
1
00:00:38.455 --> 00:00:40.803
‫دکتر!دکتر!مواظب باش!

2
00:00:45.698 --> 00:00:50.447
‫کجا رفت؟ تو ندیدیش؟
‫اونجاست. وایسا! نه!

3
00:00:50.490 --> 00:00:52.947
‫مواظب باش!

4
00:00:52.989 --> 00:00:55.557
‫اونجا!اونجا!

5
00:01:25.824 --> 00:01:29.198
‫اون شروع به نعره زدن کرد!

6
00:01:29.240 --> 00:01:34.949
‫،و اگه فکر میکنین این هیجان انگیز ترین روز زندگی من بود
‫وایسین تا بقیش رو بشنوین!

7
00:01:34.990 --> 00:01:36.656
‫اوه،پسر!

8
00:02:14.699 --> 00:02:17.997
‫پس من با اون چیز نعره زن اونجا بودم!

9
00:02:21.529 --> 00:02:24.906
‫اینجا پسر، بیا غذا بخور . بیا

10
00:02:24.949 --> 00:02:28.741
‫به این غذای دوست داشتنی نگاه کن!
‫عالی نیست؟معلومه که هست!

11
00:02:28.783 --> 00:02:30.367
‫از اینجا سریع برو بیرون!

12
00:02:30.409 --> 00:02:34.246
‫کی یه تیکه گوشت رو دوست داره؟
‫"!گفتم "فرار کن

13
00:02:37.574 --> 00:02:39.193
‫اشتباهه!بدترش کردی!

14
00:02:39.235 --> 00:02:43.250
‫"گفتی "آبیه!
‫- گفتم آبیه نه!

15
00:02:45.445 --> 00:02:47.199
‫وایسا!

16
00:03:10.781 --> 00:03:13.307
‫وایسا ببینم

17
00:03:14.034 --> 00:03:16.133
‫من تو رو نمی شناسم ؟

18
00:03:28.112 --> 00:03:31.113
‫نمی تونین تصورش کنین
‫ماشین دکتر.

19
00:03:31.155 --> 00:03:35.111
‫قشنگ ترین صدای جهان

20
00:03:35.153 --> 00:03:41.196
‫این اولین باری نبود که دکتر رو دیدم و
‫قطعا آخرینشم نبود . عمرا!

21
00:03:41.238 --> 00:03:45.612
‫من فقط اون قسمت کوچیک رو اول گفتم
‫چون یه شروع زیرکانس

22
00:03:45.654 --> 00:03:51.904
‫این داستان من و رویارویی هام با فضاییهاست

23
00:03:51.946 --> 00:03:54.695
‫ولی دکتر هشدار داد!

24
00:03:54.738 --> 00:03:57.946
‫چون این قراره خیلی "ترسناک" بشه!

25
00:03:59.862 --> 00:04:01.777
‫من یه کنترل برای زوم کردن میخوام

26
00:04:01.819 --> 00:04:05.528
‫"من باید اینجوری بیام جلو , "ترسناک

27
00:04:05.570 --> 00:04:10.611
‫ولی نگران نباشین! چون فقط من اینجا
‫حرف نمیزنم . ابدا!

28
00:04:10.653 --> 00:04:14.236
‫این " اورسلا "ـه که پشت دوربینه
‫- سلام!

29
00:04:14.279 --> 00:04:17.653
‫" دوست خوبم ،"اورسلا بلیک
‫پشت دوربین جدیدم

30
00:04:17.695 --> 00:04:22.155
‫اون خونه خانوادگی من بود،اون پایین

31
00:04:22.198 --> 00:04:25.781
‫من سعی کردم.
‫ولی الان دو تا خانوم اونجا زندگی میکنن

32
00:04:25.823 --> 00:04:27.655
‫اونا یه کمی سخت گیرن

33
00:04:27.697 --> 00:04:31.611
‫مهم نیست
‫ولی اونجا جایی بود که همه چی شروع شد

34
00:04:31.653 --> 00:04:34.481
‫چون اون وقتی بود که اولین بار دکتر رو دیدم

35
00:04:36.568 --> 00:04:40.403
‫نمیدونم ، من تقریبا سه یا چهار سالم بود

36
00:04:40.445 --> 00:04:44.401
‫نیمه شب از پله ها اومدم پایین

37
00:04:44.443 --> 00:04:47.224
‫و اونجا این ... مرد بود

38
00:04:51.401 --> 00:04:54.235
‫چی شده بود؟

39
00:04:54.277 --> 00:04:56.631
‫التون" به من  بگو. چرا اونجا بود؟"

40
00:04:59.195 --> 00:05:01.591
‫نمیدونم . هنوز نمیدونم

41
00:05:03.152 --> 00:05:05.382
‫این همه سال پیش

42
00:05:11.322 --> 00:05:13.318
‫خوب!اول چیزای مهمتر

43
00:05:13.360 --> 00:05:16.782
‫اسم من التونـه.
‫که البته نباید اشتباه بگیرینش با....

44
00:05:18.608 --> 00:05:22.733
‫، مدرسه رو ترک کردم و یه شغل گرفتم
‫"مدیر حمل و نقل برای شرکت "ریتا لاجیستیکس

45
00:05:22.775 --> 00:05:27.361
‫یه شرکت حمل و نقل کوچیک.
‫زندگی کاملا طبیعی و بعدش...

46
00:05:27.403 --> 00:05:29.818
‫همه چی دیوونه کننده شد!

47
00:05:29.860 --> 00:05:32.193
‫دو سال پیش من تو یه شهری بودم

48
00:05:32.235 --> 00:05:36.110
‫کار خاصی نمیکردم.
‫همون کارهای همیشگی

49
00:05:36.153 --> 00:05:38.071
‫وقتی ناگهان...

50
00:05:46.696 --> 00:05:48.860
‫مانکن های مغازه ها

51
00:05:48.902 --> 00:05:51.078
‫زنده شدن!

52
00:05:59.903 --> 00:06:03.315
‫واضحه که نجات پیدا کردم

53
00:06:03.358 --> 00:06:06.692
‫دوازده ماه بعد برگشتم به اون شهر

54
00:06:06.734 --> 00:06:11.947
‫دنبال کت و شلوار جدید بودم
‫وقتی صدای هواپیمای بالا سرم رو شنیدم

55
00:06:25.485 --> 00:06:28.860
‫ولی هنوز تموم نشده بود!
‫چون بعدش تو روز کریسمس

56
00:06:28.902 --> 00:06:34.318
‫من توی تخت راحت و خوب خوابیده بودم وقتی یهو...

57
00:06:34.360 --> 00:06:37.109
‫یه چیزی مثل , شتــــــــــــــــــــرق!

58
00:06:37.151 --> 00:06:42.232
‫من توی تخت گیر افتاده بودم.
‫چون همه جا شیشه بود و
‫من پابرهنه بودم

59
00:06:42.274 --> 00:06:48.507
‫مچبور شدم تا یه چیز ابتدایی درست کنم.
‫تا فقط به کفشام برسم.
‫و وقتی داشتم این کارو رو میکردم...

60
00:06:56.234 --> 00:06:59.399
‫اون وقتی بود که همه چی شروع شد

61
00:06:59.441 --> 00:07:03.985
‫- این جوری من با اورسلا آشنا شدم.
‫- اسمش دکتره.
‫- اینجوری با "ویکتور کندی" آشنا شدم

62
00:07:04.027 --> 00:07:05.194
‫تو مردک احمق!

63
00:07:05.237 --> 00:07:08.027
‫- اینجوری با "جکی تایلر " آشنا شدم
‫- تو تعداد زیادی "التون" نمیبینی

64
00:07:08.069 --> 00:07:12.063
‫و نهایتا اینجوری با دکتر آشنا شدم.

65
00:07:12.105 --> 00:07:14.755
‫و واقعیت رو فهمیدم

66
00:07:23.024 --> 00:07:24.689
‫باید بگم

67
00:07:24.731 --> 00:07:29.942
‫این تمام زندگی من نیست
‫همش این سفینه ها و این جور چیزا نیست

68
00:07:29.984 --> 00:07:32.525
‫چون با همه چی سر و کار دارم

69
00:07:32.567 --> 00:07:34.356
‫من به فوتبال علاقه دارم

70
00:07:34.398 --> 00:07:37.524
‫دوست دارم شراب بنوشم.اسپانیا رو دوست دارم

71
00:07:37.566 --> 00:07:41.859
‫و اگه یه چیزی باشه که واقعا عاشقشم

72
00:07:41.901 --> 00:07:46.190
‫"اون "جف لین" و ارکستر " الکتریک لایتـه

73
00:07:46.233 --> 00:07:48.504
‫چون آدم نمیتونه در مقابل او جلوی
‫خودش رو بگیره

74
00:07:53.648 --> 00:07:56.689
‫خورشید تو آسمون میدرخشه ؟؟

75
00:07:56.731 --> 00:07:59.856
‫یه دونه ابر هم تو دید نیست ؟؟

76
00:07:59.898 --> 00:08:01.528
‫بارون بند اومده ؟؟

77
00:08:01.939 --> 00:08:03.816
‫همه دارن بازی میکنن ؟؟

78
00:08:03.858 --> 00:08:06.805
‫و مگه تو نمیدونی چه روز زیباییه ؟؟

79
00:08:08.397 --> 00:08:10.330
‫هی.هی،هی ؟؟...

80
00:08:11.606 --> 00:08:12.857
‫خوب!

81
00:08:12.899 --> 00:08:16.400
‫یه سفینه فضایی بزرگ روی لندن میچرخه
‫نظریه ها رو تصور کنین!

82
00:08:16.442 --> 00:08:19.732
‫اینترنت از کار افتاد!

83
00:08:19.775 --> 00:08:21.565
‫ولی من به جستجو ادامه دادم

84
00:08:21.607 --> 00:08:23.398
‫یه چیزی داشت اتفاق میفتاد

85
00:08:23.440 --> 00:08:28.229
‫اوه ،آره!و یه روز تو یه وبلاگ گمنام

86
00:08:28.271 --> 00:08:35.147
‫"توسط یکی به اسم "اورسلا بلیک.
‫این شانس احتمالش یک در میلیون بود.

87
00:08:35.190 --> 00:08:41.148
‫خودش بود.دوباره همون مرد بود ولی عکس
‫جدید بود . عکس برای کریسمس بود

88
00:08:41.190 --> 00:08:47.732
‫ولی کریسمس تازه تموم شده بود و
‫اون همون شکلی مونده بود.
‫" اسم اون دکتره".

89
00:08:47.774 --> 00:08:51.856
‫- دکتر چی؟
‫- این  چیزیه که همه میدونن

90
00:08:51.898 --> 00:08:55.355
‫ولی روز کریسمس من داشتم.
‫از همه جا عکس میگرفتم

91
00:08:55.397 --> 00:08:59.315
‫من از دست همه ی این سفینه ها و لیزر ها و همه چی
‫دیوونه شده بودم.

92
00:08:59.358 --> 00:09:05.937
‫همه اون شب به میدون "ترفلگر " رفتیم.
‫چون همه داشتن جشن میگرفتن. فقط زندگی میکردن.

93
00:09:05.979 --> 00:09:09.479
‫من فقط موقع رد شدنش یه عکس گرفتم.
‫اون موقع فقط یه یارویی بود

94
00:09:09.521 --> 00:09:13.645
‫من نفهمیدم اون چقدر مهمه.
‫تا وقتی که آقای اسکینر کفت

95
00:09:13.687 --> 00:09:16.230
‫آقای اسکینر کیه؟

96
00:09:16.272 --> 00:09:18.604
‫اوه،یه تعداد کمی از ما هستن

97
00:09:18.646 --> 00:09:22.728
‫یه محفل خصوصی که همه دکتر رو بررسی میکنیم

98
00:09:22.770 --> 00:09:27.061
‫،من اون رو دیدم
‫دکتر رو ، قسم میخورم

99
00:09:27.104 --> 00:09:30.399
‫وقتی بچه بودم دیدمش . توی خونه ی ما
‫و پایین پله ها بود.

100
00:09:30.441 --> 00:09:35.774
‫نمیخواد به من بگی. اون دقیقا مثل الان بود.
‫- آره!

101
00:09:35.816 --> 00:09:37.696
‫آره!

102
00:09:41.024 --> 00:09:43.634
‫وای خدا , تو حرفم رو باور میکنی.

103
00:09:44.733 --> 00:09:48.601
‫خوب اینجوری با اورسلا آشنا شدم
‫فقط به خاطر دکتر

104
00:09:48.643 --> 00:09:52.895
‫معلوم شد ما سایت های مشابهی رو میخوندیم
‫و اون فقط نیم مایل اونور تر زندگی میکرد

105
00:09:52.937 --> 00:09:56.525
‫اون مثل یه دوست خوب بود
‫اورسلای بیچاره

106
00:09:59.438 --> 00:10:04.062
‫ولی همینطور که اورسلا گفت
‫یه گروه کوچیکی بودن

107
00:10:04.104 --> 00:10:07.186
‫که همشون داستانی با دکتر داشتن

108
00:10:07.228 --> 00:10:11.452
‫یه گروه کوچیک که زیر کتابخونه ی
‫قدیمی تو خیابون "مکتییر" دیدار میکردن

109
00:10:11.494 --> 00:10:15.958
‫آفای اسکینر که اسمش کالین بود
‫ولی همیشه آقای اسکینر صداش میکردیم

110
00:10:16.000 --> 00:10:20.960
‫- نمیدونم چرا ولی اینجوری صداش میکردیم.
‫- برای من دکتر یه انسان نیست.

111
00:10:21.002 --> 00:10:24.332
‫یه مجموعه از نمونه های اصلیه.

112
00:10:24.374 --> 00:10:28.622
‫بعدش "بریجت" بود.
‫تمام این دکتر های مختلف اومدن و رفتن

113
00:10:28.664 --> 00:10:34.955
‫ولی تنها عامل پایدار این تلفن پلیس تقلبیه
‫که توی تاریخ ظاهر می شده

114
00:10:34.998 --> 00:10:39.584
‫تو شمال زندگی میکرد ولی فقط
‫برای جلسه ها میومد.

115
00:10:39.625 --> 00:10:42.249
‫- بعد "بلیس" بود
‫- کاری که من سعی میکنم انجام بدم

116
00:10:42.292 --> 00:10:45.956
‫خلاصه کردن دکتره.
‫که اهمیتش برای ما چیه

117
00:10:45.998 --> 00:10:47.708
‫بلیس" خیلی زن شیرینی بود".

118
00:10:47.749 --> 00:10:53.956
‫- "* ما میگفتیم "زنده باد بلیس
‫- کاری که میتونه انجام بده.
‫کاری که باید انجام بده
‫(تشابه بین دو کلمه زنده باد و بلیس)

119
00:10:53.999 --> 00:10:57.041
‫و کاری که...

120
00:10:57.083 --> 00:11:01.501
‫- انجام نخواهد داد , یه چیزی
‫- ما باید یه اسم داشته باشیم.

121
00:11:01.543 --> 00:11:05.123
‫میدونین , برای گروه.

122
00:11:05.165 --> 00:11:07.584
‫اسم ها خیلی مهمن.

123
00:11:07.626 --> 00:11:12.456
‫چیزی که ما میخوایم یه اسم خوب و قویه.
‫مثل یه تیم , یه چیزی مثل...

124
00:11:12.498 --> 00:11:16.415
‫اداره بررسیُ  کاراگاهی لندن

125
00:11:16.457 --> 00:11:18.663
‫- *LINDA به طور خلاصه
‫- دوباره بگو
‫London Investigation مخفف)
‫'n' Detective Agency)

126
00:11:18.706 --> 00:11:23.250
‫اداره ی بررسیُ کاراگاهی لندن

127
00:11:23.292 --> 00:11:25.456
‫ُ؟
‫آره مثل چیپسُ ماست.

128
00:11:25.498 --> 00:11:29.499
‫راکُ رول , چاکادموسُ پلیرز!

129
00:11:29.541 --> 00:11:33.081
‫- لیندا" خوبه زیاد رسمی نیست"
‫- اون " ُ " وسطش رو هم دوست دارم

130
00:11:33.123 --> 00:11:36.710
‫ما مردان و زنان "لیندا" هستیم.
‫"گروه "لیندا

131
00:11:36.751 --> 00:11:40.201
‫- همین الان این به فکرت رسید؟
‫- نه سالها میخواستم ازش استفاده کنم

132
00:11:40.244 --> 00:11:40.972
‫"به سلامتی "لیندا.

133
00:11:41.248 --> 00:11:43.372
‫پس ما همدیگر رو هر هفته میدیدیم.

134
00:11:43.413 --> 00:11:45.954
‫یه کمی درباره ی دکتر صحبت میکردیم.

135
00:11:45.996 --> 00:11:48.456
‫ولی بعد یه مدت
‫بریجت " شروع به آشپزی کرد ".

136
00:11:48.499 --> 00:11:51.081
‫اوه خدای من ، این فوق العادس!

137
00:11:51.123 --> 00:11:54.787
‫- نه جدا عالیه!
‫- بقیتون دستتون رو بکشین!

138
00:11:54.829 --> 00:11:59.079
‫چیز بعدی که میدونین آقای اسکینر
‫شروع به خوندن داستان کرد چون داشت
‫رمان خودش رو مینوشت.

139
00:11:59.121 --> 00:12:04.958
‫جانی فرازتا " این آخرین باریه که قطار ارواحت رو میرونی " "
‫"!حالا آماده ی مردن باش

140
00:12:05.000 --> 00:12:07.624
‫ادامه دارد.

141
00:12:07.667 --> 00:12:12.247
‫- نــــــه!
‫- هر چی زمان میگذشت بیشتر همدیگر
‫رو می شناختیم.

142
00:12:12.289 --> 00:12:16.351
‫تنها دلیلی که اینکارو شروع کردم این بود که دختر من مفقود شد

143
00:12:17.871 --> 00:12:20.620
‫ولی این فضایی ها نبودن که اونو بردن

144
00:12:20.663 --> 00:12:24.079
‫فقط مواد بود

145
00:12:24.120 --> 00:12:29.512
‫من هر هفته میام لندن
‫و فقط دنبالم دخترم می گردم.

146
00:12:32.165 --> 00:12:35.201
‫"اوه ،"بریجت...

147
00:12:37.205 --> 00:12:40.247
‫من به عشقم یه مرغ دادم ؟؟

148
00:12:40.289 --> 00:12:44.269
‫که هیچ استخونی نداشت ؟؟

149
00:12:45.914 --> 00:12:48.747
‫من به عشقم یه گیلاس دادم ؟؟

150
00:12:48.789 --> 00:12:52.455
‫که هیچ هسته ای نداشت ؟؟...

151
00:12:52.497 --> 00:12:57.498
‫من یه جفت اسکیت جدید خریدم ؟؟

152
00:12:57.539 --> 00:12:59.955
‫تو یه کلید جدید خریدی ؟؟...

153
00:12:59.997 --> 00:13:03.246
‫بعد معلوم شد که بریجت میتونه پیانو بزنه.

154
00:13:03.288 --> 00:13:08.323
‫و من به عشقم یه ارکستر الکتریک لایت اعتراف کردم.
‫و چیز بعدی که میدونین , گروه موزیک لیندا!

155
00:13:17.496 --> 00:13:21.248
‫تو منو محبور کردی برم بدوم ؟؟
‫و از ذهنم بیرون برم ؟؟

156
00:13:21.290 --> 00:13:25.205
‫تو باعث شدی فکر کنم دارم وقتم رو تلف میکنم ؟؟

157
00:13:25.247 --> 00:13:27.829
‫من رو ناامید نکن ؟؟...

158
00:13:27.872 --> 00:13:28.956
‫فقط برای سرگرمی

159
00:13:28.998 --> 00:13:31.707
‫منو ناامید نکن ؟؟...

160
00:13:31.749 --> 00:13:34.453
‫تو بخون

161
00:13:34.496 --> 00:13:38.381
‫تو بخون

162
00:13:40.329 --> 00:13:42.974
‫مواظب باشین
‫مشکل کابل هاست

163
00:13:56.702 --> 00:13:58.453
‫و این وقتی بود که همه چی تغییر کرد.

164
00:13:58.495 --> 00:14:00.661
‫اون سه شنبه شب ماه مارچ

165
00:14:00.704 --> 00:14:03.402
‫وقتی بود که اون اومد.

166
00:14:05.498 --> 00:14:11.827
‫- چراغ ها!
‫- این وقتی بود که ویکتور کندی رو دیدیم و اون
‫زمان طلایی تموم شده بود

167
00:14:11.869 --> 00:14:14.994
‫خوب ، آخر همدیگه رو دیدیم.

168
00:14:15.036 --> 00:14:19.200
‫- "لیندا".
‫- خوشحالیم که دیدمتون آقا.
‫ببخشید,صدای موزیک بلند بود؟

169
00:14:19.242 --> 00:14:20.826
‫نه نه من دست نمیدم.

170
00:14:20.869 --> 00:14:22.537
‫عقب , عقب
‫من مشکل پوستی

171
00:14:22.579 --> 00:14:24.954
‫اگزیما دارم.
‫- منظورتون اگزمائه دیگه؟
‫(نوعی بیماری پوستی)

172
00:14:24.996 --> 00:14:31.451
‫این خیلی بدتره!
‫من تماس داشته باشم تاول میزنم
‫همتون برین عقبتر.

173
00:14:31.493 --> 00:14:34.412
‫مرسی

174
00:14:34.455 --> 00:14:38.910
‫ببخشید می پرسم ولی
‫شما کی هستین؟

175
00:14:38.952 --> 00:14:42.828
‫من اسباب نجات شماهام

176
00:14:42.871 --> 00:14:45.495
‫این دکتره.
‫خود خودشه

177
00:14:45.537 --> 00:14:48.036
‫شما هدفتون رو توی زندگی گم کردین

178
00:14:48.078 --> 00:14:53.994
‫شما ها آواز میخونین و کیک درست میکنن
‫در حالی که اون هنوز زندس

179
00:14:54.037 --> 00:14:56.202
‫دکتر . بهش نگاه کنین.فقط نگاه کنین!

180
00:14:56.244 --> 00:15:00.078
‫برین عقب!برین عقب همتون!

181
00:15:00.120 --> 00:15:03.783
‫یه لخظه صبر کنین . این تصویر میره ولی صدا
‫ادامه پیدا میکنه

182
00:15:03.825 --> 00:15:08.244
‫فقط گوش کنین . به صدای جهان گوش کنین

183
00:15:15.702 --> 00:15:18.524
‫اون...

184
00:15:20.746 --> 00:15:23.828
‫- چی شده؟چه مشکلی هست؟
‫- تنهاش بذارین.

185
00:15:23.870 --> 00:15:25.994
‫تو این صدا رو قبلا شنیدی مگه نه؟

186
00:15:26.035 --> 00:15:29.658
‫کی ؟ کی بود؟ کجا؟ کجا بودی؟

187
00:15:29.701 --> 00:15:31.740
‫من یادم رفته بود...

188
00:15:31.782 --> 00:15:34.616
‫تا الان.

189
00:15:34.658 --> 00:15:37.118
‫ولی این اون شب بود.

190
00:15:37.161 --> 00:15:38.743
‫کدوم شب؟

191
00:15:40.366 --> 00:15:42.120
‫من فقط یه بچه بودم

192
00:15:43.702 --> 00:15:46.160
‫وقتی بود که رفتم پایین پله ها

193
00:15:46.202 --> 00:15:49.201
‫اون منو بیدار کرد

194
00:15:49.244 --> 00:15:53.473
‫اون صدا...

195
00:15:56.741 --> 00:15:58.615
‫ولی اون چی بود؟

196
00:15:58.658 --> 00:16:04.534
‫- معنیش چیه؟
‫- این صدای سفینه ی اونه

197
00:16:04.577 --> 00:16:07.744
‫خوب پس کار دارین!
‫از فایل های "تورچوود" استفاده کنین

198
00:16:07.786 --> 00:16:11.405
‫ما میتونیم به فایل های اونا دوباره نگاه کنیم

199
00:16:11.447 --> 00:16:17.364
‫ما میتونیم مشخصات بیشتری از دکتر جمع کنیم.
‫من به همتون یه کاری هایی رو میدم

200
00:16:17.407 --> 00:16:20.451
‫فقط میخوام ... مواظب باش!
‫مواظب "اگزیما"ـی من باش!

201
00:16:20.493 --> 00:16:22.699
‫میخوام اهدافتون رو تکمیل کنین

202
00:16:22.741 --> 00:16:27.657
‫هفته ی بعد اینجا جمع میشیم در حالیکه
‫یه قدم به گرفتن دکتر نزدیک شدیم

203
00:16:27.700 --> 00:16:30.577
‫خوب اینجا نشینین حرکت کنین!

204
00:16:30.619 --> 00:16:33.994
‫ام , بلیس , اسمت بلیسه دیگه؟

205
00:16:34.036 --> 00:16:38.199
‫میشه خصوصی چند کلمه باهات صحبت کنم , لطفا؟

206
00:16:38.242 --> 00:16:42.077
‫- معلومه . حتما
‫- مرسی

207
00:16:42.119 --> 00:16:43.749
‫خداحافظ , خدافظ

208
00:16:45.411 --> 00:16:48.654
‫بهتر بریم سر کارمون . خیلی کار داریم

209
00:16:48.696 --> 00:16:52.408
‫هیچوقت فکر نمیکردم این یه کار باشه
‫این چیزیه که همیشه میخواستیم البته

210
00:16:52.450 --> 00:16:55.575
‫که دکتر رو پیدا کنیم . آره فکرکنم

211
00:16:57.825 --> 00:17:03.287
‫ناگهان بدون این که کسی اینجوری بگه
‫ما داشتیم برای ویکتور کندی کار میکردیم

212
00:17:06.659 --> 00:17:12.408
‫چیزی که باید اعتراف میکردیم این بود که اون درست میگفت
‫روش های اون خیلی سخت تر بودند

213
00:17:12.450 --> 00:17:16.367
‫من احساس میکردم داریم
‫به دکتر نزدیک و نزدیک تر میشیم

214
00:17:16.410 --> 00:17:19.366
‫- آقای کندی؟
‫- بله

215
00:17:19.408 --> 00:17:25.198
‫ما تعجب کردیم چرا هیچ اثری از بلیس
‫نیست شما نمیدونید کجاست؟

216
00:17:25.240 --> 00:17:30.614
‫آره.بهتون نگفت؟
‫اون داره ازدواج میکنه . یه پیام گذاشت

217
00:17:30.656 --> 00:17:34.208
‫- ازدواج هیچوقت پایدار نمیمونه , دختر احمق.
‫خوب برگردین سر کارتون!

218
00:17:36.030 --> 00:17:39.241
‫ولی یبار شانس اوردیم
‫یه باجه ی پلیس که تازه اومده بود

219
00:17:39.283 --> 00:17:42.449
‫این میگه اون امروز به "وولویچ" اومده

220
00:17:42.492 --> 00:17:46.280
‫خوب اینجا واینسین
‫برین!برین!

221
00:17:46.322 --> 00:17:49.740
‫ولی هیجان زده نشین . این برای همون
‫موقعی بود که شما اول دیدین

222
00:17:49.782 --> 00:17:53.741
‫, ولوویچ , باجه ی پلیس
‫سطل قرمز , سطل آبی

223
00:17:53.783 --> 00:17:56.364
‫من احمق و...

224
00:17:56.406 --> 00:17:58.697
‫- بدردنخور!
‫- من فقط شکه شدم!

225
00:17:58.740 --> 00:18:01.907
‫تو اونو دیدی و شکه شدی؟!
‫تو مردک احمق!

226
00:18:01.950 --> 00:18:05.613
‫- تو نمیتونی منو بزنی چون نمیتونی
‫لمس کنی , خودت گفتی
‫- میتونم از این استفاده کنم!

227
00:18:05.655 --> 00:18:09.615
‫از اون عصا استفاده کن و من بیچارت میکنم!

228
00:18:09.657 --> 00:18:14.363
‫بعدم یه ضربه قشنگ بهت میزنم
‫مفهومه ، آقای کندی؟

229
00:18:14.405 --> 00:18:17.111
‫کاملا!

230
00:18:17.154 --> 00:18:19.656
‫"اورسلا بلیک"

231
00:18:19.698 --> 00:18:22.692
‫بیشتر دوست داره مقابله کنه

232
00:18:24.531 --> 00:18:28.364
‫پس رویمون رو عوض میکنم
‫و از طرفین بهش میرسیم

233
00:18:28.406 --> 00:18:32.238
‫اگه ما میخوام حقیقت رو درباره دکتر
‫کشف کنیم

234
00:18:32.280 --> 00:18:35.366
‫باید این ... زن رو پیدا کنیم

235
00:18:35.408 --> 00:18:40.447
‫وقتی بحث به همراهان دکتر میرسه فایلهای
‫تورچوود خیلی کمبود داره

236
00:18:40.490 --> 00:18:46.070
‫به نظر میرسه که مدارک توسط
‫ویروس "بد ولف" از بین رفته

237
00:18:46.112 --> 00:18:48.361
‫حداقل ما این عکسها رو داریم

238
00:18:48.403 --> 00:18:50.571
‫اینا سر نخ اصلین...
‫التون؟

239
00:18:50.614 --> 00:18:54.570
‫خوب اون یه لهجه ی لندنی بود
‫قطعا اون لندنیه

240
00:18:54.612 --> 00:18:57.323
‫خوب پس میریم تو خیابون
‫میریم اون بیرون

241
00:18:57.365 --> 00:18:59.489
‫عکس میگیریم . یکی باید بدونه اونه کیه
‫یه جایی

242
00:18:59.530 --> 00:19:05.488
‫آره ولی لندن جای بزرگیه
‫من باید بدونم دختر خودم اون بیرونه

243
00:19:05.530 --> 00:19:07.779
‫بریجت ، قضیه رو شخصی نکن

244
00:19:07.821 --> 00:19:14.404
‫چه تحت الفظی و چه استعاره ای
‫نمیخوام کسی باهام تماس پیدا کنه.
‫وقتشو ندارم

245
00:19:14.447 --> 00:19:16.822
‫اون دختر رو برای من پیدا کنین!برین!

246
00:19:16.864 --> 00:19:18.946
‫الان!برین!

247
00:19:18.988 --> 00:19:23.152
‫و اینجوری اون عملیات غیرممکن شروع شد

248
00:19:23.195 --> 00:19:25.652
‫گشتن خیابون ها

249
00:19:25.694 --> 00:19:28.780
‫گشتن یه پایتخت بزرگ برای پیدا
‫کردن یه دختر ناشناخته

250
00:19:28.822 --> 00:19:33.069
‫دنبال یه صورت از بین کلانشهری
‫از روح های گمشده گشتن

251
00:19:33.111 --> 00:19:36.278
‫پیدا کردن اون دختر از وسط ۱۰ میلیون نفر

252
00:19:36.321 --> 00:19:39.988
‫اوه اون رز تایلره.
‫همین پایین زندگی میکنه

253
00:19:40.030 --> 00:19:47.082
‫خونه "باکنیل" شماره ۴۸ ، مادرش جکی تایلره
‫خونواده ی خوبین ولی یه کمی عجیبن

254
00:19:50.320 --> 00:19:54.988
‫مگه نمیدونی چه روز قشنگ و جدیدیه ؟؟

255
00:19:55.030 --> 00:19:57.206
‫هی , هی , هی ؟؟...

256
00:19:58.947 --> 00:20:03.025
‫- اوی!جکی!
‫- سلام عزیزم!

257
00:20:03.067 --> 00:20:07.259
‫شب توی "اسپینینگ ویل" میبنمت دیگه؟
‫مسابقه ی مستیه . اونا رو بیارشون!

258
00:20:14.904 --> 00:20:16.610
‫من واسه این کار تمرین دیدم

259
00:20:16.652 --> 00:20:21.196
‫کلاس های ویکتور کندی حالت های
‫پایه ی جاسوسی و نظارت رو هم پوشش داده

260
00:20:21.238 --> 00:20:24.320
‫مرحله ی اول ، هدفتون رو جذب کنین

261
00:20:24.362 --> 00:20:27.111
‫یه بهونه برای شروع صحبت پیش بیارین

262
00:20:27.154 --> 00:20:30.238
‫ولی چجوری باید این کارو انجام میدادم؟

263
00:20:30.280 --> 00:20:35.577
‫- ببخشید میشه یه پوند استرلینگ دویست و پنجاه تایی به من بدین؟
‫- حتما

264
00:20:39.652 --> 00:20:41.983
‫به به!خیلی خوبه

265
00:20:42.025 --> 00:20:46.319
‫مرحله ی دوم : بدون مظنون کردن شخص"
‫مقابل

266
00:20:46.361 --> 00:20:51.568
‫" اسمش رو ازش بپرسین
‫- به هر حال اسم من جکیه

267
00:20:51.610 --> 00:20:55.111
‫- ام , من التونم
‫- شما تعداد زیادی التون نمیبینین نه؟

268
00:20:55.154 --> 00:20:58.184
‫به جز اون مشهوره

269
00:20:59.862 --> 00:21:05.527
‫" مرحله سوم: با یه جوک یا همچین چیزی وارد بحث شین"

270
00:21:05.569 --> 00:21:11.735
‫من بهت میگم التون , ما دو تا کاملا غریبه ایم و دارم لباسمو به تو نشون میدم!

271
00:21:11.777 --> 00:21:17.981
‫مرحله ی چهار: یه راهی برای وارد کردن خودتون"
‫"به مسائل خانوادگی هدف پیدا کنین

272
00:21:18.023 --> 00:21:22.190
‫من فقط اینجام چون ماشین لباسشوییم خراب شده

273
00:21:22.233 --> 00:21:25.734
‫فکر نکنم بتونی چیزی رو درست
‫کنی مگه نه؟

274
00:21:25.776 --> 00:21:29.610
‫آهان مشکل فیوزش بود

275
00:21:29.652 --> 00:21:33.399
‫ماشین مشکلی نداشت
‫الان کاملا درسته

276
00:21:33.441 --> 00:21:36.527
‫اوه ، التون،من باید واست بزنم به تخته!

277
00:21:36.570 --> 00:21:41.317
‫من قبلا یکی رو به اسم "میکی" داشتم
‫که کارها رو انجام میداد

278
00:21:41.359 --> 00:21:43.776
‫الان دیگه رفته ،خدا بیامرزتش

279
00:21:43.818 --> 00:21:47.735
‫خوب خوب اگه کارم داشتین یه زنگ بزنین
‫من شمارمو میذارم

280
00:21:47.777 --> 00:21:51.277
‫تا تو این کار رو میکنی من برم
‫یه لیوان چای بیارم،برو بشین

281
00:21:51.319 --> 00:21:53.401
‫اگه میخوای تلویزیون رو روشن کن

282
00:21:53.443 --> 00:21:55.797
‫نمیتونم ساکت تحملش کنم

283
00:22:03.692 --> 00:22:06.942
‫این روزا فقط من اینجا هستم

284
00:22:06.984 --> 00:22:09.733
‫این دخترمه ولی رفته سفر

285
00:22:09.775 --> 00:22:15.949
‫- من اتاقش رو خوب و مرتب نگه داشتم اگه برگشت آماده باشه
‫- اسمش چیه؟
‫- رز

286
00:22:17.838 --> 00:22:20.466
‫"اسم قشنگیه ، "رز

287
00:22:20.508 --> 00:22:22.545
‫خوب کجا رفته سفر؟

288
00:22:22.587 --> 00:22:28.297
‫همه جا . موبایلش رو برده
‫گاه و بی گاه یه زنگ میزنه
‫نه اونقدری که من بخوام

289
00:22:28.339 --> 00:22:32.271
‫هنوز تو اون سن کی میتونه از
‫زنگ زدن به خونه اذیت بشه؟

290
00:22:34.465 --> 00:22:37.964
‫- اون با کیه ، دوستن یا...
‫- فقط دوستن

291
00:22:41.710 --> 00:22:47.004
‫خوب اگه خواستم دوباره از این
‫چای خوب بخورم زیاد از خونه دور نخواهم بود

292
00:22:47.046 --> 00:22:49.502
‫تو یه دلربایی

293
00:22:49.545 --> 00:22:51.685
‫دوباره بگو

294
00:22:54.295 --> 00:22:59.044
‫فوق العادس! میتونم صحبت کنم ولی
‫نمیتونم به خاطر اگزیما

295
00:22:59.087 --> 00:23:01.754
‫- من حتی یه عکس از اون تو گوشیم دارم
‫- این خارق العادس

296
00:23:01.796 --> 00:23:04.507
‫، تو دقیق از مرحله یک تا چهار رفتی
‫چجوری مدیریتش کردی؟

297
00:23:04.549 --> 00:23:08.171
‫خوب باید خیلی سخت کار میکردم
‫اون همه چیو رو خیلی نزدیک نگه میداشت

298
00:23:08.213 --> 00:23:10.757
‫ولی چکار میخوای بکنی؟

299
00:23:10.799 --> 00:23:13.292
‫مرحله ی پنجم ، این مشکلمونه
‫مرحله ی پنجم

300
00:23:13.334 --> 00:23:17.335
‫این کار این هفتس
‫من از هر کدومتون یه نقشه ی حمله میخوام

301
00:23:17.377 --> 00:23:19.627
‫خوب حالا برین!بدوین!

302
00:23:19.669 --> 00:23:22.089
‫سریع!کار برای انجام دادن هست!

303
00:23:22.130 --> 00:23:25.295
‫و التون به نفوذت ادامه بده

304
00:23:25.338 --> 00:23:30.794
‫- تو هر کاری برای گرفتن اون اطلاعات میکنی پسر! هر کاری!
‫- بله آقا

305
00:23:30.836 --> 00:23:33.252
‫اوه ,،اوه بریجت...

306
00:23:33.294 --> 00:23:38.961
‫بریجت؟آره، میشه چند کلمه باهات خصوصی صحبت کنم؟

307
00:23:39.003 --> 00:23:41.461
‫آفای اسکینر میخواد منو برسونه

308
00:23:41.504 --> 00:23:44.380
‫من میتونم برسونمت به ایستگاه
‫مطمئنم برای آفای اسکینر اشکالی نداره

309
00:23:44.422 --> 00:23:46.712
‫اصلا

310
00:23:46.755 --> 00:23:50.259
‫- هفته ی دیگه می بینمت بریجت
‫- باشه پس

311
00:23:52.959 --> 00:23:54.548
‫خداحافظ

312
00:23:55.835 --> 00:23:57.586
‫آقای اسکینر نمیخوام فصولی کنم

313
00:23:57.629 --> 00:24:02.543
‫- ولی شما اونجا بریجت رو دیدین؟
‫- فکر کنم آره

314
00:24:02.585 --> 00:24:08.335
‫- و اگه اینجوری پیش بره ممکنه چیزای بیشنری بینتون باشه؟
‫- آره فکر کنم

315
00:24:08.377 --> 00:24:10.002
‫میدونستم ! این عالیه!

316
00:24:10.045 --> 00:24:12.712
‫حالا هیجان زده نشین . خواهیم دید

317
00:24:16.707 --> 00:24:20.542
‫ناگهان خیلی چیزا منطقی شد

318
00:24:20.583 --> 00:24:26.871
‫من توی توطئه ها و فضایی ها و هدف ها گم شده بودم
‫و چیز واضح رو نمیدیدم

319
00:24:26.914 --> 00:24:28.661
‫چون جکی رو دوست داشتم

320
00:24:28.703 --> 00:24:31.437
‫ولی یکی دیگه رو حتی بیشتر دوست داشتم

321
00:24:33.998 --> 00:24:36.497
‫سلام صورت خوشگله ؟؟

322
00:24:36.540 --> 00:24:39.912
‫به جمع انسان ها خوش اومدی ؟؟

323
00:24:39.954 --> 00:24:44.329
‫آقای آسمون آبی اون بالا یه جشن منتظره ؟؟

324
00:24:44.371 --> 00:24:48.373
‫و این روزیه که ما منتظرش بودیم ؟؟

325
00:24:51.039 --> 00:24:53.737
‫اسمون آبی , لطفا به ما بگو چرا ؟؟...

326
00:24:56.872 --> 00:24:58.912
‫خوب بهتره بریم داخل

327
00:24:58.955 --> 00:25:01.374
‫پیتزا داره سرد میشه

328
00:25:01.415 --> 00:25:04.327
‫من کتت رو گشتم

329
00:25:04.370 --> 00:25:06.495
‫برای اولین بار تو زندگیم فکر کردم من پولشو میدم

330
00:25:06.536 --> 00:25:09.703
‫گفتم اون یه مرد خیلی خوبه و پول منو قبول نمیکنه

331
00:25:09.746 --> 00:25:14.581
‫پس یه ۱۰ پوندی تو جیبش گذاشتم و ببین چی پیدا کردم

332
00:25:14.623 --> 00:25:16.705
‫عکس دخترم رو

333
00:25:16.747 --> 00:25:20.619
‫- نه ، نه . قضیه اینجوریا نیست. میتونم توضیح بدم
‫- مطمئنم میتونی

334
00:25:20.662 --> 00:25:23.998
‫من منحرف بازی یا چنین چیزی در نمیووردم
‫دنبال رز نبودم

335
00:25:24.040 --> 00:25:25.663
‫دنبال دکتر بودم

336
00:25:25.705 --> 00:25:30.870
‫آره فهمیدم . چون هیشکی دنبال من نیست ،مگه نه؟

337
00:25:30.913 --> 00:25:33.329
‫نه . اینجوری شروع شد ولی من نظرمو عوض کردم

338
00:25:33.371 --> 00:25:37.621
‫بذار درباره اونایی که توجهی بهشون نمیشه
‫یه چیزی بهت بگم

339
00:25:37.663 --> 00:25:41.828
‫چون این یه چیز سخته و این چیزیه که تو بهش تبدیل شدی

340
00:25:41.870 --> 00:25:47.620
‫ولی اگه یه چیزی باشه که فهمیده باشم
‫اینه که هیچوقت اونو ناامید نمیکنم

341
00:25:47.663 --> 00:25:51.037
‫پس دارم بهت هشدار میدم.بیخیال شو

342
00:25:55.452 --> 00:25:59.119
‫ولی جکی،من فقط میخواستم دکتر رو ببینم
‫فکر کردم از من خوشت میاد

343
00:25:59.161 --> 00:26:02.119
‫آره میاد . حالا برو!

344
00:26:02.161 --> 00:26:05.080
‫گفتم برو!

345
00:26:05.122 --> 00:26:06.159
‫و منو تنها بذار!

346
00:26:12.956 --> 00:26:15.662
‫و اون راست میگفت این خجالت آوره
‫ما از اون زن استفاده ابزاری کردیم

347
00:26:15.704 --> 00:26:20.909
‫میدونستم نمیتونم بهت اعتماد کنم
‫تو مردک احمق پوشش رو از بین بردی
‫نتونستی مرحله پنجم رو انجام بدی

348
00:26:20.951 --> 00:26:22.452
‫مرحله ی پنجم واسم مهم نیست!

349
00:26:22.495 --> 00:26:26.427
‫چون از وقتی شما اومدین همه چی اشتباه پیش رفت آقای کندی

350
00:26:28.161 --> 00:26:32.537
‫ما هر هفته میومدیم اینجا و می خندیدیم

351
00:26:32.579 --> 00:26:34.498
‫با هم دوست بودیم

352
00:26:34.540 --> 00:26:39.618
‫تعجبی نیست که اونا دیگه نیومدن . منظورم بلیس و حتی
‫بریجته که جدیدا نمیاد

353
00:26:39.660 --> 00:26:43.327
‫من مدام بهش زنگ زدم ولی جواب نداد
‫کی میتونه اونو سرزنش کنه؟

354
00:26:43.369 --> 00:26:47.079
‫ببخشید ویکتور ولی بقیش رو تنها انجام بده

355
00:26:47.121 --> 00:26:50.161
‫چون من دارم میرم و همینطور شما آقای اسکینر

356
00:26:50.204 --> 00:26:54.079
‫و همینطور تو اورسلا . تو هم با من میای

357
00:26:54.121 --> 00:26:57.868
‫و ما میریم رستوران " گولدن لوکست" و غذای چینی میخوریم

358
00:26:57.911 --> 00:27:01.991
‫این به من چه ربطی داره؟
‫منظورم ، من و تو با هم

359
00:27:02.033 --> 00:27:04.659
‫غذا بخوریم

360
00:27:04.701 --> 00:27:07.351
‫اگه بخوای

361
00:27:09.661 --> 00:27:11.325
‫اوه عاشقشم!

362
00:27:11.367 --> 00:27:15.285
‫ولی نمیتونی بری
‫اینجوری نمیفهمی اون چکار میکرد

363
00:27:15.328 --> 00:27:19.534
‫هیچوقت نمیفهمی اون همه سال پیش تو خونتون چکار میکرد

364
00:27:19.576 --> 00:27:23.128
‫نه نمیفهمم

365
00:27:25.537 --> 00:27:27.618
‫اورسلا؟

366
00:27:27.660 --> 00:27:29.284
‫وسایلت رو جمع کن

367
00:27:29.327 --> 00:27:32.496
‫آقای اسکینر میای؟

368
00:27:32.538 --> 00:27:36.159
‫برای غذا خوردن نه اگه اشکالی نداره ، فقط برای قدم زدن

369
00:27:36.201 --> 00:27:40.366
‫حتما!ویکتور...

370
00:27:40.409 --> 00:27:42.077
‫موفق باشی

371
00:27:42.119 --> 00:27:44.493
‫خداحافظ

372
00:27:44.535 --> 00:27:46.161
‫آقای اسکینر

373
00:27:46.203 --> 00:27:49.283
‫م... میشه یه لحظه بمونین لطفا؟

374
00:27:49.325 --> 00:27:50.865
‫ما داریم میریم بیرون

375
00:27:50.907 --> 00:27:52.491
‫من چنتا شماره از بریجت دارم

376
00:27:52.534 --> 00:27:57.536
‫من مدارکو نگه داشتم.یسری شماره قدیمی دارم میتونیم ردیابیش کنیم
‫با هم ، من و تو

377
00:27:57.578 --> 00:28:01.079
‫این بیشتر شبیه روحیه ی قدیمی تیمه

378
00:28:01.121 --> 00:28:03.909
‫بهتون خوش بگذره
‫امیدوارم پیداش کنین

379
00:28:03.951 --> 00:28:06.327
‫بهتون ایمیل میزنم

380
00:28:06.369 --> 00:28:09.363
‫فقط یه کمی بیا نزدیکتر

381
00:28:12.451 --> 00:28:15.662
‫مم!آره من عاشق میگو ـم

382
00:28:15.704 --> 00:28:18.449
‫اوه من تلفنمو جا گذاشتم

383
00:28:18.491 --> 00:28:21.700
‫- جدی؟
‫- آره تو جیبم نیست

384
00:28:21.743 --> 00:28:23.907
‫برای یه خروج بزرگ خیلی زیاده

385
00:28:23.949 --> 00:28:26.173
‫آره . یالا بیا

386
00:28:32.786 --> 00:28:35.032
‫اینجا نمیمونم فقط تلفنمو جا...

387
00:28:35.074 --> 00:28:37.284
‫گذاشتم

388
00:28:37.326 --> 00:28:40.404
‫ویکتور؟
‫تلفنتو بردار و برو

389
00:28:41.660 --> 00:28:43.701
‫آقای اسکینر کجاس؟

390
00:28:43.744 --> 00:28:46.742
‫رفته دستشویی

391
00:28:46.784 --> 00:28:51.992
‫ولی ما توالت نداریم باید از دستشویی بار سر کوچه استفاده کنیم

392
00:28:52.034 --> 00:28:54.576
‫خب حتما اونجاست

393
00:28:54.618 --> 00:28:56.165
‫کمک!

394
00:28:58.240 --> 00:29:02.449
‫- اون چی بود؟
‫- هیچی نبود.هیچی
‫- کمک!
‫- بریم بیرون

395
00:29:02.491 --> 00:29:05.657
‫اون آقای اسکینره!

396
00:29:05.700 --> 00:29:08.481
‫ویکتور دستتو نگاه کن!

397
00:29:10.407 --> 00:29:13.700
‫بقیمو نگاه کنین!

398
00:29:13.741 --> 00:29:15.906
‫شماها با فضاییها تماس پیدا کردین

399
00:29:15.949 --> 00:29:19.160
‫حالا اصل ماجرا رو ببینین

400
00:29:19.202 --> 00:29:23.157
‫اوه خدای من!تو یه...

401
00:29:23.199 --> 00:29:26.033
‫چیزی
‫یه چیز؟

402
00:29:26.075 --> 00:29:28.866
‫این شکل اصلی منه

403
00:29:28.908 --> 00:29:33.034
‫از اون شکل صورتی زمخت که بهش میگین بدن بهتره

404
00:29:33.076 --> 00:29:35.322
‫چی شده؟من کجام؟

405
00:29:35.364 --> 00:29:38.322
‫اورسلا تویی؟

406
00:29:38.364 --> 00:29:40.696
‫این آقای اسکینره

407
00:29:40.738 --> 00:29:45.155
‫چکارش کردی؟
‫جذبش کردم

408
00:29:45.197 --> 00:29:48.239
‫کالین؟نویی؟کالین؟
‫بریجت عزیزم؟

409
00:29:48.281 --> 00:29:50.780
‫اوه خدای من , اون بریجته

410
00:29:50.823 --> 00:29:53.155
‫کجایی کالین؟
‫بریجت من اینجام همه چی درسته

411
00:29:53.197 --> 00:29:55.282
‫من نزدیکم

412
00:29:55.324 --> 00:29:57.406
‫تو اون دوتا رو جذب کردی

413
00:29:57.448 --> 00:30:00.574
‫بلیس چی؟اون کجاس؟

414
00:30:00.616 --> 00:30:02.989
‫چی؟

415
00:30:03.031 --> 00:30:07.032
‫گفتم اصلا نمیخواین بدونین
‫تو اون دوتا رو جذب کردی

416
00:30:07.074 --> 00:30:09.741
‫تو یه جورایی...

417
00:30:09.783 --> 00:30:13.697
‫مجذوب کننده . یه جذاب

418
00:30:13.739 --> 00:30:15.987
‫یه جذب کننده ای!

419
00:30:16.029 --> 00:30:18.738
‫آره اونو دوست دارم
‫بذار برن

420
00:30:18.780 --> 00:30:20.615
‫دارم بهت دستور میدم

421
00:30:20.657 --> 00:30:22.571
‫بذار اونا برن

422
00:30:22.613 --> 00:30:24.821
‫ولی اونا خیلی شیرینن

423
00:30:24.863 --> 00:30:27.031
‫فقط درباره ی دکتر فکر کنین

424
00:30:27.074 --> 00:30:29.906
‫اون چه مزه ای میده؟

425
00:30:29.948 --> 00:30:32.740
‫اون همه دانش و تجربه

426
00:30:32.782 --> 00:30:36.696
‫و من باید جکی تایلر رو جذب کنم تا به اون برسم

427
00:30:36.738 --> 00:30:39.614
‫خجالت نمیکشی؟

428
00:30:39.657 --> 00:30:43.075
‫من باید اونا رو از تو بکشم...

429
00:30:43.117 --> 00:30:45.075
‫نه نه لطفا منو نزن

430
00:30:45.117 --> 00:30:48.989
‫منو نگاه کن ببین چه هیولای آرومیم

431
00:30:49.031 --> 00:30:51.005
‫لطفا منو نزن

432
00:30:53.528 --> 00:30:55.985
‫خب پس اونا رو برگردون

433
00:30:56.028 --> 00:30:59.153
‫چی ؟ یعنی مثل این؟

434
00:31:01.281 --> 00:31:04.352
‫فقط یه تماس کافیه!

435
00:31:10.116 --> 00:31:11.784
‫نه!نه!

436
00:31:11.826 --> 00:31:15.034
‫اونو ولش کن!
‫به من دست نزن

437
00:31:16.615 --> 00:31:20.404
‫اوه التون حیلی متاسفم
‫نمیتونی به من دست بزنی

438
00:31:20.446 --> 00:31:22.573
‫اورسلا!

439
00:31:22.615 --> 00:31:25.239
‫"در حقیقت"بیشتر دوست داره مقابله کنه

440
00:31:25.281 --> 00:31:26.994
‫ولش کن!

441
00:31:42.489 --> 00:31:45.229
‫آره!
‫نه این منصفانه نیست!

442
00:31:46.737 --> 00:31:48.527
‫مزه اش مثل مزه ی مرغه

443
00:31:48.569 --> 00:31:51.571
‫التون, تو کجایی؟

444
00:31:51.613 --> 00:31:53.616
‫لطفا!

445
00:31:53.658 --> 00:31:56.696
‫آقای کندی لطفا

446
00:31:56.738 --> 00:31:58.406
‫دارم ازت خواهش میکنم

447
00:31:58.448 --> 00:32:01.490
‫بهت التماس میکنم

448
00:32:01.533 --> 00:32:04.532
‫اون رو بهم برگردون
‫نمیتونم

449
00:32:04.574 --> 00:32:08.983
‫وقتی جذب بشن دیگه برنمیگردن

450
00:32:09.026 --> 00:32:10.817
‫یه لحظه صبر کن

451
00:32:10.859 --> 00:32:13.904
‫الان که جذب شدم میتونم ذهنشو بخونم

452
00:32:13.946 --> 00:32:16.944
‫اوه خدای من

453
00:32:16.987 --> 00:32:20.488
‫التون بعدی تویی!از اینجا برو!

454
00:32:20.530 --> 00:32:25.152
‫حالا که دیدیش اون نمیذاره بری
‫فقط فرار کن!

455
00:32:25.195 --> 00:32:28.486
‫برو!منو ول کن ، برو!

456
00:32:28.528 --> 00:32:31.695
‫اون باهوش نیست؟
‫بدو التون!

457
00:32:31.738 --> 00:32:35.409
‫فرار کن!خودتو نجات بده پسر!
‫برای زندگیت بدو!

458
00:32:59.360 --> 00:33:01.153
‫اوه چی شده؟

459
00:33:01.196 --> 00:33:02.987
‫اینقدر زود ناامید شدی؟

460
00:33:03.029 --> 00:33:05.235
‫هیچ هدفی نیست

461
00:33:05.277 --> 00:33:08.318
‫کجا برم؟

462
00:33:08.360 --> 00:33:10.026
‫هر چیزی که تا حالا میخواستم...

463
00:33:10.068 --> 00:33:14.359
‫- جذب شده.
‫- التون اینو نگو

464
00:33:14.402 --> 00:33:16.026
‫ولی حقیقته!

465
00:33:16.068 --> 00:33:19.489
‫پس به ما بپیوند مرد کوچک

466
00:33:19.531 --> 00:33:24.277
‫بیا اینجا صلح بی پایانه.
‫بیا به ما ملحق شو

467
00:33:24.320 --> 00:33:26.840
‫داخل من حل شو

468
00:33:48.819 --> 00:33:51.808
‫یکی میخواد باهات حرف بزنه

469
00:33:53.692 --> 00:33:55.234
‫تو مادر منو ناامید کردی

470
00:33:56.403 --> 00:34:02.569
‫یه جدب کننده ی بزرگ از اونور فضا اینجا وایساده
‫بعد تو به من گیر میدی؟

471
00:34:02.612 --> 00:34:04.566
‫- هیشکی مادر منو ناامید نمیکنه
‫- در نهایت

472
00:34:04.607 --> 00:34:08.441
‫- بزرگترین مهمان ما ، دکتر.
‫- جالبه

473
00:34:08.483 --> 00:34:11.441
‫یه جور جاذب

474
00:34:11.483 --> 00:34:14.192
‫جذبان ، جذب کننده...

475
00:34:14.234 --> 00:34:18.401
‫- آره جذب کننده
‫- مشکل منه یا اون یذره اسلیتینه؟

476
00:34:18.444 --> 00:34:21.025
‫از "رکساکوریکوفالاپاتوریس" نیستی که؟

477
00:34:21.067 --> 00:34:22.899
‫نه نیستم اونا یه گلّه خوکن

478
00:34:22.941 --> 00:34:25.650
‫ازشون متنفرم . من تو سیاره دوقلوشون متولد شدم

479
00:34:25.692 --> 00:34:30.067
‫- جدی؟سیاره دوقلوی "رکساکوریکوفالاپاتوریس" چیه؟
‫- "کلوم"

480
00:34:30.109 --> 00:34:36.235
‫- کلوم"؟"
‫- "آره گکلوم
‫- و این پیروزی رو به ا.وجا برمیگردونم وقتی ماشین سفرت رو گرفتم

481
00:34:36.277 --> 00:34:39.068
‫- خوب این قرار نیست اتفاق بیقته
‫- اوه،خواهد افتاد

482
00:34:39.110 --> 00:34:43.900
‫دکتر تو خودتو به من تسلیم میکنی یا این میمیره

483
00:34:43.942 --> 00:34:45.568
‫میبینی،من دربارت خوندم دکتر

484
00:34:45.610 --> 00:34:48.565
‫مطالعت کردم . خیلی دل رحمی

485
00:34:48.607 --> 00:34:52.275
‫خیلی شیرین. نمیداری یه مرد بیگناه بمیره

486
00:34:52.317 --> 00:34:57.566
‫و من اونو جذب میکنم مگه اینکه خودتو تسلیم کنی

487
00:34:59.691 --> 00:35:01.984
‫شیرین ، شاید

488
00:35:02.025 --> 00:35:05.191
‫دل رحم ، فکر کنم . ولی هیچوقت با
‫خوب اشتباه نگیرش

489
00:35:05.234 --> 00:35:09.035
‫کاری که من میخوامو بکن

490
00:35:10.735 --> 00:35:13.557
‫- اون میمیره دکتر!
‫- پس بکشش

491
00:35:15.817 --> 00:35:21.653
‫پس میمیره.
‫- ببخشید ولی شاید بقیه بخوان یه چیزی بگن
‫میگین؟

492
00:35:21.695 --> 00:35:24.983
‫اون راست میگه!دکتر درست میگه!
‫نمیتونیم بذاریم این کارو بکنه

493
00:35:25.025 --> 00:35:29.814
‫اوه ، آقای اسکینر ، بریجت ، بکشین

494
00:35:29.856 --> 00:35:34.480
‫- نه!
‫- بکشین!این آخرین کاریه که میکنیم

495
00:35:34.523 --> 00:35:37.856
‫بلیس!هممون با هم...

496
00:35:37.898 --> 00:35:39.896
‫یالا!بکشین!

497
00:35:39.939 --> 00:35:43.067
‫گروه لیندا!

498
00:35:43.109 --> 00:35:45.119
‫بـــــــــــــــکـــــــــــــشین!

499
00:35:49.068 --> 00:35:52.772
‫التون!عصا رو بشکن!

500
00:35:52.815 --> 00:35:54.358
‫عصام!

501
00:35:54.400 --> 00:35:56.650
‫تو مرد احمق!

502
00:35:56.692 --> 00:35:59.509
‫اوه ، نه!

503
00:36:05.022 --> 00:36:09.980
‫- چیکار کردم؟
‫- عصا یه فضای محدود درست میکرد

504
00:36:10.022 --> 00:36:12.439
‫الان شکسته ، اون نمیتونه متوقف شه

505
00:36:12.481 --> 00:36:16.366
‫- جذب کننده داره جذب میشه
‫- چی جذبش میکنه؟

506
00:36:18.106 --> 00:36:20.454
‫زمین

507
00:36:26.817 --> 00:36:29.379
‫خداحافظ ،التون

508
00:36:30.401 --> 00:36:31.990
‫خداحافظ

509
00:36:40.107 --> 00:36:42.419
‫اون کی بود؟

510
00:36:44.563 --> 00:36:46.282
‫اورسلا بود

511
00:36:46.982 --> 00:36:50.064
‫و قضیه این بود

512
00:36:50.106 --> 00:36:51.857
‫تقریبا

513
00:36:51.899 --> 00:36:54.691
‫چون دکتر هنوز حرف برای زدن داشت

514
00:36:54.734 --> 00:36:58.604
‫- تو یادت نمیاد،میاد؟
‫- و اون توضیح داد

515
00:36:58.646 --> 00:37:02.729
‫اون شب ، اون همه سال پیش...

516
00:37:02.771 --> 00:37:05.588
‫یه سایه ای توی خونتون بود

517
00:37:07.144 --> 00:37:09.896
‫یه سایه ی زنده تو تاریکی

518
00:37:09.939 --> 00:37:13.856
‫یه سایه ی اصلی از "تالار وحشت" فرار کرده بود

519
00:37:13.898 --> 00:37:16.689
‫من متوقفش کردم ولی...

520
00:37:16.731 --> 00:37:19.120
‫برای نجات اون به موقع نرسیدم

521
00:37:21.145 --> 00:37:23.244
‫معذرت میخوام

522
00:37:28.939 --> 00:37:32.237
‫چون اون شبی بود که مادرم مرد

523
00:38:13.688 --> 00:38:16.250
‫ما فراموش کردیم چون باید میکردیم

524
00:38:22.728 --> 00:38:25.892
‫خوب اینم از این

525
00:38:25.935 --> 00:38:31.521
‫معلوم شد بهترین و بدترین چیزا سرم اومده

526
00:38:31.562 --> 00:38:35.354
‫و بعضی وقتا نمیتونم تفاوتشو بگم

527
00:38:35.397 --> 00:38:39.269
‫همشون یه چیزن ، فقط من ـن

528
00:38:39.311 --> 00:38:43.104
‫: میدونین ، استفن کینگ* یه بار گفت
‫( نویسنده مشهور معاصر)

529
00:38:43.146 --> 00:38:46.935
‫"رستگاری و لعنت شدن یه چیزن"

530
00:38:46.977 --> 00:38:50.354
‫و هیچوقت نفهمیدم چه معنی ـی داشت

531
00:38:50.397 --> 00:38:53.438
‫ولی الان میفهمم

532
00:38:53.480 --> 00:38:57.599
‫چون دکتر شاید فوق العاده باشه ولی با فکر کردن به گذشته

533
00:38:57.642 --> 00:39:00.516
‫من یه زمان خاصی رو داشتم

534
00:39:00.558 --> 00:39:04.393
‫برای یه زمان کوتاه این گروه خوب کوچیک رو داشتم

535
00:39:04.435 --> 00:39:07.601
‫من یه بار دیگه قبل اینکه برم بهت میگم ؟؟..

536
00:39:07.644 --> 00:39:10.685
‫و اونا خراب خواهد شد

537
00:39:10.727 --> 00:39:13.561
‫این تقصیر اون نیست

538
00:39:13.603 --> 00:39:17.394
‫ولی شاید این چیزی باشه که وقتی تو دکتر رو لمس کنی اتفاق میفته

539
00:39:17.436 --> 00:39:19.790
‫حتی برای یه لحظه

540
00:39:21.352 --> 00:39:24.270
‫من مدام به رز و جکی فکر میکنم

541
00:39:24.312 --> 00:39:27.437
‫چقدر دیگه تا بهاش رو بپردازن؟

542
00:39:27.479 --> 00:39:30.020
‫خوب حالا اینقدر مظلوم نشو

543
00:39:30.062 --> 00:39:32.686
‫بیا التون تو هنوز منو داری

544
00:39:32.728 --> 00:39:34.726
‫اوه ، آره

545
00:39:34.769 --> 00:39:40.101
‫چون دکتر گفت میتونه آخرین کارو با اون وسیله ی جادویی بکنه

546
00:39:40.143 --> 00:39:44.807
‫اگه به ماتریکس جذب شوندگی برم و بتونم آخرین قربانی رو جدا کنم

547
00:39:44.849 --> 00:39:47.891
‫برای بازگردانی کامل دیره ولی...

548
00:39:49.933 --> 00:39:53.060
‫التون! بیل رو بیار!

549
00:39:53.102 --> 00:39:56.478
‫حتی بعد از اون همه اتفاق

550
00:39:56.520 --> 00:39:59.088
‫دکتر دوباره منو نجات داد

551
00:40:06.434 --> 00:40:09.017
‫اون اینجاست . میتونست بدتر باشه

552
00:40:09.060 --> 00:40:10.769
‫حداقل دیگه پیر نمیشم

553
00:40:10.810 --> 00:40:14.430
‫و این واقعا صلح آمیزه
‫شما شگفت زده میشین

554
00:40:14.472 --> 00:40:17.933
‫این یه جور رابطس

555
00:40:17.976 --> 00:40:20.642
‫ما برنامه ریزی میکنیم

556
00:40:20.684 --> 00:40:22.724
‫حتی یذره زندگی عاشقانه داریم

557
00:40:22.767 --> 00:40:24.391
‫خوب بذار وارد اون بحث نشیم

558
00:40:24.433 --> 00:40:29.641
‫و برام مهم نیست مردم چی فکر میکنن
‫من عاشقشم

559
00:40:34.061 --> 00:40:36.435
‫ولی موضوع اینه که...

560
00:40:36.477 --> 00:40:38.312
‫آهان

561
00:40:38.354 --> 00:40:40.281
‫من حتی یه کنترل برای زوم کردن خریدم

562
00:40:42.186 --> 00:40:44.498
‫ولی چیزی که میخواستم بگم اینه که...

563
00:40:46.058 --> 00:40:48.100
‫میدونین ، وقتی بچه این

564
00:40:48.143 --> 00:40:53.806
‫میگن بزرگ میشین ،کار پیدا میکنین
‫ازدواج میکنین ،خونه میگیرین

565
00:40:53.848 --> 00:40:56.451
‫"یه بچه میارین و همین"

566
00:40:58.017 --> 00:41:00.598
‫نه

567
00:41:00.640 --> 00:41:04.192
‫حقیقت اینه که جهان خیلی عحیب تر از این حرفاست...

568
00:41:05.723 --> 00:41:08.223
‫و خیلی سیاه تر ......

569
00:41:08.265 --> 00:41:10.358
‫و خیلی دیوونه وار تر

570
00:41:13.142 --> 00:41:16.213
‫و خیلی بهتر

