
1
00:00:06.381 --> 00:00:10.802
‫♪ از نظر همه‌ی دوستات ♪
‫♪ تو پرت و پلا میگی ♪

2
00:00:11.052 --> 00:00:16.015
‫♪ از این سرنوشت خسته شدی ♪

3
00:00:17.976 --> 00:00:22.939
‫♪ سخت تلاش می‌کنی خلاء درونت رو پر کنی ♪

4
00:00:23.773 --> 00:00:26.609
‫♪ نسیم وزید ♪

5
00:00:26.735 --> 00:00:28.361
‫- ده دقیقه مونده.
‫- ردیفم.

6
00:00:28.486 --> 00:00:30.989
‫- داروهات چی؟
‫- حله، مامان.

7
00:00:31.990 --> 00:00:36.661
‫♪ مهم نیست اونا چی میگن، تو زیبایی ♪

8
00:01:08.651 --> 00:01:18.620
‫« ارائه شده توسط سایت مووی شو »

9
00:01:47.857 --> 00:01:49.108
‫هاوس!

10
00:01:50.068 --> 00:01:53.404
‫- لازمت دارم.
‫- فراموشش کن. دارم میرم خونه.

11
00:01:53.529 --> 00:01:56.950
‫- تب یونجه؟
‫- عجب دکتر کار بلدی هستی.

12
00:01:57.075 --> 00:01:58.284
‫- فقط دو دقیقه.
‫- نه.

13
00:01:58.409 --> 00:02:02.330
‫اون بیل‌بیلک بنفش روی پرونده
‫یعنی یکی از بیمارای توئـه...

14
00:02:02.455 --> 00:02:04.916
‫که یعنی سرطان داره، که یعنی
‫عمراً با دو دقیقه سر و تهش هم بیاد.

15
00:02:05.041 --> 00:02:07.126
‫باشه، دروغ گفتم.
‫سی دقیقه.

16
00:02:14.133 --> 00:02:16.719
‫- راز زندگی.
‫- شاید «باندریل» کمکت کنه.

17
00:02:16.844 --> 00:02:20.890
‫- قبلاً مصرف کردم، هزار میلی‌گرم.
‫- سونا؟

18
00:02:22.183 --> 00:02:25.019
‫از دست تو جیمی.
‫صبح درموردش حرف می‌زنیم.

19
00:02:25.144 --> 00:02:28.982
‫یه بچه 9 ساله مبتلا به سرطان.
‫رابدومیوسارکوم آلوئولار.

20
00:02:29.107 --> 00:02:32.443
‫- بچه‌ی در حال مرگ توجهت رو جلب می‌کنه.
‫- هنوز نه.

21
00:02:32.568 --> 00:02:34.279
‫توهّم می‌زنه.

22
00:02:35.655 --> 00:02:37.198
‫خب سرطان توی مغزشـه.

23
00:02:37.323 --> 00:02:39.200
‫بذارید راحت باشه.
‫حدوداً یه هفته از عمرش مونده.

24
00:02:39.325 --> 00:02:42.787
‫آره، فقط مسأله اینه که
‫توی مغزش سرطانی نیست.

25
00:02:42.912 --> 00:02:45.999
‫سی‌تی اسکن، آزمایش خون و
‫شاخصه‌های پروتئین همگی منفی بودن.

26
00:02:46.124 --> 00:02:48.126
‫سرطان در حال بهبودی‌ـه.

27
00:02:49.711 --> 00:02:52.005
‫که یعنی توهماتش ارتباطی با سرطان نداره.

28
00:02:52.130 --> 00:02:54.007
‫خیلی جذابـه، نه؟

29
00:02:54.132 --> 00:02:57.010
‫نه که مهم باشه، ولی اگه مشکلی
‫که توی سرش هست حل کنی،

30
00:02:57.135 --> 00:03:01.139
‫شاید یه سال بیشتر بتونه زندگی کنه.
‫واسه یه بچه 9 ساله زمان زیادیـه.

31
00:03:02.890 --> 00:03:05.977
‫نه. سریع می‌گذره.

32
00:03:07.603 --> 00:03:10.148
‫پنج تا عمل جراحی سنگین،
‫پیوند مغز استخوان،

33
00:03:10.273 --> 00:03:12.191
‫و 14 دور شیمی‌درمانی و پرتودرمانی.

34
00:03:12.316 --> 00:03:15.111
‫اگه من جاش بودم، می‌موندم خونه
‫و تلوزیونی چیزی تماشا می‌کردم،

35
00:03:15.236 --> 00:03:16.988
‫نه که اینجا زیر یه میکروسکوپ دراز بکشم.

36
00:03:19.490 --> 00:03:23.619
‫نگران نباش. اگه اتفاقی برای تو بیفته،
‫کسی دست به سیاه و سفید هم نمی‌زنه.

37
00:03:24.871 --> 00:03:26.914
‫تشخیص‌های افتراقی.

38
00:03:27.040 --> 00:03:30.001
‫- برید سر جاتون، آماده بشید...
‫- توهمات ممکنـه از...

39
00:03:30.126 --> 00:03:33.129
‫یواش! صبر کن.

40
00:03:34.630 --> 00:03:35.882
‫حالا بگو.

41
00:03:37.133 --> 00:03:39.135
‫مسمومیت عصبی نهفته
‫از شیمی‌درمانی باشه.

42
00:03:39.260 --> 00:03:41.596
‫نه، آخرین دور شیمی‌درمانی
‫بیمار دو ماه پیش بوده.

43
00:03:41.721 --> 00:03:43.514
‫- اگه این بود باید تا الان می‌دیدیمش.
‫- عامل نتیکی؟

44
00:03:43.556 --> 00:03:47.018
‫مامانش هیچی نداره. پدرش هم
‫وقتی باردار بوده ازش جدا شده.

45
00:03:47.143 --> 00:03:50.271
‫- سوابق پزشکیش هم پاکـه.
‫- عجب آدمی.

46
00:03:51.022 --> 00:03:53.983
‫بیماری پیوند علیه میزبان ناشی
‫از پیوند مغز استخوان چطور؟

47
00:03:54.108 --> 00:03:56.986
‫عفونت به مغزش رسیده،
‫توهم زده.

48
00:03:57.111 --> 00:03:58.279
‫آزمایش خون و بذل نخاعی سالم بودن.

49
00:03:58.362 --> 00:04:01.574
‫ولی جایی که عفونت باشه،
‫ورم شامگان هم هست.

50
00:04:01.699 --> 00:04:04.994
‫- توی سی‌تی اسکن هیچ ورم شامگانی نیست.
‫- درسته.

51
00:04:05.119 --> 00:04:06.996
‫یه آزمایش سم‌شناسی و ام‌آر‌آی بگیرید.

52
00:04:07.121 --> 00:04:09.499
‫می‌تونیم این کار رو بکنیم، اگه می‌خوای
‫بحثی رو که کردیم نادیده بگیری.

53
00:04:09.624 --> 00:04:10.666
‫به نظر خوب میاد.

54
00:04:10.792 --> 00:04:12.960
‫قرار گرفتن در معرض سموم
‫با ترتیب وقوع زمانی جور در نمیاد.

55
00:04:13.085 --> 00:04:15.254
‫گمونم یه گزینه سومی هست.
‫همه رو از خودش در آورده...

56
00:04:15.379 --> 00:04:18.007
‫چون نمی‌خواد بابت شکستن
‫یه آینه توی دردسر بیفته.

57
00:04:18.132 --> 00:04:22.470
‫متأسفانه واسه این نمی‌تونیم آزمایشی
‫بگیریم، پس آزمایش سم‌شناسی، ام‌آر‌آی،

58
00:04:23.137 --> 00:04:25.473
‫- و تو از بیمار دور می‌مونی.
‫- مگه چیکار کردم؟

59
00:04:25.598 --> 00:04:29.602
‫خب، دور و بر اون دختر در حال مرگ
‫فاز مهربونی و نوازش برمی‌داری،

60
00:04:29.727 --> 00:04:33.439
‫به خودت تلقین می‌کنی. احتمالاً
‫آخرش سر حضانت بچه دعوا بشه!

61
00:04:33.564 --> 00:04:34.815
‫چیس، مامانش با تو.

62
00:04:34.941 --> 00:04:37.193
‫بهش بگو اگه تو بودی می‌نشستی خونه و
‫تلوزیون تماشا می‌کردی و می‌مُردی،

63
00:04:37.318 --> 00:04:38.903
‫ولی تو تصمیم گرفتی تلاشت رو بکنی...

64
00:04:38.903 --> 00:04:42.114
‫و جون دخترش رو نجات بدی.
‫دکترها اینو درک می‌کنن.

65
00:04:43.950 --> 00:04:48.120
‫- این دیگه چه کوفتیـه؟
‫- گردوی سیاه و زنجبیل.

66
00:04:50.122 --> 00:04:51.123
‫خوبـه.

67
00:04:51.249 --> 00:04:55.002
‫دراز بکش تا این بیل‌بیلک رو وصل کنم.

68
00:04:55.127 --> 00:04:59.048
‫- اکسیژن سنج.
‫- کار بلدی. پس لازم نیست همه چی رو توضیح بدم.

69
00:05:00.049 --> 00:05:01.259
‫خوشم اومد.

70
00:05:06.430 --> 00:05:10.017
‫- کاتتر سیاهرگ مرکزی برای شیمی‌درمانی.
‫- آره. درد که نمی‌کنه؟

71
00:05:10.142 --> 00:05:11.018
‫نه، محشره.

72
00:05:11.143 --> 00:05:15.106
‫به جای تزریق وریدی، از کلی سوزن
‫و تلف شدن وقت نجاتم میده.

73
00:05:15.231 --> 00:05:19.443
‫فکر نکنم قبلاً شنیده باشم که کسی از
‫کاتتر سیاهرگ مرکزیش خوشش بیاد.

74
00:05:20.486 --> 00:05:23.614
‫خیلی‌خب، می‌تونم توجهت رو به
‫قدم زدن توی پارک جلب کنم؟

75
00:05:25.199 --> 00:05:26.784
‫- نه ممنون.
‫- خیلی خب.

76
00:05:28.327 --> 00:05:30.329
‫پروانه هم نمی‌خوام.

77
00:05:30.454 --> 00:05:34.166
‫مهم نیست دیوار چه شکلی باشه،
‫همچنان دنبال سرطان می‌گردی.

78
00:05:34.292 --> 00:05:38.129
‫امروز نه. دنبال عفونت می‌‌گردیم.
‫ولی منظورت رو گرفتم.

79
00:05:38.254 --> 00:05:39.755
‫- راحتی؟
‫- آره.

80
00:05:39.880 --> 00:05:44.969
‫- خیلی‌خب. بریم که تمومش کنیم.
‫- کاربلدی. خوشم اومد.

81
00:05:48.264 --> 00:05:49.932
‫واو! ساعت رو ببین.

82
00:05:50.057 --> 00:05:51.767
‫باید 20 دقیقه پیش می‌رفتم.

83
00:05:51.892 --> 00:05:55.938
‫- فقط 20 دقیقه‌ست که اومدی.
‫- هیچی از زیر دستت در نمیره، نه؟

84
00:05:56.063 --> 00:05:58.357
‫- توی اتاق یک یه مریض هست.
‫- نه، امروز رو بابت بیماری مرخصی می‌گیرم.

85
00:05:58.482 --> 00:06:01.861
‫- قرص لوراتادین بخور.
‫- حالا یهویی همه شدن دکتر.

86
00:06:01.986 --> 00:06:04.322
‫بیمار اتاق یک درخواست پزشکِ مرد داده.

87
00:06:04.447 --> 00:06:06.741
‫- توپ توی زمین توئـه، دکتر.
‫- قوانین اتحادیه...

88
00:06:06.866 --> 00:06:10.161
‫نمی‌تونم دم ناهار مشکل 
‫این یارو رو معاینه کنم.

89
00:06:10.286 --> 00:06:11.454
‫اتاق معاینه یک.

90
00:06:12.830 --> 00:06:15.332
‫خب این خیلی جنسیت‌گرایانه‌ست،
‫و یه سابقه خیلی خطرناک.

91
00:06:15.458 --> 00:06:17.293
‫اگه ملت می‌تونستن جنسیت
‫دکترشون رو انتخاب کنن،

92
00:06:17.293 --> 00:06:19.879
‫- شما خانم‌ها از کار بی کار می‌شدید!
‫- اتاق معاینه یک!

93
00:06:24.258 --> 00:06:25.509
‫گلو درد؟

94
00:06:30.264 --> 00:06:34.101
‫خب، لوپوس که نیست. بالاخره
‫بستن لباس کار هر کسی نیست!

95
00:06:34.226 --> 00:06:37.104
‫هی باید بالا پایین کنی، بعدش چی؟

96
00:06:37.229 --> 00:06:40.524
‫نامزدم تا حالا با کسی نبوده که...

97
00:06:40.649 --> 00:06:43.069
‫ختنه نباشه.

98
00:06:43.986 --> 00:06:46.155
‫- بدجور جا خورد و...
‫- آهان.

99
00:06:46.280 --> 00:06:50.326
‫و تو هم می‌خواستی نامزد یهودیت
‫رو راضی کنی. متوجهم.

100
00:06:50.451 --> 00:06:52.161
‫باعث شرمـه!

101
00:06:58.793 --> 00:07:02.755
‫- چندتا موکت‌بُر خریدم و...

102
00:07:02.880 --> 00:07:06.467
‫ضدعفونی‌شون کردم،
‫همونطوری که بهم گفته بودن...

103
00:07:06.592 --> 00:07:07.885
‫حرف نزن.

104
00:07:09.720 --> 00:07:14.058
‫به یه جراح پلاستیک اطلاع میدم.
‫تا خلیفه رو برگردونه به بغداد.

105
00:07:18.521 --> 00:07:21.482
‫هاوس. آهای، هاوس.

106
00:07:22.691 --> 00:07:26.946
‫ام‌آر‌آی و آزمایش سم‌شناسی اندی پاک بودن.
‫نه عفونتی، نه مسمومیت عصبی.

107
00:07:38.290 --> 00:07:41.168
‫اشباع اکسیژنش 94 درصده.
‫قلبش رو بررسی کنید.

108
00:07:41.293 --> 00:07:43.045
‫اشباع اکسیژنش عادیـه.

109
00:07:43.170 --> 00:07:46.173
‫- یه درصد با حالت عادی تفاوت داره.
‫- در محدوده‌ی مجازه، عادیـه.

110
00:07:46.298 --> 00:07:50.261
‫اگه دی‌ان‌اِیش یه درصد
‫تفاوت داشت، دلفین می‌شد.

111
00:07:50.386 --> 00:07:52.930
‫یه بیماری داریم که به دلیل
‫نامشخصی دچار توهمات میشه.

112
00:07:53.055 --> 00:07:55.516
‫از اونجا که علتش مشهود نیست،
‫گفتم بد نیست بریم سراغ دلایل نهفته.

113
00:07:55.641 --> 00:07:57.893
‫مهم نیست. اگه اشباع اکسیژن
‫خونش مشکل داشته باشه،

114
00:07:58.018 --> 00:07:59.895
‫یعنی اکسیژن کافی به خونش نمی‌رسه.

115
00:07:59.895 --> 00:08:01.647
‫این مشکل از ریه‌هاشـه، نه قلبش.

116
00:08:01.647 --> 00:08:03.440
‫و مشکلات ریوی باعث توهمات نمیشن.

117
00:08:03.440 --> 00:08:05.317
‫ولی ممکنه ریه‌هاش ما رو به
‫جایی که مشکل هست برسونن.

118
00:08:05.442 --> 00:08:07.111
‫به پایان فرآیند تفکر خوش اومدید.

119
00:08:07.236 --> 00:08:08.904
‫پرفشاری ریوی اولیه؟

120
00:08:09.029 --> 00:08:10.906
‫ممکنه فیبروز ریه یا آمبولی ریه باشه.

121
00:08:11.031 --> 00:08:14.034
‫ممکنه یه مورد عجیب
‫گوژپشتی ستون فقرات باشه!

122
00:08:14.827 --> 00:08:16.245
‫من میرم خونه.

123
00:08:16.370 --> 00:08:19.248
‫در این حین که من استراحت می‌کنم،
‫آزمایش گاز خون شریانی بگیرید،

124
00:08:19.373 --> 00:08:22.209
‫همین‌که تأیید کردید کم‌اکسیژنی داره،
‫تغییر حجم سنجی بدنش رو می‌خوام،

125
00:08:22.334 --> 00:08:24.378
‫ایکس‌ری سینه، برش‌نگاری و خونیاری‌.

126
00:08:25.004 --> 00:08:28.882
‫ولی اگه همه‌شون منفی در اومدن،
‫یه کاتتر توی ریه‌هاش بذارین.

127
00:08:30.050 --> 00:08:33.178
‫نگران نباشید، اگه خوابم
‫نبره، دونات می‌گیرم.

128
00:08:34.305 --> 00:08:37.391
‫- تابحال این آزمایش رو انجام دادی؟
‫- واسه چیه؟

129
00:08:38.809 --> 00:08:42.646
‫این از رگت وارد لگنت میشه
‫و به ریه‌ات می‌رسه.

130
00:08:42.771 --> 00:08:45.941
‫اگه چیزی پیدا کنه که راهش رو مسدود
‫کرده باشه، درش میاره. ساده‌ست.

131
00:08:46.066 --> 00:08:50.779
‫قراره راحت باشه. دکتر بیمارستان
‫«سالون» بهم گفت که آئورتم عالیه.

132
00:08:50.904 --> 00:08:55.242
‫- پس قبلاً این آزمایش رو انجام دادی.
‫- شرمنده. از شنیدن حرفات خوشم میاد.

133
00:09:02.207 --> 00:09:04.335
‫تا حالا با کسی صمیمی نبوده

134
00:09:06.545 --> 00:09:08.630
‫هنوز به وقتش مونده.

135
00:09:10.049 --> 00:09:12.051
‫تابستون قبل یکی بود.

136
00:09:13.093 --> 00:09:17.598
‫توی یکی از اون کمپ‌های سرطانی بودم.
‫فقط جرأتش رو نداشتم ازش بخوام.

137
00:09:21.018 --> 00:09:25.522
‫می‌دونی، احتمالش زیاده که زنده
‫از این بیمارستان بیرون نرم.

138
00:09:25.647 --> 00:09:27.483
‫حتی اگه زنده بمونم، نُه سالمـه.

139
00:09:27.608 --> 00:09:30.402
‫توی کلاس سوم زیاد 
‫خبری نیست.

140
00:09:30.527 --> 00:09:34.323
‫از اینجا زنده و سالم بیرون میری، خب؟
‫و یه نفر رو هم میبینی.

141
00:09:37.034 --> 00:09:39.036
‫بفرما. لبخند زدی.

142
00:09:42.039 --> 00:09:43.832
‫میشه تو هم نگاهم کنی؟

143
00:09:47.920 --> 00:09:50.047
‫- نه.
‫- هیچکس خبردار نمیشه.

144
00:09:51.924 --> 00:09:55.511
‫شرمنده. نمی‌تونم.

145
00:09:55.636 --> 00:09:59.056
‫- به کسی نمیگم.
‫- گوش کن، تو نُه سالتـه.

146
00:09:59.765 --> 00:10:01.183
‫من 30 سالمـه.

147
00:10:02.059 --> 00:10:05.646
‫فقط می‌خوام بدونم چه حسی داره.
‫واسه یه بارم که شده.

148
00:10:06.897 --> 00:10:09.149
‫این آخرین فرصتت برای این کار نیست.

149
00:10:18.742 --> 00:10:20.577
‫- بفرمایید دونات.
‫- خوابت نبرد.

150
00:10:20.702 --> 00:10:23.914
‫نخوابیدم، نفس نکشیدم.
‫دارم می‌میرم.

151
00:10:24.540 --> 00:10:27.167
‫چیزی توی آنژیوگرافی ریه‌های اندی نبود.

152
00:10:27.292 --> 00:10:30.587
‫گازهای شریان خونی و
‫سی‌تی اسکن‌ها هم عادی بودن.

153
00:10:30.712 --> 00:10:33.006
‫قلب و ریه‌هاش مشکلی ندارن.

154
00:10:33.632 --> 00:10:36.301
‫که این هیچ توضیحی از کم شدن
‫اشباع اکسیژن خونش بهمون نمیده.

155
00:10:36.426 --> 00:10:38.512
‫آره، در کمال تعجب، گاهی عادی، طبیعیـه.

156
00:10:38.637 --> 00:10:42.140
‫گاهی نمی‌تونیم بفهمیم چرا عادی،
‫طبیعی نیست.

157
00:10:42.266 --> 00:10:45.394
‫- علائمش رو روی تخته بنویس.
‫- عه؟ می‌ذاری به ماژیک دست بزنم؟

158
00:10:45.519 --> 00:10:47.771
‫توی دستورالعمل‌ پیشرفته
‫بیمه درمانیم نوشته شده.

159
00:10:47.896 --> 00:10:50.315
‫اگه به هر دلیلی ناتوان شدم،
‫تو کار رو دست می‌گیری.

160
00:10:50.440 --> 00:10:53.944
‫بعدش فورمن. چیس،
‫تو هنوز آماده نیستی.

161
00:10:55.028 --> 00:10:57.531
‫- دیگه چی؟
‫- می‌دونم امکان عفونت رو رد کردیم،

162
00:10:57.656 --> 00:11:00.325
‫ولی اگه یه لحظه بیخیال
‫آزمایشگاه‌ها بشیم،

163
00:11:00.450 --> 00:11:03.287
‫یه عفونت هست که به خاطر
‫سنش ازش آزمایش نگرفتیم.

164
00:11:03.412 --> 00:11:05.289
‫- بیماری عصبی.
‫- محالـه.

165
00:11:05.414 --> 00:11:07.332
‫اگه عفونت به قشر مغزش رسیده باشه،

166
00:11:07.416 --> 00:11:09.209
‫ممکنه تمام عملکردهای
‫جانبی به خطر بیفته.

167
00:11:09.251 --> 00:11:11.628
‫نه. اون با کسی ارتباط نداشته.

168
00:11:11.753 --> 00:11:16.008
‫شاید خود خواسته نبوده. یعنی،
‫کلی آدم بالغ دور و برش بودن.

169
00:11:16.133 --> 00:11:18.969
‫کلی بیمارستان رفته، اون همه
‫مشاور توی کمپ‌های سرطان.

170
00:11:19.094 --> 00:11:20.304
‫فکر می‌کنی بهش حمله شده؟

171
00:11:20.429 --> 00:11:22.556
‫و اگه از این خبرا هم باشه،
‫به خوبی پنهانش کرده.

172
00:11:22.556 --> 00:11:25.726
‫آره. همه دخترایی که مورد حمله 
‫قرار گرفتن می‌خوان درموردش حرف بزنن.

173
00:11:25.851 --> 00:11:28.812
‫- آزمایش تعرض جنسی رو انجام بدید.
‫- اون رابطه‌ای نداشته!

174
00:11:28.937 --> 00:11:33.108
‫- چرا اینقدر مطمئنی؟
‫- بهم گفت که تابحال کسی رو ماچ نکرده.

175
00:11:33.233 --> 00:11:37.446
‫- تو هم دفتر خاطراتش رو می‌خونی؟
‫- ازم خواست ماچش کنم.

176
00:11:38.447 --> 00:11:39.489
‫بفرما، دیدی گفتم؟

177
00:11:39.615 --> 00:11:42.326
‫یه دختر نُه ساله معمولی به رابطه فکر نمی‌کنه،

178
00:11:42.451 --> 00:11:44.786
‫اونم نه وقتی که یه دکتر داره
‫توی رگش کاتتر می‌فرسته.

179
00:11:44.911 --> 00:11:47.414
‫اون یه دختر نُه ساله معمولی نیست.
‫سرطان لاعلاج داره.

180
00:11:47.539 --> 00:11:49.875
‫سرطان باعث نمیشه خاص باشی.

181
00:11:50.000 --> 00:11:53.879
‫- از طرفی مورد
حمله واقع شدن

182
00:11:54.004 --> 00:11:57.841
‫اگه تابحال کسی این رو تجربه نکرده باشه،
‫میشه گفت هرگز چیز بدی درک نکرده

183
00:11:57.966 --> 00:12:01.511
‫برو این رو به همه ‌ی نامزدهای قبلیم بگو!

184
00:12:01.637 --> 00:12:04.306
‫یه فرضیه دارم:
‫آره، بهش حمله شده،

185
00:12:04.431 --> 00:12:08.435
‫و توی فانتزی‌ های عاشقانه 
‫با موهای عالی دنبال پناهگاه می‌گرده،

186
00:12:08.560 --> 00:12:11.730
‫و گمونم نکته مهمش رو جا انداختی.

187
00:12:11.855 --> 00:12:15.609
‫قربانیان یاد گرفتن
‫که طفره برن و بقیه رو بازی بدن.

188
00:12:18.445 --> 00:12:21.656
‫تو این کار رو کردی، مگه نه؟
‫اذیتش کردی.

189
00:12:23.700 --> 00:12:28.246
‫اون شکلی نبود. محبتی
‫واسه یه دختر در حال مرگ بود!

190
00:12:28.372 --> 00:12:31.833
‫یه محبت کوچیک قبل مرگش.

191
00:12:31.958 --> 00:12:33.001
‫ممنونم. ممنون.

192
00:12:33.126 --> 00:12:36.296
‫دقیقاً واسه همینه که تو حق نداری
‫به ماژیک‌های من دست بزنی.

193
00:12:36.421 --> 00:12:38.673
‫- برید ببینید طرف چیکارمیکرده .
‫- خیلی خب.

194
00:13:14.960 --> 00:13:17.087
‫- دارم بیمار رو ویزیت می‌کنم.
‫- داره می‌میره؟

195
00:13:18.088 --> 00:13:20.090
‫- نه.
‫- پس می‌تونه صبر کنه.

196
00:13:22.801 --> 00:13:24.970
‫میشه دو دقیقه منو ببخشید؟

197
00:13:27.222 --> 00:13:31.518
‫کاش مورد تعرض قرار گرفته بود.
‫اون‌وقت یه سرنخی داشتیم.

198
00:13:31.643 --> 00:13:34.104
‫- بهش تعرض نشده.
‫- یه توهم.

199
00:13:35.105 --> 00:13:37.649
‫شاید فقط غذای فاسد خورده،
‫شاید اصلاً هیچی نیست...

200
00:13:37.774 --> 00:13:39.234
‫حالش خوب نیست.

201
00:13:40.694 --> 00:13:42.988
‫اشباع اکسیژنش یه درصد هم پایین‌تر اومد.

202
00:13:43.113 --> 00:13:45.532
‫که ممکنه معنیش این باشه که
‫یه تومور توی ریه‌اش هست.

203
00:13:45.657 --> 00:13:47.409
‫تومور ریه توهمات رو توجیه نمی‌کنه.

204
00:13:47.534 --> 00:13:50.162
‫سی‌اسکن‌ها نشون دادن که
‫هر دو ریه‌اش سالمن.

205
00:13:50.287 --> 00:13:54.082
‫- پس یه تومور توی قلبشـه.
‫- عُمراً! بدش من.

206
00:13:55.876 --> 00:13:58.044
‫- شُلش کرده بودم.
‫- من بازش کردم.

207
00:13:58.753 --> 00:14:01.506
‫از قلبش ام‌آر‌آی و اکو گرفتیم.
‫هیچی نبود.

208
00:14:01.631 --> 00:14:05.886
‫یه دلیل دیگه واسه اشباع اکسیژن پایین بهم بده.

209
00:14:06.011 --> 00:14:08.972
‫نمی‌تونم. فقط یه شرایط
‫هست که همزمان روی...

210
00:14:09.097 --> 00:14:11.933
‫- قلب و مغزش تأثیر بذاره، ولی اون...
‫- عالیه، بیا با همون پیش بریم.

211
00:14:12.058 --> 00:14:15.979
‫توبروز اسکلروزیس توی بچه‌ای که
‫رابدومیوسارکوم آلوئولار هم داره؟

212
00:14:16.104 --> 00:14:19.983
‫دو تا سرطان غیرمرتبط اونم
‫همزمان از نظر آماری غیرممکنـه.

213
00:14:20.108 --> 00:14:22.736
‫میزان سرطان در جمعیت عمومی چقدره؟

214
00:14:22.861 --> 00:14:25.822
‫- یک در ده هزار؟
‫- بس کن. سراغ آمار و ارقام نرو.

215
00:14:25.947 --> 00:14:29.993
‫اینطور که فهمیدم، یه نفر توی اون
‫ده هزار نفر باید یه سرطان دیگه داشته باشه.

216
00:14:30.118 --> 00:14:32.370
‫این دختره دو بار شانسش خورده!

217
00:14:33.079 --> 00:14:35.957
‫- پیش میاد.
‫- پس قراره عملش کنی؟

218
00:14:36.082 --> 00:14:39.169
‫جراحی اکتشافی. باید این تومور رو پیدا کنیم.

219
00:14:39.294 --> 00:14:42.714
‫قراره داخل بدن یه دختر نُه ساله
‫که نقص سیستم ایمنی داره رو بگردی؟

220
00:14:42.839 --> 00:14:45.508
‫- ممکنه روی میز جراحی بمیره.
‫- می‌دونم یه جایی نزدیک قلبشـه.

221
00:14:45.508 --> 00:14:49.262
‫هاوس... باید بهتر از اینا عمل کنی.

222
00:15:07.989 --> 00:15:09.532
‫چرا اینجاییم؟

223
00:15:13.370 --> 00:15:16.665
‫صدا بهتر می‌پیچه.
‫حالا به این گوش بدید.

224
00:15:21.795 --> 00:15:25.090
‫- صدای دریچه‌ی میترال قلبـه.
‫- نه. برو گوشات رو تمیز کن.

225
00:15:25.215 --> 00:15:27.384
‫این صدای دریچه آئورت بیماره.

226
00:15:27.509 --> 00:15:30.387
‫صداش رو از اکوکاردیوگرافیش دانلود کردم.

227
00:15:30.512 --> 00:15:32.806
‫- قصد داریم چی رو بشنویم؟
‫- تومور.

228
00:15:32.931 --> 00:15:35.892
‫تومورها معمولاً ساکت هستن چون دهن ندارن.

229
00:15:36.017 --> 00:15:38.686
‫اما می‌تونیم یه ناهنجاری
‫توی صدای دریچه بشنویم.

230
00:15:38.812 --> 00:15:41.064
‫که این نشون میده یه چیزی هست.

231
00:15:41.189 --> 00:15:45.527
‫مثلاً، یه تومور. اگه بتونیم
‫به جراح بگیم کجا رو بگرده،

232
00:15:45.652 --> 00:15:48.905
‫دیگه جراحی اکتشافی محسوب نمیشه،
‫حمله‌ی دقیق حساب میشه.

233
00:15:49.030 --> 00:15:51.908
‫- صدای دریچه آئورتش که ظاهراً عادیـه.
‫- حیف شد.

234
00:15:52.033 --> 00:15:55.745
‫حالا به صدای دریچه سه‌لتی اندی گوش بدید.

235
00:15:58.289 --> 00:16:01.918
‫- عادیـه.
‫- این دریچه میترالشـه.

236
00:16:06.005 --> 00:16:08.007
‫من که چیز عجیبی نمی‌شنوم.

237
00:16:09.008 --> 00:16:12.554
‫شماها ناراحتم می‌کنید.
‫دوباره گوش بدید.

238
00:16:12.679 --> 00:16:16.015
‫فقط یه بار توهم داشته.
‫چرا داریم جراحیش می‌کنیم؟

239
00:16:16.141 --> 00:16:17.392
‫چرا داریم جونش رو به خطر می‌ندازیم؟

240
00:16:17.517 --> 00:16:19.894
‫چون ویلسون فکر می‌کنه خوب میشه
‫که دختره یه سال بیشتر عمر کنه...

241
00:16:20.019 --> 00:16:22.355
‫تا با مادرش خداحافظی کنه.

242
00:16:22.480 --> 00:16:25.984
‫گمونم لکنتی چیزی داره.
‫حالا خفه شید و گوش بدید.

243
00:16:26.109 --> 00:16:27.485
‫سه‌لختی.

244
00:16:31.030 --> 00:16:32.157
‫میترال.

245
00:16:35.034 --> 00:16:36.744
‫- دوباره.
‫- وایسا.

246
00:16:38.496 --> 00:16:39.706
‫اینجاش.

247
00:16:41.124 --> 00:16:42.917
‫یه تپش اضافی هست.

248
00:16:44.752 --> 00:16:48.131
‫از جراح می‌خوام که اول به
‫دریچه میترال نگاه بندازه.

249
00:16:48.256 --> 00:16:49.340
‫چیس، می‌خوام اونجا باشی.

250
00:16:49.465 --> 00:16:52.093
‫دوست ندارم گزارش جراح رو
‫بخونم، خسته‌کننده هستن.

251
00:16:52.218 --> 00:16:54.888
‫واقعاً مطمئن نیستم صلاح باشه که
‫بیشتر از این باهاش وقت بگذرونم.

252
00:16:55.013 --> 00:16:57.599
‫اون قراره بیهوش بشه.
‫خطری تهدیدت نمی‌کنه!

253
00:17:14.032 --> 00:17:17.702
‫- وقتی بیدار شدی کنارتم.
‫- مشکلی واسم پیش نمیاد، مامان.

254
00:17:23.166 --> 00:17:26.920
‫بچه‌ی شجاعی‌ـه. حتی
‫به مامانش هم روحیه داد.

255
00:17:27.045 --> 00:17:29.964
‫بالغ، شجاع. اون اعجوبه‌ست.

256
00:17:31.174 --> 00:17:32.592
‫مشکلت چیه؟

257
00:17:32.717 --> 00:17:35.929
‫این بچه‌هایی که سرطان دارن، نمیشه
‫همه رو بی‌نقص درنظر گرفت.

258
00:17:36.054 --> 00:17:39.891
‫این یه اصل آماریـه. بعضیاشون
‫باید رو مخ باشن.

259
00:17:40.016 --> 00:17:41.017
‫بابا تو دیگه کی هستی!

260
00:17:41.100 --> 00:17:43.102
‫اگه توی کل گروه یه ترسو وجود نداشته باشه،

261
00:17:43.144 --> 00:17:45.605
‫شجاعت هیچ معنی‌ای نداره.

262
00:17:45.730 --> 00:17:48.399
‫اندی با گشاده‌رویی با یه
‫وضعیت غیرممکن مواجه شده.

263
00:17:48.524 --> 00:17:49.609
‫نباید این رو تحسین کرد؟

264
00:17:49.734 --> 00:17:51.194
‫گشاده‌رویی می‌بینی چون
‫می‌خوای همین رو ببینی.

265
00:17:51.194 --> 00:17:53.529
‫تو گشاده‌رویی نمی‌بینی
‫چون اصلاً نزدیکش نمیشی.

266
00:17:53.571 --> 00:17:55.907
‫بُت‌ ساختن وسواس شماهاست.

267
00:17:56.032 --> 00:17:58.117
‫چیزایی رو تحسین می‌کنید
‫که جایی واسه تحسین نداره.

268
00:17:58.242 --> 00:17:59.786
‫آره خب، ما شرور هستیم.

269
00:17:59.911 --> 00:18:02.413
‫تو چیزایی رو تحسین می‌کنی که
‫اصلاً نباید سراغشون بری.

270
00:18:02.413 --> 00:18:05.792
‫- مثل دِبی توی بخش حسابداری.
‫- اون خانم خوبیـه.

271
00:18:05.917 --> 00:18:07.502
‫تو که نباید اینو بدونی.
‫خیر سرت متأهلی.

272
00:18:07.502 --> 00:18:10.463
‫پس، بچه‌ای که از سرطان داره می‌میره،
‫نباید ازش خوشم بیاد؟

273
00:18:10.588 --> 00:18:12.924
‫اگه در حال مرگ باشی،
‫یهویی همه ازت خوششون میاد.

274
00:18:13.049 --> 00:18:14.634
‫تو یه عصا داری، هیچکس
‫حتی ازت خوشش نمیاد.

275
00:18:14.717 --> 00:18:17.470
‫من درحال مرگ نیستم، فقط چندش‌آور هستم.

276
00:18:17.595 --> 00:18:20.390
‫باورت نمیشه ملت سر چه چیزایی بهم گیر نمیدن.

277
00:19:12.567 --> 00:19:16.821
‫اونا یه تومور پیدا کردن. توی ریه‌اشـه،
‫داره به قلبش گسترش پیدا می‌کنه.

278
00:19:16.946 --> 00:19:20.700
‫توی ام‌آر‌آی قابل مشاهده نبود چون
‫داره در امتداد دیواره‌ی قلب رشد می‌کنه.

279
00:19:20.825 --> 00:19:22.452
‫حالا، به خاطر موقعیت مکانیش،

280
00:19:22.577 --> 00:19:25.913
‫جراح مجبوره موقتاً قلب اندی رو در بیاره.

281
00:19:26.038 --> 00:19:29.459
‫بهش میگن خارج کردن قلب.
‫تومور رو جدا می‌کنن،

282
00:19:29.584 --> 00:19:32.962
‫عضله‌های قلبی آسیب دیده رو با
‫وصله‌های گاوی جایگزین می‌کنن.

283
00:19:33.087 --> 00:19:36.883
‫این وصله از پیراشامه قلب گاو درست شده.

284
00:19:37.008 --> 00:19:39.302
‫کیسه‌ایـه که قلب رو درونش جا داده.

285
00:19:39.427 --> 00:19:40.928
‫شانس زنده موندنش چقدره؟

286
00:19:41.053 --> 00:19:44.682
‫مشکل اینه که وقتی
‫کل تومور رو جدا کردن...

287
00:19:44.807 --> 00:19:46.934
‫شاید اونقدری قلب باقی نمونه.

288
00:19:47.852 --> 00:19:51.772
‫و اگه تومور گسترش پیدا کرده باشه،
‫هیچ کاری نمی‌تونیم بکنیم.

289
00:20:12.585 --> 00:20:15.213
‫- دکتر مورفی.
‫- بذار این رو ببندم.

290
00:20:15.338 --> 00:20:16.923
‫- دکتر!
‫- چیه؟

291
00:20:17.048 --> 00:20:19.300
‫از چشمش خون میاد.

292
00:20:24.639 --> 00:20:28.601
‫تومور رو در آوردن، قلبش رو
‫ترمیم کردن، ولی از چشمش خون اومده.

293
00:20:28.726 --> 00:20:30.728
‫به خاطر تومور قلبی که از چشمش خون نیومده.

294
00:20:30.770 --> 00:20:33.522
‫- درسته. تومور قلبی خوش‌خیم بوده.
‫- امکان نداره!

295
00:20:33.648 --> 00:20:35.524
‫- از نظر آماری...
‫- وای، خفه شو.

296
00:20:35.650 --> 00:20:39.195
‫اگه تومور خوش‌خیم بوده باشه، یعنی
‫این دلیل توهماتش نبوده.

297
00:20:39.320 --> 00:20:43.074
‫- واسه همین بهش اشاره کردم.
‫- پس، تومور تصادفیـه؟

298
00:20:43.950 --> 00:20:46.285
‫این بده. داری بدیهیات رو بازگو می‌کنی.

299
00:20:46.410 --> 00:20:49.997
‫نه، تو گفتی باید اونجا باشه و همونجا
‫بود. نمی‌تونه تصادفی باشه.

300
00:20:50.122 --> 00:20:52.333
‫یه دختر نُه ساله با سرطان لاعلاج...

301
00:20:52.458 --> 00:20:54.961
‫دچار یه تومور خوش‌خیم
‫در حال رشد توی قلبش میشه.

302
00:20:55.086 --> 00:20:57.505
‫- چرا؟
‫- خوش‌خیمـه؟ امکان نداره!

303
00:20:57.630 --> 00:20:59.840
‫- با ویلسون صحبت کن.
‫- و خونریزی شبکیه چشم، اینم تصادفی بوده؟

304
00:20:59.882 --> 00:21:02.426
‫یه لخته خون می‌تونه پشت چشم فشار
‫ایجاد کنه و باعث خونریزی بشه.

305
00:21:02.551 --> 00:21:05.179
‫لخته، خونریزی چشمش رو توجیه
‫می‌کنه، ولی توهماتش رو نه.

306
00:21:05.179 --> 00:21:06.472
‫لخته خون ممکنه باعث
‫حملات صرع جزئی بشه.

307
00:21:06.472 --> 00:21:08.641
‫عالیه. یه چیز دیگه که باعث توهمات نمیشه.

308
00:21:08.641 --> 00:21:09.642
‫جنون پس از صرع.

309
00:21:09.767 --> 00:21:12.520
‫مغز یه جورایی بعد از تشنج با
‫توهم زدن خودش رو اصلاح می‌کنه.

310
00:21:12.645 --> 00:21:14.689
‫لخته خون می‌تونه چشم
‫و توهماتش رو توجیه کنه،

311
00:21:14.689 --> 00:21:15.731
‫ولی تومور چی؟

312
00:21:15.856 --> 00:21:18.526
‫توموری به اندازه‌ی یه اختاپوس
‫که دور قلب دخترک پیچیده بود...

313
00:21:18.651 --> 00:21:19.735
‫تصادفی نیست.

314
00:21:19.860 --> 00:21:21.612
‫اون سالم نیست،
‫هیچوقت در سلامت نبوده.

315
00:21:21.654 --> 00:21:23.864
‫فرضیه‌ات چیه؟
‫بدن این دختر لیموئـه؟

316
00:21:23.990 --> 00:21:26.659
‫ساختش معیوب بوده؟
‫همه چیزش داره خراب میشه؟

317
00:21:27.660 --> 00:21:32.623
‫تومور مثل افغانستانـه،
‫لخته خون مثل شهر بافلو.

318
00:21:34.375 --> 00:21:37.378
‫توضیح بیشتری می‌خواد؟ باشه.

319
00:21:37.503 --> 00:21:40.464
‫تومور القاعده‌ست،
‫آدم بدها، پایگاهشون.

320
00:21:40.589 --> 00:21:43.509
‫بهش حمله کردیم، نابودش کردیم، ولی
‫اون از قبل مأمور نفوذیش رو فرستاده بوده.

321
00:21:43.634 --> 00:21:47.763
‫یه تیم از تروریست‌های پلشت که بی سر و صدا
‫حومه شهر بافلو زندگی می‌کنن،

322
00:21:47.888 --> 00:21:48.973
‫و منتظرن که همه‌مون رو بکشن.

323
00:21:49.098 --> 00:21:53.144
‫منظورت اینه که تومور قبل اینکه ما
‫درش بیاریم، یه لخته خون فرستاده؟

324
00:21:53.269 --> 00:21:55.604
‫استعاره‌ی فوق‌العاده‌ای بود.

325
00:21:55.730 --> 00:22:00.025
‫از مغزش آنژیو بگیرید، قبل اینکه این لخته خون
‫به خودش جلیقه انتحاری ببنده.

326
00:22:20.629 --> 00:22:22.298
‫توی آنژیو چیزی نبود.

327
00:22:22.923 --> 00:22:26.927
‫- لخته‌ای نیست؟
‫- هست، فقط ما نمی‌تونیم پیداش کنیم.

328
00:22:27.052 --> 00:22:29.680
‫نمی‌تونیم روی مغزش
‫جراحی اکتشافی انجام بدیم.

329
00:22:29.805 --> 00:22:32.433
‫مطمئنی عصب‌شناس نیستی؟

330
00:22:35.603 --> 00:22:36.645
‫خیلی خب.

331
00:22:38.522 --> 00:22:41.859
‫- اون می‌میره.
‫- این لخته خون به همین راحتیا برطرف نمیشه.

332
00:22:42.568 --> 00:22:44.612
‫هر لحظه ممکنه بترکـه.

333
00:22:45.654 --> 00:22:49.658
‫- بهشون خبر میدی؟
‫- گمونم آره.

334
00:22:50.451 --> 00:22:53.996
‫- میشه منم بیام؟
‫- تا به اندی بگی که قراره بمیره؟

335
00:22:54.121 --> 00:22:57.875
‫- از تو بعیده.
‫- اون خیلی دختر شجاعیـه.

336
00:22:58.000 --> 00:23:01.337
‫می‌خوام ببینم وقتی بهش میگی
‫قراره بمیره چقدر شجاعـه.

337
00:23:04.215 --> 00:23:05.633
‫برو به جهنم.

338
00:23:34.161 --> 00:23:37.122
‫اگه بهتون می‌گفتن قراره
‫بمیرید، چیکار می‌کردید؟

339
00:23:37.873 --> 00:23:41.543
‫- نمی‌دونم، سر به بیابون می‌ذاشتم.
‫- تو بودی مثل یه بچه گریه می‌کردی.

340
00:23:41.669 --> 00:23:43.545
‫همه همینطورن.

341
00:23:43.671 --> 00:23:46.298
‫اون هیچ کاری نمی‌کنه.
‫مثل یه صخره‌ست.

342
00:23:46.423 --> 00:23:47.508
‫اون شجاعـه.

343
00:23:47.633 --> 00:23:49.134
‫آره، آره، آره. چرا؟

344
00:23:49.260 --> 00:23:51.553
‫اون عذاب‌هایی کشیده که اکثر مردم
‫توی کل عمرشون نمی‌کشن.

345
00:23:51.637 --> 00:23:54.640
‫که چی؟ این یعنی آماده‌ی مرگـه؟

346
00:23:54.765 --> 00:23:57.601
‫اگه شجاعتش یه علامت باشه چیه؟

347
00:23:57.726 --> 00:24:00.604
‫لخته خون باعث توهمات میشه
‫و احساساتش رو به‌هم می‌ریزه.

348
00:24:00.729 --> 00:24:02.982
‫به‌نظرت شجاعتش مبنای شیمیایی داره؟

349
00:24:03.107 --> 00:24:05.985
‫بهمون میگه کجا دنبال لخته بگردیم.
‫مرکز ترس کجاست؟

350
00:24:06.110 --> 00:24:10.072
‫بادامه، نزدیک هیپوکامپوس.
‫محدوده بزرگ و شلوغیـه.

351
00:24:10.197 --> 00:24:13.117
‫اگه بی‌هدف اونجا رو جراحی کنیم،
‫باعث مرگش میشه.

352
00:24:13.242 --> 00:24:16.203
‫فقط توی کالبد شکافی این لخته رو می‌بینی.

353
00:24:20.249 --> 00:24:21.959
‫پس بیاید همین کار رو بکنیم.

354
00:24:24.837 --> 00:24:28.132
‫هنوزم کالبد شکافی روی
‫شخص زنده غیرقانونیـه؟

355
00:24:28.257 --> 00:24:31.510
‫- نشئه هستی؟
‫- سه‌شنبه‌ست. بد جور داغونم.

356
00:24:31.635 --> 00:24:33.053
‫چهارشنبه‌ست.

357
00:24:33.178 --> 00:24:35.723
‫می‌‌خوام یه ایست قلبی سرمازدگی ایجاد کنم.

358
00:24:35.848 --> 00:24:39.018
‫همین‌که قلب بیمار ایستاد،
‫دو لیتر از خونش رو می‌کِشیم،

359
00:24:39.143 --> 00:24:40.769
‫موقعی که توی ام‌آر‌آیـه
‫مغزش رو خونیاری می‌کنیم.

360
00:24:40.894 --> 00:24:42.563
‫واقعاً داری از کُشتنش حرف می‌زنی.

361
00:24:42.604 --> 00:24:44.606
‫فقط واسه یه مدت کوتاهـه.
‫بلافاصله برش‌می‌گردونم.

362
00:24:44.648 --> 00:24:47.526
‫خب، در این صورت، انجامش بده.
‫چرا اصلاً داریم حرف می‌زنیم؟

363
00:24:47.651 --> 00:24:50.738
‫اگه کاری نکنیم، به دو روز
‫نکشیده می‌میره، شاید یه هفته.

364
00:24:50.863 --> 00:24:52.656
‫این مرگ دیگه ابدیـه.

365
00:24:55.409 --> 00:24:57.327
‫برای هر روش جراحی که برای
‫اهداف تشخیصی استفاده بشه،

366
00:24:57.453 --> 00:24:59.496
‫- به تأیید سازمان غذا و دارو نیاز داریم.
‫- البته.

367
00:24:59.496 --> 00:25:02.666
‫اگه قرار بود جراحی باز انجام بدیم آره.
‫ولی جراحی باز نیست...

368
00:25:05.669 --> 00:25:08.422
‫می‌دونی، من سرش رو برش نمیدم.
‫فقط دنبال یه لخته خون می‌گردم.

369
00:25:08.505 --> 00:25:11.759
‫جراحی باز و تهاجمی نیست؟
‫داری اونو به کشتن میدی.

370
00:25:11.884 --> 00:25:14.678
‫بحث نکن. اگه جواب بده، زنده می‌مونه.

371
00:25:21.602 --> 00:25:25.606
‫مطمئن بشید مادرش کاملاً بفهمه که
‫احتمال موفقیتش یک در میلیونـه.

372
00:25:27.649 --> 00:25:30.527
‫از ویلسون می‌خوام بهش بگه.

373
00:25:30.652 --> 00:25:32.696
‫اصولاً برنامه اینه که...

374
00:25:32.821 --> 00:25:36.492
‫دخترتون رو دوباره راه‌اندازی کنیم.

375
00:25:37.367 --> 00:25:40.996
‫مثل کامپیوتر. خاموشش می‌کنیم.
‫بعدش ری‌استارتش می‌کنیم.

376
00:25:42.581 --> 00:25:44.583
‫چطوری یه دختر نُه ساله
‫رو ری‌استارت می‌کنید؟

377
00:25:44.708 --> 00:25:48.045
‫دمای بدنش رو به 21 درجه
‫سانتی‌گراد کاهش می‌دیم.

378
00:25:48.170 --> 00:25:52.549
‫- از پوشش یخی استفاده می‌کنیم.
‫- مثل خواب زمستونی؟

379
00:25:52.674 --> 00:25:56.178
‫نه لزوماً. توی خواب زمستونی،
‫ضربان قلب خرس خیلی کُنده.

380
00:25:56.303 --> 00:25:59.181
‫توی ایست قلبی،
‫هیچ ضربان قلبی نیست.

381
00:25:59.306 --> 00:26:00.641
‫پس می‌میره.

382
00:26:00.766 --> 00:26:02.643
‫موقتاً، بله.

383
00:26:02.768 --> 00:26:07.856
‫با سرد کردنش، ریسک آسیب رو
‫موقع خارج کردن خونش کم می‌کنیم.

384
00:26:07.981 --> 00:26:11.652
‫- همه‌اش رو نه، دو تا سه لیتر.
‫- نصف خونش؟

385
00:26:12.819 --> 00:26:16.657
‫بعدش برمی‌گردونیم سر جاش.
‫بهش میگن بای‌پس قلبی ریوی.

386
00:26:17.366 --> 00:26:18.534
‫که در این مورد مغزشـه.

387
00:26:18.659 --> 00:26:21.411
‫و با استفاده از ام‌آرآی،
‫یه فرصت کوتاه خواهیم داشت...

388
00:26:21.537 --> 00:26:24.289
‫که امیدواریم بتونیم نمای کلی لخته رو ببینیم.

389
00:26:26.250 --> 00:26:30.379
‫اگه اونجا باشه و قابل جراحی،
‫درش میاریم.

390
00:26:32.130 --> 00:26:33.882
‫و اندی از اینجا میره.

391
00:26:48.689 --> 00:26:52.401
‫- فرم‌های رضایت رو امضاء کرد.
‫- عالیه، ممنون.

392
00:26:53.193 --> 00:26:55.028
‫انگار بهتر شدی.

393
00:26:55.153 --> 00:26:58.782
‫یه عالمه منتولاتوم و چندتا ویکودین
‫و یه چیز دیگه که یادم نمیاد...

394
00:26:58.907 --> 00:27:01.827
‫مصرف کردم.

395
00:27:01.952 --> 00:27:04.663
‫تا دو ساعت دیگه میزون میشم.

396
00:27:07.249 --> 00:27:10.210
‫- اندی چی گفت؟
‫- درمورد چی؟

397
00:27:11.044 --> 00:27:13.672
‫- در مورد این کار.
‫- باهاش حرف نزدم.

398
00:27:14.631 --> 00:27:17.509
‫لازم نیست جزئیات این عمل رو بدونـه.

399
00:27:18.927 --> 00:27:21.305
‫اگه درموردش درست گفته باشی چی؟

400
00:27:22.723 --> 00:27:25.559
‫اگه واقعاً این‌قدر شجاع باشه چی؟

401
00:27:25.684 --> 00:27:28.687
‫معنیش این نیست که اون‌قدر بالغ شده
‫که بار همچین تصمیمی رو تحمل کنه.

402
00:27:28.812 --> 00:27:32.607
‫یا درک می‌کنه، یا شجاع نیست.
‫نمی‌تونی هر دو رو در نظر بگیری.

403
00:27:34.067 --> 00:27:35.902
‫اگه واقعاً درک می‌کنه،

404
00:27:37.154 --> 00:27:39.906
‫پس حقشـه که بدونـه قضیه چیه.

405
00:28:08.477 --> 00:28:12.022
‫- من دکتر هاوس هستم.
‫- اینجاها دیدمت.

406
00:28:12.689 --> 00:28:14.649
‫مامانت بهت گفته که می‌خوایم
‫چی رو امتحان کنیم؟

407
00:28:14.775 --> 00:28:15.901
‫یه جورایی.

408
00:28:22.657 --> 00:28:25.077
‫آزمایش فردا ممکنه 10 ساعت زمان ببره.

409
00:28:26.411 --> 00:28:30.415
‫با توجه به وضعیت فعلیت،
‫ممکنه حتی ازش زنده بیرون نیای.

410
00:28:32.167 --> 00:28:35.879
‫- مامانم تحقیقات زیادی کرده.
‫- چه حسی بهش داری؟

411
00:28:37.255 --> 00:28:40.717
‫اگه فرض کنیم بلوغ ناشی از زمانی
‫که برات باقی مونده باشه...

412
00:28:40.842 --> 00:28:43.887
‫نه از زمانی که اینجا بودی،
‫تصمیمش با خودتـه.

413
00:28:44.971 --> 00:28:47.224
‫چاره‌ای ندارم، درسته؟

414
00:28:48.683 --> 00:28:50.685
‫می‌تونم یکی پیش پات بذارم.

415
00:28:53.688 --> 00:28:55.398
‫می‌خوام بهتر بشم.

416
00:28:56.358 --> 00:28:57.984
‫تو سرطان داری.

417
00:28:59.110 --> 00:29:01.112
‫- اگه این مشکلت رو حل کنم...
‫- یه سال وقت دارم.

418
00:29:02.697 --> 00:29:04.115
‫یه سال با همچین شرایطی.

419
00:29:05.992 --> 00:29:08.620
‫آدمای زیادی این رو نمی‌خوان.

420
00:29:09.996 --> 00:29:13.083
‫آدمای زیادی هستن که
‫فقط می‌خوان تموم بشه.

421
00:29:15.669 --> 00:29:17.921
‫داری ازم می‌پرسی که می‌خوام بمیرم یا نه؟

422
00:29:18.046 --> 00:29:19.756
‫هیچکس نمی‌خواد بمیره.

423
00:29:22.342 --> 00:29:24.010
‫ولی قراره بمیری.

424
00:29:26.304 --> 00:29:30.267
‫سؤال اینه که چطور؟
‫چقدر قراره عذاب بکشی و...

425
00:29:31.935 --> 00:29:33.687
‫تا چه مدت.

426
00:29:34.312 --> 00:29:36.940
‫دارم می‌پرسم که می‌خوای تموم بشه یا نه.

427
00:29:44.531 --> 00:29:46.658
‫اون وقت به مامانم چی میگی؟

428
00:29:49.035 --> 00:29:51.413
‫براش 10 تا دلیل پزشکی عالی میارم که...

429
00:29:51.538 --> 00:29:53.707
‫چرا نمی‌تونیم این عمل رو انجام بدیم.

430
00:29:54.874 --> 00:29:57.669
‫نمی‌تونم فقط به خاطر اینکه
‫خسته‌ام تنهاش بذارم.

431
00:30:01.965 --> 00:30:04.634
‫ولی نمی‌تونی براش هم بمونی.

432
00:30:05.635 --> 00:30:07.512
‫ولی اون بهم نیاز داره.

433
00:30:10.599 --> 00:30:12.517
‫این زندگی خودتـه.

434
00:30:12.642 --> 00:30:14.936
‫نمی‌تونی فقط به خاطر اون این کار رو بکنی.

435
00:30:18.648 --> 00:30:20.025
‫دوستش دارم.

436
00:30:30.160 --> 00:30:32.954
‫ممنونم که امشب در این
‫تمرین به من ملحق شدید.

437
00:30:33.079 --> 00:30:35.707
‫جسدی که نقش اندی رو بازی
‫می‌کنه، «مورتی رندولف»ـه.

438
00:30:35.832 --> 00:30:38.585
‫بابت خدمتی که به علم می‌کنه، متشکریم.

439
00:30:38.710 --> 00:30:41.087
‫وقتی بدنش سرد شد و
‫ضربان قلبش متوقف شد،

440
00:30:41.212 --> 00:30:44.841
‫60 ثانیه وقت داریم که
‫2 لیتر خون از بدنش بکشیم،

441
00:30:44.966 --> 00:30:48.053
‫بعد برش‌گردونیم داخل بدنش تا
‫بتونیم لخته داخل سرش رو پیدا کنیم.

442
00:30:48.178 --> 00:30:51.056
‫اگه فردا شانس باهامون یار نبود،

443
00:30:52.015 --> 00:30:56.311
‫حین ام‌آر‌آی، این چراغ‌های
‫قرمز روشن میشن.

444
00:30:56.436 --> 00:30:58.355
‫که یعنی هیچ نتیجه‌ی آزمایش
‫قابل استفاده‌ای نداریم.

445
00:30:58.480 --> 00:31:00.940
‫اگه نتیجه‌ای نگیریم،
‫یعنی همه چی تمومـه.

446
00:31:01.066 --> 00:31:03.735
‫همگی در شرایط بدی قرار می‌گیرید.

447
00:31:03.860 --> 00:31:06.154
‫جراحان مغز و اعصاب از اینجا مانیتورها
‫رو زیر نظر می‌گیرن،

448
00:31:06.196 --> 00:31:08.281
‫جراح قلب اونجا، اگه یه موقع
‫لازم شد جراحیش کنیم.

449
00:31:08.323 --> 00:31:11.326
‫متخصص بیهوشی، یکی
‫کنار دستگاه ایست قلبی،

450
00:31:11.451 --> 00:31:13.661
‫یکی هم کنار دستگاه خنک‌کننده.

451
00:31:13.787 --> 00:31:16.289
‫پرستارهایی که قدشون
‫بالای 177ـه کنار من بایستن.

452
00:31:16.414 --> 00:31:19.084
‫خیلی‌خب، 60 ثانیه واسم زمان بگیرید.

453
00:31:20.043 --> 00:31:22.962
‫وقت نمایشـه.
‫پنج، شش، هفت، هشت!

454
00:31:24.130 --> 00:31:26.091
‫خون رو از جریان شریانی بیرون بکشید.

455
00:31:26.883 --> 00:31:27.967
‫آخیش.

456
00:31:28.093 --> 00:31:30.720
‫صدای تخلیه خون.
‫بازم آخیش.

457
00:31:33.056 --> 00:31:36.935
‫و ما اون رو می‌کُشیم.

458
00:31:37.060 --> 00:31:38.186
‫دوباره.

459
00:31:41.064 --> 00:31:42.941
‫- شرمنده دستم لیز خورد.
‫- مگه چقدر می‌تونه سخت باشه؟

460
00:31:43.066 --> 00:31:45.276
‫- اینجا یه‌کم شلوغ پلوغـه.
‫- دوباره!

461
00:31:47.070 --> 00:31:49.072
‫اگه مجبور نبودیم دستگاه
‫گوارشش رو شستشو بدیم...

462
00:31:49.072 --> 00:31:50.323
‫دوباره!

463
00:31:51.616 --> 00:31:52.909
‫دوباره!

464
00:31:54.702 --> 00:31:56.788
‫می‌تونیم به میز وصلش کنیم.

465
00:31:58.289 --> 00:32:01.793
‫مخوف و قدیمی.
‫حال کردم.

466
00:32:02.460 --> 00:32:04.754
‫پنج، شش، هفت، هشت!

467
00:32:07.507 --> 00:32:09.259
‫بفرما، دکتر.

468
00:32:11.511 --> 00:32:13.429
‫این باعث میشه به خواب بری.

469
00:32:15.098 --> 00:32:18.601
‫- چقدر آدم.
‫- نمایش مهمیـه، دخترک.

470
00:32:19.686 --> 00:32:22.063
‫کلی آدم اینجان تا تو رو زیبا جلوه بدن.

471
00:32:22.188 --> 00:32:23.940
‫یه جورایی منو می‌ترسونی.

472
00:32:24.065 --> 00:32:26.067
‫گاهی از این کارا می‌کنه.

473
00:32:27.861 --> 00:32:29.237
‫نفس عمیق بکش، عزیزم.

474
00:32:35.660 --> 00:32:37.036
‫خیلی‌خب، شروع کنید!

475
00:32:37.829 --> 00:32:39.163
‫براش لوله بذارید.

476
00:32:41.082 --> 00:32:42.792
‫اون یکی ردیفه؟

477
00:32:56.514 --> 00:32:57.807
‫آماده‌ست.

478
00:33:01.894 --> 00:33:03.062
‫بیا.

479
00:33:11.946 --> 00:33:14.657
‫دمای بدن 37 درجه سانتی‌گراد.

480
00:33:14.782 --> 00:33:16.409
‫سرد کردن رو شروع کنید.

481
00:33:20.079 --> 00:33:21.497
‫تو، شروع کن.

482
00:33:27.086 --> 00:33:29.547
‫داره می‌لرزه. 200 میلی‌گرم وکرونیوم.

483
00:33:34.135 --> 00:33:36.429
‫24 درجه سانتی‌گراد.

484
00:33:44.687 --> 00:33:46.105
‫فیبریلاسیون دهلیزی حاصل شد.

485
00:33:50.276 --> 00:33:52.987
‫چیه؟ اون مُرده،
‫کل هدف کار همینـه.

486
00:33:53.112 --> 00:33:54.197
‫شروع کنید!

487
00:33:58.284 --> 00:33:59.911
‫یه لیتر کشیده شد.

488
00:34:06.084 --> 00:34:07.585
‫دو لیتر.

489
00:34:07.710 --> 00:34:10.213
‫خیلی‌خب، خون رو برگردونید.
‫دوباره خون رو پمپاژ کنید.

490
00:34:13.424 --> 00:34:15.635
‫هیچ خبری نیست جماعت؟ اصلاً؟

491
00:34:15.760 --> 00:34:17.678
‫شریان کاروتید داخلی توی سینوس
‫کاورنو در وضعیت مناسبیـه.

492
00:34:17.678 --> 00:34:19.972
‫- ده ثانیه!
‫- عصب دهلیزی حلزونی دست نخورده‌ست.

493
00:34:20.098 --> 00:34:22.642
‫- شریان مننژال میانی سالمـه.
‫- پنج ثانیه!

494
00:34:22.767 --> 00:34:24.102
‫هیچی.

495
00:34:27.814 --> 00:34:29.941
‫از حدش رد شدیم. باید دیگه
‫شروع کنیم به گرم کردنش...

496
00:34:30.066 --> 00:34:31.109
‫وگرنه آسیب دائمی به بار میاره.

497
00:34:31.109 --> 00:34:32.610
‫به گشتن ادامه بدید!

498
00:34:33.861 --> 00:34:35.363
‫اونجا!

499
00:34:36.072 --> 00:34:38.449
‫- من چیزی ندیدم.
‫- همونجا بود.

500
00:34:38.574 --> 00:34:39.617
‫مطمئنی؟

501
00:34:39.742 --> 00:34:41.953
‫چهار میلی‌متری هیپوکمپوس، دیدم.

502
00:34:42.078 --> 00:34:44.414
‫هاوس، دیگه زمان نداره،
‫ممکنه زندگیش نباتی بشه.

503
00:34:44.539 --> 00:34:45.915
‫دیدمش!

504
00:34:47.750 --> 00:34:49.335
‫همین واسم کافیه.

505
00:35:02.640 --> 00:35:07.186
‫اونا تونستن قلبش رو دوباره راه بندازن.
‫حالش به همون اندازه‌ خوبـه که امیدوار بودیم.

506
00:35:07.311 --> 00:35:10.565
‫- پس لخته خون رو پیدا کردن؟
‫- اینطور فکر می‌کنیم.

507
00:35:10.690 --> 00:35:13.818
‫جراحان مغز الان دارن
‫سعی می‌کنن درش بیارن.

508
00:35:13.943 --> 00:35:16.028
‫و کِی متوجه می‌شیم که
‫آسیبی بهش رسیده یا نه؟

509
00:35:16.154 --> 00:35:17.655
‫چند ساعت دیگه.

510
00:35:55.526 --> 00:35:57.945
‫چهار میلی‌متری هیپوکمپوس.

511
00:35:58.070 --> 00:36:01.115
‫همینجام. هیچی نیست اونجا.

512
00:36:02.199 --> 00:36:06.662
‫- هنوز نرسیدی، ادامه بده.
‫- رسیدم.

513
00:36:08.164 --> 00:36:11.375
‫مطمئنی دیدی...
‫ایناهاشش.

514
00:36:12.501 --> 00:36:14.587
‫گمونم بتونم برش دارم.

515
00:36:36.192 --> 00:36:37.526
‫سلام مامان.

516
00:36:39.111 --> 00:36:40.905
‫اوه، سلام!

517
00:36:58.214 --> 00:37:02.134
‫گرفتگی بینی‌ـت رو با کوکائین درمان می‌کنی؟

518
00:37:05.429 --> 00:37:08.182
‫دیفن‌هیدرامین.
‫آنتی‌هیستامین.

519
00:37:09.934 --> 00:37:13.562
‫سیستم جذب جدید. سد بین خون و مغزه.

520
00:37:13.688 --> 00:37:18.192
‫فقط سرعتش اهمیت داره، نه؟
‫حرکت از جایی به جای دیگه که توقف نداره.

521
00:37:20.820 --> 00:37:24.740
‫- در این زمینه ماهری.
‫- بلدم با تیغ کار کنم.

522
00:37:26.951 --> 00:37:28.119
‫وقتشـه.

523
00:37:29.412 --> 00:37:33.124
‫- فقط چندتا تیکه دیگه مونده.
‫- اندی داره میره خونه.

524
00:37:34.500 --> 00:37:36.001
‫صحیح.

525
00:37:36.127 --> 00:37:39.130
‫رژه‌ی بچه‌های کچل عجیب سیرک.

526
00:37:40.131 --> 00:37:45.177
‫- شرمنده، دستم بنده.
‫- گزارش جراحش رو خوندم.

527
00:37:45.302 --> 00:37:48.097
‫لخته خون اصلاً نزدیک بادامه مغزش نبوده.

528
00:37:48.222 --> 00:37:52.518
‫یعنی احساسات ترسش
‫کاملاً درست کار می‌کنن.

529
00:37:53.185 --> 00:37:55.688
‫- آره.
‫- آره.

530
00:37:57.690 --> 00:38:00.860
‫پس شجاعتش یه علامت نبوده.

531
00:38:03.362 --> 00:38:06.115
‫آره. اشتباه می‌کردم.

532
00:38:08.033 --> 00:38:11.704
‫اون یه قدیس حقیقی‌ فداکاره،

533
00:38:11.829 --> 00:38:13.956
‫که زندگیش چیزی جز عذاب براش نداره.

534
00:38:14.081 --> 00:38:16.792
‫که پرهیزگارانه تحملش می‌کنه...

535
00:38:16.917 --> 00:38:19.461
‫تا مادرش مجبور نشه
‫به این زودیا گریه کنه.

536
00:38:19.587 --> 00:38:21.714
‫خیلی خوشحالم.

537
00:38:27.678 --> 00:38:30.723
‫- اون بیشتر از تو از زندگی لذت می‌بره.
‫- درسته.

538
00:38:30.848 --> 00:38:33.934
‫اون از چیس یه توجهی گرفت
‫تو اخیراً چیکار کردی؟

539
00:38:34.059 --> 00:38:37.563
‫دارم آهسته و پیوسته پیش میرم.
‫بر خلاف اون، من زمان دارم.

540
00:38:39.773 --> 00:38:41.609
‫اون ممکنه از تو بیشتر زندگی کنه.

541
00:38:56.040 --> 00:38:58.125
‫[موزه تاریخ طبیعی آمریکا]

542
00:38:58.125 --> 00:39:00.753
‫اگه یه‌وقت خواستی
‫پروانه‌های واقعی رو ببینی.

543
00:39:23.442 --> 00:39:26.528
‫من قرار نیست کاری کنم.
‫مهم نیست چی بگی.

544
00:39:49.009 --> 00:39:51.971
‫بیرون هوا آفتابیـه.
‫بهتره بری یه قدمی بزنی.

545
00:39:55.766 --> 00:39:58.686
‫زیاد از پیاده‌روی طولانی
‫توی پارک خوشم نمیاد.

546
00:39:58.811 --> 00:39:59.978
‫حالا برو.

547
00:40:40.644 --> 00:40:43.355
‫صفر تا شصتش 2.8 ثانیه‌ست.

548
00:40:44.189 --> 00:40:46.400
‫چهار زمانه، چهار سیلندر، خنک‌کنندگی مایعی.

549
00:40:47.067 --> 00:40:49.653
‫گشتاور بالایی داره...

550
00:40:51.864 --> 00:40:53.323
‫پای راست؟

551
00:40:55.284 --> 00:40:57.536
‫پای راستت؟
‫هنوزم می‌تونی سواری کنی.

552
00:40:58.495 --> 00:41:01.540
‫قیمت خیلی خوبی میگم.
‫10800 دلار.

553
00:41:01.665 --> 00:41:04.543
‫ولی به تو 10300 میدمش.

554
00:41:04.668 --> 00:41:05.961
‫نه، ممنون.

555
00:41:11.633 --> 00:41:14.303
‫میشه یکی از اینا رو امتحانی برونم؟

556
00:41:15.304 --> 00:41:25.314
‫« ارائه شده توسط سایت مووی شو »

