
1
00:01:24.959 --> 00:01:29.839
‫«ارائه شده توسط سایت مووی شو»
‫«ترجمه از محمد سید»

2
00:01:36.638 --> 00:01:38.181
‫دیدم یه نفر داشت می‌مرد.

3
00:01:38.306 --> 00:01:40.975
‫دیدی ۳۰ نفر داشتن لای شیشه و فلز
‫به در و دیوار می‌خوردن.

4
00:01:41.100 --> 00:01:43.186
‫قبل از تصادف، یه علامت بیماری دیدم.

5
00:01:43.311 --> 00:01:45.230
‫ضربۀ مغزی شدی.
‫مطمئن نیستی چی دیدی،

6
00:01:45.230 --> 00:01:46.356
‫مطمئن نیستی کِی دیدی.

7
00:01:46.356 --> 00:01:48.942
‫یه هفته پیش توی یه سریال آبکی
‫متوجه یه علامت بیماری شدی.

8
00:01:48.942 --> 00:01:50.860
‫مثال درستی نزدی،
‫چون اونجا حق با من بود.

9
00:01:50.860 --> 00:01:53.279
‫ولی قشنگ معلومه که مغزت فکر می‌کنه
‫دیشب هم این اتفاق افتاده.

10
00:01:53.321 --> 00:01:54.572
‫سردرگُمی به وجود اومده.

11
00:01:54.572 --> 00:01:56.032
‫همه‌ش در اومد.

12
00:01:56.074 --> 00:01:58.493
‫یه چند تا بخیه بزنم تا مغزت متلاشی نشه.

13
00:01:58.618 --> 00:01:59.911
‫- آخ!
‫- عه...

14
00:02:00.036 --> 00:02:04.165
‫اگه نمی‌خوای دماغت رو به چشمت بدوزم،
‫کله‌ات رو ثابت نگه دار.

15
00:02:04.624 --> 00:02:05.917
‫چرا سوار اتوبوس شده بودم؟

16
00:02:06.042 --> 00:02:07.502
‫چون نوشیدنی زهرِماری خورده بودی.

17
00:02:07.627 --> 00:02:11.172
‫شایدم یکی رو دیده بودم
‫و مثلاً از یه جایی توی پرینستون...

18
00:02:11.297 --> 00:02:12.715
‫دنبالش رفته بودم.

19
00:02:13.174 --> 00:02:14.509
‫خوبی؟

20
00:02:14.634 --> 00:02:15.927
‫عالی‌ام.

21
00:02:16.886 --> 00:02:18.471
‫هوم...

22
00:02:19.722 --> 00:02:22.308
‫تو!
‫از همۀ کسایی که اینجا هستن بپرس چی شده.

23
00:02:22.433 --> 00:02:23.643
‫الان اسمش رو یادت رفت؟

24
00:02:23.768 --> 00:02:25.019
‫نه.

25
00:02:25.687 --> 00:02:28.856
‫بوگندو، ببین کس دیگه‌ای از اون اتوبوس...

26
00:02:28.856 --> 00:02:30.358
‫به بیمارستان دیگه‌ای
‫برده شده یا نه.

27
00:02:30.358 --> 00:02:31.359
‫اسم منو که یادت رفت.

28
00:02:31.401 --> 00:02:33.528
‫نه، سیزده!

29
00:02:33.653 --> 00:02:35.989
‫- فقط می‌خواستم بوگندو صدات کنم.
‫- بوگندو نیستم.

30
00:02:35.989 --> 00:02:38.783
‫۵۰ ۵۰ بودم ولی گِردش کردم به سمت ۱۰۰ درصد.

31
00:02:38.825 --> 00:02:40.284
‫عصا و موتورم رو پیدا کن.

32
00:02:40.410 --> 00:02:42.829
‫ببین دیشب کجا رفته بودم.

33
00:02:43.538 --> 00:02:46.791
‫عصا و موتورت کجاست
‫و دیشب کجا رفتی؟

34
00:02:46.916 --> 00:02:49.335
‫می‌خوای به من اعتماد کنی؟
‫در مورد همه چی دروغ میگم.

35
00:02:49.460 --> 00:02:50.586
‫شب باید همینجا بمونی.

36
00:02:50.586 --> 00:02:53.047
‫تا مغزت برای تورم زیر نظر باشه.

37
00:02:53.047 --> 00:02:54.507
‫دیگه بزرگ‌تر از اینم میشه مگه؟

38
00:02:54.507 --> 00:02:57.802
‫به نظرت یه کم...

39
00:02:57.927 --> 00:03:00.680
‫عجیب نیست که
‫یه تصادف بزرگ اتفاق افتاده

40
00:03:00.680 --> 00:03:03.766
‫و همزمان به طرز اسرارآمیزی
‫علامت بیماری دیدی؟

41
00:03:05.101 --> 00:03:07.145
‫اگه به هم مربوط باشن چی؟

42
00:03:07.270 --> 00:03:10.565
‫منظورت اینه که دستِ خدا
‫از آسمون نازل شده و بازیت داده؟

43
00:03:10.606 --> 00:03:14.152
‫یا اون، یا اینکه علامت بیماری
‫عامل تصادف بوده.

44
00:03:17.113 --> 00:03:19.949
‫کسی رو می‌بینید
‫که یونیفرم راننده اتوبوس‌ها رو پوشیده باشه؟

45
00:03:27.540 --> 00:03:28.583
‫همینه که اینجاست،

46
00:03:28.624 --> 00:03:31.169
‫خونریزیِ زیر پوست روی گردنِ این آقا.

47
00:03:31.294 --> 00:03:32.420
‫نشون‌دهندۀ سرطان خون‌ـه.

48
00:03:32.462 --> 00:03:33.755
‫باعث خونریزی مغز شده،

49
00:03:33.796 --> 00:03:35.631
‫در نتیجه اون تصادف به وجود اومده.

50
00:03:35.757 --> 00:03:39.302
‫نشون‌دهندۀ بستنِ کمربنده.
‫یه کبودیِ ساده‌ست.

51
00:03:39.427 --> 00:03:40.428
‫سرطان خون دارم؟

52
00:03:40.511 --> 00:03:42.054
‫نه، الان احتمالش رو حذف کردیم.

53
00:03:42.096 --> 00:03:43.139
‫توجه کن دیگه.

54
00:03:43.181 --> 00:03:44.724
‫پس احتمالاً تشنج کرده.

55
00:03:44.724 --> 00:03:46.768
‫تشنج نکردم.

56
00:03:46.809 --> 00:03:48.478
‫یه کامیون زباله بهم زد.

57
00:03:48.478 --> 00:03:50.062
‫کامیونی که موقع تشنجت بهش برخورد کردی.

58
00:03:50.062 --> 00:03:52.774
‫علائم اولیۀ تشنج رو توی راننده اتوبوس دیدی

59
00:03:52.899 --> 00:03:55.359
‫ولی به خودت زحمت ندادی بهش بگی بزنه بغل؟

60
00:03:56.486 --> 00:03:58.196
‫آهای!

61
00:03:58.321 --> 00:04:01.616
‫کسی از اینجا نمی‌ره
‫تا وقتی من بگم می‌تونن ترخیص بشن.

62
00:04:01.741 --> 00:04:04.035
‫- اون گفت...
‫- اون منم؟

63
00:04:04.452 --> 00:04:05.912
‫تب داری.

64
00:04:06.037 --> 00:04:07.497
‫نه، حالم خوبه.

65
00:04:07.622 --> 00:04:08.998
‫۳۷ درجه.

66
00:04:09.040 --> 00:04:10.374
‫باید بمونه.

67
00:04:10.500 --> 00:04:13.294
‫نبضش عادیه، فشار خونش عادیه، همه چی عادیه.

68
00:04:13.336 --> 00:04:15.463
‫فقط واسه تصادف گردنم گرفته.

69
00:04:15.588 --> 00:04:17.465
‫گرفتگیِ گردن!

70
00:04:17.590 --> 00:04:19.592
‫این مرد مننژیت داره.

71
00:04:19.717 --> 00:04:21.427
‫باید کل اتاق اورژانس رو قرنطینه کنیم.

72
00:04:21.552 --> 00:04:25.556
‫کسی تا وقتی چکاپ کاملش تکمیل نشده
‫از اینجا بیرون نمی‌ره.

73
00:04:32.980 --> 00:04:35.650
‫ساعت ۵:۲۳ عصر از اینجا رفتی.

74
00:04:35.775 --> 00:04:37.777
‫موتورت هیچ‌وقت به خونه نرسیده.

75
00:04:37.902 --> 00:04:42.990
‫خب، این ده ثانیه از چهار ساعتی که
‫یادت نمیاد رو پوشش میده.

76
00:04:43.282 --> 00:04:44.283
‫دیگه کجا رو گشتید؟

77
00:04:44.283 --> 00:04:46.077
‫لیست همۀ مجروح‌ها رو در آوردیم.

78
00:04:46.202 --> 00:04:47.662
‫بیست و دو تا مجروح آورده شدن اینجا،

79
00:04:47.662 --> 00:04:50.790
‫از شکستگی لگن مصدومیت داشتیم
‫تا قطع‌شدنِ پای راست.

80
00:04:50.915 --> 00:04:53.876
‫هشت تای دیگه برده شدن
‫بیمارستان «پرینستون جنرال».

81
00:04:55.419 --> 00:04:57.922
‫اگه اینا با تصویر سه در چهار
‫و رزومه بودن، خیلی مفیدتر بود.

82
00:04:58.047 --> 00:04:59.757
‫یه زنِ مجهول‌الهویۀ بیست و اندی سال،

83
00:04:59.799 --> 00:05:02.218
‫کوفتگی کلیه، پارگی در ناحیۀ پا.

84
00:05:02.218 --> 00:05:05.137
‫وقتی یه نفر در عرض صفر ثانیه...

85
00:05:05.263 --> 00:05:08.432
‫از سرعت ۹۰ به صفر می‌رسه،
‫طبیعیه که این دو اتفاق براش بیفته.

86
00:05:08.558 --> 00:05:11.269
‫عجیب‌ترین موردی که داشتیم،
‫پارگی طحال بوده.

87
00:05:11.394 --> 00:05:13.104
‫خیلی خب، یه نقشۀ جدید.

88
00:05:13.145 --> 00:05:15.731
‫یه لیست از همۀ کافه‌هایی درست می‌کنیم
‫که بین اینجا و محل تصادفن،

89
00:05:15.731 --> 00:05:17.149
‫می‌فهمیم کجا رفته بودم، می‌ریم اونجا...

90
00:05:17.149 --> 00:05:18.526
‫حله.

91
00:05:21.612 --> 00:05:23.364
‫نمی‌خواید کاری بکنید، مگه نه؟

92
00:05:23.489 --> 00:05:25.324
‫می‌ریم اتاق اورژانس تا کارمون رو بکنیم.

93
00:05:25.324 --> 00:05:27.660
‫یه نفر داره می‌میره چون یادم نمیاد...

94
00:05:27.785 --> 00:05:30.121
‫وقتی یادت اومد، می‌تونی پیج‌مون کنی.

95
00:05:32.707 --> 00:05:35.209
‫کوتاه‌ترین فاصله بین اینجا و حافظه‌ات...

96
00:05:35.334 --> 00:05:37.336
‫مستقیم توی قشر پیش‌پیشانی‌اته.

97
00:05:37.378 --> 00:05:38.963
‫فقط باید بهش دسترسی پیدا کنیم.

98
00:05:38.963 --> 00:05:40.339
‫چه فکر عالی‌ای!

99
00:05:40.381 --> 00:05:41.716
‫من یه زیردریایی غول‌پیکر می‌سازم

100
00:05:41.716 --> 00:05:43.175
‫تو هم ابزار کوچک‌سازی رو بیار.

101
00:05:43.301 --> 00:05:46.721
‫ هیپنوتیزم پزشکی می‌تونه مغز رو
‫وارد یه حالت تتای درجه دو بکنه

102
00:05:46.762 --> 00:05:49.015
‫که تمرکز و بازیابی حافظه رو افزایش میده.

103
00:05:49.015 --> 00:05:51.392
‫احیاناً نمی‌خوای با هیپنوتیزم
‫مجبورم کنی رقص مرغی برم که؟

104
00:05:51.392 --> 00:05:54.020
‫یه نفر توی واحد جراحی
‫حتماً آموزش این کار رو دیده.

105
00:05:54.061 --> 00:05:55.730
‫فقط آروم باش.

106
00:05:55.771 --> 00:05:58.316
‫تمام افکار ناخوشایند رو از ذهنت خارج کن.

107
00:06:00.943 --> 00:06:03.738
‫از کجا یاد گرفتی؟
‫پشت کتاب‌های کمیک، تبلیغش رو دیدی؟

108
00:06:03.988 --> 00:06:06.282
‫توی ملبورن دوره‌اش رو گذروندم.

109
00:06:07.158 --> 00:06:08.659
‫روی صدای نفس‌کشیدنت تمرکز کن.

110
00:06:08.701 --> 00:06:10.786
‫داری از مغزی کار می‌کشی
‫که قبلاً آسیب دیده.

111
00:06:10.828 --> 00:06:13.622
‫مثل این می‌مونه که وقتی قوزک پاش شکسته
‫بهش بگی پاشو راه برو خوب میشی.

112
00:06:13.622 --> 00:06:15.541
‫ویلسون الان دیگه حرفاش تموم شد.

113
00:06:20.087 --> 00:06:22.048
‫اتوبوس رو تصور کن.

114
00:06:22.173 --> 00:06:23.841
‫که چه شکلی بوده.

115
00:06:23.966 --> 00:06:25.593
‫چه بویی می‌داده.

116
00:06:25.718 --> 00:06:27.595
‫تصور کن که مردم توش...

117
00:06:27.636 --> 00:06:29.388
‫چه شکلی بودن.

118
00:06:31.766 --> 00:06:34.894
‫داریم الکی وقت‌مون رو هدر...

119
00:06:35.853 --> 00:06:37.271
‫می‌دیم.

120
00:06:42.318 --> 00:06:44.070
‫چه باحال.

121
00:06:45.988 --> 00:06:47.865
‫روی جزئیات تمرکز کن.

122
00:06:48.657 --> 00:06:49.950
‫اتوبوس خالیه.

123
00:06:53.245 --> 00:06:54.830
‫واقعاً داره کار می‌کنه؟

124
00:06:54.955 --> 00:06:58.626
‫فقط تمرکز کن. ذهنت رو خالی کن.

125
00:06:58.667 --> 00:07:00.085
‫به این فکر کن که چه حسی داشتی.

126
00:07:00.085 --> 00:07:01.879
‫به جزئیاتی که دیدی.

127
00:07:05.049 --> 00:07:07.843
‫بیرونِ پنجره چیزی پیدا نیست.

128
00:07:08.594 --> 00:07:10.429
‫ولی شماها رو می‌بینم.

129
00:07:11.347 --> 00:07:13.766
‫خاطراتی که از حادثه دورتر بودن،
‫باید واضح‌تر باشن.

130
00:07:13.891 --> 00:07:16.101
‫قبل از اینکه سوار اتوبوس بشی کجا بودی؟

131
00:07:16.352 --> 00:07:17.686
‫[نوشیدنی]

132
00:07:27.655 --> 00:07:30.991
‫چرا ۵:۰۰ بعد از ظهر، اونم تنهایی
‫انقدر نوشیدنی خوردی؟

133
00:07:32.284 --> 00:07:34.578
‫دلیلی لازمه؟

134
00:07:34.703 --> 00:07:36.914
‫خیلی از این نوشیدنی‌ها متنفرم.

135
00:07:37.039 --> 00:07:38.791
‫وقتی هیپنوتیزم شده،
‫می‌تونه دروغ بگه؟

136
00:07:38.916 --> 00:07:40.709
‫- اون...
‫- ممکنه اشتباه کنم،

137
00:07:40.835 --> 00:07:43.170
‫ولی توی هیپنوتیزم نمی‌تونم دروغ بگم.

138
00:07:43.295 --> 00:07:44.839
‫- داره دروغ میگه؟
‫- نه.

139
00:07:44.964 --> 00:07:46.215
‫داری از چی فرار می‌کنی؟

140
00:07:46.257 --> 00:07:49.593
‫وقتی تو نیستی و نوشیدنی می‌خورم
‫از چی فرار می‌کنم؟

141
00:07:49.718 --> 00:07:51.387
‫از اون چیزاییه که قطعی نمیشه گفت.

142
00:07:51.428 --> 00:07:54.431
‫میشه احساس ضعف‌هات رو بذاریم برای
‫بعد از اینکه این بیمار رو پیدا کردیم؟

143
00:07:54.431 --> 00:07:56.809
‫کسی رو توی کافه می‌بینی؟

144
00:07:58.686 --> 00:08:01.355
‫یه عده آدم بی‌صورت می‌بینم.

145
00:08:01.397 --> 00:08:02.898
‫چطور تمرکز کنم؟

146
00:08:02.940 --> 00:08:04.316
‫یه چیزی بگو که متمرکزم کنه.

147
00:08:04.441 --> 00:08:06.151
‫اون نگرانته.

148
00:08:06.193 --> 00:08:08.445
‫کجاش میشه احساس ضعف؟

149
00:08:09.572 --> 00:08:11.240
‫نامزدت رو از اینجا ببر بیرون.

150
00:08:11.282 --> 00:08:13.826
‫- سؤالم کاملاً جدی بود.
‫- امبر اونجاست؟

151
00:08:13.826 --> 00:08:15.119
‫امبر توی سرته؟

152
00:08:15.160 --> 00:08:16.745
‫تو انداختیش توی ذهنم.

153
00:08:17.079 --> 00:08:19.415
‫حتی توی ضمیر ناخودآگاهم نمی‌تونم
‫باهات صحبتی بکنم...

154
00:08:19.415 --> 00:08:20.666
‫که اون دخالت نکنه.

155
00:08:20.791 --> 00:08:22.585
‫امیدوارم خودشو خیلی جِلف نکرده باشه.

156
00:08:22.876 --> 00:08:24.169
‫متأسفانه نکرده.

157
00:08:26.797 --> 00:08:28.257
‫نمی‌خواستم با صدای بلند بگم.

158
00:08:28.257 --> 00:08:29.258
‫چیو با صدای بلند بگی؟

159
00:08:29.300 --> 00:08:31.218
‫با صدای بلند نگفتم؟

160
00:08:32.344 --> 00:08:33.178
‫هیچی.

161
00:08:33.304 --> 00:08:35.097
‫توی مغزت چه خبره؟

162
00:08:35.222 --> 00:08:37.933
‫اگه نمی‌تونم دروغ بگم،
‫می‌خوام این دوتا از اینجا برن بیرون.

163
00:08:38.058 --> 00:08:42.563
‫بیا از این لحظه به بعد
‫ویلسون و امبر رو نادیده بگیریم، باشه؟

164
00:08:42.563 --> 00:08:44.481
‫کاش به همین سادگـ...

165
00:08:49.361 --> 00:08:52.197
‫توی ملبورن عجب دوره‌هایی می‌ذارن!

166
00:08:52.197 --> 00:08:53.615
‫نوش!

167
00:08:55.326 --> 00:08:57.202
‫باریستا رو یادم میاد.

168
00:08:57.369 --> 00:08:59.788
‫الان داری به لوب گیجگاهی‌ات
‫دسترسی پیدا می‌کنی.

169
00:08:59.913 --> 00:09:02.958
‫باریستا علائم عجیبی داره؟

170
00:09:03.667 --> 00:09:05.586
‫نه، به نظر خوب میاد.

171
00:09:06.378 --> 00:09:07.880
‫اینجا کسی هست که مریض باشه؟

172
00:09:07.921 --> 00:09:09.548
‫کسی می‌خواد سوار اتوبوس بشه؟

173
00:09:09.673 --> 00:09:10.758
‫تو سوار میشی.

174
00:09:12.343 --> 00:09:14.678
‫چون کلیدهام رو ازم گرفتی.

175
00:09:14.803 --> 00:09:16.347
‫خوبه.

176
00:09:16.388 --> 00:09:18.724
‫خیلی خوبه. حالا می‌تونیم پیگیری کنیم
‫قدم به قدم چی‌کار کردی.

177
00:09:19.725 --> 00:09:21.352
‫برگردیم توی اتوبوس.

178
00:09:21.810 --> 00:09:23.437
‫چی جلوته؟

179
00:09:23.479 --> 00:09:24.688
‫مسافرین.

180
00:09:24.938 --> 00:09:27.858
‫نکتۀ خاصی دارن؟

181
00:09:36.950 --> 00:09:40.245
‫از این بچه‌هایی که تیپِ «ایمو» می‌زنن.
‫(یکی از زیرشاخه‌های موسیقی راک)

182
00:09:40.370 --> 00:09:42.873
‫روش متمرکز شدی. چرا؟

183
00:09:42.998 --> 00:09:46.126
‫چون دست توی بینی کردن
‫ممکنه به معنی خارش بینی باشه.

184
00:09:46.251 --> 00:09:47.586
‫داره می‌میره.

185
00:09:48.712 --> 00:09:50.714
‫- دست تو بینی‌ات می‌کنی؟
‫- باید جواب بـ...

186
00:09:50.756 --> 00:09:52.299
‫اگه جوابت «نه» بود،
‫تا الان گفته بودی.

187
00:09:52.299 --> 00:09:53.175
‫سرت رو به عقب خم کن.

188
00:09:53.300 --> 00:09:54.426
‫چیزیش نیست.

189
00:09:54.551 --> 00:09:55.928
‫حتی مننژیت هم نداره!

190
00:09:56.053 --> 00:09:59.139
‫مثل همۀ افراد دیگه‌ای که
‫مجبور شدیم بهشون سرنگ مننژیت بزنیم.

191
00:09:59.264 --> 00:10:00.432
‫می‌تونی بری.

192
00:10:00.557 --> 00:10:01.892
‫تومور مغزی داری.

193
00:10:04.144 --> 00:10:05.270
‫شوخی می‌کنی دیگه؟

194
00:10:05.270 --> 00:10:07.147
‫اگه می‌خواستم شوخی کنم،
‫مثل تو تیپ می‌زدم.

195
00:10:07.147 --> 00:10:09.983
‫مشکلی نداری.
‫یه پرستار کارهای ترخیصت رو می‌کنه.

196
00:10:10.484 --> 00:10:12.528
‫برو خونه. خوش باش. ریلکس کن.

197
00:10:12.569 --> 00:10:14.363
‫من احتمالاً یه آدم خُل و چِل هستم.

198
00:10:19.785 --> 00:10:21.120
‫سرت رو به عقب خم کن.

199
00:10:32.589 --> 00:10:34.716
‫وسایلت رو بگیر و برو.

200
00:10:35.592 --> 00:10:37.177
‫باید استراحت کنی.

201
00:10:37.219 --> 00:10:38.804
‫می‌ذارم بری.

202
00:10:46.603 --> 00:10:48.105
‫نمی‌تونم پاشم.

203
00:10:48.230 --> 00:10:50.232
‫نمی‌تونم پاهام رو تکون بدم.

204
00:10:54.862 --> 00:10:57.364
‫بزرگترین مشکلت پاهات نیستن.

205
00:10:57.489 --> 00:11:01.827
‫بزرگترین مشکلت اینه که
‫نمی‌دونم بزرگترین مشکلت چیه.

206
00:11:07.416 --> 00:11:09.835
‫خب، فهمیدیم کی بوده
‫ولی نمی‌دونیم چی بوده.

207
00:11:09.960 --> 00:11:11.837
‫فقط یه علامت بیماری داریم
‫که پیگیریش کنیم.

208
00:11:11.962 --> 00:11:13.589
‫فلج هجومیِ ناگهانی.

209
00:11:13.714 --> 00:11:15.048
‫در واقع دو تا علائم داریم.

210
00:11:15.173 --> 00:11:16.425
‫فقط یه دونه‌شون رو یادمون میاد.

211
00:11:16.550 --> 00:11:18.260
‫یه چکاپ کامل از یارو گرفتی.

212
00:11:18.385 --> 00:11:20.596
‫- چیزی پیدا کردی؟
‫- «هماتوم ساب دورال» و سکته...

213
00:11:20.637 --> 00:11:22.681
‫و خونریزی ساب آراکنوئید
‫با سی‌تی اسکن خط خورد.

214
00:11:22.681 --> 00:11:24.683
‫گیلن-باره بهش می‌خوره.

215
00:11:27.185 --> 00:11:29.438
‫می‌خواستم ببینم گیلن–باره چه شکلیه.

216
00:11:29.521 --> 00:11:31.064
‫نمیشه که همه چیز رو بر اساسِ...

217
00:11:31.064 --> 00:11:33.025
‫عدم تطابق با چیزی که شاید دیده باشی
‫حذف کنی.

218
00:11:33.066 --> 00:11:35.277
‫شایدم با چیزی مطابقت نداشته
‫که نمی‌تونستم ببینمش.

219
00:11:35.277 --> 00:11:38.488
‫گیلن-باره هیچ بروز فیزیکیِ خارجی‌ای نداره.

220
00:11:38.614 --> 00:11:41.742
‫هر چیزی بالاخره یه سری
‫چیزای فیزیکیِ خارجی بروز میده.

221
00:11:41.867 --> 00:11:43.619
‫و تو اون‌قدر وسواس داری
‫که متوجه‌شون بشی.

222
00:11:43.619 --> 00:11:45.120
‫پس یعنی این احتمال رو خط نمی‌زنیم.

223
00:11:45.120 --> 00:11:46.288
‫افزایش گلبول‌های سفیدِ خون.

224
00:11:46.330 --> 00:11:47.706
‫که یعنی میلیت عرضی...

225
00:11:47.831 --> 00:11:49.708
‫موقع روندنِ اتوبوس فلج ناگهانی داشته.

226
00:11:49.708 --> 00:11:52.794
‫از اون‌جور سرنخ‌هاییه
‫که فقط یه نابغه می‌تونسته متوجهش شده باشه.

227
00:12:05.807 --> 00:12:07.976
‫مطمئنی حالت خوبه؟

228
00:12:09.061 --> 00:12:11.021
‫کجا میری؟

229
00:12:11.146 --> 00:12:13.648
‫تا یه اتوبوس رو بو بکِشم.
‫معلومه دیگه.

230
00:12:16.777 --> 00:12:19.404
‫آره، شروع می‌کنم یه سری
‫آنتی‌بیوتیک بهش میدم،

231
00:12:19.404 --> 00:12:21.406
‫چون شاید میلیت عرضی باشه.

232
00:12:22.074 --> 00:12:25.369
‫شماها برید اتوبوس شهری رو بو بکشید.

233
00:12:29.915 --> 00:12:31.875
‫چرا داری لباس‌های مسافرین رو بو می‌کشی؟

234
00:12:32.000 --> 00:12:36.588
‫بو بزرگترین تقویت‌کنندۀ حافظه‌ست.

235
00:12:37.422 --> 00:12:38.715
‫باید برگردم توی اون اتوبوس.

236
00:12:38.840 --> 00:12:41.259
‫خیلی خب.
‫حالا چرا داری این همه ویکودین مصرف می‌کنی؟

237
00:12:41.301 --> 00:12:45.138
‫اگه کادی پرسید، بگید جلوگیری از درد
‫به تمرکز حافظه کمک می‌کنه.

238
00:12:45.138 --> 00:12:48.433
‫یه زخم بزرگ روی سرت داری.
‫باید استراحت کنی.

239
00:12:50.894 --> 00:12:52.562
‫- چیزی نفهمیدی؟
‫- یه نشونه‌هایی...

240
00:12:54.815 --> 00:12:56.566
‫از یه اتوبوس منفجر شده هست.

241
00:12:58.235 --> 00:13:01.988
‫هاوس، توی همین چهار ثانیه
‫چهار تا ویکودین خوردی. با این سرعت...

242
00:13:02.114 --> 00:13:03.532
‫برام آرزوی موفقیت بکنید.

243
00:13:05.659 --> 00:13:07.744
‫میرم تو دل هدف! به سبک رامبو!

244
00:13:08.954 --> 00:13:11.998
‫هاوس، فکر می‌کنی این کار جواب میده
‫یا تأثیر نعشگی داروهاته؟

245
00:13:15.293 --> 00:13:16.795
‫جفتش ظاهراً.

246
00:13:18.547 --> 00:13:20.924
‫اشتباه می‌کنی.
‫این‌جوری جواب نمیده.

247
00:13:21.049 --> 00:13:22.384
‫یعنی میگی اینجا نیستم؟

248
00:13:22.384 --> 00:13:24.511
‫اگه حافظۀ واقعی بود، الان شَل می‌زدی.

249
00:13:24.511 --> 00:13:25.887
‫و با من حرف نمی‌زدی.

250
00:13:26.012 --> 00:13:28.140
‫مشخصه که من یه توهمم.

251
00:13:29.182 --> 00:13:31.393
‫خیلی خب، پس یه مقدار زیادی ویکودین
‫مصرف کردم.

252
00:13:31.393 --> 00:13:32.727
‫امیدوار باش همین‌طور باشه.

253
00:13:32.769 --> 00:13:34.855
‫چون در غیر این‌صورت
‫یعنی مغزت خونریزی داره.

254
00:13:34.896 --> 00:13:36.523
‫جفت‌مون توی ذهنم هستیم.

255
00:13:36.565 --> 00:13:38.191
‫یکی‌مون بالاخره متوجه خونریزی می‌شدیم.

256
00:13:38.316 --> 00:13:39.776
‫چرا هنوز از سرت سی‌تی اسکن نگرفتی؟

257
00:13:39.901 --> 00:13:41.486
‫می‌خوای چیو درمان کنم؟ خودمو یا تو رو؟

258
00:13:41.528 --> 00:13:42.863
‫تشنج داشتی؟

259
00:13:42.988 --> 00:13:43.989
‫سؤال احمقانه‌ای پرسیدی.

260
00:13:44.030 --> 00:13:46.449
‫مغز در زمانِ تشنج جزغاله‌تر از اون میشه
‫که خاطرات رو ثبت کنه.

261
00:13:46.491 --> 00:13:47.701
‫جواب احمقانه‌ای دادی.

262
00:13:47.742 --> 00:13:49.244
‫از تو نپرسیدم که،
‫از خودم پرسیدم.

263
00:13:49.244 --> 00:13:50.912
‫چون قبلش ثابت کردی که اینجا نیستی.

264
00:13:50.912 --> 00:13:52.622
‫- دارم سردرد می‌گیرم.
‫- الان سرنخ دادی؟

265
00:13:52.622 --> 00:13:54.166
‫دوباره میگم، من اینجا نیستم.

266
00:13:54.207 --> 00:13:55.500
‫تو داری سردرد می‌گیری.

267
00:13:55.500 --> 00:13:58.962
‫انقدر با یه توهم بحث نکن
‫و برو دنبال درمان.

268
00:13:59.170 --> 00:14:00.547
‫نمی‌تونه.

269
00:14:02.507 --> 00:14:07.053
‫توهم، راهِ ذهن درب و داغونت برای
‫منطقی‌کردنِ مشکلاته.

270
00:14:07.387 --> 00:14:09.764
‫تو توی اتوبوس نبودی.

271
00:14:09.890 --> 00:14:11.391
‫از کجا می‌دونی؟

272
00:14:11.516 --> 00:14:14.102
‫با این کفش‌های پونصد دلاری...

273
00:14:14.144 --> 00:14:16.021
‫سوار این اتوبوس پرینستون نمی‌شدی.

274
00:14:16.021 --> 00:14:17.856
‫حتماً یه دلیل دیگه داره که اینجام.

275
00:14:18.648 --> 00:14:20.609
‫آره.

276
00:14:20.650 --> 00:14:22.277
‫چی می‌خوای بهم بگی؟

277
00:14:24.529 --> 00:14:27.157
‫داشتم با مسافرین اتوبوس صحبت می‌کردم.

278
00:14:27.198 --> 00:14:28.575
‫داشتی توهم می‌زدی.

279
00:14:28.617 --> 00:14:30.327
‫باید ام‌آرآی بدی.

280
00:14:33.580 --> 00:14:35.290
‫انقدر وول نخور.

281
00:14:37.417 --> 00:14:39.628
‫اگه هنوز خون رو پیدا نکردی، پس حتماً...

282
00:14:39.628 --> 00:14:42.881
‫توی بخش لوب گیجگاهی‌ات
‫که حافظۀ کوتاه‌مدت رو کنترل می‌کنه

283
00:14:42.881 --> 00:14:44.633
‫آماس و تورم موضعی وجود داره.

284
00:14:44.758 --> 00:14:48.011
‫در ضمن کورتکس مغزت هم
‫تا حد رقت‌انگیزی کوچیک شده.

285
00:14:48.386 --> 00:14:50.430
‫چی بود که با صدای بلند نگفتی؟

286
00:14:50.555 --> 00:14:51.681
‫چیز خاصی نبود.

287
00:14:51.806 --> 00:14:53.516
‫وقتی هیپنوتیزم شده بودی،

288
00:14:53.892 --> 00:14:55.602
‫داشتی با امبر حرف می‌زدی.

289
00:14:57.395 --> 00:14:59.439
‫می‌خواستم شیک و پیک ببینمش.

290
00:15:00.231 --> 00:15:02.108
‫جداً چیو می‌خواستی نگی؟

291
00:15:02.233 --> 00:15:03.485
‫می‌خواستم شیک و پیک ببینمش.

292
00:15:03.610 --> 00:15:06.613
‫تو دلت می‌خواد همه رو شیک و پیک ببینی.
‫چرا باید همچین چیزی رو قایم کنی؟

293
00:15:06.905 --> 00:15:10.325
‫بعضی‌ها هستن که تا حرف از نامزدشون میشه
‫غیرتی میشن.

294
00:15:10.450 --> 00:15:13.995
‫ولی اگه مشکلی نداری،
‫می‌خواستم بگم خانم خوشتیپی داری و...

295
00:15:14.037 --> 00:15:15.997
‫چرا باید ناراحت بشم که
‫دیدگاهت نسبت به نامزد من،

296
00:15:16.039 --> 00:15:17.957
‫مثل دیدگاهت به همۀ زن‌های توی سیاره‌ست؟

297
00:15:18.958 --> 00:15:22.170
‫مگر اینکه دیدگاهت یکسان نباشه.

298
00:15:23.171 --> 00:15:25.090
‫مگر اینکه قضیه جدی‌تر از این حرفا باشه.

299
00:15:26.549 --> 00:15:28.802
‫صرفاً خوشتیپ نمی‌دونستیش.

300
00:15:29.803 --> 00:15:35.225
‫باور کن دلم می‌خواست یه نامزد
‫مثل نامزدِ خوشتیپ و خوشگل تو داشته باشم.

301
00:15:36.184 --> 00:15:39.062
‫ازش خوشت میاد.

302
00:15:41.648 --> 00:15:43.483
‫خیلی بَده.

303
00:15:45.568 --> 00:15:47.737
‫یه شکستگی طولیِ استخوون گیجگاهی‌ـه.

304
00:15:47.862 --> 00:15:49.447
‫سرم خورده به جایی.

305
00:15:49.572 --> 00:15:51.449
‫این یه زخم کوچولو نیست.

306
00:15:51.574 --> 00:15:54.160
‫وقتی بفهمم این یارو مشکلش چیه
‫استراحت می‌کنم.

307
00:15:54.285 --> 00:15:56.579
‫چرا؟ چرا این یارو؟

308
00:15:56.621 --> 00:15:58.832
‫بیمارهایی می‌خوای
‫که علائم عجیبِ تشخیص داده نشده دارن؟

309
00:15:58.832 --> 00:16:01.793
‫هر روز صبح پنج تا از این پرونده‌ها
‫روی میزت گذاشته میشه.

310
00:16:01.918 --> 00:16:04.587
‫هیچ‌وقت جونت رو براشون به خطر نمیندازی.

311
00:16:04.963 --> 00:16:08.633
‫چرا این یارو یهویی برات انقدر خاص شد
‫که تو براش بتمن‌بازی در میاری؟

312
00:16:10.009 --> 00:16:10.844
‫نمی‌دونم.

313
00:16:10.969 --> 00:16:14.639
‫شاید به‌خاطر اینه که جمجمه‌ات تَرَک برداشته
‫و الان خودت نیستی.

314
00:16:14.764 --> 00:16:16.808
‫برو خونه. بگیر بخواب.

315
00:16:21.020 --> 00:16:22.647
‫[لرزش عضلانی]

316
00:16:23.064 --> 00:16:24.858
‫[بیماری لژیونر]

317
00:16:57.557 --> 00:16:58.641
‫می‌تونم روی پاهام وایستم.

318
00:16:58.766 --> 00:17:01.519
‫خوبه. حالا کل وزنت رو بنداز روی پای راستت.

319
00:17:03.396 --> 00:17:05.273
‫آنتی‌بیوتیک‌ها دارن جواب میدن.
‫میلیت عرضی‌ـه.

320
00:17:05.273 --> 00:17:06.357
‫ساعت ۲:۰۰ صبحه.

321
00:17:06.482 --> 00:17:09.027
‫الان باید توی خونه با اون مغز کبود شده‌ات
‫در حال استراحت باشی.

322
00:17:09.027 --> 00:17:10.403
‫زیادی سریع داره خوب میشه.

323
00:17:10.528 --> 00:17:13.239
‫اینکه داره حالش بهتر میشه،
‫دلیل بر این میشه که داریم اشتباه می‌کنیم؟

324
00:17:13.656 --> 00:17:15.408
‫باید بشینم.

325
00:17:15.450 --> 00:17:17.493
‫الان داره آروم خوب میشه؟

326
00:17:17.619 --> 00:17:19.662
‫معده‌امه!

327
00:17:19.787 --> 00:17:21.706
‫پس یعنی میلیت عرضی نیست.

328
00:17:21.706 --> 00:17:23.791
‫سریع بروز کرد،
‫ممکنه زخم معده باشه.

329
00:17:23.791 --> 00:17:26.210
‫فلج رو توجیه نمی‌کنه.

330
00:17:26.336 --> 00:17:28.504
‫بیماری آدیسون.
‫مال یه توموره.

331
00:17:29.005 --> 00:17:31.090
‫احتمالش هست که دیده باشم
‫پلک‌هاش افتادگی دارن.

332
00:17:31.090 --> 00:17:33.551
‫پنج بار سرش رو اسکن کردیم.

333
00:17:35.094 --> 00:17:36.220
‫خونریزی داری.

334
00:17:36.262 --> 00:17:37.805
‫یه تصادف کوچولوی اتوبوس پیش اومد.

335
00:17:37.805 --> 00:17:39.599
‫یه پارگی فرق سرِ ساده‌ست.

336
00:17:39.641 --> 00:17:41.351
‫ممکنه توی کیاسمای بینایی‌اش مخفی شده باشه.

337
00:17:41.392 --> 00:17:43.269
‫داره از گوشِت خون میاد.

338
00:17:43.394 --> 00:17:44.854
‫به نظرت نشونۀ خوبیه؟

339
00:17:44.979 --> 00:17:47.982
‫ولی اگه اون‌جوری بود
‫روی سوء چشمش تأثیر می‌ذاشت.

340
00:17:49.317 --> 00:17:51.194
‫باید برم حموم کنم.

341
00:17:52.445 --> 00:17:55.823
‫توهم‌ها و بوها یه جورایی داشتن جواب می‌دادن
‫مگه نه؟ حموم دیگه چرا؟

342
00:17:55.949 --> 00:17:58.159
‫هیپنوتیزم بهم کسی رو داد که
‫دست توی دماغش می‌کرد.

343
00:17:58.201 --> 00:18:00.203
‫بو کشیدن‌ها توهمات رو شروع کردن.

344
00:18:00.536 --> 00:18:04.791
‫محرومیت حسی باید مغز رو
‫وارد فاز آلفا تتا بکنه.

345
00:18:04.916 --> 00:18:06.376
‫فیلم «احوال دگرگون‌شده» رو ندیدی؟

346
00:18:06.417 --> 00:18:09.045
‫فکر نکنم اون‌موقع که اون فیلم منتشر شد
‫حتی به دنیا هم اومده باشم.

347
00:18:09.045 --> 00:18:10.672
‫پس خیلی جَوون‌تر از اونی هستی که دکتر باشی.

348
00:18:10.713 --> 00:18:12.382
‫اون فیلم سال ۱۹۸۰ منتشر شد.

349
00:18:12.382 --> 00:18:13.675
‫میشه ۲۸ سال پیش.

350
00:18:13.675 --> 00:18:15.009
‫نه نمیشه. خفه شو.

351
00:18:15.051 --> 00:18:17.595
‫الان فراموش کردی توی چه سالی هستیم؟

352
00:18:17.720 --> 00:18:19.972
‫نه، الان یادم اومد چند سالَمه.

353
00:18:21.557 --> 00:18:24.102
‫باید به مغزم وقت بدم تا دگرگون بشه

354
00:18:24.227 --> 00:18:25.937
‫تا ضمیر ناخودآگاهم رو در بر بگیرم.

355
00:18:26.062 --> 00:18:27.355
‫یا شایدم نگیرم.

356
00:18:27.397 --> 00:18:28.856
‫بهم «فیزوستیگمین» بده.

357
00:18:28.856 --> 00:18:30.233
‫از سد خونی - مغزی رد میشه.

358
00:18:30.233 --> 00:18:31.901
‫که مثل گاز اعصاب عمل کنه،
‫قلبت رو وایسونه،

359
00:18:31.901 --> 00:18:34.195
‫بری بهشت و همه چی رو از بالا نظارت کنی.
‫فکر خوبیه!

360
00:18:34.237 --> 00:18:35.947
‫فکرشم نکن.

361
00:18:36.072 --> 00:18:37.490
‫هیچ‌جوره جلوم رو نگیر،

362
00:18:37.532 --> 00:18:41.119
‫حتی اگه فرار کردم،
‫یه بُز خوردم یا پلیس بهم شلیک کرد.

363
00:18:41.160 --> 00:18:44.414
‫وقتی گفتم هنوز به دنیا نیومده بودم
‫پس یعنی از ارجاعات فیلمش هم خوشم نمیاد.

364
00:18:53.923 --> 00:18:56.300
‫نمی‌دونستم سوار اتوبوس میشی.

365
00:18:56.426 --> 00:18:58.761
‫قدیما وقتی نعشه می‌کردم هم
‫با ماشینم می‌رفتم خونه

366
00:18:58.761 --> 00:19:01.472
‫ولی یه سازمان تشکیل شد
‫که با رانندگی در حالت غیرعادی مخالف بود.

367
00:19:02.390 --> 00:19:04.308
‫تو اینجا چی‌کار می‌کنی؟

368
00:19:04.350 --> 00:19:05.893
‫سوارِ اتوبوسِ من نبودی.

369
00:19:05.893 --> 00:19:09.105
‫به گمونم این یه خاطره نباشه.

370
00:19:09.147 --> 00:19:10.481
‫یه خیال‌پردازیه.

371
00:19:10.565 --> 00:19:11.357
‫نه!

372
00:19:13.192 --> 00:19:14.402
‫برو خانم.

373
00:19:14.402 --> 00:19:15.862
‫ترجیح میدی بیماری رو تشخیص بدی.

374
00:19:15.862 --> 00:19:17.697
‫داد زدم گفتم نه!

375
00:19:17.822 --> 00:19:20.283
‫ولی ضمیر ناخودآگاهت
‫دوباره برگشت توی همین اتوبوس.

376
00:19:20.408 --> 00:19:23.494
‫چون ترجیح میدی خیال‌پردازی‌هات
‫در مورد پیدا کردن علائم باشه.

377
00:19:23.619 --> 00:19:25.913
‫تو دیگه چقدر آدم داغونی هستی.

378
00:19:26.038 --> 00:19:28.749
‫آهای، اینجا رو ببین.
‫منو یادته؟

379
00:19:29.876 --> 00:19:31.586
‫من همونی‌ام که مریض بود.

380
00:19:32.336 --> 00:19:33.796
‫بگو چی دیدم.

381
00:19:33.921 --> 00:19:36.924
‫از گوشم داشته خون می‌اومده؟

382
00:19:39.218 --> 00:19:41.262
‫با عقل جور در نمیاد

383
00:19:41.304 --> 00:19:43.389
‫چون پیراهنت لکۀ خون نداشت.

384
00:19:44.223 --> 00:19:46.225
‫ضمناً اونی که این‌جوری شده بود من بودم.

385
00:19:49.270 --> 00:19:51.647
‫ممکنه همی‌بالیسموس داشته بودم،

386
00:19:51.772 --> 00:19:53.774
‫که نشون‌دهندۀ مراحل اولیۀ
‫بیماری هانتینگتون ـه.

387
00:19:53.900 --> 00:19:56.402
‫بیماری هانتینگتون، دردِ شکمی رو توجیه نمی‌کنه،

388
00:19:56.527 --> 00:19:58.821
‫و الان فقط به این دلیل مطرح شده
‫که به فکر سیزده هستیم.

389
00:19:58.821 --> 00:20:01.782
‫راه رفتن با قدم‌های کوتاه
‫می‌تونه بیماری پارکینسون رو نشون بده.

390
00:20:01.908 --> 00:20:03.993
‫ولی نِشستن با قدم‌های کوتاه نداریم!

391
00:20:04.118 --> 00:20:07.496
‫وقتی به پیرزن کمک کرد
‫از پله‌ها بیاد بالا، از جاش بلند شد.

392
00:20:10.208 --> 00:20:11.250
‫تو کی هستی؟

393
00:20:11.375 --> 00:20:13.878
‫من جوابتم.

394
00:20:13.920 --> 00:20:15.004
‫ببین!

395
00:20:15.963 --> 00:20:16.964
‫به چی؟

396
00:20:17.423 --> 00:20:18.424
‫اینجا.

397
00:20:33.231 --> 00:20:34.857
‫راست می‌گفتی.

398
00:20:39.403 --> 00:20:41.656
‫کمکش کنید بلند بشه.

399
00:20:41.781 --> 00:20:43.282
‫فهمیدم. پارکینسون داره.

400
00:20:43.324 --> 00:20:44.492
‫هاوس، گوشِت!

401
00:20:44.617 --> 00:20:45.618
‫بهش لوودوپا بدید.

402
00:20:45.701 --> 00:20:47.119
‫بهتره بشینی.

403
00:20:47.453 --> 00:20:48.871
‫هاوس!

404
00:21:03.052 --> 00:21:05.262
‫اونو از توی صورتم ببر کنار.

405
00:21:05.638 --> 00:21:06.931
‫خوش برگشتی.

406
00:21:06.973 --> 00:21:07.890
‫من پرستار دیکرسون هستم.

407
00:21:08.015 --> 00:21:09.225
‫نیازی به اسمت ندارم.

408
00:21:09.350 --> 00:21:12.144
‫و از تکنیکِ فوق ماهرانۀ
‫ذوب‌کردنِ شبکیه‌هام...

409
00:21:12.269 --> 00:21:13.521
‫می‌شد فهمید حرفه‌ات چیه.

410
00:21:13.646 --> 00:21:15.773
‫عملکرد گفتاری‌ات به نظرت مشکلی نداره.

411
00:21:15.815 --> 00:21:17.400
‫یادت میاد بیهوش شدی؟

412
00:21:17.525 --> 00:21:20.111
‫یادمه روی کفش‌های کادی استفراغ کردم.

413
00:21:21.112 --> 00:21:23.572
‫آره، شکستگی جمجمه معمولاً دردناکه.

414
00:21:23.572 --> 00:21:26.701
‫اگه قرص‌های مسکّنم رو کِش نرفته بودید
‫دردش خیلی کمتر می‌بود.

415
00:21:26.826 --> 00:21:28.077
‫دستور دکتر کادی‌ـه.

416
00:21:28.119 --> 00:21:29.495
‫ازم خواسته مقدارش رو منظم...

417
00:21:29.495 --> 00:21:31.330
‫صبر کن ببینم. حراست آوردی؟

418
00:21:31.455 --> 00:21:32.873
‫دستور دکتر کادی‌ـه.

419
00:21:35.751 --> 00:21:38.587
‫پس یعنی اشتباه می‌کردم.

420
00:21:38.629 --> 00:21:40.673
‫بیمارم پارکینسون نداره.

421
00:21:41.716 --> 00:21:43.968
‫کادی می‌دونه تنها دلیلی که دلم نمی‌خواد...

422
00:21:43.968 --> 00:21:46.762
‫بدونِ مسکّن‌هام و با حضور تو
‫اینجا بمونم، کشف علت بیماریه.

423
00:21:47.555 --> 00:21:50.975
‫استفراغ یعنی آسیب مغزی‌ات داره بدتر میشه.

424
00:21:51.809 --> 00:21:54.395
‫تَرَکِ جمجمۀ هاوس تا کانالِ گوشش رسیده.

425
00:21:54.437 --> 00:21:56.021
‫از هاوس داره مراقبت میشه.

426
00:21:56.063 --> 00:21:57.732
‫اون یکی بیمار زردی و کمبود آلبومین...

427
00:21:57.732 --> 00:21:59.734
‫- و دلیلش مشخص نیست.
‫- بیماری ویلسون.

428
00:21:59.859 --> 00:22:01.736
‫ممنون. ولی بیماری ویلسون توجیهی برای...

429
00:22:05.531 --> 00:22:07.491
‫- فورمن هستم.
‫- چطور پارکینسون رو حذف کردی؟

430
00:22:07.616 --> 00:22:10.286
‫آزمایش‌ها تأیید کردن که درد شکمی
‫به علت نارسایی کلیوی بوده.

431
00:22:10.411 --> 00:22:13.164
‫به گمونم تا الان هپاتیت و ویلسون رو
‫حذف کرده باشی از گزینه‌ها.

432
00:22:13.289 --> 00:22:14.790
‫جداً باید استراحت کنی.

433
00:22:14.832 --> 00:22:15.708
‫پنج دقیقه بهش وقت بدید.

434
00:22:15.750 --> 00:22:17.126
‫هم‌فکری برای چند تا احتمال...

435
00:22:17.126 --> 00:22:19.420
‫- مغزش رو منفجر نمی‌کنه.
‫- اگه حرفش درست نباشه،

436
00:22:19.545 --> 00:22:21.505
‫این تماس تلفنی خیلی جالب‌تر میشه.

437
00:22:21.505 --> 00:22:22.840
‫فیبروز کبدی چی؟

438
00:22:22.965 --> 00:22:24.425
‫نیست، چون آلکالین فسفاتازش عادیه.

439
00:22:24.425 --> 00:22:26.510
‫ممکنه فلج دوره‌ای تیروتوکسیک باشه.

440
00:22:26.635 --> 00:22:28.888
‫نگفته بودم این تشخیص‌ها باید
‫با عقل جور در بیاد؟

441
00:22:29.013 --> 00:22:30.431
‫چرا با عقل جور در نمیاد؟

442
00:22:30.473 --> 00:22:31.474
‫راننده اتوبوس آسیاییه.

443
00:22:31.474 --> 00:22:32.850
‫پتاسیمش یه ذره کمبود داره.

444
00:22:32.850 --> 00:22:34.810
‫اگه موقع روندنِ اتوبوس فلج شده بود،

445
00:22:34.810 --> 00:22:36.770
‫به نظرتون توی ایستگاه بعدی پیاده نمی‌شدم؟

446
00:22:36.770 --> 00:22:39.773
‫شاید ایستگاه بعدی تصادف با
‫بدنۀ یه ماشین شاسی بلند بوده.

447
00:22:39.815 --> 00:22:41.859
‫قبلش اتوبوس سرعتش کم می‌شد و می‌فهمیدم.

448
00:22:41.859 --> 00:22:42.735
‫تلفن دیگه بسه.

449
00:22:42.776 --> 00:22:44.945
‫فلج دوره‌ای همۀ علائم تأیید شده رو داره.

450
00:22:44.987 --> 00:22:46.655
‫آزمایش‌کردن که ضرر نداره.

451
00:22:46.780 --> 00:22:49.241
‫آزمایش ژنتیکی خیلی سرعتش پایینه.

452
00:22:49.283 --> 00:22:50.993
‫آزمایش دوناتی بگیرید.

453
00:22:53.913 --> 00:22:56.081
‫چند تا دونات دیگه باید بخورم
‫تا این جواب بده؟

454
00:22:56.081 --> 00:22:59.084
‫سریع‌ترین راه برای تأیید فلج دوره‌ای
‫کربوهیدرات بالا بعلاوۀ ورزش‌کردن.

455
00:22:59.210 --> 00:23:01.754
‫نیم ساعته دارم با این ورزش می‌کنم.

456
00:23:01.795 --> 00:23:03.088
‫دوباره از حال نمی‌رم.

457
00:23:03.214 --> 00:23:05.174
‫- سرعت رو می‌برم بالا.
‫- بازم بخور.

458
00:23:09.053 --> 00:23:09.887
‫بله؟

459
00:23:10.012 --> 00:23:12.932
‫پس ماراتونِ کربوهیدرات‌خوری جواب نمیده.

460
00:23:13.057 --> 00:23:15.142
‫انقدر مشکوک به اطراف نگاه نکن.

461
00:23:15.184 --> 00:23:16.727
‫برای جواب دوتا سؤال بعدی‌ات میگم:

462
00:23:16.727 --> 00:23:19.980
‫نه، اونجا نیستم
‫و آره، کاملاً قابل پیش‌بینی‌ای.

463
00:23:20.105 --> 00:23:21.565
‫اگه آزمایش جواب می‌داد
‫زنگ می‌زدی

464
00:23:21.565 --> 00:23:23.484
‫تا ذهنِ حساس منو راحت کنی.

465
00:23:25.861 --> 00:23:27.988
‫بهت گفتم در رو قفل نکن.

466
00:23:28.113 --> 00:23:30.115
‫هنوز دارم خودمو می‌شورم.

467
00:23:30.491 --> 00:23:32.284
‫تلفن رو ببر نزدیکِ تنفسِ راننده اتوبوس.

468
00:23:38.290 --> 00:23:40.417
‫داری با کی حرف می‌زنی؟

469
00:23:40.542 --> 00:23:42.086
‫با رودۀ بزرگم!

470
00:23:42.753 --> 00:23:45.798
‫فلج دوره‌ای تیروتوکسیک با نفس‌کشیدن‌های
‫عمیقِ بیمارت هم‌خوانی نداره.

471
00:23:45.923 --> 00:23:47.049
‫بیمار نفس‌های عمیق می‌کشه

472
00:23:47.049 --> 00:23:49.260
‫چون ۳۰ دقیقۀ اخیر روی تردمیل بوده.

473
00:23:49.260 --> 00:23:51.470
‫گوشیِ منو برداشتی؟

474
00:23:52.012 --> 00:23:53.555
‫رودۀ بزرگم برداشت.

475
00:23:53.597 --> 00:23:55.849
‫دارم برای آزادسازیش مذاکره می‌کنم.
‫(دو منظوره)

476
00:23:56.809 --> 00:23:57.643
‫کمک!

477
00:23:57.768 --> 00:23:58.769
‫چی شد؟

478
00:24:00.562 --> 00:24:02.940
‫آزمایش جواب داد. از حال رفت.

479
00:24:03.607 --> 00:24:05.985
‫نصفه نیمه داری درست میگی.
‫خس خس سینه داره، مگه نه؟

480
00:24:07.111 --> 00:24:08.195
‫آره.

481
00:24:08.320 --> 00:24:11.865
‫بدونِ تکون‌دادنِ عضلات سینه
‫نمیشه خس خس کرد. فلج دوره‌ای نیست.

482
00:24:11.991 --> 00:24:12.992
‫پس چیه؟

483
00:24:13.117 --> 00:24:15.494
‫من از کجا باید بدونم؟
‫اونجا نیستم که.

484
00:24:21.417 --> 00:24:23.544
‫گرفتگی بخش راستِ قلب.
‫هنوز اکسیژنه نشده.

485
00:24:23.669 --> 00:24:26.046
‫باید «آمبولی ریه» باشه.

486
00:24:26.880 --> 00:24:28.924
‫پس چرا بهش
‫فعال کننده بافتی پلاژسمینوژن ندادید؟

487
00:24:28.924 --> 00:24:31.093
‫- گذاشتی برگرده اینجا؟
‫- خودم ازش خواستم برگرده اینجا.

488
00:24:31.135 --> 00:24:34.179
‫سرِ اینکه براش با صبر و حوصله توضیح دادم
‫چطور شما احمق‌ها احمقید.

489
00:24:34.221 --> 00:24:35.723
‫۱۰ دقیقه پیش فعال‌کننده بهش دادیم.

490
00:24:35.723 --> 00:24:36.682
‫پس یعنی لختگی نیست.

491
00:24:36.682 --> 00:24:37.516
‫باید لختگی باشه.

492
00:24:37.558 --> 00:24:40.227
‫اگه دونات توی نای‌اش گیر کرده بود
‫توی اکو می‌دیدمش.

493
00:24:40.227 --> 00:24:41.895
‫ببریدش اتاق عمل تا درش بیاریم.

494
00:24:41.895 --> 00:24:43.522
‫حتماً لوله رو درست کار نذاشتید.

495
00:24:45.065 --> 00:24:46.150
‫خوب بسته شده.

496
00:24:46.275 --> 00:24:47.776
‫لختگیه، هاوس.

497
00:24:49.486 --> 00:24:51.280
‫صبر کنید، صبر کنید.

498
00:24:51.405 --> 00:24:52.865
‫دندون‌هاش رو ببینید.

499
00:24:52.990 --> 00:24:54.575
‫روکش درخشانِ جدید داره.

500
00:24:54.616 --> 00:24:56.285
‫اخیراً جراحی دندون داشته.

501
00:24:56.285 --> 00:25:00.289
‫تو راهِ بُردنش به اتاق عمل،
‫می‌تونی بهمون منظورت رو بگی.

502
00:25:05.169 --> 00:25:06.170
‫هاوس!

503
00:25:06.211 --> 00:25:07.171
‫هاوس!

504
00:25:07.171 --> 00:25:08.505
‫هاوس!

505
00:25:09.798 --> 00:25:11.800
‫یه سرنگ بیار.

506
00:25:11.925 --> 00:25:15.179
‫برت نگردونم اینجا تا یه کودتا رو
‫پایه‌ریزی کنی.

507
00:25:17.139 --> 00:25:18.140
‫گوش کنید!

508
00:25:18.182 --> 00:25:21.101
‫دریلِ مخزن فشار هوای دندونپزشکی
‫یه حباب هوا (آمبولی) وارد لثه‌هاش کرده.

509
00:25:21.101 --> 00:25:23.812
‫موقع رانندگی زده بیرون.
‫تشنج ماهیچه‌ای به وجود آورده.

510
00:25:23.854 --> 00:25:26.231
‫حتماً چیزی که دیدم همین بوده.
‫بعدش به ستون فقراتش...

511
00:25:26.231 --> 00:25:27.733
‫به کبدش و الان هم به شُش‌هاش زده.

512
00:25:27.858 --> 00:25:29.610
‫دکتر هدلی، در رو باز کن.

513
00:25:29.610 --> 00:25:31.403
‫نمی‌خوام متکاهاش رو جمع کنم،

514
00:25:31.445 --> 00:25:33.655
‫دارم توی حالت ترندلنبرگ قرارش میدم،

515
00:25:33.655 --> 00:25:35.157
‫حباب رو می‌برم بالای قلبش

516
00:25:35.157 --> 00:25:37.075
‫تا بتونه بده‌اش بیرون.
‫حالا سرنگ کوفتی رو بده.

517
00:25:37.117 --> 00:25:39.620
‫نمی‌تونم ریسک اینو بکنم که برای
‫یه حباب هوای تأیید نشده

518
00:25:39.620 --> 00:25:41.163
‫توی قلبش سرنگ بزنی.

519
00:25:41.288 --> 00:25:42.289
‫بزن.

520
00:25:42.372 --> 00:25:44.750
‫- دکتر هدلی!
‫- دیدی؟ حتی اسمت رو هم نمی‌دونه.

521
00:25:44.875 --> 00:25:46.543
‫بزن توی قلبش!

522
00:25:46.585 --> 00:25:47.836
‫اشباع اکسیژن روی ۷۵ ـه.

523
00:25:47.836 --> 00:25:49.213
‫- آره، داره خفه میشه.
‫- اگه اشتباه کرده باشی...

524
00:25:49.254 --> 00:25:50.923
‫خفه شو و تصمیمت رو بگیر.

525
00:25:50.964 --> 00:25:52.716
‫اگه همین‌جوری وایستی،
‫به هر حال می‌میره.

526
00:25:52.716 --> 00:25:54.259
‫دکتر هدلی!

527
00:25:54.510 --> 00:25:55.636
‫شرمنده.

528
00:25:55.761 --> 00:25:57.513
‫اون در رو باز کنید.

529
00:26:10.526 --> 00:26:12.277
‫- شلیک نکنید!
‫- ببریدش اتاق عمل.

530
00:26:12.277 --> 00:26:13.737
‫اشباع اکسیژن اومد پایین.

531
00:26:15.531 --> 00:26:17.282
‫یه حباب هوا بود. (آمبولی هوا)

532
00:26:17.324 --> 00:26:18.367
‫مشکلی نداره.

533
00:26:23.622 --> 00:26:26.708
‫اون یکی پرستار تخت خوابم رو مرتب می‌کرد.

534
00:26:26.833 --> 00:26:28.126
‫من روی کاناپه می‌خوابم

535
00:26:28.252 --> 00:26:29.628
‫و یه شاتگان می‌ذارم روی پام.

536
00:26:29.753 --> 00:26:30.754
‫چون نگرانِ منی!

537
00:26:30.837 --> 00:26:33.715
‫می‌خوام یه موقع اگه به حرفم گوش نکردی
‫بیام خلاصت کنم!

538
00:26:33.840 --> 00:26:35.425
‫بگیر بخواب.

539
00:27:02.327 --> 00:27:04.288
‫خوابم نمیاد، مامانی.

540
00:27:10.294 --> 00:27:11.878
‫منم همین‌طور.

541
00:27:13.505 --> 00:27:15.507
‫کی هستی؟

542
00:27:15.549 --> 00:27:17.759
‫چرا داری تعقیبم می‌کنی؟

543
00:27:17.759 --> 00:27:19.928
‫در اصل تو داری تعقیبم می‌کنی.

544
00:27:20.053 --> 00:27:21.722
‫اون چیه؟

545
00:27:25.267 --> 00:27:26.685
‫پشه‌ست؟

546
00:27:26.810 --> 00:27:28.645
‫شاید صرفاً یه مگس‌ـه.

547
00:27:29.771 --> 00:27:31.356
‫توی پماد!

548
00:27:33.108 --> 00:27:35.360
‫پس یه مشکلی هست،

549
00:27:35.944 --> 00:27:39.865
‫یه نکته‌ای هست که متوجهش نمی‌شم
‫و داره اصل مطلب رو خراب می‌کنه.

550
00:27:41.742 --> 00:27:43.577
‫باید اینو دورت بپیچم.

551
00:27:49.332 --> 00:27:50.834
‫سردمه.

552
00:27:52.085 --> 00:27:53.670
‫خوابت نبره.

553
00:27:57.090 --> 00:27:58.967
‫چرا اینو گفتم؟

554
00:28:17.611 --> 00:28:19.654
‫- آهای.
‫- برو پِی کارِت!

555
00:28:20.572 --> 00:28:22.491
‫تموم نشده.

556
00:28:23.408 --> 00:28:25.494
‫اونی که باید رو نجات ندادم.

557
00:28:31.792 --> 00:28:34.252
‫این صرفاً یه خواب یا خیال‌پردازی

558
00:28:34.294 --> 00:28:36.338
‫یا سفرِ تحت تأثیر دارو
‫به سرزمین عجایب نبود.

559
00:28:36.463 --> 00:28:38.882
‫پس راننده اتوبوس با حباب هوا
‫کاملاً اتفاقی بوده؟

560
00:28:38.924 --> 00:28:40.717
‫نه. علت و معلول رو برعکس گفتم.

561
00:28:40.759 --> 00:28:42.219
‫حباب عامل تصادف نبوده.

562
00:28:42.219 --> 00:28:44.346
‫تصادف عامل بیرون اومدنِ حباب بوده.

563
00:28:44.387 --> 00:28:45.931
‫تشنج ماهیچه‌ای در کار نبوده.

564
00:28:45.972 --> 00:28:47.974
‫یه چیز دیگه توی یه فرد دیگه دیدم.

565
00:28:48.099 --> 00:28:49.351
‫حق نداری بری.

566
00:28:49.476 --> 00:28:51.895
‫خطرناک‌ترین کاری که یه بیمار می‌تونه بکنه

567
00:28:51.895 --> 00:28:54.272
‫در حالی‌که مغزش در آستانۀ فتق‌ـه، چیه؟

568
00:28:54.314 --> 00:28:56.316
‫افزایش ضربان قلب، فشار خون،

569
00:28:56.358 --> 00:28:59.736
‫دقیقاً واسه همین باید تمومش کنی.

570
00:28:59.778 --> 00:29:02.280
‫به‌جای خوابیدن،
‫توی آپارتمان قدم می‌زنم

571
00:29:02.280 --> 00:29:04.157
‫تا بلکه اون تصاویر توی ذهنم رو
‫رمزگشایی کنم.

572
00:29:04.157 --> 00:29:05.951
‫چرا انقدر برات مهمه؟

573
00:29:06.076 --> 00:29:07.327
‫نمی‌دونم.

574
00:29:07.452 --> 00:29:08.912
‫ضربان قلب؟

575
00:29:10.038 --> 00:29:11.623
‫- ۱۲۷.
‫- فشار خون؟

576
00:29:13.375 --> 00:29:14.835
‫حافظۀ زمینه‌ای!

577
00:29:14.876 --> 00:29:17.379
‫باید برگردم توی اون اتوبوس
‫با کل اون ۳۱ مسافر

578
00:29:17.379 --> 00:29:19.256
‫تا یادم بیاد کی و چی دیدم.

579
00:29:19.256 --> 00:29:23.009
‫چون دیوونه شدی قربانی‌های تصادف رو
‫احضار نمی‌کنم.

580
00:29:23.552 --> 00:29:26.555
‫شاید اصلاً نیازی به
‫قربانی‌های اصلی نداشته باشم.

581
00:29:26.680 --> 00:29:28.473
‫کی نقش «ان مک‌کین» رو بازی می‌کنه؟

582
00:29:28.598 --> 00:29:29.641
‫بشین اینجا.

583
00:29:30.559 --> 00:29:33.603
‫زنِ ناشناس شماره دو
‫از بیمارستان پرینستون جنرال؟

584
00:29:33.645 --> 00:29:34.271
‫اینجا.

585
00:29:34.271 --> 00:29:35.355
‫تو هم همینطور. درسته.

586
00:29:35.397 --> 00:29:37.357
‫بچۀ فشن!

587
00:29:37.399 --> 00:29:39.025
‫آره، برو عقب سمت راست.

588
00:29:39.985 --> 00:29:41.528
‫آره، اینجا.

589
00:29:42.445 --> 00:29:44.030
‫خیلی خب.

590
00:29:44.155 --> 00:29:46.908
‫فکر کردی زُل زدن به
‫عکس‌های روی پیراهن‌هامون

591
00:29:47.033 --> 00:29:49.244
‫از هیپنوتیزم مؤثرتر واقع میشه؟

592
00:29:49.369 --> 00:29:50.829
‫اگه یه ریز حرف نمی‌زدی،

593
00:29:50.829 --> 00:29:53.415
‫بازآفرینی تجربه ممکن بود
‫فعالیت «اسبک مغز»...

594
00:29:53.415 --> 00:29:55.584
‫و قشر بینایی رو تحریک کنه.

595
00:29:55.709 --> 00:29:56.793
‫تا کِی باید اینجا بشینیم

596
00:29:56.793 --> 00:29:59.170
‫تا تو یادت بیاد؟

597
00:30:01.006 --> 00:30:03.258
‫انقدر به گردنم خیره نشو.

598
00:30:04.301 --> 00:30:06.720
‫و نگو: «گردنت خیلی باریکه».

599
00:30:10.599 --> 00:30:11.641
‫خوبی؟

600
00:30:19.774 --> 00:30:21.276
‫چی دیدی؟

601
00:30:22.986 --> 00:30:25.155
‫پرید رفت.

602
00:30:26.614 --> 00:30:28.616
‫اون ویکودین‌ـه؟

603
00:30:28.742 --> 00:30:30.952
‫نه، یه تقویت‌کنندۀ کوچولوی حافظه.

604
00:30:33.038 --> 00:30:34.080
‫«فیزوستیگمین»؟

605
00:30:34.205 --> 00:30:35.749
‫دیوونه شدی؟

606
00:30:35.874 --> 00:30:38.418
‫داروهای آلزایمر باعث میشه مغزت
‫بیش از حد فعال بشه.

607
00:30:38.418 --> 00:30:39.878
‫هدفم همینه.

608
00:30:39.919 --> 00:30:42.088
‫شلیک‌های انفجاری نورونی‌ام رو تسریع می‌کنم

609
00:30:42.088 --> 00:30:43.381
‫و ولتاژ حافظه‌ام رو می‌برم بالا.

610
00:30:43.423 --> 00:30:44.883
‫و قلبت رو می‌ترکونی.

611
00:30:44.883 --> 00:30:46.051
‫چند تا مصرف کردی؟

612
00:30:46.176 --> 00:30:49.262
‫فقط الان؟
‫یا اونایی که توی مسیر مصرف کردم هم حسابه؟

613
00:30:53.433 --> 00:30:55.477
‫هاوس، این ارزشش رو نـ...

614
00:31:02.567 --> 00:31:03.818
‫هاوس؟

615
00:31:09.199 --> 00:31:10.784
‫چرا اینجایی؟

616
00:31:10.909 --> 00:31:13.244
‫فراتر از هر چیز دیگه‌ای
‫به دلیل و منطق اعتقاد داری.

617
00:31:13.286 --> 00:31:15.455
‫باید یه دلیلی داشته باشه.

618
00:31:15.580 --> 00:31:17.290
‫یه چیزی هست که باید بهم بگی.

619
00:31:17.415 --> 00:31:18.500
‫آره.

620
00:31:18.541 --> 00:31:19.709
‫من کی‌ام؟

621
00:31:20.585 --> 00:31:22.337
‫الان سؤال پرسیدی، جواب ندادی.

622
00:31:22.378 --> 00:31:23.379
‫کی هستی؟

623
00:31:23.505 --> 00:31:25.507
‫خودت می‌دونی کی هستم.

624
00:31:26.132 --> 00:31:28.593
‫اگه می‌دونستم، الان توی تخت‌خوابم
‫خوابیده بودم

625
00:31:28.635 --> 00:31:30.386
‫نه اینکه توی اتوبوس خیابون ششم...

626
00:31:30.386 --> 00:31:32.388
‫با «فیزوستیگمین» اوردوز کنم.

627
00:31:32.514 --> 00:31:35.016
‫جنس گردنبندم چیه؟

628
00:31:36.017 --> 00:31:38.186
‫- صمغ.
‫- من کی‌ام؟

629
00:31:38.311 --> 00:31:39.771
‫نمی‌دونم.

630
00:31:41.689 --> 00:31:43.233
‫چرا بیست سؤالی بازی می‌کنیم؟

631
00:31:43.358 --> 00:31:45.693
‫چون جواب رو نمی‌دونی.

632
00:31:45.819 --> 00:31:48.154
‫و اگه من ندونم، پس تو هم نمی‌دونی.

633
00:31:49.989 --> 00:31:51.658
‫ولی سرنخ‌ها رو می‌دونی.

634
00:31:51.783 --> 00:31:54.994
‫می‌دونم داره ضمیر ناخودآگاهت رو اذیت می‌کنه.

635
00:31:55.036 --> 00:31:56.955
‫جنس گردنبندم چیه؟

636
00:32:03.670 --> 00:32:04.796
‫نه.

637
00:32:06.131 --> 00:32:07.924
‫من کی‌ام؟

638
00:32:10.593 --> 00:32:12.804
‫با عقل جور در نمیاد.

639
00:32:13.805 --> 00:32:15.557
‫جنس گردنبندم چیه؟

640
00:32:22.063 --> 00:32:23.106
‫امبر.

641
00:34:20.973 --> 00:34:23.059
‫باید اینو بپیچم دورت.

642
00:34:30.400 --> 00:34:31.734
‫سردمه.

643
00:34:32.819 --> 00:34:34.862
‫خوابت نبره.

644
00:34:35.363 --> 00:34:37.198
‫فقط خوابت نبره.

645
00:35:30.418 --> 00:35:32.461
‫آقا، حالتون خوبه؟

646
00:35:33.754 --> 00:35:34.964
‫حالتون خوبه؟

647
00:35:36.215 --> 00:35:37.884
‫جایی‌تون صدمه دیده؟

648
00:35:47.602 --> 00:35:49.687
‫اونجا به حالتون رسیدگی می‌کنن.

649
00:36:30.478 --> 00:36:31.604
‫احمق!

650
00:36:31.646 --> 00:36:33.064
‫قلبت وایستاد!

651
00:36:34.398 --> 00:36:35.775
‫امبر.

652
00:36:37.526 --> 00:36:39.195
‫- چی؟
‫- امبر.

653
00:36:41.364 --> 00:36:42.865
‫امبر بود.

654
00:36:46.118 --> 00:36:47.411
‫توی اتوبوس بود.

655
00:36:47.536 --> 00:36:49.080
‫نزدیک بود خودتو بکُشی...

656
00:36:49.121 --> 00:36:51.832
‫اون‌وقت یه مُشت خیال‌پردازیِ
‫تحت تأثیر دارو بهمون تحویل دادی.

657
00:36:51.957 --> 00:36:53.584
‫اخیراً باهاش حرف زدی؟

658
00:36:53.709 --> 00:36:55.961
‫احتمالاً داره کار می‌کنه و...

659
00:36:56.003 --> 00:36:57.421
‫توی شیفت بوده.

660
00:36:57.922 --> 00:37:00.883
‫بهش زنگ زدم.

661
00:37:00.925 --> 00:37:02.385
‫بهم زنگ نزد...

662
00:37:06.138 --> 00:37:07.348
‫آخه...

663
00:37:07.515 --> 00:37:10.017
‫- چطور ممکنه...
‫- نمی‌دونم.

664
00:37:12.812 --> 00:37:14.438
‫زن ناشناس شماره ۲

665
00:37:18.693 --> 00:37:21.487
‫زن، اواخر نزدیک به ۳۰ سال،
‫آسیب کلیوی.

666
00:37:21.612 --> 00:37:23.989
‫امبر روی استخوونِ کتف راستش
‫ماه‌گرفتگی داره؟

667
00:37:29.954 --> 00:37:32.248
‫باهام توی اتوبوس بود.

668
00:37:36.085 --> 00:37:38.170
‫کسی که داره می‌میره اونه.

669
00:37:38.212 --> 00:37:44.718
‫«ارائه شده توسط سایت مووی شو»
‫«ترجمه از محمد سید»

