
1
00:00:08.466 --> 00:00:13.096
‫دردسر! دردسر! دردسر! دردسر!

2
00:00:16.224 --> 00:00:17.392
‫دردسر!

3
00:00:17.642 --> 00:00:19.811
‫مادران ریور سیتی،

4
00:00:19.811 --> 00:00:21.938
‫قبل از اینکه دیر بشه به این هشدار گوش کنید.

5
00:00:21.938 --> 00:00:24.274
‫مراقب نشانه‌های فساد باشید.

6
00:00:24.774 --> 00:00:26.693
‫همین که پسرتون از خونه می‌ره بیرون،

7
00:00:26.693 --> 00:00:30.989
‫بند زانوبندِ شلوار کوتاهشو
‫دوباره زیر زانو می‌بنده؟

8
00:00:31.448 --> 00:00:33.700
‫لکه نیکوتین رو انگشت اشاره‌ش داره؟

9
00:00:33.700 --> 00:00:36.661
‫یه رمان دوزاری تو انبار ذرت قایم کرده؟

10
00:00:36.661 --> 00:00:38.496
‫از مجله کاپیتان بیلیز ویز بنگ جوک بر می‌کنه؟

11
00:00:38.496 --> 00:00:39.497
‫و «باباتم همینطوره».

12
00:00:39.497 --> 00:00:40.707
‫دردسر!

13
00:00:40.707 --> 00:00:44.461
‫اگه اینجوریه، دوستان،
‫تو دردسر بزرگی افتادیم

14
00:00:44.461 --> 00:00:45.712
‫همین‌ جا تو ریور سیتی

15
00:00:45.712 --> 00:00:47.464
‫با یه «دال» بزرگ که با «ب» قافیه داره

16
00:00:47.464 --> 00:00:49.549
‫- و اون یعنی «بیلیارد»
‫- یعنی «بیلیارد»

17
00:00:49.549 --> 00:00:51.593
‫- قطعاً گرفتار شدیم.
‫- قطعاً گرفتار شدیم

18
00:00:51.593 --> 00:00:53.386
‫- همین‌ جا تو ریور سیتی.
‫- همین ‌جا

19
00:00:53.386 --> 00:00:56.473
‫مین، پلیموث راک و قانون طلایی رو یادتون باشه

20
00:00:56.473 --> 00:00:58.850
‫نوه‌هامون قراره به مشکل بخورن...

21
00:00:59.517 --> 00:01:03.521
‫هی پسر، بیا اینجا. زود.

22
00:01:04.481 --> 00:01:05.648
‫بیا اینجا. هی!

23
00:01:05.648 --> 00:01:07.192
‫آره، دردسر داریم، دردسر، دردسر

24
00:01:07.192 --> 00:01:09.486
‫آره، اینجا دردسر داریم
‫دردسر بزرگی داریم

25
00:01:09.486 --> 00:01:11.446
‫- با یه «دال»
‫- با یه «دال» بزرگ...

26
00:01:23.208 --> 00:01:24.751
‫کال، چی شده؟

27
00:01:26.377 --> 00:01:27.837
‫باز پسر کلمنتز ـه، هنک.

28
00:01:28.254 --> 00:01:29.672
‫سومین بار تو این هفته‌ست

29
00:01:29.672 --> 00:01:30.965
‫که یواشکی مفتی میاد سینما.

30
00:01:32.383 --> 00:01:35.220
‫ولش کن.
‫تا حالا خانواده لعنتی اون پسر رو دیدی؟

31
00:01:37.597 --> 00:01:40.141
‫چراغی که به خونه رواست
‫به مسجد حرامه، هنک.

32
00:01:43.144 --> 00:01:44.270
‫رانی.

33
00:01:45.647 --> 00:01:49.359
‫یه پسری همسن و سالت این‌جا ندیدی؟

34
00:01:51.027 --> 00:01:52.112
‫چرا، بابا.

35
00:01:53.404 --> 00:01:54.614
‫اونوری رفت.

36
00:02:02.789 --> 00:02:05.166
‫بیا، برگرد سر کار.

37
00:02:08.503 --> 00:02:10.713
‫«مرد موسیقی»، کارگردانش کیه؟

38
00:02:10.713 --> 00:02:12.048
‫مورتون داکوستا.

39
00:02:13.716 --> 00:02:15.009
‫اولین فیلمش چی بود؟

40
00:02:15.510 --> 00:02:16.845
‫فیلم مورد علاقه مامان بزرگته.

41
00:02:16.845 --> 00:02:19.556
‫- «عمه میم»!
‫- آفرین دخترم.

42
00:02:22.183 --> 00:02:23.309
‫هی!

43
00:02:33.987 --> 00:02:36.030
‫دفعه بعد پلیس رو خبر می‌کنم!

44
00:02:36.531 --> 00:02:37.866
‫شنیدی، بچه؟

45
00:02:38.825 --> 00:02:39.951
‫جدی می‌گم!

46
00:03:13.526 --> 00:03:15.528
‫[به شهر دری، مین خوش آمدید]

47
00:03:36.633 --> 00:03:38.092
‫حالت خوبه، جوون؟

48
00:03:38.092 --> 00:03:41.846
‫- آره.
‫- آخی، طفلکی.

49
00:03:43.056 --> 00:03:45.266
‫سوار شو وگرنه از سرما می‌میری.

50
00:03:46.142 --> 00:03:47.477
‫ممنون.

51
00:03:56.319 --> 00:03:59.030
‫اینو بپیچ دور خودت، عزیزم.
‫حتماً یخ کردی.

52
00:03:59.030 --> 00:04:00.198
‫ممنون.

53
00:04:00.198 --> 00:04:02.242
‫حالا بگو خونه‌ت کجاست،

54
00:04:02.242 --> 00:04:05.203
‫تا صحیح و سالم برسونیمت پیش والدینت، باشه؟

55
00:04:09.040 --> 00:04:10.375
‫هر جا جز دری.

56
00:04:13.628 --> 00:04:17.840
‫خب، ما داریم می‌ریم پورتلند،
‫پس سوار ماشین درستی شدی.

57
00:04:23.179 --> 00:04:25.223
‫رادیو خبری دبلیو‌ان‌ایکس‌ای.

58
00:04:25.223 --> 00:04:26.849
‫وقت اخبار رسیده.

59
00:04:26.849 --> 00:04:29.852
‫با سرخط خبرهای امشب شروع می‌کنیم.
‫گزارش‌های تازه از مسکو

60
00:04:29.852 --> 00:04:32.730
‫درباره انجام آزمایشات بیشتر هسته‌ای زیرزمینی.

61
00:04:32.772 --> 00:04:35.149
‫کارشناسان هشدار می‌دهند
‫که تشعشعات ناشی از آن

62
00:04:35.149 --> 00:04:37.735
‫یک خطر جهانی با عواقب احتمالی

63
00:04:37.735 --> 00:04:40.113
‫از سرطان گرفته تا جهش‌های ژنتیکی‌ست

64
00:04:40.113 --> 00:04:43.533
‫که منجر به نقص‌ مادرزادی خیلی غیرعادی شده...

65
00:04:43.533 --> 00:04:45.451
‫بابا، می‌شه یه چیز دیگه بذاری؟

66
00:04:46.202 --> 00:04:47.954
‫این چیزا منو می‌ترسونه.

67
00:04:47.954 --> 00:04:52.834
‫- می‌ترسونه؟ میم-ی-ت...
‫- ری، الان نه.

68
00:04:54.085 --> 00:04:57.005
‫داره یه دوره‌ای رو می‌گذرونه.
‫همه ‌چیو هجی می‌کنه.

69
00:04:58.256 --> 00:05:00.925
‫- دال-ر-واو-غین.
‫- دقیقاً.

70
00:05:01.467 --> 00:05:04.220
‫چطوره به دوست جدیدمون نشون بدی
‫که چقدر هجی کردنت خوبه؟

71
00:05:04.554 --> 00:05:06.514
‫«بانگالو» رو هجی کن.

72
00:05:10.351 --> 00:05:11.269
‫[جیگر]

73
00:05:11.936 --> 00:05:14.564
‫«سمفونی» رو هجی کن.

74
00:05:19.110 --> 00:05:21.946
‫«فوشیا» رو هجی کن.

75
00:05:26.242 --> 00:05:27.785
‫این کلمه خداییش سخت بود.

76
00:05:29.662 --> 00:05:32.206
‫«دردسر» رو هجی کن.

77
00:05:43.176 --> 00:05:46.387
‫دال-ر-دال-سین-ر، خنگول!

78
00:05:48.264 --> 00:05:51.267
‫- آریلن، مهربون باش.
‫- من مهربونم!

79
00:05:53.019 --> 00:05:54.395
‫وقتی بخوام.

80
00:05:55.104 --> 00:05:57.523
‫اینم از دختر کوچولوی نازنازوی من.

81
00:05:58.274 --> 00:06:01.361
‫می‌گم، اونقدر اهل خودنماییه
‫که اگه هم سعی کنه نمی‌تونه متین باشه.

82
00:06:02.612 --> 00:06:04.155
‫منو یاد مادرش می‌ندازه.

83
00:06:13.998 --> 00:06:14.999
‫[به شهر دری خوش آمدید]

84
00:06:15.458 --> 00:06:18.586
‫فکر کردم گفتید می‌ریم پورتلند.

85
00:06:19.295 --> 00:06:20.755
‫«عقیم» رو هجی کن، عزیزم.

86
00:06:20.755 --> 00:06:22.590
‫می‌تونی تو یه جمله ازش استفاده کنی؟

87
00:06:22.590 --> 00:06:24.342
‫بابات بعد از بچه‌ی سوممون

88
00:06:24.342 --> 00:06:26.386
‫عقیم شد.

89
00:06:29.889 --> 00:06:31.307
‫می‌شه لطفاً نگه داری؟

90
00:06:33.226 --> 00:06:37.397
‫«نکروز».

91
00:06:37.397 --> 00:06:38.481
‫«آدم‌ربایی».

92
00:06:38.481 --> 00:06:40.024
‫یه پمپ بنزین اون جلو ـه،

93
00:06:40.024 --> 00:06:41.818
‫- دستشویی دارم.
‫- «کرم».

94
00:06:41.818 --> 00:06:43.820
‫اگه فقط یه لحظه وایسید.

95
00:06:43.820 --> 00:06:45.446
‫«جسد».

96
00:06:45.446 --> 00:06:48.908
‫«خفه کردن».

97
00:06:48.908 --> 00:06:50.159
‫نه، نه! خواهش می‌کنم، نه!

98
00:06:53.871 --> 00:06:56.958
‫- بذارید برم بیرون!
‫- «بیرون». ب-ی-ر-واو-نون!

99
00:06:56.958 --> 00:07:01.003
‫بذارید برم بیرون!

100
00:07:02.797 --> 00:07:04.298
‫بذارید برم بیرون!

101
00:07:08.678 --> 00:07:10.513
‫خودم رانندگی می‌کنم، پسر جان.

102
00:07:19.439 --> 00:07:23.276
‫انگار یکی دیگه هم می‌خواد بیاد
‫ب-ی-ر-واو-ن.

103
00:07:23.276 --> 00:07:31.534
‫- ب-ی-ر-واو-ن.
‫- ب-ی-ر-واو-ن.

104
00:07:31.534 --> 00:07:39.375
‫- ب-ی-ر-واو-ن.
‫- ب-ی-ر-واو-ن.

105
00:07:54.891 --> 00:07:56.267
‫خیلی قشنگه، عزیزم.

106
00:07:57.101 --> 00:07:58.394
‫مگه نه؟

107
00:08:10.490 --> 00:08:12.325
‫بیا اینجا.

108
00:08:14.619 --> 00:08:16.579
‫بیا با خانواده‌ت آشنا شو، عزیزدلم.

109
00:09:00.206 --> 00:09:02.208
‫بچه‌مو ببینید!

110
00:09:56.762 --> 00:09:58.764
‫[چهار ماه بعد، آوریل 1962]

111
00:10:06.230 --> 00:10:07.231
‫لعنتی!

112
00:10:22.413 --> 00:10:24.081
‫دری، هان؟

113
00:10:24.081 --> 00:10:26.208
‫شرط می‌بندم تو این شهر
‫حتی یه کلاب شبانه هم نیست.

114
00:10:26.208 --> 00:10:28.294
‫احتمالاً رستوران چینی درست و حسابی هم نداره.

115
00:10:28.878 --> 00:10:31.213
‫بیخیال، پالی.
‫ما از کره جون سالم به در بردیم.

116
00:10:31.672 --> 00:10:33.424
‫فکر کنم از اینم بتونیم.

117
00:10:33.424 --> 00:10:34.675
‫آره، از جانب خودت حرف بزن.

118
00:10:36.969 --> 00:10:38.846
‫سرگرد هنلون، فرمانده روسو.

119
00:10:39.055 --> 00:10:41.307
‫من سرهنگ فولرم، دستیار ژنرال شاو.

120
00:10:41.307 --> 00:10:43.017
‫ایشون ازم خواست شخصاً ازتون استقبال کنم.

121
00:10:43.017 --> 00:10:44.101
‫پرواز چطور بود؟

122
00:10:44.101 --> 00:10:45.561
‫- آروم.
‫- یه کم پرتلاطم.

123
00:10:48.147 --> 00:10:49.774
‫عالیه، آقایون. از این‌طرف بفرمایید.

124
00:10:52.318 --> 00:10:56.238
‫مهارت و تجربه‌تون
‫اینجا خیلی به کار میاد، سرگرد.

125
00:10:56.238 --> 00:10:59.450
‫پایگاه دی‌ای‌اف‌بی یکی از
‫شش پایگاه سَک تو کل کشوره.
‫(فرماندهی هوایی راهبردی)

126
00:10:59.659 --> 00:11:02.370
‫شاید یه کم دورافتاده به نظر بیاد،
‫ولی اشتباه نکنید.

127
00:11:02.370 --> 00:11:04.872
‫به‌عنوان شمالی‌ترین پایگاه نیروی هوایی قاره آمریکا،

128
00:11:04.872 --> 00:11:06.082
‫ما نوک نیزه‌ایم.

129
00:11:06.248 --> 00:11:08.959
‫تا فضای هوایی شوروی
‫فقط هفت ساعت پرواز اون‌طرفه.

130
00:11:09.502 --> 00:11:11.837
‫مستقیم از روی اقیانوس منجمد شمالی تا صبح.

131
00:11:11.837 --> 00:11:13.881
‫به عبارت دیگه، وقتی اوضاع هسته‌ای

132
00:11:13.881 --> 00:11:16.217
‫خراب شه، ما اولین تماس رو می‌گیریم.

133
00:11:16.884 --> 00:11:19.845
‫اگه. اگه اوضاع هسته‌ای خراب شه.

134
00:11:20.346 --> 00:11:21.806
‫من یه کم خوش‌بینم.

135
00:11:23.224 --> 00:11:24.266
‫آره، من نه.

136
00:11:32.108 --> 00:11:34.193
‫قربان، اونجا چیه؟

137
00:11:35.528 --> 00:11:37.196
‫اون پروژه‌های ویژه‌ست.

138
00:11:41.200 --> 00:11:42.451
‫به نظر ویژه میاد.

139
00:11:51.043 --> 00:11:53.462
‫می‌دونم که موقتاً تو پایگاه زندگی می‌کنید، سرگرد.

140
00:11:53.671 --> 00:11:54.839
‫بله، قربان.

141
00:11:54.839 --> 00:11:56.674
‫یه خونه تو شهر اجاره کردم،

142
00:11:56.674 --> 00:11:58.426
‫فقط منتظرم همه ‌چی آماده بشه

143
00:11:58.426 --> 00:11:59.844
‫تا وقتی خانواده‌م برسن.

144
00:11:59.844 --> 00:12:01.637
‫چی، نمی‌خوای نزدیک عمو پالی زندگی کنن؟

145
00:12:01.637 --> 00:12:03.139
‫فکر می‌کردم جزو خانواده‌ت باشم؟

146
00:12:03.139 --> 00:12:05.891
‫بعدِ هشت سال زندگی تو پایگاه،
‫فکر کنم خانومم آماده‌ست

147
00:12:05.891 --> 00:12:08.227
‫یه کم طعم زندگی معمولی رو بچشه.

148
00:12:08.436 --> 00:12:10.438
‫خب، اگه دنبال معمولی هستین،

149
00:12:11.021 --> 00:12:12.940
‫شما دوتا عاشق دری می‌شین.

150
00:12:25.911 --> 00:12:27.913
‫[دبیرستان دری]
‫[برت لاکپشته میگه: سرتو بدزد و پناه بگیر]

151
00:13:02.615 --> 00:13:05.659
‫هی، لیلز، خوبی؟ وای، متاسفم.

152
00:13:07.578 --> 00:13:09.747
‫یه مشت آدم عوضین، همینن.

153
00:13:10.456 --> 00:13:11.499
‫من خوبم.

154
00:13:11.999 --> 00:13:14.251
‫فکر کنم تا شام بوی خیارشور بدم.

155
00:13:15.461 --> 00:13:18.506
‫خب، اگه از من بپرسی،
‫بوت خوشمزه‌ست.

156
00:13:18.506 --> 00:13:22.092
‫برت لاک‌پشت می‌گه:
‫«سرتو بدزد و پناه بگیر»

157
00:13:22.092 --> 00:13:25.429
‫خاله‌م گفت هر آخر هفته‌ای که بخوایم
‫می‌تونیم بریم پیشش.

158
00:13:25.429 --> 00:13:27.056
‫چه باحال.

159
00:13:27.056 --> 00:13:28.808
‫پسرخاله‌م ری گفت
‫اونجا کلی پارتی تو ساحل دارن

160
00:13:28.808 --> 00:13:30.643
‫که خیلی خفنه.

161
00:13:30.643 --> 00:13:32.770
‫می‌گن خیلی محشره.

162
00:13:32.770 --> 00:13:34.897
‫چیه؟ به چی نگاه می‌کنی؟

163
00:13:35.272 --> 00:13:36.482
‫چشمام؟

164
00:13:37.274 --> 00:13:39.610
‫این عینک جدید چشمامو گنده نشون می‌ده، نه؟

165
00:13:39.610 --> 00:13:41.403
‫چشم‌پزشکه سادیسمیه.

166
00:13:41.403 --> 00:13:43.697
‫نه، نه، مارج، چشمات خوبن.

167
00:13:44.365 --> 00:13:46.492
‫- جدی می‌گم.
‫- باید قول بدی،

168
00:13:46.492 --> 00:13:48.244
‫چون نمی‌خوام بقیه سال رو

169
00:13:48.244 --> 00:13:49.787
‫مثل یه هیولای چشم‌گنده به نظر بیام.

170
00:13:49.787 --> 00:13:51.831
‫همین‌جوریشم به زور می‌تونم
‫جویی ناوینسکی رو وادار کنم نگام کنه.

171
00:13:51.831 --> 00:13:53.666
‫آخه تابلوئه،

172
00:13:53.666 --> 00:13:55.584
‫ما تو این دنیا تنها نیستیم، مگه نه؟

173
00:13:57.753 --> 00:13:58.754
‫تو...

174
00:13:59.547 --> 00:14:01.423
‫لیلی دیوونه براندازمون کرد؟

175
00:14:01.632 --> 00:14:03.801
‫- چی؟
‫- نمی‌دونم. حرفم اینه،

176
00:14:03.801 --> 00:14:05.594
‫اگه عصر اتمی همه‌ چیو عوض کرده باشه

177
00:14:05.594 --> 00:14:08.305
‫و حالا ما تهدید به حساب میاییم،
‫برای همین موجودات سیاره سرخ

178
00:14:08.305 --> 00:14:11.183
‫- یواشکی اومدن اینجا؟
‫- تو دری؟

179
00:14:11.475 --> 00:14:13.686
‫شاید همین تو پایگاه هوایی داره می‌گذره.

180
00:14:13.894 --> 00:14:15.688
‫شاید یکی از اون موجودات رو گرفتن،
‫مثلاً تو یخ نگه‌ش داشتن

181
00:14:15.688 --> 00:14:17.147
‫و دارن روش آزمایش می‌کنن.

182
00:14:18.148 --> 00:14:20.776
‫باز زیادی نزدیک تلویزیون نشستی، نه؟

183
00:14:20.776 --> 00:14:23.779
‫بابام می‌گه اشعه‌های کاتدی
‫مغزتو کوچیک می‌کنه، پسر.

184
00:14:23.779 --> 00:14:27.324
‫خودم دیدم هفت تا سی-۱۳۳
‫تو کمتر از ۴۸ ساعت اونجا فرود اومدن.

185
00:14:27.324 --> 00:14:29.869
‫غول‌های عظیم‌الجثه حمل بار. چرا؟

186
00:14:29.869 --> 00:14:31.787
‫چی حمل می‌کنن؟ فکر کن.

187
00:14:31.996 --> 00:14:33.831
‫اصلاً برای امتحان درس نخوندی، مگه نه؟

188
00:14:34.290 --> 00:14:36.792
‫وقتی جنگ جهانی سوم نزدیکه،
‫چه فایده‌ای داره؟

189
00:14:40.004 --> 00:14:42.923
‫سرتو بدزد و پناه بگیر، تدز.
‫سرتو بدزد و پناه بگیر.

190
00:14:47.928 --> 00:14:50.264
‫برای اینکه شما بچه‌های باحال
‫همچنان باحال بمونید،

191
00:14:55.477 --> 00:14:56.812
‫اینا افراد شما هستن، سرگرد.

192
00:14:57.313 --> 00:14:58.564
‫ممنون، سرباز.

193
00:15:00.024 --> 00:15:01.233
‫عصر بخیر، سربازان.

194
00:15:01.901 --> 00:15:02.860
‫صف ببندید!

195
00:15:02.860 --> 00:15:03.861
‫مسترز!

196
00:15:04.570 --> 00:15:06.280
‫سرزنده باشید، سربازا.
‫سرگرد اومده.

197
00:15:09.074 --> 00:15:10.576
‫خبردار!

198
00:15:17.124 --> 00:15:18.709
‫سرگرد هنلون، منتظرتون بودیم.

199
00:15:18.792 --> 00:15:21.295
‫افتخاره، قربان.
‫من سرباز یکم اودانل هستم.

200
00:15:21.629 --> 00:15:24.465
‫اینا بقیه گروه تعمیر و نگهداری اسکادران هفتادمن.

201
00:15:25.299 --> 00:15:28.385
‫سرباز یکم کلتون آلارد و دوناهو،

202
00:15:28.385 --> 00:15:29.720
‫گروهبان دوم ریچاردی،

203
00:15:30.387 --> 00:15:32.139
‫و سرباز دوم مسترز، قربان.

204
00:15:37.478 --> 00:15:38.771
‫سرباز مسترز.

205
00:15:39.730 --> 00:15:42.274
‫من افسر مافوق شما هستم،

206
00:15:42.483 --> 00:15:45.319
‫پس انتظار دارم احترامی
‫که شایسته این درجه‌ست بهم بذارید.

207
00:15:46.737 --> 00:15:47.947
‫حرفم واضحه؟

208
00:15:49.782 --> 00:15:51.492
‫دفعه بعد از خجالتت در میام، داداش.

209
00:15:52.242 --> 00:15:53.535
‫مشکلی هست؟

210
00:15:53.535 --> 00:15:54.703
‫خبردار!

211
00:15:55.496 --> 00:15:56.997
‫نه، قربان، ژنرال شاو.

212
00:15:57.289 --> 00:15:58.666
‫سرهنگ، یادم بنداز.

213
00:15:58.666 --> 00:16:00.918
‫جریمه نقض کد ۸۹ چیه؟

214
00:16:00.918 --> 00:16:02.461
‫دادگاه نظامی، قربان.

215
00:16:03.337 --> 00:16:06.423
‫پس دوباره می‌پرسم، مشکلی هست؟

216
00:16:15.599 --> 00:16:17.184
‫- با من بیا، سرگرد.
‫- اطاعت، قربان.

217
00:16:21.146 --> 00:16:22.231
‫عذرخواهی می‌کنم.

218
00:16:22.773 --> 00:16:24.650
‫این دقیقاً استقبالی که مدنظرمون بود، نبود.

219
00:16:25.192 --> 00:16:28.070
‫چطوره فردا حدود ساعت سه
‫یه سر بیای دفترم؟

220
00:16:28.195 --> 00:16:29.530
‫تا درست باهم آشنا شیم.

221
00:16:30.030 --> 00:16:31.490
‫بله، قربان. اونجا می‌بینمتون.

222
00:16:38.706 --> 00:16:40.124
‫منو برگردون پایگاه، سرباز.

223
00:16:51.427 --> 00:16:53.137
‫پس، از حالا داری چاپلوسی می‌کنی؟

224
00:17:01.103 --> 00:17:03.605
‫چرا لباس‌ها رو انقدر عجیب طراحی می‌کنن؟

225
00:17:04.732 --> 00:17:06.650
‫آخه فرم طبیعی که این شکلی نیست!

226
00:17:06.650 --> 00:17:07.901
‫مثلاً باید باورمون بشه

227
00:17:07.901 --> 00:17:10.487
‫این جور پلیورها خیلی به تن میاد؟

228
00:17:11.864 --> 00:17:15.743
‫تد، خانوم یوهانسون
‫داره لباسش رو عوض می‌کنه.

229
00:17:15.743 --> 00:17:17.536
‫الان می‌بینی چی تنش می‌کنه!

230
00:17:17.536 --> 00:17:18.579
‫داری چی کار می‌کنی؟

231
00:17:18.746 --> 00:17:20.247
‫تکالیفم رو انجام میدم، اشکالی داره؟

232
00:17:21.498 --> 00:17:22.833
‫بفرما، شروع شد.

233
00:17:23.333 --> 00:17:25.919
‫خانوما و آقایون، پرتاب انجام شد.

234
00:17:25.919 --> 00:17:27.629
‫لعنتی! بازم اسکاتی پرید وسط.

235
00:17:30.174 --> 00:17:31.800
‫خب، کجا بودیم؟

236
00:17:32.801 --> 00:17:34.928
‫تا حالا چیزایی که داریم خیلی خوبه.

237
00:17:34.928 --> 00:17:37.222
‫فقط داشتم فکر می‌کردم،
‫می‌دونم تو مسئول داستانی،

238
00:17:37.222 --> 00:17:38.640
‫ولی وقتی میاد به زمین،

239
00:17:38.640 --> 00:17:41.894
‫فقط آدم می‌کشه،

240
00:17:41.894 --> 00:17:43.854
‫با شاخک‌هاش همه رو قلع و قمع می‌کنه،

241
00:17:43.854 --> 00:17:46.565
‫یا مغزشونو با نی می‌مکه؟

242
00:17:50.944 --> 00:17:54.239
‫یا می‌تونم یه نارنجک بزنم بهت بترکونمت

243
00:17:57.910 --> 00:17:58.952
‫چته، تدی؟

244
00:18:00.454 --> 00:18:02.081
‫امروز چهارمین ماه بود.

245
00:18:04.083 --> 00:18:06.627
‫چهار ماه از اون روز... از متی.

246
00:18:09.588 --> 00:18:11.840
‫آره، رفیق. خیلی وضع داغونی بود.

247
00:18:14.218 --> 00:18:16.553
‫به هر حال، من رو تصاویر کار می‌کنم.

248
00:18:16.553 --> 00:18:18.222
‫می خوام درباره متی حرف بزنم.

249
00:18:18.764 --> 00:18:20.933
‫حرف زدن درباره‌ش چیو عوض می‌کنه،
‫زنده‌ش می‌کنه؟

250
00:18:20.933 --> 00:18:22.976
‫حتی جسدشم پیدا نکردن.

251
00:18:22.976 --> 00:18:24.603
‫دوباره شروع نکن.

252
00:18:24.937 --> 00:18:26.647
‫این معمولاً یعنی فرار کرده.

253
00:18:27.314 --> 00:18:28.857
‫می‌تونست فرار کرده باشه.

254
00:18:28.899 --> 00:18:31.193
‫- و چرا باید فرار کنه؟
‫- نمی‌دونم.

255
00:18:31.401 --> 00:18:33.278
‫شاید چون تقریباً هیچ دوستی

256
00:18:33.278 --> 00:18:34.613
‫تو کل دنیا نداشت،

257
00:18:34.613 --> 00:18:36.573
‫و تنها کسایی که داشت باید پول می‌گرفتن

258
00:18:36.573 --> 00:18:38.450
‫- که برن تولدش.
‫- به ما پول ندادن.

259
00:18:38.450 --> 00:18:41.078
‫- آب‌نبات پول نیست، تدی.
‫- فرقی نداره.

260
00:18:41.078 --> 00:18:43.497
‫مامانش اون آب‌نباتا رو منصفانه بهمون داد.

261
00:18:43.497 --> 00:18:45.541
‫داشتیم بهش لطف می‌کردیم،
‫یه کار خوب.

262
00:18:45.541 --> 00:18:47.709
‫حتی نمی‌دونستیم تولدشه.

263
00:18:47.709 --> 00:18:49.128
‫ببین، هر اتفاقی که برای متی افتاده

264
00:18:49.169 --> 00:18:51.505
‫به خاطر این نبود که
‫ما تولد لعنتیشو یادمون رفت، باشه؟

265
00:18:55.634 --> 00:18:57.344
‫هیچ‌ کدوم اینا تقصیر ما نیست!

266
00:18:57.344 --> 00:18:59.596
‫و چه قبول کنی چه نکنی، متی مُـ...

267
00:19:51.023 --> 00:19:52.774
‫متی، کجا داریم می‌ریم؟

268
00:19:54.234 --> 00:19:55.319
‫بهم اعتماد کن.

269
00:19:58.197 --> 00:19:59.406
‫فقط یه پله دیگه مونده.

270
00:20:07.748 --> 00:20:10.334
‫اینجا برای عموم بسته‌ست.
‫سال‌هاست که بسته‌ست.

271
00:20:11.585 --> 00:20:13.962
‫ولی فیل و تدی یه روز
‫سعی کردن یواشکی بیان تو.

272
00:20:13.962 --> 00:20:16.757
‫فهمیدن نگهبان دیگه
‫زحمت قفل کردن اینجا رو به خودش نمیده.

273
00:20:16.757 --> 00:20:18.175
‫باورت می‌شه؟

274
00:20:20.344 --> 00:20:21.345
‫خب...

275
00:20:22.262 --> 00:20:25.265
‫ما اینجا رو تبدیل کردیم
‫به یه جور پاتوق مخفی.

276
00:20:28.101 --> 00:20:29.770
‫منظره‌ی این بالا خیلی قشنگه.

277
00:20:42.866 --> 00:20:45.410
‫اه. همیشه واسم موشک در میاد.

278
00:20:46.036 --> 00:20:47.996
‫واسه من لاک‌پشته. عوض کنیم؟

279
00:20:49.331 --> 00:20:51.750
‫حتماً. لاک‌پشتا شانس میارن.

280
00:20:52.793 --> 00:20:53.919
‫میگم

281
00:20:55.212 --> 00:20:56.964
‫به بچه‌ها نگی آوردمت اینجا.

282
00:20:57.464 --> 00:20:58.966
‫منظورم فیل و تدی ـه.

283
00:20:58.966 --> 00:21:01.218
‫نباید بدون هماهنگی با هم

284
00:21:01.218 --> 00:21:03.428
‫مهمون بیاریم.

285
00:21:03.553 --> 00:21:05.806
‫به خاطر اینه که من لیلی دیوونه بینبریجم؟

286
00:21:07.182 --> 00:21:09.935
‫تو دیوونه نیستی.
‫حداقل برای من نیستی.

287
00:21:16.024 --> 00:21:18.986
‫اون روز چی شد؟ بابات.

288
00:21:24.783 --> 00:21:27.202
‫ببخشید، نباید...

289
00:21:31.915 --> 00:21:33.959
‫من و مامانم رفتیم دنبال بابام.

290
00:21:36.044 --> 00:21:39.131
‫تو کارخانه کنسروسازی تو ویلوبی کار می‌کرد.

291
00:21:39.673 --> 00:21:41.800
‫می‌دونی، خیارشور و اینجور چیزا.

292
00:21:42.467 --> 00:21:45.387
‫از کارخانه داشتیم می‌اومدیم بیرون
‫که فهمیدم

293
00:21:45.387 --> 00:21:47.306
‫یه چیزی اونجا گذاشتم.

294
00:21:48.473 --> 00:21:52.352
‫یه انگشتر حال‌سنج که از
‫فروشگاه ارزون‌فروشی خریده بودم.

295
00:21:53.645 --> 00:21:56.440
‫یه اسباب‌بازی ارزون و مسخره بود،

296
00:21:56.440 --> 00:21:58.191
‫ولی بابام برگشت که برام بیاره.

297
00:21:59.568 --> 00:22:03.196
‫و نمی‌دونم... نمی‌دونم،
‫یکی از دستگاها گیر کرد.

298
00:22:05.157 --> 00:22:08.702
‫حتی تو ایستگاه خودش نبود، ولی بابام،

299
00:22:10.245 --> 00:22:11.830
‫همیشه دلش می‌خواست کمک کنه.

300
00:22:15.167 --> 00:22:17.044
‫گفتن رفته تو چرخ‌دنده‌ها.

301
00:22:18.712 --> 00:22:21.131
‫فکر کرده برق رو قطع کرده، ولی...

302
00:22:22.132 --> 00:22:24.676
‫وقتی سرکارگر فهمید که
‫یه ایستگاه دیگه روشنه،

303
00:22:24.676 --> 00:22:26.053
‫دیگه دیر شده بود.

304
00:22:28.597 --> 00:22:31.641
‫- اگه من نگفته بودم برگرده...
‫- نمی‌دونستی که.

305
00:22:33.101 --> 00:22:34.770
‫فقط یه سانحه وحشتناک بوده.

306
00:22:57.459 --> 00:22:58.710
‫سال نو مبارک.

307
00:23:00.796 --> 00:23:02.672
‫ممنون که گذاشتی درباره‌ش حرف بزنم.

308
00:23:03.298 --> 00:23:04.549
‫هیچ‌ کس دیگه این کار رو نمی‌کنه.

309
00:23:05.300 --> 00:23:08.261
‫نه مارج، نه اون دخترای کیک‌پزی.

310
00:23:08.762 --> 00:23:10.180
‫تو مثل اون دخترا نیستی.

311
00:23:11.223 --> 00:23:12.641
‫دارم کم‌ کم می‌فهمم.

312
00:23:13.725 --> 00:23:15.477
‫نمی‌دونم خوبه یا بد.

313
00:23:16.103 --> 00:23:17.354
‫خوبه.

314
00:23:24.569 --> 00:23:27.030
‫ببخشید. کارم مسخره بود.

315
00:23:27.030 --> 00:23:28.740
‫نه، اشکالی نداره.

316
00:23:28.740 --> 00:23:30.617
‫فقط اینکه ما دوستیم.

317
00:23:30.617 --> 00:23:32.327
‫فدای سرت.

318
00:23:32.327 --> 00:23:34.746
‫واقعاً میگم. به هر حال باید برگردم.

319
00:23:35.539 --> 00:23:38.208
‫اگه بابام منو این موقع بیرون از تخت ببینه...

320
00:23:40.794 --> 00:23:42.337
‫منظورم اونجوری نبود.

321
00:23:44.798 --> 00:23:46.216
‫باید برم.

322
00:23:47.342 --> 00:23:48.885
‫متی، صبر کن!

323
00:24:01.773 --> 00:24:02.774
‫لیلی.

324
00:24:04.693 --> 00:24:07.112
‫فراموش نکنی لباساتو برای فردا صبح آماده کنی.

325
00:24:10.365 --> 00:24:11.366
‫یادته که؟

326
00:24:12.117 --> 00:24:14.536
‫می‌خوایم بریم سر خاک بابات.

327
00:24:16.413 --> 00:24:19.791
‫اگه برات فرقی نداره،
‫فکر نکنم بیام.

328
00:24:23.003 --> 00:24:24.004
‫یه سال شده.

329
00:24:24.796 --> 00:24:27.174
‫حتی یه بار هم سر خاکش نرفتی.

330
00:24:27.799 --> 00:24:29.885
‫می‌دونم. فقط...

331
00:24:31.386 --> 00:24:32.512
‫آماده نیستم.

332
00:24:37.767 --> 00:24:40.896
‫فقط تو نیستی که
‫یه چیز وحشتناک براش اتفاق افتاده.

333
00:24:42.147 --> 00:24:44.149
‫هر چی زودتر اینو بفهمی، بهتره.

334
00:24:45.525 --> 00:24:47.194
‫یادت نره داروهاتو بخوری.

335
00:25:02.125 --> 00:25:04.628
‫دوستان، مغز بیکار کارگاه شیطونه.

336
00:25:04.628 --> 00:25:07.422
‫موسیقی وقیحی که با غریزه‌ی حیوانی

337
00:25:07.422 --> 00:25:10.592
‫پسر و دختر شما رو در آغوش می‌کشه.

338
00:25:10.592 --> 00:25:11.718
‫هیستری جمعی!

339
00:25:13.053 --> 00:25:16.056
‫تو دردسر افتادیم.
‫همین‌ جا تو ریور سیتی.

340
00:25:17.432 --> 00:25:21.937
‫دردسر! دردسر!
‫دردسر! دردسر! دردسر!

341
00:25:21.937 --> 00:25:23.063
‫متی، تویی؟

342
00:25:24.940 --> 00:25:26.107
‫کجایی؟

343
00:25:29.528 --> 00:25:32.072
‫متی، اگه خودتی،
‫اگه صدام رو می‌شنوی،

344
00:25:32.072 --> 00:25:35.116
‫فقط برگرد خونه، خب؟
‫تو رو خدا برگرد خونه.

345
00:25:38.411 --> 00:25:39.829
‫نمی‌ذاره بیام!

346
00:25:51.174 --> 00:25:55.428
‫متی کلمنتز از توی لوله‌ها
‫داشت باهات حرف می‌زد؟

347
00:25:55.679 --> 00:25:56.805
‫ولش کن.

348
00:25:57.973 --> 00:26:00.559
‫از اونجا که وقتی این بچه زنده بود،
‫به زور دو کلمه...

349
00:26:00.559 --> 00:26:02.852
‫باهاش حرف می‌زدی،
‫چرا حالا که رفته اون دنیا...

350
00:26:02.852 --> 00:26:04.020
‫باید با تو صحبت کنه؟

351
00:26:09.609 --> 00:26:11.361
‫- سلام پتی.
‫- سلام مارجی.

352
00:26:12.028 --> 00:26:13.321
‫یه لحظه اینجا باش.

353
00:26:14.489 --> 00:26:16.616
‫- بیا اینجا.
‫- چیکار می‌کنی؟

354
00:26:17.617 --> 00:26:18.910
‫این چه کاریه؟

355
00:26:19.411 --> 00:26:22.122
‫می‌خوام مطمئن شم این حرف‌هات
‫به گوش دوست‌هاش نمی‌رسه،

356
00:26:22.122 --> 00:26:24.082
‫چون داری عین دیوونه‌ها حرف می‌زنی.

357
00:26:24.082 --> 00:26:25.417
‫خوشم نمیاد به کسی بگم دیوونه،

358
00:26:25.417 --> 00:26:27.127
‫- ولی...
‫- با گوش‌های خودم شنیدم.

359
00:26:28.712 --> 00:26:29.963
‫گوش کن.

360
00:26:30.463 --> 00:26:32.132
‫کلا دو ماه تا تابستون مونده.

361
00:26:32.132 --> 00:26:34.050
‫بذار یه جوری ازش رد بشیم که دوباره...

362
00:26:34.050 --> 00:26:35.760
‫در موردت حرف و حدیث در نیارن.

363
00:26:37.929 --> 00:26:39.681
‫در مورد من یا من و تو؟

364
00:26:42.601 --> 00:26:44.060
‫این حرف یعنی چی؟

365
00:26:47.480 --> 00:26:48.607
‫کار من نبود.

366
00:26:55.113 --> 00:26:57.240
‫نگرانی که مردم درباره من چه فکری می‌کنن،

367
00:26:57.240 --> 00:27:00.285
‫یا پتی و دوست‌هاش به خاطر من
‫درباره تو چه فکری می‌کنن؟

368
00:27:01.661 --> 00:27:05.165
‫از دست تو لیل.
‫دارم وظیفه دوستی در حقت ادا می‌کنم،

369
00:27:05.165 --> 00:27:07.542
‫ولی بعضی وقت‌ها
‫خیلی واسه آدم سختش می‌کنی.

370
00:27:13.632 --> 00:27:14.883
‫تد، حرف من هم همینه.

371
00:27:15.091 --> 00:27:17.427
‫حتما دلیلی داره که تمام
‫پستانداران اینطوری هستن.

372
00:27:17.427 --> 00:27:18.470
‫بهش فکر کن.

373
00:27:18.803 --> 00:27:21.431
‫شاید مثل وقتیه که می‌گن
‫آدم‌ها دم و آب‌شش داشتن،

374
00:27:21.431 --> 00:27:22.891
‫ولی با گذر زمان دیگه ندارن.

375
00:27:22.891 --> 00:27:24.851
‫یا ممکنه طبیعت بخواد بهمون بگه...

376
00:27:24.851 --> 00:27:26.645
‫پستانداران هر لحظه ممکنه منقرض بشن و...

377
00:27:26.645 --> 00:27:28.021
‫باید به فکر آینده‌شون باشن.

378
00:27:28.021 --> 00:27:29.856
‫مثل فضایی‌ها که ممکنه
‫برگردن به سیاره خودشون.

379
00:27:29.856 --> 00:27:30.940
‫وقتی اون روز برسه،

380
00:27:30.940 --> 00:27:33.360
‫من و تو قراره شاهد
‫اون اتفاقات عجیب باشیم.

381
00:27:38.657 --> 00:27:39.949
‫تو اینجا چیکار می‌کنی؟

382
00:27:41.326 --> 00:27:44.245
‫دقیقا چقدر از حرف‌هامون رو شنیدی؟

383
00:27:45.872 --> 00:27:47.540
‫باید باهاتون صحبت کنم.

384
00:27:47.791 --> 00:27:49.125
‫با ما؟ درباره چی؟

385
00:27:49.125 --> 00:27:52.170
‫درباره اینکه تیکه‌های بدن باباش رو
‫توی شیشه‌های ترشی توی ایالت مین پیدا کردن؟

386
00:27:52.170 --> 00:27:54.130
‫چرت و پرت نگو.
‫این اتفاق اصلا نیفتاده.

387
00:27:56.841 --> 00:27:58.426
‫قول داده بود دهنش رو ببنده.

388
00:27:58.927 --> 00:28:00.929
‫کلا یه بار آورده بودیمش اینجا.

389
00:28:01.513 --> 00:28:04.099
‫یه بار؟ مگه شما دوست صمیمی نبودین؟

390
00:28:04.224 --> 00:28:05.558
‫داستانش پیچیده است.

391
00:28:05.684 --> 00:28:07.644
‫خب، پس مطمئنی صدای متی بود، نه؟

392
00:28:07.852 --> 00:28:09.479
‫آره، مطمئنم خودش بود.

393
00:28:10.188 --> 00:28:12.023
‫نمی‌دونم معنیش چیه. صرفا...

394
00:28:12.023 --> 00:28:13.274
‫گفتم اگه کسی براش مهم باشه...

395
00:28:13.400 --> 00:28:15.860
‫اگه کسی قرار باشه حرفم رو باور کنه،
‫شما باور می‌کنین.

396
00:28:17.570 --> 00:28:19.948
‫نگو که این قصه خیالاتیش رو باور کردی.

397
00:28:20.156 --> 00:28:21.491
‫منظورت قصه خیالیه؟

398
00:28:21.533 --> 00:28:23.618
‫جفتش یکیه، خب؟
‫این داره چرت و پرت می‌گه.

399
00:28:23.618 --> 00:28:24.703
‫آخه ببین کی داره می‌گه.

400
00:28:25.870 --> 00:28:31.209
‫می‌دونم. به نظر غیرممکن میاد،
‫ولی شاید صرفا غیرمحتمل باشه.

401
00:28:31.876 --> 00:28:35.296
‫تدی، اگه این حرف واقعی باشه
‫یعنی متی هنوز زنده است.

402
00:28:35.296 --> 00:28:37.048
‫در عین حال باید بدونه تک‌تک
‫سیستم لوله‌کشی دِری...

403
00:28:37.048 --> 00:28:38.883
‫کجا شروع و تموم می‌شن.

404
00:28:39.217 --> 00:28:42.303
‫که دقیقا همون لحظه که لیلی
‫توی مستراح بود باهاش حرف بزنه.

405
00:28:42.971 --> 00:28:45.098
‫تازه باید صداش رو جوری
‫هدف‌گیری می‌کرد که درست...

406
00:28:45.098 --> 00:28:47.809
‫از همون لوله‌ای در بیاد
‫که انگشتش رو بیرون داد و سلام کرد.

407
00:28:48.435 --> 00:28:52.772
‫فیل، تو چند صد روش توضیح دادی
‫که چطور ممکنه فضایی‌ها بیان روی زمین.

408
00:28:53.523 --> 00:28:56.443
‫با رهگیری بوی ما،
‫نقش سگ‌ها رو بازی کردن،

409
00:28:57.277 --> 00:28:59.112
‫- کالبدشکافیمون.
‫- کالبدشکاف.

410
00:28:59.904 --> 00:29:02.949
‫تو به قول خودت همه این
‫چیزها رو بهم «ثابت» کردی،

411
00:29:02.949 --> 00:29:04.826
‫ولی نمی‌تونی باور کنی،

412
00:29:04.826 --> 00:29:09.748
‫متی می‌خواسته با کسی
‫صحبت کنه که واقعا می‌شناسدش؟

413
00:29:10.206 --> 00:29:11.875
‫پس حرفم رو باور می‌کنی؟

414
00:29:14.294 --> 00:29:15.420
‫ببین...

415
00:29:16.629 --> 00:29:18.673
‫لیلی، دلم می‌خواد باور کنم.
‫دارم سعی می‌کنم.

416
00:29:20.425 --> 00:29:22.177
‫کلی مسائل باورنکردنی هست...

417
00:29:22.177 --> 00:29:24.596
‫که آدم‌ها بهش باور دارن
‫و مطمئنم بعضی‌هاشون حقیقت دارن.

418
00:29:26.431 --> 00:29:28.641
‫صرفا درباره این موضوع
‫زیاد مطمئن نیستم.

419
00:29:38.818 --> 00:29:40.653
‫باورم نمی‌شه نوشابه‌ات رو دادی به این.

420
00:29:46.034 --> 00:29:51.456
‫[فرماندهی راهبردی هوایی]

421
00:29:56.419 --> 00:29:57.420
‫بفرما تو سرگرد.

422
00:30:00.590 --> 00:30:01.841
‫می‌خواستم بدونی که مسترز...

423
00:30:01.883 --> 00:30:03.927
‫قراره یه هفته مسئول
‫تمیز کردن دستشویی‌ها باشه.

424
00:30:04.594 --> 00:30:07.347
‫یه اخطار رسمی هم توی
‫پرونده‌ پروازش ثبت می‌شه.

425
00:30:08.681 --> 00:30:11.351
‫من همچین مزخرفاتی رو
‫توی پایگاهم تحمل نمی‌کنم.

426
00:30:13.520 --> 00:30:14.813
‫امیدوارم که دیگه مجبور نباشین.

427
00:30:20.151 --> 00:30:22.821
‫شنیدم که زیر نظر ژنرال ابوت
‫توی کره خدمت کردی.

428
00:30:23.947 --> 00:30:25.198
‫اینطور که می‌گه جنابعالی...

429
00:30:25.198 --> 00:30:27.575
‫شجاع‌ترین خلبانی هستی
‫که تو زندگیش دیده سرگرد.

430
00:30:28.243 --> 00:30:30.745
‫با یه بی۲۹ رفتی توی کوچه‌ میگ،

431
00:30:30.745 --> 00:30:32.997
‫تو دل آتیش ضدهوایی شوروی سوی‌هو،

432
00:30:33.832 --> 00:30:35.542
‫صحیح و سالم هم برگشتی.

433
00:30:36.459 --> 00:30:38.127
‫البته تقریبا سالم برگشتم قربان.

434
00:30:39.003 --> 00:30:41.381
‫راستش رو بگم دوست ندارم
‫راجع بهش صحبت کنم.

435
00:30:42.090 --> 00:30:43.174
‫راجع به مصدومیتت؟

436
00:30:44.467 --> 00:30:45.677
‫راجع به عملیات کره قربان.

437
00:30:46.636 --> 00:30:47.720
‫واسه چی؟

438
00:30:49.848 --> 00:30:51.391
‫چون ماموریت رو تموم نکردیم.

439
00:30:53.726 --> 00:30:56.145
‫واسه همین به اینجا
‫منتقلت کردیم سرگرد.

440
00:30:57.105 --> 00:30:59.983
‫تا بی۵۲ جدیدمون رو آزمایش کنیم،
‫و اگه لازم بود...

441
00:30:59.983 --> 00:31:02.110
‫مستقیم باهاش به دل دشمن بتازیم.

442
00:31:02.110 --> 00:31:03.486
‫کاری که شروع کردی رو تموم کن.

443
00:31:08.867 --> 00:31:10.159
‫چرا اومدی نیرو هوایی؟

444
00:31:11.244 --> 00:31:12.787
‫توی مزرعه بزرگ شده بودم.

445
00:31:13.121 --> 00:31:15.790
‫یه دوست خانوادگی داشتیم
‫که ماهی دو بار می‌اومد...

446
00:31:15.790 --> 00:31:17.959
‫زمین‌ها رو سم‌پاشی می‌کرد.
‫اینطوری بود که پدرم،

447
00:31:18.459 --> 00:31:20.086
‫می‌خواست باهاش برم.
‫من هم...

448
00:31:20.086 --> 00:31:21.796
‫پیشنهادش رو قبول کردم.

449
00:31:23.590 --> 00:31:25.049
‫شما چطور قربان؟

450
00:31:26.384 --> 00:31:27.427
‫به خاطر بابام.

451
00:31:28.928 --> 00:31:29.971
‫ارتشی بود.

452
00:31:30.930 --> 00:31:34.350
‫توی همه جنگ‌های آمریکا از جنگ
‫با سرخ‌پوست‌ها تا فیلیپین شرکت داشت.

453
00:31:35.476 --> 00:31:37.645
‫تا اینکه مجبورش کردن
‫کار دفتری انجام بده.

454
00:31:37.645 --> 00:31:40.523
‫خانواده‌اش تنها چیزی بودن
‫که از کشورش بیشتر دوست داشت.

455
00:31:41.858 --> 00:31:45.194
‫می‌گفت پرافتخارترین لحظه زندگیش
‫وقتی بود که تو ارتش اسم‌نویسی کردم.

456
00:31:48.823 --> 00:31:51.284
‫گمون کنم پدر تو هم
‫همچین حسی بهت داشت.

457
00:31:53.036 --> 00:31:54.287
‫خیلی بهم افتخار می‌کرد.

458
00:31:56.205 --> 00:31:58.124
‫همیشه می‌گفت هیچ چیز
‫اشتباهی توی این کشور نیست،

459
00:31:58.124 --> 00:32:01.961
‫که نشه با ویژگی‌های خوب
‫همین کشور، درستش کرد.

460
00:32:06.341 --> 00:32:08.092
‫من هم می‌خوام
‫حرفش رو ثابت کنم قربان.

461
00:32:33.242 --> 00:32:35.703
‫- آمین.
‫- آمین.

462
00:32:46.130 --> 00:32:47.507
‫- آمین.
‫- آمین.

463
00:32:55.515 --> 00:32:57.266
‫بر میتصوا پسرم نزدیکه.

464
00:32:57.850 --> 00:32:59.268
‫هفت‌تورا رو مطالعه کردی؟

465
00:33:00.353 --> 00:33:01.437
‫خوشمزه شده.

466
00:33:04.899 --> 00:33:06.484
‫چیزی شده تئودور؟

467
00:33:09.904 --> 00:33:11.280
‫می‌شه یه سوال عجیب بپرسم؟

468
00:33:12.657 --> 00:33:13.700
‫بپرس.

469
00:33:14.200 --> 00:33:16.077
‫به نظرتون می‌شه
‫یه نفر بچه‌ای رو بدزده...

470
00:33:16.077 --> 00:33:17.245
‫و زیر زمین نگهش داره؟

471
00:33:18.579 --> 00:33:20.623
‫- زیر زمین؟
‫- تو مشکلت چیه؟

472
00:33:22.083 --> 00:33:26.337
‫آره، همون‌جا نگهش داره.
‫چندین و چند ماه تو فاضلاب نگهش داره...

473
00:33:26.337 --> 00:33:27.880
‫و اذیتش کنه یا...

474
00:33:29.132 --> 00:33:30.299
‫نمی‌دونم.

475
00:33:31.509 --> 00:33:33.386
‫تا حالا چنین چیزی شنیده بودین؟

476
00:33:34.929 --> 00:33:37.890
‫پدربزرگ و مادربزرگت از
‫اردوگاه بوخن‌والت فرار کردن،

477
00:33:38.391 --> 00:33:40.351
‫کل خانواده‌شون کشته شدن،

478
00:33:41.185 --> 00:33:43.187
‫با پوست زندانی‌های یهودی...

479
00:33:44.480 --> 00:33:45.857
‫آباژور می‌ساختن.

480
00:33:46.899 --> 00:33:47.984
‫چی؟

481
00:33:48.985 --> 00:33:50.236
‫آباژور.

482
00:33:52.864 --> 00:33:54.115
‫تئودور، ما یهودی‌ایم.

483
00:33:54.115 --> 00:33:57.118
‫ما بیشتر از هر کسی
‫لحظات وحشتناک این دنیا رو دیدیم.

484
00:33:59.954 --> 00:34:01.873
‫واقعیت دنیا همینطوریش
‫به حد کافی ترسناکه.

485
00:34:05.251 --> 00:34:06.669
‫انقدر درگیر خیالات نباش.

486
00:34:18.598 --> 00:34:21.559
‫[دتکتیو کامیکز]

487
00:35:47.186 --> 00:35:48.563
‫باورم نمی‌شه من و تو نسبتی داریم.

488
00:36:22.805 --> 00:36:24.182
‫بعدش منم، نه؟

489
00:36:25.808 --> 00:36:27.393
‫- حالا باورت شد؟
‫- گوش کن لیلی.

490
00:36:27.393 --> 00:36:29.145
‫من این رو از کلاس اول می‌شناسم.

491
00:36:29.145 --> 00:36:30.396
‫می‌فهمم کی دروغ می‌گه،

492
00:36:30.396 --> 00:36:33.482
‫مطمئنم سر جریان
‫آباژوره دروغ نمی‌گه.

493
00:36:33.482 --> 00:36:34.817
‫باید به یکی بگیم.

494
00:36:34.817 --> 00:36:37.195
‫- کسی که باورش نمی‌شه.
‫- اگه به خانواده‌هامون بگیم چی؟

495
00:36:37.612 --> 00:36:40.823
‫اگه به کسی درباره این موضوع بگم،
‫دوباره من رو می‌فرستن جونیپر هیل.

496
00:36:41.532 --> 00:36:43.409
‫البته شاید شما رو هم اونجا ببینم.

497
00:36:44.493 --> 00:36:46.412
‫تدی، من نمی‌خوام برم دیوونه‌خونه.

498
00:36:46.412 --> 00:36:48.915
‫من حتی تو اردوی شبانه هم دووم نیاوردم.

499
00:36:49.207 --> 00:36:50.458
‫خیلی‌خب.

500
00:36:51.459 --> 00:36:53.169
‫به هیچ‌کس نمی‌گیم،

501
00:36:53.878 --> 00:36:55.880
‫تا بفهمیم چه بلایی سر متی اومده.

502
00:36:58.591 --> 00:36:59.675
‫چطوری بفهمیم؟

503
00:37:02.345 --> 00:37:03.971
‫گمونم بدونم از کجا باید شروع کنیم.

504
00:37:20.363 --> 00:37:21.489
‫چیزی می‌بینی؟

505
00:37:21.489 --> 00:37:23.157
‫تدی، می‌دونستی توی کتابخونه بیش از...

506
00:37:23.157 --> 00:37:24.659
‫صد تا کتاب وجود داره؟

507
00:37:24.825 --> 00:37:27.119
‫نه بابا. بیشتر از صد تا؟

508
00:37:27.745 --> 00:37:29.664
‫می‌دونستی بعضی‌هاشون عکس دارن،

509
00:37:29.664 --> 00:37:31.040
‫ولی بیشترشون عکس ندارن؟

510
00:37:31.040 --> 00:37:32.124
‫این رو چرا آوردی؟

511
00:37:32.124 --> 00:37:33.584
‫خانواده‌ام پرستار پیدا نکردن، خب؟

512
00:37:33.584 --> 00:37:35.461
‫می‌دونستی وقتی یه کتابی رو برمی‌داری،

513
00:37:35.586 --> 00:37:37.838
‫باید فرم رو اسم و امضا کنی؟
‫من بلدم با خط شکسته امضا کنم.

514
00:37:37.838 --> 00:37:40.675
‫خانم کارمل می‌گه دست‌خطم
‫توی مدرسه از همه بهتره.

515
00:37:42.009 --> 00:37:43.094
‫فیل.

516
00:37:44.845 --> 00:37:48.140
‫ببین سوز، من به یکی
‫که دست‌خطش خوبه نیاز دارم...

517
00:37:48.140 --> 00:37:50.142
‫تا برام یه کتابی رو پیدا کنه.

518
00:37:50.142 --> 00:37:53.187
‫اسم کتابش «سطل پر از مافینه.»

519
00:37:56.732 --> 00:37:57.733
‫الان می‌گردم.

520
00:38:01.737 --> 00:38:02.780
‫عمرا اگه پیداش کنه.

521
00:38:05.908 --> 00:38:07.535
‫وایستین، ایناهاش.

522
00:38:12.248 --> 00:38:14.458
‫اولش فکر می‌کردن از خونه فرار کرده،

523
00:38:14.458 --> 00:38:16.127
‫ولی بعد از اینکه جایی پیداش نکردن،

524
00:38:16.127 --> 00:38:18.087
‫فرض رو بر این گذاشتن که قتل رخ داده.

525
00:38:20.047 --> 00:38:21.465
‫یعنی کشته شده.

526
00:38:22.967 --> 00:38:25.553
‫فکر کردن شاید ممکنه کار بابای متی باشه.

527
00:38:26.095 --> 00:38:29.098
‫شاید هم کار یه آواره بوده.
‫ولی هیچ مظنونی پیدا نکردن.

528
00:38:29.098 --> 00:38:30.558
‫«طبق گفته منابع پلیس،»

529
00:38:30.558 --> 00:38:33.019
‫«این پسر آخرین بار شب چهارم ژانویه،»

530
00:38:33.019 --> 00:38:36.314
‫«توسط دختر یکی از کارکنان
‫سینمای کپیتال، که جوان دوازده ساله...»

531
00:38:36.314 --> 00:38:38.357
‫«ناشناسی است، دیده شد.»

532
00:38:42.653 --> 00:38:43.863
‫یعنی کی؟

533
00:38:44.947 --> 00:38:46.282
‫متی کلمنتز؟

534
00:38:47.116 --> 00:38:49.410
‫از دست شما. برید پی کارتون!

535
00:38:49.660 --> 00:38:50.828
‫برید!

536
00:38:51.746 --> 00:38:53.497
‫چیه؟ مگه چی گفتیم؟

537
00:38:54.999 --> 00:38:57.126
‫می‌دونین چند بار سر این پسره...

538
00:38:57.126 --> 00:38:59.712
‫پلیس اومده دم خونه‌مون
‫که بندازه گردن بابای من؟

539
00:39:00.671 --> 00:39:03.632
‫توی روزنامه‌های درباره این
‫چیزی نوشته بودن؟

540
00:39:04.675 --> 00:39:07.887
‫- آخه من خیلی خلاصه خوندم...
‫- از اینجا برین!

541
00:39:08.512 --> 00:39:10.014
‫می‌شه حالا بریم شیک بخوریم؟

542
00:39:11.932 --> 00:39:14.518
‫دیدین؟ گفته بودم فکر خوبی نیست...

543
00:39:14.685 --> 00:39:16.854
‫سر آهنگی که از فاضلاب شنیدی،
‫این همه بدبختی بکشیم.

544
00:39:20.399 --> 00:39:21.400
‫چی گفتی؟

545
00:39:27.698 --> 00:39:28.699
‫آهنگ بود.

546
00:39:30.034 --> 00:39:32.411
‫چند شب پیش صدای
‫متی رو موقع خوندن شنیدم.

547
00:39:33.287 --> 00:39:35.206
‫زیر لوله وان حموم بود.

548
00:39:37.958 --> 00:39:39.418
‫تو هم شنیدی؟

549
00:39:41.754 --> 00:39:45.758
‫نمی‌دونم صدای متی بود یا نه،
‫ولی هر از گاهی...

550
00:39:46.592 --> 00:39:50.304
‫از لوله‌های زیرزمین کاپیتال،
‫یه صداهایی می‌شنوم.

551
00:39:51.722 --> 00:39:55.976
‫چند تا بچه‌ان که دارن می‌خندن،
‫گریه می‌کنن، اسمم رو صدا می‌زنن.

552
00:39:59.939 --> 00:40:01.649
‫چه آهنگی داشت می‌خوند؟

553
00:40:07.696 --> 00:40:11.325
‫[شورای شهر برای ساخت مجسمه
‫پال بانیان پیش‌روی می‌کند.]

554
00:41:34.617 --> 00:41:38.162
‫هواپیمای جدید بی۵۲. کلاس جی.
‫منتقلت کردن اینجا که باهاش پرواز کنی.

555
00:41:38.162 --> 00:41:41.123
‫اگه می‌خوای زنده از اینجا بری بیرون،
‫باید مشخصاتش رو بهمون بدی.

556
00:41:41.123 --> 00:41:45.586
‫سرعت، برد، سقف پرواز،
‫بار، تسلیحات، همه‌چی.

557
00:41:45.586 --> 00:41:46.712
‫فهمیدی؟

558
00:41:47.213 --> 00:41:49.590
‫اگه ماسکت رو در بیاری
‫بهتر متوجه می‌شم.

559
00:41:49.590 --> 00:41:51.342
‫زود باش مشخصات رو بده.

560
00:41:52.009 --> 00:41:53.677
‫محرمانه است.

561
00:42:08.359 --> 00:42:09.985
‫باهات شوخی نداریم.

562
00:42:10.319 --> 00:42:13.447
‫مشخصات رو بده وگرنه با شماره سه
‫یه گلوله تو سرت خالی می‌کنم.

563
00:42:16.325 --> 00:42:17.368
‫یک.

564
00:42:25.084 --> 00:42:26.126
‫دو.

565
00:42:29.505 --> 00:42:31.173
‫مجبوری یه تیر حرومم کنی.

566
00:42:34.718 --> 00:42:36.637
‫- لیروی!
‫- چه خبر شده؟

567
00:42:36.637 --> 00:42:38.389
‫لی، در رو باز کن!

568
00:42:42.518 --> 00:42:44.937
‫در رو باز کن!
‫لی، چه خبر شده؟

569
00:42:44.937 --> 00:42:46.522
‫در رو باز کن!

570
00:42:46.522 --> 00:42:48.232
‫لی، در وامونده رو باز کن!

571
00:43:03.664 --> 00:43:05.040
‫گم‌شید ببینم!

572
00:43:05.708 --> 00:43:07.710
‫آره، باید هم جا بزنین.

573
00:43:11.964 --> 00:43:13.215
‫دوباره نجاتت دادم.

574
00:43:14.425 --> 00:43:16.635
‫- خفه شو پالی.
‫- این‌ها دیگه کدوم خری بودن؟

575
00:43:16.635 --> 00:43:17.803
‫نمی‌دونم.

576
00:43:19.179 --> 00:43:20.681
‫وای خدا.

577
00:43:24.101 --> 00:43:25.311
‫موهام چطوره؟

578
00:43:27.021 --> 00:43:28.022
‫هنوز چربه.

579
00:43:34.528 --> 00:43:35.904
‫خب، دقیقا کجا داریم می‌ریم؟

580
00:43:35.904 --> 00:43:38.365
‫می‌خوای بهت بگم
‫یا بهت نشون بدم؟

581
00:43:38.490 --> 00:43:40.826
‫بگو. صد درصد می‌خوام بشنوم.

582
00:43:40.826 --> 00:43:43.787
‫آهنگی که متی داشت می‌خوند
‫مال فیلم «مرد موسیقی» بود.

583
00:43:44.204 --> 00:43:46.373
‫احتمالا یه نسخه دیگه
‫ازش توی انبار داریم.

584
00:43:48.626 --> 00:43:50.878
‫واسه چی باید این فیلم مسخره رو ببینیم؟

585
00:43:51.337 --> 00:43:52.921
‫از فیلم‌های موزیکال بدم میاد.

586
00:43:53.797 --> 00:43:56.300
‫چون شاید متی می‌خواد
‫بهمون حرفی بزنه.

587
00:44:07.436 --> 00:44:09.480
‫خدایا، چقدر اینجا تاریکه.

588
00:44:10.939 --> 00:44:13.025
‫بچه‌ها، این کارمون خرابکاری
‫و ورود بدون اجازه نیست؟

589
00:44:13.025 --> 00:44:15.069
‫ما که خرابکاری نکردیم.
‫فقط بدون اجازه وارد شدیم.

590
00:44:15.069 --> 00:44:17.154
‫- انقدر سوسول نباش.
‫- بچه‌ها، بس کنین.

591
00:44:17.655 --> 00:44:18.697
‫بشینین.

592
00:44:33.754 --> 00:44:34.922
‫یه لحظه وایستین!

593
00:44:34.922 --> 00:44:36.840
‫دارم مرد موسیقی رو می‌ذارم!

594
00:44:42.471 --> 00:44:43.639
‫تد، تو بودی؟

595
00:44:45.224 --> 00:44:47.810
‫- داره گریه می‌کنه؟
‫- چی؟ نه.

596
00:44:48.352 --> 00:44:49.603
‫بچه‌ها، خفه شید.

597
00:44:51.522 --> 00:44:53.148
‫لیلی، حالت خوبه؟

598
00:44:54.692 --> 00:44:56.860
‫آره. نه، خوبم. صرفا...

599
00:44:58.696 --> 00:45:00.614
‫داشتم به متی و اتفاقی
‫که افتاد فکر می‌کردم.

600
00:45:00.614 --> 00:45:02.866
‫اینکه چه کاری می‌تونستم بکنم و...

601
00:45:02.866 --> 00:45:04.034
‫خب، بهم نیاز داشت.

602
00:45:05.494 --> 00:45:07.329
‫ولی من به جاش فرستادمش بره.

603
00:45:08.372 --> 00:45:09.665
‫بعدش هم دیگه برنگشت.

604
00:45:12.042 --> 00:45:13.377
‫کاری که ما کردیم بدتر بود.

605
00:45:15.254 --> 00:45:17.214
‫شاید اگه پای قولمون می‌موندیم و...

606
00:45:17.214 --> 00:45:20.008
‫توی تولدش شرکت می‌کردیم،
‫الان اوضاع فرق می‌کرد.

607
00:45:20.008 --> 00:45:21.802
‫تقصیر کسی نیست، خب؟

608
00:45:23.095 --> 00:45:26.473
‫تد، تقصیر تو نیست.
‫لیلی، تو هم مقصر نیستی.

609
00:45:26.473 --> 00:45:28.600
‫الان به اینجا رسیدیم. همین مهمه.

610
00:45:28.600 --> 00:45:30.018
‫پس تمومش کنین، خب؟

611
00:45:33.939 --> 00:45:35.149
‫داری گریه می‌کنی؟

612
00:45:35.816 --> 00:45:37.484
‫چی؟ نه، گریه نمی‌کنم.

613
00:45:38.110 --> 00:45:39.445
‫هیچ‌کس گریه نمی‌کنه.

614
00:45:40.237 --> 00:45:42.030
‫...یه شب خوب با سن‌سن.

615
00:45:42.030 --> 00:45:43.323
‫از سالن بیلیارد می‌زنن بیرون.

616
00:45:43.323 --> 00:45:44.783
‫می‌رن سمت مراسم پادگان.

617
00:45:44.783 --> 00:45:46.535
‫مردان و زنان بی‌خانمان،

618
00:45:46.535 --> 00:45:48.537
‫با موسیقی وسط مراسم میان...

619
00:45:49.455 --> 00:45:50.664
‫دست‌هاشون رو باز می‌کنن،

620
00:45:50.664 --> 00:45:53.167
‫و غریزه جنگلی خودشون رو
‫با حرکاتشون نشون می‌دن.

621
00:45:53.167 --> 00:45:55.544
‫دوستان، ذهن بیکار زمین بازی شیطونه،

622
00:45:55.544 --> 00:45:58.839
‫- دردسر! تو ریور سیتی!
‫- دردسر داریم!

623
00:45:58.839 --> 00:46:00.591
‫با یه «ب» گنده و «د» تهش...

624
00:46:00.591 --> 00:46:02.718
‫- که مخفف «بیلیارد» می‌شه.
‫- مخفف بیلیارد می‌شه.

625
00:46:02.718 --> 00:46:04.678
‫- عجب دردسری داریم.
‫- عجب دردسری داریم.

626
00:46:04.678 --> 00:46:06.388
‫خودشه. همین آهنگ رو شنیده بودم.

627
00:46:06.388 --> 00:46:07.514
‫باید راهی پیدا کنیم...

628
00:46:07.514 --> 00:46:09.641
‫تا بچه مدرسه‌ای‌ها
‫خوش‌اخلاق بمونن.

629
00:46:09.641 --> 00:46:11.643
‫بچه‌های بچه‌هامون
‫قراره تو دردسر بیفتن.

630
00:46:11.643 --> 00:46:14.772
‫-دردسر، دردسر، دردسر.
‫- مادران ریور سیتی...

631
00:46:14.772 --> 00:46:16.774
‫قبل از اینکه دیر بشه،
‫به این هشدار گوش بدین...

632
00:46:19.693 --> 00:46:21.862
‫آروم آروم وارد مکالمه می‌شه.

633
00:46:22.279 --> 00:46:24.656
‫- با کلماتی مثل...
‫- دردسر، دردسر، دردسر...

634
00:46:24.656 --> 00:46:26.784
‫- مثل «خفن»؟
‫- دردسر، دردسر، دردسر

635
00:46:27.493 --> 00:46:28.744
‫یا «کله بابات»؟

636
00:46:28.744 --> 00:46:29.745
‫دردسر، دردسر، دردسر.

637
00:46:29.870 --> 00:46:33.290
‫خلاصه رفقا...
‫فعلا که دردسر داریم.

638
00:46:33.290 --> 00:46:35.083
‫- توی همین ریور سیتی.
‫- توی همین ریور سیتی.

639
00:46:35.083 --> 00:46:36.710
‫با یه «ب» گنده و «د» تهش...

640
00:46:37.503 --> 00:46:38.587
‫متی؟

641
00:46:38.587 --> 00:46:40.839
‫- عجب دردسری داریم.
‫- عجب دردسری داریم.

642
00:46:43.175 --> 00:46:45.594
‫وایستا، چی شد؟ چه خبره؟

643
00:46:46.386 --> 00:46:48.263
‫چطوری متی توی فیلمه؟

644
00:46:48.263 --> 00:46:49.848
‫چی شده؟ چطور ممکنه؟

645
00:46:49.848 --> 00:46:51.475
‫- ما رو می‌بینه؟
‫- متی!

646
00:46:52.351 --> 00:46:53.977
‫- یعنی می‌شنوه؟
‫- متی!

647
00:46:53.977 --> 00:46:55.229
‫متی، ما اینجاییم! متی!

648
00:46:55.229 --> 00:46:56.313
‫- متی!
‫- آهای!

649
00:46:56.438 --> 00:46:59.024
‫- دنبال صدامون بیا!
‫- متی! وایستا.

650
00:46:59.024 --> 00:47:01.568
‫- آره، بیا متی!
‫- آره، آره متی! خودشه!

651
00:47:01.568 --> 00:47:03.320
‫- دنبال صدامون بیا!
‫- ما اینجاییم! همینطوری بیا!

652
00:47:03.320 --> 00:47:04.822
‫بیا متی!

653
00:47:04.822 --> 00:47:06.949
‫آره، دقیقا! بیا!

654
00:47:06.949 --> 00:47:08.158
‫بیا متی!

655
00:47:09.117 --> 00:47:11.119
‫لیلی؟ تدی؟

656
00:47:11.119 --> 00:47:13.205
‫- آره، خودمونیم!
‫- بیا!

657
00:47:13.205 --> 00:47:15.165
‫متی، زود باش،
‫از اینجا می‌بریمت بیرون!

658
00:47:17.334 --> 00:47:18.502
‫دروغ می‌گی.

659
00:47:19.753 --> 00:47:21.255
‫به خاطر شما الان اینجام.

660
00:47:22.005 --> 00:47:23.298
‫چون بهم دروغ گفتین.

661
00:47:26.260 --> 00:47:28.554
‫چون پیشم نبودین.

662
00:47:30.222 --> 00:47:31.431
‫چی شده؟

663
00:48:03.463 --> 00:48:04.631
‫این دیگه چیه؟

664
00:48:13.724 --> 00:48:16.268
‫- کجا رفت؟
‫- این دیگه چی بود؟

665
00:48:16.268 --> 00:48:19.187
‫نگفتم تو اون پایگاه هواییه
‫خبرهای عجیب‌غریبی بود؟

666
00:48:19.187 --> 00:48:21.648
‫یه بچه جهش‌یافته
‫غول‌پیکر ساختن!

667
00:48:36.788 --> 00:48:38.165
‫زود باش سوزی!

668
00:48:39.708 --> 00:48:42.836
‫برو، برو، برو! سوزی، زود باش! بدو!

669
00:48:48.008 --> 00:48:49.718
‫عجله کن!

670
00:49:22.834 --> 00:49:24.544
‫نه! نه!

671
00:49:27.756 --> 00:49:28.966
‫سوزی!

672
00:49:29.716 --> 00:49:30.717
‫لیلی!

673
00:49:31.218 --> 00:49:32.302
‫باز شو!

674
00:49:34.972 --> 00:49:36.181
‫بیا.

675
00:49:38.100 --> 00:49:39.267
‫دستت رو بده.

676
00:50:06.712 --> 00:50:08.714
‫لیلی! لیلی!

677
00:50:10.507 --> 00:50:14.803
‫لیلی! چی شد؟

678
00:50:14.803 --> 00:50:17.848
‫- همه‌شون رفتن.
‫- نه.

679
00:50:39.786 --> 00:50:41.580
‫یعنی چی همه‌شون رفتن؟

680
00:50:41.580 --> 00:50:42.998
‫مگه چی شد؟

