
1
00:00:05.839 --> 00:00:11.219
‫تایلر و من بحثمون شد...

2
00:00:44.544 --> 00:00:46.588
‫میخوای بخوابی یا نه؟

3
00:00:49.090 --> 00:00:50.425
‫همچنان میگم من یه گیاهخوارم.

4
00:00:50.508 --> 00:00:52.510
‫میتونی بگی یه فضانوردی،

5
00:00:52.594 --> 00:00:54.095
‫ولی باعث نمیشه حقیقت داشته باشه.

6
00:00:54.179 --> 00:00:56.222
‫ماهی سالمون سبزی نیست، فرنکی.

7
00:00:56.306 --> 00:00:58.600
‫خب، ظاهراً از 10 نفری که
‫کامنت گذاشتن 8 تاشون باهات موافقن،

8
00:00:58.600 --> 00:01:00.060
‫به جز قسمتی که گفتی،

9
00:01:00.143 --> 00:01:02.228
‫«هرچیزی بخوام رو باور میکنم».

10
00:01:02.312 --> 00:01:03.563
‫اون، به نظرشون یه کوچولو قضاوتی بوده.

11
00:01:03.646 --> 00:01:05.940
‫بحثمون رو گذاشتی رو اینترنت؟

12
00:01:06.024 --> 00:01:08.526
‫ازت خواستم دیگه درمورد من حرف نزنی.

13
00:01:08.610 --> 00:01:10.904
‫نمی‌خوام یه مُشت آدم که نمی‌شناسمشون...

14
00:01:10.987 --> 00:01:13.031
‫چیزهای رو بشنون که
‫قرار بوده بین من و تو باشه.

15
00:01:13.031 --> 00:01:15.325
‫من درمورد زندگیم می‌نویسم،

16
00:01:15.408 --> 00:01:16.701
‫و تو بخشِ بزرگی از زندگیمی.

17
00:01:16.785 --> 00:01:18.787
‫عالیه.
‫میخوام قسمت بزرگی از زندگیت باشم،

18
00:01:18.828 --> 00:01:20.872
‫ولی نمیخوام بخشِ بزرگی از زندگیِ اونا باشم.

19
00:01:21.372 --> 00:01:24.876
‫درش بیار. پاکش کن،
‫حذفش کن، از بین ببرش.

20
00:01:33.802 --> 00:01:35.220
‫بیخیال، مرد،
‫ساعت 2 صبحه،

21
00:01:35.303 --> 00:01:36.513
‫این دیوارها مثل دستمال کاغذی هستن.

22
00:01:36.596 --> 00:01:39.057
‫باید سه ساعت دیگه بیدار بشم
‫توی «ادیسون» سیم کِشی انجام بدم.

23
00:01:39.099 --> 00:01:40.391
‫شرمنده، سعی می‌کنیم آروم‌تر باشیم.

24
00:01:40.433 --> 00:01:41.476
‫ببخشید.

25
00:01:43.436 --> 00:01:44.979
‫فرنکی، چی شد؟

26
00:01:46.815 --> 00:01:49.192
‫نه، نه، اینی که فکر میکنی نیست.
‫یه مشکلی پیش اومده.

27
00:01:49.275 --> 00:01:51.611
‫به آدرس 152 «هیورهیل» یه ماشین پلیس لازم داریم.

28
00:01:51.694 --> 00:01:54.239
‫شما دو تا چی میگین؟

29
00:01:54.906 --> 00:01:56.366
‫خدای من.

30
00:01:58.785 --> 00:01:59.828
‫حالت خوبه؟

31
00:01:59.911 --> 00:02:02.038
‫فکر کنم داره از لثه‌هام میاد.

32
00:02:04.290 --> 00:02:15.969
‫«ارائه شده توسط سایت مووی شو»
‫| رضا کارگران |

33
00:02:38.324 --> 00:02:39.409
‫امشب چی کاره‌ای؟

34
00:02:39.492 --> 00:02:40.952
‫کف دستی می‌زنم.

35
00:02:41.035 --> 00:02:43.163
‫دوست داشتم دعوتت کنم،
‫ولی مردم الانش هم حرف در میارن.

36
00:02:43.246 --> 00:02:47.000
‫ناراحت‌کننده‌ست. شب‌هات رو بین
‫فیلم‌های ناجور و شبکه‌ی مستند تقسیم میکنی.

37
00:02:47.083 --> 00:02:50.420
‫درسته، آتاری بازی کردن انتخابِ خیلی بهتری‌ـه.

38
00:02:50.503 --> 00:02:55.258
‫خب، اون یه هدیه از طرف بیمارم بود،
‫و اتفاقاً تمرین خیلی خوبیه.

39
00:02:55.842 --> 00:02:58.094
‫یعنی،
‫کی دیگه فیلم کرایه میکنه؟

40
00:02:58.178 --> 00:02:59.888
‫نمیشه این چیزها رو توی اینترنت پیدا کنی؟

41
00:02:59.971 --> 00:03:03.725
‫میشه، ولی نمیشه دیسک دو
‫که نظرات کارگردان روشه رو گیر بیاری.

42
00:03:04.392 --> 00:03:06.853
‫امشب باهام بیا بیرون.
‫یه قرار سرعتیِ چند نفره دارم.

43
00:03:06.936 --> 00:03:08.980
‫اگه منظورت اینه که با مصرف شیشه قرار میذاری،
‫روم حساب کن.

44
00:03:09.063 --> 00:03:10.106
‫باید با یکی آشنا بشی.

45
00:03:10.148 --> 00:03:11.274
‫اینطوری، با 20 نفر آدم آشنا میشی.

46
00:03:11.357 --> 00:03:13.359
‫حینِ یه گفتگوی 5 دقیقه‌ایِ درمورد «پروست»؟
‫(یه نویسنده)

47
00:03:13.443 --> 00:03:14.736
‫قرارهای چند نفره واسه عیاشی‌ـه.

48
00:03:14.819 --> 00:03:17.405
‫آره، چند ده تا زن،
‫همینجوری منتظرن تا مُخشون زده بشه.

49
00:03:17.488 --> 00:03:21.326
‫احتمال اینکه پایانِ شادی داشته باشی
‫تقریباً به اندازه‌ی خونه موندن و فیلم ناجور نگاه کردنه.

50
00:03:30.543 --> 00:03:32.045
‫برنامه داری امروز کاری انجام بدی؟

51
00:03:32.128 --> 00:03:35.048
‫فکر کردم شاید عصر
‫یه کوچولو دکتریِ سبک انجام بدم.

52
00:03:35.131 --> 00:03:37.800
‫مونث 28 ساله،
‫اختلال انعقادی ناگهانی غیرقابل توضیح.

53
00:03:37.884 --> 00:03:39.552
‫میتونه «ترومبوسیتوپنی» مادرزادی باشه.

54
00:03:39.636 --> 00:03:40.762
‫پلاکت‌ها طبیعی به نظر میان.

55
00:03:40.887 --> 00:03:42.931
‫بیمار از طریق عکاسی آزاد پول در میاره.

56
00:03:42.972 --> 00:03:45.516
‫بعضی فرایندهای عکاسی
‫باعث تولید گازهای سمی میشن.

57
00:03:45.600 --> 00:03:48.269
‫نویسنده‌ی سایته. فکر نمی‌کنم
‫به جز دیجیتالی عکسی داشته باشه.

58
00:03:48.269 --> 00:03:52.190
‫درمورد چی سایت می‌نویسه؟ سیاست؟
‫تسلط در رابطه؟ آشپزی؟ دستور پخت لازم دارم.

59
00:03:52.273 --> 00:03:54.943
‫یه دفتر خاطرات شخصی‌ـه.
‫تو کَتم نمیره تمام زندگیت رو آنلاین بذاری.

60
00:03:55.068 --> 00:03:57.862
‫خیلی هم مسخره نیست.
‫حریم خصوصی اساساً یه اختراع مُدرن‌ـه.

61
00:03:57.946 --> 00:04:01.407
‫قبلاً شهرها اونقدر
‫کوچیک بودن که نمی‌شد هیچ رازی نگه داری.

62
00:04:01.491 --> 00:04:04.535
‫اگه مشکل از پلاکت‌ها نباشه چی،
‫از چسبی باشه که کنار هم نگهشون میداره؟

63
00:04:04.619 --> 00:04:07.121
‫نه، ترومبین و فاکتور «وُن ویله‌براند» طبیعی هستن.

64
00:04:07.247 --> 00:04:08.706
‫و زیادی دونستن درمورد همدیگه...

65
00:04:08.748 --> 00:04:11.626
‫دقیقاً دلیلیِ که مردم شهرک‌های کوچیک
‫رو ترک میکنن و میان به شهر بزرگ.

66
00:04:11.751 --> 00:04:13.169
‫و خیلی‌ها تصمیم میگیرن بمونن...

67
00:04:13.253 --> 00:04:16.923
‫چون در عوض نبود حریم خصوصی،
‫یه اجتماع داری، ارتباط...

68
00:04:17.006 --> 00:04:19.300
‫اَنگ‌های بزرگ روی پیشونی‌هامون.
‫(اشاره به رُمان داغِ ننگ)

69
00:04:19.384 --> 00:04:21.010
‫ارتباط و اینا واسه فرودگاه‌هاست.

70
00:04:21.094 --> 00:04:23.596
‫برای مردم،
‫بیشتر از 300 تا شبکه‌ی کابلی داریم.

71
00:04:23.680 --> 00:04:24.931
‫عکس‌هاش ممکنه دیجیتالی باشن،

72
00:04:25.014 --> 00:04:27.392
‫معنیش این نیست که
‫نمی‌تونسته در معرض یه سم دیگه باشه.

73
00:04:27.475 --> 00:04:28.810
‫باید آپارتمانش رو بگردیم.

74
00:04:28.893 --> 00:04:32.188
‫اَتَل، مَتَل، توتوله،
‫سیزده و کوچوله.

75
00:04:36.859 --> 00:04:38.278
‫این یکی قفله.

76
00:04:39.612 --> 00:04:42.615
‫تعجب میکنم که تصمیم گرفتی
‫سمتِ اجتماعی بودن رو بگیری.

77
00:04:42.699 --> 00:04:44.951
‫دوست‌های خودم رو دارم، از مردم خوشم میاد.

78
00:04:45.034 --> 00:04:47.203
‫از راز و رمز هم خوشت میاد.

79
00:04:48.162 --> 00:04:50.540
‫انکارش میکنی،
‫همین یه جورایی حرفم رو اثبات میکنه.

80
00:04:51.124 --> 00:04:54.919
‫وقتی با دستگاه‌های خودمون تنها گذاشته بشیم،
‫تصمیماتِ افتضاحی میگیریم.

81
00:04:58.339 --> 00:04:59.465
‫ندیده بگیرش.

82
00:04:59.549 --> 00:05:03.886
‫میتونم اون داخل صداتون رو بشنوم.
‫در رو باز کنید وگرنه زنگ می‌زنم پلیس.

83
00:05:04.012 --> 00:05:06.431
‫توی طبقه چهارم هستیم،
‫ولی یه پله‌ی اضطراری روی اون یکی دیوار هست.

84
00:05:06.514 --> 00:05:08.182
‫لبه‌ش ممکنه به اندازه کافی بزرگ باشه...

85
00:05:10.893 --> 00:05:12.895
‫ما دکتر هستیم.
‫چیزی رو نمی‌دزدیم.

86
00:05:12.979 --> 00:05:15.356
‫داریم نمونه‌گیری می‌کنیم.

87
00:05:16.858 --> 00:05:18.484
‫- شما کی هستی؟
‫- همسایه.

88
00:05:18.651 --> 00:05:19.694
‫خودشون گفتن که میتونین بیاین این تو؟

89
00:05:19.819 --> 00:05:21.738
‫آره. درمورد فرنکی و تیلور چی میدونی؟

90
00:05:21.821 --> 00:05:24.657
‫نه زیاد. مرده زیاد کار میکنه،
‫ولی فرنکی رو اینورا می‌بینم.

91
00:05:24.741 --> 00:05:27.952
‫هفته‌ای چندبار بحث می‌کنیم،
‫و بعدش برمیگردم سر کار و زندگیمون.

92
00:05:28.036 --> 00:05:29.078
‫درمورد چی بحث می‌کنید؟

93
00:05:29.162 --> 00:05:30.538
‫فرنکی یه سری نظرات محکمی داره.

94
00:05:30.538 --> 00:05:33.291
‫میخواد تک تک مولکول‌های زباله رو بازیافت کنه.

95
00:05:33.374 --> 00:05:35.376
‫مخالف بازیافت زباله‌ای؟

96
00:05:35.501 --> 00:05:38.921
‫جمع کردن زباله برای درست کردن
‫کود تمام موش‌های محله رو جذب خودش میکنه.

97
00:05:39.005 --> 00:05:40.715
‫مجبور شدم سم پاشی کنم.

98
00:05:40.840 --> 00:05:42.425
‫اون یه کشوی خصوصی‌ـه،
‫اونجا چی کار میکنی؟

99
00:05:42.508 --> 00:05:45.094
‫میگه هیچ رازی نداره،
‫دارم حرفش رو قبول میکنم.

100
00:05:45.094 --> 00:05:48.139
‫احتمالش هست فرنکی
‫به سمِ موش دست زده باشه؟

101
00:05:48.222 --> 00:05:49.682
‫دست زده باشه؟
‫یه بار یه تیکه بزرگ از سم رو...

102
00:05:49.682 --> 00:05:52.226
‫صاف از توی دهنِ سگی که توی راهرو بود در آورد.

103
00:05:52.352 --> 00:05:55.355
‫حالا هر دفعه که سم میذارم،
‫همه رو جمع میکنه.

104
00:06:21.047 --> 00:06:22.215
‫با خودت نفر آوردی؟

105
00:06:22.298 --> 00:06:23.966
‫به نظر ویلسون فکر خوبی بود.

106
00:06:23.966 --> 00:06:25.468
‫باید برگردی توی استخر آشنایی.

107
00:06:25.551 --> 00:06:27.011
‫و باید تو مال ما شنا کنی؟

108
00:06:27.095 --> 00:06:29.597
‫وقتی میری رستوران،
‫دوست‌های بی‌ریختت رو میاری.

109
00:06:29.722 --> 00:06:31.599
‫مسابقه‌ی زیبایی که نیست.

110
00:06:31.682 --> 00:06:33.309
‫کُل زندگی یه مسابقه زیبایی‌ـه.

111
00:06:33.393 --> 00:06:36.187
‫دختر کوچولوهایی که قورباغه‌ها رو
‫ماچ میکنن انتظار دارن تبدیل بشن به تو.

112
00:06:36.270 --> 00:06:38.523
‫ولمون کن،
‫من اونقدر خوش قیافه نیستم.

113
00:06:38.606 --> 00:06:39.732
‫آره، هستی.

114
00:06:41.776 --> 00:06:43.277
‫یه جورایی هستی.

115
00:06:43.403 --> 00:06:45.279
‫پس تمام ارتباط‌هایی که داشتم...

116
00:06:45.363 --> 00:06:47.448
‫مربوط به ارتفاع استخوان گونه‌م می‌دونین؟

117
00:06:47.573 --> 00:06:49.200
‫نه تمام مدتِ رابطه،
‫فقط اولش.

118
00:06:49.283 --> 00:06:51.119
‫- بقیه‌ش به خاطر موهاته.
‫- مسخره‌ست.

119
00:06:51.244 --> 00:06:54.122
‫زن‌ها به اندازه ما سر ظواهر حواسشون پرت نمیشه.

120
00:06:54.247 --> 00:06:55.581
‫عمیق‌تر نگاه میکنن.

121
00:06:57.250 --> 00:06:58.418
‫میخوای شرط ببندی؟

122
00:06:59.419 --> 00:07:01.796
‫نمی‌‎تونی به هیچکس بگی یه دکتری.
‫کار نداری.

123
00:07:01.921 --> 00:07:04.799
‫یه خورده خنگ هم هستی.
‫هرچیزی میگن رو اشتباه متوجه میشی.

124
00:07:04.924 --> 00:07:06.592
‫و لهجه‌ت هم بذار کنار.

125
00:07:06.676 --> 00:07:09.887
‫صد دلار شرط می‌بندم
‫با اینحال با کُلی اسم خانم از اینجا میری.

126
00:07:11.097 --> 00:07:13.891
‫خانم‌ها و آقایون،
‫خوش گذرونی داره شروع میشه.

127
00:07:14.809 --> 00:07:15.852
‫من اُنکولوژیستم.

128
00:07:15.935 --> 00:07:19.772
‫عمه‌م و مامان‌بزرگم،
‫جفتشون از سرطان سینه مُردن.

129
00:07:20.523 --> 00:07:22.400
‫میخوای درموردش حرف بزنی؟

130
00:07:24.902 --> 00:07:26.737
‫من متخصص تشخیص بیماریم.

131
00:07:28.364 --> 00:07:30.283
‫می‌فهمم مشکل مردم چیه و درستش میکنم.

132
00:07:30.408 --> 00:07:32.577
‫همه دکترها همین کار رو نمیکنن؟

133
00:07:33.619 --> 00:07:36.414
‫آره، ولی مثل من رقص بلد نیستن.

134
00:07:38.624 --> 00:07:40.126
‫من بازیِ ویدئویی میکنم.

135
00:07:40.209 --> 00:07:41.878
‫اُه، حرفه‌ای؟

136
00:07:44.422 --> 00:07:45.923
‫کاش، داش.

137
00:07:46.424 --> 00:07:50.595
‫بعد از 6 ماه شیمی‌درمانی،
‫فکر کردیم از جای سختش عبور کرده.

138
00:07:52.430 --> 00:07:54.390
‫- من بچه نمیخوام.
‫- تیک خورد.

139
00:07:54.474 --> 00:07:56.559
‫تو فکر اینم که سایزم رو بزرگ‌تر کنم.

140
00:07:56.642 --> 00:07:57.727
‫چهار تا تیک زده شد.

141
00:07:57.810 --> 00:07:59.770
‫و طرفدار دو آتیشه‌ی خدام.

142
00:08:01.272 --> 00:08:02.607
‫من شکلات سازم.

143
00:08:02.690 --> 00:08:04.484
‫از لگنت مشخصه.

144
00:08:05.610 --> 00:08:08.613
‫آره، گمونم اگه چند کیلو کم کنم بد نیست.

145
00:08:10.156 --> 00:08:12.241
‫فکر نکنم کسی رو بشناسم که از سرطان مُرده باشه.

146
00:08:12.325 --> 00:08:16.162
‫خدا رو شکر. واسه تو، منظورمه.
‫مشخصاً.

147
00:08:16.287 --> 00:08:20.458
‫به جز گربه‌م.
‫چند ماه پیش مُرد.

148
00:08:21.626 --> 00:08:22.627
‫از این چیزها متنفرم.

149
00:08:22.752 --> 00:08:25.796
‫تفنگ رو سرت گذاشتن که بیای؟
‫میخوای زنگ بزنم پلیس؟

150
00:08:26.339 --> 00:08:29.759
‫یه دوست کِشوندم اینجا.
‫همیشه سعی میکنه زندگی من رو درست کنه،

151
00:08:29.842 --> 00:08:33.763
‫که، اعتراف میکنم،
‫خوبه برام، ولی با اینحال، آزاردهنده‌ست.

152
00:08:34.514 --> 00:08:36.307
‫از معما خوشت میاد.

153
00:08:36.807 --> 00:08:39.185
‫امیدوار بودم کارم
‫اجازه بده تمام روز با معماها بازی کنم،

154
00:08:39.310 --> 00:08:41.646
‫ولی اونطوری از آب در نیومد.

155
00:08:42.104 --> 00:08:45.149
‫کارآگاه پلیس هستم.
‫معلوم شد مُجرم‌ها یه مُشت احمقن.

156
00:08:45.274 --> 00:08:49.320
‫اگه به خودشون زحمت نمیدن
‫برات چالش درست کنن، فایده‌ش چیه؟

157
00:08:52.323 --> 00:08:54.408
‫اینجا آژیرِ آتیش‌سوزی
‫داره که بتونیم فعالش کنیم؟

158
00:08:54.492 --> 00:08:56.202
‫شاید از اینجا بزنیم بیرون.

159
00:08:58.162 --> 00:09:02.333
‫جز اینکه شاید بیش از حد «سُوآفت» هستی.

160
00:09:04.001 --> 00:09:05.419
‫معذرت میخوام؟

161
00:09:05.503 --> 00:09:07.630
‫سوآفت.
‫یکی از جواب‌های جدولته.

162
00:09:07.713 --> 00:09:09.590
‫فکر کنم معنیش،
‫«دروغگوی دَغل کار» باشه.

163
00:09:09.674 --> 00:09:11.425
‫«که به مردها هرچی دلشون میخواد بشنون رو میگه».

164
00:09:11.509 --> 00:09:14.178
‫به عنوان شروع کننده‌ی صحبت یه کمک آوردی،

165
00:09:14.303 --> 00:09:16.514
‫روزنامه رو تا زدی که به نظر خونده شده بیاد،
‫چند تا جواب پُر کردی،

166
00:09:16.639 --> 00:09:17.932
‫ولی زحمت ندادی روش کار کنی،

167
00:09:18.015 --> 00:09:19.809
‫واسه همین حروف اَلَکی توش نوشتی.

168
00:09:19.892 --> 00:09:22.436
‫به عنوان یه دروغگو
‫یه سری مهارت‌های طبیعی داری،

169
00:09:22.520 --> 00:09:24.480
‫ولی به اندازه کافی مغز نداری که کاملشون کنی.

170
00:09:24.564 --> 00:09:26.399
‫میخوام فرض کنم پلیس نیستی.

171
00:09:27.984 --> 00:09:30.027
‫5 دقیقه تموم شد؟

172
00:09:38.911 --> 00:09:41.872
‫این زن‌ها خوشحال میشن باهاشون تماس بگیری.

173
00:09:41.998 --> 00:09:45.167
‫و این زن‌ها خوشحال میشن شما باهاشون تماس بگیری.

174
00:09:49.505 --> 00:09:50.673
‫خدایا.

175
00:10:01.517 --> 00:10:03.269
‫خوبه که ملاقاتی داری.

176
00:10:03.394 --> 00:10:04.395
‫دارم سایتم رو به روز رسانی میکنم.

177
00:10:04.478 --> 00:10:06.397
‫و من دارم می‌خونمش.

178
00:10:07.273 --> 00:10:09.900
‫متوجه هستین که توی یه اتاق نشستین.

179
00:10:10.943 --> 00:10:12.236
‫ببخشید.

180
00:10:13.613 --> 00:10:15.114
‫خب درمورد حرفی که زدی فکر کردم،

181
00:10:15.239 --> 00:10:17.908
‫و مطمئنم که بعد از
‫دور انداختن سمِ موش دست‌هام رو شستم.

182
00:10:18.034 --> 00:10:20.494
‫ظاهراً چند بار طی چند روز انجامش دادی.

183
00:10:20.578 --> 00:10:21.579
‫کار از محکم کاری عیب نمیکنه.

184
00:10:21.662 --> 00:10:23.205
‫تو باید دکتر فورمن باشی.

185
00:10:24.957 --> 00:10:26.292
‫- برمیگردم سر کار.
‫- باشه.

186
00:10:26.417 --> 00:10:27.752
‫- سخت نگیر.
‫- باشه.

187
00:10:29.587 --> 00:10:31.422
‫چیه؟ سایتم رو می‌خونه.

188
00:10:34.925 --> 00:10:36.636
‫شخصاً، اصلاً فکر نمی‌کنم خود برتر بین باشی.

189
00:10:36.761 --> 00:10:39.305
‫چیزی که نوشتم این نیست.
‫وقتی داشتین سابقه‌م رو می‌گرفتین،

190
00:10:39.430 --> 00:10:41.307
‫گفتم که 6 ماه پیش رفتم قایق‌رانی توی رودخونه،

191
00:10:41.432 --> 00:10:43.517
‫و تو گفتی «بعیده مرتبط با بیماری باشه».

192
00:10:43.601 --> 00:10:45.019
‫فقط داشتم بهت اطلاعات میدادم.

193
00:10:45.102 --> 00:10:46.520
‫بیا قبول کنیم،
‫یه کوچولو گنده دماغ شدی.

194
00:10:46.604 --> 00:10:48.314
‫نمیشه طرز حرف زدن رو با نوشتار منتقل کرد.

195
00:10:48.397 --> 00:10:49.690
‫فقط حرفی که زدی نوشتم.

196
00:10:49.774 --> 00:10:51.233
‫اگه نمیخوای مردم فکر کنن خود برتر بینی،

197
00:10:51.317 --> 00:10:54.195
‫شاید نباید حرف‌های خود برتر بینانه بزنی.

198
00:10:54.445 --> 00:10:56.906
‫میشه یه ثانیه صبر کنین؟
‫چون باید ادرار کنم.

199
00:11:01.994 --> 00:11:05.956
‫به نظر من مردم بد رفتار میکنن
‫چون هیچ‌جا ثبت نمیشه که چی میگیم یا انجام میدیم،

200
00:11:06.082 --> 00:11:08.834
‫و هیچکس دیگه باور نداره که خدا نگاه میکنه.

201
00:11:08.959 --> 00:11:10.378
‫خب، خدا نمیکنه، ولی من میکنم.

202
00:11:10.461 --> 00:11:14.131
‫همه چیز ثبت میشه،
‫از جمله تمام کارهایی که من میکنم.

203
00:11:15.299 --> 00:11:18.010
‫فکر نکنم ادرارم باید رنگ گِل داشته باشه.

204
00:11:22.264 --> 00:11:23.974
‫درمورد سمِ موش اشتباه میکردیم.

205
00:11:29.146 --> 00:11:31.941
‫مشکل انعقادی به علاوه کلیه میشه چی؟

206
00:11:32.608 --> 00:11:34.276
‫سندروم اورمیک همولیتیک.

207
00:11:34.360 --> 00:11:36.070
‫سطح کراتینین طبیعی‌ـه.

208
00:11:36.153 --> 00:11:38.072
‫مقدار کلسترولش بالا رفته.

209
00:11:38.155 --> 00:11:40.825
‫هی، ولیسون!
‫فیلم‌هام رو نمیتونم پیدا کنم.

210
00:11:42.993 --> 00:11:44.495
‫سعی کردی یه جایزه واسش بذاری؟

211
00:11:44.620 --> 00:11:47.748
‫بیماری «گوشر». توانایی
‫تولیدِ ویتامین «ک» رو تحت‌تأثیر قرار میده.

212
00:11:47.832 --> 00:11:49.417
‫رژیم غذایی نیمه‌ی گیاهخواری داره.

213
00:11:49.500 --> 00:11:51.001
‫یعنی یه عالمه ویتامین «ک» دریافت میکنه.

214
00:11:51.127 --> 00:11:52.920
‫«شوگرن» خیلی محتمل‌تره.

215
00:11:53.003 --> 00:11:54.922
‫فکر کنم وقتی گردگیری میکردی برشون داشتی.

216
00:11:55.005 --> 00:11:58.259
‫کشوها رو نگاه کردم، زیر پنجره،
‫دی‌وی‌دی پلیر توی اتاقت.

217
00:11:58.342 --> 00:12:00.803
‫ساکت‌ها همیشه عمیقاً سرکوب شده‌ن.

218
00:12:00.886 --> 00:12:02.930
‫پسشون دادم به فروشگاه.

219
00:12:03.013 --> 00:12:04.765
‫چند شب پیش شام ماهی خورده.

220
00:12:04.849 --> 00:12:06.934
‫ممکنه بیماری «هاف» باشه
‫که باعث صدمه‌ی عضلانی شده.

221
00:12:07.017 --> 00:12:09.520
‫چی؟ چرا به فروشگاه پسشون دادی؟

222
00:12:09.603 --> 00:12:12.356
‫زحمتی نداشت، به هرحال
‫مجبور بودم برم خشکشویی که کنارشه.

223
00:12:12.440 --> 00:12:14.942
‫شوگرن آنزیم‌های انعقادی رو مهار میکنه،
‫به کلیه‌ها صدمه می‌زنه،

224
00:12:15.025 --> 00:12:16.527
‫- همه چیز رو توضیح میده.
‫- بیماری «هاف» هم همینطور.

225
00:12:16.610 --> 00:12:18.279
‫ازت تشکر نمیکنم،
‫دارم می‌پرسم چرا.

226
00:12:18.362 --> 00:12:21.699
‫چون اگه دیشب خانمی رو می‌آوردم خونه،

227
00:12:21.824 --> 00:12:25.453
‫میخواستم یه منطقه‌ی بدون فیلم ناجور باشه.

228
00:12:28.497 --> 00:12:32.376
‫متوجه هستی که لازم نیست اشیاء
‫حتماً جوراب باشن تا برن توی کشوی جوراب‌ها.

229
00:12:32.460 --> 00:12:35.045
‫متأسفم.
‫شدیداً، افتضاحاً متأسفم.

230
00:12:35.129 --> 00:12:38.048
‫فکر کردم همه‌شون رو دیدی.

231
00:12:40.217 --> 00:12:42.636
‫کاملاً صبحم رو خراب کردی.

232
00:12:42.720 --> 00:12:44.764
‫مجبور شدم عکس‌های خانوادگی قدیمیت رو پیدا کنم.

233
00:12:45.765 --> 00:12:47.850
‫مامانت خیلی جذابه.

234
00:12:51.520 --> 00:12:53.647
‫بیماری «هاف» از نظر زمان‌بندی بهترینه.

235
00:12:53.731 --> 00:12:56.066
‫براش سرم «سالین» و «مانیتول» شروع کنین.

236
00:13:06.076 --> 00:13:07.453
‫داری سایتِ بیمارت رو می‌خونی؟

237
00:13:07.536 --> 00:13:08.662
‫نه.

238
00:13:09.371 --> 00:13:12.124
‫بهتره بخونی.
‫ممکنه سرنخ داشته باشه.

239
00:13:13.083 --> 00:13:15.503
‫زیادی داره.
‫مثل این می‌مونه که تمام بدن رو اسکن کنیم،

240
00:13:15.586 --> 00:13:17.838
‫سمتِ هشت تا مسیر غیر قطعی می‌فرستمون.

241
00:13:17.922 --> 00:13:19.131
‫واسه همین چِیس داره انجامش میده.

242
00:13:21.091 --> 00:13:22.885
‫به تو اشاره میکنه.

243
00:13:22.968 --> 00:13:24.094
‫هیچوقت منو ندیده.

244
00:13:25.596 --> 00:13:28.808
‫تو یه حضورِ نادیده‌ای،
‫مثل جادوگر شهر «اُز».

245
00:13:28.933 --> 00:13:32.269
‫اون که یه شیاد بود.
‫نمی‌تونست بگه مثل «کایزر سوزه» هستم؟

246
00:13:32.394 --> 00:13:34.688
‫حالا که حرف از فیلم‌هایی شد
‫که منطقی پشتشون نیست،

247
00:13:34.772 --> 00:13:37.775
‫یه سر رفتم فروشگاه کرایه تا اون فیلم‌ها رو پس بگیرم.

248
00:13:37.900 --> 00:13:40.361
‫به بابایی که پشت میز بود
‫گفتم خیلی متشکرم که پسشون دادی،

249
00:13:40.444 --> 00:13:44.114
‫ولی می‌خواستمشون، و حدس بزن چی شد؟
‫تو فقط دو تا رو پس دادی.

250
00:13:44.824 --> 00:13:46.492
‫سومی رو گم کردی.

251
00:13:47.576 --> 00:13:50.788
‫لطف کردی که پولش رو دادی،
‫نذاشتی بزنن به حسابم.

252
00:13:50.913 --> 00:13:52.122
‫میدونی...

253
00:13:53.290 --> 00:13:54.875
‫میتونم اتفاقی که افتاده رو توضیح بدم.

254
00:13:54.959 --> 00:13:56.043
‫مطمئنم میتونی،

255
00:13:56.126 --> 00:13:58.629
‫ولی به جای اینکه دروغ‌هات رو گوش بدم،
‫فکر کردم بهتر میشه...

256
00:13:58.671 --> 00:14:01.298
‫تمام شهر رو رانندگی کنم و یه کپی دیگه بگیرم.

257
00:14:02.967 --> 00:14:04.760
‫اینجا داریش؟

258
00:14:17.439 --> 00:14:20.818
‫اُه، خدا. خدایا.

259
00:14:21.110 --> 00:14:24.280
‫باشه، اولاً اون من نیستم.

260
00:14:24.363 --> 00:14:25.990
‫نیست.. اکثراً...

261
00:14:26.657 --> 00:14:31.996
‫تو دانشگاه بودم! نمیدونم..
‫هم‌اتاقیم توی رشته‌ی فیلم‌سازی بود.

262
00:14:32.454 --> 00:14:34.081
‫تنفست بالا رفته؟

263
00:14:34.164 --> 00:14:36.917
‫یادت باشه که پوشوندن دهن و
‫یکی از سوراخ‌های بینی‌ت میتونه کمک کنه.

264
00:14:37.001 --> 00:14:40.421
‫مجبور بود اینو واسه یه کلاسش بگیره،
‫و چاره‌ای نداشت.

265
00:14:40.504 --> 00:14:43.674
‫و تنها دلیلی که انجامش دادم واسه
‫این بود که هیچکس هیچوقت نمی‌بینتش.

266
00:14:43.799 --> 00:14:46.010
‫کی میدونست که واقعاً یه کارگردان میشه؟

267
00:14:46.093 --> 00:14:48.888
‫اون یه کارگردان نیست،
‫یه هنرمندـه.

268
00:14:51.098 --> 00:14:53.893
‫تو چی هستی؟
‫منو کجا می‌بری؟

269
00:14:54.018 --> 00:14:55.603
‫ترس نداشته باش.

270
00:14:55.686 --> 00:14:58.397
‫پری‌های جنگلی بهم یاد دادن
‫چطور یه زن رو راضی نگه دارم.

271
00:14:58.397 --> 00:15:01.191
‫اون من نیستم! من نیستم.
‫میتونی ببینی که من نیستم!

272
00:15:04.069 --> 00:15:08.032
‫صحنه‌های اضافه گذاشته روش
‫تا بتونه جای همچین فیلمی منتشرش کنه.

273
00:15:08.157 --> 00:15:11.535
‫ترس نداشته باش، ویلسون.
‫به خاطر هنرت خطر کردی.

274
00:15:12.703 --> 00:15:14.038
‫اُه، پسر.

275
00:15:17.666 --> 00:15:22.838
‫هیچکس.. هی، منو ببین.
‫هیچکس نباید درمورد این بفهمه.

276
00:15:23.839 --> 00:15:26.717
‫از این لحظه به بعد،
‫لب‌هام مُهر و موم شده‌ست.

277
00:15:33.265 --> 00:15:34.850
‫- شرمنده.
‫- اشکال نداره.

278
00:15:34.934 --> 00:15:36.101
‫ترس نداشته باش.

279
00:15:41.690 --> 00:15:43.233
‫چیزی پیدا کردی؟

280
00:15:43.901 --> 00:15:47.988
‫مربوط؟ نه.
‫جالب؟ گمونم.

281
00:15:48.072 --> 00:15:51.200
‫چیزی نیست که به اشتراک نذاره.
‫«رابطه‌ی عصبانی رو زیادی مهم کردن».

282
00:15:51.283 --> 00:15:53.911
‫«چطور ازم انتظار داره تحریک بشم
‫وقتی اینقدر از دستش عصبانیم؟»

283
00:15:54.036 --> 00:15:56.288
‫افشاگری‌های این شکلی
‫ممکنه یه کلیه‌ی جدید براش جور کنه.

284
00:15:56.413 --> 00:15:58.499
‫یه ساعت بعد از اینکه درمورد
‫نارسایی کلیه‌ش تو سایت نوشت،

285
00:15:58.582 --> 00:16:00.960
‫بیمارستان یه تماس از سنگاپور دریافت کرد.

286
00:16:01.085 --> 00:16:04.463
‫یکی از خواننده‌های فرنکی
‫پرسیده بود اهدای کلیه چقدر سخت میتونه باشه.

287
00:16:07.633 --> 00:16:09.760
‫من چقدر خوش قیافه‌م؟

288
00:16:12.638 --> 00:16:14.264
‫ازت نمی‌پرسم به نظرت جذاب میام،

289
00:16:14.306 --> 00:16:16.183
‫دنبال یه جوابِ بی‌طرفانه میگردم.

290
00:16:16.266 --> 00:16:18.394
‫اُه، باشه،
‫در این صورت سوالِ ناجوری نیست.

291
00:16:18.477 --> 00:16:21.563
‫دیشب مثل یه کودنِ واقعی
‫رفتار کردم تا به هاوس ثابت کنم...

292
00:16:21.647 --> 00:16:23.440
‫که زن‌ها به خاطر قیافه‌م باهام بیرون نمیرن.

293
00:16:23.565 --> 00:16:27.111
‫صد دلار برام خرج داشت به علاوه‌ی تعریفم از خودم.
‫و زن‌ها.

294
00:16:27.236 --> 00:16:29.446
‫پس با مردها قرار بذار، اونا اصلاً سطحی نیستن.

295
00:16:30.280 --> 00:16:31.615
‫- همه چیز فیزیکیه.
‫- بله،

296
00:16:31.740 --> 00:16:33.909
‫ما موجودات فیزیکی‌ای هستیم.
‫بعضی‌ها بیشتر از بقیه.

297
00:16:33.993 --> 00:16:36.370
‫لطفاً تمام جنسِ منو بر اساس یه شب تعریف نکن.

298
00:16:36.453 --> 00:16:39.289
‫نه. اگه مشکل بیمارمون یه واکنش فیزیکی باشه چی،

299
00:16:39.373 --> 00:16:40.874
‫نه یه واکنش احساسی؟

300
00:16:40.958 --> 00:16:44.086
‫اگه نبود تحریک ربطی
‫به دعواشون نداشته باشه چی؟

301
00:16:44.169 --> 00:16:46.630
‫شوگرن ترشحاتِ طبیعی‌ش رو مهار میکرده.

302
00:16:51.135 --> 00:16:54.596
‫ببخشید که بیدار نگهت داشتم.
‫فکر کردم بهتره تا صبح صبر نکنیم.

303
00:16:54.680 --> 00:16:57.307
‫اُه، مشکلی نیست،
‫من یه جغدِ شبم.

304
00:16:59.143 --> 00:17:04.189
‫پس فکر میکنی ممکنه این شوگرن
‫رو داشته باشم چون چیزی ترشح نکردم؟

305
00:17:04.314 --> 00:17:06.984
‫بله. شانس آوردیم درموردش نوشته بودی.

306
00:17:07.609 --> 00:17:09.987
‫و داری فکر میکنی، یه ذره
‫مسخره‌ست که اینقدر به اشتراک میذارم.

307
00:17:10.112 --> 00:17:14.533
‫مسخره نه، غیر معموله،
‫که با کس‌هایی که نمی‌شناسی اینقدر صمیمی بشی.

308
00:17:14.658 --> 00:17:17.995
‫ولی می‌شناسمشون. سایتم رو می‌خونن،
‫من رو سایت اونا نظر میدم.

309
00:17:18.120 --> 00:17:19.705
‫فقط چون فیزیکی کسی رو ندیدی...

310
00:17:19.830 --> 00:17:21.165
‫معنیش این نیست که نمی‌شناسیشون.

311
00:17:21.248 --> 00:17:23.667
‫تو چطور؟
‫با کسی توی رابطه‌ای؟

312
00:17:24.877 --> 00:17:26.170
‫تازگی تموم شده.

313
00:17:26.253 --> 00:17:27.504
‫متأسفم.

314
00:17:27.629 --> 00:17:30.174
‫صاف روی پشتت دراز بکش، کامل.

315
00:17:34.011 --> 00:17:35.763
‫ولی هر روز همدیگه رو می‌دیدین، درسته؟

316
00:17:35.846 --> 00:17:37.806
‫چقدر درمورد افکارت بهش می‌گفتی؟

317
00:17:37.890 --> 00:17:40.517
‫یا در نهایت فقط درمورد جایی
‫که واسه شام میخواستین برین حرف می‌زدین...

318
00:17:40.517 --> 00:17:43.312
‫یا اینکه کی باید لباس‌ها رو بشوره؟

319
00:17:44.188 --> 00:17:46.190
‫رابطه‌ت با تایلر این شکلیه؟

320
00:17:46.190 --> 00:17:47.316
‫نه.

321
00:17:48.358 --> 00:17:49.818
‫خب، شاید یه کوچولو.

322
00:17:50.736 --> 00:17:52.529
‫اون عالیه، ولی بعضی وقت‌ها...

323
00:17:52.613 --> 00:17:56.033
‫راحت‌تره که سفره‌ی دلت رو
‫واسه کس‌هایی که نگاهت نمیکنن باز کنی.

324
00:17:57.076 --> 00:17:59.078
‫واسه اینکه ایکس‌ری رو بگیریم باید صاف بخوابی.

325
00:17:59.203 --> 00:18:02.748
‫راستش روی پشتم راحت نیستم.
‫نمیشه اینطوری انجامش بدیم؟

326
00:18:02.873 --> 00:18:03.999
‫به عضله‌ت فشار آوردی؟

327
00:18:04.083 --> 00:18:05.209
‫نه.

328
00:18:06.960 --> 00:18:08.462
‫مشکل چیه؟

329
00:18:14.885 --> 00:18:16.678
‫بیمارمون رو گذاشتم تو صف جراحی قلب.

330
00:18:16.762 --> 00:18:20.015
‫داشتم غده‌هاش رو سونوگرافی
‫میکردم و نمیخواست به پشتش دراز بکشه.

331
00:18:20.099 --> 00:18:22.893
‫اون شکایت رو از کس‌هایی
‫می‌شنویم که مشکل دریچه‌ی قلب دارن.

332
00:18:22.976 --> 00:18:25.104
‫می‌خوره.
‫شوگرن به قلب آسیب می‌زنه،

333
00:18:25.229 --> 00:18:27.397
‫باعث مشکلاتِ انعقادیش میشه،
‫باعث نارسایی کلیه‌هاش میشه.

334
00:18:27.481 --> 00:18:30.651
‫تمام این‌ها رو بر اساس اینکه
‫نمی‌خواسته دراز بکشه نتیجه‌گیری کردی؟

335
00:18:30.734 --> 00:18:35.322
‫اون و اِکوی قلبی که بعد از
‫وقتی نخواست دراز بکشه گرفتم.

336
00:18:36.907 --> 00:18:39.118
‫دریچه‌ی میترالش کم مونده نابود بشه،

337
00:18:39.201 --> 00:18:40.911
‫که یعنی خانم کم مونده نابود بشه.

338
00:18:43.497 --> 00:18:45.082
‫خدایا، چقدر خوشگلی.

339
00:18:50.170 --> 00:18:54.842
‫پس میتونیم دریچه میترال رو
‫با یه دریچه خوکی یا پلاستیکی جایگزین کنیم.

340
00:18:54.925 --> 00:18:56.844
‫از یه خوکِ واقعی؟

341
00:18:56.927 --> 00:19:00.013
‫اگه بخوای یه روزی بچه
‫داشته باشی انتخابِ بهتریه.

342
00:19:00.097 --> 00:19:02.683
‫دریچه پلاستیکی
‫لازم داره که ضد لخته مصرف کنی،

343
00:19:02.766 --> 00:19:04.351
‫که شناخته شده باعث نقص‌های حین تولد میشه.

344
00:19:04.434 --> 00:19:07.271
‫در طرف دیگه،
‫دریچه خوکی سریع فرسوده میشه،

345
00:19:07.354 --> 00:19:10.524
‫پس لازمه ده سال دیگه
‫دوباره جراحی قلب داشته باشی.

346
00:19:10.607 --> 00:19:14.611
‫میدونم درمورد بچه داشتن دو به شکی،
‫ولی تایلر واقعاً بچه میخواد.

347
00:19:17.114 --> 00:19:18.448
‫توی سایت نوشته.

348
00:19:18.574 --> 00:19:22.953
‫متأسفانه شما دوتا مجبورین زودتر
‫از چیزی که برنامه‌تون بود راجبش حرف بزنین.

349
00:19:30.961 --> 00:19:32.421
‫تصمیمِ توـه.

350
00:19:35.465 --> 00:19:36.925
‫میشه لپ‌تاپم رو بهم بدی؟

351
00:19:37.801 --> 00:19:39.678
‫- جدی؟
‫- میخوام یه مقدار بازخورد بگیرم.

352
00:19:39.803 --> 00:19:41.889
‫واقهاً فکر میکنی سوال کردن از غریبه‌ها...

353
00:19:41.972 --> 00:19:45.309
‫واسه یه جوابی که یهو به ذهنشون
‫می‌رسه قراره اینجا کمک‌کننده باشه؟

354
00:19:45.434 --> 00:19:47.352
‫خیلی از خواننده‌هات دنبال حقوق حیوانات هستن.

355
00:19:47.477 --> 00:19:49.229
‫باعث شدن دو سوم گیاهخوار بشی،

356
00:19:49.313 --> 00:19:52.441
‫درمورد اینکه بخوای جونت رو
‫در اضای جون یه خوک بخری چی میخوان بگن؟

357
00:19:52.524 --> 00:19:54.401
‫هرچیزی که بگن،
‫مجبور نیستم انجامش بدم.

358
00:19:54.484 --> 00:19:55.611
‫اونطوری جواب نمیده،

359
00:19:55.694 --> 00:19:58.864
‫و ما کس‌هایی هستیم که
‫باید با این شرایط زندگی کنیم.

360
00:19:59.114 --> 00:20:02.326
‫لطفاً، فرنکی.
‫بهشون نگو.

361
00:20:04.661 --> 00:20:08.165
‫اگه بخوام گزینشی انتخاب کنم چی بذارم،
‫اونجوری یه فریبکارم.

362
00:20:08.874 --> 00:20:10.292
‫متأسفم.

363
00:20:26.016 --> 00:20:27.309
‫مرسی.

364
00:20:42.324 --> 00:20:45.535
‫اگرچه گمونم باید از هرکسی که
‫یادت داده چطوری یه زن رو راضی کنی تشکر کنم.

365
00:20:50.415 --> 00:20:52.834
‫شاید کار پری‌های جنگلی بوده.

366
00:20:59.549 --> 00:21:01.718
‫پوستر فیلمِ «سرگیجه‌»ـم رو برگردون.

367
00:21:05.722 --> 00:21:08.183
‫ترس نداشته باش، بقیه‌ش دقیقه.

368
00:21:09.184 --> 00:21:10.394
‫باشه.

369
00:21:15.399 --> 00:21:16.566
‫سلام.

370
00:21:17.401 --> 00:21:19.903
‫دنبال اینم که یه خُرده شیشه از هاوس پیدا کنم.

371
00:21:20.028 --> 00:21:23.323
‫نمی‌تونستی راحت رازش رو از پری‌های عشق بخوای؟

372
00:21:23.407 --> 00:21:24.658
‫نکن.

373
00:21:24.741 --> 00:21:29.329
‫مأموریت من اینه که چیزی
‫پیدا کنم که هاوس دوست نداره عمومی بشه،

374
00:21:29.413 --> 00:21:31.039
‫و عمومیش کنم.

375
00:21:32.040 --> 00:21:33.292
‫هستم.

376
00:21:34.167 --> 00:21:36.044
‫ولی تو بهتر از هرکسی می‌شناسیش،
‫کمکِ منو میخوای چی کار؟

377
00:21:36.128 --> 00:21:38.380
‫هاوس هیچوقت یه چیز
‫محرمانه رو توی ساختمون نمیذاره.

378
00:21:38.422 --> 00:21:42.509
‫ولی تو برای سال‌های متوالی
‫توی یه دفتر باهاش کار کردی.

379
00:21:42.592 --> 00:21:46.680
‫بهش فکر کن. تماس‌های تلفنی
‫عجیب و غریب یا ملاقاتی‌هایی تو گذشته بوده؟

380
00:21:46.763 --> 00:21:49.182
‫بدون مخفی کار خانم میاره توی بیمارستان،

381
00:21:49.266 --> 00:21:52.352
‫و با دلال‌ها شرط بندی میکنه چون
‫زیادی تنبله که بخواد بره محل شرط بندی،

382
00:21:52.436 --> 00:21:54.229
‫و داری می‌پرسی...

383
00:21:57.274 --> 00:21:59.568
‫چیه؟ چی؟ چیه؟

384
00:22:00.444 --> 00:22:02.070
‫داره کتابِ «جام زرین» رو می‌خونه.

385
00:22:02.154 --> 00:22:03.739
‫نوشته‌ی هنری جیمز؟

386
00:22:03.822 --> 00:22:07.951
‫آره.
‫نه، واقعاً اونو نمی‌خونه.

387
00:22:08.452 --> 00:22:10.370
‫باشه. نمی‌فهمم.

388
00:22:10.454 --> 00:22:12.414
‫اون کتاب حداقل 400 صفحه‌ست،

389
00:22:12.497 --> 00:22:14.458
‫هرچیزی که داره می‌خونه
‫فقط نصف اون ضخامت داره.

390
00:22:14.583 --> 00:22:17.794
‫شاید داره نسخه‌ای ازش
‫رو می‌خونه که فونتش کوچیک‌تره.

391
00:22:18.628 --> 00:22:21.048
‫عینکِ مطالعه‌ش رو نمی‌زنه.

392
00:22:21.131 --> 00:22:22.716
‫نکته‌ی خوبیه.

393
00:22:22.799 --> 00:22:25.594
‫جلد «جام زرین» رو درآورده
‫و گذاشتش روی یه کتاب دیگه،

394
00:22:25.677 --> 00:22:27.971
‫تا هیچکس نفهمه چی داره می‌خونه.

395
00:22:28.055 --> 00:22:30.807
‫هرچی که هست،
‫ازش خجالت می‌کشه.

396
00:22:32.267 --> 00:22:33.560
‫ها.

397
00:22:39.816 --> 00:22:43.320
‫میخوام پلاستیکی رو انتخاب کنم.
‫فقط عاقلانه‌تره.

398
00:22:43.862 --> 00:22:45.364
‫نمیخوام بعداً یه عمل دیگه داشته باشم.

399
00:22:45.447 --> 00:22:47.491
‫واسه این نیست که تصمیمت اینه.

400
00:22:50.285 --> 00:22:52.954
‫ببین، وقتی اولین بار داشتی
‫می‌گفتی چرا اینترنت رو دوست داری،

401
00:22:52.996 --> 00:22:55.665
‫گفتی هیچکس مجبور نیست دوباره تنها باشه.

402
00:22:55.791 --> 00:23:00.170
‫هرکسی هستی، هرچی دوست داری،
‫میتونی با یه نفر ارتباط بگیری.

403
00:23:00.462 --> 00:23:02.714
‫اگه بخوای مهمونی چایِ بوستون رو بازسازی کنی،

404
00:23:02.798 --> 00:23:05.300
‫درحالی که لباس سربازهای جنگ ستارگان رو پوشیدی،

405
00:23:05.384 --> 00:23:08.345
‫میتونی 10 نفر دیگه توی دنیا
‫پیدا کنی که همیشه خواستشون همین بوده.

406
00:23:08.470 --> 00:23:10.305
‫اون تغییری نکرده.

407
00:23:10.389 --> 00:23:11.473
‫ولی تو کردی.

408
00:23:12.224 --> 00:23:15.310
‫این کاری که میکنی،
‫دیگه به خاطر ارتباط گرفتن نیست.

409
00:23:15.394 --> 00:23:18.063
‫به خاطر بیننده داشتنه.
‫یه نمایشه،

410
00:23:18.188 --> 00:23:20.565
‫و یه چشمت به تعداد بازیدهاست.

411
00:23:20.857 --> 00:23:24.152
‫زندگی‌هامون رو کردی سرگرمیِ اونا.

412
00:23:28.865 --> 00:23:32.160
‫تو باهوشی، خوندنِ نوشته‌ت
‫سرگرم‌کننده‌ست، اشکالی نداره.

413
00:23:33.537 --> 00:23:35.580
‫ولی اینو بهشون نده.

414
00:23:39.000 --> 00:23:43.213
‫یا اگه میدی،
‫انتظار نداشته باش من اینجا باشم.

415
00:23:50.554 --> 00:23:53.682
‫انتخابِ جلدِ خوبیه.
‫احتمال اینکه کسی متوجه‌ش بشه کمه.

416
00:23:53.765 --> 00:23:55.725
‫کتابِ موردعلاقه‌ی کمرون‌ـه.

417
00:23:55.809 --> 00:23:57.269
‫اصلاً نمیدونم درمورد چی هست.

418
00:23:57.561 --> 00:23:59.396
‫این کار رو با خودت نکن.

419
00:24:01.022 --> 00:24:02.232
‫یعنی چی؟

420
00:24:06.903 --> 00:24:10.782
‫کامپیوتر دادن به هاوس مثل
‫پلوتونیوم دادن به دکتر «نه» می‌مونه.

421
00:24:11.408 --> 00:24:12.617
‫یافتم.

422
00:24:17.080 --> 00:24:20.292
‫«موعظه‌های قدم به قدم برای زندگی روزانه»؟

423
00:24:25.255 --> 00:24:28.592
‫اینا واقعاً یه سری موعظه‌ن،
‫که توسط یه کشیش نوشته شده.

424
00:24:29.301 --> 00:24:31.761
‫«همسایه‌ت رو دوست داشته باش
‫حتی با اینکه بلندگوهای همسایه...

425
00:24:31.887 --> 00:24:33.054
‫شب‌ها بیدار نگهت میدارن.»

426
00:24:33.096 --> 00:24:34.181
‫چرا باید اینو بخونه؟

427
00:24:34.264 --> 00:24:35.599
‫چرا باید قایمش کنه؟

428
00:24:35.724 --> 00:24:37.642
‫اون انجیل می‌خونه، قرآن می‌خونه.

429
00:24:37.767 --> 00:24:40.979
‫میگه دوست داره بدونه مردم چه اشتباهاتی میکنن.

430
00:24:41.104 --> 00:24:42.481
‫فکر میکنی راست میگه؟

431
00:24:42.606 --> 00:24:44.608
‫فکر میکنی واقعاً داره
‫از این یه چیزهای یاد میگیره؟

432
00:24:44.733 --> 00:24:46.234
‫نمیدونم.

433
00:24:46.818 --> 00:24:48.612
‫چه دو رویی.

434
00:24:49.779 --> 00:24:52.991
‫چطور میتونیم از این به یه روش
‫بدجنسانه و عین حال بامزه استفاده کنیم؟

435
00:24:53.575 --> 00:24:55.118
‫میدونی چیه؟

436
00:24:57.287 --> 00:24:59.623
‫درموردش با هیچکس حرف نزن.

437
00:25:01.166 --> 00:25:02.792
‫پس هدف کارمون چی بود؟

438
00:25:09.341 --> 00:25:12.135
‫قراره وقتی بیدار میشم اینجا باشی؟

439
00:25:17.599 --> 00:25:20.977
‫خیلی بدم میاد که سایت نداری،

440
00:25:21.061 --> 00:25:22.854
‫متنفرم از اینکه نمیدونم به چی فکر میکنی.

441
00:25:24.940 --> 00:25:27.275
‫بذار الان وارد این بحث نشیم.

442
00:25:27.359 --> 00:25:29.361
‫باید جراحیت رو انجام بدیم.

443
00:25:31.071 --> 00:25:33.573
‫نمیخوام برم اون داخل با این فکر که کنارم می‌مونی...

444
00:25:33.657 --> 00:25:35.784
‫چون مردهای خوب همچین کاری میکنن،

445
00:25:35.867 --> 00:25:37.410
‫ولی وقتی بهتر بشم، میری.

446
00:25:37.494 --> 00:25:39.371
‫بذار الان واردش نشیم.

447
00:25:41.831 --> 00:25:43.124
‫درد داره.

448
00:25:43.375 --> 00:25:44.417
‫قلبشه؟

449
00:25:44.501 --> 00:25:46.795
‫نه، اینجاست. اینجا.

450
00:25:50.173 --> 00:25:51.550
‫ببرینش داخل.

451
00:26:00.475 --> 00:26:02.936
‫آپاندیست ترکید.
‫مجبور شدیم برش داریم.

452
00:26:03.019 --> 00:26:08.525
‫و نمونه تأیید کرد که پُر از سلول‌های
‫غیرعادی بوده که مربوط به لنفوم میشه.

453
00:26:12.821 --> 00:26:14.531
‫من سرطان دارم؟

454
00:26:14.656 --> 00:26:16.533
‫جای گذاری دریچه‌ی جدید رو عقب انداختیم.

455
00:26:16.658 --> 00:26:19.786
‫پس، یعنی، گمونم چی کار کنیم،
‫شیمی درمانی و همه‌ی اون چیزها؟

456
00:26:19.869 --> 00:26:23.039
‫بله، ولی ظاهراً یه مدتی میشه که این بیماری رو داری.

457
00:26:23.123 --> 00:26:25.709
‫وقتی آپاندیست ترکید،
‫مثل فرو ریختنِ یه سَد می‌موند.

458
00:26:25.792 --> 00:26:28.545
‫اون سلول‌ها تو جریان خونِ بدنت پخش شدن.

459
00:26:28.670 --> 00:26:31.548
‫پس داری میگی درمان می‌کنین،
‫ولی انتظار ندارین جواب بده.

460
00:26:31.631 --> 00:26:34.217
‫واسه همین دریچه‌ای در کار نیست.
‫بی‌فایده‌ست.

461
00:26:34.676 --> 00:26:37.971
‫مدیر درمانِ بیمارستانمون
‫یه درمان آزمایشی رو تأیید کرده.

462
00:26:38.054 --> 00:26:42.809
‫از نشان ویژه‌ی منحصر به فرد سلول سرطانیت
‫استفاده می‌کنیم تا یه واکسین هدفمندِ لنفوم بسازیم.

463
00:26:42.892 --> 00:26:45.562
‫باشه.
‫پس اون درمانم میکنه؟

464
00:26:45.645 --> 00:26:48.148
‫خب، مطمئن نیستیم چی کار میکنه،

465
00:26:48.231 --> 00:26:50.567
‫ولی قصدمون اینه که سیستم ایمنی‌ت رو آموزش بدیم...

466
00:26:50.692 --> 00:26:53.570
‫تا سلول‌هایی که نشانه‌ی
‫بدخیمی مشابه‌ای دارن بشناسه و بُکُشه،

467
00:26:53.695 --> 00:26:55.488
‫درحالی که کاری به سلول‌های سالم نداره.

468
00:26:55.572 --> 00:26:59.826
‫ولی، همونطور که دکتر فورمن میگه،
‫آزمایشی‌ـه.

469
00:26:59.909 --> 00:27:00.994
‫متوجه‌م.

470
00:27:01.077 --> 00:27:02.746
‫بدون اون، چه مقدار زمان داریم؟

471
00:27:02.871 --> 00:27:04.706
‫پیش‌بینی دقیق غیرممکنه.

472
00:27:04.789 --> 00:27:08.084
‫یه حدس چطوره؟
‫یه چیزی، لطفاً.

473
00:27:09.753 --> 00:27:13.923
‫بر اساس آدم‌های دیگه توی موقعیت شما،
‫شاید یک سال.

474
00:27:18.011 --> 00:27:21.389
‫عزیزم، هر کاری لازمه بکنیم، می‌کنیم.

475
00:27:22.057 --> 00:27:25.226
‫میتونم ازت مراقبت کنم.
‫میتونم از خونه کار کنم.

476
00:27:28.438 --> 00:27:31.858
‫به نظر خوب میاد.
‫ممنون که بهم گفتین.

477
00:27:33.234 --> 00:27:35.695
‫هر وقت حاضر شد درمان رو شروع می‌کنیم.

478
00:27:42.285 --> 00:27:45.121
‫داره نقش سرباز خوب رو
‫بازی میکنه یا توی فاز انکاره؟

479
00:27:45.246 --> 00:27:47.540
‫واسه اولین واکشن انکار غیر عادی نیست.

480
00:27:47.624 --> 00:27:51.127
‫یا میتونه یه علامت باشه.
‫بعضی لنفوم‌ها روی ادراک تأثیر دارن.

481
00:27:51.211 --> 00:27:53.213
‫اگه انکار باشه،
‫واسه پردازش کردن وقت لازم داره.

482
00:27:53.296 --> 00:27:57.092
‫اگه یه علامت باشه،
‫امیدوارم درمان با واکسن جواب بده.

483
00:28:01.262 --> 00:28:02.639
‫هی، سندی.

484
00:28:05.975 --> 00:28:07.936
‫میشه ماشینت رو قرض بگیرم؟

485
00:28:12.649 --> 00:28:13.817
‫سوئیچ رو داد بهم.

486
00:28:13.942 --> 00:28:15.902
‫تو یه دکتری، داشته بهت لطف میکرده.

487
00:28:15.985 --> 00:28:18.321
‫به زور منو می‌شناسه.

488
00:28:18.405 --> 00:28:22.075
‫خودم رو گول می‌زدم که
‫واقعاً با مردم ارتباط برقرار میکنم.

489
00:28:26.746 --> 00:28:31.000
‫اولین نفری که
‫عاشقش شدم کاملاً تو زرد از آب در اومد.

490
00:28:31.167 --> 00:28:34.170
‫به نظر تماماً بامزه و جذاب و با ملاحظه بود،

491
00:28:34.254 --> 00:28:35.505
‫ولی نقش بازی میکرد.

492
00:28:35.588 --> 00:28:36.673
‫یه چیزی دید که میخواست...

493
00:28:36.798 --> 00:28:39.008
‫و می‌دونست باید
‫یه نوع خاصی رفتار کنه تا به دستش بیاره.

494
00:28:39.134 --> 00:28:43.847
‫به عقب که نگاه می‌کنم، اینکه
‫من 17 سالم بود و اون 30 باید یه سرنخ برام می‌بود.

495
00:28:44.472 --> 00:28:47.267
‫فهمیدنِ اینکه مردم واقعاً کی هستن وقت می‌بره.

496
00:28:47.851 --> 00:28:51.020
‫اگه سعی داشته باشن تحت‌تأثیر
‫قرارت بدن دو برابر بیشتر وقت می‌بره.

497
00:28:51.146 --> 00:28:54.023
‫حالا، میتونم از این قضیه
‫برداشت کنم هرکی که ماشینش رو بهم قرض میده...

498
00:28:54.107 --> 00:28:55.275
‫یه انگیزه‌ی نهفته داره،

499
00:28:55.358 --> 00:28:59.279
‫یا میتونم قبول کنم که
‫فقط یه کار خوبی واسه انجام دادنه،

500
00:28:59.946 --> 00:29:02.198
‫و مردم رو همونی که به نظر میان بپذیرم.

501
00:29:05.201 --> 00:29:07.704
‫میخوای تزریق اول رو انجام بدی؟

502
00:29:23.219 --> 00:29:26.639
‫چرا داری یه کتابی می‌خونی که
‫یه کشیش کلیسای «یونیتاری» نوشته‌ش؟

503
00:29:26.973 --> 00:29:29.142
‫کلوپ کتاب.
‫«اوپرا» هِی می‌گفت و می‌گفت...

504
00:29:29.225 --> 00:29:32.562
‫جدی میگم. وضعیت ناجوره.

505
00:29:33.021 --> 00:29:34.564
‫- یه بیمار نوشته‌ش.
‫- نه.

506
00:29:34.647 --> 00:29:37.901
‫هیچوقت بیماری به این اسم درمان نکردی،
‫نگاه کردم.

507
00:29:39.861 --> 00:29:42.155
‫روان‌شناسم یه تکلیف بهم داده.

508
00:29:42.238 --> 00:29:43.448
‫نه، نبوده.

509
00:29:43.531 --> 00:29:47.243
‫هیچ آدمی که برات محترمه اینو بهت نمیده
‫با انتظار اینکه بتونه کمک‌کننده باشه.

510
00:29:47.327 --> 00:29:48.328
‫یه کتابه!

511
00:29:48.411 --> 00:29:49.788
‫درمورد موعظه‌های الهی!

512
00:29:49.871 --> 00:29:51.873
‫برای بقیه مردم، از نظر معنوی آگاه‌کننده‌ست.

513
00:29:51.956 --> 00:29:55.168
‫برای تو، عملاً یه بحرانِ روانی‌ـه.

514
00:30:01.090 --> 00:30:03.510
‫میدونم بعضی وقت‌ها مشکلاتی داری،

515
00:30:03.593 --> 00:30:05.261
‫به خاطر دردی که بدون وایکودین داری.

516
00:30:05.386 --> 00:30:08.681
‫همینه؟ اونقدر انتخاب‌هات تموم شده...

517
00:30:08.765 --> 00:30:12.185
‫که جایی دنبالش میگردی که به نظر غیرمنطقی میاد؟

518
00:30:12.268 --> 00:30:14.062
‫من حالم خوبه. باور کن.

519
00:30:15.605 --> 00:30:19.192
‫حالت خوبه چون برگشتی به مصرفِ وایکودین؟

520
00:30:20.777 --> 00:30:22.445
‫گفتم باور کن.

521
00:30:23.947 --> 00:30:26.032
‫میدونم این یه معنی‌ای داره.

522
00:30:26.115 --> 00:30:28.910
‫میشه؟
‫هنوز تمومش نکردم.

523
00:30:46.845 --> 00:30:48.721
‫مرسی بابت هدیه.

524
00:30:48.888 --> 00:30:51.266
‫مشخصه که از باورهای شخصی خودم متفاوته،

525
00:30:51.349 --> 00:30:55.645
‫ولی اگه این داستان‌ها کمکت کردن
‫از یه سری آشفتگی روحی بگذری...

526
00:30:55.728 --> 00:30:58.773
‫فضل 6 رو بخون،
‫به اسم «دهنت رو ببند».

527
00:30:58.857 --> 00:31:00.441
‫من از نوشته‌هایی که...

528
00:31:00.525 --> 00:31:03.194
‫درمورد فواید دعا کردن قبل از
‫درمان‌های پزشکی بود خوشم اومد،

529
00:31:03.278 --> 00:31:06.322
‫و فکر میکنم عالیه که خدا
‫صدات کرده تا شاهدش باشی.

530
00:31:06.406 --> 00:31:08.408
‫فصل دو، «بخورش».

531
00:31:12.579 --> 00:31:13.663
‫سلام.

532
00:31:14.247 --> 00:31:17.208
‫سیزده داره سومین واکسن بیمارمون رو تزریق میکنه.

533
00:31:17.292 --> 00:31:18.585
‫تا حالا خوب واکنش داده.

534
00:31:18.668 --> 00:31:20.837
‫چطوری این همه کُپی گرفتین؟
‫دیگه چاپ نمیشه.

535
00:31:20.920 --> 00:31:24.257
‫با نویسنده تماس گرفتم.
‫کارتن کارتن از اینا توی زیرزمینش داره.

536
00:31:24.340 --> 00:31:26.092
‫بهش زنگ زدی؟
‫چی گفتی؟

537
00:31:26.175 --> 00:31:29.012
‫که یه سری آدم می‌شناسم که میتونن
‫از لحاظ روحی از کتابش سود ببرن.

538
00:31:29.095 --> 00:31:30.889
‫درمورد من حرف زدی؟

539
00:31:31.306 --> 00:31:32.473
‫نه، ولی...

540
00:31:36.185 --> 00:31:37.270
‫تبش 104 درجه‌ست.

541
00:31:37.353 --> 00:31:39.606
‫آنتی‌بادی‌ها واکنش ایمنی‌ش رو فعال کردن.

542
00:31:39.689 --> 00:31:41.858
‫واکسن داره می‌کُشتش.

543
00:31:46.905 --> 00:31:48.406
‫خب، مشخصه که کار نمیکنه.

544
00:31:48.489 --> 00:31:50.158
‫باید جلوی واکسن رو بگیرین.

545
00:31:50.241 --> 00:31:52.827
‫حتماً.
‫تسلیم بشیم و بذاریم طبق برنامه بمیره.

546
00:31:52.911 --> 00:31:54.996
‫بهتر از اینه که برنامه رو سریع‌تر کنیم.

547
00:31:55.079 --> 00:31:56.414
‫این وضعیت چقدر سریع پیش اومد؟

548
00:31:56.497 --> 00:31:59.292
‫وقتی این عصر بیدارش کردم
‫تا نوبت دوم تزریق رو بهش بزنم حالش خوب بود.

549
00:31:59.375 --> 00:32:02.295
‫تزریقِ ماده‌ی محرک،
‫که به اولین تزریق اضافه شده،

550
00:32:02.378 --> 00:32:04.464
‫و واکنش ایمنی‌ش رو تشدید کرده.

551
00:32:04.547 --> 00:32:06.466
‫چرا خوابیده بود؟

552
00:32:07.508 --> 00:32:09.510
‫کی میتونه توی بیمارستان،
‫وقتِ روز بخوابه؟

553
00:32:09.594 --> 00:32:10.845
‫من که تعجب نمی‌کنم، خسته‌ست.

554
00:32:10.929 --> 00:32:12.388
‫همیشه یه جغدِ شب بیدار بوده.

555
00:32:12.472 --> 00:32:14.933
‫فقط با درمان کردنش،
‫کاملاً برنامه‌ش به هم ریختیم.

556
00:32:14.933 --> 00:32:17.644
‫سایتش همین رو میگه؟
‫یه جغد شب بیداره؟

557
00:32:17.727 --> 00:32:18.770
‫نه، خودش گفت.

558
00:32:18.853 --> 00:32:22.649
‫با چه فعلی؟ هست؟ بوده؟
‫قراره باشه؟

559
00:32:23.441 --> 00:32:24.692
‫مطمئن نیستم.

560
00:32:24.776 --> 00:32:25.902
‫دنبال چی هستی؟

561
00:32:25.985 --> 00:32:28.446
‫برچسب زمانیِ این ارسالی رو ببین.

562
00:32:28.529 --> 00:32:30.698
‫ساعت 2:30 صبح.
‫یکی ساعت 4 صبح.

563
00:32:30.782 --> 00:32:33.534
‫هرچیزی تو ذهنش هست
‫این حقیقت رو تغییر نمیده که اون لنفوم داره...

564
00:32:33.618 --> 00:32:35.745
‫و ما بهش یه واکسن خطرناک دادیم.
‫باید...

565
00:32:35.828 --> 00:32:38.873
‫شیش ماه پیش،
‫در طول روز مطلب ارسال میکرده.

566
00:32:39.290 --> 00:32:43.169
‫دو سال قبل، حین روز.
‫ریتمِ طبیعی‌ش اینه.

567
00:32:43.252 --> 00:32:44.796
‫معکوس شدن روز و شب.

568
00:32:44.879 --> 00:32:46.005
‫نشونه‌ی بیمار کبدی؟

569
00:32:46.089 --> 00:32:47.423
‫با لنفوم هم خونی نداره.

570
00:32:47.507 --> 00:32:49.092
‫ولی میدونیم که لنفوم داره.

571
00:32:49.217 --> 00:32:52.887
‫میدونیم یه شکل سلولی داره که نشون دهنده‌ی لنفومه.

572
00:32:53.888 --> 00:32:55.598
‫از کبدش نمونه بگیرین.

573
00:33:02.522 --> 00:33:04.899
‫حرکتی که زدم خیلی باحال بود، نه؟

574
00:33:04.983 --> 00:33:06.109
‫میخوای حال کنیم؟

575
00:33:11.739 --> 00:33:12.782
‫تو لنفوم نداری.

576
00:33:12.907 --> 00:33:14.867
‫ولی گفتی آپاندیسم پُر از سلول‌های سرطانی بوده.

577
00:33:14.951 --> 00:33:18.538
‫آپاندیست پُر از سلول‌هایی بود
‫که یه حالت لنفوسیتی غیرعادی داشتن.

578
00:33:18.621 --> 00:33:22.417
‫حالا فکر می‌کنیم
‫یه افزایش گرانولوماتوز با علت نامشخص بوده.

579
00:33:25.628 --> 00:33:29.257
‫پس من درحال مرگ نیستم؟

580
00:33:33.261 --> 00:33:36.139
‫در اصل داری سریع‌تر از
‫اونی که فکر میکردیم می‌میری.

581
00:33:37.306 --> 00:33:40.810
‫مگه اینکه بتونیم بفهمیم
‫دلیل نارسایی کبدت چیه.

582
00:33:46.149 --> 00:33:48.484
‫سه یا چهار روز وقت داری.

583
00:33:57.243 --> 00:34:00.663
‫منظورت چیه که سه یا چهار روز وقت دارم؟

584
00:34:03.166 --> 00:34:05.293
‫خب، از مرحله‌ی انکار گذشتیم.

585
00:34:34.781 --> 00:34:36.032
‫شاید ما باعث تبش نشدیم.

586
00:34:36.074 --> 00:34:39.494
‫واکسن رو بهش دادیم و تبش رفت بالا،
‫به نظر من..

587
00:34:39.577 --> 00:34:42.997
‫بله، ولی بعد از اینکه
‫واکسن رو قطع کردیم ادامه پیدا کرد.

588
00:34:43.081 --> 00:34:45.208
‫اگه یه علامت جدید باشه چی؟

589
00:34:46.959 --> 00:34:50.129
‫باشه، پس تب رو
‫به سلول غیرعادی اضافه می‌کنیم،

590
00:34:50.213 --> 00:34:52.131
‫اختلال انعقادی، کلیه، قلب، کبد...

591
00:34:52.215 --> 00:34:53.966
‫- باید یه عفونت باشه.
‫- ولی چه عفونتی؟

592
00:34:54.050 --> 00:34:56.385
‫هیچکس از افرادی که می‌شناسته مریض نیست.
‫هیچ جایی سفر نرفته.

593
00:34:56.469 --> 00:34:58.805
‫توی سوابقی که بهمون داده هیچی نیست،
‫هیچی توی سایتش نیست.

594
00:34:58.888 --> 00:35:01.140
‫این عفونت باید یه وجه
‫منحصر به فرد داشته باشه،

595
00:35:01.224 --> 00:35:03.810
‫یه چیزی درمورد سرایتش،
‫نحوه‌ی آشکار شدنش.

596
00:35:03.893 --> 00:35:06.229
‫باید یه چیزی باشه که بهمون نمیگه.

597
00:35:06.354 --> 00:35:11.526
‫چیزی نیست. به ما،
‫و بقیه‌ی مردم، همه چیز رو گفته.

598
00:35:16.197 --> 00:35:19.075
‫آنتی‌بیوتیک‌های وسیع‌الطیف براش شروع کنین.

599
00:35:20.576 --> 00:35:24.705
‫از اونجا که همه چیز رو میدونیم،
‫شاید بهتر باشه واسه همه چیز درمان کنیم.

600
00:36:25.975 --> 00:36:30.605
‫یکی از کپی‌های کتابی که چِیس
‫توی سالن استراحت گذاشته بود برداشتم.

601
00:36:31.397 --> 00:36:32.857
‫اگه میخوای اینطوری باشی،

602
00:36:32.940 --> 00:36:34.609
‫به مراسم غسل مذهبیم دعوتت نمیکنم.

603
00:36:34.650 --> 00:36:37.737
‫اولین باری که روکش جلد رو دیدم.

604
00:36:37.820 --> 00:36:41.240
‫داخل ورقه‌ی پشتی، یه عکس از نویسنده هست.

605
00:36:41.324 --> 00:36:44.660
‫تصور کن وقتی شناختمش چقدر تعجب کردم.

606
00:36:45.161 --> 00:36:47.830
‫پدر بیولوژیکت یه کشیش‌ـه؟

607
00:36:49.123 --> 00:36:52.501
‫انتخاب طبیعی یه نیروی قابل اطمینان نیست.

608
00:36:55.338 --> 00:36:57.006
‫نمی‌فهمم.

609
00:36:58.007 --> 00:37:00.259
‫باشه، اون دوست خانواده بوده،

610
00:37:00.343 --> 00:37:02.261
‫فقط وقتی بچه بودی می‌شناختیش.

611
00:37:02.345 --> 00:37:04.680
‫ولی اگه میخواستی الان ببینیش،

612
00:37:04.805 --> 00:37:08.184
‫بفهمی چطور آدمیه،
‫چرا راحت نمیری باهاش حرف بزنی؟

613
00:37:09.685 --> 00:37:12.355
‫«سلام، گرم هستم.
‫تو با مادرم رابطه داشتی.»

614
00:37:13.022 --> 00:37:14.899
‫تواناییش رو داری.

615
00:37:15.691 --> 00:37:17.485
‫به طرز خفیفی کنجکاو بودم.

616
00:37:17.568 --> 00:37:19.737
‫اونقدری که یه کتاب بخونم،
‫نه اونقدر که تماس تلفنی بگیرم.

617
00:37:19.862 --> 00:37:24.158
‫بیخیال. تو این همینطوری نخوندیش،
‫زیر و روش کردی. چرا؟

618
00:37:24.700 --> 00:37:27.745
‫تمام زندگیت فکر می‌کردی این گوهه.

619
00:37:28.371 --> 00:37:30.706
‫نمیتونی یه دفعه‌ای بچرخی...

620
00:37:30.790 --> 00:37:34.085
‫و یه دیدگاهِ تازه‌ی جهانی بر اساس گوه بسازی.

621
00:37:35.211 --> 00:37:36.545
‫گوه.

622
00:37:39.548 --> 00:37:43.344
‫بهتره اَدا در نیاری که
‫از یه گفتگوی سخت فرار کنی.

623
00:37:48.557 --> 00:37:50.059
‫شکمت کار کرده؟

624
00:37:53.062 --> 00:37:57.233
‫بیخیال. همه دفع شکمی دارن.
‫کتابش رو تو دانشکده پزشکی خوندم.

625
00:37:57.566 --> 00:37:59.652
‫توی آب پائین میرن یا شناورن؟

626
00:37:59.735 --> 00:38:00.903
‫جادوگرمون اینه.

627
00:38:01.028 --> 00:38:04.073
‫چرب و نرم،
‫یا سفت و حبه شکل؟

628
00:38:11.247 --> 00:38:15.626
‫شناور و اولی.

629
00:38:17.420 --> 00:38:20.589
‫باید حتماً خیلی سوآفت می‌بودی.

630
00:38:21.799 --> 00:38:24.427
‫تو یه آدم دو رویی،
‫بدون دروغ، بدون راز،

631
00:38:24.510 --> 00:38:26.095
‫ولی همه چیز سر کولونت متوقف میشه.

632
00:38:26.220 --> 00:38:29.140
‫چهار هزار صفحه نوشتی،
‫یه کلمه هم درمورد کار کردن روده نیست.

633
00:38:29.265 --> 00:38:30.641
‫و شرط می‌بندم مال تو اصلاً بو نمیده.

634
00:38:30.766 --> 00:38:32.852
‫- هیچکس نمیخواد درمورد اون چیزها بشنوـه.
‫- خواننده نمیخوان.

635
00:38:32.893 --> 00:38:35.187
‫آدم‌هایی که واقعاً اهمیتی بهت نمیدن نمیخوان،
‫ولی دکترها ممکنه بخوان.

636
00:38:35.271 --> 00:38:37.481
‫چیزهای کثیفت عوض شدن، درسته؟
‫چند ماه پیش.

637
00:38:37.606 --> 00:38:38.816
‫خب، من گیاهخوار شدم.

638
00:38:38.941 --> 00:38:41.485
‫خیلی‌ها درست نمی‌فهمن رژیم گیاهخواری چطوریه.

639
00:38:41.610 --> 00:38:45.323
‫مواد غیرقابل استفاده‌ی کمتری میگیری،
‫و دفعت جمع و جورتر میشه،

640
00:38:45.448 --> 00:38:48.576
‫سفت‌تر و گردتر.
‫کافیه مدفوع خرگوش‌ها رو ببینی.

641
00:38:49.118 --> 00:38:50.953
‫- جدی میگم، فکر کنم شاید یه مقدار داشته باشم.
‫- سوءجذب.

642
00:38:51.078 --> 00:38:53.414
‫سیستمش مواد مغذی ضروری رو نگه نمیداره.

643
00:38:53.497 --> 00:38:55.875
‫یه عفونت گوارشی که باعث سوءجذب میشه،

644
00:38:55.958 --> 00:38:57.668
‫افزایش سلول‌های گرانولوماتوز.

645
00:38:57.793 --> 00:39:00.087
‫مُسری نیست،
‫چون هیچکس از اطرفی‌هاش مریض نشدن.

646
00:39:00.171 --> 00:39:02.340
‫بیماری ویپل.

647
00:39:02.840 --> 00:39:06.635
‫اعتبارش رو تقسیم کنین.
‫براش کوتری‌موکسازول شروع کنین.

648
00:39:08.179 --> 00:39:10.014
‫همه‌مون یه سری راز نیاز داریم.

649
00:39:10.139 --> 00:39:13.934
‫تا وقتی به کُشتن ندنمون،
‫باعث احساس امنیت و گرمی‌مون میشن.

650
00:39:17.938 --> 00:39:18.981
‫من...

651
00:39:21.108 --> 00:39:23.194
‫حالم خوب میشه؟

652
00:39:23.277 --> 00:39:24.737
‫هنوز یه دریچه جدید قلب لازم داری،

653
00:39:24.820 --> 00:39:29.367
‫و چند سالی باید دارو مصرف کنی،
‫ولی اساساً، آره، شانس بهبودیت خوبه.

654
00:39:51.055 --> 00:39:53.766
‫میدونم اگه به مردم نگی دیوونه میشی.

655
00:39:53.849 --> 00:39:56.143
‫خدا رو شکر که جلوم رو نمیگیری.

656
00:40:03.067 --> 00:40:05.027
‫به نظرت مردم واقعاً میتونن توی اینترنت...

657
00:40:05.152 --> 00:40:06.737
‫بهتر هم رو بشناسن تا رو در رو؟

658
00:40:06.821 --> 00:40:09.198
‫صورت‌ها میتونن حواس رو پرت کنن،

659
00:40:09.323 --> 00:40:12.701
‫ولی هیچی بهتر از این نیست
‫که توی چشم‌های کسی نگاه کنی...

660
00:40:12.827 --> 00:40:14.412
‫و تمام چیزهایی که باهاش هست داشته باشی.

661
00:40:14.495 --> 00:40:19.291
‫نمیدونم. مردم همدیگه رو می‌بینن،
‫از یه چیز سطحی خوششون میاد،

662
00:40:19.375 --> 00:40:22.044
‫و جاهای خالی رو با هرچیزی که
‫دلشون بخواد باور کنن پُر میکنن.

663
00:40:22.044 --> 00:40:23.587
‫چرا اینقدر گیر دادی به این قضیه؟

664
00:40:23.671 --> 00:40:27.258
‫قبول نمیکنم همه‌ش واسه اینه
‫که تازه متوجه شدی صورت قشنگی داری.

665
00:40:27.341 --> 00:40:28.968
‫یعنی، تازه از یه رابطه در اومدی،

666
00:40:29.009 --> 00:40:32.388
‫میدونی که اوضاع عمیق‌تره از...

667
00:40:34.598 --> 00:40:37.768
‫موضوع همینه؟
‫تو و کمرون؟

668
00:40:39.854 --> 00:40:42.356
‫من بودم که دنبالش رفتم.

669
00:40:42.773 --> 00:40:46.110
‫شاید من داشتم جاهای خالی رو پُر میکردم، شاید...

670
00:40:47.945 --> 00:40:49.321
‫شاید واکنش اولش درست بوده.

671
00:40:49.405 --> 00:40:51.782
‫شاید فقط دو نفر بودیم در موقعیت مکانی نزدیک...

672
00:40:51.866 --> 00:40:53.993
‫و همدیگه رو جذاب دیدیم،
‫و هیچوقت نباید...

673
00:40:54.076 --> 00:40:58.247
‫بد گمان شدی. یه چیز واقعی احساس کردی.
‫اونم همینطور.

674
00:40:58.706 --> 00:41:01.041
‫سعی نکن الان پسش بگیری.

675
00:41:03.252 --> 00:41:05.212
‫میشه ماشینت رو قرض بگیرم؟

676
00:41:06.630 --> 00:41:07.715
‫نه.

677
00:41:15.973 --> 00:41:19.018
‫چرا برات منطقی‌تره که
‫کتاب پدرت رو بخونی جای اینکه...

678
00:41:19.101 --> 00:41:20.311
‫بری باهاش حرف بزنی؟

679
00:41:20.394 --> 00:41:23.230
‫تو میتونی کتاب بنویسی،
‫تا بتونم دیگه باهات حرف نزنم؟

680
00:41:31.447 --> 00:41:33.115
‫دنبال یه عقده گُشایی بزرگ نبودی،

681
00:41:33.199 --> 00:41:34.533
‫نمیخواستی طرف رو بغل کنی.

682
00:41:34.617 --> 00:41:37.995
‫فقط میخواستی بدونی ذهنش چطور کار میکنه،
‫چه جوری فکر میکنه.

683
00:41:38.078 --> 00:41:40.623
‫چون مجذوبِ طرز فکر کشیش‌هام.

684
00:41:40.748 --> 00:41:42.625
‫چون آدم معمولی‌ای نیستی، هاوس.

685
00:41:42.750 --> 00:41:44.585
‫یه جای دور از مرزِ عادی بودنی.

686
00:41:44.668 --> 00:41:47.922
‫من بهترین دوستت هستم و نصف اوقات منم نمی‌فهممت.

687
00:41:48.005 --> 00:41:51.258
‫تو تنهایی، تمام عمرت تنها بودی.

688
00:41:53.636 --> 00:41:56.514
‫وقتی اون کتاب رو خوندی،
‫امیدوار بودی که یه جایی،

689
00:41:56.597 --> 00:42:00.351
‫زیر اون همه صحبت از خدا،
‫یه مُدل فکر کردن باشه،

690
00:42:00.434 --> 00:42:02.394
‫یه ذهن که بتونی بشناسیش.

691
00:42:02.478 --> 00:42:04.688
‫چیزی که همه ما میخوایم میخواستی.

692
00:42:04.772 --> 00:42:07.358
‫قدرتِ تبدیل شدن به اشیای با پایه‌ی آب؟

693
00:42:07.441 --> 00:42:11.529
‫تا اون سمتِ خلیج رو
‫نگاه کنی و بدونی یه نفر شبیه تو هست.

694
00:42:12.947 --> 00:42:16.450
‫حداقل اینو بهم بگو،
‫اونجا چیزی پیدا کردی؟

695
00:42:17.785 --> 00:42:19.954
‫پشتِ حرف‌های درمورد خدا،

696
00:42:20.704 --> 00:42:22.289
‫یه سری چیزهای خدایی دیگه.

697
00:42:27.836 --> 00:42:30.464
‫به تأسیسات بگین اونو بیاره پائین.

698
00:42:36.971 --> 00:42:47.189
‫«ارائه شده توسط سایت مووی شو»
‫| رضا کارگران |

