
1
00:00:21.521 --> 00:00:27.318
‫«ارائه شده توسط سایت مووی شو»

2
00:01:48.441 --> 00:01:50.902
‫راحت‌ترین کار الان واسه من اینه که...

3
00:01:50.902 --> 00:01:53.530
‫عذرخواهی کنم.

4
00:01:53.571 --> 00:01:54.739
‫اه...

5
00:01:54.739 --> 00:01:56.366
‫مهمه که درک کنی...

6
00:01:56.407 --> 00:01:59.077
‫چرا نمی‌تونم این کار رو بکنم.

7
00:01:59.077 --> 00:02:01.704
‫اون یارو که توی خونه‌ات بود...

8
00:02:01.746 --> 00:02:04.415
‫اون قاتل حرفه‌ای بود.

9
00:02:04.415 --> 00:02:07.127
‫هر کی اونو اجیر کرده...

10
00:02:07.127 --> 00:02:09.087
‫واسه کشتن من مصمم بوده، و...

11
00:02:10.922 --> 00:02:12.632
‫و تا جایی که من می‌دونم، این یعنی...

12
00:02:12.632 --> 00:02:14.134
‫مصممه هر کسی که به من نزدیکه رو بکشه.

13
00:02:14.134 --> 00:02:16.261
‫و اون... اون تویی.

14
00:02:17.762 --> 00:02:21.099
‫الان اولویتم اینه‌...

15
00:02:21.141 --> 00:02:23.643
‫که تو رو صحیح و سالم نگه دارم، زوئی.

16
00:02:35.613 --> 00:02:37.115
‫من بهت صدمه‌ای نمی‌زنم.

17
00:02:39.659 --> 00:02:42.579
‫گفتم اگه می‌خوای سرم داد بزنی...

18
00:02:42.620 --> 00:02:45.623
‫یا جیغ بکشی یا هر چی،
‫اینجا جای امنی واسه این کاره.

19
00:02:51.629 --> 00:02:53.464
‫خیلی خب.

20
00:02:53.464 --> 00:02:55.633
‫راه طولانی‌ای در پیش داریم.

21
00:02:55.675 --> 00:02:58.178
‫وقتی واسه صحبت آماده بودی،
‫می‌تونیم صحبت کنیم.

22
00:03:00.471 --> 00:03:02.682
‫یه کاری هست...

23
00:03:02.682 --> 00:03:05.185
‫که ازت می‌خوام انجام بدی.

24
00:03:09.314 --> 00:03:11.816
‫می‌خوام زنگ بزنی پسرت.

25
00:03:16.863 --> 00:03:19.324
‫اف‌بی‌آی میرن سراغش.

26
00:03:19.324 --> 00:03:21.201
‫ازش سوالاتی می‌پرسن.

27
00:03:23.161 --> 00:03:25.330
‫مشکلی براش پیش نمیاد، ولی...

28
00:03:25.330 --> 00:03:27.165
‫می‌دونی، اون نگران میشه.

29
00:03:27.207 --> 00:03:30.710
‫الان بهترین فرصت واسه اینه که
‫اصل قضیه رو بهش بگی.

30
00:03:37.550 --> 00:03:39.010
‫این آخرین باری میشه...

31
00:03:39.010 --> 00:03:42.513
‫که با گوشیت تماس می‌گیری،

32
00:03:42.555 --> 00:03:45.183
‫چون نتونن ردمون رو باهاش بزنن،
‫ولی حداقل،

33
00:03:45.183 --> 00:03:47.060
‫می‌دونی، اون متوجه میشه تویی که زنگ زدی.

34
00:03:52.357 --> 00:03:54.734
‫وقتی که... می‌دونی،
‫فقط حقیقت رو بهش بگو.

35
00:03:56.527 --> 00:04:00.073
‫اینکه آسیبی ندیدی،

36
00:04:00.073 --> 00:04:02.742
‫و علی رغم میل باطنیت تو رو گرفتم،

37
00:04:02.742 --> 00:04:06.037
‫ولی در امانی
‫و به زودی دوباره باهاش تماس می‌گیری.

38
00:04:09.749 --> 00:04:12.669
‫آره. اگه این کلمات رو بگی،
‫این مانع از این میشه که...

39
00:04:12.710 --> 00:04:15.588
‫تو رو توی جرمی همدست بدونن.

40
00:04:36.442 --> 00:04:38.569
‫سلام، جیسون هستم. پیغام بذارین.

41
00:04:53.459 --> 00:04:55.795
‫سلام، جیسون هستم. پیغام بذارین.

42
00:05:27.493 --> 00:05:29.746
‫می‌دونی، گمونم بهتره...

43
00:05:29.787 --> 00:05:31.789
‫اه...

44
00:05:31.789 --> 00:05:33.499
‫راه بیفتیم.

45
00:06:00.193 --> 00:06:02.445
‫پلیس محلی، هیچی.

46
00:06:02.487 --> 00:06:04.781
‫پاسگاه‌های منطقه، هیچی.

47
00:06:04.822 --> 00:06:07.450
‫تیم‌های دیجیتال، واحد میان‌سازمانی،

48
00:06:07.492 --> 00:06:10.828
‫که اون طرف مرزه، هیچی.

49
00:06:10.828 --> 00:06:12.789
‫هفتاد دو ساعت می‌گذره از آخرین باری که...

50
00:06:12.830 --> 00:06:15.875
‫نیروهای پلیس ردی از محل اون داشتن.

51
00:06:15.875 --> 00:06:18.544
‫دن چیس گم و گور شده.

52
00:06:21.047 --> 00:06:23.007
‫و اون زنه... مک‌دونالد؟

53
00:06:23.049 --> 00:06:24.467
‫هیچ اثری از اونم نیست.

54
00:06:24.509 --> 00:06:25.843
‫با پسرش تماس گرفتیم.

55
00:06:25.843 --> 00:06:27.553
‫اون بهش زنگ زده، ولی با هم حرف نزدن.

56
00:06:27.553 --> 00:06:30.223
‫اینم مال سه روز پیشه.

57
00:06:30.223 --> 00:06:33.142
‫حواس‌مون رو حسابی جمع می‌کنیم، ولی...

58
00:06:33.184 --> 00:06:35.019
‫باشه.

59
00:06:35.061 --> 00:06:37.397
‫خیلی خب. ممنون، جو.

60
00:06:37.397 --> 00:06:38.564
‫خواهش می‌کنم.

61
00:06:52.412 --> 00:06:54.372
‫جیدن؟ یا شاید کیدن؟

62
00:06:54.414 --> 00:06:55.540
‫بریدن.

63
00:06:55.581 --> 00:06:58.042
‫پدرش معاون...

64
00:06:58.042 --> 00:06:59.836
‫وزیر امور خارجه‌ی مرتبط با آفریقایی‌ها ست،

65
00:06:59.877 --> 00:07:02.046
‫ولی این...

66
00:07:02.046 --> 00:07:03.714
‫نه مهمه، نه ربطی داره.

67
00:07:03.756 --> 00:07:06.050
‫چی شد؟ ناجور بود؟

68
00:07:06.050 --> 00:07:09.846
‫ظاهرا بریدن...

69
00:07:09.887 --> 00:07:12.723
‫با ارائه‌ی هنری در کلاس مخالفت کرده.

70
00:07:14.058 --> 00:07:16.269
‫بعد ارائه اومده پیشش و گفته...

71
00:07:18.396 --> 00:07:20.273
‫تو قهرمان واقعی نیستی.

72
00:07:20.273 --> 00:07:22.900
‫اون گفته پلیس‌ها...

73
00:07:22.900 --> 00:07:24.694
‫آدم‌های معمولی هستن.

74
00:07:24.735 --> 00:07:26.404
‫و خیلی‌هاشون کارهای بدی می‌کنن،

75
00:07:26.404 --> 00:07:28.781
‫و قسر در میرن،

76
00:07:28.781 --> 00:07:30.908
‫و هنری باید...

77
00:07:30.950 --> 00:07:32.869
‫توی انتخاب الگوش...

78
00:07:32.910 --> 00:07:34.245
‫عقلانی‌تر عمل کنه.

79
00:07:34.287 --> 00:07:37.915
‫اوه. عالی شد.

80
00:07:37.915 --> 00:07:40.251
‫بریدن کی رو به عنوان قهرمانش انتخاب کرده بود؟

81
00:07:40.293 --> 00:07:42.044
‫مرد عنکبوتی.

82
00:07:42.086 --> 00:07:44.088
‫اوه، خدای من.

83
00:07:46.924 --> 00:07:48.718
‫- هنری به نظر رو به راه میومد؟
‫- آره.

84
00:07:48.759 --> 00:07:51.262
‫به نظرم خوبه.

85
00:07:54.765 --> 00:07:56.642
‫اون این چیزها رو بهم نگفت.

86
00:07:59.103 --> 00:08:01.606
‫اون... با تو درد و دل می‌کنه؟

87
00:08:01.606 --> 00:08:04.317
‫آره. یعنی میگم، من...

88
00:08:04.317 --> 00:08:06.611
‫زیاد خونه‌شون بودم.
‫زیاد ازش پرستاری کردم.

89
00:08:08.821 --> 00:08:11.824
‫وقتی من و لیلی هنوز با هم بودیم،
‫اون می‌گفت...

90
00:08:11.824 --> 00:08:14.494
‫من نصف خاله‌اشم،

91
00:08:14.494 --> 00:08:17.788
‫نصف خواهر بزرگش،
‫و نصف مشاورش.

92
00:08:17.830 --> 00:08:20.166
‫لیلی ریاضیش خیلی خوب نبود.

93
00:08:21.959 --> 00:08:24.629
‫آره، تو زیاد اونجا بودی.

94
00:08:30.676 --> 00:08:33.429
‫من باید زیاد اونجا می‌بودم.

95
00:08:33.471 --> 00:08:35.932
‫خب، شاید این حرفت درست باشه،

96
00:08:35.973 --> 00:08:38.142
‫ولی اینطور نیست که همه چی تقصیر تو باشه.

97
00:08:38.142 --> 00:08:40.811
‫می‌دونی، چیپ هم می‌تونست
‫یه خرده بیشتر تلاش کنه.

98
00:08:45.316 --> 00:08:48.319
‫و تو الان اینجا پیشش هستی.

99
00:08:48.319 --> 00:08:51.113
‫وقتی فقط می‌خواستی
‫توی یه سوراخی بخزی و قایم بشی،

100
00:08:51.155 --> 00:08:53.032
‫یه تنه دست به کار شدی...

101
00:08:53.032 --> 00:08:55.034
‫و واسه بزرگ کردن یه پسربچه‌ی ۷ ساله پیش قدم شدی.

102
00:08:57.662 --> 00:09:00.164
‫دلم می‌خواد ببینم مرد عنکبوتی می‌تونه
‫این کار رو امتحان کنه و موفق بشه.

103
00:09:07.880 --> 00:09:09.966
‫خب، من با جو حرف زدم.

104
00:09:10.007 --> 00:09:12.635
‫رسما داریم گزارش میدیم ۷۲ ساعت گذشته...

105
00:09:12.677 --> 00:09:14.345
‫از زمانی که...

106
00:09:14.387 --> 00:09:17.515
‫رد چیس گم و گور شد.

107
00:09:17.557 --> 00:09:19.392
‫همه‌مون قراره فردا...

108
00:09:19.392 --> 00:09:21.852
‫با وکیل همزاد ملاقات کنیم.

109
00:09:21.852 --> 00:09:23.187
‫اون می‌فهمه که گمش کردیم.

110
00:09:24.855 --> 00:09:27.191
‫گفتگوی جالبی میشه.

111
00:09:29.694 --> 00:09:32.822
‫تو استدلال خوبی می‌تونی بیاری.

112
00:09:32.863 --> 00:09:36.576
‫می‌تونی کمک‌شون کنی
‫به چیزی که می‌خوان برسن.

113
00:09:36.576 --> 00:09:38.077
‫وقتی بفهمن که تو چقدر...

114
00:09:38.077 --> 00:09:39.412
‫در مورد چیس و زنش می‌دونی،

115
00:09:39.412 --> 00:09:40.913
‫متوجه میشن که بهت نیاز دارن.

116
00:09:43.749 --> 00:09:45.376
‫چیه؟

117
00:09:45.418 --> 00:09:48.254
‫زنه... چرا اینقدر توجه‌ات معطوف اونه؟

118
00:09:50.590 --> 00:09:52.717
‫- منظورت چیه؟
‫- وقتی داشتم با واترز...

119
00:09:52.758 --> 00:09:54.719
‫در این مورد حرف می‌زدم...

120
00:09:54.760 --> 00:09:57.221
‫تو واکنشی نشون دادی.

121
00:09:57.263 --> 00:09:59.849
‫حالا اون دوباره ذهنت رو مشغول کرده.

122
00:09:59.890 --> 00:10:01.225
‫چیزی هست که من خبر ندارم؟

123
00:10:01.267 --> 00:10:03.728
‫وقتی این ماجرا شروع شد...

124
00:10:03.728 --> 00:10:06.022
‫سه نفر درش دخیل بودن.

125
00:10:06.063 --> 00:10:09.025
‫می‌دونی، ما مدام در مورد
‫دو نفر اول حرف می‌زنیم،

126
00:10:09.066 --> 00:10:12.278
‫ولی این زن شاید شخص نامرئی داستان باشه.

127
00:10:14.780 --> 00:10:17.074
‫به نظر شاید ارزشش رو داشته باشه
‫که حواس‌مون بهش باشه...

128
00:10:17.074 --> 00:10:20.119
‫تا وقتی بفهمیم از چی بی خبریم.

129
00:10:25.583 --> 00:10:27.960
‫چیزی هست که در موردش می‌دونستی...

130
00:10:27.960 --> 00:10:29.920
‫که شاید بخشی از جواب باشه؟

131
00:10:32.965 --> 00:10:34.592
‫نمی‌دونم.

132
00:10:34.592 --> 00:10:36.761
‫من چیز زیادی در موردش نمی‌دونستم.

133
00:10:36.761 --> 00:10:38.638
‫فقط می‌دونستم که هست.

134
00:10:38.638 --> 00:10:41.932
‫می‌دونستم چه جاذبه‌ای...

135
00:10:41.974 --> 00:10:44.143
‫واسه چیزهای دور و برش داره.

136
00:10:45.603 --> 00:10:48.898
‫می‌تونه مردها رو مجبور به چه کارهایی بکنه.

137
00:10:48.939 --> 00:10:50.149
‫می‌دونی، دیر وقته.

138
00:10:51.776 --> 00:10:54.320
‫فردا روز سختی در پیشه.

139
00:10:54.320 --> 00:10:56.447
‫باید یه کم بخوابیم.

140
00:10:57.657 --> 00:10:59.784
‫میشه داری میری زنگ خطر رو تنظیم کنی؟

141
00:10:59.825 --> 00:11:01.452
‫حتما.

142
00:11:01.494 --> 00:11:03.120
‫- شب به خیر، بچه‌ جون.
‫- شب به خیر.

143
00:11:12.129 --> 00:11:13.297
‫کجایی؟

144
00:11:13.339 --> 00:11:15.341
‫کلرادو.

145
00:11:15.341 --> 00:11:18.469
‫فردا دیگه باید به لس آنجلس برسم. تو خوبی؟

146
00:11:18.511 --> 00:11:20.846
‫آره.

147
00:11:20.846 --> 00:11:22.848
‫میشه یه سوالی ازت بپرسم؟

148
00:11:22.848 --> 00:11:25.309
‫بگو.

149
00:11:25.309 --> 00:11:27.978
‫خب، ما فردا با یه خانمی به نام نینا کروگر...

150
00:11:28.020 --> 00:11:30.356
‫جلسه داریم.

151
00:11:30.356 --> 00:11:32.983
‫اون وکیل فراز همزاده.

152
00:11:33.025 --> 00:11:35.444
‫خیلی خب. واسه چی؟

153
00:11:35.486 --> 00:11:38.155
‫معاون به نظر فکر می‌کنه...

154
00:11:38.155 --> 00:11:41.158
‫این قضایا به خاطر اینه که...

155
00:11:41.200 --> 00:11:44.662
‫همزاد یه جور اطلاعات می‌خواد.

156
00:11:44.704 --> 00:11:47.498
‫یه چیزی که فکر می‌کنه تو می‌دونی، و...

157
00:11:47.540 --> 00:11:49.542
‫اون می‌خواد بدونه.

158
00:11:49.542 --> 00:11:52.670
‫صبر کن، "ما" جلسه داریم؟
‫چرا "ما"؟

159
00:11:52.712 --> 00:11:54.296
‫من باهاش میرم.

160
00:11:54.338 --> 00:11:56.507
‫واسه چی؟

161
00:11:56.549 --> 00:12:00.177
‫نمی‌خوای بدونی
‫توی اون اتاق چه چیزهایی گفته میشه؟

162
00:12:00.219 --> 00:12:03.514
‫نه اگه به این معنی باشه
‫که تو در خطر باشی.

163
00:12:03.514 --> 00:12:06.809
‫امیلی، اون مستاصل شده
‫و شکست خورده،

164
00:12:06.851 --> 00:12:09.061
‫و من مشکلی ندارم
‫که اون بهای کارش رو بده،

165
00:12:09.061 --> 00:12:11.230
‫ولی نمی‌خوام وقتی قراره بلایی سر اون بیاد...

166
00:12:11.230 --> 00:12:14.191
‫- تو آسیبی ببینی.
‫- بابا.

167
00:12:14.191 --> 00:12:17.027
‫- بس کن.
‫- اوه، ام...

168
00:12:17.069 --> 00:12:18.529
‫خدای من. خیلی خب.

169
00:12:18.529 --> 00:12:22.366
‫خب، چطوری؟ اوضاعت چطوره؟

170
00:12:22.366 --> 00:12:24.869
‫آره، خوبم، خوبم.

171
00:12:24.910 --> 00:12:28.497
‫- و زوئی؟
‫- الان خوابه. اونم خوبه.

172
00:12:28.539 --> 00:12:31.917
‫به نظرم درک کرده
‫که اوضاع تا مدتی اینجوریه.

173
00:12:31.917 --> 00:12:35.880
‫گوش کن، میشه یه چیز دیگه
‫در مورد اون قضیه بگم؟

174
00:12:35.921 --> 00:12:37.882
‫البته‌.

175
00:12:37.882 --> 00:12:40.760
‫این یه جور معما نیست، ام.

176
00:12:40.760 --> 00:12:43.763
‫حقیقت اینه، فراز همزاد یه جای زندگیش...

177
00:12:43.763 --> 00:12:46.891
‫فکر می‌کرد مامان متعلق به اونه.

178
00:12:46.932 --> 00:12:48.684
‫از من کینه داره که کمکش کردم...

179
00:12:48.726 --> 00:12:50.603
‫از دستش فرار کنه.

180
00:12:50.603 --> 00:12:52.772
‫باقی مسائل حاشیه‌ای هستن.

181
00:12:54.899 --> 00:12:56.776
‫هنوز پشت خطی؟

182
00:12:56.776 --> 00:12:59.111
‫آره. آره، پشت خطم.

183
00:13:00.446 --> 00:13:02.740
‫خب، در این مورد چیکار کنیم؟

184
00:13:02.740 --> 00:13:04.700
‫آره، خب، کسایی هم هستن که...

185
00:13:04.742 --> 00:13:06.911
‫از اون کینه دارن.

186
00:13:06.952 --> 00:13:09.955
‫وقتی به لس آنجلس برسم،
‫می‌تونم از شرکتم استفاده کنم...

187
00:13:09.955 --> 00:13:12.583
‫که توجه کسایی که
‫از اون کینه به دل دارن...

188
00:13:12.625 --> 00:13:14.627
‫و شاید دل‌شون بخواد کاری بکنن رو جلب کنم.

189
00:13:16.629 --> 00:13:19.048
‫خیلی خب.

190
00:13:19.089 --> 00:13:22.593
‫با من بمون، امیلی.
‫ما این ماجرا رو پشت سر میذاریم.

191
00:13:22.635 --> 00:13:24.136
‫می‌دونم.

192
00:13:27.807 --> 00:13:30.434
‫من دیگه باید برم.
‫با احتیاط رانندگی کن، خب؟

193
00:13:30.434 --> 00:13:32.061
‫و وقتی رسیدی یه زنگ بهم بزن.

194
00:13:32.102 --> 00:13:34.605
‫باشه، حتما. دوستت دارم.

195
00:13:34.647 --> 00:13:36.273
‫منم دوستت دارم، بابا.

196
00:13:57.461 --> 00:13:59.463
‫یه سری خرت و پرت برات گرفتم.

197
00:14:01.006 --> 00:14:02.842
‫مسواک،

198
00:14:02.842 --> 00:14:05.135
‫شونه...

199
00:14:05.135 --> 00:14:07.137
‫فکر کردم شاید...

200
00:14:07.137 --> 00:14:09.306
‫یه کم لباس لازم داشته باشی.

201
00:14:10.808 --> 00:14:12.852
‫سایز لباس‌ها رو حدس زدم.

202
00:14:17.690 --> 00:14:19.692
‫من هنری دیکسون هستم.

203
00:14:21.861 --> 00:14:24.154
‫هنری دیکسون،

204
00:14:24.196 --> 00:14:27.491
‫اون یکی از سرمایه گذاران اولیه
‫در یه شرکت سرمایه گذاری...

205
00:14:27.491 --> 00:14:30.119
‫به نام کورزر فایننس بود،

206
00:14:30.160 --> 00:14:32.037
‫که طی این سال‌ها عملکرد خوبی داشته.

207
00:14:33.372 --> 00:14:34.373
‫تو...

208
00:14:37.167 --> 00:14:39.795
‫تو مارشا دیکسونی.

209
00:14:39.837 --> 00:14:41.672
‫زن هنری.

210
00:14:51.015 --> 00:14:53.183
‫وقتی رسیدیم می‌تونیم عکسش رو عوض کنیم.

211
00:14:53.225 --> 00:14:55.978
‫امضا مهمه.

212
00:14:56.020 --> 00:14:58.188
‫می‌خوام اونو یاد بگیری.

213
00:14:58.188 --> 00:14:59.857
‫و وقتی امضا رو یاد گرفتی،

214
00:14:59.857 --> 00:15:01.400
‫من با استفاده از این اسم...

215
00:15:01.400 --> 00:15:03.861
‫مقداری پول برات واریز می‌کنم.

216
00:15:03.861 --> 00:15:05.529
‫من برات جبران می‌کنم.

217
00:15:07.573 --> 00:15:10.576
‫به خوبی برات به جبران می‌کنم.
‫نیم میلیون دلار.

218
00:15:17.541 --> 00:15:18.876
‫زوئی؟

219
00:15:42.566 --> 00:15:43.609
‫سلام، استوارت.

220
00:15:45.945 --> 00:15:49.615
‫اوه، سفر یکنواخت بود.
‫آره، ممنون‌.

221
00:15:49.615 --> 00:15:53.077
‫الان اومدم داخل.

222
00:15:53.077 --> 00:15:55.245
‫آره، اینجا عالی به نظر میاد.

223
00:15:55.287 --> 00:15:58.082
‫آره، بابت خرید ممنون.

224
00:15:59.917 --> 00:16:02.419
‫من... آره، خیلی اینجا نمی‌مونم...

225
00:16:02.461 --> 00:16:04.046
‫ولی ممنون...

226
00:16:04.088 --> 00:16:06.423
‫که به فکرم بودی.

227
00:16:06.465 --> 00:16:08.634
‫آره، راستش برنامه یه خرده عوض شد.

228
00:16:08.634 --> 00:16:11.095
‫بالاخره خانم دیکسون تصمیم گرفت بیاد.

229
00:16:12.930 --> 00:16:15.891
‫آره، نمی‌خوام خیلی صداش دربیاد که اومدم.

230
00:16:15.933 --> 00:16:17.768
‫می‌دونی، فقط واسه اون ملاقات کوتاه با زک اومدم.

231
00:16:17.810 --> 00:16:20.437
‫ردیفش کردی؟

232
00:16:20.479 --> 00:16:23.273
‫اوه، عالیه، امروز ناهار، این...

233
00:16:23.315 --> 00:16:25.234
‫آره، این...

234
00:16:25.275 --> 00:16:27.444
‫عالیه، استوارت. ساعت چند؟

235
00:16:27.486 --> 00:16:29.613
‫آها.

236
00:16:29.613 --> 00:16:32.241
‫دقیقا امیدوار بودم همچین چیزی بشه.

237
00:16:32.282 --> 00:16:34.410
‫آره‌.

238
00:16:34.451 --> 00:16:36.120
‫ساعت چند؟

239
00:16:38.831 --> 00:16:41.750
‫و کجا؟

240
00:16:41.792 --> 00:16:44.086
‫اوه، خیلی خب، عالیه.

241
00:16:44.128 --> 00:16:46.505
‫خیلی ممنون، استوارت. کارت حرف نداشت.

242
00:16:46.505 --> 00:16:48.966
‫خیلی خب، پس می‌بینمت.

243
00:16:49.008 --> 00:16:50.634
‫باشه.

244
00:16:59.518 --> 00:17:02.813
‫آره، آخرین باری که اینجا بودم با اون اومدم،

245
00:17:02.813 --> 00:17:05.190
‫کمی بعد از اینکه بیماریش رو تشخیص دادن.

246
00:17:12.156 --> 00:17:14.283
‫آره، من...

247
00:17:14.324 --> 00:17:17.828
‫فکر کردم اینجا امکانات پزشکی واسش بهتره، می‌دونی،

248
00:17:17.828 --> 00:17:20.330
‫ولی اینجا خیلی ناراحتش کرد.

249
00:17:21.999 --> 00:17:26.003
‫بودن در مکانی ناآشنا، جایی که...

250
00:17:26.003 --> 00:17:28.464
‫می‌دونی، خاطره‌ای از امیلی نداشت،

251
00:17:28.505 --> 00:17:30.049
‫پس برگشتیم خونه.

252
00:17:49.735 --> 00:17:52.029
‫و پیرمرد دانا گفت،

253
00:17:52.029 --> 00:17:55.532
‫"زبان ذاتا فریب میده.

254
00:17:58.535 --> 00:18:00.913
‫حقیقت موجود در تاریکی رو می‌پوشونه...

255
00:18:03.582 --> 00:18:05.751
‫عوض اینکه روشنش کنه."

256
00:18:11.882 --> 00:18:14.051
‫پیرمرد دانا گفت، "حقیقت...

257
00:18:14.093 --> 00:18:16.887
‫تنها در سکوت وجود داره."

258
00:18:20.557 --> 00:18:23.268
‫وقتی همه در مورد همه چی دروغ میگن...

259
00:18:23.268 --> 00:18:25.062
‫تا وقتی که دیگه چیزی نمیگن،

260
00:18:25.062 --> 00:18:27.106
‫اون وقت اون حقیقته.

261
00:18:27.106 --> 00:18:29.399
‫احتمالش هست متوجه نکته‌ی اصلی نشده باشی.

262
00:18:29.441 --> 00:18:32.402
‫اوه، نه، نکته رو گرفتم.

263
00:18:32.444 --> 00:18:34.613
‫تو یه خرده دروغگویی.

264
00:18:34.613 --> 00:18:36.573
‫ولی به طرز جالبی.

265
00:18:46.917 --> 00:18:48.001
‫تو خوب هستی؟

266
00:18:49.211 --> 00:18:50.379
‫چی شد؟

267
00:18:55.300 --> 00:18:58.303
‫من سابقا وحشت روس‌ها رو دیده بودم.

268
00:18:59.096 --> 00:19:03.225
‫ولی وحشتی که در مشبهار دیدم رو
‫هرگز ندیده بودم‌...

269
00:19:05.102 --> 00:19:06.019
‫مرگ.

270
00:19:07.396 --> 00:19:09.398
‫به خشن‌ترین شکلش.

271
00:19:09.731 --> 00:19:12.401
‫مادران بر سر کودکان تیکه تیکه شده‌شون...

272
00:19:12.526 --> 00:19:15.028
‫زار زار گریه می‌کنن.

273
00:19:15.279 --> 00:19:17.406
‫فقط برای اینکه خودشون رو تیکه تیکه کنن.

274
00:19:19.199 --> 00:19:21.201
‫ظالم‌ترین‌شون فرمانده‌شونه.

275
00:19:22.202 --> 00:19:23.495
‫بی رحمانه همه‌شون رو اداره می‌کنه.

276
00:19:24.413 --> 00:19:28.500
‫مثل یه هیولا در خونریزی و وحشت استاده...

277
00:19:30.419 --> 00:19:31.962
‫چیزهایی که هرگز فراموش نمی‌کنم.

278
00:19:33.005 --> 00:19:36.758
‫چیزهایی که با خطر از دست دادن زندگی
‫ازش جان به سختی گریختم.

279
00:19:45.017 --> 00:19:46.476
‫ما جواب میدیم.

280
00:19:46.810 --> 00:19:48.228
‫باید محتاط باشیم.

281
00:19:57.029 --> 00:19:58.614
‫لطفا اتاق رو به ما بدین.

282
00:20:12.211 --> 00:20:13.420
‫جان، تو باش.

283
00:20:16.215 --> 00:20:20.636
‫میگم فرارمون اونقدر سخت نبود
‫که کوشا می‌خواست باور کنی.

284
00:20:22.221 --> 00:20:23.430
‫زیاد سخت بوده.

285
00:20:24.223 --> 00:20:27.226
‫من اینو در صدای تو شنیدم
‫و همینطور در صدای اون.

286
00:20:29.228 --> 00:20:31.313
‫وقتی کسی سعی کنه به زن من دست درازی کنه...

287
00:20:32.022 --> 00:20:34.399
‫دنیا رو سرش چپه می‌کنم.

288
00:20:34.733 --> 00:20:36.026
‫ما می‌بازیم‌.

289
00:20:37.236 --> 00:20:40.030
‫قوایی که مشبهار رو گرفتن زیاد هستن،

290
00:20:40.906 --> 00:20:43.200
‫تا دندون مسلح هستن و خوب اداره میشن،

291
00:20:43.700 --> 00:20:47.204
‫همین حالا دارن به رقبامون حمله می‌کنن
‫و اونا رو تضعیف می‌کنن.

292
00:20:47.996 --> 00:20:52.501
‫برای حمله به قوایی به این اندازه
‫به سیصد نفر نیاز داریم‌،

293
00:20:53.001 --> 00:20:56.213
‫و امکانات کافی که بتونیم ماه‌ها دووم بیاریم.

294
00:20:57.923 --> 00:20:58.924
‫نیازی نیست.

295
00:21:04.930 --> 00:21:07.099
‫من یک روز در پایگاه دره‌ی اِی شاو...

296
00:21:08.934 --> 00:21:10.435
‫از خواب بیدار شدم و دیدم...

297
00:21:10.435 --> 00:21:12.396
‫فرمانده‌مون نیست.

298
00:21:14.898 --> 00:21:16.233
‫یک دفعه غیب شده بود.

299
00:21:18.026 --> 00:21:20.904
‫هیچ کس چیزی در طول شب نشنیده بود.

300
00:21:21.321 --> 00:21:22.906
‫هیچ کس چیزی ندیده بود.

301
00:21:24.199 --> 00:21:26.702
‫تنها چیزی که از اون باقی مونده بود...

302
00:21:28.203 --> 00:21:31.206
‫چند تا خراش خون بود روی زمین،

303
00:21:32.416 --> 00:21:34.501
‫و چند تا ناخن بود که...

304
00:21:34.501 --> 00:21:38.213
‫تلاش داشته جلوی کشیده شدن خودش رو بگیره.

305
00:21:42.009 --> 00:21:45.721
‫هیچ کس نفهمید که ارتش ویتنام شمالی...

306
00:21:47.431 --> 00:21:50.225
‫چطور وارد اونجا شدن.

307
00:21:51.226 --> 00:21:54.813
‫هیچ کس نفهمید چه کسی
‫اونو بی سر و صدا بیرون برد.

308
00:21:56.523 --> 00:21:58.608
‫هیچ کس نفهمید چی به سرش اومد.

309
00:22:00.235 --> 00:22:06.033
‫و بعد از اون هیچ کس داخل یگان ما
‫تا یک ماه خواب نداشت.

310
00:22:10.412 --> 00:22:12.414
‫ما می‌تونیم این کار رو بکنیم.

311
00:22:17.210 --> 00:22:19.004
‫من این کار رو می‌کنم.

312
00:22:23.008 --> 00:22:29.014
‫این چیزی که من می‌شنوم به نظر نمیاد
‫توسط افراد عادی به خاطر من انجام شده باشه.

313
00:22:31.016 --> 00:22:34.561
‫اینطور معلوم میشه
‫جی‌آریو در حال انجام یه کارهایی بوده.

314
00:22:35.896 --> 00:22:40.525
‫خوبه بفهمیم که چرا ناگهان یه افسر اطلاعاتی روس...

315
00:22:42.235 --> 00:22:44.404
‫مشغول عملیات تروریستی در این دره‌ست.

316
00:22:45.530 --> 00:22:50.410
‫در حالی که قبلا هرگز این کار رو نکرده بودن.

317
00:22:55.207 --> 00:22:59.211
‫و خوبه که همگی‌ در این دره بفهمن...

318
00:22:59.795 --> 00:23:02.214
‫وقتی تو پشت زنی میای،

319
00:23:03.215 --> 00:23:06.510
‫بازوی اون دنیا رو سرت چپه می‌کنه.

320
00:23:27.781 --> 00:23:30.700
‫فرق بین بودن و نبودن...

321
00:23:30.742 --> 00:23:33.453
‫خیلی خیلی کمه.

322
00:23:48.093 --> 00:23:49.928
‫چند سانت جلیقه،

323
00:23:49.928 --> 00:23:51.763
‫دنده‌ی شکسته،

324
00:23:51.805 --> 00:23:53.265
‫به جای گلوله‌ای در قلب.

325
00:23:59.938 --> 00:24:01.982
‫می‌دونی، گاهی برام سواله شاید...

326
00:24:01.982 --> 00:24:04.568
‫خیلی وقته که توی این کار بیش از حد خوب بودیم.

327
00:24:04.609 --> 00:24:07.237
‫شاید یادت رفته اگه مراقب نباشیم...

328
00:24:07.279 --> 00:24:08.655
‫ممکنه کار به کجا بکشه.

329
00:24:10.282 --> 00:24:12.993
‫فکر می‌کنی نمی‌دونم که منم ممکنه بمیرم؟

330
00:24:12.993 --> 00:24:15.328
‫من همچین حرفی نزدم.

331
00:24:15.328 --> 00:24:16.955
‫پس من مراقب نیستم؟

332
00:24:19.166 --> 00:24:21.793
‫اون تو نیستی که نگرانم مراقب نبوده.

333
00:24:23.795 --> 00:24:25.297
‫پس چی می‌خوای بگی؟

334
00:24:28.967 --> 00:24:30.802
‫دارم میگم یا مورگان بوت می‌دونسته...

335
00:24:30.844 --> 00:24:32.762
‫داره ما رو وارد یه موقعیت ناجور می‌کنه...

336
00:24:32.804 --> 00:24:33.972
‫وقتی شماره‌ات رو به اون یارو داده...

337
00:24:35.307 --> 00:24:37.476
‫یا نمی‌دونسته‌.

338
00:24:37.517 --> 00:24:39.311
‫نمی‌دونم کدوم احتمال بدتره.

339
00:24:41.980 --> 00:24:43.482
‫باید متوجه بشیم.

340
00:24:57.204 --> 00:24:59.873
‫- الو؟
‫- زنگ زدم مکالمه‌مون رو پایان بدم.

341
00:25:01.833 --> 00:25:03.293
‫بله‌.

342
00:25:03.335 --> 00:25:06.671
‫خب، توی همچین موقعیتی چی مرسومه،

343
00:25:06.713 --> 00:25:10.467
‫زمانی که کار ناتموم مونده؟

344
00:25:10.509 --> 00:25:13.136
‫بیست درصد.

345
00:25:13.178 --> 00:25:16.181
‫مشکلی نیست.
‫پرداخت می‌کنم.

346
00:25:16.181 --> 00:25:18.517
‫ولی این مکالمه‌مون رو پایان میده، نه؟

347
00:25:20.727 --> 00:25:23.522
‫می‌خوام در مورد علت
‫ناتموم موندن کار صحبت کنم.

348
00:25:24.898 --> 00:25:26.066
‫خیلی خب.

349
00:25:28.068 --> 00:25:31.863
‫وقتی کاری رو انجام میدم،
‫واسه همه چیزش برنامه ریزی می‌کنم.

350
00:25:31.905 --> 00:25:34.908
‫ولی واسه چیزی که بهم گفته نشه
‫نمی‌تونم برنامه ریزی کنم.

351
00:25:34.908 --> 00:25:36.826
‫فکر می‌کنی چیزی رو بهت نگفتم؟

352
00:25:36.868 --> 00:25:39.704
‫هدف داشت می‌رفت.

353
00:25:39.746 --> 00:25:41.248
‫منظورت چیه داشت...

354
00:25:41.248 --> 00:25:44.876
‫لوازمش جمع بود.
‫آماده‌ی رفتن بود. گوش به زنگ بود.

355
00:25:44.918 --> 00:25:46.711
‫اون می‌دونست من قراره بیام؟

356
00:25:52.050 --> 00:25:53.885
‫نه، امکان نداشته بدونه.

357
00:25:55.762 --> 00:25:58.431
‫می‌دونست پلیس کمی بعد از من قراره بیاد؟

358
00:26:00.600 --> 00:26:03.395
‫چون یا اون خرشانس‌ترین مرد دنیاست،

359
00:26:03.395 --> 00:26:04.563
‫یا یکی از افرادت بهش آمار داده...

360
00:26:04.563 --> 00:26:06.565
‫که کسی داره میاد.

361
00:26:07.899 --> 00:26:09.734
‫به نظرم بین افرادت خبرچین داری‌.

362
00:26:10.944 --> 00:26:12.946
‫باید بفهمم چطور نمی‌دونستی.

363
00:26:15.782 --> 00:26:18.618
‫احیانا می‌دونی خبرچینت کی ممکنه باشه؟

364
00:26:30.088 --> 00:26:31.631
‫صورت جلسه.

365
00:26:31.631 --> 00:26:33.592
‫تاریخ، دهم سپتامبر.

366
00:26:33.633 --> 00:26:37.095
‫مورد، هارولد هارپر.

367
00:26:37.095 --> 00:26:39.055
‫اینجا پرانتز‌هایی هست،

368
00:26:39.097 --> 00:26:41.725
‫چون این فقط الگوئه.

369
00:26:41.766 --> 00:26:44.978
‫بین چندین نفر در کپیتال هیل...

370
00:26:44.978 --> 00:26:48.231
‫و حداقل در ۴ سازمان توزیع میشه.

371
00:26:48.273 --> 00:26:50.233
‫ما می‌دونیم که پلیس نتونسته...

372
00:26:50.275 --> 00:26:53.236
‫سوژه‌ رو که به نام دن چیس شناخته میشه دستگیر کنه.

373
00:26:53.278 --> 00:26:55.572
‫متوجه شدیم که فرار آقای چیس...

374
00:26:55.614 --> 00:26:57.574
‫با همکاری...

375
00:26:57.616 --> 00:26:59.951
‫معاون بخش ضد جاسوسی اف‌بی‌آی،

376
00:26:59.993 --> 00:27:01.911
‫هارولد هارپر انجام شده.

377
00:27:01.953 --> 00:27:04.456
‫از طریق حداقل یه تماس تلفنی،

378
00:27:04.497 --> 00:27:06.625
‫به همراه خرابکاری...

379
00:27:06.625 --> 00:27:08.251
‫و دخالت بیشتر...

380
00:27:08.293 --> 00:27:11.296
‫در اقدامات پلیس.

381
00:27:11.296 --> 00:27:13.798
‫به من اجازه داده شد اینو بفرستم...

382
00:27:13.798 --> 00:27:16.968
‫قبل اینکه آقای واترز به دفترم زنگ بزنه و بگه...

383
00:27:16.968 --> 00:27:19.763
‫شما چیزی دارین که ارزش شنیدن داره.

384
00:27:19.804 --> 00:27:22.682
‫اگه اینطور باشه،

385
00:27:22.682 --> 00:27:25.268
‫به نظرم باید بگین.

386
00:27:25.310 --> 00:27:27.354
‫می‌تونم جواب‌هایی رو که...

387
00:27:27.354 --> 00:27:29.356
‫موکل‌تون دنبالشه براش جور کنم.

388
00:27:29.356 --> 00:27:32.651
‫در واقع شاید من تنها شخص باشم
‫که توانش رو داره‌‌.

389
00:27:32.651 --> 00:27:34.861
‫جواب؟

390
00:27:34.861 --> 00:27:37.447
‫فکر می‌کنین موکل من دنبال...

391
00:27:37.489 --> 00:27:39.366
‫چه جور جواب هاییه؟

392
00:27:39.366 --> 00:27:41.368
‫اینجا باید کمکم کنین.

393
00:27:41.368 --> 00:27:43.203
‫هنوز مطمئن نیستم.

394
00:27:45.497 --> 00:27:47.165
‫نمی‌دونم در مورد چی صحبت می‌کنین.

395
00:27:47.207 --> 00:27:49.292
‫چیس با موکل‌تون...

396
00:27:49.334 --> 00:27:51.336
‫و همسر اول موکل‌تون...

397
00:27:51.336 --> 00:27:54.047
‫ارتباطی داشته.

398
00:27:54.047 --> 00:27:56.675
‫من اونجا بودم.
‫خودم از دور...

399
00:27:56.675 --> 00:27:59.719
‫ولی به صورت ملموس شاهد بودم.

400
00:27:59.719 --> 00:28:03.014
‫پس من از همه بیشتر
‫در مورد این قضیه اطلاعات دارم.

401
00:28:03.014 --> 00:28:05.558
‫اگه می‌دونستم دنبال چی می‌گرده،

402
00:28:05.558 --> 00:28:08.728
‫به احتمال زیاد می‌تونستم کمکش کنم پیداش کنه.

403
00:28:10.522 --> 00:28:13.358
‫آقای هارپر، به مدت ۱۰ سال،

404
00:28:13.358 --> 00:28:16.736
‫من وکیل آقای همزاد در بریتانیا،

405
00:28:16.736 --> 00:28:19.531
‫ایالات متحده، و سراسر قاره‌ی آمریکا بودم.

406
00:28:19.531 --> 00:28:21.658
‫من کامل در جریان...

407
00:28:21.700 --> 00:28:23.368
‫منافع اون،

408
00:28:23.410 --> 00:28:25.870
‫و سرمایه گذاری‌های خانوادگیش هستم.

409
00:28:25.912 --> 00:28:29.874
‫قابلیت دسترسی به حساس‌ترین
‫اطلاعاتش به من داده شده.

410
00:28:29.874 --> 00:28:32.377
‫و این ایده که اون...

411
00:28:32.419 --> 00:28:36.214
‫توی یه جور عملیات جمع آوری اطلاعات دخیله،

412
00:28:36.256 --> 00:28:38.675
‫و اینکه دنبال جواب‌هاییه، که...

413
00:28:38.717 --> 00:28:41.511
‫حتی نمی‌دونم جواب چه سوال‌هاییه،

414
00:28:41.553 --> 00:28:43.930
‫خیلی بعیده.

415
00:28:46.725 --> 00:28:49.394
‫دغدغه‌های آقای همزاد...

416
00:28:49.394 --> 00:28:51.938
‫تا پایان امروز...

417
00:28:53.773 --> 00:28:56.234
‫به اطلاع افراد ضروری می‌رسه.

418
00:28:56.276 --> 00:28:57.736
‫روز خوش.

419
00:29:01.781 --> 00:29:04.117
‫اسمش بلور دادفر بود.

420
00:29:06.411 --> 00:29:07.412
‫ببخشید؟

421
00:29:07.412 --> 00:29:09.622
‫زن همزاد.

422
00:29:11.124 --> 00:29:13.793
‫قبل اینکه ازدواج کنن اسمش این بود.

423
00:29:22.594 --> 00:29:24.637
‫اینو می‌دونستین؟

424
00:29:26.264 --> 00:29:28.600
‫اون در کابل باهاش آشنا شد، توی شهر.

425
00:29:28.600 --> 00:29:31.144
‫بین دور و بری هاش خیلی محبوب نبود،

426
00:29:33.104 --> 00:29:35.440
‫ولی اونقدر بهش علاقه داشت،

427
00:29:35.440 --> 00:29:38.151
‫اونقدر برای قدرت تفکرش...

428
00:29:38.151 --> 00:29:39.652
‫احترام قائل بود...

429
00:29:39.652 --> 00:29:43.114
‫که در زمان کمپین علیه نیروهای شوروی...

430
00:29:43.114 --> 00:29:45.784
‫اونو امین‌ترین مشاورش می‌دونست،

431
00:29:45.784 --> 00:29:48.244
‫تا اینکه بهش خیانت کرد...

432
00:29:48.286 --> 00:29:51.790
‫و با مردی که بهش میگیم دن چیس اونو ترک کرد،

433
00:29:51.790 --> 00:29:53.958
‫ولی دن چیس اون زمان...

434
00:29:54.000 --> 00:29:56.628
‫به نام جانی کولر شناخته می‌شد.

435
00:29:58.505 --> 00:30:01.674
‫اون این چیزها رو بهتون نگفته، مگه نه؟

436
00:30:05.804 --> 00:30:08.306
‫شما اونقدری می‌دونین که اون اجازه داده بدونین.

437
00:30:09.849 --> 00:30:12.435
‫ولی شاید من خیلی بیشتر
‫از این حرف‌ها چیزی بدونم.

438
00:30:12.477 --> 00:30:16.356
‫می‌دونم قبل اینکه اوضاع بی ریخت بشه
‫چه اتفاقاتی افتاد.

439
00:30:16.356 --> 00:30:17.982
‫من اطلاعات دارم.

440
00:30:19.818 --> 00:30:20.860
‫بهش زنگ بزنین.

441
00:30:22.487 --> 00:30:24.489
‫بگین کاری نکنه این اطلاعات هدر بره.

442
00:30:35.208 --> 00:30:37.335
‫دو ساعت دیگه اونجا صبح میشه.

443
00:30:39.212 --> 00:30:41.840
‫توی کافه‌ی پایین منتظر باشین.
‫خودم میام سراغ‌تون.

444
00:31:13.872 --> 00:31:17.458
‫پدرم برنامه داشت که برادرم با کس دیگه‌ای ازدواج کنه.

445
00:31:19.752 --> 00:31:22.547
‫ولی برادرم با کنجکاوی به دانشگاه رفت،

446
00:31:22.839 --> 00:31:26.259
‫و بسیار خوشحال به خونه اومد و گفت،

447
00:31:26.843 --> 00:31:28.261
‫این بلوره.

448
00:31:29.762 --> 00:31:32.265
‫و نقشه‌ی پدرم نقش بر آب شد.

449
00:31:34.851 --> 00:31:38.855
‫از نفوذی که اون سر برادرم داره دیگه تعجب نمی‌کنم.

450
00:31:39.856 --> 00:31:41.858
‫حداقل اون یگانه کسی بود که ظاهرا...

451
00:31:41.858 --> 00:31:44.569
‫اون زن سرش این نفوذ رو داشته.

452
00:31:46.070 --> 00:31:47.238
‫تا به حال.

453
00:31:48.656 --> 00:31:50.241
‫این چه معنی‌ای داره؟

454
00:31:50.742 --> 00:31:53.745
‫اون زن میگه ما باید در برابر روس‌ها احتیاط کنیم...

455
00:31:54.537 --> 00:31:57.040
‫و شما کسی هستین که در کنار ما جنگیدین.

456
00:31:58.541 --> 00:32:02.045
‫از بین تمام مردم فقط شما با اون زن موافق هستین.

457
00:32:03.463 --> 00:32:04.464
‫من چه کردم؟

458
00:32:05.465 --> 00:32:07.759
‫شما یک آدمربایی بی خونریزی رو...

459
00:32:07.759 --> 00:32:10.261
‫در جواب بی رحمی‌هاشون پیشنهاد کردین.

460
00:32:12.555 --> 00:32:14.766
‫من یادم نیست چیزی درباره‌ی امشب...

461
00:32:14.766 --> 00:32:17.268
‫که بی خونریزی باشه گفته باشم.

462
00:32:20.271 --> 00:32:22.273
‫من شنیدم که باهاشون چیکار کردن.

463
00:32:25.276 --> 00:32:29.572
‫امشب اینطور معلوم میشه که بی خونریزی نیست.

464
00:32:50.760 --> 00:32:51.970
‫هی.

465
00:32:53.137 --> 00:32:54.138
‫آتیش داری؟

466
00:32:55.139 --> 00:32:56.140
‫آتیش داری؟

467
00:32:56.766 --> 00:32:57.850
‫نه؟

468
00:36:58.758 --> 00:37:00.843
‫چیه؟

469
00:37:01.928 --> 00:37:03.429
‫چیه؟

470
00:37:04.597 --> 00:37:06.432
‫از من چی می‌خوای؟

471
00:37:08.226 --> 00:37:10.061
‫اوه.

472
00:37:10.061 --> 00:37:11.896
‫لعنتی.

473
00:37:11.938 --> 00:37:13.397
‫معذرت می‌خوام.

474
00:37:20.613 --> 00:37:22.740
‫چرا ازتون معذرت خواهی می‌کنم؟

475
00:37:24.951 --> 00:37:27.954
‫من دزدیده شدم،
‫و حالا دارم به خاطر اینکه...

476
00:37:27.954 --> 00:37:31.082
‫بهتر به نیازهاتون رسیدگی نکردم...

477
00:37:31.123 --> 00:37:32.917
‫ازتون معذرت خواهی می‌کنم.

478
00:37:34.293 --> 00:37:35.628
‫اونم با صدای بلند.

479
00:37:42.426 --> 00:37:43.970
‫گور باباش.

480
00:37:46.806 --> 00:37:48.808
<i>‫ یعنی واسه اینکه دو برابر داغ بشه... </i>

481
00:37:48.849 --> 00:37:51.852
<i>‫ همونقدر طول نمی‎کشه، </i>
<i>‫ اگه جور در میاد. </i>

482
00:37:56.899 --> 00:37:59.151
<i>‫ یا خدا. خیلی‌خب. </i>

483
00:37:59.151 --> 00:38:01.487
<i>‫ بیاین دماش رو بگیریم. </i>

484
00:38:01.487 --> 00:38:02.822
<i>‫ برو تو غذا ببینم. </i>

485
00:38:02.863 --> 00:38:04.490
<i>‫ وای، خدای من. </i>

486
00:38:06.701 --> 00:38:08.494
<i>‫ صبر کنین. </i>

487
00:38:08.494 --> 00:38:10.830
<i>‫ حالا بهتر شد. خیلی‌‎خب. </i>
<i>‫ نزدیک به استخوون بود، </i>

488
00:38:10.871 --> 00:38:13.332
<i>‫ و تا 125 درجه میرفت. </i>

489
00:38:14.542 --> 00:38:16.335
‫- الو؟
‫- خانوم دیکسون؟

490
00:38:18.546 --> 00:38:20.381
‫بله.

491
00:38:20.423 --> 00:38:22.008
‫شما؟

492
00:38:22.008 --> 00:38:24.343
‫استوارت‌ام، دستیار آقای دیکسون.

493
00:38:25.511 --> 00:38:27.388
‫فقط می‎خواستم بگم که اگه
‫چیزی نیاز داشتید،

494
00:38:27.430 --> 00:38:29.015
‫لطفا بی رودروایسی ازم بخواید.

495
00:38:29.015 --> 00:38:31.183
‫می‌دونم که ما همدیگه رو ندیدیم،

496
00:38:31.183 --> 00:38:34.186
‫ولی ما تو شرکت شما رو
‫عضوی از خانواده‌مون می‌دونیم،

497
00:38:34.186 --> 00:38:37.023
‫بنابراین، هرچی که خواستید بگید.

498
00:38:39.442 --> 00:38:40.693
‫خانوم دیکسون؟

499
00:38:40.693 --> 00:38:43.904
‫نه. نه، فکر کنم...

500
00:38:43.946 --> 00:38:45.698
‫خودم می‎تونم از پس همه‌چی بربیام.

501
00:38:45.698 --> 00:38:47.033
‫ممنون.

502
00:39:01.922 --> 00:39:03.090
‫هنری.

503
00:39:04.091 --> 00:39:05.593
‫زکری.

504
00:39:07.261 --> 00:39:08.596
‫خیلی وقته منتظری؟

505
00:39:08.637 --> 00:39:10.639
‫آره.

506
00:39:10.681 --> 00:39:13.434
‫- تقریبا نیم ساعتی میشه.
‫- شرمنده.

507
00:39:13.476 --> 00:39:15.811
‫یه تماس از ساکرامنتو داشتم.
‫فقط...

508
00:39:15.853 --> 00:39:17.271
‫می‎دونی که چطوریه.

509
00:39:17.271 --> 00:39:18.773
‫- هوم.
‫- عالیه...

510
00:39:18.814 --> 00:39:20.608
‫که بالاخره حضوری می‌‍‌بینمت.
‫خیلی هم دیر شده.

511
00:39:20.649 --> 00:39:23.778
‫- آه.
‫- می‎دونی، ما درواقع ارتباطی باهم داریم...

512
00:39:23.819 --> 00:39:25.154
‫که ممکنه ازش بی‎‌خبر باشی.

513
00:39:25.196 --> 00:39:26.614
‫اوه، واقعا؟

514
00:39:26.655 --> 00:39:29.867
‫مادر من جولیا لوئیسه.

515
00:39:31.118 --> 00:39:33.954
‫وقتی شرکت تازه کارش رو شروع کرد
‫اون مسئول پذیرش بود.

516
00:39:33.954 --> 00:39:35.289
‫اوه، چه خوب.

517
00:39:35.331 --> 00:39:37.458
‫می‌دونی، مامانم بهم گفت...

518
00:39:37.500 --> 00:39:38.959
‫که وقتی منو باردار شد،

519
00:39:38.959 --> 00:39:41.003
‫شریکت که مسئول مدیریت شرکت بود
‫می‎خواست اونو اخراج کنه،

520
00:39:41.045 --> 00:39:43.464
‫ولی تو پا پیش گذاشتی
‫و جلوش رو گرفتی.

521
00:39:43.464 --> 00:39:45.466
‫- هوم.
‫- یه مادر تنها...

522
00:39:45.466 --> 00:39:46.801
‫تو این شهر.

523
00:39:46.801 --> 00:39:49.637
‫آره، مطمئنم...

524
00:39:49.637 --> 00:39:51.972
‫یه جایی نوشته شده که
‫اگه بخاطر تو نبود...

525
00:39:51.972 --> 00:39:53.057
‫من الان اینجا نبودم.

526
00:39:56.310 --> 00:39:59.313
‫خب گوش کن، می‌خوام راجع‌به
‫یه چیزی باهات حرف بزنم.

527
00:39:59.313 --> 00:40:00.815
‫البته. چه خبره؟

528
00:40:00.815 --> 00:40:02.691
‫می‌خوام یه حرکتی بزنم.

529
00:40:02.733 --> 00:40:05.319
‫معدن و متالورژی ارسلون.

530
00:40:05.319 --> 00:40:07.154
‫باشه. چه جور حرکتی؟

531
00:40:07.154 --> 00:40:09.657
‫خب، سرمایه گذاری سهمی.

532
00:40:09.657 --> 00:40:11.492
‫یه چیزی که توجه...

533
00:40:11.492 --> 00:40:14.495
‫مدیر کل‌شون، سلیمان پاولوویچ رو جلب کنه.

534
00:40:15.413 --> 00:40:18.833
‫منطقه آسیای مرکزی.

535
00:40:18.833 --> 00:40:20.668
‫نمی‌‎تونم بگم که باهاش آشنام،

536
00:40:20.709 --> 00:40:22.670
‫ولی قطعا ارزش تحقیق رو داره.

537
00:40:22.670 --> 00:40:24.505
‫چطوره بگیم بچه‌های اداره...

538
00:40:24.505 --> 00:40:26.340
‫کمی تحقیق کنن...

539
00:40:26.340 --> 00:40:27.383
‫- یه کنفرانس ترتیب بدن و ببینیم...
‫- ترجیح میدم که قضیه...

540
00:40:27.425 --> 00:40:29.510
‫خیلی سریع‌تر از اینا پیش بره.

541
00:40:29.510 --> 00:40:31.846
‫درچه حد می‎خوای سریع پیش بره؟

542
00:40:31.846 --> 00:40:33.431
‫امروز.

543
00:40:35.516 --> 00:40:37.852
‫تا فردا هم می‏‏تونم صبر کنم.

544
00:40:40.729 --> 00:40:42.273
‫هنری.

545
00:40:43.274 --> 00:40:45.443
‫بله، زک؟

546
00:40:50.197 --> 00:40:52.741
‫این موقعیت خیلی خطرناکیه.

547
00:40:54.201 --> 00:40:57.204
‫تو اطلاعاتی داری که باهام در میون بذاری...

548
00:40:57.246 --> 00:40:59.874
‫- که این کار رو منطقی کنه؟
‫- پاولوویچ.

549
00:40:59.915 --> 00:41:03.043
‫اون کسیه که روابط زیادی داره،

550
00:41:03.043 --> 00:41:05.379
‫گذشته زیادی تو اون سرزمین داره.

551
00:41:05.379 --> 00:41:07.381
‫من می‎خوام رابطه‎ای باهاش داشته باشم،

552
00:41:07.381 --> 00:41:09.216
‫و می‎‌خوام اینطوری شروعش کنم.

553
00:41:11.927 --> 00:41:14.054
‫ببین...

554
00:41:14.054 --> 00:41:17.558
‫می‌دونم که دوتا از اولین حرکت‌های بزرگی
‫که شرکت زد...

555
00:41:17.558 --> 00:41:19.435
‫حرکت‎های ریسک‌داری بودن،

556
00:41:19.477 --> 00:41:21.103
‫حتی ممکنه ایده تو بوده باشن.

557
00:41:21.145 --> 00:41:22.897
‫هوم. آره، ایده‎‌های من بودن.
‫آره.

558
00:41:22.897 --> 00:41:24.773
‫و این عالیه.

559
00:41:24.815 --> 00:41:26.901
‫و ما هم الان بدون اون ایده‎ها
‫اینجا نبودیم.

560
00:41:28.068 --> 00:41:29.945
‫ولی پول...

561
00:41:29.987 --> 00:41:32.406
‫ببین، پول هم رشد می‎کنه.

562
00:41:32.406 --> 00:41:34.074
‫می‏خواد راحت باشه.

563
00:41:34.074 --> 00:41:36.577
‫سر همراهیانش سخت پسند میشه.

564
00:41:36.619 --> 00:41:38.245
‫هوم. آره، راستش رو بخوای،

565
00:41:38.245 --> 00:41:41.248
‫سر این قضیه دنبال توصیه کسی نبودم.

566
00:41:41.290 --> 00:41:44.752
‫می‌خوام کار رو شروع کنی، زک.

567
00:41:50.424 --> 00:41:52.259
‫اووه، ساندویچ بوقلمون واقعا خوشمزه‌ست.

568
00:42:27.081 --> 00:42:29.183


569
00:42:38.931 --> 00:42:41.308
‫فکر کردی که براش هدیه‎ای میشه.

570
00:42:42.601 --> 00:42:44.603
‫یه پرنده‎ای دم در خونه ما...

571
00:42:44.603 --> 00:42:47.606
‫تا وفاداریت رو بهش ثابت کنی.

572
00:42:47.606 --> 00:42:50.859
‫یا شایدم واسه اینکه چیزه دیگه‌ای
‫رو به من نشون بدی.

573
00:42:53.112 --> 00:42:54.863
‫تا این لحظه...

574
00:42:56.824 --> 00:42:59.618
‫اون سرشار از وعده بود،

575
00:42:59.660 --> 00:43:01.954
‫بعدش،

576
00:43:01.954 --> 00:43:04.790
‫به چه هیولایی تبدیل خواهد شد.

577
00:43:08.544 --> 00:43:10.004
‫اونقدر هیولا میشه،

578
00:43:10.045 --> 00:43:12.798
‫که من و تو هم برای اینکه بتونیم...

579
00:43:12.798 --> 00:43:14.800
‫ازش فرار کنیم، هیولا میشیم.

580
00:43:20.472 --> 00:43:22.308
‫این اتفاق نمیوفته.

581
00:43:24.476 --> 00:43:26.312
‫من نمی‌تونم اینطوری باشم.

582
00:43:28.480 --> 00:43:30.649
‫اگه روزی بوده که دوستت داشتم،

583
00:43:30.691 --> 00:43:33.152
‫بخاطر همین بوده.

584
00:43:33.193 --> 00:43:36.238
‫معتقدم بودم که تو واقعا
‫همچین باوری داشتی.

585
00:43:43.495 --> 00:43:45.831
‫سلیمان پاولوویچ.

586
00:43:45.831 --> 00:43:48.751
‫آغازه پایان.

587
00:43:50.753 --> 00:43:53.339
‫خودت رو مقصر ندون.

588
00:43:53.339 --> 00:43:56.342
‫دنیا پر از هیولاست.

589
00:43:56.342 --> 00:44:00.888
‫دیر یا زود، نوبت همه‎مون میشه.

590
00:44:37.591 --> 00:44:39.385
‫می‌دونی صدابیزاری چیه؟

591
00:44:40.969 --> 00:44:44.098
‫- ها؟
‫- صدابیزاری.

592
00:44:44.139 --> 00:44:47.601
‫ص-د-ا-ب-ی-ز-ا-ر-ی.

593
00:44:47.643 --> 00:44:49.478
‫جستجوش کن.

594
00:44:59.780 --> 00:45:01.615
‫"

595
00:45:01.615 --> 00:45:03.492
‫"که صداهای خاصی...

596
00:45:03.534 --> 00:45:06.829
‫باعث ایجاد یک واکنش عاطفی
‫و فیزیولوژیکی...

597
00:45:06.870 --> 00:45:10.290
‫مانند عصبانیت، وحشت
‫یا جنون می‌شوند.

598
00:45:10.332 --> 00:45:12.793
‫صداهای رایج هم شامل می‌باشند"

599
00:45:12.835 --> 00:45:14.628
‫آره.

600
00:45:17.506 --> 00:45:19.967
‫- پس در حال حاضر، تو...
‫- آره.

601
00:45:19.967 --> 00:45:22.469
‫- عصبانی‎ای یا...
‫- دقیقا همین.

602
00:45:32.855 --> 00:45:35.482
‫خیلی‌خب.
‫می‌دونی چیه؟

603
00:45:35.482 --> 00:45:37.651
‫حرفم رو میگم بره.

604
00:45:37.651 --> 00:45:39.987
‫احساس می‎کنم که این لحظه بزرگی
‫برای ماست.

605
00:45:40.028 --> 00:45:42.197
‫واقعا؟

606
00:45:42.239 --> 00:45:44.992
‫به نقطه‎ای رسیدیم که می‎تونیم
‫باهم درد و دل کنیم.

607
00:45:44.992 --> 00:45:47.161
‫- هوم.
‫- واسه بعضی‎‌ها سال‌ها طول می‎کشه.

608
00:45:47.202 --> 00:45:48.704
‫دستاورد بزرگیه.

609
00:45:50.330 --> 00:45:52.166
‫شاید حتی از اون مرحله هم گذشته باشیم که...

610
00:45:52.166 --> 00:45:54.501
‫پشت سر همدیگه دنبال پیدا کردن
‫آتو علیه هم باشیم.

611
00:45:57.504 --> 00:45:59.548
‫چیزه جالبی ازم پیدا کردی؟

612
00:46:01.049 --> 00:46:03.343
‫- نه والا.
‫- هوم.

613
00:46:08.348 --> 00:46:10.058
‫تو از من چیزی پیدا کردی؟

614
00:46:10.100 --> 00:46:12.519
‫- چیزه زیادی دستگیرم نشد، نه.
‫- هوم.

615
00:46:13.771 --> 00:46:15.564
‫ولی یه داستانی رو شنیدم.

616
00:46:17.024 --> 00:46:19.193
‫ولی تو بازگو کردنش تردید دارم...

617
00:46:19.193 --> 00:46:21.904
‫چون انگار حقیقت محض نیست.

618
00:46:21.945 --> 00:46:23.697
‫ولی بازگوش می‎کنم...

619
00:46:23.697 --> 00:46:25.532
‫چون کنجکاوم،

620
00:46:25.532 --> 00:46:27.367
‫و باید بدونم.

621
00:46:29.036 --> 00:46:32.080
‫شنیدم که به یکی از مافوق‌هات حمله کردی.

622
00:46:37.085 --> 00:46:38.587
‫حقیقت داره؟

623
00:46:39.755 --> 00:46:41.089
‫آره.

624
00:46:42.049 --> 00:46:44.426
‫چیکار کردی؟

625
00:46:44.468 --> 00:46:46.303
‫با مشت زدم تو صورتش.

626
00:46:47.387 --> 00:46:48.931
‫اوه.

627
00:46:48.972 --> 00:46:51.433
‫داشت بادوم می‎خورد؟

628
00:46:52.935 --> 00:46:54.812
‫نه.

629
00:46:56.230 --> 00:46:58.398
‫هی بهم می‎گفت کک مکی.

630
00:47:00.234 --> 00:47:01.735
‫حالا گیج شدم.

631
00:47:09.451 --> 00:47:11.578
‫من هیچوقت مامانم رو نمی‌شناختم.

632
00:47:11.578 --> 00:47:14.581
‫یعنی بودش.
‫هر روز.

633
00:47:14.581 --> 00:47:17.793
‫همیشه‌ی خدا.
‫ولی...

634
00:47:17.835 --> 00:47:20.587
‫همیشه حس اینو داشت
‫که انگار تیکه از وجودش...

635
00:47:20.587 --> 00:47:22.422
‫گم شده بود.

636
00:47:22.422 --> 00:47:24.967
‫انگار در ازای این زندگی...

637
00:47:25.008 --> 00:47:28.971
‫از یه زندگی دیگه گذشته،
‫واسه همینم همیشه...

638
00:47:29.012 --> 00:47:30.264
‫پوچ و بی‎حال بود.

639
00:47:32.933 --> 00:47:34.935
‫منم با خودم قسم خوردم...

640
00:47:34.935 --> 00:47:36.436
‫که هیچوقت اینطوری نشم.

641
00:47:36.436 --> 00:47:38.605
‫که یه چیزه باارزش پیدا می‎کنم،

642
00:47:38.647 --> 00:47:41.942
‫و بعد در حدی سخت کار می‎کنم
‫که از انگشت‎هام خون بیاد...

643
00:47:41.984 --> 00:47:43.443
‫تا توی کار خوب بشم.

644
00:47:43.443 --> 00:47:44.778
‫و همینطورم شد.

645
00:47:47.489 --> 00:47:49.283
‫و بعد یه کثافت اومد که...

646
00:47:49.283 --> 00:47:51.827
‫می‎خواد همه بدونن که به نظرش
‫خیلی خنده‎داره...

647
00:47:51.869 --> 00:47:53.495
‫که به نظر نمیاد جای من اینجا باشه.

648
00:47:56.498 --> 00:47:57.833
‫ولی جام همینجاست.

649
00:47:59.543 --> 00:48:01.378
‫پس می‎خواستم که اینو بدونه.

650
00:48:07.301 --> 00:48:08.844
‫تو دردسر افتادی؟

651
00:48:10.053 --> 00:48:11.555
‫اخراج شدم.

652
00:48:14.308 --> 00:48:16.810
‫ولی هنوزم که اینجایی.

653
00:48:16.810 --> 00:48:19.146
‫چون پنج دقیقه بعد از اخراج شدنم،

654
00:48:19.146 --> 00:48:20.981
‫رئیس مافوقم...

655
00:48:20.981 --> 00:48:23.525
‫تهدید کرد که پشت سرم
‫اونم می‌ذاره میره.

656
00:48:26.528 --> 00:48:29.489
‫- رئیسِ رئیست.
‫- هوم.

657
00:48:29.531 --> 00:48:31.575
‫هارولد هارپر؟

658
00:48:38.498 --> 00:48:40.500
‫من خوب می‌دونم...

659
00:48:40.542 --> 00:48:43.337
‫که آقای همزاد نسبت به یه خبر ناراحت کننده...

660
00:48:43.337 --> 00:48:46.506
‫چطور واکنش نشون میدن.

661
00:48:46.506 --> 00:48:48.342
‫اینکه چی ایشون رو دلسرد می‎کنه.

662
00:48:48.342 --> 00:48:50.177
‫چی عصبانی‎‌شون می‎کنه.

663
00:48:50.177 --> 00:48:52.679
‫چی باعث میشه که بخواد
‫برای هرچی یا هر کسی که...

664
00:48:52.721 --> 00:48:55.599
‫ایشون رو ناراحت کرده
‫آسیب و درد بوجود بیاره.

665
00:48:57.351 --> 00:48:59.561
‫وقتی الان بهشون زنگ زدم
‫گمون کردم...

666
00:48:59.603 --> 00:49:02.397
‫یکی از این موارد پیش میاد.
‫یا بدتر.

667
00:49:04.566 --> 00:49:07.569
‫واکنش واقعی ایشون...

668
00:49:07.611 --> 00:49:09.947
‫تا حدی پیچیده‎تر از اینا بود.

669
00:49:15.452 --> 00:49:18.914
‫تا یه ساعت دیگه،
‫هواپیمایی آماده بلند شدن میشه.

670
00:49:18.956 --> 00:49:22.542
‫اگه می‎خوای این قضیه رو جلوتر ببری،

671
00:49:22.584 --> 00:49:24.753
‫سوار اون هواپیما میشی.

672
00:49:26.213 --> 00:49:28.382
‫نه... نه، نه، نه، نه.

673
00:49:28.382 --> 00:49:30.550
‫- نه.
‫- صبر کن. اون...

674
00:49:30.592 --> 00:49:32.886
‫داره صحت ادای منو تایید می‏کنه...

675
00:49:32.886 --> 00:49:35.764
‫که اون دنبال یه جور اطلاعاته؟

676
00:49:35.806 --> 00:49:37.724
‫فکر نکنم ایشون چیزی رو داره تایید می‎کنه.

677
00:49:39.893 --> 00:49:42.437
‫نگو که واقعا داری اینو در نظر می‌گیری.

678
00:49:42.479 --> 00:49:44.898
‫مطمئن نیستم که می‌‎فهمم...

679
00:49:44.940 --> 00:49:47.401
‫دقیقا چی رو دارم در نظر می‎گیرم.

680
00:49:47.442 --> 00:49:49.069
‫اگه سوار این هواپیما بشم،

681
00:49:49.069 --> 00:49:51.238
‫اون شخصا باهام صحبت می‎کنه...

682
00:49:51.238 --> 00:49:53.407
‫- منظور همینه؟
‫- بذارید خیلی واضح بگم...

683
00:49:53.448 --> 00:49:55.617
‫منظور چیه،

684
00:49:55.659 --> 00:49:58.787
‫چون اجازه دارم که اینو بگم
‫و همینو بس.

685
00:49:58.829 --> 00:50:02.249
‫اگه وقتی هواپیما بلند شد
‫سوارش باشید،

686
00:50:02.249 --> 00:50:05.502
‫آقای همزاد این گفتگو رو ادامه‎دار می‎دونه.

687
00:50:06.920 --> 00:50:08.296
‫اگه سوارش نباشید،

688
00:50:08.338 --> 00:50:09.965
‫اون اساس‌نامه رو پخش می‎کنه...

689
00:50:10.007 --> 00:50:11.633
‫و تقصیر همه اتفاقاتی که رخ داده...

690
00:50:11.675 --> 00:50:14.511
‫رو میندازه گردن تو.

691
00:50:50.505 --> 00:50:52.299
‫- سلام، بچه.
‫- سلام.

692
00:50:52.299 --> 00:50:55.177
‫هی، الان دارم برمی‌گردم آپارتمان.
‫چه خبر؟

693
00:50:55.218 --> 00:50:57.471
‫تازه دیدار با وکیله تموم شد.

694
00:50:57.512 --> 00:50:59.473
‫فراز همزاد می‌خواد که معاون رئیس...

695
00:50:59.514 --> 00:51:01.475
‫سوار یه هواپیما بشه،
‫و اونم می‌خواد انجامش بده.

696
00:51:01.516 --> 00:51:03.643
‫هواپیما؟ به کجا؟

697
00:51:03.643 --> 00:51:06.813
‫دقیقا نمی‌‎دونیم کجا یا برای چیه،

698
00:51:06.855 --> 00:51:08.148
‫ولی قطعا این فرضیه رو ثابت می‎کنه...

699
00:51:08.190 --> 00:51:10.192
‫که همزاد از این جریانات...

700
00:51:10.233 --> 00:51:13.820
‫یه جور اطلاعاتی می‎خواد.

701
00:51:13.820 --> 00:51:15.822
‫امیلی، لطفا بهم بگو که قصد نداری...

702
00:51:15.822 --> 00:51:17.199
‫تو هم همراهش سوار هواپیما بشی.

703
00:51:17.240 --> 00:51:18.658
‫فکر نکنم چاره‎ای داشته باشم.

704
00:51:18.658 --> 00:51:21.036
‫معلومه که داری.

705
00:51:21.078 --> 00:51:22.871
‫نه، ندارم.

706
00:51:24.581 --> 00:51:26.666
‫کم کم داره بهم مشکوک میشه.

707
00:51:26.666 --> 00:51:29.002
‫مشکوک؟
‫منظورت چیه؟

708
00:51:29.044 --> 00:51:32.005
‫اوه، لعنت.
‫اِم، چرا قبلا چیزی نگفته بودی؟

709
00:51:32.005 --> 00:51:33.673
‫اگه الان تنهاش بذارم،

710
00:51:33.715 --> 00:51:36.009
‫تو این لحظه که چیزهای زیادی در خطره،

711
00:51:36.009 --> 00:51:37.677
‫اون می‎فهمه که یه جور نیست...

712
00:51:37.677 --> 00:51:39.846
‫چون من همچین کاری نمی‎کنم.

713
00:51:39.888 --> 00:51:41.181
‫کی همچین کاری نمی‎کنه؟

714
00:51:41.181 --> 00:51:44.226
‫تو؟ یا آنجلا؟

715
00:51:49.064 --> 00:51:51.108
‫نمی‌دونم.

716
00:51:55.195 --> 00:51:56.947
‫کم کم دارم فرقش رو فراموش می‎کنم.

717
00:52:01.701 --> 00:52:03.912
‫فکر کنم دارم بهم می‌ریزم، بابا.

718
00:52:03.954 --> 00:52:06.039
‫امیلی، گوش کن چی میگم.

719
00:52:06.039 --> 00:52:07.874
‫می‎خوام این کارو بکنی.

720
00:52:07.916 --> 00:52:10.043
‫این گوشی رو بنداز دور،

721
00:52:10.043 --> 00:52:12.212
‫هرچی به نظرت نیازه رو بسوزون
‫و بذار برو.

722
00:52:12.254 --> 00:52:13.880
‫می‌دونی که کجا بری.

723
00:52:13.922 --> 00:52:16.883
‫به زبونش نیار.
‫به هیچکس نگو.

724
00:52:16.925 --> 00:52:18.552
‫و من اونجا می‌بینمت.

725
00:52:21.555 --> 00:52:23.390
‫نه.

726
00:52:23.390 --> 00:52:25.058
‫اِم، من شوخی ندارم.

727
00:52:25.100 --> 00:52:26.560
‫این جدیه.

728
00:52:26.560 --> 00:52:28.728
‫من زیادی واسه این کار کردم.

729
00:52:28.728 --> 00:52:31.231
‫خیلی بخاطر این فداکاری کردم.

730
00:52:31.231 --> 00:52:33.233
‫تو این کار ماهرم.

731
00:52:33.233 --> 00:52:34.943
‫اگه الان بکشم کنار...

732
00:52:34.985 --> 00:52:37.320
‫اونوقت همه تلاش‎‌هام از بین میرن.

733
00:52:38.572 --> 00:52:40.115
‫و بعد اون موقع دیگه نمی‌دونم...

734
00:52:40.157 --> 00:52:42.075
‫من اصلا چی هستم.

735
00:52:42.075 --> 00:52:43.243
‫امیلی، تو می‎دونی کی هستی.

736
00:52:43.243 --> 00:52:44.411
‫همه‌چی خوب بود.

737
00:52:44.452 --> 00:52:47.455
‫من خوب بودم.

738
00:52:47.497 --> 00:52:50.083
‫تا اینکه اسم فراز همزاد رو شنیدم.

739
00:52:50.125 --> 00:52:52.752
‫تو نقشه‌ای واسه رسیدگی
‫به همه این جریانات داری؟

740
00:52:52.794 --> 00:52:54.588
‫آره، دارم، دارم.

741
00:52:54.629 --> 00:52:57.632
‫و آخر نقشه‌ات، اون هنوزم زنده‎ست؟

742
00:53:01.261 --> 00:53:04.014
‫چون فکر نکنم تا اون نمیره
‫اوضاعم خوب بشه.

743
00:53:05.432 --> 00:53:07.767
‫فکر نکنم تا اون نمُرده باشه...

744
00:53:07.809 --> 00:53:10.604
‫من خودم رو بشناسم.

745
00:53:12.522 --> 00:53:14.274
‫پس لطفا،

746
00:53:14.274 --> 00:53:16.943
‫هرچی زودتر، بهتر.

747
00:53:20.780 --> 00:53:22.282
‫و تا اون موقع، باید این کارو بکنم.

748
00:53:22.282 --> 00:53:23.783
‫امیلی، نه.

749
00:53:23.783 --> 00:53:25.619
‫- دوستت دارم، بابا.
‫- امیلی.

750
00:53:43.470 --> 00:53:44.679
‫می‏‌فهمی که چرا...

751
00:53:44.721 --> 00:53:46.306
‫نمی‏تونم همراهت سوار هواپیما بشم، آره؟

752
00:53:46.348 --> 00:53:48.016
‫من باید به آدمایی جواب بدم.

753
00:53:48.058 --> 00:53:50.310
‫این دیگه به مأموریتم نزدیک نیست.

754
00:53:50.310 --> 00:53:51.978
‫نه، می‎فهمم.

755
00:53:53.188 --> 00:53:56.066
‫- خیلی‎خب، گوش کن، گوش کن.
‫- من، آه...

756
00:53:58.985 --> 00:54:01.321
‫این زمینه‌ی نا آسوده و غریبیه...

757
00:54:01.321 --> 00:54:04.157
‫که قراره واردش بشم.

758
00:54:04.199 --> 00:54:07.661
‫خیلی کنجکاوم، ولی خودم رو درگیر نمی‎کنم.

759
00:54:07.702 --> 00:54:10.038
‫خب؟
‫درگیر شدن...

760
00:54:10.080 --> 00:54:12.499
‫خب، واسه کسایی که باید
‫بهتر از خودشون مراقبت کنن.

761
00:54:14.167 --> 00:54:15.502
‫ولی این یکی...

762
00:54:16.836 --> 00:54:19.172
‫اون یکی از آب خوباست.

763
00:54:19.172 --> 00:54:21.383
‫اون به خاطر تو
‫وارد یه ساختمون آتیش گرفته هم میشه.

764
00:54:21.424 --> 00:54:22.884
‫و والا نمی‌فهمم...

765
00:54:22.926 --> 00:54:24.261
‫که چرا بهش اجازه میدی.

766
00:54:26.263 --> 00:54:28.098
‫تو بچه داری، رِی؟

767
00:54:31.559 --> 00:54:34.229
‫نه. نه، ندارم.

768
00:54:34.271 --> 00:54:37.691
‫یه روز، اگه بچه‎دار شدی،

769
00:54:37.732 --> 00:54:42.028
‫وقتی موقعش رسید که
‫قلبت رو بشکونن،

770
00:54:42.028 --> 00:54:44.906
‫یادت باشه که اینو بهت گفتم.

771
00:54:44.948 --> 00:54:46.866
‫لحظه‌ای که اونا رو تو دلت راه بدی...

772
00:54:48.118 --> 00:54:50.620
‫یعنی خودت خواستی.

773
00:55:30.076 --> 00:55:32.412
‫من غذا سفارش دادم.

774
00:55:37.625 --> 00:55:39.753
‫بخوریم؟

775
00:55:42.172 --> 00:55:43.340
‫امروز چطور بود؟

776
00:55:47.927 --> 00:55:50.805
‫درست میشه.

777
00:55:50.847 --> 00:55:52.515
‫خب، خوبه.

778
00:55:58.855 --> 00:56:01.941
‫راستش، اونقدرهام به نظر خوب نمیاد.

779
00:56:01.983 --> 00:56:04.819
‫- آره.
‫- به نظر می‏تونسته بهتر پیش بره.

780
00:56:04.861 --> 00:56:06.654
‫آره، ممکن بود.

781
00:56:11.451 --> 00:56:13.620
‫می‏‎خواستم دوباره عذرخواهی کنم.

782
00:56:13.661 --> 00:56:15.997
‫واسه چی؟
‫تقصیر تو که نیست.

783
00:56:16.039 --> 00:56:18.124
‫می‌دونم تقصیر من نیست.

784
00:56:18.124 --> 00:56:19.876
‫فقط ترک این عادت سخته.

785
00:56:40.063 --> 00:56:42.065
‫این چیه؟

786
00:56:45.026 --> 00:56:46.820
‫یه نامه‌ست.

787
00:56:46.861 --> 00:56:49.823
‫از طرف مارشا دیکسون.

788
00:56:49.864 --> 00:56:52.367
‫فرستاده شده برای...

789
00:56:52.409 --> 00:56:54.160
‫هیئت مدیره‌ی "کورزر فایننس".

790
00:56:55.829 --> 00:56:57.330
‫قصد اون برای...

791
00:56:57.330 --> 00:56:59.874
‫وارد مراحل طلاق شدن علیه شوهرش
‫رو اطلاع میده.

792
00:57:06.339 --> 00:57:08.508
‫چیکار می‎کنی؟

793
00:57:11.010 --> 00:57:12.720
‫به نظر نمیاد که قبلا...

794
00:57:12.762 --> 00:57:14.055
‫تجربه طلاق داشته باشی.

795
00:57:16.266 --> 00:57:17.684
‫من خیلی چیزها از طلاقم یاد گرفتم.

796
00:57:19.519 --> 00:57:21.688
‫همش فکر می‏کردم که اگه
‫قوانین رو بهتر می‌فهمیدم،

797
00:57:21.729 --> 00:57:23.064
‫می‎تونستم از خودم محافظت کنم.

798
00:57:25.275 --> 00:57:27.527
‫معلوم شد که قوانین واسه این نیستن.

799
00:57:29.362 --> 00:57:31.698
‫ولی فکر کنم مارشا...

800
00:57:31.739 --> 00:57:33.950
‫یکم نفوذ بیشتری نسبت به من داره.

801
00:57:35.743 --> 00:57:39.539
‫اگه وضعیت رو فهمیده باشم،
‫این نامه...

802
00:57:39.581 --> 00:57:41.541
‫وضعیت ناجوری تو شرکتت بوجود میاره.

803
00:57:43.084 --> 00:57:45.420
‫حسابرسی، بررسی.

804
00:57:45.462 --> 00:57:47.255
‫ترس از اینکه ممکنه تو طلاق چی بخوام.

805
00:57:47.297 --> 00:57:49.382
‫ترس از اینکه ممکنه چی گیرم بیاد.

806
00:57:49.382 --> 00:57:52.719
‫پس یه مدت براشون اونجور آدمی میشی.

807
00:57:52.719 --> 00:57:55.054
‫کسی که ازش دوری می‎کنن...

808
00:57:55.054 --> 00:57:59.225
‫مگه اینکه بخوان از جلسه استشهادیه
‫سر در بیارن، پس...

809
00:57:59.267 --> 00:58:01.227
‫تقریبا برات غیرممکن میشه که...

810
00:58:01.227 --> 00:58:03.938
‫- اونجا به چیزی برسی...
‫- چه غلطی داری می‎کنی؟

811
00:58:03.980 --> 00:58:06.065
‫هنوز نفرستادمش.

812
00:58:06.065 --> 00:58:10.445
‫تنظیمش کردم که دو ساعت دیگه فرستاده بشه،
‫ولی می‎تونم جلوش رو بگیرم.

813
00:58:16.451 --> 00:58:19.245
‫شاید حق با تو باشه،

814
00:58:19.287 --> 00:58:23.082
‫و اگه همراهت نمیومدم
‫الان مُرده بودم.

815
00:58:23.082 --> 00:58:24.584
‫یا شایدم اشتباه می‎کنی،

816
00:58:24.584 --> 00:58:27.420
‫و این چیزی جز آدم‌ربایی نیست.

817
00:58:27.420 --> 00:58:29.422
‫شاید هر دوئه.

818
00:58:29.422 --> 00:58:31.633
‫در هر صورت، من اینجام.

819
00:58:31.674 --> 00:58:35.094
‫و از اینجا به بعد،
‫من دو راه می‌بینم...

820
00:58:37.013 --> 00:58:38.306
‫راه اول...

821
00:58:41.351 --> 00:58:42.435
‫می‎مونم.

822
00:58:44.604 --> 00:58:46.439
‫و کمکم می‏کنم از این بگذری.

823
00:58:49.108 --> 00:58:50.652
‫تو می‏خوای بهم کمک کنی؟

824
00:58:50.693 --> 00:58:54.322
‫آره، می‏خوام کمکت کنم.
‫به نظرم بهش نیاز داری.

825
00:58:54.364 --> 00:58:56.449
‫یه روزی، من تو آینه نگاه کردم...

826
00:58:56.449 --> 00:58:58.993
‫و خودم رو نشناختم.

827
00:58:59.035 --> 00:59:01.621
‫فکر کنم تو می‎دونی که چه احساسی داشتم.

828
00:59:01.663 --> 00:59:03.456
‫فکر کنم یادت نمیاد...

829
00:59:03.456 --> 00:59:06.459
‫که زندگی قبل از اون احساس
‫چطوری بود.

830
00:59:06.501 --> 00:59:08.127
‫و حرف دخترت رو هم باور می‏‎کنم.

831
00:59:08.127 --> 00:59:10.672
‫باور دارم مَردی که درموردش حرف زد...

832
00:59:10.713 --> 00:59:13.508
‫یه جایی اونجاست، و می‏خوام کمکش کنم.

833
00:59:13.550 --> 00:59:16.135
‫وقتی من داشتم تجربه‌ام رو می‎گذروندم...

834
00:59:16.135 --> 00:59:17.679
‫هیچکس نبود که بهم کمک کنه،
‫و چیزی نمونده بود از پا درم بیاره،

835
00:59:17.720 --> 00:59:19.847
‫و تازه اون موقع خبری از این نبود...

836
00:59:19.889 --> 00:59:21.307
‫- که واسه نجات جونم فرار کنم.
‫- زوئی.

837
00:59:21.307 --> 00:59:24.477
‫زوئی، گوش کن چی میگم،
‫من طوریم نمیشه.

838
00:59:24.519 --> 00:59:26.813
‫- کل این جریان ضربه روحی به آدم وارد می‎کنه...
‫- ولی اگه من این کارو برات بکنم،

839
00:59:26.854 --> 00:59:29.315
‫اونوقت تو هم باید قبول کنی...

840
00:59:29.315 --> 00:59:30.733
‫که ما باهم تو این قضیه‌ایم.

841
00:59:32.318 --> 00:59:35.863
‫باید کاری واسه ثابت کردنش بکنی.

842
00:59:38.074 --> 00:59:40.868
‫چه جور کاری مد نظر داری؟

843
00:59:45.748 --> 00:59:48.334
‫نصف کل داراییت.

844
00:59:49.335 --> 00:59:52.380
‫به اسم من بشه.

845
00:59:52.422 --> 00:59:55.842
‫قبل از ساعت 10:17،

846
00:59:55.842 --> 00:59:58.177
‫وگرنه ایمیل فرستاده میشه.

847
01:00:05.184 --> 01:00:06.853
‫راه دوم چیه؟

848
01:00:07.854 --> 01:00:10.023
‫راه دوم؟

849
01:00:10.023 --> 01:00:12.692
‫خب، راه دوم اینه که
‫بخاطر بهم ریختن زندگیم...

850
01:00:12.734 --> 01:00:15.028
‫مقدار پول قابل قبولی بهم بدی،

851
01:00:15.069 --> 01:00:16.863
‫و من بی سر و صدا
‫تو این آپارتمان می‎‏مونم...

852
01:00:16.863 --> 01:00:18.197
‫- تا اینکه رفتنم بی‎‏خطر باشه،
‫- اوه.

853
01:00:18.239 --> 01:00:20.033
‫و بعد میرم.

854
01:00:20.033 --> 01:00:23.536
‫دزدی. اخاذی؟

855
01:00:23.578 --> 01:00:24.871
‫این چقدر پام در میاد، ها؟

856
01:00:24.871 --> 01:00:27.707
‫نصف همه دارایی‎هات.

857
01:00:27.707 --> 01:00:29.542
‫پس تا موقعی مسئله پول نیست...

858
01:00:29.542 --> 01:00:31.085
‫- که تو بخوای.
‫- نه، نه، من گفتم...

859
01:00:31.127 --> 01:00:34.213
‫که پول فقط پول نیست.

860
01:00:34.213 --> 01:00:36.257
‫پول همیشه...

861
01:00:36.299 --> 01:00:39.052
‫معیاری برای ناآسودگیه.

862
01:00:39.093 --> 01:00:42.055
‫من چقدر اینو می‎خوام؟

863
01:00:42.096 --> 01:00:45.099
‫چقدر می‏خوام از اون کار اجتناب کنم؟

864
01:00:45.141 --> 01:00:48.144
‫چقدر قدرت دارم که این کارو بکنم؟

865
01:00:50.229 --> 01:00:52.732
‫در این لحظه،

866
01:00:52.774 --> 01:00:54.609
‫یه مقدار بیشتر...

867
01:00:54.651 --> 01:00:58.112
‫از یه عارضه تو داستانت می‎خوام.

868
01:00:58.154 --> 01:01:01.783
‫می‏خوام بدونم دفعه بعدی‏ای که
‫باهم هم‎‏نظر نبودیم،

869
01:01:01.824 --> 01:01:05.119
‫من منابعی دارم که کاری کنم
‫قبل از اینکه...

870
01:01:05.161 --> 01:01:07.580
‫منو تهدید کنی...

871
01:01:07.622 --> 01:01:11.292
‫یا منو بندازی تو جعبه عقب یه ماشین،

872
01:01:11.334 --> 01:01:13.920
‫یا ناجور نگاهم کنی...

873
01:01:13.920 --> 01:01:15.797
‫که دهنم بسته بشه،
‫قبلش خوب فکر کنی.

874
01:01:15.838 --> 01:01:18.091
‫می‌خوام به حساب بیام.

875
01:01:18.091 --> 01:01:19.926
‫منابعش رو دارم که اینطور باشه،

876
01:01:19.967 --> 01:01:21.803
‫پس تو منو حساب می‎کنی.

877
01:01:23.304 --> 01:01:26.265
‫تو اصلا در جریان...

878
01:01:26.307 --> 01:01:29.310
‫خطری که داری خودت رو درش قرار میدی، هستی؟

879
01:01:30.603 --> 01:01:32.980
‫خطری که داری منو درش قرار میدی؟

880
01:01:33.022 --> 01:01:34.357
‫بچه‎ام؟

881
01:01:36.609 --> 01:01:38.611
‫تو منو حساب می‎کنی.

882
01:01:49.789 --> 01:01:54.627
‫‌«ارائه شده توسط سایت مووی شو»

883
01:04:16.227 --> 01:04:18.396
‫تو روحتم خبر نداره که بازی چقدر فرق داره.

884
01:04:18.437 --> 01:04:20.231
‫تصور می‏کردم که مُردی.

885
01:04:21.732 --> 01:04:22.900
‫نه. فقط بازنشست شدم.

