
1
00:00:00.166 --> 00:00:01.626
‫بلو کالاماری هنوز جلوئه،

2
00:00:01.751 --> 00:00:04.337
‫ولی امپل پارکینگ داره پیش‌روی می‌کنه،
‫و الان چهارمـه، سوم،

3
00:00:04.462 --> 00:00:07.424
‫و جایگاه دوم رو نگه داشته، درحالی که
‫بلو کالاماری با سرعتی ثابت پیش میره.

4
00:00:07.549 --> 00:00:09.509
‫و دارن به خط پایان نزدیک می‌شن!

5
00:00:09.634 --> 00:00:13.763
‫امپل پارکینگ از پشت نزدیک می‌شه.
‫و امپل پارکینگ با اختلاف کم برنده می‌شه.

6
00:00:15.390 --> 00:00:19.978
‫آخرین فرصت برای مسابقه‌ی سومـه.
‫اگه عجله کنین هنوز می‌تونین شرط‌بندی کنین.

7
00:00:20.103 --> 00:00:21.771
‫این اطلاعات مسابقه‌ست...

8
00:00:21.896 --> 00:00:23.773
‫از سر راه برین کنار،
‫یه چلاق داره رد می‌شه.

9
00:00:25.150 --> 00:00:27.235
‫مسابقه‌ی ششم توی گلدن داونز.

10
00:00:27.360 --> 00:00:32.115
‫دو و چهار رو برمی‌دارم.
‫هی، تاریخ تولدمـه.

11
00:00:32.282 --> 00:00:35.618
‫چهارم فوریه 1963.
‫به نظرت شرط خوبیـه؟

12
00:00:36.119 --> 00:00:37.412
‫تولد خودت کِی‌ـه؟

13
00:00:37.537 --> 00:00:41.041
‫عجله نکن، نگران نباش.
‫فقط 30 ثانیه وقت مونده.

14
00:00:41.166 --> 00:00:44.252
‫راهی هست که بتونم روی
‫شش و سه هم شرط ببندم؟

15
00:00:44.377 --> 00:00:47.255
‫می‌دونی، به خاطر سال تولد؟
‫می‌تونم روی هر چهارتا اسب شرط ببندم؟

16
00:00:47.714 --> 00:00:50.925
‫می‌خواد 2 دلار روی روی مقام‌های
‫بعدی هم شرط ببنده، 2،4،3،6.

17
00:00:50.967 --> 00:00:52.052
‫بهش 24 دلار بده.

18
00:00:58.391 --> 00:00:59.851
‫نوبت توئه.

19
00:01:00.185 --> 00:01:03.104
‫مسابقه‌ی نهم توی گلف‌استریم پارک.
‫پونصد دلار روی اسب سه،

20
00:01:03.229 --> 00:01:04.522
‫سمینول میره که برنده شه.

21
00:01:04.647 --> 00:01:06.483
‫پولـت رو بسوزونی بهتره.

22
00:01:06.900 --> 00:01:09.360
‫پولی که برنده شدم رو می‌سوزونم.
‫شعله‌ش بیشتر می‌شه.

23
00:01:11.112 --> 00:01:13.156
‫همون بازی، روی برنده شدن
‫ترمیگیتور شرط می‌بندم.

24
00:01:15.158 --> 00:01:16.785
‫ببخشید، شرط روی مسابقه
‫الان بسته شد.

25
00:01:16.910 --> 00:01:18.161
‫لعنتی.

26
00:01:18.870 --> 00:01:20.538
‫اون 14 به 1 بود.

27
00:01:20.663 --> 00:01:23.249
‫پس اون گنده‌بک‌ای که اونجاست
‫نذاشت پولـت رو هدر بدی.

28
00:01:23.374 --> 00:01:24.626
‫امکان نداره سمینول برنده...

29
00:01:24.751 --> 00:01:26.836
‫من روی اسب‌ها شرط نمی‌بندم.
‫روی سوارکار شرط می‌بندم.

30
00:01:27.128 --> 00:01:30.131
‫اسب‌سوار من اختلال خوردن داره،
‫بعد از وزن‌کشی عمداً استفراغ می‌کنه.

31
00:01:30.590 --> 00:01:32.717
‫دم خط شروع یک کیلو
‫از وزنش کم می‌شه.

32
00:01:32.759 --> 00:01:34.844
‫این‌جوری توی دور آخر
‫زمان با ارزشی برای خودش می‌خره.

33
00:01:34.969 --> 00:01:37.097
‫چه خوب که اطلاعات خصوصی
‫درموردش داری.

34
00:01:37.680 --> 00:01:38.765
‫اندازه‌ی طول یک اسب.

35
00:01:38.890 --> 00:01:40.183
‫برنینگ بوش و هم‌پای اون کندی،

36
00:01:40.183 --> 00:01:42.393
‫بوفینگر داره به برنده شدن
‫نزدیک می‌شه...

37
00:01:48.900 --> 00:01:50.735
‫و ترمیگیتور داره با سرعت
‫بهش نزدیک می‌شه.

38
00:01:50.860 --> 00:01:52.862
‫کسی اینجا دکتره؟

39
00:01:58.409 --> 00:01:59.911
‫داری دستمالیـش می‌کنی؟

40
00:02:00.036 --> 00:02:01.746
‫کلاس آموزش احیای قلب رفتم.

41
00:02:01.871 --> 00:02:04.791
‫اگه به جای تشنج، حمله‌ی قلبی
‫بهش دست داده بود این حرکت مفید بود.

42
00:02:04.791 --> 00:02:06.376
‫تشنج؟ زبونـش رو نگه‌دارم؟

43
00:02:06.501 --> 00:02:09.170
‫اگه می‌خوای انگشتـت کنده شه.
‫زنگ بزن آمبولانس.

44
00:02:09.420 --> 00:02:11.005
‫بیمارستان متودیست 3تا کوچه پایین‌تره.

45
00:02:11.005 --> 00:02:12.966
‫- می‌تونم با ماشین ببرمش.
‫- فقط زنگ بزن.

46
00:02:13.967 --> 00:02:16.511
‫به امدادگرا بگو ببرنش
‫بیمارستان پرینستون پلینزبرو.

47
00:02:16.636 --> 00:02:18.179
‫اسم دکترش هاوس‌ـه.

48
00:02:18.304 --> 00:02:21.015
‫<i>و ترمیگیتور به فاصله‌ی</i>
<i>‫دو طول اسب برنده شد.</i>

49
00:02:25.145 --> 00:02:30.150
‫«ارائه شده توسط سایت مووی شو»
‫| تارا و رضا کارگران |

50
00:02:52.755 --> 00:02:54.799
‫از کی تاحالا هاوس میره
‫باشگاه شرط‌بندی؟

51
00:02:54.924 --> 00:02:56.050
‫طرف معتاده.

52
00:02:56.176 --> 00:02:57.760
‫درستـه، به قرص معتاده،
‫نه قمار.

53
00:02:57.886 --> 00:03:01.264
‫همه‌ش یه چیزه.
‫اعتیاد به مواد، قمار.

54
00:03:01.556 --> 00:03:03.892
‫همه‌ش باعث ایجاد لذت
‫توی یه قسمت از مغز می‌شه.

55
00:03:04.017 --> 00:03:05.435
‫معتاد معتاده...

56
00:03:05.560 --> 00:03:07.228
‫قمار کردن دردش رو ساکت نمی‌کنه.

57
00:03:07.520 --> 00:03:08.897
‫وقتی برنده می‌شم می‌کنه.

58
00:03:09.022 --> 00:03:12.859
‫دختر خوشگل باشگاه شرط‌بندی
‫تشنج گراند مال داره،

59
00:03:13.318 --> 00:03:15.445
‫و کبودی غیرقابل توضیح.

60
00:03:15.945 --> 00:03:17.071
‫چطوری این‌طوری شده؟

61
00:03:17.197 --> 00:03:19.365
‫وقتی شروع کرده به تشنج،
‫همین‌جوری اونجا وایستاده بودی؟

62
00:03:19.490 --> 00:03:21.910
‫اگه مثل من با آدمای واقعی
‫زیاد وقت بگذرونی میدونی،

63
00:03:22.035 --> 00:03:23.036
‫بالاخره یکی مریض می‌شه.

64
00:03:23.161 --> 00:03:25.330
‫پلاکت‌ش 89‌ـه،
‫کم‌خونی داره.

65
00:03:26.247 --> 00:03:28.499
‫و میزان ناخالصی خونـش روی 0.13ـه.

66
00:03:28.625 --> 00:03:30.418
‫دختر خوشگل باشگاه شرط‌بندی؟

67
00:03:30.752 --> 00:03:33.838
‫مشخصاً اونجا شاغل‌ـه.
‫احتمالاً عفونت اس‌تی‌دی‌ـه.

68
00:03:33.963 --> 00:03:35.548
‫وقتی تب نداره،
‫یعنی عفونت نداره.

69
00:03:35.673 --> 00:03:37.342
‫سومصرف همه‌ی اینارو
‫توجیه می‌کنه.

70
00:03:37.717 --> 00:03:40.386
‫باعث تشنج می‌شه و روی توانایی
‫لخته شدن خونـش تاثیر میذاره،

71
00:03:40.511 --> 00:03:41.554
‫که اینم باعث کبودی می‌شه.

72
00:03:41.679 --> 00:03:43.556
‫بهش هپارین تزریق کنین،
‫تا صبح خوب می‌شه.

73
00:03:43.598 --> 00:03:45.600
‫فقط اینکه نوع کبودی‌هاش
‫پتشی نیست.

74
00:03:45.600 --> 00:03:47.060
‫که یعنی لختگی درون‌رگی نیست.

75
00:03:47.060 --> 00:03:48.978
‫خب کبودی‌هاش بر اثر
‫ضربه به وجود اومدن.

76
00:03:49.103 --> 00:03:51.814
‫احتمالاً از شوهرش کتک خورده،
‫یا از مدیرش.

77
00:03:51.940 --> 00:03:55.318
‫وقتی کسی رو ندیده قضاوت می‌کنی،
‫چی بهش می‌گن؟

78
00:03:55.443 --> 00:03:57.320
‫مشتری ثابت باشگاه شرط‌بندیـه.

79
00:03:57.445 --> 00:04:01.366
‫پس نمی‌تونم تصور کنم از 9 صبح تا 5 عصر
‫بره سرکار و بعدش جلسه اولیا مربیان.

80
00:04:01.491 --> 00:04:03.910
‫منم اونجا بودم.
‫و از 9 صبح تا 3 عصر سرکارم.

81
00:04:04.035 --> 00:04:08.289
‫می‌تونه لوپوس، تلانژکتازی ارثی،
‫یا حتی سندروم کوشینگ باشه.

82
00:04:08.414 --> 00:04:10.667
‫- خوبـه، با همون شروع کن.
‫- با کدوم؟

83
00:04:10.792 --> 00:04:13.294
‫کوشینگ، تشنج و کبودی رو
‫توجیه می‌کنه.

84
00:04:13.419 --> 00:04:14.420
‫ولی کم‌خونی رو نه.

85
00:04:14.545 --> 00:04:15.755
‫خب به اندازه‌ی کافی
‫گوشت نمی‌خوره.

86
00:04:15.755 --> 00:04:18.633
‫لختگی درون‌رگی به‌خاطر سومصرف
‫احتمالـش بیشتره.

87
00:04:18.758 --> 00:04:23.137
‫بررسی کامل انجام بدین، سوابق‌،
‫آزمایش، نمونه‌برداری مایع نخاعی، ام‌آر‌آی.

88
00:04:25.890 --> 00:04:29.894
‫الان خیلی زیرکانه بهم دستور دادی
‫برم سوابق بیماری طرف رو بگیرم؟

89
00:04:30.770 --> 00:04:34.357
‫هفته‌ی پیش کادی منو مسئول کرد،
‫پس آره.

90
00:04:37.986 --> 00:04:42.699
‫قرار بود تظاهر کنه رئیسه،
‫فرمالیته باشه تا از شکایت جلوگیری شه.

91
00:04:42.824 --> 00:04:45.994
‫درستـه، هیئت صدور مجوز عاشق
‫لباس مبدل پوشیدن و تظاهر کردنـن.

92
00:04:46.119 --> 00:04:48.788
‫هی، نگران نباش.
‫میذارم جای پارکـت رو نگه داری.

93
00:04:48.913 --> 00:04:52.166
‫مال خودت، درضمن به پلاکارد
‫معلولیتـم هم نیاز داری.

94
00:04:52.292 --> 00:04:53.334
‫سواستفاده‌گر.

95
00:04:53.459 --> 00:04:54.961
‫استدلال‌هات کاملاً قانع کننده‌ست.

96
00:04:54.961 --> 00:04:57.547
‫چیس اون زن رو کشت،
‫حالا فورمن رئیس شده؟

97
00:04:57.672 --> 00:04:59.382
‫آره، ما اینجا سلسه مراتب داریم.

98
00:04:59.507 --> 00:05:01.259
‫اگه کمرون کسی رو بکشه،
‫چس رئیس می‌شه.

99
00:05:01.384 --> 00:05:02.802
‫یه نمودار گردشی توی لابی هست.

100
00:05:02.927 --> 00:05:05.471
‫تا سه هفته‌ی آینده، مستقیم
‫به دکتر فورمن جواب پس میدی.

101
00:05:05.596 --> 00:05:08.266
‫و انتظار دارم راس ساعت 9
‫برای تور آموزشی اینجا باشی.

102
00:05:08.391 --> 00:05:10.560
‫درضمن، دوست دارم توی
‫قهوه‌م شکر باشه.

103
00:05:12.395 --> 00:05:15.231
‫اگه گندی بالا بیاد،
‫مسئولیتـش با توئه.

104
00:05:16.357 --> 00:05:19.360
‫دکتر هاوس رو نداری
‫که بندازی گردنـش.

105
00:05:23.448 --> 00:05:27.285
‫«کمربند ایمنی می‌بندی؟»
‫این واقعاً به تشنج ربط داره؟

106
00:05:27.410 --> 00:05:28.453
‫ولش کن.

107
00:05:28.578 --> 00:05:30.955
‫این چطور،
‫«واکسن فلج اطفال زدین»؟

108
00:05:31.080 --> 00:05:33.791
‫فکر کنم فرمی رو بهم دادین
‫که قرار بوده به فرانکلین روزولت بدین.

109
00:05:33.916 --> 00:05:35.752
‫واقعاً دوست داری
‫تینی تاینی مو پنجم شه؟

110
00:05:35.877 --> 00:05:37.837
‫دیروز 4 تا از 6 شرطـم درست دراومد.

111
00:05:38.421 --> 00:05:40.840
‫برنده رو می‌خوای؟
‫اول درمانـم کن.

112
00:05:41.382 --> 00:05:44.427
‫«به طور کلی از زندگیـت راضی هستی؟»

113
00:05:44.552 --> 00:05:46.471
‫همچین سوالی توش نیست.

114
00:05:51.809 --> 00:05:53.019
‫می‌دونی، می‌خواستم بپرسم

115
00:05:53.144 --> 00:05:56.314
‫یه دکتر قابل احترام توی
‫باشگاه شرط‌بندی چیکار می‌کرد.

116
00:05:56.689 --> 00:05:59.609
‫ولی یه‌جورایی این سوال
‫دیگه به نظر مرتبط نمیاد.

117
00:05:59.734 --> 00:06:02.111
‫- بهونه‌ی خودت چیـه؟
‫- بهم هیجان میده.

118
00:06:02.236 --> 00:06:04.864
‫آره؟ دیگه چی بهت هیجان میده؟
‫مواد؟

119
00:06:05.365 --> 00:06:07.492
‫رابطه‌های معمولی؟
‫رابطه‌های جدی؟

120
00:06:08.368 --> 00:06:10.161
‫رابطه‌های معمولی و جدی؟

121
00:06:11.329 --> 00:06:13.915
‫- من دکترم، باید بدونم.
‫- رابطه‌ای نداشتم.

122
00:06:14.040 --> 00:06:16.376
‫تازه نقل مکان کردم اینجا.
‫هنوز کار پیدا نکردم.

123
00:06:16.501 --> 00:06:17.668
‫کسی رو نمی‌شناسم.

124
00:06:17.794 --> 00:06:19.337
‫بدون هیچ شغلی اومدی اینجا.

125
00:06:20.505 --> 00:06:24.050
‫این یعنی به اینجا نقل مکان نکردی،
‫از یه جای دیگه فرار کردی.

126
00:06:24.425 --> 00:06:27.053
‫دارویی مصرف می‌کنی؟
‫هورمونی؟ کورتونی؟

127
00:06:27.178 --> 00:06:30.431
‫به این سوال قبلاً جواب دادم.
‫فکر کنم سوال 20 و خورده‌ای بود.

128
00:06:30.556 --> 00:06:32.308
‫خب، آره. می‌تونم خم شم برش دارم.

129
00:06:32.308 --> 00:06:34.227
‫ولی این‌جوری دیگه حرکت باحالی نیست.

130
00:06:34.268 --> 00:06:36.104
‫هیچ دارویی مصرف نمی‌کنم.

131
00:06:36.229 --> 00:06:38.815
‫- گیاه‌خواری؟
‫- نه، چطور؟

132
00:06:39.440 --> 00:06:41.943
‫چون شاید یه بیماری‌ای داشته باشی
‫به نام سندروم کوشینگ،

133
00:06:42.068 --> 00:06:43.111
‫که دراصل یعنی...

134
00:06:43.236 --> 00:06:46.823
‫غده‌ی هیپوفیزم بیش از حد
‫هورمون ای‌سی‌تی‌اچ تولید می‌کنه.

135
00:06:46.948 --> 00:06:51.744
‫که باعث می‌شه غدد فوق کلیوی‌م
‫کورتیزول زیادی به جریان خونـم وارد کنه.

136
00:06:51.869 --> 00:06:54.122
‫چه تصادفی، منم دکترم.

137
00:06:54.247 --> 00:06:55.832
‫آره، پارسال این سندروم رو داشتم.

138
00:06:55.998 --> 00:07:00.169
‫جراحی مغز کردن، یه آدنوم از
‫هیپوفیزم خارج کردن.

139
00:07:12.390 --> 00:07:14.016
‫الان چی گفتی؟

140
00:07:14.142 --> 00:07:17.728
‫«حق با تو بود، هاوس. تومور
‫هیپوفیزش دوباره رشد کرده، کوشینگ‌ـه.

141
00:07:17.854 --> 00:07:19.522
‫چطور انقدر کارت درستـه.»

142
00:07:19.647 --> 00:07:21.482
‫درواقع ایده‌ی کمرون بود.

143
00:07:21.607 --> 00:07:23.276
‫نه، کمرون سه‌تا ایده داشت.

144
00:07:23.401 --> 00:07:25.945
‫یکی رو انتخاب کردم تا تشویق‌ش کنم،
‫تا پرورش‌ش بدم...

145
00:07:26.070 --> 00:07:27.864
‫آره، تو هم خیلی پرورش دادنی.

146
00:07:27.989 --> 00:07:29.740
‫بغل می‌خوای؟

147
00:07:32.118 --> 00:07:34.120
‫من رشد دوباره‌ای نمی‌بینم.

148
00:07:34.412 --> 00:07:35.955
‫گفتی سوابق پزشکیـش رو
‫فکس کنن؟

149
00:07:36.038 --> 00:07:38.791
‫سخت کار نکن، هوشمندانه کار کن.
‫این فلسفه‌ی منـه، رئیس.

150
00:07:38.916 --> 00:07:40.835
‫این رو «نه» حساب می‌کنم.

151
00:07:42.670 --> 00:07:45.006
‫آنیکا، ازت می‌خوام کاملاً
‫ثابت بمونی.

152
00:07:45.131 --> 00:07:46.632
‫ببخشید.

153
00:07:49.844 --> 00:07:51.721
‫هنوزم چیزی نمی‌بینم.

154
00:07:51.929 --> 00:07:54.807
‫باشه، پس یه آدنوم خیلی کوچیکـه،
‫انقدر کوچیک که نمی‌شه دیدش.

155
00:07:54.932 --> 00:07:56.267
‫انقدر کوچیک که حتی وجود نداره.

156
00:07:56.392 --> 00:07:59.312
‫درستـه، پس تصادفیـه که من
‫یه بیماری نادر رو پیش‌بینی کردم،

157
00:07:59.437 --> 00:08:00.897
‫که یه سال پیش براش اتفاق افتاده.

158
00:08:00.897 --> 00:08:02.231
‫نتیجه‌ی نمونه‌برداری نخاعی‌ اومده؟

159
00:08:02.231 --> 00:08:04.942
‫انجامـش ندادم.
‫چون می‌دونستم بیماریـش چیـه.

160
00:08:07.487 --> 00:08:08.863
‫برو از نخاعـش نمونه‌برداری کن.

161
00:08:15.036 --> 00:08:18.956
‫باشه، ازت می‌خوام به پهلو بخوابی،
‫پاهات رو جمع کنی توی شکمـت.

162
00:08:19.582 --> 00:08:20.833
‫وقت خوش گذرونیـه.

163
00:08:22.084 --> 00:08:24.295
‫اینجاست تا مطمئن شه
‫فلج‌ت نمی‌کنم.

164
00:08:25.254 --> 00:08:26.506
‫قبلاً این کارو انجام دادی، درستـه؟

165
00:08:26.631 --> 00:08:27.757
‫موفقیت‌آمیز؟

166
00:08:27.882 --> 00:08:29.634
‫داره شوخی می‌کنه.
‫دکتر فوق‌العاده‌ایـه.

167
00:08:29.759 --> 00:08:31.886
‫با یکم لیدوکائین این قسمت
‫رو بی‌حس می‌کنم.

168
00:08:32.011 --> 00:08:33.888
‫و بعد مسابقه شروع می‌شه.

169
00:08:34.013 --> 00:08:35.473
‫دیدی چیکار کردم؟

170
00:08:35.598 --> 00:08:37.600
‫از اصطلاحات مسابقه‌ی
‫اسب‌سواری استفاده کردم،

171
00:08:37.642 --> 00:08:39.101
‫تا مریض بیشتر احساس راحتی کنه.

172
00:08:39.936 --> 00:08:41.729
‫خب، شروع کنیم.

173
00:08:42.438 --> 00:08:44.565
‫حس کردم استخونـه.
‫درد داره؟

174
00:08:44.690 --> 00:08:45.608
‫یکم.
‫داری چیکار می‌کنی؟

175
00:08:45.733 --> 00:08:47.276
‫سعی کن یکم بیشتر
‫پشتـت رو گرد کنی.

176
00:08:47.401 --> 00:08:49.070
‫همین‌جوری که هستی عالیـه.

177
00:08:49.737 --> 00:08:51.781
‫آخ، تقصیر من بود.

178
00:08:52.573 --> 00:08:53.491
‫احتمالاً باید یه مهره بری پایین‌تر.

179
00:08:53.616 --> 00:08:55.535
‫راستـش از چیزی که یادمه
‫سخت‌تره.

180
00:08:57.495 --> 00:08:59.247
‫قفسه‌ی سینـه‌م یکم سنگین شده.

181
00:08:59.372 --> 00:09:00.748
‫سعی کن نفس عمیق بکشی.

182
00:09:00.873 --> 00:09:02.583
‫دکتر هاوس شاید بهتره
‫بقیه‌ش رو من انجام بدم.

183
00:09:02.667 --> 00:09:03.793
‫تا 8 بار نشه بازی نشه.

184
00:09:04.961 --> 00:09:06.504
‫داری سعی می‌کنی فورمن
‫رو عصبانی کنی؟

185
00:09:06.671 --> 00:09:09.882
‫- فقط بذار...
‫- فشار خون 24 روی 14.

186
00:09:10.007 --> 00:09:11.425
‫اونو خاموش کن، باشه؟

187
00:09:11.551 --> 00:09:12.677
‫سوزن رو دربیار.

188
00:09:12.802 --> 00:09:14.554
‫- سوزن رو دربیار!
‫- باشه.

189
00:09:17.014 --> 00:09:21.227
‫بحران فشارخونِ بالاست.
‫توی سرمـش لوپرسور تزریق کنین.

190
00:09:21.352 --> 00:09:24.105
‫دوزش رو تنظیم کنین تا سیستول
‫زیر 140 بره. حالـش خوب می‌شه.

191
00:09:24.480 --> 00:09:26.691
‫کمرون، بیا توی دفترم.

192
00:09:27.149 --> 00:09:31.654
‫با اینکه ممکنه حرفـم تکراری
‫و درست باشه، ولی بازم می‌گم.

193
00:09:31.821 --> 00:09:34.699
‫اون کوشینگ داره.
‫کوشینگ.

194
00:09:34.824 --> 00:09:38.411
‫درستـه، اینکه تو نمونه برداری نخاعی‌ش
‫رو خراب کردی ربطی به این قضیه نداره.

195
00:09:38.536 --> 00:09:40.538
‫درواقع همه‌ش به همین مربوطـه.

196
00:09:40.663 --> 00:09:44.417
‫کوشینگ به علاوه‌ی استرس
‫مساوی است با بحران فشارخونِ بالا.

197
00:09:44.959 --> 00:09:46.627
‫حرکت هوشمندانه‌ای بود،
‫که تازه‌کار رو فرستادی.

198
00:09:46.627 --> 00:09:49.880
‫علائم اولیه‌ش ممکنه به خاطر
‫لختگی درون‌رگیِ ناشی از نوشیدنی باشه.

199
00:09:50.006 --> 00:09:51.716
‫بحران فشارخونِ بالا داشته

200
00:09:51.841 --> 00:09:53.884
‫چون حداقل 6 ساعت از آخرین
‫نوشیدنی‌ای که خورده می‌گذره.

201
00:09:53.884 --> 00:09:54.927
‫داره سم‌زدایی می‌کنه.

202
00:09:55.052 --> 00:09:57.888
‫دقیقاً موقعی که من دارم سعی می‌کنم
‫الکی ازش نمونه‌برداری نخاعی کنم؟

203
00:09:58.014 --> 00:10:01.851
‫درستـه. یه تومور نامرئی توی
‫هیپوفیزش محتمل‌تره.

204
00:10:01.976 --> 00:10:03.769
‫اگه تومور جای دیگه باشه چی؟

205
00:10:03.894 --> 00:10:07.356
‫ممکنه یه تومور ترشح کننده‌ی ای‌سی‌تی‌اچ
‫توی ریه یا پانکراسـش باشه.

206
00:10:07.481 --> 00:10:08.482
‫این به شدت نادره.

207
00:10:08.566 --> 00:10:09.984
‫از تومور نامرئی که نادرتر نیست.

208
00:10:10.109 --> 00:10:12.612
‫چرا به جای فورمن تو رو رئیس نکردن؟

209
00:10:12.737 --> 00:10:15.698
‫آها، چون تو همونی هستی که
‫اون زن رو کشت.

210
00:10:15.823 --> 00:10:19.118
‫یه سی‌تی اسکن کلی بگیرین
‫قبل از اینکه با کورتیزول اوردوز کنه.

211
00:10:23.956 --> 00:10:25.333
‫باشه، انجامش بدین.

212
00:10:26.083 --> 00:10:28.461
‫ولی وقتی چیزی پیدا نکردین،
‫بهش لیبریوم با دوز کاهشی بدین،

213
00:10:28.502 --> 00:10:31.547
‫برای علائم سم‌زدایی، بعدم براش
‫توی کلینیک ترک اعتیاد جا بگیرین.

214
00:10:42.975 --> 00:10:44.685
‫ریه به نظر تمیز میاد.

215
00:10:45.269 --> 00:10:47.688
‫غدد لنفاوی‌ش بزرگ نشده.

216
00:10:49.482 --> 00:10:51.859
‫کادی فورمن رو برای اداره‌ی
‫دپارتمان انتخاب کرد.

217
00:10:52.526 --> 00:10:54.779
‫- حتی از من نپرسید.
‫- از منم نپرسید.

218
00:10:54.904 --> 00:10:56.739
‫- تو تعلیق شده بودی.
‫- شوخی کردم.

219
00:10:56.906 --> 00:11:00.826
‫طنز تلخِ ریاست زن‌ها همینـه.
‫دوست ندارن زن دیگه‌ای رئیس باشه.

220
00:11:01.827 --> 00:11:04.497
‫چیـه؟ فکر می‌کنی دلیل دیگه‌ای داره؟

221
00:11:05.247 --> 00:11:08.376
‫خودت کار خودت رو خراب کردی.
‫با هاوس رفتی بیرون.

222
00:11:08.501 --> 00:11:11.379
‫با من صمیمی شدی.
‫اگه تو رو مسئول دپارتمان می‌کرد،

223
00:11:11.504 --> 00:11:14.173
‫واسه خودش دردسر درست می‌کرد.

224
00:11:14.298 --> 00:11:15.800
‫آره، اونا واقعاً نگران اینن

225
00:11:15.925 --> 00:11:18.135
‫که من محیط کاری خصومت‌آمیزی
‫ایجاد می‌کنم.

226
00:11:18.260 --> 00:11:20.262
‫شاید مشکل همینـه.

227
00:11:20.805 --> 00:11:23.808
‫وقتی مسئول باشی
‫باید به هاوس «نه» بگی.

228
00:11:24.183 --> 00:11:26.352
‫خودت خودت رو برای این کار
‫استخدام می‌کردی؟

229
00:11:29.271 --> 00:11:32.900
‫<i>اندرسون داره با قدرت پیش میره.</i>
<i>‫چه فکری با خودش کرده؟</i>

230
00:11:33.025 --> 00:11:35.486
‫<i>شاهد بود تام منتز همین الان</i>
<i>‫چیکار کرد.</i>

231
00:11:36.278 --> 00:11:39.573
‫گفتی از همه‌ی بیمارهای
‫بخش زایمان ام‌آر‌آی بگیرن؟

232
00:11:40.074 --> 00:11:41.909
‫زده بود به سرم.

233
00:11:42.034 --> 00:11:44.120
‫خدا رو شکر یه رئیس جدید دارم
‫که هوام رو داشته باشه.

234
00:11:44.120 --> 00:11:46.205
‫ولی فکر کنم یکی از اونا ضروریـه.

235
00:11:46.330 --> 00:11:48.791
‫بهتره قبل از اینکه همه رو
‫لغو کنی، پیداش کنی.

236
00:11:51.627 --> 00:11:55.548
‫انتظار داری چیکار کنم، هاوس؟
‫استعفا بدم؟ گریه کنم؟

237
00:11:55.715 --> 00:11:58.634
‫راستـش، انتظار دارم همون‌طوری
‫که واقعاً هستی رفتار کنی.

238
00:11:58.759 --> 00:12:01.262
‫یعنی کارمندِ من، زیردستِ من.

239
00:12:02.513 --> 00:12:03.597
‫نوچه‌ی من.

240
00:12:04.223 --> 00:12:06.851
‫- خب، چون مودبانه درخواست کردی...
‫- خدای من.

241
00:12:06.976 --> 00:12:10.187
‫باورم نمی‌شه یه سال گزارش
‫ترخیص‌هام رو امضا نکردم.

242
00:12:10.312 --> 00:12:13.649
‫باید بهشون رسیدگی کنم.
‫نه، صبر کن.

243
00:12:13.774 --> 00:12:16.777
‫من دیگه اجازه ندارم این‌هارو
‫امضا کنم، فقط تو اجازه داری.

244
00:12:17.194 --> 00:12:19.613
‫هرکاری دوست داری بکن.
‫من جا نمی‌زنم.

245
00:12:21.407 --> 00:12:23.784
‫اسکن یه توده توی پانکراس
‫رو نشون داد.

246
00:12:24.410 --> 00:12:26.912
‫به نظر بدخیم میاد،
‫احتمالاً غیرقابل جراحی.

247
00:12:28.664 --> 00:12:30.666
‫دو ماه بهش وقت میدم.

248
00:12:34.503 --> 00:12:37.465
‫نکته‌ی مثبت‌ش اینه که،
‫نشون میده من درست می‌گفتم.

249
00:12:46.682 --> 00:12:47.975
‫دکتر هاوس کجاست؟

250
00:12:48.100 --> 00:12:50.311
‫پرونده‌ی شما زیر نظر دکتر فورمن‌ـه.

251
00:12:50.728 --> 00:12:55.441
‫به نظرشون بهتر بود من باهاتون صحبت کنم.
‫ما یه توده توی پانکراس‌تون پیدا کردیم.

252
00:12:56.066 --> 00:12:57.818
‫به نظر سرطانـی میاد.

253
00:12:58.778 --> 00:13:02.198
‫پس چیزی که توی پانکراس‌مـه
‫باعث شده تشنج کنم؟

254
00:13:03.157 --> 00:13:06.911
‫احتمالاً.
‫ولی مهم‌ترین مسئله اینه که...

255
00:13:09.705 --> 00:13:13.501
‫شانس زنده ماندن به مدت یک سال
‫برای سرطان پانکراس کمتر از 20 درصده.

256
00:13:13.626 --> 00:13:15.169
‫خب درمانـش چیـه؟

257
00:13:16.337 --> 00:13:21.050
‫اول باید توده رو بیوپسی کنیم
‫تا ببینیم با چی طرفیـم،

258
00:13:21.175 --> 00:13:24.595
‫و بعد می‌تونیم

259
00:13:25.554 --> 00:13:27.014
‫راه‌حل پیشنهاد بدیم.

260
00:13:27.389 --> 00:13:28.557
‫به نظر خوب میاد.

261
00:13:33.562 --> 00:13:36.315
‫برای بیوپسی باید
‫اجازه‌تون رو بگیرم.

262
00:13:42.238 --> 00:13:43.280
‫ممنون.

263
00:13:43.697 --> 00:13:45.032
‫برام آرزوی موفقیت کن.

264
00:13:45.991 --> 00:13:47.451
‫موفق باشی.

265
00:13:49.829 --> 00:13:52.540
‫عجیب بود.
‫اصلاً واکنشی نشون نداد.

266
00:13:53.040 --> 00:13:56.210
‫بعضی‌ها بغل‌م می‌کنن
‫و بعضی‌ها سعی می‌کنن منو بزنن.

267
00:13:56.335 --> 00:13:58.671
‫این یه جوری بود که انگار
‫اصلاً حرف منو نشنیده.

268
00:13:59.129 --> 00:14:00.840
‫سه برابر بزرگ‌ش کن.

269
00:14:05.094 --> 00:14:06.470
‫خنده داره.

270
00:14:07.972 --> 00:14:10.391
‫حیف که فاتحه‌ی فورمن خونده‌ست.

271
00:14:15.938 --> 00:14:19.984
‫توده‌ای که توی پانکراسـش بود
‫خوش‌خیمـه، احتمالاً جای زخمـه.

272
00:14:20.109 --> 00:14:23.279
‫چه خبر خوبی، پس اصلاً مریض نیست،
‫به جز اعتیاد.

273
00:14:23.404 --> 00:14:28.158
‫جواب آزمایشـی که دیروز فرستادی نشون میداد
‫ای‌سی‌تی‌اچ 64 پیکوگرم بر میلی‌لیتره.

274
00:14:28.284 --> 00:14:30.411
‫اون کوشینگ داره.
‫یه چیزی باعث‌ش شده.

275
00:14:30.536 --> 00:14:34.290
‫باید توی مغزش باشه.
‫برای نمونه‌برداری سیاه‌رگی آماده‌ش کنین.

276
00:14:34.415 --> 00:14:35.624
‫یه احتمال دیگه هست.

277
00:14:35.749 --> 00:14:36.834
‫چیس، صبر کن.

278
00:14:37.251 --> 00:14:40.421
‫چطوری تونستی انقدر سریع
‫تربیتـش کنی؟ قلاده‌ی الکترونیکی؟

279
00:14:40.546 --> 00:14:41.755
‫توی جیبـت جایزه داری؟

280
00:14:41.881 --> 00:14:44.633
‫حتی فرم رضایت برای
‫بیوپسی پانکراس رو نخوند.

281
00:14:44.758 --> 00:14:45.801
‫کی اون فرم‌ها رو می‌خونه؟

282
00:14:45.926 --> 00:14:49.221
‫شاید نخوند چون می‌دونست
‫هیچ مشکلی نداره.

283
00:14:49.346 --> 00:14:51.140
‫یه توضیح دیگه‌ای هم
‫برای کوشینگ هست.

284
00:14:51.140 --> 00:14:53.142
‫شاید به خودش
‫ای‌سی‌تی‌اچ تزریق کرده.

285
00:14:53.183 --> 00:14:55.477
‫رفتارش نشون دهنده‌ی سندروم موشنهاوزن‌ـه.
‫(اختلال خودبیمارانگاری)

286
00:14:55.477 --> 00:14:58.188
‫توی چهار ماه اخیر
‫چهار بار بیمارستان بستری شده.

287
00:14:58.314 --> 00:15:02.359
‫زیاد بستری شدن قطعاً نشون دهنده‌ی
‫اینه که هیچ بیماری‌ای نداری.

288
00:15:02.610 --> 00:15:05.362
‫از وقتی اومده اینجا
‫هیچ علامتی نداشته.

289
00:15:05.487 --> 00:15:06.614
‫زخم توی پانکراسـش،

290
00:15:06.614 --> 00:15:08.532
‫می‌تونه به خاطر تزریق کردن
‫بنزِن به خودش باشه،

291
00:15:08.532 --> 00:15:09.825
‫که باعث تشنج شه.

292
00:15:09.950 --> 00:15:11.368
‫جراحی مغز داشته.

293
00:15:11.702 --> 00:15:14.455
‫می‌تونی وانمود کنی دل درد داری،
‫ولی تومور مغزی وانمود کردنی نیست.

294
00:15:14.455 --> 00:15:16.457
‫تومور نامرئی رو می‌شه وانمود کرد.

295
00:15:18.500 --> 00:15:21.295
‫باید آپارتمان‌ش رو بررسی کنیم.
‫بگردیم دنبال دارو، سرنگ...

296
00:15:21.420 --> 00:15:23.464
‫- نمونه‌برداری سیاه‌رگی آسون‌تره.
‫- و خطرناک‌تر.

297
00:15:23.589 --> 00:15:27.509
‫- نه اگه به خاطر ورود غیرمجاز گیر بیفتی.
‫- پس گیر نیفت، هاوس.

298
00:15:29.511 --> 00:15:31.472
‫فکر می‌کنی کادی چرا جای من،
‫فورمن رو انتخاب کرد؟

299
00:15:31.597 --> 00:15:33.724
‫من کار اشتباهی کردم
‫یا چیزیـه که باید روش کار کنم...

300
00:15:33.849 --> 00:15:36.226
‫اگه بگم یه آدم سیاه‌پوست
‫می‌خواست خفه می‌شی؟

301
00:15:36.226 --> 00:15:38.479
‫به نظرت توانایی مدیریتِ من چطوره؟

302
00:15:38.604 --> 00:15:41.065
‫نداری،
‫به جز اون عالیـه.

303
00:15:41.190 --> 00:15:43.859
‫مدیریت فقط عوضی بودن نیست.

304
00:15:43.984 --> 00:15:46.070
‫دنیا هیچ‌وقت نخواهد فهمید.

305
00:15:50.115 --> 00:15:52.826
‫نه، امکان نداره.
‫تازه برف اومده.

306
00:15:52.952 --> 00:15:54.453
‫دیروز اومد.
‫خیابون‌ها پاک شدن.

307
00:15:55.955 --> 00:15:57.831
‫ماشینـم همین‌جاست.

308
00:15:58.290 --> 00:16:01.543
‫توی خیابون الم دارن ساخت و ساز می‌کنن،
‫موتور سریع‌تره.

309
00:16:22.523 --> 00:16:25.150
‫حتی توی دست‌شویی هم کتاب هست.

310
00:16:25.859 --> 00:16:29.488
‫خب، یا خیلی باهوش‌ـه
‫یا کمبود شدید فیبر داره.

311
00:16:35.285 --> 00:16:38.622
‫سه‌شنبه وقتِ چشم‌ پزشک داره.

312
00:16:38.747 --> 00:16:41.375
‫و پنج‌شنبه با متخصص زنان وقت داره.

313
00:16:41.917 --> 00:16:44.461
‫چندتا وقت ویزیت با چندتا دکتر مختلف.

314
00:16:44.586 --> 00:16:46.171
‫علامت سندروم موشنهاوزن.

315
00:16:46.296 --> 00:16:49.591
‫یا، الان دارم متفاوت فکر می‌کنم،

316
00:16:49.717 --> 00:16:52.469
‫مشکل زنان داره
‫و مطالعه کردن براش سختـه.

317
00:16:53.512 --> 00:16:56.807
‫سه تا عینک مطالعه داره،
‫هرکدوم با نسخه‌ی مختلف.

318
00:16:56.932 --> 00:16:59.685
‫که می‌تونه فشار تومور به
‫عصب بینایی رو توجیه کنه.

319
00:16:59.810 --> 00:17:01.562
‫چون تو دنبال سرنخی
‫که نشون بده تومور داره.

320
00:17:01.562 --> 00:17:03.439
‫و تو دنبال سرنخی که نشون بده...

321
00:17:03.647 --> 00:17:06.984
‫کسی که سندروم موشنهاوزن داره
‫اسید سولفوریک می‌خوره.

322
00:17:07.109 --> 00:17:09.737
‫نمیره پیش چشم پزشک
‫تا مردمک چشمـش بررسی شه.

323
00:17:09.737 --> 00:17:13.032
‫چشم پزشک هم پزشکـه دیگه.
‫توجه توجه‌ـه.

324
00:17:13.157 --> 00:17:16.702
‫با چندتا بیمارستان تماس گرفتی؟
‫یه دکتر بهت گفت اون دیوونه‌ست؟

325
00:17:16.827 --> 00:17:19.538
‫- سندورم موشنهاوزن نیست.
‫- تصمیم‌ش با تو نیست.

326
00:17:22.708 --> 00:17:24.043
‫اگه فکر می‌کنی
‫موشنهاوزن داره،

327
00:17:24.043 --> 00:17:25.961
‫پس حتماً یه چیزی داری
‫که به آقا نشون بدی.

328
00:17:26.295 --> 00:17:28.505
‫یه سرنگ توی آپارتمان‌ش،
‫یه بطری ای‌سی‌تی‌اچ.

329
00:17:28.630 --> 00:17:30.841
‫مبتلایان به موشنهاوزن
‫خوب بلدن ردپاشون رو قایم کنن.

330
00:17:30.924 --> 00:17:33.552
‫درستـه، پس چون چیزی پیدا نکردیم،
‫یعنی یه چیزی هست.

331
00:17:33.552 --> 00:17:36.305
‫گزارش پاتولوژی از جراحی‌ای
‫که توی شیکاگو داشته رو نگاه کن.

332
00:17:36.430 --> 00:17:39.224
‫سی درصد هیپوفیزش رو برداشتن،
‫ولی هیچ توموری پیدا نکردن.

333
00:17:39.349 --> 00:17:41.226
‫ممکنه جراح‌ها پیداش نکرده باشن.

334
00:17:41.351 --> 00:17:43.604
‫توی این‌جور جراحی ها،
‫فقط چشم بسته می‌بری...

335
00:17:43.604 --> 00:17:45.314
‫دقیقاً، جفت‌مون درست می‌گیم.

336
00:17:45.439 --> 00:17:47.900
‫یه راه حل عالی.
‫همه راضی‌ان.

337
00:17:48.025 --> 00:17:49.443
‫زود باش، دست به کار شو، فورمن.

338
00:17:49.568 --> 00:17:52.321
‫اگه فکر می‌کنی من درست می‌گم،
‫دستور بده یه سوزن بکنم توی مغزش.

339
00:17:52.446 --> 00:17:54.615
‫اگه فکر می‌کنی کمرون درست می‌گه،
‫مریض رو بفرست خونه.

340
00:17:54.740 --> 00:17:57.451
‫درهرصورت یا چیزیش نمی‌شه،
‫یا میمیره.

341
00:17:57.910 --> 00:18:00.621
‫نمونه‌برداری سیاه‌رگی رو انجام بده.
‫ازش رضایت بگیرین.

342
00:18:06.335 --> 00:18:09.379
‫حرکت خوبی بود، رئیس.
‫خوب خودت رو نجات دادی.

343
00:18:10.255 --> 00:18:11.340
‫فقط باهات موافقت کردم.

344
00:18:11.465 --> 00:18:13.092
‫نه به خاطر اینکه فکر میکنی درست میگم،

345
00:18:13.217 --> 00:18:16.428
‫فقط میخوای از مسیر کم خطر بری.
‫خیلی ترسویی.

346
00:18:17.096 --> 00:18:19.807
‫نگران نباش،
‫رازت رو به کسی نمیگم.

347
00:18:22.559 --> 00:18:25.479
‫هی، ویلسون،
‫حدس بزن الان فورمن چی کار کرد!

348
00:18:32.402 --> 00:18:34.029
‫سلام.

349
00:18:35.656 --> 00:18:39.034
‫این فُرم رضایت برای وصل کردن یه سیم به مغزته.

350
00:18:39.159 --> 00:18:41.495
‫برای بیمارستان‌ها مهمه واسه اقداماتی که...

351
00:18:41.495 --> 00:18:43.872
‫کاملاً غیر ضروی هستن امضا گرفته بشه.

352
00:18:45.040 --> 00:18:47.793
‫- پس چرا انجامشون میدین؟
‫- چون تو از نظر ذهنی بیماری.

353
00:18:48.794 --> 00:18:53.298
‫به خودت هورمون «اِی.سی.تی.اِچ» تزریق کردی
‫تا باعث کوشینگ بشی و توجه دکترها رو جلب کنی.

354
00:18:53.423 --> 00:18:54.550
‫و تا حالا، جواب داده.

355
00:18:55.509 --> 00:18:57.052
‫میخوام یه دکتر دیگه رو ببینم.

356
00:18:57.678 --> 00:19:01.014
‫- چیزی که میخوای رو برات فراهم نمی‌کنم؟
‫- من یه بیشعور نمیخوام.

357
00:19:01.140 --> 00:19:03.433
‫فقط فُرم‌ها رو امضا کن، خب؟
‫بعدش از اینجا میرم.

358
00:19:04.059 --> 00:19:06.728
‫امیدوارم، اثر هرچی که به خودت تزریق کردی...

359
00:19:06.728 --> 00:19:10.691
‫قبل از اینکه بتونی با یه دکتر نگران و مهربون
‫که میخواد سرت رو باز کنه کیف کنی از بین نره.

360
00:19:23.162 --> 00:19:25.539
‫منو انتخاب کردی تا
‫هاوس رو بیچاره کنم، مگه نه؟

361
00:19:25.664 --> 00:19:29.501
‫ظاهراً، اون تو رو بیچاره کرده.
‫تحسین‌برانگیزه.

362
00:19:29.793 --> 00:19:30.878
‫یه نفر دیگه رو پیدا کن.

363
00:19:31.003 --> 00:19:32.004
‫نه.

364
00:19:32.671 --> 00:19:34.131
‫بعد از 6 سال این اولین باره،

365
00:19:34.256 --> 00:19:37.259
‫رونوشتِ تمام تست‌ها و
‫فرایندهای آزمایشی به دستم می‌رسه.

366
00:19:37.384 --> 00:19:40.470
‫ساعت شیفت‌های درمانگاه مشخص و تکمیل شده.

367
00:19:40.596 --> 00:19:42.806
‫اندازه چهار ماه نسخه‌های هاوس رو بهم دادی...

368
00:19:42.931 --> 00:19:44.975
‫تا بالاخره بتونم از شرکت‌های بیمه پولش رو بگیرم.

369
00:19:45.100 --> 00:19:48.228
‫فقط اون کارها رو کردم
‫تا ثابت کنم اون نمیتونه منو بیچاره کنه.

370
00:19:48.353 --> 00:19:49.855
‫خب، آفرین به تو.

371
00:19:49.980 --> 00:19:52.566
‫حالا همه هرچی نیاز دارن به دست میارن، حتی هاوس.

372
00:19:52.691 --> 00:19:57.070
‫میتونه نقش دانشمند دیوانه رو بازی کنه،
‫و این قسمت میتونه نرم اداره بشه.

373
00:19:57.196 --> 00:19:59.990
‫پس تا سه هفته‌ی آینده گیر این کار هستم.

374
00:20:00.157 --> 00:20:02.242
‫شاید طولانی‌تر.

375
00:20:03.202 --> 00:20:05.996
‫اگه فقط ظاهر نمایی
‫نباشه نظرت جلب می‌شد؟

376
00:20:08.332 --> 00:20:10.959
‫مامانی چی گفت؟
‫واسه کریسمس خوراکی بهم نمی‌رسه؟

377
00:20:11.084 --> 00:20:12.753
‫بیمار برای نمونه‌گیری وریدی آماده شده؟

378
00:20:12.753 --> 00:20:16.215
‫آره، یه بیمار روانی واسه
‫یه فرایند بی‌فایده حاضر و آماده‌ست.

379
00:20:16.340 --> 00:20:18.258
‫آره، متوجه اعتراضت هستیم.

380
00:20:24.806 --> 00:20:27.517
‫فورمن. مطمئنی؟

381
00:20:28.894 --> 00:20:31.313
‫اصلاً با عقل جور در نمیاد.
‫دوباره بررسی کن.

382
00:20:32.522 --> 00:20:34.149
‫باید نمونه‌گیری وریدی رو بندازیم عقب.

383
00:20:34.274 --> 00:20:36.235
‫چرا؟ ادرارش داره نارنجی میشه؟

384
00:20:38.946 --> 00:20:40.614
‫تو از کجا میدونی؟

385
00:20:40.739 --> 00:20:42.366
‫چون ریفامپین همین کار رو میکنه.

386
00:20:42.491 --> 00:20:44.201
‫اون که آنتی‌بیوتیک نمی‌گیره.

387
00:20:44.326 --> 00:20:47.913
‫ولی اگه بیمار مونشهاوزن
‫فکر کنه کم مونده دستش رو بشه،

388
00:20:48.038 --> 00:20:50.540
‫قرص‌هایی ببینه که روی جلدش نوشته؛
‫«خطرناک، احتمال ایجاد تشنج»،

389
00:20:50.666 --> 00:20:52.084
‫ممکنه چندتایی برداره.

390
00:20:52.209 --> 00:20:55.545
‫و اگه اون برچسب
‫تصادفاً روی یه قوطی آنتی‌بیوتیک باشه،

391
00:20:55.671 --> 00:20:57.965
‫و اگه اون قوطی تصادفاً
‫توی اتاقش جا گذاشته شده باشه...

392
00:20:58.090 --> 00:21:01.134
‫- براش تله گذاشتی؟
‫- ممکنه گذاشته باشم. مونشهاوزن‌ـه.

393
00:21:02.052 --> 00:21:04.346
‫تمام اینا، کار خودش بوده.

394
00:21:22.906 --> 00:21:26.034
‫نمیدونم چی داری میگی واسه خودت.

395
00:21:26.243 --> 00:21:29.413
‫تشنج کردم. مریضم.
‫کمک لازم دارم.

396
00:21:29.538 --> 00:21:31.164
‫نه از این قسمت.

397
00:21:31.290 --> 00:21:33.125
‫نیم عمر ریفامپین سه ساعته.

398
00:21:33.250 --> 00:21:36.336
‫بعد از اون، به یه پزشک روان
‫ارجاعت میدیم و مرخصت می‌کنیم.

399
00:21:36.461 --> 00:21:38.797
‫میدونی، فقط واسه اینکه خودت
‫انگشت‌هات رو فرو میکنی توی گلوت تا بالا بیاری

400
00:21:38.797 --> 00:21:41.425
‫معنیش این نیست که بقیه‌ی ما داغون هستیم.

401
00:21:41.591 --> 00:21:45.345
‫گمونم وقتی همکاری جواب نمیده،
‫میری سراغ تهاجمی شدن.

402
00:21:45.470 --> 00:21:47.556
‫من این کار رو با خودم نکردم.

403
00:21:59.401 --> 00:22:02.738
‫تعهد 100 درصدی.
‫نشونِ یه دروغگوی خوب.

404
00:22:02.863 --> 00:22:05.073
‫علامتِ یه جامعه ستیز هم هست.

405
00:22:05.866 --> 00:22:07.159
‫چی کار میکنی؟

406
00:22:07.284 --> 00:22:08.952
‫آخرین یادداشتت رو اصلاح میکنم.

407
00:22:09.369 --> 00:22:11.788
‫اگه مریض باشه نمی‌تونیم مرخصش کنیم.

408
00:22:12.247 --> 00:22:14.041
‫کسی تا حالا بهت گفته،
‫دست خطتت مثل دخترهاست؟

409
00:22:14.166 --> 00:22:17.419
‫چیه؟ توضیح دیگه‌ای واسه ادرار نارنجی داری؟

410
00:22:17.544 --> 00:22:19.963
‫- مونشهاوزن‌ـه.
‫- درسته، ولی کامل نیست.

411
00:22:20.088 --> 00:22:22.215
‫فقط نمیخوای اعتراف کنی که گولت زده.

412
00:22:22.341 --> 00:22:26.345
‫آخر داستان چوپان دروغگو،
‫گرگه واقعاً میاد.

413
00:22:26.887 --> 00:22:29.389
‫و گوسفندها رو می‌خوره،
‫و خود پسره رو و والدینش رو.

414
00:22:29.514 --> 00:22:31.600
‫- گرگه والدین بچه رو نمی‌خوره.
‫- وقتی من میگمش می‌خوره.

415
00:22:31.600 --> 00:22:34.186
‫الان تو نیستی که داستان رو میگی. منم.

416
00:22:35.187 --> 00:22:37.105
‫ببین، سوابقش رو نگاه کردم.

417
00:22:37.230 --> 00:22:39.483
‫تمام بستری شدن‌هاش واسه چیزهای مختلفی بوده.

418
00:22:39.608 --> 00:22:42.277
‫تومور مغزی، دوره‌های غش،
‫خارش پوستی، تشنج.

419
00:22:42.402 --> 00:22:43.987
‫هر آزمایش خونی که آدم می‌شناسه داده...

420
00:22:44.112 --> 00:22:45.322
‫و نتایج همه‌شون مختلف بوده.

421
00:22:45.322 --> 00:22:48.075
‫فقط یه چیز ثابت داشته،
‫«اِچ.سی.تی» پائین.

422
00:22:48.617 --> 00:22:50.619
‫- کم خونی واقعیه.
‫- یه میلیون چیز...

423
00:22:50.744 --> 00:22:52.120
‫هست که ممکنه
‫استفاده کرده باشه که باعث اون بشه.

424
00:22:52.120 --> 00:22:53.789
‫درسته، ممکنه شیوه‌ی کاریش باشه.

425
00:22:53.914 --> 00:22:57.125
‫دو بیماری رو به خودش القا میکنه.
‫یکی همیشه عوض میشه، یکی هیچوقت نمیشه.

426
00:22:57.250 --> 00:23:00.295
‫یا شاید هم مونشهاوزن داره و هم کم خونی آپلاستیک،

427
00:23:00.420 --> 00:23:02.255
‫که یعنی، بدون درمان درست و حسابی،

428
00:23:02.381 --> 00:23:03.882
‫همینطور مریض‌تر، ضعیف‌تر میشه،

429
00:23:03.924 --> 00:23:06.343
‫نهایتاً خون‌ریزی داخلی میکنه و می‌میره.

430
00:23:06.468 --> 00:23:08.387
‫- اون مریض‌تر نمیشه.
‫- بالاخره میشه.

431
00:23:08.512 --> 00:23:11.848
‫اگه مغز استخوانش درحال مرگ می‌بود،
‫تمام رده‌های خونیش تحت‌تأثیر قرار میگرفت.

432
00:23:11.973 --> 00:23:13.642
‫- گلبول‌های سفیدش طبیعیه.
‫- تا الان.

433
00:23:13.767 --> 00:23:16.144
‫- باید یه نمونه مغز استخوان بگیریم.
‫- نه. آزمایش بی آزمایش.

434
00:23:16.269 --> 00:23:19.272
‫ببین، با تشخیص مونشهاوزن
‫از همه جا رونده‌ش میکنی...

435
00:23:19.398 --> 00:23:21.983
‫تضمین میکنی که هیچ دکتری
‫هیچوقت دیگه حرفش رو گوش نمیکنه.

436
00:23:22.067 --> 00:23:24.694
‫آزمایش بیشتری انجام بدیم،
‫بیماری روانیش رو تقویت کردیم.

437
00:23:24.820 --> 00:23:27.280
‫هرچی توجه بیشتری بهش بدیم،
‫بیشتر میخواد.

438
00:23:28.824 --> 00:23:31.159
‫اگه خودش ندونه داریم آزمایشش می‌کنیم چی؟

439
00:23:31.284 --> 00:23:33.703
‫هاوس، اشتباه میکردی.
‫باهاش کنار بیا.

440
00:23:33.912 --> 00:23:36.373
‫احتمالاً از آزمایشات قبل خون اضافی باقی مونده.

441
00:23:36.498 --> 00:23:38.959
‫آزمایش خونی خالی
‫نمیتونه کم خونی آپلاستیک رو تأیید کنه.

442
00:23:39.084 --> 00:23:42.212
‫بله، میدونم.
‫واسه همین میخوام از مغز استخوان نمونه بگیرم.

443
00:23:42.337 --> 00:23:44.172
‫ولی آزمایش خون میتونه
‫یه بیماری سیستمیک رو نشونمون بده.

444
00:23:44.297 --> 00:23:46.550
‫- یه ویروس یا سم میتونه علتش باشه.
‫- باشه.

445
00:23:46.675 --> 00:23:48.760
‫میخوای خونِ اضافه رو آزمایش کنی؟
‫مهمون من باش.

446
00:23:48.885 --> 00:23:50.387
‫ولی نزدیک بیمار نمیشی.

447
00:23:50.512 --> 00:23:53.807
‫و اگه نتایج مثبت بود،
‫نمونه‌م رو می‌گیرم؟

448
00:23:56.184 --> 00:23:58.145
‫راه بی‌خطری واسه رفتنه.

449
00:24:14.661 --> 00:24:19.082
‫تمام این آزمایش‌ها و
‫یه «پی.سی.آر» روی این نمونه میخوام.

450
00:24:20.083 --> 00:24:21.376
‫خون بیشتری لازم میشه.

451
00:24:21.751 --> 00:24:23.170
‫بیمار خالی شده.

452
00:24:23.295 --> 00:24:24.963
‫پس نمیتونم انجامش بدم.

453
00:24:26.214 --> 00:24:27.340
‫میتونی سعی کنی.

454
00:24:27.466 --> 00:24:31.970
‫میتونم سعی کنم شبیه سلما هایک باشم،
‫قرار نیست اتفاق بیافته.

455
00:24:36.099 --> 00:24:41.480
‫ممکنه هیکلت مثل سلما نباشه،
‫ولی اونم چشم‌های قشنگ تو رو نداره.

456
00:24:41.688 --> 00:24:43.231
‫آره، درسته.

457
00:24:48.904 --> 00:24:50.697
‫چقدر سریع لازمش داری؟

458
00:24:51.948 --> 00:24:54.326
‫دکتر ویلسون، میشه راجب
‫یه چیز بین خودمون باهات حرف بزنم؟

459
00:24:54.409 --> 00:24:56.244
‫- البته.
‫- درمورد هاوس‌ـه.

460
00:24:56.369 --> 00:24:57.954
‫اُه، پس نه.

461
00:24:58.079 --> 00:25:00.457
‫باشه. چیزی نمیگم.

462
00:25:03.418 --> 00:25:07.881
‫به نظرت راهی هست که هاوس
‫به عنوان رئیسش منو جدی بگیره؟

463
00:25:09.257 --> 00:25:12.302
‫این حرف‌ها از کجا میاد؟
‫کادی چیزی گفته؟

464
00:25:12.427 --> 00:25:14.471
‫حرف زدیم. اشاره کرد بهش.

465
00:25:15.805 --> 00:25:18.141
‫و از من توصیه میخوای که چطوری بهش زور بگی؟

466
00:25:18.266 --> 00:25:21.978
‫مربوط به رُم باستان میشه،
‫البته که یه رَدا لازم داری، یه شمشیر.

467
00:25:22.103 --> 00:25:26.066
‫کودتا نیست. فقط میخوام یه راهی
‫پیدا کنم که بتونیم با هم کار کنیم.

468
00:25:26.316 --> 00:25:29.194
‫یعنی، از دیدگاه مدیریتی
‫تیم رو سر پا نگه میدارم،

469
00:25:29.319 --> 00:25:31.655
‫هاوس هم مجبور نیست با
‫تشریفات اضافی سر و کله بزنه. بُرد بُردـه.

470
00:25:31.655 --> 00:25:33.323
‫مطمئنم اونم قضیه رو همینطور می‌بینه.

471
00:25:34.616 --> 00:25:36.535
‫نظری داری که چطور نزدیکش بشم؟

472
00:25:36.660 --> 00:25:39.162
‫- چطور باهاش کنار بیام؟
‫- نه.

473
00:25:43.124 --> 00:25:44.417
‫ولی بهش نمیگی با هم حرف زدیم؟

474
00:25:45.335 --> 00:25:46.503
‫نه.

475
00:25:48.255 --> 00:25:51.258
‫امکان نداره همچین اتفاقی بیُفته.

476
00:26:07.941 --> 00:26:10.151
‫تراکم اپستین - بار شدیداً بالاست،

477
00:26:10.277 --> 00:26:13.154
‫شایع‌ترین علت ویروسی کم خونی آپلاستیک.

478
00:26:14.281 --> 00:26:16.324
‫پس منظورم اینه که...

479
00:26:24.165 --> 00:26:26.876
‫- هموگلوبین جنینی هم بالاست.
‫- فقط یه کوچولو.

480
00:26:27.002 --> 00:26:28.003
‫میتونه نشون‌دهنده‌ی...

481
00:26:28.086 --> 00:26:29.421
‫توی کم خونی داسی شکل دیده میشه.

482
00:26:29.546 --> 00:26:31.673
‫تمام کم خونی‌های داسی سیاه‌پوست نیستن.

483
00:26:31.798 --> 00:26:34.926
‫هیچکدوم از آزمایش‌های خونی دیگه‌ش
‫نشونی از داسی بودن نداشت که یعنی...

484
00:26:35.051 --> 00:26:39.639
‫یا از دیروز یه چیزی شدیداً تغییر کرده،
‫یا این خون اون نیست.

485
00:26:39.764 --> 00:26:41.224
‫معلومه که هست.

486
00:26:42.350 --> 00:26:44.060
‫استعاره‌ای.

487
00:26:45.687 --> 00:26:47.689
‫ببین، نتونستم آزمایش‌ها رو انجام بدم.

488
00:26:47.814 --> 00:26:50.692
‫سعی کردم،
‫خون به اندازه کافی باقی نمونده بود.

489
00:26:51.067 --> 00:26:53.320
‫اگه فقط بذاری نمونه گیری رو انجام بدم.

490
00:26:55.030 --> 00:26:56.156
‫راه نداره.

491
00:26:56.281 --> 00:26:57.699
‫تازه از اخراج موقت برگشتم.

492
00:26:57.824 --> 00:27:00.619
‫و اگه به خاطر من نبود،
‫اخراجت دائمی می‌شد.

493
00:27:00.744 --> 00:27:02.912
‫چرا خودت نمونه رو نمی‌گیری؟

494
00:27:03.038 --> 00:27:04.706
‫از کِی تا حالا به حرف رئیس اهمیت میدی؟

495
00:27:04.706 --> 00:27:06.958
‫برام مهم نیست کی چی میگه،
‫کاری که میکنن برام مهمه.

496
00:27:07.083 --> 00:27:10.170
‫فعلاً ناپلئونِ سیاه چهره
‫پرستارها رو آماده باش گذاشته.

497
00:27:10.295 --> 00:27:12.255
‫نمیتونم وارد اتاق مریض بشم.

498
00:27:12.380 --> 00:27:15.258
‫پس، بیا دیگه، من تیر دشمن رو به سمت
‫خودم می‌کشم، تو از کنار نزدیک میشی...

499
00:27:15.383 --> 00:27:17.010
‫میری داخل،
‫نمونه مغز استخوان رو میگیری.

500
00:27:17.052 --> 00:27:18.053
‫نمیتونم.

501
00:27:19.804 --> 00:27:21.681
‫از کی بیشتر می‌ترسی؟

502
00:27:25.101 --> 00:27:28.938
‫من از فورمن نمی‌ترسم، باهاش موافقم.
‫تمام آزمایش‌ها طرف اونو می‌گیرن.

503
00:27:29.064 --> 00:27:31.274
‫تمام آزمایش‌ها هنوز انجام نشدن.

504
00:27:32.442 --> 00:27:35.362
‫متوجه هستی که
‫فرمانروایی ناپلئون سیاه فقط موقتی‌ـه.

505
00:27:35.487 --> 00:27:39.491
‫اینم میدونم که مهم نیست من چی کار میکنم،
‫همچنان افتضاح باهام برخورد میکنی.

506
00:27:40.033 --> 00:27:41.993
‫«افتضاح » یه اصطلاح نسبی‌ـه.

507
00:27:51.002 --> 00:27:52.754
‫حتی به اتاقش هم نرسیدم.

508
00:27:52.879 --> 00:27:55.965
‫پرستارها به محض اینکه درخواست
‫ابزار نمونه گیری داده شد تماس گرفتن.

509
00:27:56.132 --> 00:27:58.009
‫از اسم واقعیش استفاده کردی؟

510
00:27:58.301 --> 00:28:01.221
‫چند دقیقه پیش کاغذ بازی
‫ترخیص مریضت رو کامل کردم.

511
00:28:01.346 --> 00:28:03.682
‫همین الان داره از ساختمون خارج میشه.

512
00:28:08.019 --> 00:28:09.354
‫صبر کن.

513
00:28:10.146 --> 00:28:11.731
‫اشکال نداره،
‫قراره بمونه.

514
00:28:11.856 --> 00:28:13.817
‫- شگفت‌انگیزه.
‫- حرف نزن بابا.

515
00:28:14.734 --> 00:28:16.903
‫لازم نیست دوباره بهم بگی
‫که باید رفتارم رو درست کنم.

516
00:28:17.028 --> 00:28:19.447
‫یه تست پزشکی دیگه دوست داری؟

517
00:28:19.948 --> 00:28:21.199
‫- چی؟
‫- بشین.

518
00:28:22.283 --> 00:28:23.451
‫چرا؟

519
00:28:24.160 --> 00:28:27.330
‫تا وقتی غش میکنی جمجمه‌ت رو نشکنی.

520
00:28:28.123 --> 00:28:29.332
‫فقط انجامش بده.

521
00:28:31.793 --> 00:28:33.128
‫میدونی کلشی‌سین چیه؟

522
00:28:33.253 --> 00:28:34.295
‫نه.

523
00:28:34.421 --> 00:28:36.464
‫خب، ناراحت نشو.
‫واسه نقرس‌ـه.

524
00:28:36.589 --> 00:28:39.384
‫هیچ ربطی به هیچ چیزی
‫که تا حالا تظاهر کردی داری نداره.

525
00:28:39.509 --> 00:28:42.095
‫- من تظاهر نمیکنم...
‫- ببند.

526
00:28:42.762 --> 00:28:45.432
‫کلشی‌سین گلبول‌های سفیدت رو نابود میکنه.

527
00:28:45.557 --> 00:28:47.058
‫تقریباً هیچ ردی باقی نمیذاره.

528
00:28:47.183 --> 00:28:48.977
‫واسه اینکه اَلَکی راهت رو به بیمارستان باز کنی عالیه.

529
00:28:49.060 --> 00:28:51.187
‫- من اَلَکی کاری...
‫- ببند.

530
00:28:52.230 --> 00:28:54.774
‫سال‌هاست داری این کار رو میکنی.

531
00:28:55.024 --> 00:28:58.069
‫نگران نباش،
‫احتمالاً تقصیر تو نیست.

532
00:28:58.486 --> 00:29:00.488
‫وقتی بچه بودی،
‫یه آشنای نزدیک داشتی...

533
00:29:00.613 --> 00:29:03.283
‫که یه بیماری مزمن داشته،
‫احتمالاً خواهرت.

534
00:29:04.826 --> 00:29:08.955
‫و درحالی که تنها بودی و ندیده گرفته
‫می‌شدی تمام توجه‌ای که بهش میکردن دیدی.

535
00:29:09.122 --> 00:29:11.791
‫و واقعاً،
‫شدید در هم بر همت کرده.

536
00:29:12.667 --> 00:29:14.919
‫- من یه آشنا ندارم که...
‫- ببند دهنت رو!

537
00:29:15.044 --> 00:29:17.505
‫میخوام چیزی که میخوای بهت بدم.

538
00:29:20.258 --> 00:29:22.093
‫و زندگیت رو نجات بدم.

539
00:29:24.512 --> 00:29:26.055
‫تو کم خونی آپلاستیک داری.

540
00:29:26.765 --> 00:29:29.267
‫چیه، میخوای منو بترسونی الان؟

541
00:29:30.143 --> 00:29:32.937
‫یعنی فقط ذهنت نیست که بیماره.

542
00:29:33.104 --> 00:29:35.064
‫مشکل اینه،
‫بقیه جاهات سالم به نظر میاد.

543
00:29:35.190 --> 00:29:37.442
‫پس باید کاری کنم اونقدری
‫که باید مریض باشی به نظر بیای...

544
00:29:37.567 --> 00:29:39.110
‫و یه دارو بهت تزریق کنم...

545
00:29:39.235 --> 00:29:41.863
‫که علائمی که واقعاً داری رو تقلید میکنه.

546
00:29:45.575 --> 00:29:49.704
‫تنها چیزی که لازمه بدونی اینه که
‫با کله افتادی تو ظرف عسل مونشهاوزن.

547
00:29:50.163 --> 00:29:54.542
‫میخوام یه مایع ترکیبی
‫از انسولین واسه تشنج و کلشی‌سین بهت بدم...

548
00:29:54.834 --> 00:29:56.211
‫تا تعداد گلبول سفیدت رو کم کنم.

549
00:29:56.336 --> 00:30:00.006
‫این کاملاً تشخیص من درمورد
‫کم خونی آپلاستیک رو تأیید میکنه.

550
00:30:00.131 --> 00:30:02.884
‫یه اشکال کوچیک هست.

551
00:30:03.218 --> 00:30:06.971
‫اگه واقعاً کاری کرده باشی
‫که باعث کم خونی شده باشه،

552
00:30:07.096 --> 00:30:08.473
‫پس من اشتباه میکنم.

553
00:30:09.057 --> 00:30:11.142
‫و اگه کاری که برنامه دارم انجام بدم،

554
00:30:11.810 --> 00:30:14.604
‫در اون صورت درمانش
‫جای اینکه نجاتت بده به کُشتن میده‌ت.

555
00:30:15.188 --> 00:30:17.065
‫پس باید بدونم.

556
00:30:17.273 --> 00:30:21.110
‫به غیر از انسولین، «اِی.سی.تی.اچ» و...

557
00:30:21.319 --> 00:30:24.030
‫قرص‌هایی که کمرون توی اتاقت
‫جا گذاشت چیزی مصرف کردی؟

558
00:30:29.994 --> 00:30:31.079
‫نه.

559
00:30:32.580 --> 00:30:35.458
‫خوبه. دستت رو بده من.

560
00:30:46.636 --> 00:30:48.304
‫مامانم بود.

561
00:30:49.305 --> 00:30:50.515
‫«اِم.اِس» داشت.

562
00:30:51.266 --> 00:30:54.018
‫همیشه خدا تو بیمارستان رفت و آمد داشت.

563
00:30:54.394 --> 00:30:57.605
‫مردم همیشه میخواستن براش کار انجام بدن.

564
00:30:58.898 --> 00:31:02.652
‫براش غذا می‌آوردن، موهاش رو
‫شونه میکردن یا خوشحالش میکردن.

565
00:31:04.320 --> 00:31:05.822
‫مردم اهمیت میدادن.

566
00:31:09.784 --> 00:31:11.661
‫وقنی 16 سالم بود مُرد.

567
00:31:15.874 --> 00:31:17.709
‫بعدش هیچکس نبود.

568
00:31:21.129 --> 00:31:22.505
‫بو هوو.

569
00:31:25.174 --> 00:31:27.135
‫کجا میری؟

570
00:31:29.053 --> 00:31:31.180
‫مشخصه که وقتی اتفاق می‌افته نمیتونم اینجا باشم.

571
00:31:31.306 --> 00:31:33.433
‫خب، میخوای چی کار کنی،
‫همینطوری میخوای...

572
00:31:33.558 --> 00:31:35.560
‫آروم باش، میدونی چطوریه.

573
00:31:36.352 --> 00:31:38.688
‫مردم همیشه از اینجا رد میشن،
‫چیزیت نمیشه.

574
00:32:04.380 --> 00:32:07.216
‫خب، تازه از در رفته بیرون و یه تشنج دیگه میکنه.

575
00:32:07.342 --> 00:32:09.469
‫حتماً یه جوریی تو مسیر خروجش انسولین برداشته.

576
00:32:09.594 --> 00:32:11.721
‫وقتی وضعش ثابت شد،
‫باید از اینجا بفرستیمش بیرون...

577
00:32:11.846 --> 00:32:13.389
‫تا بیشتر از این به خودش آسیب نزده.

578
00:32:13.765 --> 00:32:14.891
‫نمیتونیم.

579
00:32:15.433 --> 00:32:17.310
‫گلبول سفیدش پائینه.

580
00:32:18.311 --> 00:32:20.063
‫ببخشید، نشنیدم.

581
00:32:20.605 --> 00:32:22.690
‫از وقتی کنسرت ریکی مارتین رفتم شنواییم کم شده،

582
00:32:22.815 --> 00:32:25.026
‫یه مکزیکی زد تو سرم.

583
00:32:25.151 --> 00:32:28.071
‫گلبول سفید، هماتوکریت،
‫و پلاکت‌ها همگی غیر طبیعی شدن.

584
00:32:28.196 --> 00:32:30.949
‫مغز استخوانش داره تعطیل میشه.
‫واقعاً کم خونی آپلاستیک داره.

585
00:32:31.074 --> 00:32:32.158
‫چی گفتی؟

586
00:32:32.283 --> 00:32:34.494
‫تمام آزمایش‌های دیگه‌ش هیچی نشون نداد...

587
00:32:34.619 --> 00:32:38.623
‫آزمایش، پازمایش.
‫یه تشخیص دهنده‌ی خوب فراتر از اینا رو می‌خونه.

588
00:32:39.582 --> 00:32:40.583
‫حق با تو بود.

589
00:32:40.708 --> 00:32:43.628
‫هی، اینجا نیومدیم تقصیر گردن کسی بندازیم.

590
00:32:43.962 --> 00:32:45.338
‫این چیزها پیش میاد.

591
00:32:45.463 --> 00:32:48.591
‫بعضی وقت‌ها دکترها مردم
‫رو می‌فرستن تو خیابون تا بمیرن...

592
00:32:48.716 --> 00:32:50.551
‫اونم بعد از اینکه دکترهای دیگه هشدار دادن...

593
00:32:50.677 --> 00:32:52.804
‫که دارن مردم رو می‌فرستن خیابون تا بمیرن.

594
00:32:52.929 --> 00:32:55.264
‫امکان نداشت بتونی بدونی.

595
00:32:55.765 --> 00:32:57.809
‫خبرها رو بهش میدم.

596
00:33:05.525 --> 00:33:06.901
‫تو کی هستی؟

597
00:33:07.193 --> 00:33:10.279
‫دکتر فورمن هستم.
‫مسئول پرونده‌ت منم.

598
00:33:12.407 --> 00:33:14.409
‫کم خونی آپلاستیک داری،

599
00:33:14.784 --> 00:33:17.328
‫که یعنی مغز استخوانت کار نمیکنه.

600
00:33:17.453 --> 00:33:20.081
‫بدنت دیگه نمیتونه خونِ تازه تولید کنه.

601
00:33:21.124 --> 00:33:22.333
‫مطمئنی؟

602
00:33:22.458 --> 00:33:25.878
‫برگشتم و سوابق قبلیت رو چک کردم.
‫منطقی‌ـه.

603
00:33:26.713 --> 00:33:30.383
‫ظاهراً ماه‌هاست که
‫کم خونی آپلاستیک درحال شکل‌گیری بوده.

604
00:33:31.426 --> 00:33:34.012
‫متأسفم، باید زودتر متوجه‌ش می‌شدیم.

605
00:33:34.137 --> 00:33:35.304
‫پس...

606
00:33:35.596 --> 00:33:39.809
‫فقط جدیدترین سطح گلبول سفید
‫نیست که باعث شده حس کنید...

607
00:33:42.979 --> 00:33:44.731
‫میدونم ترسناکه.

608
00:33:45.481 --> 00:33:47.942
‫ولی پیوند مغز استخوان میتونه درمانت کنه.

609
00:33:48.067 --> 00:33:50.361
‫پیوند مغز استخوان میتونه منو بکشه.

610
00:33:50.528 --> 00:33:53.614
‫گزینه‌های دیگه دریافت خونِ هفتگی،

611
00:33:53.990 --> 00:33:55.992
‫تزریق «جی.سی.اس.اف»ـه.

612
00:33:56.909 --> 00:34:00.246
‫- یه برنامه تمام عمری‌ـه.
‫- آره، اونو نمیخوام.

613
00:34:00.413 --> 00:34:01.789
‫مطمئنی؟

614
00:34:04.500 --> 00:34:06.085
‫نمیخوام بی‌رحم باشم،

615
00:34:06.210 --> 00:34:10.256
‫ولی خیلی زحمت به خودت دادی تا
‫همچین توجه‌ای رو به خودت جلب کنی.

616
00:34:11.174 --> 00:34:13.217
‫فقط میخوام سالم باشم.

617
00:34:14.844 --> 00:34:17.930
‫وقتی واقعاً مریض هستی خیلی خوش نمیگذره.

618
00:34:20.141 --> 00:34:21.309
‫نه.

619
00:34:25.354 --> 00:34:29.192
‫فهرست رو نگاه می‌کنیم.
‫ببینیم اهداکننده‌ای که همخونی داشته باشه هست یا نه.

620
00:34:33.237 --> 00:34:34.655
‫ممنون.

621
00:34:36.783 --> 00:34:40.203
‫قبل از اینکه بتونیم چیزهای جدید رو
‫بهت بدیم باید تمام مغز استخوان قدیمی رو بُکُشیم.

622
00:34:40.328 --> 00:34:41.913
‫دیگه سیستم ایمنی نداری.

623
00:34:42.205 --> 00:34:44.123
‫دو هفته توی یه اتاق استریل نگهت میداریم...

624
00:34:44.248 --> 00:34:47.210
‫تا مطمئن بشیم همه‌ش مُرده،
‫بعد مغز استخوان اهداکننده رو بهت میدیم.

625
00:34:47.335 --> 00:34:50.505
‫چند هفته دیگه طول می‌کشه تا پیوند بخوره.

626
00:34:50.630 --> 00:34:52.090
‫هیچی احساس نمیکنی.

627
00:34:52.215 --> 00:34:55.468
‫اگه به هر دلیلی احساس ناراحتی
‫کردی و لازم بود حرف بزنی، داد نزن.

628
00:34:55.593 --> 00:34:58.096
‫دیوارها 4 اینچ ضخامت داره، سُربی.

629
00:34:58.346 --> 00:35:01.557
‫از میکروفن استفاده کن.
‫آماده‌ای؟

630
00:35:03.184 --> 00:35:04.185
‫باشه.

631
00:35:08.106 --> 00:35:09.732
‫دکتر هاوس کجاست؟

632
00:35:48.646 --> 00:35:50.189
‫خاموشش کن!

633
00:35:51.524 --> 00:35:53.609
‫- حالا چی شده؟
‫- چند مدته اونجاست؟

634
00:35:53.734 --> 00:35:55.069
‫سه دقیقه.
‫جریان چیه؟

635
00:35:55.194 --> 00:35:57.405
‫اون کم خونی آپلاستیک نداره.

636
00:35:57.655 --> 00:35:59.740
‫- یه عفونت داره.
‫- نه.

637
00:35:59.866 --> 00:36:02.827
‫اونطوری گلبول سفیدش باید بالا می‌بود.
‫واسه اون خیلی پائین‌ـه.

638
00:36:02.952 --> 00:36:04.704
‫خب، بدن کارهای مسخره‌ای میکنه.

639
00:36:04.829 --> 00:36:07.665
‫"بدن کارهای مسخره‌ای میکنه."
‫اون همه چیز رو توضیح میده!

640
00:36:07.790 --> 00:36:08.875
‫اون تب نداره.

641
00:36:09.000 --> 00:36:12.211
‫چون کوشینگی که خودش باعثش شده
‫سیستم ایمنی‌ش رو سرکوب کرده.

642
00:36:12.503 --> 00:36:15.256
‫جلوی تب کردنش رو گرفته، عفونت رو پنهان کرده.

643
00:36:17.049 --> 00:36:19.802
‫کلستریدیوم پرفرینجنس میتونه باعث کبودی‌ها،

644
00:36:19.927 --> 00:36:21.053
‫شیستوسیت‌ها، کم خونی شده باشه.

645
00:36:21.053 --> 00:36:23.556
‫همه چیز جز گلبول‌های سفید رو توضیح میده.

646
00:36:23.848 --> 00:36:27.518
‫«آگمنتین» خیلی کم خطرتر از نابود کردن سیستم ایمنی‌شه.

647
00:36:27.643 --> 00:36:28.978
‫چرا اونو امتحان نکنیم؟

648
00:36:32.315 --> 00:36:35.443
‫تو میخوای مسیر کم خطر رو بری؟
‫جریان چیه؟

649
00:36:36.903 --> 00:36:39.488
‫توضیحات زیادی واسه پائین بودن گلبول سفید هست.

650
00:36:39.780 --> 00:36:41.949
‫یکی نام ببر که به مورد اون بخوره.

651
00:36:45.828 --> 00:36:47.079
‫کلشی‌سین.

652
00:36:51.626 --> 00:36:55.880
‫حدس زدم که یه مقدار
‫گیرش اومده و از همون دارو استفاده کرده.

653
00:36:56.589 --> 00:36:58.549
‫چقدر هوشمندانه کار کرده.

654
00:37:00.009 --> 00:37:03.679
‫دقیقاً دارویی رو مصرف کرده
‫که تشخیص تو رو تأیید میکنه.

655
00:37:05.014 --> 00:37:06.933
‫مردم کارهای مسخره‌ای میکنن.

656
00:37:07.058 --> 00:37:10.019
‫فقط به خاطر اینکه حق با تو باشه
‫خلاف خواست خودش بهش دارو تزریق کردی؟

657
00:37:10.144 --> 00:37:12.355
‫- رضایت داد.
‫- اون از نظر ذهنی بیماره!

658
00:37:12.480 --> 00:37:14.565
‫ولی بوی خیلی شیرینی داره.

659
00:37:17.318 --> 00:37:20.071
‫وقتی گفتم قراره مریض‌تر بشه، مریض‌تر می‌شد...

660
00:37:20.196 --> 00:37:21.822
‫ولی کمرون آنتی‌بیوتیک به خوردش داد.

661
00:37:21.906 --> 00:37:23.866
‫- اینو نگه دار.
‫- همه چیز رو به راهه؟

662
00:37:23.991 --> 00:37:25.451
‫انگشتم رو بکش.

663
00:37:29.038 --> 00:37:30.331
‫بوی انگور میده.

664
00:37:30.957 --> 00:37:33.125
‫یه باکتری داری.
‫تو بدن همه‌مون هست.

665
00:37:33.251 --> 00:37:36.379
‫ولی کبودی‌هایی که با کوشینگ به خودت دادی
‫یه خونه‌ی دوست‌داشتنی درست کردن.

666
00:37:36.545 --> 00:37:39.465
‫باکتری‌ها واردش شدن،
‫ماشین‌هاشون رو روی چمن پارک کردن.

667
00:37:39.590 --> 00:37:41.092
‫محله از بین رفت.

668
00:37:41.217 --> 00:37:43.719
‫از محله، منظورم،
‫اُرگان‌ های داخلیته.

669
00:37:44.720 --> 00:37:47.181
‫پس، باید براش آگمنتین شروع کنیم، رئیس؟

670
00:37:47.306 --> 00:37:49.392
‫یا فکر میکنی به خودش انگور تزریق کرده؟

671
00:37:52.061 --> 00:37:54.355
‫عاشق بوی چرکِ سر صبحم.

672
00:37:54.522 --> 00:37:57.441
‫بوش شبیه... پیروزی‌ـه.

673
00:38:02.738 --> 00:38:06.617
‫اگه درمورد پیشنهاد جدی بودی،
‫درمورد قبول کردن جدی‌ام.

674
00:38:07.827 --> 00:38:12.331
‫دوست دارم قسمت رو بگردونم.
‫و همونطور که خودت گفتی، اوضاع نرم پیش میره.

675
00:38:13.332 --> 00:38:15.584
‫به جز قسمتی که هاوس دورت زد...

676
00:38:15.710 --> 00:38:18.963
‫و بیمار رو با انسولین و کلشی‌سین ناک اوت کرد.

677
00:38:19.088 --> 00:38:21.465
‫هیچ دلیلی نداشت که به عفونت شک کنیم.

678
00:38:21.590 --> 00:38:24.010
‫حتی هاوس هم فکر نمیکرد که عفونت باشه.

679
00:38:24.427 --> 00:38:26.053
‫تو هم بودی کاری که من کردم میکردی.

680
00:38:26.137 --> 00:38:28.014
‫و منم به همون اندازه اشتباه میکردم.

681
00:38:28.639 --> 00:38:31.642
‫کاری که هاوس کرد دیوانگی بود.
‫ولی جونش رو نجات داد.

682
00:38:31.767 --> 00:38:32.601
‫شانس آورد.

683
00:38:32.727 --> 00:38:34.603
‫باعث شد اعتراف کنه که مشکل داره.

684
00:38:34.729 --> 00:38:38.357
‫به درمان سرپایی رضایت داده.
‫زیاد شانس میاره.

685
00:38:43.404 --> 00:38:45.948
‫واقعاً هیچوقت قصد داشتی این کار رو بهم بدی،

686
00:38:46.073 --> 00:38:48.659
‫یا فقط سعی میکردی جلوی کناره گیریم رو بگیری؟

687
00:38:48.784 --> 00:38:51.412
‫خب، دو هفته دیگه مسئول هستی.

688
00:38:51.704 --> 00:38:54.623
‫امیدوارم پرونده بعدی بهتر پیش بره.

689
00:39:01.130 --> 00:39:04.884
‫زنه باید می‌مُرد.
‫هاوس قهرمان نیست.

690
00:39:06.302 --> 00:39:08.721
‫کسی که جرأت داره یه قانون بد رو بشکنه،

691
00:39:08.971 --> 00:39:10.681
‫اون یه قهرمانه.

692
00:39:10.848 --> 00:39:13.392
‫هاوس قانونی رو نمی‌شکنه،
‫ندیده می‌گیرتش.

693
00:39:13.809 --> 00:39:17.355
‫اون رُزا پارکس نیست (فعال حقوق مدنی)،
‫اون یه آشوب طلبه.

694
00:39:18.314 --> 00:39:21.567
‫اون تنها چیزی که قبول داره
‫حقِ اینه که هرکسی هرچی میخواد...

695
00:39:21.692 --> 00:39:23.361
‫هرموقع میخواد به دست بیاره.

696
00:39:23.527 --> 00:39:25.654
‫به دکترها بگی این اشکالی نداره،

697
00:39:26.197 --> 00:39:29.575
‫میزان مرگ و میر بیمارستانت شدید بالا میره.

698
00:39:33.496 --> 00:39:36.665
‫یه جورایی داره از این
‫قضیه‌ی رئیس بودن فورمن خوشم میاد.

699
00:39:37.958 --> 00:39:38.959
‫بدش من.

700
00:39:40.544 --> 00:39:42.880
‫وقتم آزاد شده که نمایش‌هام رو نگاه کنم،

701
00:39:43.381 --> 00:39:46.342
‫بعد از ظهر یه فیلم ببینم،
‫با تو ناهار بخورم.

702
00:39:46.801 --> 00:39:48.469
‫آره، واسه تو تغییر بزرگی‌ـه.

703
00:39:48.594 --> 00:39:51.639
‫حالا، کادی به فورمن گیر داده، نه من.

704
00:39:58.562 --> 00:40:01.440
‫اگه فورمن رئیست بود نمیتونستی زندگی کنی.

705
00:40:01.607 --> 00:40:02.900
‫چرا نه؟

706
00:40:03.651 --> 00:40:05.820
‫مردم میتونن عوض بشن، میدونی.

707
00:40:17.248 --> 00:40:19.500
‫گلبول سفید خیلی پائین‌ـه.

708
00:40:19.625 --> 00:40:22.044
‫میخوایم بستریت کنیم،
‫فقط واسه اینکه چندتا آزمایش دیگه انجام بدیم.

709
00:40:22.044 --> 00:40:24.130
‫هرچیزی که صلاح می‌دونید.

710
00:40:34.723 --> 00:40:37.476
‫آخرین مسابقه‌ی بلمانت.
‫همه‌ش رو بذار روی شماره پنج...

711
00:40:37.601 --> 00:40:38.811
‫برای بُرد.

712
00:40:50.406 --> 00:40:58.789
‫«ارائه شده توسط سایت مووی شو»
‫| تارا و رضا کارگران |

