00:07:23.192 --> 00:07:25.570
‫دقیقن همون جایی که هستی بمون.

100
00:07:31.534 --> 00:07:33.161
‫بی حرکت بمون، بذار من یه نگاهی بندازم.

101
00:07:36.080 --> 00:07:37.915
‫تو داشتی مغزش رو اسکن می کردی.

102
00:07:39.500 --> 00:07:42.545
‫چی، از دو تا کهکشان و هزاران سال گذشتی
‫که فقط مغز یه بچه رو اسکن کنی؟

103
00:07:42.587 --> 00:07:46.883
‫چی ممکنه توی ذهن یه دختر بچه وجود داشته باشه
که ‫ارزش درست شدن یه حفره تو دنیا رو داره؟

104
00:07:46.924 --> 00:07:48.676
‫نمی فهمم.

105
00:07:48.718 --> 00:07:50.761
‫این منو میخواد؟

106
00:07:50.803 --> 00:07:53.598
‫تو منو میخوای؟

107
00:07:53.639 --> 00:07:55.224
‫نه هنوز، تو کامل نشدی.

108
00:07:55.266 --> 00:07:56.851
‫کامل نشده؟

109
00:07:56.893 --> 00:07:58.978
‫معنی اون چیه، کامل نشده؟

110
00:07:59.020 --> 00:08:02.857
‫میتونی به اون جواب بدی، میتونی به
من جواب بدی. ‫منظورت چیه، کامل نشده؟

111
00:08:06.486 --> 00:08:09.363
‫موسیو مراقب باشین!

112
00:08:09.405 --> 00:08:12.575
‫این فقط یه کابوسه، رینت، نگرانش نباش.
‫همه کابوس می بینن.

113
00:08:12.617 --> 00:08:17.205
‫حتا هیولاهایی که از زیرتخت
میان کابوس می بینن ‫نمی بینی هیولا؟

114
00:08:17.246 --> 00:08:21.334
‫- هیولاها درباره چی کابوس می بینن؟
‫- من! ها!

115
00:08:24.837 --> 00:08:26.631
‫دکتر!

116
00:08:37.350 --> 00:08:39.644
‫عالیه! تفنگ یخی!

117
00:08:39.685 --> 00:08:42.855
‫- آتش خاموش کنه. ‫- این
چیز از کجا اومده بود؟ ‫- اینجا.

118
00:08:42.897 --> 00:08:44.524
‫پس چرا اینجوری لباس پوشیده؟

119
00:08:44.565 --> 00:08:47.652
‫گردش علمی به فرانسه.
‫یه جور استتار تشریفاتی اولیه.

120
00:08:47.693 --> 00:08:51.322
‫کار هنری قشنگیه.
‫هرچند صورتش باعث شرمندگیه!

121
00:08:51.364 --> 00:08:54.158
‫آه، تو خوشگلی!

122
00:08:56.077 --> 00:08:58.371
‫نه، واقعن، هستی! ‫با شکوهی!

123
00:08:58.412 --> 00:09:01.249
‫نگاش کن! آدمک کوکی فضایی!

124
00:09:01.290 --> 00:09:03.417
‫عاشقشم! منقلب شدم!

125
00:09:03.459 --> 00:09:06.128
‫گوش کن، جدی می گم، اینو از صمیم قلب گفتم.

126
00:09:06.170 --> 00:09:13.511
‫و ضمنن ( قلب ها) بشمارشون. ‫جدا کردن قطعات تو یه جنایت
محسوب میشه ‫یه عمل وندالیستی ناشی از دشمنی با علم و هنر.

127
00:09:13.553 --> 00:09:16.138
‫اما اون جلو منو نمی گیره!

128
00:09:21.561 --> 00:09:24.146
‫جابجایی با بُرد نزدیک، نمیتونه زیاد دورشده
باشه هنوزممکن تو سفینه باشه. ‫- اون چیه؟

129
00:09:24.188 --> 00:09:26.107
‫- دنبالش نگردید.

130
00:09:26.148 --> 00:09:27.775
‫- کجا داری میری؟
‫- یه ثانیه دیگه برمیگردم.

131
00:09:34.574 --> 00:09:36.409
‫گفتش دنبالش نگردیم.

132
00:09:36.450 --> 00:09:38.035
‫آره، گفتش.

133
00:09:42.707 --> 00:09:45.918
‫حالا گرفتیش!

134
00:09:50.047 --> 00:09:52.508
‫رینِت؟

135
00:09:52.550 --> 00:09:54.093
‫فقط میخوام بدونم حالم خوبه.

136
00:10:05.605 --> 00:10:08.691
‫اوه! سلام!

137
00:10:08.733 --> 00:10:11.527
‫داشتم دنبال رِینت.

138
00:10:11.569 --> 00:10:15.281
‫اینجا هنوز اتاقشه، نیست ؟

139
00:10:15.323 --> 00:10:18.034
‫یه مدتی دور بودم، مطمئن نیستم چقدر.

140
00:10:18.075 --> 00:10:20.911
‫رینت... ما اماده رفتنیم!

141
00:10:20.953 --> 00:10:23.873
‫سوار کالسکه بشید مادر، بهتون ملحق میشم.

142
00:10:27.293 --> 00:10:32.340
‫فکر می کنم این برات عادیه که
‫دوست خیالی دوران کودکی کسی باشی.

143
00:10:32.381 --> 00:10:35.426
‫برای این ماندگاری باید بهت تبریک گفته بشه.

144
00:10:35.468 --> 00:10:39.889
‫رینت... خب!

145
00:10:39.930 --> 00:10:42.391
‫واوو! چقدر بزرگ شدی.

146
00:10:42.433 --> 00:10:45.811
‫و تو حتا یه روز هم پیر نشدی.

147
00:10:45.853 --> 00:10:48.564
‫این به طرز فاحشی غیر محترمانه اس!

148
00:10:48.606 --> 00:10:51.400
‫درسته، آره... شرمنده.

149
00:10:53.861 --> 00:10:56.864
‫گوش کن، خوبه که همدیگه
رو دیدیم، اما بهتره بریم

150
00:10:56.906 --> 00:10:59.992
‫نمیخوای که مادرت تو رو اینجا
با یه مرد غریبه پیدا کنه، میخوای؟

151
00:11:00.034 --> 00:11:03.079
‫غریبه؟
‫چطور ممکنه برام غریبه باشی؟!

152
00:11:03.120 --> 00:11:05.247
‫تو رو از وقتی هفت سالم بود می شناسم.

153
00:11:05.289 --> 00:11:07.708
‫آره، فکر کنم همین طوره.

154
00:11:07.750 --> 00:11:09.460
‫من از یه مسیر سریع اومدم.

155
00:11:14.048 --> 00:11:19.679
‫خب، در هر حال به نظر میاد تو هم از گوشت خون هستی.
‫ولی این مضحکه، منطق میگه نمی تونی واقعی باشی.

156
00:11:19.720 --> 00:11:23.557
‫اوه، تو هیچ وقت نباید به " منطق " گوش کنی.

157
00:11:23.599 --> 00:11:25.309
‫مادمازل!

158
00:11:25.351 --> 00:11:27.311
‫مادرتون بی صبری میکنن.

159
00:11:27.353 --> 00:11:30.064
‫یه لحظه!

160
00:11:30.106 --> 00:11:31.899
‫پرسش بسیار.

161
00:11:31.941 --> 00:11:33.984
‫زمان بسی اندک.

162
00:11:37.738 --> 00:11:39.824
‫رُز ؟

163
00:11:39.865 --> 00:11:42.785
‫میکی ؟ همیشه! همیشه

164
00:11:42.827 --> 00:11:45.162
‫این قانون شماره یکه... گم نشید!

165
00:11:45.204 --> 00:11:48.582
‫بهشون گفتم، قطعن این کارو کردم! قانون شماره
یک! ‫ممکن چیزای دیگه ای تو این سفینه باشه!

166
00:12:08.602 --> 00:12:10.730
‫داری بهم نیگا میکنی ؟

167
00:12:13.941 --> 00:12:15.860
‫آه! اینو ببین!

168
00:12:18.320 --> 00:12:20.948
‫یه چشم اونجا هست.

169
00:12:20.990 --> 00:12:23.868
‫یه چشم واقعیه.

170
00:12:39.425 --> 00:12:41.886
‫اون چیه ؟

171
00:12:41.927 --> 00:12:45.181
‫چیه اون وسط؟ انگار بهش سیم کشی شده.

172
00:12:45.222 --> 00:12:47.057
‫یه قلب.

173
00:12:47.099 --> 00:12:51.187
‫میکی، اون قلب آدمه.

174
00:12:53.481 --> 00:12:55.065
‫رُز؟

175
00:13:01.363 --> 00:13:03.240
‫میخوای بیخیال دنبال کردنم بشی؟

176
00:13:03.282 --> 00:13:05.117
‫من مادرت نیستم!

177
00:13:09.622 --> 00:13:12.374
‫پس این جایی که ازش اومدی، ها اسبی؟

178
00:13:19.465 --> 00:13:21.175
‫شاید اون یه قلب واقعی نبود.

179
00:13:21.217 --> 00:13:22.760
‫البته که یه قلب واقعی بود.

180
00:13:24.553 --> 00:13:26.263
‫این واست عادیه ؟

181
00:13:26.305 --> 00:13:29.058
‫- این یه روز عادیه ؟
‫- زندگی با دکتر، میکی.

182
00:13:29.099 --> 00:13:31.227
‫هیچ روز عادی درکار نیست.

183
00:13:31.268 --> 00:13:34.897
‫اینجا باز فرانسه ست.
‫میتونیم فرانسه رو ببینیم.

184
00:13:34.939 --> 00:13:36.941
‫فکر میکنم داریم از
توی یه آینه نیگاه میکنیم.

185
00:13:39.610 --> 00:13:42.196
‫هی، این مردک رو ببین!
‫فکر میکنه کیه؟

186
00:13:42.238 --> 00:13:43.823
‫پادشاه فرانسه.

187
00:13:43.864 --> 00:13:47.076
‫- اوه، بفرما مزاحم اومد! چیکار
داشتی میکردی؟ ‫- اوه... این و اون

188
00:13:47.117 --> 00:13:51.831
‫واسه کسی که تو آینده جزو اشراف فرانسه میشه
‫دوست خیالی شدم، با یه مرد کوکی در افتادم.

189
00:13:51.872 --> 00:13:54.792
‫اوه... و یه اسب هم دیدم.

190
00:13:54.834 --> 00:13:57.211
‫اسب تو یه سفینه فضایی چیکار میکنه؟

191
00:13:57.253 --> 00:14:00.548
‫میکی، فرانسه پیش از انقلاب تو یه سفینه
فضایی چیکار میکنه؟ ‫یه کمی احترام قائل شو!

192
00:14:00.589 --> 00:14:04.218
‫اینا رو می بینی؟ اونا همه
جا هستن، هر نقطه از سفینه.

193
00:14:04.260 --> 00:14:06.929
‫مدخلی درون تاریخ!

194
00:14:06.971 --> 00:14:08.931
‫اما نه فقط یه تاریخ کهنه و قدیمی.

195
00:14:08.973 --> 00:14:12.643
‫پنجره های زمانی اون.

196
00:14:12.685 --> 00:14:15.604
‫از قصد روی زندگی زن خاصی تنظیم شده.

197
00:14:15.646 --> 00:14:21.068
‫سفینه فضایی از قرن پنجاه و یکم
‫زندگی زنی از قرن هجدهم رو می پاد!

198
00:14:21.110 --> 00:14:22.903
‫- چرا؟ ‫- اون کیه ؟

199
00:14:22.945 --> 00:14:25.030
‫ژان آنتوانت پوئیزون!

200
00:14:25.072 --> 00:14:28.158
‫دوستانش اون رو با اسم رینِت می شناسن.
‫یکی از با فضیلت ترین زنانی که تاکنون زیسته.

201
00:14:28.158 --> 00:14:30.202
‫پس اون نقشه کشیده بود که ملکه بشه ؟

202
00:14:30.244 --> 00:14:33.956
‫نه، پادشاه همین حالا هم ملکه داره.
‫اون نقشه کشیده بود که نامزدش بشه.

203
00:14:33.998 --> 00:14:38.627
‫اوه گرفتم... کمیلا!

204
00:14:38.669 --> 00:14:40.462
‫فکرمیکنم این شبی که اونا همدیگه
‫رو برای اولین بار ملاقات میکنن.

205
00:14:40.504 --> 00:14:44.592
‫شب مراسم رقص.

206
00:14:44.633 --> 00:14:48.596
‫در کمترین زمان ممکن خودش رو به مقام ‫نامزد
رسمی پادشاه میرسونه ‫و توی قصر ساکن می شه.

207
00:14:48.637 --> 00:14:51.974
‫همتراز با لقبش
‫« مادام دو پامپادور »

208
00:14:56.270 --> 00:14:58.063
‫ملکه لابد دوستش داشت.

209
00:14:58.105 --> 00:15:01.358
‫اوه، آره. اونا باهم خیلی خوب کنار می اومدن.

210
00:15:01.400 --> 00:15:03.944
‫- همسر پادشاه و نامزد پادشاه ؟!
‫- فرانسه.

211
00:15:03.986 --> 00:15:05.863
‫یه سیاره متفاوته!

212
00:15:11.368 --> 00:15:14.830
‫چه مدت اونجا وایساده بودی؟
‫خودتو نشون بده.

213
00:15:18.459 --> 00:15:22.171
‫- سلام، رینِت، زمان سریع نمی گذره؟!
‫- مرد شومینه!

214
00:15:29.887 --> 00:15:32.723
‫- چیکار میکنه؟
‫- دوباره روشن میشه.

215
00:15:32.765 --> 00:15:34.683
‫- یخ رو ذوب میکنه. ‫- بعد چی؟

216
00:15:34.725 --> 00:15:36.602
‫بعد همه ادمای تو این اتاق رو میکشه.

217
00:15:36.644 --> 00:15:38.562
‫روی ذهن تمرکز میکنی، مگه نه؟

218
00:15:38.604 --> 00:15:41.815
‫کی هستی؟ هویت خودت رو مشخص کن!

219
00:15:41.857 --> 00:15:43.609
‫بهش دستور بده جوابم رو بده.

220
00:15:43.651 --> 00:15:45.444
‫چرا باید به حرف من گوش بده؟

221
00:15:45.486 --> 00:15:48.113
‫نمیدونم، اما وقتی بچه بودی این کار رو کرد.

222
00:15:48.155 --> 00:15:50.991
‫بذار ببینیم هنوزم میتونی اینکارو بکنی.

223
00:15:51.033 --> 00:15:52.743
‫به سوالش جواب بده.

224
00:15:52.785 --> 00:15:56.705
‫به همه سوالهایی که ازت می پرسه جواب بده.

225
00:16:00.751 --> 00:16:02.378
‫من روبوت تعمیرگر شماره هفت هستم.

226
00:16:02.419 --> 00:16:04.254
‫چه اتفاقی برای سفینه افتاده؟

227
00:16:04.296 --> 00:16:06.882
‫آسیب زیادی دیده.

228
00:16:06.924 --> 00:16:09.718
‫طوفان یونی. ۸۲ درصد از سیستم رو خراب کرد.

229
00:16:09.760 --> 00:16:12.262
‫اون سفینه سالهاست حرکت
نکرده. چرا اینقدر طولش دادین؟

230
00:16:12.304 --> 00:16:14.890
‫ما قطعات لازم رو نداشتیم.

231
00:16:16.433 --> 00:16:19.478
‫مشکل همیشه به خاطر اونه، نه؟ قطعات!

232
00:16:19.520 --> 00:16:23.440
‫- چه اتفاقی برای خدمه کشتی افتاد؟
اونا کجا هستن؟ ‫- ما قطعات رو نداشتیم.

233
00:16:23.482 --> 00:16:27.987
‫- بیش از پنجاه نفر باید روی سفینه شما
بودن. کجا رفتن؟ ‫- ما قطعات رو نداشتیم.

234
00:16:28.028 --> 00:16:30.614
‫پنجاه نفر نمیتونن همین جوری ناپدید

235
00:16:31.407 --> 00:16:33.909
‫اوه

236
00:16:33.951 --> 00:16:38.580
‫شما قطعات رو نداشتین. بنابر
این از خدمه استفاده کردین.

237
00:16:38.622 --> 00:16:41.625
‫خدمه ؟!

238
00:16:41.667 --> 00:16:44.545
‫ما یه دوربین با یه چشم
واقعی توش پیدا کردیم.

239
00:16:44.586 --> 00:16:50.634
‫و یه قلب که توی یه دستگاه
بهش سیم کشی شده بود.

240
00:16:50.676 --> 00:16:57.808
‫اون فقط کاری رو که براش برنامه ریزی شده انجام میده ‫تعمیر
سفینه به هر روشی که ممکنه ‫و با هر چیزی که پیدا میکنه.

241
00:16:57.850 --> 00:17:00.519
‫هیچ کس بهش نگفته سرنشین های سفینه
‫جزو لیست قطعات نیستن.

242
00:17:00.561 --> 00:17:03.188
‫گفتی اون بویی که تو سفینه می اومد چی بود؟

243
00:17:04.648 --> 00:17:09.153
‫- یکی داشت می پخت...
‫- گوشت به علاوه حرارت.

244
00:17:09.194 --> 00:17:10.946
‫کباب بریان.

245
00:17:12.489 --> 00:17:14.241
‫اما اینجا چیکار میکنید؟

246
00:17:14.283 --> 00:17:17.077
‫شما ها پنجره زمانی باز کردید که
‫انرژی قابل توجهی آزاد میکنه.

247
00:17:17.119 --> 00:17:19.955
‫چرا میایید اینجا، میتونستید
به تعمیرگاهتون برید.

248
00:17:19.997 --> 00:17:22.583
‫به جای اینکه بیایید به
قرن هجدهم فرانسه. چرا ؟

249
00:17:22.624 --> 00:17:25.127
‫یک قطعه دیگر لازم است.

250
00:17:29.506 --> 00:17:31.717
‫پس چرا برش نمی دارید؟

251
00:17:31.759 --> 00:17:33.552
‫او کامل نیست.

252
00:17:35.179 --> 00:17:36.972
‫چی؟ پس نقشه اینه ؟

253
00:17:37.014 --> 00:17:43.020
‫به باز کردن پنجره های زمانی بیشتر و بیشتر ادامه میدید
‫برای اسکن مغز اون، فقط واسه اینکه ببینید آماده شده یا نه؟

254
00:17:43.062 --> 00:17:45.105
‫چرا اون؟

255
00:17:45.147 --> 00:17:51.570
‫اگه همه آدمای تاریخ رو برای انتخاب داشتین
‫چرا بویژه اون رو انتخاب کردین؟

256
00:17:51.612 --> 00:17:53.572
‫ما یکسان هستیم.

257
00:17:53.614 --> 00:17:56.492
‫ما یکسان نیستیم!
‫ما از نظر هیچ منطقی یکسان نیستیم!

258
00:17:56.533 --> 00:18:01.872
‫- ما یکسان هستیم. ‫- از این جا برو
بیرون! همین حالا از اینجا برو! ‫- رینت، نه!

259
00:18:01.914 --> 00:18:04.041
‫برگشت به سفینه!
‫رُز، میکی و آرتور رو ببر

260
00:18:04.083 --> 00:18:08.045
‫- بهش نزدیک نشو، فقط مراقبش باش ببین چیکار
میکنه. ‫- آرتور ؟! ‫- اسم خوبی واسه یه اسبه.

261
00:18:08.128 --> 00:18:09.379
‫- تو قرار نیست اسب رو نگه داری!

262
00:18:09.713 --> 00:18:12.341
‫من بهت اجازه دادم میکی رو نگه داری.
‫حالا برید، برید، برید!

263
00:18:15.803 --> 00:18:20.307
‫باید بهم اعتماد کنی. لازمه بفهمم اونا
دنبال چی هستن. ‫فقط یه راه واسه فهمیدنش هست.

264
00:18:20.349 --> 00:18:22.476
‫یه ذره هم اذیت نمی کنه.

265
00:18:24.269 --> 00:18:26.647
‫مرد شومینه!

266
00:18:26.688 --> 00:18:29.358
‫تو داخل ذهن من هستی.

267
00:18:29.399 --> 00:18:31.693
‫اوه، عزیزم، رینت.

268
00:18:31.735 --> 00:18:34.113
‫تو یه چن تایی گاوچرون اینجا داشتی!
‫( ذهن آشفته ای داری )

269
00:18:34.154 --> 00:18:36.490
‫پس! "دکتر" ، ها ؟

270
00:18:36.532 --> 00:18:38.075
‫درباره چی حرف میزنی؟

271
00:18:38.117 --> 00:18:42.579
‫خب، مادام دو پامپادور
‫سارا جین اسمیت... کلئوپاترا

272
00:18:42.621 --> 00:18:46.583
‫- اوه کلئوپاترا! اون فقط یه بار بهش اشاره
کرد! ‫- آره ولی " کلئو " صداش کرد. ‫- میکی!

273
00:18:55.551 --> 00:18:59.972
‫تو توی حافظه من هستی.
داری باهاشون قدم می زنی.

274
00:19:00.013 --> 00:19:04.101
‫اگه چیزی هست که نمی خوای ببینمش فقط یه در
رو تصور کن ‫و ببندش، من بهش نگاه نمی کنم.

275
00:19:06.812 --> 00:19:10.816
‫در واقع یه در درست اونجا
هست شاید بخوای ببندیش.

276
00:19:10.858 --> 00:19:12.651
‫درواقع... چن تا در هست.

277
00:19:12.693 --> 00:19:18.282
‫قدم زدن با خاطرات یه روح زنده دیگه.
‫هیچ به این کار عادت کردی؟

278
00:19:18.323 --> 00:19:19.825
‫ازش عادت نمی سازم.

279
00:19:19.867 --> 00:19:22.953
‫- چطور میتونی مقاومت کنی؟
‫- چند سالته ؟

280
00:19:22.995 --> 00:19:27.624
‫، سوالی بس گستاخانه
‫بسی هم زود برای شروع مکالمه.

281
00:19:27.666 --> 00:19:29.543
‫- چه امیدبخش. ‫- سوال من نبود.

282
00:19:29.585 --> 00:19:31.670
‫برای اونهاست. تو ۲۳ سالته.

283
00:19:31.712 --> 00:19:33.839
‫و بنا به دلایلی به این معنیه
که به اندازه کافی بزرگ نیستی.

284
00:19:33.881 --> 00:19:38.802
‫متاسفم... احتمالن یه سری خاطره
‫از ذهن من پیدا کردی، تاثیر متقابل.

285
00:19:38.844 --> 00:19:41.013
‫اوه، چه کودکی تنهایی!

286
00:19:41.054 --> 00:19:42.848
‫این می گذره. با من بمون.

287
00:19:44.433 --> 00:19:46.935
‫اوه، دکتر! خیلی تنها.

288
00:19:46.977 --> 00:19:48.770
‫خیلی خیلی زیاد تنها!

289
00:19:48.812 --> 00:19:52.441
‫منظورت چیه، تنها؟ هیچ
وقت تو زندگیت تنها نبودی.

290
00:19:52.482 --> 00:19:54.818
‫کی شروع کردی منو " دکتر " صدا کنی؟

291
00:19:54.860 --> 00:19:57.112
‫چه پسر ِکوچولوی تنهایی!

292
00:19:57.154 --> 00:19:59.698
‫تنها بود و حالا تنها تر.

293
00:20:01.283 --> 00:20:04.661
‫- چطور میتونی تحملش کنی؟
‫- چطور اینکار رو کردی؟

294
00:20:04.703 --> 00:20:08.749
‫یه در، یکبار باز شد، شاید
ازش به هر سمت قدم برداشتم.

295
00:20:11.043 --> 00:20:12.920
‫اوه، دکتر!

296
00:20:12.961 --> 00:20:14.630
‫دکتر تنهای من

297
00:20:18.634 --> 00:20:21.053
‫- با من بیا ‫- نمیتونم.

298
00:20:21.094 --> 00:20:22.638
‫با من بیا

299
00:20:22.679 --> 00:20:25.057
‫امشب شبی که تو با پادشاه روبرو میشی

300
00:20:25.098 --> 00:20:27.351
‫پس اول میخوام کاری بکنم حسودی کنه.

301
00:20:27.392 --> 00:20:31.271
‫- نمیتونم. ‫- دکتر.

302
00:20:31.313 --> 00:20:32.856
‫دکتر کی ؟

303
00:20:35.776 --> 00:20:39.154
‫این بیشتر از یه رازه محض، اینطور نیست ؟

304
00:20:39.196 --> 00:20:42.491
‫چی دیدی؟

305
00:20:42.532 --> 00:20:45.118
‫زمانی می رسه، ای ارباب زمان

306
00:20:45.160 --> 00:20:49.331
‫که هر پسر کوچکِ تنهایی
یاد میگیره چطور برقصه.

307
00:21:01.718 --> 00:21:05.013
‫این چیه؟ چه خبره؟ دکتر ؟

308
00:21:05.055 --> 00:21:08.058
‫رُز!

309
00:21:08.100 --> 00:21:10.560
‫اونا قراره ما رو سلاخی کنن.
‫درست مثل خدمه!

310
00:21:10.602 --> 00:21:12.938
‫قراره ما رو سلاخی کنن
‫و همه جای سفینه ی احمقانشون بچسبونن!

311
00:21:12.980 --> 00:21:15.482
‫و دکتر کجاست؟ حالا
کجاست اون دکتر فوق العاده ؟

312
00:21:15.691 --> 00:21:18.110
‫رفته واسه خودش خوش میگذرونه!
‫اره اونجا جایی که رفته!

313
00:21:19.987 --> 00:21:21.947
‫تو قابل تطبیق هستی.

314
00:21:24.491 --> 00:21:31.206
‫خب، تو ممکن بخوای درباره اش فکرکنی. ‫تو
واقعن ممکن بخوای دربارش فکرکنی، چون من و میکی

315
00:21:31.248 --> 00:21:35.168
‫تنها اینجا نیومدیم. اوه، نه.
‫و باورکن، تو نمیخوای

316
00:21:35.210 --> 00:21:37.254
‫با همراه ما درگیر بشی.

317
00:21:43.635 --> 00:21:46.680
‫تا حالا درباره دالک ها شنیدی؟
‫اونا رو میشناسی؟

318
00:21:46.722 --> 00:21:48.432
‫اونا یه اسمی برای دوست ما دارن.

319
00:21:48.473 --> 00:21:51.226
‫افسانه ها واسش ساختن و یه اسم.

320
00:21:51.268 --> 00:21:53.770
‫اونا اون رو به اسمه

321
00:21:53.812 --> 00:21:57.232
‫« میتوانستم تمام شب را برقصم »
‫« میتوانستم تمام شب را برقصم »

322
00:21:57.274 --> 00:21:59.276
‫اون رو به اسمه

323
00:21:59.318 --> 00:22:03.739
‫« و هنوز بیشتر خواستارم»

324
00:22:03.780 --> 00:22:06.158
‫« میتوانستم پرهایم را بگشایم »

325
00:22:06.199 --> 00:22:09.661
‫« و صد بار انجامش دهم »
‫فرانسوی ها رو دیدی؟

326
00:22:09.703 --> 00:22:12.372
‫خدایا، اونا خوب میدونن چطور مهمونی بگیرن!

327
00:22:12.414 --> 00:22:15.625
‫خب، ببین کی تشریف آورده. ‫ " طوفان قریب
الوقوع" ‫( لقبی که معمولن دکتر بخودش میدهد )

328
00:22:15.667 --> 00:22:19.379
‫- اووه، الان درست شبیه شدی!
‫- چیکار داشتی می کردی؟ کجا بودی ؟

329
00:22:19.421 --> 00:22:25.552
‫خب، علاوه بر چیزای دیگه، فکرکنم یه چند
قرنی زودتر نوشیدنی موز رو اختراع کردم.

330
00:22:25.594 --> 00:22:28.805
‫میدونی، اونا قبلن هیچ وقت موز ندیده بودن؟

331
00:22:28.847 --> 00:22:33.185
‫همیشه یه موز با خودت به مهمونی ببر رُز.
‫موزها خوب هستن!

332
00:22:33.226 --> 00:22:36.104
‫اوه، فوق العاده اس!

333
00:22:36.146 --> 00:22:38.023
‫تویی!

334
00:22:38.065 --> 00:22:40.442
‫تو چیز مورد علاقه منی، اره هستی!

335
00:22:40.484 --> 00:22:42.652
‫تو بهترینی! میدونی چرا ؟

336
00:22:42.694 --> 00:22:45.572
‫واسه اینکه خیلی خنگی!

337
00:22:45.614 --> 00:22:52.037
‫تو آقای خِنگ... خنگی... خنگول... خل وضع
‫(!!!) از خِنگ شهر ِ خِنگیلیا

338
00:22:52.079 --> 00:22:53.872
‫و بابات هم همین طور!

339
00:22:53.914 --> 00:22:55.874
‫میدونی واسه چی مغز رینت رو اسکن می کردن؟

340
00:22:55.916 --> 00:22:59.961
‫مسافت سنجش رو.

341
00:23:00.003 --> 00:23:01.922
‫میخواستن بدونن چن سالشه.

342
00:23:01.963 --> 00:23:06.510
‫میدونی چرا؟
‫واسه اینکه این سفینه ۳۷ سالشه.

343
00:23:06.551 --> 00:23:13.308
‫و فکرمیکنن وقتی رینت ۳۷ ساله بشه، یا به
عبارتی " کامل " بشه ‫مغزش با سفینه سازگار میشه.

344
00:23:13.350 --> 00:23:19.022
‫واسه اینکه این چیزیه که اونا کم دارن،
اینطور نیست ؟ ‫مرکز فرمان کامپیوترتون.

345
00:23:19.064 --> 00:23:21.233
‫سفینه تون یه مغز لازم داره.

346
00:23:21.274 --> 00:23:27.656
‫و بنا به دلایلی که فقط خدا میدونه چی هست
‫تنها مغز مادام دوپامپادور مناسب واسش.

347
00:23:27.697 --> 00:23:29.866
‫مغز سازگار است.

348
00:23:29.908 --> 00:23:31.827
‫سازگار ؟

349
00:23:31.868 --> 00:23:35.872
‫اگه همچین چیزی رو باور داری پس لابد
فکر میکنی ‫اینی که دستمه یه لیوان نوشیدنیه.

350
00:23:44.923 --> 00:23:46.925
‫ضد روغن اشباع شده!

351
00:23:53.557 --> 00:23:55.934
‫خوبه، شما دو تا، خوابیدن بسه.

352
00:23:55.976 --> 00:23:58.311
‫وقتشه باقی سفینه رو هم خاموش کنیم.

353
00:23:58.353 --> 00:24:01.064
‫- اون چیزا بی خطرن؟
‫- اره بی خطرن.

354
00:24:01.106 --> 00:24:02.899
‫بی خطر و احمق. طوری که دوستشون دارم.

355
00:24:02.941 --> 00:24:04.568
‫خیلی خب، همه پنجره های
زمانی از اینجا کنترل میشدن.

356
00:24:04.609 --> 00:24:08.363
‫باید همشون رو ببندیم. همه کاره های زئوس من
‫همه کاره های زئوس من کجاست؟

357
00:24:08.405 --> 00:24:10.866
‫یه دقیقه پیش داشتمشون.
‫ازشون به جای قاشقک استفاده کردم.

358
00:24:10.907 --> 00:24:13.410
‫چرا اونا فقط یه پنجره به
۳۷ سالگی اون باز نکردن؟

359
00:24:13.452 --> 00:24:17.164
‫آسیب زیادی به این مدارها وارد شده ‫قرن درست رو پیدا
کردن بعدش دیگه ‫کارها با روش آزمایش و خطا پیش رفت.

360
00:24:17.164 --> 00:24:19.958
‫پنجره ها بسته نمی شن.

361
00:24:20.000 --> 00:24:22.294
‫چرا بسته نمی شن؟

362
00:24:22.335 --> 00:24:24.337
‫- اون چیه ؟ ‫- نمیدونم.

363
00:24:24.379 --> 00:24:26.631
‫پیام دریافتی؟ از طرف کی؟

364
00:24:26.673 --> 00:24:31.219
‫گزارش از زمین.
‫یکیشون باید هنوز اون بیرون با رینت باشه.

365
00:24:31.261 --> 00:24:34.848
‫واسه همینه نمیتونم پنجره
ها رو ببندم، یکی اون بیرون.

366
00:24:39.436 --> 00:24:41.146
‫اوه، یه ریزه هوشمندانه بود.

367
00:24:44.858 --> 00:24:49.362
‫باشه
‫خیلی چیزا درباره این خوب نیست.

368
00:24:49.404 --> 00:24:53.408
‫پیام از طرف یکی از دوستای کوچولوتون آره؟
‫خبر جالب دیگه ای هست؟

369
00:24:53.450 --> 00:24:56.411
‫او سازگار شده. ‫شروع میشه.

370
00:24:59.956 --> 00:25:02.167
‫چه اتفاقی داره می افته؟

371
00:25:02.209 --> 00:25:05.587
‫یکی از اونها باید پنجره درست رو پیدا
کرده باشه. ‫حالا وقتشه افرادشون رو بفرستن.

372
00:25:05.629 --> 00:25:07.923
‫و اینبار مغزش رو میارن.

373
00:25:20.852 --> 00:25:23.355
‫مادام دوپامپادور... ‫خواهش میکنم،
جیغ نزنید یا کار دیگه ای نکنید.

374
00:25:23.396 --> 00:25:28.318
‫وقت زیادی نداریم! ‫اومدم هشدار بدم
اونها پنج سال دیگه اینجا خواهند بود.

375
00:25:28.360 --> 00:25:33.281
‫- پنج سال دیگه؟
‫- کمی بعد از تولد ۳۷ سالگیتون.

376
00:25:33.323 --> 00:25:38.745
‫نمیتونم زمان دقیق رو بهتون بدم،
این کمی نامنظم. ‫اما اونها دارن میان.

377
00:25:38.787 --> 00:25:41.122
‫قراره اتفاق بیافته.

378
00:25:41.164 --> 00:25:45.168
‫به طریقی... برای ما...
این اتفاق تا حالا رخ داده.

379
00:25:45.210 --> 00:25:49.464
‫متاسفم، توضیح دادنش سخته
‫دکتر این کارو بهتر انجام میده.

380
00:25:49.506 --> 00:25:53.051
‫- پس مختصر و مفید بگو و من سعی میکنم بفهمم.
‫- وقت نیست.

381
00:25:53.093 --> 00:25:54.886
‫پنج سال وقت داریم.

382
00:25:54.928 --> 00:25:57.138
‫برای شما. من پنج دقیقه هم نداشتم.

383
00:25:57.180 --> 00:25:59.558
‫پس خلاصه کن.

384
00:26:01.935 --> 00:26:07.816
‫اوم... یه سفینه... هست.

385
00:26:07.857 --> 00:26:10.527
‫یه کشتی. یه جور کشتی فضایی.

386
00:26:10.569 --> 00:26:15.490
‫و اون پر از... خب، پر از شماست.

387
00:26:15.532 --> 00:26:21.955
‫قسمت های مختلف زندگی شما ‫تو اتاقهای اون کشتی با
همدیگه قاطی شده ‫بهتون گفتم این پیچیده است. متاسفم.

388
00:26:21.997 --> 00:26:25.917
‫تو دنیای شما سفینه هست

389
00:26:25.959 --> 00:26:31.214
‫جایی که روزهای زندگی من کنارهم قرار گرفتن ‫مثل
فصل های یک کتاب و اون ‫میتونه از یه فصل به فصل دیگه

390
00:26:31.256 --> 00:26:34.217
‫قدم بزنه بدون اینکه به سن ش اضافه بشه.

391
00:26:34.259 --> 00:26:38.972
‫درحالیکه من، مسافر خسته...
‫باید همیشه از گذرگاه آهسته پیش برم.

392
00:26:39.055 --> 00:26:41.933
‫درباره تو حق داشت!

393
00:26:41.975 --> 00:26:44.311
‫خب! پنج سال دیگه این موجودات برمیگردن.

394
00:26:44.352 --> 00:26:47.230
‫- چکار میتونم بکنم؟
‫- دکتر گفت با حرف زدن مشغول نگهشون دار.

395
00:26:47.272 --> 00:26:49.899
‫اونا یه جورایی برنامه
ریزی شدن به تو جواب بدن.

396
00:26:49.941 --> 00:26:54.404
‫- تو نمیتونی جلوشون رو بگیری ولی ممکن کارشون
رو ‫واسه مدتی به تاخیر بندازی. ‫- تا کی؟

397
00:26:54.446 --> 00:26:57.115
‫تا وقتی که دکتر به اونجا برسه.

398
00:26:57.157 --> 00:26:59.743
‫- پس اون داره میاد؟ ‫- قول میده.

399
00:26:59.784 --> 00:27:03.538
‫اما نمیتونه شخصن بهم قول بده؟

400
00:27:03.580 --> 00:27:08.001
‫وقتی بهش نیاز داشته باشی اونجا خواهد بود.
‫این روشِش هست.

401
00:27:08.043 --> 00:27:10.378
‫کاریه که همیشه کرده.

402
00:27:10.420 --> 00:27:13.590
‫هیولاها و دکتر.

403
00:27:13.632 --> 00:27:16.384
‫انگار نمیتونی یکی رو بدون دیگری داشته باشی.

404
00:27:16.426 --> 00:27:18.678
‫میدونم چی میگید.

405
00:27:18.720 --> 00:27:23.850
‫درواقع، شما هم قرار نبود درگیرش بشید.

406
00:27:23.892 --> 00:27:27.354
‫اون موجودات دارن تاریخ رو تغییر میدن.

407
00:27:27.395 --> 00:27:30.857
‫- هیچ کدوم از این ها هرگز قرار
نبود واستون اتفاق بیافته. ‫- قرار نبود ؟

408
00:27:30.899 --> 00:27:32.567
‫معنیش چیه؟

409
00:27:32.609 --> 00:27:37.572
‫این اتفاق افتاده بچه جون.
‫زندگیم نمیتونست شکلی جز این داشته باشه.

410
00:27:37.614 --> 00:27:41.409
‫یکی ممکن محض رضای مقدسات
دنیایی از شیاطین رو تحمل کنه.

411
00:27:44.871 --> 00:27:48.208
‫رز؟ رز ؟

412
00:27:48.249 --> 00:27:50.210
‫رز ؟

413
00:27:50.251 --> 00:27:52.212
‫پنجره ۳۷ سالگیش رو

414
00:27:52.253 --> 00:27:54.130
‫پیدا کردیم، درست زیر دماغمون بود.

415
00:27:57.842 --> 00:27:59.803
‫نه، نمیتونی بری اونجا!

416
00:27:59.844 --> 00:28:01.388
‫دکتر عصبانی میشه!

417
00:28:08.561 --> 00:28:10.689
‫پس این دنیای اونه.

418
00:28:10.730 --> 00:28:15.902
‫- اون چی بود ؟ ‫- پنجره زمانی.

419
00:28:15.944 --> 00:28:18.905
‫- دکتر رابط صوتی نصب کرده.
‫- داد میزنن.

420
00:28:18.947 --> 00:28:21.116
‫آینده من اینه؟

421
00:28:21.157 --> 00:28:22.784
‫بله. متاسفم.

422
00:28:22.826 --> 00:28:25.787
‫پس من باید از مسیر آهسته تر برم.

423
00:28:25.829 --> 00:28:28.289
‫« اونجایی؟ میتونی صدام رو بشنوی؟ »

424
00:28:28.331 --> 00:28:32.627
‫بهت احتیاج دارم، تو قول دادی »
‫« ساعت روی شومینه شکسته! وقتشه

425
00:28:32.669 --> 00:28:36.005
‫- اون صدای منه.
‫- رز، زودباش. باید بریم.

426
00:28:36.047 --> 00:28:39.217
‫یه مشکلی هست! یه لحظه صبر کن!

427
00:28:45.932 --> 00:28:49.936
‫- حالتون خوبه؟
‫- نه. خیلی ترسیدم.

428
00:28:49.978 --> 00:28:52.856
‫ولی من و تو میدونیم، این طور نیست رُز؟

429
00:28:52.897 --> 00:28:55.525
‫دکتر ارزش رو به رو شدن با هیولاها رو داره.

430
00:29:02.907 --> 00:29:06.035
‫« دکتر! دکتر »

431
00:29:22.761 --> 00:29:24.262
‫دکتر!

432
00:29:24.304 --> 00:29:27.724
‫باید بریم! هیچ کس برای کمک به ما نمی یاد.

433
00:29:35.023 --> 00:29:39.694
‫تو کامل شدی. تو خواهی آمد.

434
00:29:48.077 --> 00:29:52.415
‫- پس پیداش کردی!
‫- میدونستن دارم میام، پنجره رو بستن.

435
00:29:52.457 --> 00:29:55.376
‫جابه جایی دامنه محدودی دارد.

436
00:29:55.418 --> 00:29:58.213
‫ما باید به دروازه زمانی نزدیک بشیم.

437
00:29:58.254 --> 00:30:00.048
‫حرفات هیچ ارزشی نداره.

438
00:30:00.089 --> 00:30:01.674
‫شما هیچ ارزشی ندارید.

439
00:30:03.760 --> 00:30:07.180
‫- نمیفهمم، اونا چطوری رفتن اونجا؟ ‫-
دیدی که تله پورت کردن. تا وقتی که سفینه

440
00:30:07.222 --> 00:30:09.766
‫و سالن رقص به هم مرتبط باشن جا به
جایی با بُرد نزدیک ‫کارشون رو راه می ندازه.

441
00:30:09.808 --> 00:30:12.977
‫- میتونیم از تاردیس استفاده کنیم! ‫- نمیتونم از
تاردیس استفاده کنم الان دیگه ‫جزوی از این رویداد هستیم!

442
00:30:12.977 --> 00:30:14.270
‫- نمیتونیم همین جوری رو سرشون خراب شیم ؟

443
00:30:14.270 --> 00:30:16.523
‫- این طرف هایپرپلکس، اون طرف یه
لوح شیشه ای. ‫- پ یه تانک لازم داریم.

444
00:30:16.564 --> 00:30:20.401
‫- ما تانک نداریم! ‫- میدونم تانک نداریم!
خب، باید یه همچین چیزی امتحان کنیم!

445
00:30:20.443 --> 00:30:23.530
‫نه، شکستن شیشه، پنجره زمانی رو می شکنه
‫اون وقت دیگه راه برگشتی نخواهد بود.

446
00:30:23.571 --> 00:30:28.868
‫می شه لطفن همه آروم باشن!
‫خواهش میکنم!

447
00:30:28.910 --> 00:30:33.414
‫، چنین آشوبی
‫این چنین فریاد های مضطربی.

448
00:30:33.456 --> 00:30:37.168
‫لطفن به یاد بیارید اینجا قصر « ورسای » هست.

449
00:30:37.210 --> 00:30:40.588
‫اینجا بارگاه همایونی است.
‫و ما فرانسوی هستیم.

450
00:30:45.844 --> 00:30:48.304
‫من تصمیمم رو گرفتم.

451
00:30:48.346 --> 00:30:51.140
‫و تصمیم من « نه » هست.

452
00:30:51.182 --> 00:30:53.601
‫نمیخوام با شما بیام.

453
00:30:53.643 --> 00:30:59.023
‫من دنیای شما رو دیدم
‫و هیچ علاقه ندارم بار دیگه اونجا قدم بذارم.

454
00:30:59.065 --> 00:31:01.484
‫ما به قدم های شما نیاز نداریم.
‫( مغزت رو میخوایم )

455
00:31:11.661 --> 00:31:14.664
‫فکر میکنی ازت می ترسیدم.

456
00:31:14.706 --> 00:31:17.166
‫اما حتا حالا هم ازت نمی ترسم.

457
00:31:17.208 --> 00:31:21.504
‫تو صرفن کابوس کودکی من هستی.

458
00:31:21.546 --> 00:31:23.882
‫هیولایی از زیر تخت من.

459
00:31:23.923 --> 00:31:29.137
‫و اگر کابوس من قادر هست برگرده و آزارم بده
‫پس مطمئن باش، کابوس تو ( دکتر ) هم برمیگرده!

460
00:32:03.379 --> 00:32:05.131
‫مادام دو پامپادور

461
00:32:05.173 --> 00:32:07.091
‫تو هر روز جوان تر به نظر میای.

462
00:32:07.133 --> 00:32:09.260
‫اینجا چه خبره؟

463
00:32:09.302 --> 00:32:10.970
‫اوه!

464
00:32:11.012 --> 00:32:14.807
‫ایشون نامزد من، پادشاه فرانسه هستن.

465
00:32:14.849 --> 00:32:17.894
‫آره خب منم ارباب زمانم:دی

466
00:32:19.729 --> 00:32:21.314
‫و اومدم تا ساعت رو تعمیر کنم!

467
00:32:24.192 --> 00:32:27.528
‫بیخیال. بازی تموم شده.

468
00:32:27.570 --> 00:32:29.656
‫واسه تو و واسه من.

469
00:32:29.697 --> 00:32:32.992
‫درباره هفت سال بدشانسی فکرکن. ‫( اشاره به
آینه شکسته که بمدت هفت سال بدشانسی میاورد)

470
00:32:34.494 --> 00:32:36.579
‫سه هزار سال چطوره!
‫( فاصله زمانی بین خودشان و سفینه )

471
00:32:42.669 --> 00:32:44.837
‫چی شد ؟

472
00:32:44.879 --> 00:32:47.298
‫پنجره زمانی کجات رفت؟

473
00:32:47.340 --> 00:32:48.883
‫چطور قراره برگرده؟

474
00:33:05.233 --> 00:33:08.444
‫ارتباط با سفینه قطع شده.

475
00:33:08.486 --> 00:33:10.405
‫راه برگشتی نیست.

476
00:33:10.446 --> 00:33:14.575
‫قطعات رو نداری.

477
00:33:14.617 --> 00:33:18.204
‫چن تا " تیک تاک " دیگه تو
اون قلب کوکی باقی مونده؟

478
00:33:18.246 --> 00:33:23.084
‫یه روز؟ یه ساعت؟ تموم شده.

479
00:33:23.126 --> 00:33:25.878
‫قبولش کن.

480
00:33:25.920 --> 00:33:28.840
‫دوباره کوکت نمیکنم.

481
00:33:43.438 --> 00:33:44.647
‫حالت خوبه؟

482
00:33:47.316 --> 00:33:49.277
‫چه اتفاقی واسشون افتاد؟

483
00:33:50.820 --> 00:33:53.823
‫متوقف شدن.

484
00:33:53.865 --> 00:33:55.783
‫حالا دیگه هدفی نداشتن.

485
00:34:06.961 --> 00:34:10.173
‫نمیتونیم بدون اون تاردیس رو روشنش کنیم.

486
00:34:10.214 --> 00:34:12.175
‫چطور قراره برگرده؟

487
00:34:28.858 --> 00:34:32.028
‫اسم همشون رو میدونی اینطور نیست؟

488
00:34:32.070 --> 00:34:35.073
‫اینو تو ذهنت دیدم.

489
00:34:35.114 --> 00:34:36.908
‫اسم هر ستاره رو.

490
00:34:36.949 --> 00:34:40.536
‫یه اسم چی هست ؟ ‫اسم ها فقط عنوان
هستن ‫عنوان ها هیچی درباره ماهیتشون نمیگن.

491
00:34:40.578 --> 00:34:43.164
‫مثل « دکتر » ؟

492
00:34:43.206 --> 00:34:45.166
‫« مثل « مادام دو پامپادور

493
00:34:48.044 --> 00:34:51.297
‫اغلب آرزو میکردم اون
ستاره ها رو از نزدیک ببینم.

494
00:34:51.339 --> 00:34:54.175
‫فکرکنم درست مثل تو.

495
00:34:54.217 --> 00:34:56.052
‫هر از گاهی.

496
00:34:56.094 --> 00:34:59.222
‫بخاطر نجات من خودت رو گیر انداختی.

497
00:34:59.263 --> 00:35:01.891
‫میدونستی قراره همچین اتفاقی بیافته.

498
00:35:01.933 --> 00:35:05.436
‫- تقریبن. ‫- با اینحال باز اومدی.

499
00:35:05.478 --> 00:35:08.147
‫آره، اومدم، نیومدم؟

500
00:35:08.189 --> 00:35:11.484
‫نذار دوباره اینکارو بکنم!

501
00:35:11.526 --> 00:35:14.612
‫درهای زیادی بین دنیای من و تو وجود داشت.

502
00:35:14.654 --> 00:35:16.364
‫نمیتونی فقط از یکی از اون درها استفاده کنی؟

503
00:35:16.364 --> 00:35:20.660
‫وقتی شیشه شکست، انرژی ناشی از تصادم
‫همه راهای ارتباطی با سفینه رو از بین برد.

504
00:35:20.701 --> 00:35:25.331
‫میترسم آینه های شکسته و قالیچه های
پاره شده بیشتری ‫اطراف اینجا باشه.

505
00:35:25.373 --> 00:35:27.750
‫هر جایی که پنجره زمانی وجود داشت.

506
00:35:27.792 --> 00:35:30.545
‫من... من همه خسارات
وارد شده رو جبران میکنم.

507
00:35:33.005 --> 00:35:37.218
‫الان که فکرش رو میکنم میبینم پول لازم دارم.
‫ماهیت پول همیشه برام مبهم بود.

508
00:35:37.218 --> 00:35:40.263
‫از کجا پول به دست میاری؟

509
00:35:40.304 --> 00:35:42.890
‫پس تو اینجایی.

510
00:35:42.932 --> 00:35:45.560
‫فرشته ی تنهای من.

511
00:35:45.601 --> 00:35:47.895
‫با من تو گذرگاه آهسته گیر افتادی.

512
00:35:47.937 --> 00:35:50.606
‫آره! گذرگاه آهسته!

513
00:35:50.606 --> 00:35:54.527
فکر میکنم ممکن بود از بودن با تو
‫توی گذرگاه آهسته لذت ببرم!

514
00:35:54.569 --> 00:35:57.613
‫خب، من قرار نیست جایی برم.

515
00:35:57.655 --> 00:35:59.240
‫اوه، قرار نیست؟!

516
00:36:00.950 --> 00:36:02.743
‫دستم رو بگیر.

517
00:36:24.473 --> 00:36:27.977
‫این کپی نیست، این اصله.

518
00:36:28.019 --> 00:36:31.647
‫اون رو با همه جزئیاتش به اینجا انتقال دادم.

519
00:36:33.191 --> 00:36:34.817
‫شومینه.

520
00:36:38.154 --> 00:36:44.619
‫شومینه توی اتاق خوابت... کی اینکارو کردی؟

521
00:36:44.660 --> 00:36:46.913
‫سالها پیش.

522
00:36:46.954 --> 00:36:51.667
‫با این امید دری که قبلن
باز شد بار دیگه باز بشه.

523
00:36:53.252 --> 00:36:56.797
‫هیچ کس هرگز مطمئن نیست
کی به دکترش احتیاج داره.

524
00:36:58.841 --> 00:37:01.802
‫ظاهرن که آسیبی ندیده،
فکر میکنی هنوز کار کنه؟

525
00:37:01.844 --> 00:37:04.430
‫وقتی انتقالش دادی ارتباطش
رو با سفینه قطع کردی.

526
00:37:04.472 --> 00:37:08.017
‫که به این معناست وقتی آینه شکست ‫خارج از
خطوط ارتباطی بود همین باعث شده آسیب نبینه.

527
00:37:11.812 --> 00:37:15.024
‫اما این نوع ارتباط بطور اساسی فیزیکی هست

528
00:37:15.066 --> 00:37:18.152
‫و این به طور فیزیکی هنوز اینجاست.

529
00:37:18.194 --> 00:37:21.113
‫که یعنی، اگه خوش شانس باشم

530
00:37:21.155 --> 00:37:25.534
‫اگه خیلی، خیلی، خیلی، خیلی خوش شانس باشم.

531
00:37:27.036 --> 00:37:30.122
‫- آها! ‫- چیه ؟ ‫-
یه ارتباط بی قاعده!

532
00:37:30.164 --> 00:37:32.625
‫که لازم داره یه مرد تعمیرش
کنه! واسم آرزوی موفقیت کن!

533
00:37:35.586 --> 00:37:37.546
‫نه!

534
00:37:41.926 --> 00:37:47.723
‫مادام دو پامپادور ؟
‫هنوز میخوای اون ستاره ها رو ببینی؟

535
00:37:47.765 --> 00:37:50.518
‫- بیشتر از هر چیزی.
‫- دو دقیقه وقت داری. چمدونت رو ببند!

536
00:37:50.559 --> 00:37:52.270
‫قراره جایی باشم؟

537
00:37:52.311 --> 00:37:55.189
‫برو پیش پنجره، یه ستاره انتخاب کن.
‫هر ستاره ای که خواستی.

538
00:38:08.327 --> 00:38:11.497
‫- کجا بودی؟
‫- بعد توضیح میدم، برید تو تاردیس. زود.

539
00:38:14.000 --> 00:38:17.211
‫رینت ، اونجایی، رینت ؟

540
00:38:29.724 --> 00:38:32.643
‫رینت؟

541
00:38:32.685 --> 00:38:35.521
‫اوه، سلام!

542
00:38:35.563 --> 00:38:37.898
‫همین الان از دست دادیش.

543
00:38:37.940 --> 00:38:40.276
‫تا شش ساعت دیگه در پاریس خواهد بود.

544
00:38:40.318 --> 00:38:42.028
‫اوه.

545
00:38:44.572 --> 00:38:47.408
‫خدای بزرگ!

546
00:38:47.450 --> 00:38:48.993
‫اون حق داشت.

547
00:38:50.619 --> 00:38:53.289
‫گفت که تو حتا یه روز هم پیر نمی شی.

548
00:38:53.331 --> 00:38:58.044
‫سالها از آخرین باری که دیدمت گذشته
‫ولی دریغ از اندکی تغییر بروی چهره ات!

549
00:39:09.638 --> 00:39:12.850
‫بارها درباره تو صحبت کرد.

550
00:39:12.892 --> 00:39:15.978
‫اغلب امیدوار بود دوباره بیایی به دیدنش.

551
00:39:16.020 --> 00:39:19.315
‫میدونی که زنها چطور هستن.

552
00:39:31.118 --> 00:39:33.621
‫و بفرما داره میره.

553
00:39:33.662 --> 00:39:36.374
‫ورسای رو برای همیشه ترک میکنه.

554
00:39:38.084 --> 00:39:40.419
‫وقتی مرد فقط ۴۳ سال داشت.

555
00:39:42.004 --> 00:39:44.799
‫خیلی جوان.

556
00:39:44.840 --> 00:39:46.550
‫خیلی جوان.

557
00:39:48.094 --> 00:39:51.347
‫سرانجام بیماری اون رو از ما گرفت.

558
00:39:51.389 --> 00:39:53.599
‫همیشه سخت کار میکرد.

559
00:40:00.272 --> 00:40:01.857
‫چی گفته؟

560
00:40:12.576 --> 00:40:15.579
‫البته.

561
00:40:15.621 --> 00:40:17.164
‫کاملن درسته.

562
00:40:36.517 --> 00:40:38.477
‫چرا اون؟

563
00:40:40.479 --> 00:40:43.983
‫چرا اونها فکر میکردن با سر مادام
دوپامپادور میتونن سفینه رو تعمیر کنن؟

564
00:40:44.024 --> 00:40:46.026
‫احتمالن هیچ وقت نمی فهمیم.

565
00:40:46.068 --> 00:40:50.823
‫حافظه کامپیوتر آسیب زیادی دیده بود
‫احتمالن سردرگم شده بود.

566
00:40:50.865 --> 00:40:55.578
‫تاردیس میتونه همه پنجره های زمانی رو ببنده
‫حالا اون آدم کوکی ها رفتن

567
00:40:55.619 --> 00:40:58.080
‫باید جلوش رو بگیریم
مشکلات بیشتری درست نکنه.

568
00:41:01.292 --> 00:41:03.169
‫تو خوبی ؟

569
00:41:04.753 --> 00:41:06.297
‫من همیشه خوبم.

570
00:41:12.970 --> 00:41:15.764
‫زودباش رُز، وقتش این اطراف رو نشونم بدی.

571
00:41:36.535 --> 00:41:38.454
‫«... دکتر عزیزم »

572
00:41:39.997 --> 00:41:45.544
‫گذر زمان در گذرگاه هرگز اینقدر آهسته به نظر نمیرسید
» ‫« و حال میترسم به پایان این مسیر نزدیک باشم

573
00:41:45.586 --> 00:41:52.510
‫منطقم بهم میگه من و تو بعیده دوباره همدیگه
رو ببینیم » ‫« اما فکرمیکنم نباید بهش گوش کنم

574
00:41:52.551 --> 00:41:57.556
‫من همه دنیا رو داخل ذهن تو دیدم و میدونم »
‫« وجود همه اون چیزها امکان پذیر هست

575
00:41:57.598 --> 00:42:00.392
‫« عجله کن، عشق من »

576
00:42:00.434 --> 00:42:04.522
‫« حالا روزهای من کوتاه تر
شده و من خیلی ضعیف شدم »

577
00:42:04.563 --> 00:42:06.732
‫«. خدا نگه دارت، فرشته تنهای من »

