
1
00:00:03.069 --> 00:00:03.970
‫این سریال به موضوع حساس اتانازی می پردازد که می‌تواند

2
00:00:04.004 --> 00:00:05.005
‫ موجب رنجش خاطر برخی از تماشاگران گردد.
‫همچنین، شخصیت های داستان

3
00:00:05.005 --> 00:00:06.039
‫رویدادها، مکان‌ها و گروه‌های به تصویر کشیده شده
‫هیچ ارتباطی با واقعیت ندارند.

4
00:00:06.072 --> 00:00:07.073
‫فیلمبرداری از کودکان و حیوانات
‫در کمال امنیت انجام شده است.

5
00:00:07.140 --> 00:00:08.241
‫از الان به بعد، ما سه نفر

6
00:00:08.608 --> 00:00:11.878
‫این کار رو با همدیگه انجام میدیم.

7
00:00:11.878 --> 00:00:13.413
‫آره، دقیقا.

8
00:00:13.546 --> 00:00:15.215
‫یه‌نا، از آشنایی باهات خوشوقتم.

9
00:00:15.749 --> 00:00:16.783
‫از...

10
00:00:19.119 --> 00:00:20.487
‫از آشناییت خوشوقتم.

11
00:00:21.287 --> 00:00:24.391
‫آره، گروه کاملا دخترونه شده.

12
00:00:24.391 --> 00:00:25.392
‫خوش اومدی.

13
00:00:25.925 --> 00:00:29.529
‫قبل اینکه کار رو شروع کنیم،
‫شرایط و ضوابط رو واست توضیح میدم.

14
00:00:29.829 --> 00:00:30.830
‫اول از همه،

15
00:00:30.897 --> 00:00:33.166
‫مشتری باید نظرات سه دکتر
‫یا بیشتر رو داشته باشه

16
00:00:33.466 --> 00:00:35.368
‫که بیماریش رو لاعلاج تشخیص داده باشن.

17
00:00:35.602 --> 00:00:36.903
‫دوما، باید وضعیت جسمانی اون‌ها

18
00:00:36.936 --> 00:00:39.639
‫به حدی وخیم باشه
‫که قابل تحمل نباشه.

19
00:00:39.839 --> 00:00:41.174
‫در آخر، درد اون‌ها باید

20
00:00:41.174 --> 00:00:45.478
‫جوری باشه که هیچ دارویی
‫نتونه آرومش کنه.

21
00:00:45.779 --> 00:00:47.147
‫این شرایط کاره.

22
00:00:49.816 --> 00:00:50.817
‫فهمید؟

23
00:00:51.284 --> 00:00:51.885
‫آره.

24
00:00:52.285 --> 00:00:53.319
‫خیلی‌خب، خوبه.

25
00:00:53.319 --> 00:00:56.389
‫به‌عنوان تنها مرد گروه، تدارک ویژه دیدم.

26
00:00:56.389 --> 00:00:57.390
‫این.

27
00:01:00.126 --> 00:01:01.127
‫خیلی‌خب.

28
00:01:01.928 --> 00:01:02.929
‫خیلی‌خب.

29
00:01:03.196 --> 00:01:04.497
‫در آینده،

30
00:01:04.497 --> 00:01:09.102
‫بنزوباریتال رو با نوشیدنی قاطی می‌کنم
‫و به مشتری میدیم.

31
00:01:09.102 --> 00:01:10.103
‫وایسا.

32
00:01:14.741 --> 00:01:17.844
‫البته الان چیزی نریختیم، نگران نباش.

33
00:01:24.317 --> 00:01:25.318
‫خیلی‌خب.

34
00:01:25.752 --> 00:01:26.753
‫ما...

35
00:01:27.854 --> 00:01:29.422
‫با همدیگه نهایت تلاش‌مون رو می‌کنیم.

36
00:01:45.939 --> 00:01:47.173
‫[ورود ممنوع]

37
00:01:55.849 --> 00:01:58.051
‫تا قبل از اجرا حالش خوب بود.

38
00:01:58.051 --> 00:01:59.819
‫اما یه دفعه، وقتی رفت روی صحنه...

39
00:01:59.919 --> 00:02:01.521
‫شاید به خاطر استرس باشه.

40
00:02:02.188 --> 00:02:03.389
‫بذار چشم‌هاش رو ببینم.

41
00:02:15.869 --> 00:02:17.504
‫یه مشکلی وجود داره.

42
00:02:17.537 --> 00:02:20.039
‫چند تا آزمایش می‌گیریم.
‫لطفا بیرون منتظر بمونیم.

43
00:02:20.106 --> 00:02:21.708
‫وقتی تموم شد به شما خبر میدیم.

44
00:02:22.909 --> 00:02:23.910
‫خیلی‌خب.

45
00:02:30.350 --> 00:02:31.317
‫گشادی مردمک داره.

46
00:02:31.584 --> 00:02:33.186
‫باید منتظر بمونیم نتایج آزمایش بیاد،

47
00:02:33.186 --> 00:02:34.721
‫ولی به نظر میاد
‫مصرف بیش از حد آرام‌بخش باشه.

48
00:02:46.966 --> 00:02:49.369
‫بهوش اومدی؟ الان بیمارستانی.

49
00:02:52.005 --> 00:02:53.806
‫یادت میاد موقع اجرا غش کردی؟

50
00:02:54.607 --> 00:02:56.142
‫قبل اجرا چی مصرف کردی؟

51
00:03:02.515 --> 00:03:03.616
‫من بهش رسیدگی می‌کنم.

52
00:03:03.816 --> 00:03:04.817
‫باشه.

53
00:03:14.160 --> 00:03:15.161
‫وو می.

54
00:03:15.862 --> 00:03:18.998
‫می‌دونم به خاطر اضطراب خوردی،
‫اما داروی الکی مصرف نکن.

55
00:03:20.366 --> 00:03:22.168
‫می‌تونی بهم بگی چی خوردی؟

56
00:03:25.205 --> 00:03:27.373
‫نتیجه آزمایش بالاخره بدست ما می‌رسه.

57
00:03:28.107 --> 00:03:29.142
‫بهم بگو.

58
00:03:32.212 --> 00:03:34.647
‫مامانم هم اینجاست؟

59
00:03:36.349 --> 00:03:38.017
‫احتمالا توی اتاق انتظار باشه.
‫می‌خوای صداش بزنم؟

60
00:03:38.017 --> 00:03:39.619
‫به مامانم چیزی نگو.

61
00:03:41.187 --> 00:03:42.188
‫فکر کردم...

62
00:03:43.289 --> 00:03:45.992
‫اون دارو کمک می‌کنه آروم بشم.

63
00:03:47.594 --> 00:03:48.695
‫چه دارویی؟

64
00:03:53.366 --> 00:03:54.667
‫بنزوباریتال.

65
00:04:01.808 --> 00:04:04.143
‫توی انبار خونه‌تون پیدا کردم.

66
00:04:05.245 --> 00:04:06.246
‫اتفاقی خوردم.

67
00:04:12.986 --> 00:04:14.254
‫جه یون هم می‌دونه؟

68
00:04:14.254 --> 00:04:15.755
‫دید دارو رو پیدا کردم.

69
00:04:16.289 --> 00:04:17.790
‫اما ندید که دزدیدم.

70
00:04:22.095 --> 00:04:24.230
‫راستش، روی صحنه ترسیدم.

71
00:04:25.198 --> 00:04:27.500
‫لطفا به مامانم چیزی نگو.
‫اگه بفهمه،

72
00:04:28.901 --> 00:04:31.104
‫منو می‌فرسته مدرسه شبانه‌روزی خارج از کشور.

73
00:04:35.441 --> 00:04:36.909
‫باید بدونه.

74
00:04:37.410 --> 00:04:39.712
‫نتایج آزمایش میاد.
‫نمی‌تونی دروغ بگی.

75
00:04:43.082 --> 00:04:45.485
‫علائم بیمار محرمانه‌ست.

76
00:04:47.186 --> 00:04:48.421
‫مگه تو دکتر نیستی؟

77
00:04:51.991 --> 00:04:53.426
‫و تو مثل وکیل‌ها حرف میزنی.

78
00:04:53.426 --> 00:04:55.428
‫با وجود اینکه من از اون دارو
‫اطلاعات زیادی ندارم،

79
00:04:56.396 --> 00:04:58.364
‫اگه مامانم بفهمه،
‫قطعا نمی‌ذاره قسر دربری.

80
00:04:59.766 --> 00:05:03.102
‫مامان من وکیل کاربلدیه.

81
00:05:04.304 --> 00:05:06.339
‫می‌دونی کاربلد یعنی چی، درسته؟

82
00:05:06.806 --> 00:05:09.075
‫من، تو، جه یون،

83
00:05:10.076 --> 00:05:12.378
‫همه توی دردسر میفتم.

84
00:05:17.150 --> 00:05:19.052
‫[اداره پلیس سئول - تیم تحقیقات ویژه]

85
00:05:19.452 --> 00:05:22.021
‫وو سوجئونگ و چوی دائه‌هیون
‫از زمان دانشگاه دوست بودن.

86
00:05:22.021 --> 00:05:23.523
‫چوی یه‌نا چطور با اون‌ها ارتباط داره؟

87
00:05:24.624 --> 00:05:28.561
‫مادر چوی یه‌نا، وقتی اون بچه بوده
‫توی یه تصادف فوت می‌کنه.

88
00:05:28.695 --> 00:05:32.465
‫با پدر معتاد و برادر دوقلوش زندگی می‌کرد.

89
00:05:32.699 --> 00:05:36.135
‫چوی گیون‌سو، برادرش،
‫دچار بیماریِ فیبروز سیستیکه.

90
00:05:36.436 --> 00:05:38.771
‫پدر اون شدید آزارگر بود.

91
00:05:38.771 --> 00:05:41.274
‫- واسه همین خواهر و برادر تکیه‌گاه هم بودن.
‫- چون یونگ‌جون کجا رفته؟

92
00:05:41.274 --> 00:05:42.275
‫شما کی هستید؟

93
00:05:42.442 --> 00:05:43.843
‫چوی یونگ‌جون کجاست؟

94
00:05:44.043 --> 00:05:45.978
‫- گفتم شما کی هستید؟
‫- اون مریضه؟

95
00:05:45.978 --> 00:05:47.380
‫اگه پول ندارید، نمی‌تونید مریض بشید.

96
00:05:47.380 --> 00:05:49.482
‫بریم بیرون صحبت کنیم.
‫بریم بیرون.

97
00:05:49.515 --> 00:05:50.516
‫برو کنار.

98
00:05:56.122 --> 00:05:57.123
‫چیکار می‌کنی؟

99
00:06:02.195 --> 00:06:03.796
‫چوی یونگ‌جون کیه؟

100
00:06:04.197 --> 00:06:06.599
‫جلوی نیاید. می‌کمشتون.

101
00:06:06.866 --> 00:06:07.867
‫برو کنار.

102
00:06:08.267 --> 00:06:11.904
‫پدرش هفت سال پیش اون‌ها رو ترک کرد
‫و کاملا قطع ارتباط کردن.

103
00:06:11.904 --> 00:06:12.905
‫برو کنار.

104
00:06:13.373 --> 00:06:16.175
‫برادرش، چوی گیون‌سو،
‫به‌طور مرتب بیمارستان بستری می‌شد.

105
00:06:16.442 --> 00:06:18.177
‫چوی یه‌‌نا پرستارش شد.

106
00:06:18.211 --> 00:06:20.346
‫عملا توی بیمارستان زندگی می‌کرد.

107
00:06:20.646 --> 00:06:24.350
‫در اون زمان،
‫با وو سوجئونگ صمیمی شد.

108
00:06:25.618 --> 00:06:27.387
‫الان اون دانشگاه رو تموم کرده.

109
00:06:27.387 --> 00:06:29.689
‫پرستار بیمارستان بونسئونگه.

110
00:06:29.956 --> 00:06:31.691
‫به خاطر هزینه‌های بیمارستان برادرش

111
00:06:31.691 --> 00:06:33.393
‫بابت وامی که با سود بالا گرفته
‫زیر بار قرض سنگینی رفته.

112
00:06:33.926 --> 00:06:34.827
‫[چوی یه‌نا]

113
00:06:34.927 --> 00:06:38.197
‫تو همین حین، تامین‌کننده بنزوباریتال،
‫کیم سی‌هیون...

114
00:06:38.364 --> 00:06:39.699
‫پاشو، بیا غذا بخور.

115
00:06:39.799 --> 00:06:41.667
‫از وقتی چوی دائه‌هیون
‫شروع به مصرف دارو کرد،

116
00:06:41.667 --> 00:06:43.603
‫اون توی یک حادثه پزشکی دستگیر شد.

117
00:06:43.603 --> 00:06:44.937
‫جفت‌شون توی یه سلول افتادن.

118
00:06:46.372 --> 00:06:48.007
‫اون زمان، اون یه جنایتکار خرده‌پا بود.

119
00:06:48.007 --> 00:06:52.145
‫بعدش، با تسلط به شبکه توزیع کامبوج،
‫نفوذ و قدرت چشمگیری پیدا کرد.

120
00:06:52.545 --> 00:06:53.780
‫- ممنون.
‫- همم.

121
00:06:53.813 --> 00:06:55.515
‫حتما یکی از اون محافظت می‌کنه.

122
00:06:55.882 --> 00:06:57.950
‫نمی‌دونم کی ازش حمایت می‌کرد.

123
00:06:58.017 --> 00:07:01.487
‫تیم تحقیقات ویژه چندین سال
‫دنبال اون بودن و هیچ ردی پیدا نکردن.

124
00:07:01.888 --> 00:07:05.892
‫کیم سی‌هیون خبر داره دارویی که توزیع می‌کنه
‫برای اتانازی استفاده میشه؟

125
00:07:06.659 --> 00:07:08.127
‫مطمئن نیستم.

126
00:07:08.161 --> 00:07:10.830
‫اما از دیدگاه کیم سی‌هیون،
‫حجم معاملاتِ بنزوباریتال خیلی ناچیزه.

127
00:07:10.830 --> 00:07:12.799
‫بعیده متوجه شده باشه.

128
00:07:13.099 --> 00:07:15.535
‫بعلاوه، اون معمولات اداره اموراتش
‫رو به زیر دست‌هاش می‌سپره.

129
00:07:15.768 --> 00:07:17.403
‫ولی وقتی تحقیقات رو شروع کنیم،

130
00:07:17.537 --> 00:07:20.840
‫فشار زیاد میشه
‫و دیر یا زود مطلع میشه.

131
00:07:21.874 --> 00:07:24.510
‫اگه متوجه بشه داروهای اون
‫برای چنین کار خطرناکی استفاده میشن،

132
00:07:24.977 --> 00:07:27.313
‫به وو سوجئونگ رحم نمی‌کنه.

133
00:07:28.614 --> 00:07:31.184
‫قبل از اینکه کیم سی‌هیون
‫وارد عمل بشه، باید اون‌ها رو دستگیر کنیم.

134
00:07:31.617 --> 00:07:32.618
‫چشم.

135
00:07:33.453 --> 00:07:35.488
‫با توجه به روش اتانازی،

136
00:07:35.488 --> 00:07:37.590
‫کار آدمی مثل چوی دائه‌هیون باید باشه،

137
00:07:37.590 --> 00:07:41.327
‫یا پرستار بی تجربه‌ای مثل چوی یه‌نا،
‫احتمالا فقط همکاری کرده.

138
00:07:43.496 --> 00:07:45.898
‫همه‌چیز به وو سوجئونگ برمی‌گرده.

139
00:07:45.898 --> 00:07:48.835
‫این کار رو برای پول نکرد،
‫بلکه ریشه در اعتقادات کورکورانه‌اش داشت.

140
00:07:51.103 --> 00:07:53.706
‫اول تحقیق کنید و ببینید چوی دائه‌هیون
‫باز با دارو سر و کار داشته یا نه.

141
00:07:54.941 --> 00:07:57.243
‫بعدا ممکنه دردسر بشه...

142
00:07:57.977 --> 00:08:00.646
‫فکر می‌کنی روش‌های تحقیقات فعلی ما
‫از نظر قانونی قابل اتکاست؟

143
00:08:01.180 --> 00:08:02.181
‫بگذریم،

144
00:08:02.682 --> 00:08:04.183
‫نتیجه کالبدشکافی اون ورزشکاره،
‫چوی کانگ‌یون به کجا رسید؟

145
00:08:04.917 --> 00:08:05.918
‫بزودی آماده میشه.

146
00:08:06.185 --> 00:08:08.888
‫الان همسر چوی کانگ‌یون
‫توی اتاق بازجویی نشسته.

147
00:08:10.690 --> 00:08:12.024
‫مقدمات لازم رو فراهم کن.

148
00:08:12.124 --> 00:08:13.893
‫اگه می‌خوایم وو سوجئونگ رو دستگیر کنیم،

149
00:08:13.926 --> 00:08:15.428
‫همکاری این زن حیاتیـه.

150
00:08:19.999 --> 00:08:23.970
‫[مظنونین: وو سوجئونگ،
‫چوی دائه‌هیون، چوی یه‌نا]

151
00:08:29.542 --> 00:08:32.178
‫اسم پسره چو سویانگه.

152
00:08:33.045 --> 00:08:35.448
‫سرطان روده بزرگ لاعلاج داره،
‫هنوز دبیرستان رو تموم نکرده.

153
00:08:36.883 --> 00:08:40.019
‫می‌تونی توی پرونده‌اش ببینی،
‫بهش گفت مدت کمی رو زنده‌ست.

154
00:08:41.420 --> 00:08:42.688
‫پدر و مادرش کجا هستن؟

155
00:08:42.688 --> 00:08:44.490
‫خانواده‌اش با این مشاوره موافقت کردن؟

156
00:08:44.724 --> 00:08:46.392
‫اول پسره پیشنهاد داده.

157
00:08:46.726 --> 00:08:48.895
‫مادرش بعد از طلاق ناپدید شده.

158
00:08:49.328 --> 00:08:51.964
‫قانع کردن پدرش از چیزی که
‫انتظار داشتیم راحت‌تر بود.

159
00:08:54.634 --> 00:08:56.502
‫گفت که پونزده روز دیگه زنده‌‌ست.

160
00:08:57.403 --> 00:08:58.704
‫وقت نداره.

161
00:09:07.880 --> 00:09:08.948
‫وقتی فهمیدم،

162
00:09:09.949 --> 00:09:11.617
‫فورا یادِ عموم افتادم.

163
00:09:13.085 --> 00:09:14.420
‫با وجود اینکه هیچ‌وقت ندیدمش.

164
00:09:15.187 --> 00:09:16.923
‫ولی مادربزرگم همیشه می‌گفت که...

165
00:09:18.024 --> 00:09:19.725
‫وقتی اول دبیرستان بود،

166
00:09:20.693 --> 00:09:24.230
‫عموم سرطان روده بزرگ گرفت
‫و تو کم‌تر از پونزده روز مُرد.

167
00:09:25.331 --> 00:09:27.066
‫و به خاطر همین،
‫باید مراقب سلامتی‌مون باشیم.

168
00:09:28.134 --> 00:09:30.102
‫انقدر این داستان رو شنیده بودم خسته شدم.

169
00:09:31.237 --> 00:09:35.274
‫و حالا این ژن معیوب به من رسید.

170
00:09:42.515 --> 00:09:44.050
‫خب، قبلا به این موضوع فکر نکرده بودی

171
00:09:44.617 --> 00:09:47.119
‫که اگه مریض شدی،
‫همچین گزینه‌ای رو مد نظر قرار بدی؟

172
00:09:48.220 --> 00:09:51.090
‫آخه کدوم آدمی قبل از اینکه مریض بشه
‫به همچین چیز عجیبی فکر می‌کنه؟

173
00:09:51.090 --> 00:09:53.025
‫مخصوصا کسی به سن و سال من.

174
00:09:57.897 --> 00:09:59.332
‫دکتر گفت

175
00:10:00.866 --> 00:10:02.268
‫پونزده روز دیگه زنده‌ام.

176
00:10:03.169 --> 00:10:05.671
‫حرفی نزد که بتونم
‫کارهای ناتمومم رو تموم کنم.

177
00:10:06.973 --> 00:10:08.274
‫اما توی همین مدت کوتاهی که واسم مونده،

178
00:10:09.442 --> 00:10:11.143
‫چیزهای متفاوتی رو احساس می‌کنم.

179
00:10:12.478 --> 00:10:15.548
‫دردی با یه سطح کاملا متفاوت.

180
00:10:17.617 --> 00:10:19.118
‫واسه همین می‌خوام زودتر بمیرم.

181
00:10:20.453 --> 00:10:21.887
‫هنوز توی این وضع هستم
‫و نمی‌تونم با مرگ مواجه بشم.

182
00:10:22.588 --> 00:10:24.223
‫دیگه نمی‌خوام زجر بکشم.

183
00:10:29.695 --> 00:10:32.298
‫وو سوجئونگ
‫از بیمارستان عمومی بونسئونگ رو می‌شناسید؟

184
00:10:34.166 --> 00:10:37.203
‫بله، دکتر اورژانس هستن.

185
00:10:38.337 --> 00:10:40.773
‫اول به اورژانس بیمارستان رفتم.

186
00:10:40.940 --> 00:10:42.508
‫فکر کنم همون‌جا اون رو دیدم.

187
00:10:43.109 --> 00:10:47.146
‫اما اون با مرگ همسر من چه ارتباطی داره؟

188
00:10:47.146 --> 00:10:51.217
‫احیانا ندید همسرتون
‫با وو سوجئونگ خصوصی صحبت کنن؟

189
00:10:53.452 --> 00:10:55.888
‫یادداشت یا پیغام‌هایی
‫بین اون‌ها وجود نداره؟

190
00:10:55.888 --> 00:10:58.824
‫یا احیانا همسرتون موبایل قدیمی نداره
‫که شما ازش بی خبر باشید؟

191
00:10:58.824 --> 00:11:00.326
‫اگه به چیزی مشکوک هستید،

192
00:11:01.027 --> 00:11:03.295
‫می‌تونیم حکم بگیرید
‫و بیاید خونه رو بگردید.

193
00:11:18.310 --> 00:11:20.212
‫اگه خاطرتون مکدر شده عذرخواهی می‌کنم.

194
00:11:21.647 --> 00:11:24.316
‫فکر می‌کنید من چیزی رو پنهان می‌کنم؟

195
00:11:25.217 --> 00:11:27.319
‫صادقانه صحبت می‌کنم.

196
00:11:27.586 --> 00:11:31.490
‫در حال حاضر، ما به شما مشکوک نیستیم.

197
00:11:31.524 --> 00:11:32.525
‫ما...

198
00:11:33.192 --> 00:11:35.261
‫تمرکزمون روی وو سوجئونگه

199
00:11:36.028 --> 00:11:38.898
‫چون در گذشته در پرنده‌ای مشابه دست داشته.

200
00:11:47.073 --> 00:11:48.074
‫نمی‌دونم

201
00:11:50.176 --> 00:11:55.047
‫همسر من با اون زن چقدر صمیمی بودن.

202
00:11:57.116 --> 00:11:59.118
‫یا ماهیت رابطه‌شون چی بود.

203
00:12:00.986 --> 00:12:02.221
‫متوجه‌ام.

204
00:12:02.888 --> 00:12:04.757
‫اما متاسفانه،

205
00:12:05.424 --> 00:12:08.594
‫اگه مدارک کافی
‫بر علیه وو سوجئونگ پیدا نکنیم،

206
00:12:09.195 --> 00:12:10.196
‫اونوقت...

207
00:12:11.931 --> 00:12:14.767
‫شما هم مظنون ما میشید.

208
00:12:15.668 --> 00:12:18.671
‫لطفا سعی کنید به خاطر بیارید.

209
00:12:21.941 --> 00:12:23.042
‫همم، فرستادن؟

210
00:12:24.376 --> 00:12:25.377
‫باشه.

211
00:12:25.745 --> 00:12:26.946
‫نتیجه کالبدشکافی اومد.

212
00:12:29.148 --> 00:12:31.851
‫میرم نتیجه کالبدشکافی رو ببینم.

213
00:12:50.069 --> 00:12:53.105
‫اون بیمار انگار درک و فهمی از مرگ نداره.

214
00:12:53.806 --> 00:12:56.842
‫باباش از عذاب وجدان داغون شده.

215
00:12:57.143 --> 00:12:59.578
‫ولی به آقای چو قول دادی، درسته؟

216
00:13:00.112 --> 00:13:03.315
‫آره، ولی می‌تونی رو سویانگ رو اولویت بذاری.

217
00:13:04.517 --> 00:13:06.886
‫آره، سو یانگ حتی وقت نگرانی هم نداشت.

218
00:13:06.919 --> 00:13:09.655
‫اینکه توی این سن پایین
‫همچین اتفاقی واسش افتاده، باورش سخته.

219
00:13:10.256 --> 00:13:13.125
‫بگذریم، اگه وقت داری،
‫برو به مادر چو سویانگ سر بزن.

220
00:13:14.860 --> 00:13:16.061
‫طبق حرف پدرش،

221
00:13:16.095 --> 00:13:17.997
‫ممکنه بتونی اونو پیدا کنی.

222
00:13:18.364 --> 00:13:20.699
‫مگه توی پیدا کردن مردم
‫توی اینترنت تخصص نداری؟

223
00:13:20.733 --> 00:13:22.468
‫متخصص این کارم.

224
00:13:22.468 --> 00:13:23.803
‫حتی یه‌کم زمان داشته باشم،

225
00:13:23.803 --> 00:13:24.804
‫موفق میشم.

226
00:13:25.838 --> 00:13:27.640
‫بابت ماجرای بنزوباریتال...

227
00:13:27.807 --> 00:13:29.441
‫داروها رو بردم درمونگاه کشیش یانگ.

228
00:13:29.475 --> 00:13:31.777
‫خطرناک بود خونه بذارم،
‫مخصوصا با وجود بچه‌ها.

229
00:13:31.777 --> 00:13:33.846
‫راست میگی، با توجه به اتفاقی که افتاد،

230
00:13:33.846 --> 00:13:34.880
‫باید احتیاط کنیم.

231
00:13:34.914 --> 00:13:36.749
‫همه‌اش رو توی کابینت گذاشتی؟

232
00:13:37.183 --> 00:13:39.718
‫آره، یه قفل رمزدار هم زدم.

233
00:13:39.752 --> 00:13:40.886
‫حلش می‌کنم.

234
00:13:40.886 --> 00:13:41.987
‫عالیه.

235
00:13:42.021 --> 00:13:43.122
‫آفرین.

236
00:13:45.558 --> 00:13:48.227
‫علت مرگ خفگی اعلام شده.

237
00:13:48.260 --> 00:13:51.497
‫اما بنزوباریتال
‫توی بدن قربانی پیدا شده، درسته؟

238
00:13:51.497 --> 00:13:53.699
‫آره، متوفی مصرف کرده بود.

239
00:13:54.166 --> 00:13:56.068
‫اما مقدارش کشنده نبود.

240
00:13:57.169 --> 00:13:58.170
‫پس یعنی تحقیقاتِ

241
00:13:58.571 --> 00:14:01.440
‫مرگ چوی کانگ‌یون رو نمیشه ادامه داد؟

242
00:14:01.440 --> 00:14:03.776
‫آره، این‌دفعه فرق داره.

243
00:14:04.276 --> 00:14:05.244
‫اگه کار وو سوجئونگ بوده،

244
00:14:05.244 --> 00:14:06.712
‫حتما مقدار دارو رو دقیق حساب کرده.

245
00:14:07.613 --> 00:14:09.949
‫خفگی هم ممکنه قتل عمد باشه.

246
00:14:10.149 --> 00:14:13.085
‫با این‌وجود، زنش رو مظنون اعلام کنید
‫و تحقیقات رو شروع کنید.

247
00:14:13.085 --> 00:14:15.187
‫دوربین ماشین همسر آقای چوی رو بررسی کردیم.

248
00:14:15.855 --> 00:14:17.857
‫بعد از اینکه از مغازه برگشت
‫جنازه رو پیدا کرده.

249
00:14:17.857 --> 00:14:19.358
‫و فورا به پلیس زنگ زد.

250
00:14:20.492 --> 00:14:21.694
‫با توجه به خط زمانی،
‫غیر ممکنه کار اون باشه.

251
00:14:21.727 --> 00:14:23.629
‫ممکنه قبل اینکه بره خرید

252
00:14:23.662 --> 00:14:25.297
‫اون رو کشته باشه؟

253
00:14:26.398 --> 00:14:27.967
‫فهمیدیم که وقتی همسرش

254
00:14:27.967 --> 00:14:30.336
‫رفته بود سوپرمارکت،
‫آقای چوی به دخترش توی سئول زنگ زده بود.

255
00:14:30.469 --> 00:14:31.470
‫باشه، جی‌وو.

256
00:14:32.738 --> 00:14:34.273
‫برو مهدکودک و خوش بگذرون.

257
00:14:35.040 --> 00:14:36.275
‫به حرف مامان‌بزرگ گوش کن.

258
00:14:37.776 --> 00:14:38.777
‫زندگی خوبی داشته باش.

259
00:14:40.179 --> 00:14:41.680
‫وقتی همسرش سوپرمارکت بود،

260
00:14:42.014 --> 00:14:43.682
‫آقای چوی هنوز زنده بود.

261
00:14:47.987 --> 00:14:49.121
‫نگاه کنید.

262
00:14:49.989 --> 00:14:52.524
‫تیم پزشکی‌قانونی اعتقاد دارن
‫دچار اختلال عملکرد اندام‌های متعدد شده

263
00:14:52.558 --> 00:14:55.394
‫موجب تنگی نفس شده
‫و همین علت اصلی مرگ هست.

264
00:14:56.562 --> 00:14:59.131
‫متاسفانه، در پرونده آقای چوی،

265
00:14:59.131 --> 00:15:02.968
‫ارتباط دادنش به وو سوجئونگ خیلی دشواره.

266
00:15:12.978 --> 00:15:13.979
‫زنش رو آزاد کنید.

267
00:15:43.309 --> 00:15:45.644
‫ببخشید، ببخشید.

268
00:15:45.678 --> 00:15:48.013
‫من اشتباه کردم. ببخشید.

269
00:15:48.013 --> 00:15:49.481
‫ببخشید.

270
00:15:56.088 --> 00:15:57.890
‫واسه کی داری خودتو لوس می‌کنی؟

271
00:16:03.796 --> 00:16:04.897
‫دیوونه شدی؟

272
00:16:15.207 --> 00:16:17.710
‫اجناس ارسال شده به ژاپن
‫رو پلیس مصادره کرد.

273
00:16:17.710 --> 00:16:19.578
‫چاره‌ای نداشتیم جز اینکه قبول کنیم.

274
00:16:22.081 --> 00:16:23.282
‫به زیر دست‌هات بگو

275
00:16:23.282 --> 00:16:25.317
‫که باید اجناس رو ارزیابی کنیم.

276
00:16:25.551 --> 00:16:26.952
‫چون پلیس بهمون پس داده

277
00:16:26.952 --> 00:16:28.654
‫دلیل نمیشه عین گداها قبول کنیم.

278
00:16:28.654 --> 00:16:30.222
‫نباید هر چیزی رو بدون فکر قبول کنیم.

279
00:16:33.292 --> 00:16:34.660
‫باشه، ببخشید.

280
00:16:37.096 --> 00:16:39.198
‫اگه همه‌اش معذرت‌خواهی می‌کنی،
‫چرا کاری می‌‌کنی که پشیمون بشی؟

281
00:16:39.431 --> 00:16:41.266
‫تو نماینده من هستی.

282
00:16:42.067 --> 00:16:44.036
‫زیر دست‌هات رو کنترل کن.

283
00:16:45.037 --> 00:16:46.038
‫بنگ.

284
00:16:46.338 --> 00:16:47.639
‫بنگ بنگ بنگ..

285
00:16:47.639 --> 00:16:49.942
‫چیکار می‌کنی؟
‫آخه این چه کاریه؟

286
00:16:49.942 --> 00:16:51.143
‫به چی نگاه می‌کنید؟

287
00:16:52.111 --> 00:16:53.278
‫به چی زل زدید؟

288
00:17:00.386 --> 00:17:01.954
‫با دکتر چوی چیکار کردی؟

289
00:17:02.054 --> 00:17:04.289
‫اصرار داشت زیر قول و قرارمون زدیم
‫و جنس رو با آب رقیق کردیم.

290
00:17:04.323 --> 00:17:06.392
‫واسه همین بهش داروی جدید دادم.

291
00:17:09.495 --> 00:17:11.630
‫با توجه به اینکه اون آدم
‫با جنس آشنایی خوبی داره،

292
00:17:12.131 --> 00:17:14.066
‫نباید انقدر ساده ازش می‌گذشتی.

293
00:17:14.233 --> 00:17:16.101
‫انگار تصمیم گرفته فراموش کنه.

294
00:17:17.069 --> 00:17:18.237
‫از دست این بچه.

295
00:17:20.472 --> 00:17:22.508
‫داره با خرید این دارو،
‫به کی کمک می‌کنه؟

296
00:17:22.775 --> 00:17:25.177
‫عمل غیر قانونی انجام میده.
‫مگه میشه کار دیگه‌ای کرد؟

297
00:17:25.611 --> 00:17:26.612
‫احمق.

298
00:17:27.646 --> 00:17:29.848
‫بنزوباریتال رو واسه عمل استفاده می‌کنن؟

299
00:17:29.848 --> 00:17:32.551
‫داروهای ارزون‌تر و راحت‌تری
‫مثل پروپوفول وجود داره.

300
00:17:32.551 --> 00:17:34.553
‫حداقل دکتر چوی
‫پول داروها رو به موقع پرداخت می‌کنه.

301
00:17:35.220 --> 00:17:36.555
‫و سر قیمت چونه نمیزنه.

302
00:17:38.824 --> 00:17:39.825
‫از الان به بعد،

303
00:17:41.527 --> 00:17:42.761
‫دیگه با اون کار نکن.

304
00:17:43.195 --> 00:17:45.030
‫چه رابطه‌ای با اون داری

305
00:17:45.064 --> 00:17:47.299
‫که با هم‌سلولی سابقت
‫اینطوری رفتار می‌کنی؟

306
00:17:48.267 --> 00:17:49.268
‫با اون چه رابطه‌ای داری؟

307
00:17:57.443 --> 00:17:59.978
‫اگه دوباره اومد سمتت،
‫فورا ردش کن.

308
00:18:04.616 --> 00:18:08.387
‫تحت هیچ شرایطی جنس‌های منو به اون نفروش.

309
00:18:08.854 --> 00:18:09.855
‫فهمیدی؟

310
00:18:19.298 --> 00:18:20.399
‫ممنون.

311
00:18:21.600 --> 00:18:22.968
‫دکتر وو، تشریف آوردید.

312
00:18:26.305 --> 00:18:27.673
‫تو اینجا چیکار می‌کنی؟

313
00:18:28.373 --> 00:18:29.708
‫یه لحظه.

314
00:18:29.741 --> 00:18:30.742
‫سلام.

315
00:18:33.745 --> 00:18:37.149
‫مگه بهم نگفتم فکر کنم
‫دلم می‌خواد چیکار کنم؟

316
00:18:38.050 --> 00:18:39.084
‫نشستم و با دقت فکر کردم.

317
00:18:40.152 --> 00:18:42.354
‫می‌خوام وسایلم رو مرتب کنم.

318
00:18:43.522 --> 00:18:46.859
‫و دیگه به این‌ها نیاز ندارم.

319
00:18:47.192 --> 00:18:49.094
‫می‌خوام به نیازمندها بدم.

320
00:18:51.163 --> 00:18:52.731
‫شبونه اتفاق نمیفته.

321
00:18:54.032 --> 00:18:56.835
‫بعلاوه، دوستم باید یه جای مناسب
‫واست پیدا کنه.

322
00:18:57.236 --> 00:18:59.304
‫باید برنامه بقیه بیمارها رو هم هماهنگ کنیم.

323
00:19:00.339 --> 00:19:01.707
‫ممکنه زمان ببره.

324
00:19:02.774 --> 00:19:03.775
‫باشه.

325
00:19:04.743 --> 00:19:06.845
‫همین که قبول کردی راضی‌ام.

326
00:19:07.980 --> 00:19:09.214
‫می‌تونم تحمل کنم.

327
00:19:10.716 --> 00:19:12.818
‫تا وقتی که خیلی دیر نشه.

328
00:19:18.557 --> 00:19:19.558
‫ممنون.

329
00:19:19.858 --> 00:19:21.059
‫- دنبال بیاد.
‫- باشه.

330
00:19:57.462 --> 00:19:59.598
‫نمی‌تونست نفس بکشه
‫چون راه لوله تنفسیش بسته بود.

331
00:19:59.665 --> 00:20:01.166
‫تراکستومی انجام دادم.

332
00:20:01.200 --> 00:20:02.434
‫اگه این نقطه ساکشن بشه،
‫تنفسش راحت‌تر میشه.

333
00:20:04.736 --> 00:20:06.205
‫بالاخره خیالم راحت شد.

334
00:20:07.506 --> 00:20:10.709
‫آقا، الان حالتون خوبه.

335
00:20:18.317 --> 00:20:19.484
‫ممنون دکتر وو.

336
00:20:20.185 --> 00:20:22.020
‫وقتی دکتر شیفت نباشه،

337
00:20:22.020 --> 00:20:23.589
‫زیاد این اتفاق‌ها پیش میاد.

338
00:20:24.223 --> 00:20:26.091
‫پرستارها خیلی آشفته شدن.

339
00:20:26.124 --> 00:20:27.559
‫امروز روز داوطلبانه نبود،

340
00:20:27.559 --> 00:20:29.228
‫ولی با این‌حال به شما زنگ زدم.

341
00:20:30.095 --> 00:20:31.964
‫اومدم یه چیزی رو تحویل بدم.

342
00:20:34.399 --> 00:20:35.934
‫لطفا قبول کنید، کمک مالیه.

343
00:20:36.668 --> 00:20:38.904
‫دوباره کمک می‌کنید.

344
00:20:41.740 --> 00:20:43.242
‫صمیمانه سپاسگزارم.

345
00:20:44.776 --> 00:20:46.678
‫به خاطر آسودگی خاطر خودم این کار رو می‌کنم.

346
00:20:47.179 --> 00:20:49.348
‫دلیل شخصی داره، دلواپس نباشید.

347
00:20:49.348 --> 00:20:51.783
‫واقعا؟
‫پس از الان به بعد، فقط سر تکون میدم.

348
00:20:52.818 --> 00:20:53.819
‫ممنون.

349
00:20:55.287 --> 00:20:56.288
‫من فردا میرم.

350
00:20:56.722 --> 00:20:58.590
‫ولی حالا که اینجا هستم،
‫بقیه بیمارها رو هم معاینه می‌کنم.

351
00:20:58.624 --> 00:21:00.826
‫عالیه، خیلی خوب میشه.

352
00:21:01.827 --> 00:21:02.828
‫ولی من باید چیکار کنم؟

353
00:21:03.328 --> 00:21:05.864
‫یه مهمون اومده و با من کار داره.

354
00:21:05.864 --> 00:21:07.599
‫نگران نباشید، خودم می‌تونم.

355
00:21:07.666 --> 00:21:09.568
‫من باید به شما کمک بدم.

356
00:21:09.601 --> 00:21:11.637
‫ولی در عین حال،
‫خیلی وقته این دوستم رو ندیدم.

357
00:21:12.104 --> 00:21:15.173
‫توی پرورشگاهی که
‫در گذشته کار می‌کردم، می‌موند.

358
00:21:15.607 --> 00:21:17.576
‫خیلی وقت میشه نیومده بود دیدنم.

359
00:21:18.677 --> 00:21:20.479
‫خیلی خوشحالم.

360
00:21:21.013 --> 00:21:22.147
‫خوشتیپ‌تر شده.

361
00:21:22.481 --> 00:21:24.616
‫قدبلند و جذابه.

362
00:21:26.118 --> 00:21:29.087
‫آدمی که ازش حرف می‌زنید...
‫هیون‌وو نیست؟

363
00:21:31.490 --> 00:21:32.491
‫آره، هیون‌ووئه.

364
00:21:33.558 --> 00:21:35.327
‫شما هیون‌وو رو از کجا می‌شناسید؟

365
00:21:37.663 --> 00:21:40.399
‫یه بار اومد بیمارستان ما.

366
00:21:40.899 --> 00:21:41.900
‫واقعا؟

367
00:21:43.435 --> 00:21:45.904
‫چه تصادفی.

368
00:21:48.240 --> 00:21:49.708
‫خب، من دیگه میرم.

369
00:21:52.110 --> 00:21:53.111
‫ولی...

370
00:21:53.879 --> 00:21:57.249
‫هیون‌وو مریضه؟

371
00:22:01.987 --> 00:22:03.255
‫چیز خاصی نیست.

372
00:22:04.189 --> 00:22:05.624
‫باید برید پایین، منتظر شماست.

373
00:22:06.158 --> 00:22:07.159
‫باشه.

374
00:22:07.693 --> 00:22:08.694
‫ممنون.

375
00:22:23.909 --> 00:22:25.510
‫[لی جی‌یانگ: سلام. پیام دادم ببینم

376
00:22:25.510 --> 00:22:27.079
‫شما همون لی جی‌یانگی هستید که می‌شناسم.
‫چو سو‌یانگ رو می‌شناسی؟]

377
00:22:29.948 --> 00:22:31.283
‫چشم‌هام خیلی درد می‌کنه.

378
00:22:33.618 --> 00:22:35.821
‫چرا مامان سویانگ همچین اسم رایجی داره؟

379
00:22:35.821 --> 00:22:37.989
‫یه عالمه آدم با اسم لی جی‌یانگ وجود داره.

380
00:22:37.989 --> 00:22:39.624
‫چطوری مامانِ سویانگ رو پیدا کنم؟

381
00:23:39.050 --> 00:23:40.152
‫چرا اینجا نشستی

382
00:23:42.187 --> 00:23:43.188
‫خیلی درد داره؟

383
00:23:43.789 --> 00:23:46.358
‫نه، دیگه درد نداره.

384
00:23:47.959 --> 00:23:50.262
‫وقتی داشتم می‌اومدم پایین،
‫دیدم یه دفعه تار شد.

385
00:23:51.530 --> 00:23:52.631
‫جدیدا زیاد اینطوری میشم.

386
00:23:54.699 --> 00:23:56.568
‫چون تومور داره به عصب بیناییت فشار میاره.

387
00:23:57.569 --> 00:23:58.570
‫دکتر هم گفت.

388
00:23:58.904 --> 00:24:00.205
‫بیناییم بدتر و بدتر میشه.

389
00:24:01.139 --> 00:24:02.207
‫می‌تونی بری.

390
00:24:02.307 --> 00:24:03.809
‫وقتِ بیشتر می‌خوام تا خوب بشم.

391
00:24:15.687 --> 00:24:16.688
‫باهات میام پایین.

392
00:24:20.959 --> 00:24:23.128
‫می‌دونم خوشت نمیاد
‫به بقیه تکیه کنی.

393
00:24:25.630 --> 00:24:27.199
‫شبیه هم هستیم.

394
00:24:28.333 --> 00:24:29.334
‫بیا با هم بریم پایین.

395
00:24:59.598 --> 00:25:00.699
‫چرا...

396
00:25:01.333 --> 00:25:02.634
‫همچین کاری می‌کنی؟

397
00:25:04.569 --> 00:25:06.338
‫به آدم‌های رو به موت کمک می‌کنی؟

398
00:25:10.642 --> 00:25:12.344
‫من اعتقاد دارم آدم‌ها باید حق داشته باشن

399
00:25:13.445 --> 00:25:16.448
‫بین مرگ و زندگی انتخاب کنن.

400
00:25:17.148 --> 00:25:19.017
‫انتخاب کردن مرگ جرم نیست.

401
00:25:24.456 --> 00:25:27.225
‫بهشون کمک می‌کنم لحظات آخر زندگی‌شون رو

402
00:25:28.426 --> 00:25:31.429
‫جایی که می‌خوان سپری کنن.

403
00:25:33.498 --> 00:25:36.067
‫اگه یادت اومد کجا خیلی شاد بودی،

404
00:25:37.135 --> 00:25:38.570
‫بهم زنگ بزن.

405
00:25:41.406 --> 00:25:42.440
‫حتما.

406
00:26:05.897 --> 00:26:06.998
‫وای، خدای من!

407
00:26:07.666 --> 00:26:09.167
‫این کار رو نکن!

408
00:26:09.167 --> 00:26:10.335
‫- نه، نه.
‫- باشه، باشه.

409
00:26:10.368 --> 00:26:11.369
‫بازش نکن.

410
00:26:13.204 --> 00:26:17.342
‫ولی چرا بابات همچین موتور گرونی واست خریده؟

411
00:26:18.610 --> 00:26:20.111
‫- خب بابات...
‫- عه.

412
00:26:20.145 --> 00:26:22.581
‫- ببخشید، ببخشید.
‫- ای‌وای.

413
00:26:24.516 --> 00:26:28.420
‫انگار بابات نسبت به تو
‫خیلی عذاب وجدان داره.

414
00:26:29.087 --> 00:26:31.489
‫باید حرف بزنید و آشتی کنید.

415
00:26:39.497 --> 00:26:40.498
‫هی.

416
00:26:42.968 --> 00:26:44.636
‫این عکس من... واسه یادبوده.

417
00:26:45.604 --> 00:26:47.639
‫با وجود اینکه گفتم الان بگیریم...

418
00:26:48.073 --> 00:26:49.808
‫کی دوست دارم واسه عکس یادگاری
‫فرم مدرسه رو بپوشه؟

419
00:26:49.808 --> 00:26:52.410
‫آره، فرم مدرسه‌ات خیلی زشته.

420
00:26:52.644 --> 00:26:55.046
‫بعضی از دانش آموزها ممکنه مدرسه‌شون
‫رو عوض کنن تا همچین فرمی رو نپوشن.

421
00:26:55.046 --> 00:26:56.047
‫همینو بگو.

422
00:26:56.381 --> 00:26:57.582
‫این‌طوری، بهتره

423
00:26:57.582 --> 00:26:59.250
‫از عکس کارت دانش آموزیم استفاده کنم.

424
00:27:00.218 --> 00:27:01.219
‫بابا... همیشه اصرار داره

425
00:27:01.419 --> 00:27:03.288
‫در مورد همه‌چیز تصمیم بگیره.

426
00:27:03.288 --> 00:27:04.956
‫چرا رفتید عکاس چیزی نگفتی؟

427
00:27:04.956 --> 00:27:06.358
‫می‌گفتی می‌خوام یه لباس دیگه بپوشم.

428
00:27:09.995 --> 00:27:11.963
‫یه بار، یواشکی سوار موتور شدم،

429
00:27:11.997 --> 00:27:13.932
‫پام شکست و رفتم بیمارستان.

430
00:27:14.499 --> 00:27:16.901
‫وقتی بابام اومد بیمارستان، اون...

431
00:27:22.040 --> 00:27:24.376
‫آره، بابات واکنش تندی داشت، نه؟

432
00:27:24.809 --> 00:27:27.178
‫واسه اینکه موتور سوار می‌شدم
‫همیشه منو کتک میزد.

433
00:27:27.178 --> 00:27:28.747
‫حالا که دارم می‌میرم،

434
00:27:29.347 --> 00:27:31.182
‫یه دفعه میاد
‫و همچین موتور گرونی واسم می‌خره.

435
00:27:31.182 --> 00:27:32.751
‫ولی تو این موتور رو دوست داری،

436
00:27:32.751 --> 00:27:34.119
‫واسه همین از گاراژ بیرون آوردی، درسته؟

437
00:27:35.754 --> 00:27:38.757
‫همیشه آرزوی این موتور رو داشتم.

438
00:27:38.757 --> 00:27:40.125
‫واسه همین قبول کردم.

439
00:27:41.493 --> 00:27:43.094
‫همیشه دلم می‌خواست سوار بشم.

440
00:27:44.195 --> 00:27:46.464
‫اما بعد از اینکه مریض شدم،
‫دیگه موتور سواری واسم لذت نداره.

441
00:27:48.433 --> 00:27:49.901
‫بعدش عصبانی‌تر شدم.

442
00:27:50.268 --> 00:27:51.670
‫چرا الان خریده؟

443
00:27:52.737 --> 00:27:54.439
‫در هر صورت، دیگه نمی‌تونم سوار بشم.

444
00:27:54.639 --> 00:27:56.675
‫واسه همین به فکر افتادی خودتو بکشی؟

445
00:27:57.042 --> 00:27:58.376
‫بدون اینکه حتی با بابات صحبت کنی؟

446
00:27:58.376 --> 00:28:01.146
‫مگه بابام نگفت خواسته‌هامو قبول می‌کنه؟

447
00:28:02.080 --> 00:28:04.516
‫ولی با این‌وجود،
‫حداقل باید بهش می‌گفتی.

448
00:28:04.549 --> 00:28:06.718
‫یه دفعه بلند شدی اومدی.
‫تصور کن چقدر حالش بد شده.

449
00:28:06.718 --> 00:28:07.886
‫نمیشه...

450
00:28:07.886 --> 00:28:09.587
‫بذارید با خیال راحت بمیرم؟

451
00:28:09.587 --> 00:28:11.656
‫عمو جان، تو اصلا با بابات رابطه‌ات خوبه؟

452
00:28:14.492 --> 00:28:15.694
‫باهاش موافقم.

453
00:28:23.268 --> 00:28:25.403
‫مجبورت نمی‌کنم با بابات آشتی کنی.

454
00:28:25.403 --> 00:28:27.072
‫اما هیچ پشیمونی تو زندگی نداری؟

455
00:28:27.072 --> 00:28:28.707
‫چیزی تو دلت نیست،

456
00:28:28.807 --> 00:28:30.375
‫مسئله ناتمومی توی ذهنت نیست؟

457
00:28:30.508 --> 00:28:32.043
‫مشکلی نداری اینطوری از دنیا بری؟

458
00:28:34.179 --> 00:28:35.780
‫خب، مُردن بدون اینکه

459
00:28:35.780 --> 00:28:37.716
‫قرار گذاشته باشی ناامید کننده‌ست

460
00:28:37.716 --> 00:28:38.817
‫صبر کن ببینم.

461
00:28:42.287 --> 00:28:45.423
‫هیچ تجربه‌ای نداری؟

462
00:28:45.890 --> 00:28:47.192
‫عاشق نشدی...

463
00:28:49.994 --> 00:28:51.896
‫یعنی میگی این تا این سن،

464
00:28:51.896 --> 00:28:53.998
‫فقط خوردی و خوابیدی؟

465
00:28:54.032 --> 00:28:55.934
‫راستش، می‌خواستم با یکی قرار بذارم.

466
00:28:55.934 --> 00:28:58.336
‫- آدم‌های همسن تو هم مثل من هستن.
‫- هی، هی.

467
00:28:58.403 --> 00:28:59.604
‫اجازه نداره.

468
00:28:59.604 --> 00:29:01.372
‫نباید بمیره.
‫این بچه ناکام از دنیا میره.

469
00:29:01.372 --> 00:29:02.407
‫چطور می‌تونیم اجازه بدیم بمیره؟

470
00:29:02.440 --> 00:29:03.908
‫اصلا اجازه نمیدم.

471
00:29:03.942 --> 00:29:04.743
‫آهش دامن‌مون رو می‌گیره.

472
00:29:04.743 --> 00:29:06.911
‫وقتی مُرد، هر روز میاد تو خوابم.

473
00:29:06.945 --> 00:29:08.346
‫خب باید چیکار کنیم؟

474
00:29:08.379 --> 00:29:09.581
‫اصلا وقت نکردم احساسم رو بگم.

475
00:29:09.581 --> 00:29:10.882
‫آخه چطوری وقت نکردی؟

476
00:29:11.583 --> 00:29:14.319
‫اگه احساساتت رو به زبون آورده بود،
‫تو و اون دختره

477
00:29:14.352 --> 00:29:16.421
‫الان می‌تونستید هر کاری کنید...
‫البته به جز ازدواج.

478
00:29:17.088 --> 00:29:18.957
‫- غیر ممکنه.
‫- چرا؟

479
00:29:21.426 --> 00:29:22.927
‫اون

480
00:29:23.495 --> 00:29:25.597
‫همه زن‌ها غریزه مادری دارن.

481
00:29:25.597 --> 00:29:26.598
‫اون...

482
00:29:29.267 --> 00:29:31.102
‫اون هم‌کلاسی دوران دانشگاه منه.

483
00:29:31.102 --> 00:29:32.203
‫واسه همین غریزه با من مونده.

484
00:29:32.203 --> 00:29:35.073
‫می‌تونم بهت اون تقریبا...

485
00:29:35.707 --> 00:29:37.008
‫- مثل مامانم می‌مونه.
‫- مامانت؟

486
00:29:37.041 --> 00:29:38.042
‫دقیقا عین مامان منه.

487
00:29:39.277 --> 00:29:40.678
‫هی، دارید چه نقشه‌ای می‌کشید؟

488
00:29:40.678 --> 00:29:42.881
‫کار رو بسپر به کاردون.

489
00:29:45.416 --> 00:29:46.417
‫می‌تونی ادامه بدی.

490
00:29:46.417 --> 00:29:47.285
‫چی رو ادامه بدم؟

491
00:29:47.285 --> 00:29:49.687
‫الان به اون دختره زنگ بزن.

492
00:29:49.687 --> 00:29:52.457
‫فقط شرایطت رو بهش توضیح بده.

493
00:29:52.457 --> 00:29:53.792
‫بعد بگو ازش خوشت میاد.

494
00:29:53.958 --> 00:29:55.794
‫و می‌خوای قبل مرگ اونو ببینی.

495
00:29:59.097 --> 00:29:59.898
‫فکر می‌کنی واقعا بیاد؟

496
00:29:59.898 --> 00:30:01.065
‫شک نکن.

497
00:30:01.199 --> 00:30:03.535
‫اگه به‌عنوان یه مرد
‫شک به دلت افتاد...

498
00:30:03.535 --> 00:30:04.836
‫فورا به خودم زنگ بزن.

499
00:30:04.836 --> 00:30:07.539
‫چه دارو خواستی یا توصیه،
‫خودم بهت کمک میدم.

500
00:30:08.206 --> 00:30:09.474
‫نمیشه باهام بیای؟

501
00:30:09.541 --> 00:30:10.742
‫- جدی میگی؟
‫- آره.

502
00:30:10.742 --> 00:30:11.743
‫بزن بریم.

503
00:30:35.066 --> 00:30:38.570
‫[چون هیون‌وو: می‌خوام باهات یه جایی برم، دکتر.]

504
00:30:41.573 --> 00:30:43.575
‫قبل اینکه بزرگ و مستقل بشم،

505
00:30:44.008 --> 00:30:45.777
‫توی این خونه زندگی می‌کردم.

506
00:30:48.680 --> 00:30:50.081
‫وقتی اینجا زندگی می‌کردی...

507
00:30:50.648 --> 00:30:51.950
‫شاد بودی؟

508
00:30:57.689 --> 00:30:59.591
‫وقتی اولین بار اومدم اینجا،

509
00:31:00.091 --> 00:31:01.993
‫رفتم خوابگاه.

510
00:31:03.561 --> 00:31:05.396
‫شب‌ها، دراز می‌کشیدم
‫و سعی می‌کردم بخوابم،

511
00:31:06.664 --> 00:31:08.166
‫خیلی ساکت بود.

512
00:31:08.299 --> 00:31:09.767
‫حس عجیبی داشت.

513
00:31:10.301 --> 00:31:11.936
‫تنهایِ تنها بودم.

514
00:31:12.937 --> 00:31:16.140
‫وقتی اونجا بودم،

515
00:31:16.207 --> 00:31:17.642
‫هیچ‌وقت احساس تنهایی نمی‌کرد.

516
00:31:18.243 --> 00:31:20.144
‫این افکار کم‌کم ظاهر شدن،

517
00:31:42.200 --> 00:31:44.769
‫تو بهم گفتی فکر کنم ببینم
‫کجا خیلی شاد و خوشحال بودم.

518
00:31:45.470 --> 00:31:47.071
‫هیچ جوابی به ذهنم نرسید.

519
00:31:48.406 --> 00:31:49.507
‫ولی وقتی بچه بودم،

520
00:31:49.540 --> 00:31:52.810
‫نزدیک این منطقه،
‫با پدر و مادرم زندگی می‌کردم.

521
00:31:53.011 --> 00:31:54.579
‫این منطقه قراره بازسازی بشه.

522
00:31:54.612 --> 00:31:55.947
‫همه خونه‌ها خالیه.

523
00:31:56.247 --> 00:31:58.349
‫فکر کنم بتونم یه ماه اجاره کنم.

524
00:32:01.819 --> 00:32:03.321
‫می‌خوای اینجا انجامش بدی؟

525
00:32:10.528 --> 00:32:12.530
‫هی، هی، باید زودتر می‌گفتی.

526
00:32:12.563 --> 00:32:14.799
‫باید می‌گفتی کلاس شبانه داره.

527
00:32:14.899 --> 00:32:16.935
‫بهت نگفتم؟

528
00:32:17.335 --> 00:32:19.037
‫هیه‌جین با من فرق داره.

529
00:32:19.337 --> 00:32:22.740
‫توی درس و طراحی خیلی استعداد داره.

530
00:32:23.975 --> 00:32:26.945
‫برعکس من،
‫اون رویاهای زیادی داره،

531
00:32:27.445 --> 00:32:29.280
‫اما الان سخته باهاش حرف بزنم.

532
00:32:30.815 --> 00:32:33.885
‫شما قبلا دعوا کردید،

533
00:32:33.885 --> 00:32:35.787
‫یا اشتباه بزرگی مرتکب شدی؟

534
00:32:37.155 --> 00:32:38.589
‫خب، راستش نه.

535
00:32:38.923 --> 00:32:40.892
‫از بچگی دوست هستیم.

536
00:32:41.592 --> 00:32:44.062
‫بهم گفت با چند تا آدم نگردم.

537
00:32:44.696 --> 00:32:46.564
‫از همون‌جا به مشکل خوردم.

538
00:32:46.664 --> 00:32:47.932
‫شاید بی‌راه نگفته.

539
00:32:47.966 --> 00:32:49.801
‫باید روراست باشی.

540
00:32:49.801 --> 00:32:52.136
‫احتمالا روحشم خبر نداره
‫من ازش خوشم میاد.

541
00:32:52.136 --> 00:32:53.638
‫زبونش بند میاد.

542
00:32:53.638 --> 00:32:55.073
‫فکر کن قبل مردنت
‫احساساتت رو ابراز کنی.

543
00:32:55.073 --> 00:32:57.308
‫تو حتی نمی‌خوای تلاش کنی...
‫اونم قبل اینکه تصمیم بگیری بمیری...

544
00:32:59.610 --> 00:33:00.678
‫می‌خوای همین‌طوری بذاری بری؟

545
00:33:01.045 --> 00:33:02.046
‫واقعا؟

546
00:33:02.613 --> 00:33:05.083
‫من تو عشق یه طرفه خبره‌ام، می‌دونی.

547
00:33:05.116 --> 00:33:06.818
‫سویانگ، خوب گوش بده.

548
00:33:08.019 --> 00:33:09.087
‫زمان‌‌بندی خیلی مهمه.

549
00:33:09.087 --> 00:33:10.388
‫وقتی می‌خوای احساساتت رو ابراز کنی
‫زمان‌بندی حرف اول و آخر رو میزنه.

550
00:33:10.388 --> 00:33:12.357
‫عمو، تو از اون خانم دکتر خوشت میاد، درسته؟

551
00:33:16.361 --> 00:33:17.528
‫لحظه طلایی رو از دست دادم.

552
00:33:17.962 --> 00:33:20.732
‫من دارم به کی توضیح میدم؟

553
00:33:20.932 --> 00:33:22.734
‫کلاس شبانه کی تموم میشه؟

554
00:33:22.767 --> 00:33:24.135
‫به حدی خسته‌ام که می‌تونم الان بمیرم.

555
00:33:24.168 --> 00:33:25.570
‫عجبا.

556
00:33:26.871 --> 00:33:30.008
‫جلوی آدم رو به موت در مورد مرگ حرف میزنی.

557
00:33:35.747 --> 00:33:37.882
‫ببخشید.

558
00:33:37.915 --> 00:33:40.218
‫بی عقلی کردم، ببخشید.

559
00:33:41.519 --> 00:33:42.854
‫اومد.

560
00:33:42.854 --> 00:33:43.955
‫اون هیه‌جینه.

561
00:33:45.189 --> 00:33:45.857
‫کجا؟

562
00:33:45.890 --> 00:33:47.158
‫کدومه؟

563
00:33:47.158 --> 00:33:48.059
‫اون یکی.

564
00:33:48.059 --> 00:33:49.560
‫همونی که ویلچر رو هل میده.

565
00:33:54.565 --> 00:33:55.566
‫چی؟

566
00:33:55.900 --> 00:33:56.901
‫هی.

567
00:33:58.736 --> 00:33:59.971
‫بچه‌جون.

568
00:34:00.638 --> 00:34:03.241
‫سلیقه‌ات خوبه‌ها.

569
00:34:05.576 --> 00:34:09.814
‫از دبستان، هیه‌جین همیشه
‫ویلچر دوستش رو هل میده.

570
00:34:11.482 --> 00:34:12.817
‫جالبه، نه؟

571
00:34:12.884 --> 00:34:14.986
‫موافقم.

572
00:34:15.053 --> 00:34:16.054
‫هی.

573
00:34:16.621 --> 00:34:18.589
‫نه اینکه نتونی.

574
00:34:18.589 --> 00:34:21.192
‫فقط استاندارد بالایی داری.

575
00:34:21.325 --> 00:34:22.293
‫اگه دلیل اصلیش همین باشه،

576
00:34:22.293 --> 00:34:25.096
‫کاملا درکت می‌کنم
‫چرا با هیچ‌کس قرار نذاشتی.

577
00:34:25.496 --> 00:34:26.931
‫خیلی مهربونه.

578
00:34:26.931 --> 00:34:28.232
‫کجا رفت؟

579
00:34:28.699 --> 00:34:29.700
‫هی.

580
00:34:30.234 --> 00:34:31.669
‫رفتش.

581
00:34:31.836 --> 00:34:32.870
‫هی، هی، سویانگ.

582
00:34:32.870 --> 00:34:34.272
‫باید بریم جلوشو بگیریم.

583
00:34:35.239 --> 00:34:36.240
‫سویانگ.

584
00:34:36.340 --> 00:34:38.676
‫- سویانگ، سویانگ.
‫- صبر کن.

585
00:34:39.177 --> 00:34:40.945
‫- هی.
‫- وایسا.

586
00:34:48.052 --> 00:34:50.788
‫دلت واسه مامانت تنگ نشده؟

587
00:34:51.756 --> 00:34:53.224
‫پیداش نمی‌کنی.

588
00:34:53.858 --> 00:34:55.927
‫انقدر از بابام بیزار بود
‫که احتمالا یه جا قایم شده.

589
00:34:56.661 --> 00:34:58.362
‫می‌خوای کمکم کنی پیداش کنیم؟

590
00:34:58.930 --> 00:34:59.997
‫بی‌خیال.

591
00:35:00.264 --> 00:35:02.900
‫از وقتی بچه بودم جدا شدیم،
‫اونو یادم نیست.

592
00:35:38.736 --> 00:35:41.372
‫این ساعت فقط همین‌جا بازه.

593
00:35:42.340 --> 00:35:43.541
‫من مشکلی ندارم،

594
00:35:43.541 --> 00:35:44.575
‫اما شما دکتر وو...

595
00:35:46.744 --> 00:35:49.046
‫بفرمایید، نوش جان.

596
00:35:49.514 --> 00:35:51.449
‫اگه چیزی خواستید، صدا بزنید.

597
00:35:51.782 --> 00:35:52.783
‫باشه.

598
00:35:54.852 --> 00:35:56.521
‫اینجا قشنگه، و غذای خوشمزه‌ای داره.

599
00:35:57.622 --> 00:35:58.589
‫خوشحالم.

600
00:36:03.394 --> 00:36:05.596
‫اولین باره می‌بینم بخندی.

601
00:36:06.464 --> 00:36:07.565
‫عه...

602
00:36:10.334 --> 00:36:12.803
‫زمانی که اصلا انتظارشو نداری
‫مرگ سراغت میاد.

603
00:36:13.004 --> 00:36:14.472
‫الان خیلی خیالم راحته.

604
00:36:17.775 --> 00:36:19.277
‫اگه سردردت بدتر شد، بهم بگو.

605
00:36:19.277 --> 00:36:20.378
‫دردتو توی خودت نریز.

606
00:36:21.846 --> 00:36:22.847
‫باشه.

607
00:36:26.951 --> 00:36:28.219
‫من پرونده‌ات رو خوندم.

608
00:36:29.353 --> 00:36:31.322
‫از داروهای جدید گرفته تا آزمایش‌های بالینی.

609
00:36:31.556 --> 00:36:32.957
‫تو همه‌چی رو امتحان کردی.

610
00:36:37.495 --> 00:36:39.564
‫برای زنده موندن سخت جنگیدی.

611
00:36:40.298 --> 00:36:42.767
‫چرا یه دفعه به فکر اتانازی افتادی؟

612
00:36:47.038 --> 00:36:48.906
‫دقیقا به خاطر اینکه
‫همه‌چیز رو امتحان کردم.

613
00:36:50.174 --> 00:36:52.810
‫حتی بعدش، هیچی عوض نشد.

614
00:36:56.914 --> 00:36:58.316
‫دقیقا چون همه‌چی رو امتحان کردم،

615
00:36:59.283 --> 00:37:01.319
‫الان می‌تونم مرگ رو بپذیرم.

616
00:37:12.129 --> 00:37:13.130
‫ممنون.

617
00:37:16.934 --> 00:37:18.336
‫زود بخور.

618
00:37:32.016 --> 00:37:33.517
‫با دقت بگرد.

619
00:37:33.517 --> 00:37:35.987
‫باید نتایج قابل توجه‌ای
‫از آزمایش بالینی وجود داشته باشه، درسته؟

620
00:37:35.987 --> 00:37:37.021
‫بی‌خیال شو.

621
00:37:37.722 --> 00:37:40.591
‫تو پرونده رو خوندی
‫و هر کاری که تونستی رو انجام دادی.

622
00:37:40.925 --> 00:37:43.594
‫بعلاوه، مگه قبول نکردی
‫به چو هیون‌وو کمک بدی؟

623
00:37:43.828 --> 00:37:46.030
‫بی‌خیال شدن جزو گزینه‌ها نیست.

624
00:37:47.064 --> 00:37:49.066
‫فقط در صورتی که چاره‌ای نباشه.

625
00:37:49.467 --> 00:37:51.802
‫مگه خودِ تو بی‌خیال و تسلیم نشدی؟

626
00:37:55.840 --> 00:37:59.143
‫می‌دونم دلت واسه چو هیون‌وو می‌سوزه،
‫واسه همین انقدر دلواپسی.

627
00:38:01.379 --> 00:38:02.613
‫بهش کمک کن.

628
00:38:23.668 --> 00:38:26.671
‫اراده اون برای زندگی
‫از هر آدم دیگه‌ای بیشتره.

629
00:38:27.471 --> 00:38:31.642
‫اولین بار نیست
‫خواسته‌های یه بیمار رو بد فهمیدی.

630
00:39:13.617 --> 00:39:16.787
‫[تومور مغزی]

631
00:39:17.254 --> 00:39:18.656
‫بله، چون هیون‌وو.

632
00:39:18.656 --> 00:39:21.726
‫پیش ما شیمی درمانی و آزمایشات رو انجام داد.

633
00:39:21.726 --> 00:39:23.661
‫روال کار رو می‌دونی.

634
00:39:24.228 --> 00:39:25.863
‫جلوی پیشرفت بیماری رو نگرفت.

635
00:39:25.863 --> 00:39:27.965
‫آخرین درمانش سه ماه پیش بود، درسته؟

636
00:39:28.632 --> 00:39:32.002
‫از اون زمان درمان جدید رو امتحان نکرده؟

637
00:39:32.002 --> 00:39:33.304
‫حتی آزمایش بالینی؟

638
00:39:38.275 --> 00:39:39.577
‫[نام: چو هیون‌وو.]

639
00:39:39.577 --> 00:39:40.778
‫اول یک ماه بمونید.

640
00:39:41.145 --> 00:39:42.847
‫اگه خواستید تمدید کنید، بهم بگید.

641
00:39:42.947 --> 00:39:44.782
‫روز اول رو که بمونی، خوشت میاد.

642
00:39:44.882 --> 00:39:45.516
‫مشکلی نیست، درسته؟

643
00:39:45.783 --> 00:39:46.784
‫نه.

644
00:39:53.691 --> 00:39:54.892
‫- خیلی خوشمزه‌ست.
‫- آره.

645
00:39:54.892 --> 00:39:56.360
‫دیروز واسه همین مرخصی گرفتی؟

646
00:39:56.360 --> 00:39:58.262
‫آره.

647
00:39:58.496 --> 00:40:01.499
‫دمای این غذا عالیه.

648
00:40:01.966 --> 00:40:03.467
‫غذا رو خونه درست کردم
‫تا مطمئن بشم قبل از شروع کار می‌خورید.

649
00:40:03.467 --> 00:40:05.669
‫به موقع آوردم.

650
00:40:05.770 --> 00:40:06.270
‫ضمنا،

651
00:40:06.570 --> 00:40:09.940
‫این سیب‌زمینی‌های شیرین رو دکتر وو
‫از گانگوون واسم خریده بود.

652
00:40:09.940 --> 00:40:11.876
‫- ممنون.
‫- لطف کردی.

653
00:40:12.042 --> 00:40:14.645
‫یاد بچگی‌هام افتادم.

654
00:40:15.780 --> 00:40:17.748
‫سیب‌زمینی شیرینی مادربزرگم رو می‌خوردیم،

655
00:40:17.782 --> 00:40:21.318
‫و اگه واسه شام برنج و جو داشتیم،
‫با سیب‌زمینی قاطی می‌کردیم و می‌خوردیم.

656
00:40:21.519 --> 00:40:22.353
‫راستی...

657
00:40:22.420 --> 00:40:23.754
‫وقت ناهاره.

658
00:40:23.788 --> 00:40:25.589
‫بیاید برنج و جو بخوریم.

659
00:40:25.623 --> 00:40:27.558
‫- حتما.
‫- باشه.

660
00:40:27.558 --> 00:40:28.926
‫مهمون من.

661
00:40:28.926 --> 00:40:30.728
‫- دسته جمعی بریم.
‫- باشه.

662
00:40:32.663 --> 00:40:33.664
‫من...

663
00:40:34.098 --> 00:40:36.233
‫نگو که نمیای.

664
00:40:36.233 --> 00:40:38.502
‫یه کار شخصی فوری دارم.

665
00:40:43.107 --> 00:40:46.410
‫یه عالمه سیب‌زمینی شیرین پختم،
‫دستم درد گرفت.

666
00:40:46.444 --> 00:40:48.045
‫واقعا می‌خوای این کار رو با من بکنی؟

667
00:40:48.612 --> 00:40:50.247
‫من می‌خوام رئیس بخش اوژانس بشی

668
00:40:50.247 --> 00:40:52.249
‫و من می‌خوام سرپرستار بشم.

669
00:40:52.316 --> 00:40:53.784
‫اگه با همدیگه کار نکنیم،

670
00:40:53.784 --> 00:40:56.320
‫مثل خوک‌های بارونی میشم.

671
00:40:56.687 --> 00:40:57.888
‫خوک‌های بارونی؟

672
00:40:57.988 --> 00:40:59.423
‫پیش‌بینی آب و هوا رو ندیدی؟

673
00:40:59.757 --> 00:41:01.192
‫بارون موسمی ما رو با خودش می‌بره.

674
00:41:01.192 --> 00:41:05.262
‫نمی‌دونیم کجا میریم،
‫فقط عین خوک بی‌هدفه می‌چرخیم.

675
00:41:05.329 --> 00:41:07.431
‫خوک و سگ با هم فرق دارن،
‫خوک‌ها پاهاشون کوتاهه.

676
00:41:07.465 --> 00:41:08.699
‫نمی‌تونن خوب شنا کنن.

677
00:41:08.732 --> 00:41:11.402
‫فقط با جریان آب میرن.

678
00:41:13.204 --> 00:41:14.839
‫خلاصه بگم، اگه این وضع ادامه پیدا کنه،

679
00:41:15.005 --> 00:41:16.907
‫من و تو...

680
00:41:17.241 --> 00:41:20.911
‫نه تنها ترفیع نمی‌گیریم،
‫بلکه به کل از همه جا می‌مونیم.

681
00:41:21.612 --> 00:41:23.113
‫الان وقت تعویض سرپرست‌هاست.

682
00:41:23.147 --> 00:41:26.484
‫چند ساعت تحمل کن و کمک بده.

683
00:41:27.017 --> 00:41:28.018
‫باشه؟

684
00:41:31.655 --> 00:41:33.257
‫همم.
‫مقاله‌ای که گفتم رو پیدا کردی؟

685
00:41:33.257 --> 00:41:35.159
‫مقاله‌ای در کار نیست،
‫ولی یه آزمایش بالینی وجود داره.

686
00:41:35.359 --> 00:41:37.995
‫توی آمریکا دارن داوطلب می‌گیرن.

687
00:41:38.195 --> 00:41:40.331
‫خیلی امیدوار کننده‌ست.

688
00:41:41.131 --> 00:41:41.632
‫واقعا؟

689
00:41:42.066 --> 00:41:43.734
‫چه مطالعه‌ای هست؟
‫کِی شروع میشه؟

690
00:41:43.734 --> 00:41:45.636
‫به دلایل امنیتی، نمی‌تونم ایمیل کنم.

691
00:41:45.636 --> 00:41:48.005
‫اگه بیای اینجا، بهت نشون میدم.

692
00:41:48.339 --> 00:41:51.342
‫باشه. میام موسسه.

693
00:41:52.076 --> 00:41:53.077
‫چی شد؟

694
00:41:54.311 --> 00:41:56.714
‫ببخشید، یه مسئله فوری پیش اومده.
‫لطفا از غذاتون لذت ببرید.

695
00:41:56.714 --> 00:41:57.414
‫ببخشید.

696
00:41:57.414 --> 00:42:00.017
‫- نه، دکتر وو.
‫- دکتر وو.

697
00:42:00.017 --> 00:42:01.018
‫صبر کن...

698
00:42:09.293 --> 00:42:10.294
‫کجایی؟

699
00:42:10.828 --> 00:42:13.497
‫قرارداد خونه رو امضا کردم.

700
00:42:14.164 --> 00:42:15.633
‫میام پیشت.

701
00:42:27.344 --> 00:42:29.313
‫کجا میریم؟

702
00:42:29.513 --> 00:42:33.017
‫مسئول آزمایش بالینی آشنای منه.

703
00:42:34.785 --> 00:42:35.486
‫ببخشید.

704
00:42:35.486 --> 00:42:38.489
‫یه دفعه بهم زنگ زدن.

705
00:42:39.323 --> 00:42:41.892
‫آمریکا داره داوطلب‌های جدید می‌گیره.

706
00:42:42.192 --> 00:42:43.427
‫رایگانه.

707
00:42:43.460 --> 00:42:45.863
‫می‌تونم هزینه‌هات رو پرداخت کنم.

708
00:42:45.963 --> 00:42:47.565
‫بریم ببینیم چیه.

709
00:42:47.565 --> 00:42:49.733
‫می‌خوای دوباره امتحان کنم؟

710
00:42:49.733 --> 00:42:51.435
‫این دفعه ممکنه جواب بده.

711
00:42:51.936 --> 00:42:53.737
‫آزمایش اولیه
‫نتایج قابل توجه‌ای رو نشون داد...

712
00:42:53.737 --> 00:42:56.340
‫اما تومور رو از بین نبرد،
‫فقط به بدنم صدمه زد.

713
00:42:56.640 --> 00:42:59.009
‫تومور تنها چیزی توی بدن من
‫که هیچیش نشده.

714
00:42:59.443 --> 00:43:00.444
‫می‌دونم.

715
00:43:00.544 --> 00:43:02.713
‫ولی این همه تلاش تا اینجا
‫بیهوده نبوده، درسته؟

716
00:43:02.713 --> 00:43:04.315
‫- بیا یه بار دیگه امتحان کنیم...
‫- بس کن.

717
00:43:07.217 --> 00:43:08.218
‫حرف نزن.

718
00:43:10.754 --> 00:43:12.389
‫خوب می‌دونی من چقدر زجر کشیدم.

719
00:43:12.423 --> 00:43:14.458
‫چطور می‌تونی به این راحتی
‫همچین توصیه‌ای کنی؟

720
00:43:18.796 --> 00:43:20.364
‫فکر کنم برداشتم ازت اشتباه بود.

721
00:43:24.735 --> 00:43:25.736
‫- نگه دار.
‫- آخه...

722
00:43:39.583 --> 00:43:41.251
‫می‌دونم عذاب می‌کشی،
‫ولی لطفا دوباره فکر کن.

723
00:43:41.452 --> 00:43:43.253
‫تو هم مثل بقیه دکترها می‌مونی.

724
00:43:43.954 --> 00:43:44.989
‫میگی درک می‌کنی.

725
00:43:45.022 --> 00:43:47.725
‫اما درد و ناراحتی بیمارهات
‫ذره‌ای واست اهمیت نداره.

726
00:43:49.126 --> 00:43:50.661
‫خودم جونمو می‌گیرم.

727
00:43:51.128 --> 00:43:52.196
‫همین‌جا همه‌چی تموم میشه.

728
00:43:53.397 --> 00:43:56.500
‫تو اون همه آزمایش بالینی
‫رو انجام دادی تا زنده بمونی.

729
00:43:57.234 --> 00:43:59.403
‫الان واسه چی تسلیم میشی؟

730
00:43:59.403 --> 00:44:00.938
‫اون‌موقع می‌خواستم زنده بمونم.

731
00:44:02.206 --> 00:44:03.207
‫اما الان نه.

732
00:44:36.440 --> 00:44:37.675
‫حریره خریدم.

733
00:44:38.709 --> 00:44:39.943
‫پاشو و یه‌کم غذا بخور.

734
00:44:40.644 --> 00:44:41.679
‫خوابم میاد.

735
00:44:42.646 --> 00:44:43.847
‫بعدا می‌خورم.

736
00:45:47.644 --> 00:45:49.246
‫[اتاق اورژانس]

737
00:45:49.246 --> 00:45:51.982
‫مشترک مورد نظر در دسترس نمی‌باشد...

738
00:45:57.521 --> 00:45:58.856
‫دکتر وو، یه مورد دیگه
‫تصادف راننده موتور داریم.

739
00:46:00.557 --> 00:46:01.892
‫یه پیک دیگه‌ست.

740
00:46:01.892 --> 00:46:02.960
‫مُرده بود.

741
00:46:02.960 --> 00:46:04.561
‫ما برای احتیاط نیم ساعت احیا انجام دادیم.

742
00:46:04.595 --> 00:46:06.864
‫اما تغییری حاصل نشد.

743
00:46:38.162 --> 00:46:39.296
‫بیمار کیم هیون‌جون.

744
00:46:40.898 --> 00:46:43.100
‫زمان مرگ: ۲۰:۳۲.

745
00:46:46.203 --> 00:46:48.071
‫وقتی چو هیون‌وو اومد اورژانس،

746
00:46:49.473 --> 00:46:51.508
‫مالک شرکت پیک موتوری
‫اسمش به‌عنوان قیم نوشته شده.

747
00:46:59.383 --> 00:47:00.918
‫[غذای خوشمزه کره‌ای - پیک برادران]

748
00:47:03.353 --> 00:47:06.089
‫زنگ زد و گفت استعفا میده.

749
00:47:06.089 --> 00:47:09.226
‫آدرسی که ثبت کرده رو دارم.

750
00:47:09.793 --> 00:47:11.528
‫بعید می‌دونم هنوز زنده باشه.

751
00:47:12.696 --> 00:47:15.332
‫بدون هیچ حرفی غیبش زد.

752
00:47:15.566 --> 00:47:17.134
‫فعلا اتاقی که اجاره کرده رو نگه می‌دارم.

753
00:47:18.435 --> 00:47:19.436
‫چیزی نیاز دارید؟

754
00:47:21.538 --> 00:47:22.539
‫بفرمایید.

755
00:47:57.975 --> 00:48:03.313
‫[واکنش آلرژیک]

756
00:48:03.847 --> 00:48:05.582
‫اوه، این مرد رو یادم میاد.

757
00:48:05.883 --> 00:48:07.718
‫با تب ناگهانی اومد،

758
00:48:07.951 --> 00:48:09.820
‫اما واکنش آلرژیک داشت.

759
00:48:09.920 --> 00:48:12.289
‫نمی‌تونست داروی کاهش تب بخوره.

760
00:48:12.489 --> 00:48:14.825
‫داروی ضد التهاب نیاز داشت.

761
00:48:16.226 --> 00:48:19.730
‫کمتر مشتری‌ای اینقدر اطلاعات دقیق میده،
‫واسه همین اون رو یادم میاد.

762
00:48:21.265 --> 00:48:23.433
‫پیک موتوری بود، درسته؟

763
00:48:24.067 --> 00:48:24.601
‫آره.

764
00:48:24.835 --> 00:48:26.870
‫یه بار از اینجا مسکن خرید.

765
00:48:54.498 --> 00:48:55.365
‫چی خوردی؟

766
00:48:55.365 --> 00:48:57.167
‫امروز؟ هیچی، اشتها ندارم.

767
00:48:57.167 --> 00:49:00.537
‫حتی اگه گرسنه نیستی،
‫باید یه چیزی بخوری.

768
00:49:01.638 --> 00:49:03.540
‫سلام!

769
00:49:05.409 --> 00:49:07.177
‫چیزی دارید چتری مو رو نگه داره؟

770
00:49:07.177 --> 00:49:08.312
‫تا نیفتن؟

771
00:49:08.345 --> 00:49:09.313
‫چتری مو؟

772
00:49:09.780 --> 00:49:10.814
‫بذار ببینم.

773
00:49:11.181 --> 00:49:13.116
‫این خیلی پرفروشه.

774
00:49:14.151 --> 00:49:15.619
‫قشنگ شد.

775
00:49:15.619 --> 00:49:16.753
‫واسه خانمت می‌خری؟

776
00:49:17.254 --> 00:49:18.255
‫باید خوشگل باشه.

777
00:49:22.326 --> 00:49:23.327
‫لطفا دوباره تشریف بیار!

778
00:49:31.134 --> 00:49:33.203
‫حتی اگه راحت نیست، تحمل کن.

779
00:49:33.804 --> 00:49:35.272
‫اگه نمی‌تونی چشم‌هاتو ببندی،

780
00:49:36.640 --> 00:49:38.542
‫ممکنه به خاطر مشکلات بینایی باشه.

781
00:49:42.045 --> 00:49:43.046
‫اینطوری،

782
00:49:43.513 --> 00:49:45.215
‫وقتی بعدا بیدار بشی،

783
00:49:45.582 --> 00:49:46.984
‫بینایی‌تو از دست نمیدی.

784
00:49:46.984 --> 00:49:48.685
‫می‌تونی مثل همیشه ببینی.

785
00:49:57.627 --> 00:49:59.029
‫خیلی‌خب، شب بخیر.

786
00:49:59.529 --> 00:50:00.530
‫فردا می‌بینمتون.

787
00:50:07.237 --> 00:50:08.238
‫دکتر وو.

788
00:50:10.107 --> 00:50:12.809
‫در مورد هیون‌وو چیزی می‌دونید؟

789
00:50:13.744 --> 00:50:14.745
‫حالش چطوره؟

790
00:50:18.081 --> 00:50:19.449
‫می‌دونستید اون بیماره؟

791
00:50:26.223 --> 00:50:28.792
‫لاعلاج نیست، درسته؟

792
00:50:30.761 --> 00:50:31.862
‫تومور مغزی داره.

793
00:50:32.429 --> 00:50:33.430
‫شرایطش خوب نیست.

794
00:50:39.436 --> 00:50:41.972
‫چون جوونه، فکر می‌کردم حالش خوب باشه.

795
00:50:45.208 --> 00:50:48.345
‫می‌دونید هیون‌وو کجا زندگی می‌کنه؟

796
00:50:49.146 --> 00:50:50.747
‫نمی‌تونم بهش زنگ بزنم.

797
00:50:52.916 --> 00:50:54.351
‫لطفا کمک کنید پیداش کنیم.

798
00:50:54.818 --> 00:50:56.853
‫اینکه تنها باشه واسش خطرناکه.

799
00:50:58.622 --> 00:50:59.823
‫باشه، درک می‌کنم.

800
00:51:08.465 --> 00:51:11.168
‫بگو چقدر از اجاره‌اش عقب مونده.

801
00:51:11.802 --> 00:51:13.804
‫هر چی وسایل داره رو دور بریز.

802
00:51:14.271 --> 00:51:15.572
‫ولی جدا،

803
00:51:15.572 --> 00:51:17.974
‫اگه چند روز دیرتر می‌شد، دردسر می‌شد.

804
00:51:18.942 --> 00:51:20.477
‫جوریه که انگار اینجا زندگی کرده.

805
00:51:20.477 --> 00:51:22.245
‫پول داره و از دست نزول‌خورها فراریه.

806
00:51:22.679 --> 00:51:24.781
‫چند روز پیش یه نفر دیگه هم دنبالش بود.

807
00:51:25.082 --> 00:51:26.917
‫خانم خیلی خوشگلی بود.

808
00:51:27.150 --> 00:51:28.752
‫یه خانم زیبا و باهوش.

809
00:51:28.785 --> 00:51:30.353
‫نمی‌دونم اینجا رو از کجا پیدا کرده بود.

810
00:51:31.555 --> 00:51:32.622
‫ببخشید.

811
00:51:35.258 --> 00:51:36.259
‫این زن بود؟

812
00:51:36.793 --> 00:51:38.462
‫آره، خودشه.

813
00:51:39.696 --> 00:51:40.697
‫می‌بینی؟ خوشگل نیست؟

814
00:51:41.865 --> 00:51:42.966
‫صورت خیلی زیباییی داره.

815
00:51:54.845 --> 00:51:56.079
‫کافیه.

816
00:51:56.079 --> 00:51:57.080
‫بذارید برم.

817
00:51:58.381 --> 00:51:59.216
‫بیا اینجا.

818
00:51:59.216 --> 00:52:00.884
‫- برو کنار.
‫- کسی اینجا نیست.

819
00:52:00.917 --> 00:52:01.885
‫هی، با تو حرف میزنم.

820
00:52:01.885 --> 00:52:02.886
‫این کار رو نکنید، آقا.

821
00:52:02.919 --> 00:52:04.287
‫این بخش برای بیمارهای بستری طولانی مدته.
‫لطفا برید.

822
00:52:04.321 --> 00:52:05.789
‫برید کنار.

823
00:52:05.822 --> 00:52:08.325
‫- همه‌‌چی رو خراب می‌کنم.
‫- از اینجا برید.

824
00:52:12.329 --> 00:52:13.563
‫نباید بیاید اینجا.

825
00:52:13.563 --> 00:52:14.564
‫لطفا برید.

826
00:52:15.065 --> 00:52:16.533
‫اون زن کجاست؟ کجاست؟

827
00:52:16.566 --> 00:52:17.467
‫شوخی ندارم.

828
00:52:17.467 --> 00:52:19.402
‫- حق چنین کاری رو ندارید.
‫- اونو کجا قایم کردید؟

829
00:52:20.303 --> 00:52:21.905
‫زود باش.

830
00:52:22.439 --> 00:52:23.440
‫حق چنین کاری رو ندارید.

831
00:52:24.941 --> 00:52:25.942
‫اون کجاست؟

832
00:52:29.646 --> 00:52:31.515
‫اوه، اینجایی.

833
00:52:31.515 --> 00:52:32.582
‫بیا ببینم.

834
00:52:32.616 --> 00:52:34.584
‫- ولم کن.
‫- بیا ببینم.

835
00:52:34.584 --> 00:52:38.755
‫- عزیزم، ببخشید.
‫- بیا اینجا.

836
00:52:39.256 --> 00:52:40.257
‫می‌کشمت.

837
00:52:49.099 --> 00:52:50.500
‫دکتر، دخالت نکن.

838
00:52:50.867 --> 00:52:51.935
‫برو عقب.

839
00:52:53.136 --> 00:52:54.838
‫دکتر وو، برید بیرون.

840
00:52:55.238 --> 00:52:56.506
‫فورا برید.

841
00:52:56.806 --> 00:52:59.142
‫- برید.
‫- ولم کن.

842
00:53:01.111 --> 00:53:02.112
‫هی.

843
00:53:02.112 --> 00:53:03.246
‫امروز همه با هم می‌میریم.

844
00:53:03.780 --> 00:53:05.248
‫هی، هی.

845
00:53:06.449 --> 00:53:07.617
‫امروز همه با هم می‌میریم.

846
00:53:08.118 --> 00:53:09.486
‫با پای مرگ می‌جنگیم.

847
00:53:09.819 --> 00:53:10.820
‫همه می‌میریم.

848
00:53:11.054 --> 00:53:12.122
‫امروز همه با هم می‌میریم.

849
00:53:12.422 --> 00:53:13.623
‫امروز همه‌تون می‌میرید.

850
00:53:15.492 --> 00:53:16.493
‫ولم کن. چیکار می کنی.

851
00:53:17.360 --> 00:53:18.962
‫دکتر، برو اونور.

852
00:53:22.832 --> 00:53:24.467
‫عزیزم، اشتباه کردم.

853
00:53:24.501 --> 00:53:26.803
‫- همه می‌میریم.
‫- عزیزم.

854
00:53:26.803 --> 00:53:28.171
‫من اشتباه کردم.

855
00:53:39.282 --> 00:53:41.418
‫- راه بیفت.
‫- چیکار می‌کنید؟

856
00:53:41.952 --> 00:53:43.853
‫زن منه، حق ندارم بزنمش؟

857
00:53:43.853 --> 00:53:45.522
‫- آروم باش، آروم باش.
‫- جدی میگم.

858
00:53:45.555 --> 00:53:46.890
‫بریم اداره حرف بزنیم.

859
00:53:46.923 --> 00:53:49.092
‫- آروم باش.
‫- می‌فهمم.

860
00:53:49.993 --> 00:53:51.261
‫جناب کشیش، لطفا برید اداره پلیس.

861
00:53:51.361 --> 00:53:52.495
‫باشه، میرم، باشه.

862
00:53:52.762 --> 00:53:54.197
‫اول من میرم.

863
00:53:58.568 --> 00:54:01.104
‫همه برن اتاق‌هاشون.
‫همه‌چیز مرتبه.

864
00:54:11.481 --> 00:54:13.116
‫دوباره کار می‌کنی؟

865
00:54:13.984 --> 00:54:14.985
‫آره.

866
00:54:15.685 --> 00:54:17.654
‫چون پول نیاز دارم.

867
00:54:21.758 --> 00:54:23.260
‫رفتم خونه قدیمیت.

868
00:54:26.963 --> 00:54:27.964
‫جابه‌جا شدم.

869
00:54:28.698 --> 00:54:30.500
‫چون همه‌اش دراز کشیدم،

870
00:54:30.500 --> 00:54:32.469
‫منطقی نیست سئول بمونم.

871
00:54:33.603 --> 00:54:37.507
‫ولی هنوز می‌خواستم اینجا رو ببینم.

872
00:54:40.677 --> 00:54:42.312
‫بابت دفعه آخر ببخشید.

873
00:54:43.480 --> 00:54:45.148
‫اینکه تصمیم گرفتم

874
00:54:45.682 --> 00:54:47.350
‫بدون اجازه تو درمانت رو ادامه بدم.

875
00:54:50.220 --> 00:54:51.454
‫تقصیر من بود.

876
00:54:53.657 --> 00:54:57.694
‫نه، تقصیر منم بود. خیلی حساسیت نشون دادم.
‫نباید از کوره در می‌رفتم.

877
00:54:58.061 --> 00:54:59.095
‫ببخشید.

878
00:55:02.866 --> 00:55:04.167
‫بابت امروز ممنون.

879
00:55:06.069 --> 00:55:07.070
‫ولی دفعه بعد

880
00:55:07.904 --> 00:55:10.340
‫توی کارهای خطرناک دخالت نکن.

881
00:55:12.175 --> 00:55:13.576
‫مگه دفعه بعدی هم هست؟

882
00:55:16.046 --> 00:55:17.047
‫توی چنین مواقعی،

883
00:55:17.547 --> 00:55:19.549
‫آدم مثل من باید بیاد وسط.

884
00:55:30.360 --> 00:55:32.295
‫انگار موهات اذیتت می‌کنه.

885
00:55:33.797 --> 00:55:34.798
‫گرون نبود.

886
00:55:36.166 --> 00:55:37.167
‫آخه...

887
00:55:37.267 --> 00:55:39.235
‫موقعی که غذا تحویل می‌دادم
‫دیدم و واست خریدم.

888
00:55:40.270 --> 00:55:41.271
‫بگیر.

889
00:55:51.581 --> 00:55:52.582
‫ممنون.

890
00:55:58.021 --> 00:55:59.022
‫می‌خوای

891
00:56:01.157 --> 00:56:02.325
‫این‌جوری تموم بشه؟

892
00:56:04.094 --> 00:56:05.128
‫من هنوز

893
00:56:06.563 --> 00:56:08.431
‫با شرایطت جور درنمیاد، نه؟

894
00:56:11.801 --> 00:56:12.802
‫موضوع این نیست.

895
00:56:14.604 --> 00:56:17.340
‫از شرایط کاری من فراتری.

896
00:56:19.142 --> 00:56:21.511
‫بیشتر از سه تا دکتر بیماریت رو تشخیص دادن.

897
00:56:21.511 --> 00:56:22.746
‫اون‌ها گفتن بیماریت

898
00:56:24.547 --> 00:56:26.182
‫قابل درمان نیست.

899
00:56:27.050 --> 00:56:28.885
‫و از درد جسمی و روانی
‫غیر قابل تحمل رنج می‌بری.

900
00:56:30.687 --> 00:56:33.156
‫دردی که هیچ دارویی نمی‌تونه آرومش کنه.

901
00:56:34.657 --> 00:56:35.725
‫پس چرا مردد شدی؟

902
00:56:37.093 --> 00:56:38.094
‫چرا دو دلی؟

903
00:56:42.232 --> 00:56:43.400
‫توی پرونده‌ات

904
00:56:45.835 --> 00:56:47.971
‫نوشته داری میمیری

905
00:56:55.345 --> 00:56:57.313
‫ولی من می‌خوام زنده بمونی.

906
00:57:00.283 --> 00:57:03.386
‫می‌دونم که اطلاعات پرونده‌ات

907
00:57:04.053 --> 00:57:05.488
‫حقیقت ترسناکی رو نشون میده.

908
00:57:09.926 --> 00:57:12.195
‫با این‌وجود، ازت می‌خوام زنده بمونی.

909
00:57:27.644 --> 00:57:28.211
‫هی.

910
00:57:28.211 --> 00:57:29.212
‫هی، هیون‌وو.

911
00:57:31.147 --> 00:57:32.282
‫هی، چو هیون‌وو.

912
00:57:32.315 --> 00:57:33.450
‫ببخشید.

913
00:57:57.073 --> 00:57:58.074
‫چو هیون‌وو.

914
00:58:18.995 --> 00:58:21.064
‫زن چوی کانگ‌یون اومده بود دیدنم.

915
00:58:21.064 --> 00:58:21.564
‫چی؟

916
00:58:21.564 --> 00:58:24.534
‫مراقب باش، فقط یه دوز مونده.

917
00:58:24.834 --> 00:58:26.302
‫وقتی اون زن دارو رو آورد،

918
00:58:26.336 --> 00:58:29.072
‫یادت نره اول از همه
‫روند اتانازی رو ازش سوال کنی.

919
00:58:29.372 --> 00:58:31.875
‫هیون‌وو، توی بیمارستان بود،
‫الان غیبش زده.

920
00:58:31.875 --> 00:58:34.210
‫می‌خوام امروز بمیرم.

921
00:58:34.210 --> 00:58:36.646
‫من شدیدا به بنزوباریتال نیاز دارم.

922
00:58:37.680 --> 00:58:40.116
‫می‌خوام شخصا با هیون‌وو خداحافظی کنم.

923
00:58:40.116 --> 00:58:42.886
‫خیلی‌خب، جفت‌تون باید خداحافظی کنید.

924
00:58:42.919 --> 00:58:45.388
‫هر جا بخوای می‌برمت.

925
00:58:46.656 --> 00:58:48.057
‫اول باید چیکار کنم؟

926
00:58:48.791 --> 00:58:52.395
‫ترجمه از علی

