
1
00:00:04.963 --> 00:00:10.969
‫«ارائه شده توسط سایت مووی شو»
‫مترجم: محمد مسعودی

2
00:00:11.177 --> 00:00:15.015
‫در روح‌مون مکان‌هایی هست
‫که به قدری دور افتاده هستن،

3
00:00:15.056 --> 00:00:17.559
‫که هیچ نوری نمی‌تونه بهشون برسه.

4
00:00:21.062 --> 00:00:24.107
‫و حقایقی که در اون مکان‌ها قرار دارن...

5
00:00:24.149 --> 00:00:26.693
‫به اون تاریکی عادت می‌کنن.

6
00:00:30.030 --> 00:00:33.992
‫نمی‌تونن تصور فرار ازش رو بکنن،

7
00:00:34.034 --> 00:00:37.454
‫و نمی‌خوان چیزی مزاحم‌شون بشه.

8
00:01:14.616 --> 00:01:17.452
‫یه زنه با پسرش...

9
00:01:17.494 --> 00:01:19.746
‫لب ساحل راه می‌رفتن...

10
00:01:19.788 --> 00:01:21.790
‫که یه موج بزرگ...

11
00:01:21.790 --> 00:01:23.625
‫میاد بهشون می‌خوره،

12
00:01:23.625 --> 00:01:26.086
‫و وقتی موج فروکش می‌کنه،
‫زنه نگاه می‌کنه،

13
00:01:26.127 --> 00:01:29.214
‫و می‌بینه که پسرش نیست.

14
00:01:31.341 --> 00:01:33.510
‫میفته روی زانوهاش و...

15
00:01:33.510 --> 00:01:35.595
‫و آسمون رو نگاه می‌کنه
‫و میگه،

16
00:01:35.637 --> 00:01:37.597
‫"خواهش می‌کنم، التماست می‌کنم،

17
00:01:37.639 --> 00:01:40.600
‫بدون اون نمی‌تونم زندگی کنم،
‫اون واسه من همه چیزه.

18
00:01:40.642 --> 00:01:43.186
‫تویی که اون بالایی،
‫تویی که صدام رو می‌شنوی،

19
00:01:43.228 --> 00:01:46.314
‫لطفا پسرم رو زنده بهم برگردون."

20
00:01:47.357 --> 00:01:49.609
‫همون موقع به افق نگاه می‌کنه،

21
00:01:49.651 --> 00:01:52.195
‫و یه پرنده‌ی آلباتروس...

22
00:01:52.237 --> 00:01:54.322
‫توی آسمون می‌بینه.

23
00:01:54.364 --> 00:01:56.658
‫اون پرنده به دنبال یه پرتوی خورشید...

24
00:01:56.658 --> 00:01:58.576
‫از میون ابرها به دل آب می‌زنه،

25
00:01:58.618 --> 00:02:01.204
‫و شیرجه می‌زنه زیر آب،

26
00:02:01.246 --> 00:02:02.789
‫و وقتی میاد روی آب،

27
00:02:02.831 --> 00:02:05.375
‫پسره پشتش نشسته.

28
00:02:07.127 --> 00:02:08.586
‫پس پرواز می‌کنه میاد به ساحل،

29
00:02:08.628 --> 00:02:10.755
‫و به آرومی پسر رو...

30
00:02:10.755 --> 00:02:12.799
‫کنار پای مادرش میذاره.

31
00:02:14.384 --> 00:02:17.137
‫و زنه پسره رو نگاه می‌کنه.

32
00:02:17.137 --> 00:02:19.222
‫و بعد آسمون رو نگاه می‌کنه،

33
00:02:19.264 --> 00:02:21.808
‫و میگه،

34
00:02:21.808 --> 00:02:23.852
‫"اون یه کلاه سرش بود."

35
00:02:28.398 --> 00:02:31.234
‫به نظر یه خرده واسه گفتن
‫جوک در مورد بچه‌های مرده زوده.

36
00:02:31.276 --> 00:02:32.777
‫الان مثلا باید خنده‌دار می‌بود؟

37
00:02:32.819 --> 00:02:34.737
‫نه در حد روده‌بر شدن.

38
00:02:34.737 --> 00:02:36.531
‫خب، قرار بود چی باشه مثلا؟

39
00:02:36.573 --> 00:02:38.741
‫خب، از وقتی در بسته شد حرفی نزدیم.

40
00:02:40.285 --> 00:02:42.120
‫نمی‌دونیم داریم کجا میریم.

41
00:02:42.162 --> 00:02:43.454
‫نمی‌دونیم کِی به اونجا می‌رسیم،

42
00:02:43.454 --> 00:02:45.790
‫یا وقتی برسیم چی پیدا می‌کنیم،

43
00:02:45.832 --> 00:02:48.293
‫پس گمونم شاید فکر کردم
‫خودمون رو واسه زمانی که...

44
00:02:48.293 --> 00:02:49.836
‫در باز میشه آماده کنم.

45
00:02:49.836 --> 00:02:52.547
‫خب، گمونم اگه شکی گرین
‫اونجا روی باند باشه...

46
00:02:52.589 --> 00:02:55.341
‫وقتی که فرود میایم،
‫اون وقت یه در بازکن داریم.

47
00:03:00.597 --> 00:03:02.640
‫من برات چی هستم؟

48
00:03:04.225 --> 00:03:05.852
‫ببخشید؟

49
00:03:09.981 --> 00:03:12.525
‫من... برات...

50
00:03:12.567 --> 00:03:13.902
‫چی هستم؟

51
00:03:16.487 --> 00:03:20.158
‫الان قراره بحث کنیم، ها؟

52
00:03:20.200 --> 00:03:22.327
‫خب، گمونم بستگی داره.

53
00:03:22.327 --> 00:03:24.329
‫تا همین امروز، می‌گفتم تو کسی هستی...

54
00:03:24.370 --> 00:03:25.955
‫که تو رو عضو خانواده‌ام می‌دونستم.

55
00:03:25.997 --> 00:03:27.540
‫چی تغییر کرد؟

56
00:03:27.582 --> 00:03:28.875
‫می‌خوای من با صدای بلند بگم...

57
00:03:28.875 --> 00:03:30.585
‫یا خودت میگی؟

58
00:03:33.421 --> 00:03:34.756
‫سلام، امیلی.

59
00:03:40.637 --> 00:03:42.555
‫آخه چه جوری این اتفاق افتاد؟

60
00:03:42.597 --> 00:03:43.973
‫- منظورت چیه؟
‫- خودت می‌دونی منظورم چیه.

61
00:03:44.015 --> 00:03:47.185
‫کلی تمهیدات فوق امنیتی هست...

62
00:03:47.227 --> 00:03:50.480
‫که دقیقا از اینجور اتفاقات جلوگیری بشه.

63
00:03:50.521 --> 00:03:53.233
‫- من دقیقا نمی‌دونم.
‫- تو نمی‌دونی.

64
00:03:55.235 --> 00:03:58.613
‫پدرم ازم پرسید می‌خوام توی زندگیم چیکار کنم.

65
00:03:58.655 --> 00:04:00.907
‫سال ۲۰۰۲ بود،

66
00:04:00.907 --> 00:04:04.827
‫و بهش گفتم می‌خوام از کشورم محافظت کنم.

67
00:04:06.454 --> 00:04:08.456
‫اون گفت یکی رو می‌شناسه...

68
00:04:08.498 --> 00:04:10.416
‫که می‌تونه کمک کنه.

69
00:04:10.458 --> 00:04:12.502
‫اون گفت کسی که براش مربی و راهنما...

70
00:04:12.543 --> 00:04:15.546
‫توی سازمان بوده و قدرت و نفوذ داره.

71
00:04:17.006 --> 00:04:19.884
‫وقتی وارد شدم، دیگه...

72
00:04:19.926 --> 00:04:21.803
‫هرگز سوالی نپرسیدم.

73
00:04:21.844 --> 00:04:23.930
‫روال کاری‌مون اینجوری نیست.

74
00:04:23.972 --> 00:04:26.891
‫تموم شده بود.
‫من فقط سرم رو انداختم پایین،

75
00:04:26.891 --> 00:04:28.893
‫- و کارم رو کردم.
‫- تو کارت رو کردی.

76
00:04:28.935 --> 00:04:32.438
‫این الان مثلا باید تفاوتی ایجاد کنه، آنجلا...

77
00:04:32.438 --> 00:04:34.399
‫خدایا، حتی نمی‌دونم چی صدات کنم.

78
00:04:34.440 --> 00:04:37.277
‫فکر می‌کنی الان با ۵ دقیقه پیشم فرق کردم؟

79
00:04:37.277 --> 00:04:38.945
‫به نظرم تمام این مدت که...

80
00:04:38.987 --> 00:04:41.322
‫تو رو می‌شناختم یه آدم دیگه‌ای بودی.
‫به نظرم تمام این مدت که...

81
00:04:41.322 --> 00:04:42.657
‫- تو رو می‌شناختم بهم دروغ گفتی.
‫- از زمانی که منو می‌شناختی...

82
00:04:42.657 --> 00:04:46.619
‫من فقط بهت وفادار بودم.

83
00:04:46.661 --> 00:04:48.538
‫و بهت متعهد بودم.

84
00:04:48.538 --> 00:04:51.541
‫و مصمم بودم کاری کنم...

85
00:04:51.582 --> 00:04:53.293
‫که بهم افتخار کنی.

86
00:04:54.294 --> 00:04:57.547
‫من هنوزم همون شخصم.

87
00:04:57.588 --> 00:04:59.257
‫شاید الان به قدری اون شخص هستم...

88
00:04:59.299 --> 00:05:01.718
‫که تا حالا هیچ کس اینجوری نبوده.

89
00:05:03.469 --> 00:05:06.431
‫متاسفم که کلاهم رو گم کردم.

90
00:05:10.310 --> 00:05:13.563
‫باید بیشتر از اون چیزی که
‫فکرش رو می‌کردم یادت می‌دادم.

91
00:05:13.604 --> 00:05:16.482
‫وقتی با این حقیقت مواجه شدم
‫که تو اونقدر...

92
00:05:16.524 --> 00:05:18.484
‫جرم انجام دادی که آمارش از دستم خارجه،

93
00:05:18.526 --> 00:05:20.987
‫و شاید جدی‌ترین نفوذ امنیتی...

94
00:05:21.029 --> 00:05:24.365
‫در تاریخ اف‌بی‌آی رو انجام داده باشی،

95
00:05:24.407 --> 00:05:25.950
‫اون وقت مشت اول رو می‌زنی...

96
00:05:25.992 --> 00:05:28.953
‫و کاری می‌کنی من شرور ماجرا باشم؟

97
00:05:28.953 --> 00:05:31.414
‫الان فقط تنها سوالم ازت اینه:

98
00:05:31.456 --> 00:05:34.792
‫واقعا فکر می‌کنی این کار جواب می‌داد؟

99
00:05:34.834 --> 00:05:38.338
‫گمونم تا زمانی که در حال پروازیم،

100
00:05:38.338 --> 00:05:39.964
‫می‌تونی ادعا کنی دو شخص متفاوتی،

101
00:05:40.006 --> 00:05:42.342
‫و وانمود کنی که قابل قبوله،

102
00:05:42.342 --> 00:05:44.719
‫ولی به محض اینکه این هواپیما فرود بیاد،

103
00:05:44.761 --> 00:05:46.012
‫باید تصمیم بگیری...

104
00:05:46.054 --> 00:05:48.973
‫کدوم شخصیتت قراره هویدا بشه.

105
00:05:49.015 --> 00:05:52.769
‫و اون وقت من مجبورم تصمیم بگیرم
‫باهاش چیکار کنم.

106
00:06:03.863 --> 00:06:05.990
‫توی قلب‌مون مکان‌هایی هستن...

107
00:06:06.032 --> 00:06:07.992
‫که به قدری غیر قابل سکونت هستن،

108
00:06:07.992 --> 00:06:10.536
‫که هیچ صدایی نمی‌تونه بهشون نفوذ کنه.

109
00:06:12.038 --> 00:06:13.998
‫مکان‌هایی سخت و مخفی...

110
00:06:14.040 --> 00:06:17.043
‫که درشون چیزهای غیر قابل وصفی ذخیره شدن.

111
00:06:20.421 --> 00:06:23.007
‫درش چیز غیر قابل وصفی قرار داره...

112
00:06:23.049 --> 00:06:26.677
‫که زندگی ما با هم زاییده‌ی اونه.

113
00:06:28.930 --> 00:06:30.973
‫هر بار که به من فکر می‌کنی،

114
00:06:31.015 --> 00:06:33.101
‫حس می‌کنم وابستگی‌های قدیم دارن پدیدار میشن.

115
00:06:34.519 --> 00:06:37.772
‫هر بار که به اون نگاه می‌کنی،

116
00:06:37.814 --> 00:06:40.483
‫ایجاد وابستگی‌های جدیدی رو حس می‌کنی.

117
00:06:44.695 --> 00:06:47.156
‫اون با تو فرق داره.

118
00:06:47.198 --> 00:06:49.575
‫نه.

119
00:06:49.575 --> 00:06:51.994
‫هنوز حق انتخابی داره.

120
00:07:28.489 --> 00:07:31.451
‫این اطلاعات ورود مارشا ست.

121
00:07:31.492 --> 00:07:33.202
‫موجودی حساب رو چک کن.

122
00:07:33.202 --> 00:07:36.038
‫مطمئنم می‌تونی نصفش کنی.

123
00:07:37.582 --> 00:07:39.709
‫متوجه نمیشم.

124
00:07:39.709 --> 00:07:41.919
‫چی رو متوجه نمیشی؟

125
00:07:44.589 --> 00:07:46.674
‫تو الان گفتی نه.

126
00:07:46.716 --> 00:07:49.886
‫حالا داری میگی آره.
‫متوجه نمیشم.

127
00:07:51.637 --> 00:07:54.474
‫پول برای من معیار هیچی نیست،

128
00:07:54.474 --> 00:07:58.060
‫به جز توانایی واسه محافظت از خانواده‌ام.

129
00:07:58.102 --> 00:08:00.688
‫دخترم...
‫اون الان در خطره.

130
00:08:00.730 --> 00:08:03.691
‫قبل اینکه برسم اینجا فهمیدم.

131
00:08:05.860 --> 00:08:08.237
‫الان فقط فکر و ذکرم اینه که
‫چه مشکلاتی ممکنه رخ بده...

132
00:08:08.279 --> 00:08:10.907
‫و اون چه جوری ممکنه آسیب ببینه.

133
00:08:10.907 --> 00:08:12.867
‫باید یه کاری واسش می‌کردم.

134
00:08:12.909 --> 00:08:14.869
‫وقت واسه این ندارم.

135
00:08:14.911 --> 00:08:17.455
‫و وقتی برم، دیگه برنمی‌گردم.

136
00:08:18.789 --> 00:08:21.918
‫فردا صبح با پرواز میرم مراکش.

137
00:08:21.959 --> 00:08:23.169
‫- مراکش؟
‫- آره.

138
00:08:23.211 --> 00:08:24.629
‫چی... من... چی...

139
00:08:24.670 --> 00:08:27.173
‫چه خبره؟

140
00:08:33.638 --> 00:08:36.682
‫زوئی، داستانش خیلی طولانیه.

141
00:08:38.768 --> 00:08:41.687
‫باهام بیا، همه چی رو بهت میگم.

142
00:08:47.235 --> 00:08:49.946
‫خواهش می‌کنم باهام بیا.

143
00:09:40.621 --> 00:09:42.957
‫هنوز هیچی. نمی‌خواد یه گپ بزنه.

144
00:09:45.876 --> 00:09:47.962
‫دیر یا زود اون می‌شکنه.

145
00:09:49.380 --> 00:09:51.674
‫دیر یا زود هر کی باشه می‌شکنه...

146
00:10:04.770 --> 00:10:06.147
‫من باید برم.

147
00:10:08.149 --> 00:10:09.150
‫میری کجا؟

148
00:10:09.984 --> 00:10:12.278
‫به اون طرف مرز.

149
00:10:14.572 --> 00:10:20.161
‫شاید سازمان بتونه کمک کنه
‫تا بفهمیم اینجا چه خبره.

150
00:10:22.872 --> 00:10:24.248
‫این کار رو نکن...

151
00:10:24.457 --> 00:10:28.169
‫می می‌فهمم که اونا الان از من خوش‌شون نمیاد.

152
00:10:28.878 --> 00:10:32.048
‫اما اگه روس‌ها اینجا دارن استراتژی‌شون رو تغییر میدن،

153
00:10:32.048 --> 00:10:34.467
‫باید اونا هم مثل من بدونن...

154
00:10:34.467 --> 00:10:37.178
‫از شما می‌خوام در حال حاضر نرین.

155
00:10:41.474 --> 00:10:44.185
‫اون آدم در اونجا تاب نمیاره.

156
00:10:45.978 --> 00:10:48.147
‫وقتی اینطور بشه،

157
00:10:49.649 --> 00:10:51.984
‫من نگرانم که اون چیزی خواهد گفت...

158
00:10:52.151 --> 00:10:55.363
‫و هر چی اینجا ساختیم رو بر باد میده.

159
00:10:56.072 --> 00:10:57.948
‫این چه معنی‌ای داره؟

160
00:11:05.456 --> 00:11:08.250
‫حالا نه. اینجا نه.

161
00:11:10.961 --> 00:11:13.172
‫به من اعتماد داری؟

162
00:12:34.253 --> 00:12:36.172
‫واسه چی اینجاییم؟

163
00:12:38.257 --> 00:12:41.177
‫می‌ترسی اون روسه چی بگه؟

164
00:12:45.306 --> 00:12:47.099
‫اسمم رو.

165
00:12:52.563 --> 00:12:54.482
‫آخه اون از کجا اسمت رو باید بدونه؟

166
00:12:58.486 --> 00:13:00.988
‫شوخی می‌کنی.

167
00:13:00.988 --> 00:13:03.491
‫فکر می‌کردم تو یه نفر باید بتونی درک کنی.

168
00:13:03.491 --> 00:13:05.951
‫که داری جاسوسی شوهرت رو واسه روس‌ها می‌کنی؟

169
00:13:07.828 --> 00:13:10.206
‫به خاطر شوهرم دارم این کار رو می‌کنم.

170
00:13:10.206 --> 00:13:14.168
‫روس‌ها بالاخره یه روزی میرن.
‫من می‌دونم، تو می‌دونی،

171
00:13:14.210 --> 00:13:16.003
‫و خود روس‌ها هم می‌دونن.

172
00:13:16.045 --> 00:13:19.173
‫دیر یا زود همه متوجه میشن سوال مهم...

173
00:13:19.215 --> 00:13:22.510
‫اون سوالیه که من الان
‫بیش از یه ساله دارم از خودم می‌پرسم:

174
00:13:22.551 --> 00:13:24.845
‫وقتی اونا برن کی حکومت می‌کنه؟

175
00:13:24.887 --> 00:13:26.889
‫مدتی میشه که...

176
00:13:26.931 --> 00:13:29.558
‫دارم به جی‌آریو اطلاعات میدم...

177
00:13:29.600 --> 00:13:31.936
‫که رقبامون رو تضعیف و خراب کنم،

178
00:13:31.977 --> 00:13:34.563
‫تا وقتی زمانش رسید، شوهرم...

179
00:13:34.605 --> 00:13:37.191
‫بتونه توی موقعیتی باشه
‫تا کاری رو که شروع کردیم تموم کنه...

180
00:13:37.191 --> 00:13:39.819
‫و این کشور رو رو به جلو رهبری کنه.

181
00:13:55.376 --> 00:13:57.127
‫متوجهم.

182
00:14:01.632 --> 00:14:03.342
‫یعنی میگم،

183
00:14:03.384 --> 00:14:05.845
‫اگه اینجا کسی بویی از این قضیه ببره،

184
00:14:05.886 --> 00:14:07.346
‫تو به خاطرش اعدام میشی.

185
00:14:09.098 --> 00:14:10.975
‫همینطور شوهرت.

186
00:14:12.017 --> 00:14:14.854
‫احتمالا حتی منم اعدام بشم.

187
00:14:14.895 --> 00:14:16.355
‫می‌دونم.

188
00:14:16.397 --> 00:14:18.941
‫باید بهش بگی.

189
00:14:18.983 --> 00:14:20.943
‫- نمی‌تونم.
‫- معلومه که می‌تونی.

190
00:14:20.943 --> 00:14:22.403
‫اون باهوشه. درک می‌کنه.

191
00:14:22.444 --> 00:14:26.115
‫شاید اینو درک کنه، ولی قطعا باقیش رو نه.

192
00:14:26.156 --> 00:14:27.825
‫من واقعا شک دارم چیزی سخت‌تر از این...

193
00:14:27.867 --> 00:14:30.035
‫واسه درک کردن وجود داشته باشه.

194
00:14:35.291 --> 00:14:37.001
‫چند ماه قبل،

195
00:14:37.042 --> 00:14:40.588
‫رفتم دیدار زن یکی از بزرگان قبایل...

196
00:14:40.629 --> 00:14:43.924
‫در روستایی که اسمش رو نمیگم،
‫در دره‌ای که اسمش رو نمیگم.

197
00:14:45.259 --> 00:14:47.136
‫و یه شب آخر شب تنها بودیم،

198
00:14:47.177 --> 00:14:49.638
‫و یه داستانی بهم گفت.

199
00:14:49.638 --> 00:14:53.475
‫مردی از کوهستان به تنهایی پایین اومده بود.

200
00:14:53.517 --> 00:14:56.353
‫اون زبونش رو نمی‌فهمید.

201
00:14:56.395 --> 00:14:59.899
‫یارو دم در خونه‌شون مرد
‫و اونا جنازه‌اش رو سوزوندن.

202
00:15:01.442 --> 00:15:03.569
‫چند هفته بعد، از روس‌ها شنیدم...

203
00:15:03.569 --> 00:15:07.573
‫که اونا از یه گروه کاوشگر خارجی مطلع شدن،

204
00:15:07.573 --> 00:15:09.408
‫دزدان دریایی یونانی.

205
00:15:09.408 --> 00:15:12.161
‫اون گروه چیزی پیدا کرده بودن...

206
00:15:12.202 --> 00:15:15.289
‫که حتی توی خواب‌شون هم نمی‌دیدن.

207
00:15:15.331 --> 00:15:18.584
‫یه ذخیره‌ی معدنی...

208
00:15:18.626 --> 00:15:20.586
‫که قیمت نمیشه روش گذاشت.

209
00:15:20.628 --> 00:15:23.631
‫- چه جور ذخیره‌ای؟
‫- یه رگه‌ی معدنی مس...

210
00:15:23.672 --> 00:15:26.300
‫که به تنهایی می‌تونه اقتصاد این کشور رو تغییر بده.

211
00:15:26.342 --> 00:15:28.427
‫و رازهایی که زیرش دفن شدن.

212
00:15:28.469 --> 00:15:31.055
‫رگه‌های عمیق لیتیم، اورانیوم.

213
00:15:31.055 --> 00:15:32.598
‫روس‌ها بهش احتیاج دارن.

214
00:15:32.640 --> 00:15:35.351
‫فقط نمی‌تونن پیداش کنن.

215
00:15:37.227 --> 00:15:40.230
‫پس روس‌ها نمی‌دونن کجاست.

216
00:15:43.067 --> 00:15:44.610
‫تو می‌دونی؟

217
00:15:49.990 --> 00:15:51.700
‫اون معدن باعث میشه فراز همزاد...

218
00:15:51.742 --> 00:15:54.203
‫رئیس جمهور بعدی افغانستان بشه.

219
00:15:54.244 --> 00:15:56.205
‫چرا بهش نمیگی؟

220
00:15:56.246 --> 00:15:59.291
‫باعث میشه پادشاه بشه.

221
00:15:59.333 --> 00:16:01.627
‫واسه همین نمی‌تونم بهش بگم.

222
00:16:01.669 --> 00:16:04.213
‫اون باید پیروز بشه.

223
00:16:04.254 --> 00:16:07.007
‫وقتی این جنگ تموم بشه
‫اون باید ما رو رهبری کنه،

224
00:16:07.049 --> 00:16:10.052
‫ولی به عنوان فراز همزادی که من بهش باور دارم،

225
00:16:10.094 --> 00:16:11.637
‫اونی که تو بهش باور داری.

226
00:16:12.638 --> 00:16:15.975
‫نه اینجوری.
‫یهو کلی قدرت به دست بیاره.

227
00:16:17.142 --> 00:16:19.019
‫این مدل قدرت‌...

228
00:16:19.019 --> 00:16:20.479
‫مردان رو علیه همدیگه می‌شورونه.

229
00:16:20.521 --> 00:16:21.689
‫اونا رو خبیث می‌کنه.

230
00:16:21.730 --> 00:16:24.358
‫اون همچین مردی نیست.

231
00:16:24.358 --> 00:16:27.277
‫هر مردی نهایتا می‌شکنه.

232
00:16:35.661 --> 00:16:38.998
‫داری با دم شیر بازی می‌کنی، خانم.

233
00:16:41.417 --> 00:16:42.626
‫من توی این کار خیلی مهارت دارم،

234
00:16:42.626 --> 00:16:45.004
‫و حتی واسه منم سخته
‫که بخوام اینو درک کنم.

235
00:16:49.049 --> 00:16:51.051
‫این قضیه می‌تونه
‫به طرق مختلفی تو رو به کشتن بده.

236
00:16:52.636 --> 00:16:55.305
‫واسه همینه که دیگه تنها نمی‌تونم انجامش بدم.

237
00:17:05.441 --> 00:17:08.277
‫پس قضیه اینه؟

238
00:17:08.277 --> 00:17:11.071
‫همزاد واسه این دنبال توئه.

239
00:17:12.281 --> 00:17:14.033
‫آره.

240
00:17:17.119 --> 00:17:19.079
‫حس می‌کنم باید...

241
00:17:19.121 --> 00:17:21.623
‫یه گفتگوی سختی با هم داشته باشیم.

242
00:17:23.417 --> 00:17:25.419
‫اوه، لعنتی، چیه؟

243
00:17:25.461 --> 00:17:29.298
‫من دارم از اسم زنی استفاده می‌کنم که...

244
00:17:29.339 --> 00:17:32.217
‫با امپراتوری‌ها بازی کرده و...

245
00:17:34.094 --> 00:17:37.306
‫من اون مارشا دیکسونی که براش برنامه ریختی نیستم.

246
00:17:37.347 --> 00:17:40.642
‫من واسه اینجور چیزها ساخته نشدم.

247
00:17:40.684 --> 00:17:44.605
‫خب، زنی میگه که الان
‫نصف پولم رو ازم گرفته‌.

248
00:17:46.440 --> 00:17:48.108
‫خب، اون فرق داشت.

249
00:17:51.236 --> 00:17:54.073
‫تو متوجهی چیکار می‌تونی بکنی، مگه نه؟

250
00:17:54.114 --> 00:17:56.742
‫خب، توی دنیای من،

251
00:17:56.742 --> 00:17:58.327
‫آدم باید کلی زمان بذاره...

252
00:17:58.368 --> 00:18:00.579
‫تا شکاف‌های چیزی رو پیدا کنه،

253
00:18:00.621 --> 00:18:02.706
‫می‌دونی، ترک‌ها رو پیدا کنه.

254
00:18:02.748 --> 00:18:04.458
‫نقاط شکننده رو پیدا کنه...

255
00:18:04.458 --> 00:18:07.086
‫که یه فشار کوچیک می‌تونه تغییرات زیادی ایجاد کنه.

256
00:18:07.127 --> 00:18:10.339
‫حسیه که واسه ایجادش سخت تلاش باید کرد،

257
00:18:10.339 --> 00:18:12.549
‫حس درک نقطه ضعف.

258
00:18:12.591 --> 00:18:14.593
‫خیلی‌ها، می‌دونی،

259
00:18:14.635 --> 00:18:17.554
‫دنیا رو اینجوری نمی‌بینن.

260
00:18:17.596 --> 00:18:21.058
‫نه، ما ترجیح میدیم، خب،
‫همه چی رو کامل و بی نقص ببینیم.

261
00:18:21.100 --> 00:18:23.310
‫بهمون یاد دادن همه چی رو کامل حفظ کنیم.

262
00:18:23.352 --> 00:18:25.854
‫وقتی همه چی کامل باشه زندگی راحت‌تره.

263
00:18:25.896 --> 00:18:27.606
‫تو رو که نگاه می‌کنم،

264
00:18:27.648 --> 00:18:30.109
‫کسی رو می‌بینم که نیازی نداره...

265
00:18:30.109 --> 00:18:32.653
‫دنبال شکاف در چیزی بگرده.
‫تو...

266
00:18:34.154 --> 00:18:35.864
‫تو شکاف‌ها رو می‌بینی.

267
00:18:35.906 --> 00:18:38.325
‫به نظرم تا حالا...

268
00:18:38.367 --> 00:18:40.744
‫هیچ کس بهت نگفته چه جوری ازش استفاده کنی...

269
00:18:40.786 --> 00:18:42.746
‫یا کاربردش چیه، و فکر می‌کنم...

270
00:18:42.788 --> 00:18:46.166
‫آدم تا حدی می‌تونه همچین توانایی‌ای رو نادیده بگیره...

271
00:18:46.208 --> 00:18:49.628
‫ولی بالاخره اون توانایی راهی پیدا می‌کنه
‫که بهت یادآور بشه وجود داره.

272
00:18:49.670 --> 00:18:51.380
‫چه جوری می‌تونی همچین حرفی بزنی؟

273
00:18:51.421 --> 00:18:54.424
‫چه جوری می‌تونی...
‫تو خیلی منو نمی‌شناسی.

274
00:18:54.424 --> 00:18:58.220
‫خب، خیلی تو رو نمی‌شناسم،
‫ولی بازی رو بلدم.

275
00:18:59.388 --> 00:19:01.390
‫وقتی کسی زوایا رو می‌بینه می‌فهمم.

276
00:19:01.431 --> 00:19:03.600
‫پس اگه یه مامور به شدت آموزش دیده نیستی...

277
00:19:03.642 --> 00:19:06.520
‫که وانمود می‌کنه یه مطلقه‌‌‌ست
‫که حاشیه‌ی شهر زندگی می‌کنه،

278
00:19:06.562 --> 00:19:10.357
‫باید فرض کنم این توانایی رو ذاتی داری.

279
00:19:13.277 --> 00:19:15.779
‫من مامور به شدت آموزش دیده نیستم...

280
00:19:15.821 --> 00:19:17.531
‫و وانمود نمی‌کنم شخص خاصی هستم.

281
00:19:17.573 --> 00:19:19.658
‫اوه. آره.

282
00:19:19.700 --> 00:19:21.869
‫فکر نکنم.

283
00:19:25.706 --> 00:19:27.833
‫خب، من اینجام.

284
00:19:29.585 --> 00:19:33.172
‫تو می‌خوای من اینجا باشم...

285
00:19:33.172 --> 00:19:34.882
‫چون این...

286
00:19:34.923 --> 00:19:36.884
‫برات جالبه...

287
00:19:36.925 --> 00:19:39.261
‫که کسی این توانایی رو داره؟

288
00:19:39.303 --> 00:19:40.470
‫آره.

289
00:19:42.598 --> 00:19:45.684
‫یا من اینجام،
‫تو می‌خوای اینجا باشم...

290
00:19:45.726 --> 00:19:48.437
‫چون این تنها راه واسه حفظ امنیت من...

291
00:19:48.478 --> 00:19:49.897
‫از دست کسیه که می‌خواد تو رو بکشه.

292
00:19:52.608 --> 00:19:54.651
‫آره.

293
00:19:54.651 --> 00:19:56.486
‫یا شاید من اینجام...

294
00:19:56.486 --> 00:19:58.822
‫چون من کسی‌ام که...

295
00:19:58.822 --> 00:20:01.158
‫می‌تونه شکاف چیزی رو ببینه،

296
00:20:01.200 --> 00:20:04.203
‫و یه چیزی هست که نگرانی شکسته‌ باشه،

297
00:20:04.203 --> 00:20:06.914
‫و نمی‌تونی بفهمی کجاش شکسته‌ست.

298
00:20:06.955 --> 00:20:09.541
‫چرا، چیزی به نظرت شکسته میاد؟

299
00:20:10.542 --> 00:20:12.753
‫هنوز نمی‌دونم.

300
00:20:12.794 --> 00:20:14.379
‫می‌خوای حدس بزنم؟

301
00:20:18.926 --> 00:20:20.385
‫نه.

302
00:20:28.393 --> 00:20:30.354
‫چیزی که ازم می‌خوای...

303
00:20:30.395 --> 00:20:32.522
‫ممکن نیست.

304
00:20:32.522 --> 00:20:35.859
‫- واسه چی؟
‫- اون پدرمه.

305
00:20:35.901 --> 00:20:37.694
‫منو بزرگ کرده،

306
00:20:37.736 --> 00:20:40.239
‫منو به وجود آورده.

307
00:20:40.239 --> 00:20:41.740
‫تو پدرمی، تو منو بزرگ کردی،

308
00:20:41.740 --> 00:20:44.243
‫تو بهم هدف دادی.

309
00:20:44.243 --> 00:20:47.246
‫هر کدوم‌تون...

310
00:20:47.287 --> 00:20:50.749
‫بخشی از وجود من هستین.
‫من اینجوری تقسیم نمی‌کنم.

311
00:20:50.791 --> 00:20:51.750
‫معلومه که می‌کنی.

312
00:20:51.792 --> 00:20:53.877
‫همه می‌کنن. همه‌مون این کار رو می‌کنیم.

313
00:20:53.919 --> 00:20:55.629
‫خب، من نمی‌دونم چه جوری این کار رو بکنم.

314
00:20:55.671 --> 00:20:57.256
‫خیلی خب پس.

315
00:20:57.297 --> 00:21:00.342
‫بذار کار رو برات ساده کنم.

316
00:21:00.384 --> 00:21:01.677
‫منو ببر پیشش.

317
00:21:04.388 --> 00:21:07.516
‫این کار رو بکن. منو ببر جاش.
‫قائله رو خاتمه بده،

318
00:21:07.557 --> 00:21:11.436
‫و اون وقت تصمیمت رو گرفتی
‫که می‌خوای کی باشی.

319
00:21:14.940 --> 00:21:16.775
‫گور بابات.

320
00:21:23.532 --> 00:21:25.450
‫شاید من اشتباه می‌کردم.

321
00:21:27.577 --> 00:21:31.331
‫که اینجوری برات اهمیت دارم.

322
00:21:31.373 --> 00:21:34.751
‫که اصلا اهمیتی برات داشتم.

323
00:21:34.793 --> 00:21:37.796
‫چون اگه اهمیتی می‌داشتم، درک می‌کردی...

324
00:21:37.838 --> 00:21:40.799
‫که این قضیه چقدر برام گیج کننده‌ست.

325
00:21:41.967 --> 00:21:44.970
‫و اینکه چقدر دارم تلاش می‌کنم...

326
00:21:44.970 --> 00:21:47.806
‫کار درست رو انجام بدم.

327
00:21:47.806 --> 00:21:50.559
‫تصمیم بگیرم؟

328
00:21:50.600 --> 00:21:52.894
‫یعنی میگم، داری مجبورم می‌کنی...

329
00:21:52.936 --> 00:21:54.896
‫بخشی از وجودم رو ببرم
‫که به طریقی بهم متصله...

330
00:21:54.938 --> 00:21:57.649
‫که حتی درکش نمی‌کنم.

331
00:21:57.691 --> 00:22:00.068
‫و چرا؟

332
00:22:00.110 --> 00:22:02.362
‫تا بتونی بهم اعتماد کنی؟

333
00:22:03.780 --> 00:22:05.907
‫واسه انجام این گفتگو...

334
00:22:05.949 --> 00:22:07.951
‫راه‌های زیادی بود،

335
00:22:07.993 --> 00:22:10.454
‫و تو موفق شدی مزخرف‌ترینش رو انتخاب کنی.

336
00:22:10.454 --> 00:22:13.623
‫قضیه نظر من نیست. تو مجرمی.

337
00:22:15.500 --> 00:22:18.003
‫خب پس گمونم پیش خوب کسی هستم.

338
00:22:22.049 --> 00:22:24.468
‫یا می‌خوای بگی تو آدمکش نفرستادی...

339
00:22:24.509 --> 00:22:26.428
‫تا پدرم رو بکشه...

340
00:22:26.470 --> 00:22:27.929
‫قبل اینکه گروه ضربت‌مون برسه؟

341
00:22:35.645 --> 00:22:38.315
‫و می‌دونی چیه؟

342
00:22:38.357 --> 00:22:40.859
‫من راهی پیدا کردم...

343
00:22:40.901 --> 00:22:43.320
‫که با این قضیه مشکلی نداشته باشم.

344
00:22:45.655 --> 00:22:47.991
‫تو به پدرم کمک کردی...

345
00:22:47.991 --> 00:22:49.910
‫از دست فراز همزاد فرار کنه،

346
00:22:49.951 --> 00:22:53.497
‫و نمی‌خواستی هیچ کس
‫از ماجرا خبردار بشه.

347
00:22:53.538 --> 00:22:54.915
‫همش توی بازیه.

348
00:22:56.166 --> 00:23:00.045
‫اگه قضیه برعکس بود و این اراجیف.

349
00:23:00.087 --> 00:23:01.755
‫ولی می‌دونی...

350
00:23:01.797 --> 00:23:05.050
‫چی واقعا کار رو برام سخت می‌کنه...

351
00:23:05.092 --> 00:23:07.469
‫که الان توی چشم‌هات نگاه کنم؟

352
00:23:11.515 --> 00:23:14.142
‫تو می‌دونستی چیزی در موردم هست...

353
00:23:14.142 --> 00:23:16.561
‫که هیچ وقت بهت نگفتم.

354
00:23:17.813 --> 00:23:20.524
‫و صبر کردی تا همه‌مون...

355
00:23:20.524 --> 00:23:23.026
‫بریم زیر نورافکن اون وکیل.

356
00:23:26.696 --> 00:23:28.573
‫و اسم...

357
00:23:29.616 --> 00:23:32.119
‫مادرم رو گفتی.

358
00:23:33.829 --> 00:23:35.455
‫اسم اصلیش رو.

359
00:23:37.833 --> 00:23:40.001
‫فقط واسه اینکه ببینی چه واکنشی نشون میدم.

360
00:23:41.545 --> 00:23:43.505
‫ببینی که حق با توئه یا نه.

361
00:23:46.508 --> 00:23:48.969
‫می‌دونی اون اولین باری بود
‫که اسمش رو شنیدم...

362
00:23:49.010 --> 00:23:51.721
‫بعد از زمانی که توی بچگی بهم گفته بود؟

363
00:23:55.725 --> 00:23:58.186
‫می‌تونی تصور کنی چه حسی می‌داشت اگه...

364
00:23:58.228 --> 00:24:00.814
‫من از اسم چیپ استفاده می‌کردم
‫و قلبت رو پاره می‌کردم...

365
00:24:00.856 --> 00:24:02.607
‫تا ببینم چی خارج میشه؟

366
00:24:07.904 --> 00:24:10.532
‫دوست داری چه جوری خطابت کنم؟

367
00:24:10.574 --> 00:24:11.533
‫خدای من‌.

368
00:24:11.575 --> 00:24:14.536
‫چه فرقی می‌کنه اسمم چیه؟

369
00:24:14.536 --> 00:24:16.121
‫خیلی فرق می‌کنه.

370
00:24:16.163 --> 00:24:18.206
‫تصمیمت رو مشخص می‌کنه.

371
00:24:18.206 --> 00:24:19.916
‫این چیزیه که نمیذاره ما...

372
00:24:19.958 --> 00:24:21.710
‫مجبور بشیم با تمام
‫شخصیت‌های متفاوتی سر و کله بزنیم...

373
00:24:21.751 --> 00:24:24.212
‫که حس می‌کنیم شاید بخوایم باشیم.

374
00:24:24.254 --> 00:24:27.132
‫اسم همه چیزه. آدم فقط یه اسم داره.

375
00:24:27.174 --> 00:24:29.801
‫پرچمی رو توی زمین فرو می‌کنه...

376
00:24:29.843 --> 00:24:31.803
‫که روش نوشته، "این منم.

377
00:24:31.803 --> 00:24:33.805
‫موضع من اینه‌."

378
00:24:33.805 --> 00:24:36.016
‫آدم باید با جونش ازش محافظت کنه.

379
00:24:39.811 --> 00:24:41.855
‫وقتی من بمیرم، اسمم...

380
00:24:41.855 --> 00:24:45.817
‫تنها چیزیه که واسه خانواده‌ام باقی می‌مونه.

381
00:24:45.859 --> 00:24:48.570
‫و بزرگ‌ترین خطر واسش...

382
00:24:48.570 --> 00:24:50.614
‫جاسوسیه که ظاهرا...

383
00:24:50.655 --> 00:24:52.240
‫یه دهه‌ست بهش پناه دادم.

384
00:24:54.493 --> 00:24:56.745
‫تو این تصمیم رو...

385
00:24:56.786 --> 00:24:58.580
‫واسه همه‌مون گرفتی.

386
00:24:58.622 --> 00:25:00.874
‫و در این لحظه،

387
00:25:00.916 --> 00:25:04.169
‫من مایل نیستم کاری کنم
‫حس بهتری در موردش پیدا کنی.

388
00:25:52.717 --> 00:25:54.803
‫کجاییم؟

389
00:25:54.844 --> 00:25:56.596
‫فقط...

390
00:25:56.638 --> 00:25:58.974
‫همینجا صبر کن.

391
00:26:08.858 --> 00:26:10.694
‫بیاین، بچه‌ها.

392
00:26:10.735 --> 00:26:12.237
‫یالا.

393
00:26:54.029 --> 00:26:55.196
‫همونجا بمونین!

394
00:26:57.907 --> 00:26:59.659
‫همونجا بمونین.

395
00:27:43.703 --> 00:27:46.164
‫می‌دونی، طبق تجربه‌ی من،
‫مودبانه‌ست به طرف خبر بدی...

396
00:27:46.206 --> 00:27:48.917
‫قبل اینکه دو تا سگ گنده رو دستش بذاری.

397
00:27:48.958 --> 00:27:52.087
‫اونا هیچ کس دیگه‌ای رو نمی‌شناسن.

398
00:28:04.140 --> 00:28:06.142
‫اون جایی که داریم میریم، تو قصد نداری...

399
00:28:06.184 --> 00:28:08.269
‫اصلا برگردی، مگه نه؟

400
00:28:10.397 --> 00:28:13.441
‫کاری که من توش مهارت دارم...

401
00:28:13.441 --> 00:28:16.152
‫چیزی که براش ساخته شدم، دفاع از چیزهاییه...

402
00:28:16.194 --> 00:28:17.696
‫که به دفاع نیاز دارن.

403
00:28:17.737 --> 00:28:19.656
‫تمام کارهای خوبی که به عمرم کردم...

404
00:28:19.698 --> 00:28:21.157
‫همه در همین راستا بوده.

405
00:28:23.785 --> 00:28:25.328
‫وقتی کارم با همزاد تموم بشه،

406
00:28:25.370 --> 00:28:27.163
‫تو و امیلی هیچ مشکلی براتون پیش نمیاد.

407
00:28:27.205 --> 00:28:29.332
‫می‌دونی؟
‫و هر اتفاقی که برای من بیفته،

408
00:28:29.374 --> 00:28:32.085
‫برای من میفته، این مهم نیست.

409
00:28:33.920 --> 00:28:36.881
‫هیچ مشکلی برای شما دو تا پیش نمیاد.

410
00:29:00.071 --> 00:29:01.865
‫- ری.
‫- رئیس.

411
00:29:03.241 --> 00:29:05.118
‫گوش کن، الان یکی بهت زنگ می‌زنه.

412
00:29:05.118 --> 00:29:06.453
‫می‌خوام جواب بدی...

413
00:29:06.453 --> 00:29:08.455
‫و می‌خوام هر کار بهت گفته میشه انجام بدی.

414
00:29:08.455 --> 00:29:10.331
‫بله، قربان. میشه بپرسم...

415
00:29:10.373 --> 00:29:12.876
‫- با کی قراره صحبت کنم؟
‫- فقط می‌خوام هر کاری بهت گفته میشه بکنی، ری.

416
00:29:14.836 --> 00:29:16.171
‫و هر چقدر هم تاکید کنم کمه...

417
00:29:16.212 --> 00:29:18.757
‫ازش سوال نپرس، فضولی نکن،

418
00:29:18.798 --> 00:29:20.300
‫- کار‌های...
‫- کارهای معمولم رو نکنم.

419
00:29:21.885 --> 00:29:23.887
‫بله، قربان.

420
00:29:32.937 --> 00:29:34.189
‫واترز هستم.

421
00:29:34.230 --> 00:29:37.066
‫آقای واترز، چطوری؟

422
00:29:37.108 --> 00:29:38.067
‫خوبم.

423
00:29:38.109 --> 00:29:39.819
‫عالیه.

424
00:29:39.819 --> 00:29:42.113
‫آقای واترز، به نظرم الان...

425
00:29:42.155 --> 00:29:44.115
‫من و تو سرنوشت‌مون اینه که...

426
00:29:44.157 --> 00:29:47.076
‫به درد همدیگه بخوریم.

427
00:29:47.118 --> 00:29:49.537
‫ببین، من کمک لازم دارم،

428
00:29:49.579 --> 00:29:51.831
‫و معتقدم تو تنها کسی روی زمین هستی...

429
00:29:51.873 --> 00:29:53.875
‫که می‌تونه کمکم کنه.

430
00:29:53.875 --> 00:29:56.252
‫خوشحالم اینو می‌شنوم.
‫چه کمکی ازم ساخته‌ست؟

431
00:29:57.420 --> 00:30:00.507
‫هارولد هارپر گم شده.

432
00:30:02.425 --> 00:30:04.886
‫متوجه شدم آخرین نفر تو اونو دیدی،

433
00:30:04.928 --> 00:30:06.471
‫درسته؟

434
00:30:06.513 --> 00:30:09.140
‫بله. بله، قربان، گمونم همینطوره.

435
00:30:09.182 --> 00:30:11.226
‫اوه، خوبه.

436
00:30:13.853 --> 00:30:16.231
‫من دارم یه تیم کوچیک سر هم می‌کنم.

437
00:30:16.272 --> 00:30:19.526
‫می‌خوام تو هم عضوش باشی.

438
00:30:19.567 --> 00:30:21.319
‫لطفا آماده باش،

439
00:30:21.361 --> 00:30:24.405
‫و بهت میگم بعدا کجا بری.

440
00:30:33.623 --> 00:30:35.375
‫کجات تیر خورد؟

441
00:30:37.502 --> 00:30:39.254
‫من خوبم.

442
00:30:39.295 --> 00:30:42.257
‫گلوله...

443
00:30:42.298 --> 00:30:43.883
‫به کجات خورد؟

444
00:30:50.306 --> 00:30:54.269
‫می‌دونی که وقتی برام واجبه
‫آدم دروغگویی میشم.

445
00:30:54.310 --> 00:30:58.106
‫و عذرخواهی آدم دروغگو پشیزی نمی‌ارزه.

446
00:31:01.025 --> 00:31:03.987
‫ولی امیدوارم وقتی اینو بهت میگم
‫حرفم رو باور کنی.

447
00:31:04.028 --> 00:31:07.991
‫خیلی معذرت می‌خوام...

448
00:31:08.032 --> 00:31:10.869
‫که تو رو توی اون موقعیت قرار دادم.

449
00:31:13.371 --> 00:31:15.415
‫باور می‌کنم که خودت اینو باور داری.

450
00:31:17.667 --> 00:31:20.378
‫ولی من واسه عذرخواهی اینجا نیومدم.

451
00:31:20.420 --> 00:31:23.047
‫فقط باید بدونم چه اتفاقی افتاد.

452
00:31:23.089 --> 00:31:25.925
‫می‌خوام بدونم داری
‫به این خاطر معذرت خواهی می‌کنی...

453
00:31:25.925 --> 00:31:27.594
‫چون نمی‌خواستی بهم بگی هارولد هارپر...

454
00:31:27.635 --> 00:31:29.596
‫توی دفترش جاسوس داشت،

455
00:31:29.637 --> 00:31:31.973
‫یا اینکه نمی‌تونستی بهم بگی
‫هارولد هارپر توی دفترش...

456
00:31:32.015 --> 00:31:34.559
‫جاسوس داشت چون نمی‌دونستی.

457
00:31:36.603 --> 00:31:38.897
‫نمی‌دونستم؟

458
00:31:38.938 --> 00:31:41.024
‫خودم اونو اونجا گذاشتم.

459
00:31:44.402 --> 00:31:46.571
‫صبر کن.

460
00:31:46.613 --> 00:31:49.240
‫کجا میری؟

461
00:31:49.240 --> 00:31:51.242
‫مایک نگران بود...

462
00:31:51.284 --> 00:31:53.453
‫که تو داری عقلت رو از دست میدی.

463
00:31:53.494 --> 00:31:54.621
‫انگار تو نقشه‌هایی داری...

464
00:31:54.621 --> 00:31:57.457
‫که من اصلا دوست ندارم بدونم.

465
00:31:57.498 --> 00:32:00.627
‫- مشکلی نداری(کاری باهات ندارم).
‫- اگه مشکلی نداشتم،

466
00:32:00.668 --> 00:32:04.172
‫الان اینجا کنار تو نشسته بودم؟

467
00:32:06.674 --> 00:32:09.052
‫منظورت چیه؟

468
00:32:09.093 --> 00:32:10.595
‫من جاسوس رو...

469
00:32:10.637 --> 00:32:13.056
‫توی دفتر هارولد هارپر گذاشتم...

470
00:32:13.097 --> 00:32:16.142
‫چون دن چیس...

471
00:32:16.184 --> 00:32:17.936
‫ازم خواست.

472
00:32:19.020 --> 00:32:21.147
‫تنها کاری رو کردم که آدم توی این عرصه...

473
00:32:21.189 --> 00:32:23.066
‫نباید بکنه. من...

474
00:32:24.275 --> 00:32:26.653
‫سعی کردم پدر خوبی باشم.

475
00:32:26.653 --> 00:32:29.364
‫ببخشید،

476
00:32:29.405 --> 00:32:32.659
‫دن چیس پسرته؟

477
00:32:32.700 --> 00:32:34.285
‫کم و بیش.

478
00:32:34.327 --> 00:32:37.705
‫بیشتر...

479
00:32:37.747 --> 00:32:40.083
‫تا کمتر.

480
00:32:40.124 --> 00:32:42.418
‫اون و هارولد هر دو.

481
00:32:46.339 --> 00:32:48.675
‫من قوانین رو شکستم.

482
00:32:51.427 --> 00:32:55.139
‫و هرگز نمی‌خواستم کسی در این مورد بدونه.

483
00:32:57.141 --> 00:33:00.269
‫فکر نکنم کسی باید می‌دونست.

484
00:33:01.771 --> 00:33:04.023
‫ولی من باید می‌دونستم.

485
00:33:06.317 --> 00:33:08.528
‫خب، حالا می‌دونی.

486
00:33:10.071 --> 00:33:13.116
‫و حالا می‌خوام ازت درخواست کنم
‫کمکم کنی قضیه رو جمع و جورش کنم،

487
00:33:13.157 --> 00:33:16.285
‫تا هیچ کس دیگه‌ای هرگز خبردار نشه.

488
00:33:16.285 --> 00:33:19.288
‫می‌خوام ازت بخوام کاری رو بکنی
‫که یه پدر خوب...

489
00:33:19.288 --> 00:33:21.624
‫هرگز نباید همچین درخواستی رو بکنه.

490
00:33:26.337 --> 00:33:29.298
‫می‌خوام به پسرهام صدمه بزنی.

491
00:33:40.226 --> 00:33:43.604
‫نه ساعت.
‫جهت شرق-جنوب شرقی.

492
00:33:45.440 --> 00:33:47.692
‫یه جایی شمال آفریقا‌ ست.

493
00:34:00.621 --> 00:34:04.125
‫هی، ما کدوم قبرستونی هستیم؟

494
00:34:04.167 --> 00:34:05.585
‫به نظرم تونسه.

495
00:34:05.626 --> 00:34:07.754
‫خیلی خب.

496
00:34:12.383 --> 00:34:14.218
‫این معنی خاصی برات داره؟

497
00:34:14.260 --> 00:34:16.471
‫اوه، ممکنه به خاطر اینه که یه بار...

498
00:34:16.512 --> 00:34:18.347
‫توی سفر مدیترانه‌ای با شریل...

499
00:34:18.389 --> 00:34:21.476
‫واسه پونزدهمین سالگرد ازدواج‌مون
‫اینجا توقف کوتاهی داشتیم.

500
00:34:21.517 --> 00:34:25.480
‫یا ممکنه آخرین جایی باشه که
‫پدر و مادرت توقف کردن...

501
00:34:25.521 --> 00:34:28.191
‫سر راه که از افغانستان به آمریکا میومدن.

502
00:34:30.276 --> 00:34:32.528
‫اگه دنبالش گشته،

503
00:34:32.570 --> 00:34:34.280
‫تقریبا میشه گفت قطعا...

504
00:34:34.322 --> 00:34:36.657
‫اینجا ردش رو گم کرده،

505
00:34:36.699 --> 00:34:39.368
‫زمانی که غیبش زده.

506
00:34:39.410 --> 00:34:41.537
‫گرچه اینکه الان چه اهمیتی داره...

507
00:34:43.164 --> 00:34:44.749
‫نمی‌دونم.

508
00:34:48.419 --> 00:34:50.129
‫یکی داره میاد.

509
00:35:05.853 --> 00:35:07.814
‫هارپر؟

510
00:35:08.856 --> 00:35:10.274
‫بله.

511
00:36:04.287 --> 00:36:06.497
‫اینجا خونه‌ی زکریه؟

512
00:36:06.539 --> 00:36:08.457
‫آره‌.

513
00:36:08.457 --> 00:36:10.543
‫اونجا می‌خوای چیکار کنی؟

514
00:36:12.545 --> 00:36:14.797
‫خب، واسه اینکه بتونم
‫با پاولوویچ ملاقات کنم،

515
00:36:14.839 --> 00:36:17.550
‫باید زکری این سرمایه گذاری رو تایید کنه،

516
00:36:17.592 --> 00:36:20.553
‫در رو باز کنه.

517
00:36:20.553 --> 00:36:22.680
‫سر ناهار مودبانه ازش خواستم.

518
00:36:22.722 --> 00:36:24.682
‫حالا فقط باید عملیش کنم.

519
00:36:24.724 --> 00:36:26.726
‫می‌خوای بری تهدیدش کنی؟

520
00:36:31.355 --> 00:36:33.316
‫چطوره من به جات برم؟

521
00:36:33.357 --> 00:36:34.942
‫چی؟

522
00:36:34.984 --> 00:36:37.737
‫مگه... مارشا دیکسون...

523
00:36:37.778 --> 00:36:40.823
‫شخص خاصی واسه اونا هم نبوده؟

524
00:36:40.823 --> 00:36:42.700
‫چرا. واسه چی؟

525
00:36:43.910 --> 00:36:47.538
‫خب، تو مودبانه درخواست کردی،
‫نمی‌تونی دوباره مودبانه درخواست کنی،

526
00:36:47.580 --> 00:36:49.290
‫وگرنه ضعفت رو نشون میدی،

527
00:36:49.332 --> 00:36:50.374
‫ولی من می‌تونم مودبانه درخواست کنم،

528
00:36:50.374 --> 00:36:53.544
‫یا حداقل می‌تونم یه جور دیگه درخواست کنم.

529
00:36:58.507 --> 00:37:00.384
‫خب، اینکه زنم رو بفرستم...

530
00:37:00.426 --> 00:37:03.387
‫باعث نمیشه مثل جان وین به نظر بیام.

531
00:37:03.429 --> 00:37:05.514
‫به نظرم مشکل دقیقا همینه.

532
00:37:05.556 --> 00:37:07.433
‫تو نمیری اونجا...

533
00:37:07.475 --> 00:37:09.852
‫تا به چیزی که می‌خوای برسی،
‫تو میری اونجا...

534
00:37:09.852 --> 00:37:13.356
‫تا مجبورش کنی بهت بده.

535
00:37:14.815 --> 00:37:17.443
‫کمی پیش...
‫یه لحظه...

536
00:37:17.485 --> 00:37:19.779
‫منو به چشم تهدید واسه دخترت دیدی.

537
00:37:19.820 --> 00:37:21.322
‫فقط یه لحظه.

538
00:37:21.364 --> 00:37:22.907
‫و من قصد نداشتم تهدیدی باشم،

539
00:37:22.907 --> 00:37:25.451
‫و دلم نمی‌خواد تهدیدی باشم، ولی...

540
00:37:25.493 --> 00:37:27.787
‫فقط یه لحظه،

541
00:37:27.828 --> 00:37:29.789
‫نگران جونم شدم.

542
00:37:31.374 --> 00:37:33.501
‫حالا شاید خیلی وقت گذشته...

543
00:37:33.501 --> 00:37:36.629
‫از آخرین باری که مجبور بودی همچین آدمی باشی.

544
00:37:36.671 --> 00:37:40.508
‫که از خشونت واسه محافظت
‫از کسایی که دوست‌شون داری استفاده کنی.

545
00:37:40.549 --> 00:37:42.718
‫ولی شاید...

546
00:37:42.760 --> 00:37:46.472
‫عطشی در وجودت هست
‫که بالاخره تا حدی میشه سرکوبش کرد...

547
00:37:46.514 --> 00:37:50.017
‫ولی نهایتا راهی پیدا می‌کنه...

548
00:37:50.059 --> 00:37:52.520
‫که بهت یادآور بشه وجود داره.

549
00:37:52.561 --> 00:37:55.523
‫و شاید وقتی خارج بشه،

550
00:37:55.564 --> 00:37:58.609
‫قطعا دیگه دلش نخواد که دوباره سرکوب بشه.

551
00:38:03.531 --> 00:38:05.533
‫می‌خوای بری چی بگی؟

552
00:38:08.494 --> 00:38:09.829
‫اه...

553
00:38:10.955 --> 00:38:12.873
‫اه...

554
00:38:12.873 --> 00:38:15.501
‫نمی‌دونم.

555
00:38:15.543 --> 00:38:17.295
‫- شاید...
‫- خب، وقتی بحث پول بشه...

556
00:38:17.336 --> 00:38:19.839
‫اون محافظه کار میشه،

557
00:38:19.880 --> 00:38:22.633
‫ولی واسه قانون شکنی محافظه کار نیست.
‫می‌دونی،

558
00:38:22.675 --> 00:38:24.385
‫می‌تونی...

559
00:38:24.427 --> 00:38:26.929
‫آره، می‌تونی بهش بگی تو...

560
00:38:26.971 --> 00:38:28.639
‫اتفاقی صحبت‌هام رو پشت تلفن شنیدی،

561
00:38:28.681 --> 00:38:30.474
‫فکر می‌کنی من شاید یه جور...

562
00:38:30.474 --> 00:38:33.686
‫اطلاعات محرمانه از این معامله دارم،

563
00:38:33.728 --> 00:38:36.689
‫و نگرانی که این...

564
00:38:36.689 --> 00:38:38.983
‫غیر قانونی باشه، می‌دونی.

565
00:38:41.110 --> 00:38:44.071
‫خیلی خب، این فکر خیلی بدیه.

566
00:38:44.113 --> 00:38:47.408
‫- نه، همینجا منتظر بمون.
‫- چرا؟

567
00:38:47.408 --> 00:38:50.328
‫خب... اگه یه خرده گند بزنی،

568
00:38:50.369 --> 00:38:52.455
‫اون در رو از روت می‌بنده، می‌دونی،

569
00:38:52.496 --> 00:38:55.499
‫اگه خیلی گند بزنی...

570
00:38:55.499 --> 00:38:59.003
‫زوئی. زوئی، صبر کن...

571
00:38:59.003 --> 00:39:00.588
‫اوه، لعنتی.

572
00:39:12.475 --> 00:39:15.436
‫- ساعت یازده‌ ست.
‫- آره.

573
00:39:15.478 --> 00:39:17.521
‫- من اینجوری لباس پوشیدم.
‫- آره.

574
00:39:17.563 --> 00:39:19.023
‫چه جوری اینو بهش توضیح بدم؟

575
00:39:21.609 --> 00:39:24.862
‫پولدارها هیچی رو توضیح نمیدن.

576
00:39:49.720 --> 00:39:51.889
‫- سلام.
‫- زکری؟

577
00:39:53.057 --> 00:39:55.142
‫آره. ببخشید، اسمت رو متوجه نشدم.

578
00:39:55.184 --> 00:39:56.352
‫مارشا.

579
00:39:56.394 --> 00:39:58.020
‫دیکسون. ما تا حالا همدیگه رو ندیدیم.

580
00:39:58.020 --> 00:40:00.689
‫- من زن هنری هستم.
‫- آره.

581
00:40:00.689 --> 00:40:02.024
‫- سلام.
‫- بله، درسته.

582
00:40:02.024 --> 00:40:03.901
‫- خوشحالم که بالاخره می‌بینمت.
‫- همچنین.

583
00:40:03.943 --> 00:40:06.904
‫خب، گوش کن، من...

584
00:40:06.904 --> 00:40:09.073
‫ببخشید که مزاحمت شدم، می‌دونم خیلی دیر وقته.

585
00:40:09.115 --> 00:40:10.241
‫آره، یه خرده دیره.

586
00:40:10.241 --> 00:40:12.785
‫ولی یه چیزی هست که
‫می‌خوام باهات در موردش حرف بزنم،

587
00:40:12.785 --> 00:40:14.495
‫و یه خرده فوری فوتیه،

588
00:40:14.537 --> 00:40:16.914
‫پس فکر کردم شاید خارج از دفتر بهتر باشه.

589
00:40:16.956 --> 00:40:20.167
‫خوشحال میشم گپ بزنم، ولی الان...

590
00:40:20.209 --> 00:40:21.836
‫خیلی وقت مناسبی نیست.

591
00:40:21.877 --> 00:40:25.005
‫البته، البته. فقط یه دقیقه طول می‌کشه.

592
00:40:25.005 --> 00:40:26.507
‫گوش کن ببین چی میگم،

593
00:40:26.507 --> 00:40:28.759
‫چطوره فردا بریم...

594
00:40:28.801 --> 00:40:30.970
‫یه قهوه بخوریم و حرف‌مون رو بزنیم؟

595
00:40:31.011 --> 00:40:33.806
‫من یه جلسه‌ام رو کنسل می‌کنم. خوبه؟

596
00:40:37.560 --> 00:40:40.438
‫- آره. البته.
‫- عالیه.

597
00:40:40.438 --> 00:40:41.772
‫- خیلی خب.
‫- شب به خیر.

598
00:40:41.814 --> 00:40:44.650
‫خیلی خب. شرمنده مزاحم شدم.

599
00:41:14.722 --> 00:41:16.807
‫همه چی مرتبه، مارشا؟

600
00:41:17.808 --> 00:41:20.144
‫حرفم تموم نشده بود، زکری.

601
00:41:35.951 --> 00:41:37.995
‫بازم اینجاییم.

602
00:41:40.789 --> 00:41:43.125
‫پشت دری بسته.

603
00:41:43.125 --> 00:41:45.878
‫یه چیز جدید قراره پدیدار بشه.

604
00:41:47.087 --> 00:41:50.883
‫چیزی که همه چیز رو در مورد من و تو تغییر میده.

605
00:41:52.301 --> 00:41:54.220
‫اون می‌تونه.

606
00:41:54.220 --> 00:41:57.139
‫اون در نه. تو.

607
00:41:58.724 --> 00:42:01.018
‫خیلی چیزها...

608
00:42:01.060 --> 00:42:03.145
‫تلنبار شدن.

609
00:42:03.187 --> 00:42:05.731
‫کسی واسه اعتراف نیست.

610
00:42:10.778 --> 00:42:13.155
‫تو.

611
00:42:13.155 --> 00:42:16.534
‫من نمی‌تونم اعترافاتت رو بشنوم.

612
00:42:16.575 --> 00:42:19.161
‫من به اینجا تعلق ندارم.

613
00:42:19.203 --> 00:42:21.205
‫بهت چسبیدم...

614
00:42:23.207 --> 00:42:26.961
‫با یه نجوا، یه افسار،

615
00:42:27.002 --> 00:42:28.796
‫یه غم.

616
00:42:30.673 --> 00:42:34.093
‫من اینجا زندانیت هستم.

617
00:42:34.134 --> 00:42:37.137
‫وقتی بالاخره سفره‌ی دلت رو باز کنی،

618
00:42:37.137 --> 00:42:40.182
‫من نمی‌تونم اونی باشم که
‫بابت چیزهایی که افشا میشه...

619
00:42:40.224 --> 00:42:42.268
‫تو رو ببخشه.

620
00:42:46.355 --> 00:42:48.023
‫یه نفر...

621
00:42:48.065 --> 00:42:50.859
‫باید تصمیم بگیره این کار رو بکنه.

622
00:42:50.901 --> 00:42:53.195
‫یکی که واسه تصمیم گیری...

623
00:42:53.237 --> 00:42:55.531
‫به قدر کافی کامل باشه.

624
00:43:01.704 --> 00:43:03.831
‫دلم برات تنگ میشه.

625
00:43:53.255 --> 00:43:55.341
‫سوابق تعمیر و خدمات.

626
00:43:58.844 --> 00:44:00.971
‫لیست مسافرین.

627
00:44:00.971 --> 00:44:03.974
‫- چه خبره؟
‫- امتحانه.

628
00:44:03.974 --> 00:44:06.101
‫می‌خوان ببینن می‌تونم سوزن توی انبار کاه رو پیدا کنم.

629
00:44:06.143 --> 00:44:09.146
‫اگه می‌خوای اینجا چیزی پیدا کنی،

630
00:44:09.188 --> 00:44:11.357
‫باید بیای اینجا تا پیداش کنی.

631
00:44:11.357 --> 00:44:13.025
‫چی رو پیدا کنی؟
‫دنبال چی می‌گردی؟

632
00:44:13.025 --> 00:44:15.402
‫پروازی از کراچی.

633
00:44:15.444 --> 00:44:17.905
‫آوریل ۱۹۸۷.

634
00:44:19.698 --> 00:44:22.743
‫پروازی که والدینت سوارش بودن.

635
00:44:29.708 --> 00:44:31.835
‫تو از اون پرواز خبر داری؟

636
00:44:31.877 --> 00:44:34.213
‫من ترتیبش رو دادم.

637
00:44:34.254 --> 00:44:38.008
‫وقتی می‌خوای کسی رو
‫از منطقه‌ی خطر خارج کنی،

638
00:44:38.008 --> 00:44:41.136
‫با پرنده‌ی سازمان خارجش می‌کنی.

639
00:44:41.178 --> 00:44:44.223
‫وقتی اوضاع به قدری بی ریخت میشه
‫که نمی‌خوای هیچ کس...

640
00:44:44.264 --> 00:44:46.725
‫در سازمان از قضیه خبردار بشه...

641
00:44:48.060 --> 00:44:51.855
‫اونجا باید خلاق بشی.

642
00:44:51.897 --> 00:44:53.857
‫و این بخشی ازش بود.

643
00:45:05.327 --> 00:45:07.329
‫کجای کار بی ریخت شد؟

644
00:45:10.916 --> 00:45:12.876
‫اون بهت نگفته؟

645
00:45:19.842 --> 00:45:23.178
‫یا می‌تونی جاسوس باشی...

646
00:45:23.220 --> 00:45:24.888
‫یا می‌تونی پدر یا مادر باشی‌.

647
00:45:24.930 --> 00:45:27.933
‫اینکه بخوای همزمان هر دوش باشی به غایت سخته.

648
00:45:30.060 --> 00:45:31.228
‫پدرت...

649
00:45:31.270 --> 00:45:33.897
‫همیشه...

650
00:45:33.939 --> 00:45:35.899
‫باور داشت...

651
00:45:35.899 --> 00:45:38.277
‫که هر آن می‌تونه تصمیم بگیره...

652
00:45:38.318 --> 00:45:41.029
‫هر چی می‌خواد باشه.

653
00:45:42.823 --> 00:45:44.992
‫اینجوری بود که این اتفاقات افتاد.

654
00:45:49.246 --> 00:45:52.124
‫متاسفم که توی این موقعیت قرار گرفتی.

655
00:45:53.375 --> 00:45:55.377
‫این حقت نبود.

656
00:46:19.318 --> 00:46:20.986
‫آقای هارپر.

657
00:46:20.986 --> 00:46:24.323
‫آزور ماروک اِیر.
‫پرواز ۳۱.

658
00:46:26.283 --> 00:46:28.869
‫همین رو می‌خواستین پیدا کنم، مگه نه؟

659
00:46:28.869 --> 00:46:30.996
‫آره.

660
00:46:31.038 --> 00:46:33.457
‫خب چرا اینجام؟

661
00:46:33.499 --> 00:46:35.501
‫دیگه چی می‌خواین بدونین؟

662
00:46:35.542 --> 00:46:37.419
‫توی لیست مسافرین.

663
00:46:37.461 --> 00:46:40.255
‫شماره‌ی صندلی‌هاشون چند بود؟

664
00:46:40.255 --> 00:46:42.966
‫منظورتون اینه یادم میاد سی سال پیش...

665
00:46:43.008 --> 00:46:45.135
‫اسم‌های جعلی‌شون چی بوده یا نه؟

666
00:46:47.888 --> 00:46:50.307
‫لعنتی.

667
00:46:59.316 --> 00:47:02.903
‫هفت اِی و هفت بی.

668
00:47:02.903 --> 00:47:04.404
‫همین؟

669
00:47:04.446 --> 00:47:06.240
‫مگه دیگه چیزی هم هست؟

670
00:47:06.240 --> 00:47:08.867
‫مگه ثابت نکردم که می‌دونم چی دارم میگم؟

671
00:47:08.909 --> 00:47:10.536
‫مگه این کارها واسه همین نیست؟

672
00:47:12.621 --> 00:47:14.289
‫گزارشات خلافکاری شما...

673
00:47:14.331 --> 00:47:16.416
‫تا آخر امروز توزیع میشه.

674
00:47:16.458 --> 00:47:18.460
‫چی؟

675
00:47:18.502 --> 00:47:21.004
‫- متاسفم.
‫- الو...

676
00:47:21.046 --> 00:47:22.881
‫الو؟

677
00:47:22.923 --> 00:47:24.925
‫اوه، لعنتی.

678
00:47:26.927 --> 00:47:28.846
‫خدای من.

679
00:47:33.058 --> 00:47:34.852
‫برات پاپوش دوختن.

680
00:47:37.604 --> 00:47:41.108
‫یه بازیگر بد...

681
00:47:41.108 --> 00:47:44.152
‫از گذشته‌ات تو رو هدف قرار داده
‫که کینه‌ای ازت به دل داشته.

682
00:47:45.946 --> 00:47:47.447
‫دولت آمریکا،

683
00:47:47.489 --> 00:47:50.450
‫که کل عمرت بهشون خدمت کردی،

684
00:47:50.492 --> 00:47:53.036
‫بهت پشت کردن،

685
00:47:53.078 --> 00:47:56.206
‫پس تنها جنگیدی که از حقیقت پرده برداری.

686
00:47:56.206 --> 00:47:58.125
‫و وقتی این کار رو کردی، همون دولت...

687
00:47:58.166 --> 00:48:00.419
‫با آغوش باز ازت استقبال کرد.

688
00:48:00.460 --> 00:48:02.337
‫چی داری میگی؟

689
00:48:02.379 --> 00:48:04.965
‫این داستانیه که میگیم.

690
00:48:07.384 --> 00:48:11.138
‫بعد اینکه فراز همزاد کشته شد.

691
00:48:15.225 --> 00:48:17.519
‫پدرم الان داره روش کار می‌کنه.

692
00:48:19.521 --> 00:48:22.149
‫پیشنهاد می‌کنم بریم پیداش کنیم.

693
00:48:24.401 --> 00:48:26.236
‫و کمکش کنیم.

694
00:48:43.503 --> 00:48:45.547
‫امشب کارت خوب بود.

695
00:48:57.059 --> 00:49:00.103
‫میشه بپرسم چی بهش گفتی؟

696
00:49:00.103 --> 00:49:02.648
‫فقط چیزی که می‌خواستم‌ رو درخواست کردم.

697
00:49:02.689 --> 00:49:05.943
‫اوه، پس فقط درخواست کردی، ها؟
‫خیلی خب.

698
00:49:07.235 --> 00:49:09.529
‫وقتی تو ازش درخواست کردی، به نظرم...

699
00:49:09.571 --> 00:49:12.532
‫اون... یه پیرمرد رو دیده...

700
00:49:12.574 --> 00:49:14.368
‫که داره بهش میگه چه جوری کارش رو انجام بده،

701
00:49:14.409 --> 00:49:16.536
‫ولی وقتی من درخواست کردم، من...

702
00:49:16.578 --> 00:49:18.413
‫کسی چه می‌دونه اون چی دیده، ولی...

703
00:49:18.455 --> 00:49:21.083
‫ولی این نقطه ضعفش بود.

704
00:49:21.124 --> 00:49:23.251
‫و برام واضح بود،

705
00:49:23.251 --> 00:49:25.671
‫و من روش فشار آوردم، و...

706
00:49:25.712 --> 00:49:28.590
‫- اون وا داد.
‫- اون وا داد.

707
00:49:30.175 --> 00:49:32.344
‫خب، حتما حس خوبی داشته.

708
00:49:32.386 --> 00:49:34.096
‫آره.

709
00:49:38.600 --> 00:49:41.019
‫می‌دونی، جایی که داریم میریم،

710
00:49:41.061 --> 00:49:43.689
‫پیدا کردن نقطه ضعف خیلی سخت‌تره.

711
00:49:43.730 --> 00:49:47.150
‫بیشتر آدم‌های ضعیف مردن.

712
00:49:47.192 --> 00:49:50.362
‫اگه دوباره اینجوری از ماشین بزنی بیرون...

713
00:49:50.404 --> 00:49:53.448
‫چون فکر می‌کنی چیزی واسه ثابت کردن داری...

714
00:49:53.490 --> 00:49:57.452
‫چون فکر می‌کنی می‌تونی
‫منو از دست خودم نجات بدی...

715
00:49:57.452 --> 00:49:59.454
‫اگه با آدم اشتباهی سر شاخ بشی،

716
00:49:59.454 --> 00:50:02.499
‫اون وقت جنازه‌ی تیکه‌ تیکه‌ شده‌ی جفت‌مون
‫توی یه وان حموم پیدا میشه.

717
00:50:07.170 --> 00:50:10.465
‫خب، خوبه تو کسی هستی که
‫هرگز نمیذاری این اتفاق بیفته.

718
00:50:12.050 --> 00:50:13.635
‫آره، خوبه.

719
00:50:19.099 --> 00:50:21.309
‫تو فقط همین نیستی، می‌دونی؟

720
00:50:21.351 --> 00:50:23.353
‫واسه این ساخته نشدی.

721
00:50:23.395 --> 00:50:26.231
‫کسی که از چیزی محافظت کنه.

722
00:50:26.273 --> 00:50:29.568
‫کسی که هیچ چیز دیگه‌ای
‫نمی‌خواد یا نیاز نداره.

723
00:50:29.609 --> 00:50:31.611
‫کسی که حتی اصلا شخص نیست.

724
00:50:31.653 --> 00:50:33.321
‫چیزی بیشتر از اینایی.

725
00:50:33.321 --> 00:50:36.450
‫بخش‌های دیگه‌ای هم هست.
‫بخش‌های بهتری هست.

726
00:50:36.491 --> 00:50:38.702
‫و من اونا رو می‌بینم.

727
00:50:38.702 --> 00:50:40.662
‫من می‌بینمت.

728
00:50:48.253 --> 00:50:50.714
‫چیه؟

729
00:50:53.800 --> 00:50:56.094
‫سلسله وقایعی که واسه...

730
00:50:56.136 --> 00:50:58.346
‫خلق این لحظه طی شد،

731
00:50:58.388 --> 00:50:59.806
‫خب...

732
00:50:59.806 --> 00:51:02.517
‫از جایی که من و تو قبل از این ماجراها شروع کردیم،

733
00:51:02.517 --> 00:51:04.227
‫می‌دونی، که به این لحظه برسیم...

734
00:51:04.269 --> 00:51:06.605
‫واسم مهم نیست.

735
00:51:06.646 --> 00:51:10.192
‫هر جوری که به اینجا رسیدیم،
‫الان اینجاییم.

736
00:51:10.233 --> 00:51:14.112
‫و جایی که من شروع کردم،

737
00:51:14.154 --> 00:51:16.114
‫قبل اینکه این ماجراها شروع بشه،

738
00:51:16.156 --> 00:51:17.741
‫به نظرم...

739
00:51:17.741 --> 00:51:21.036
‫شاید جایی باشه که خیلی دلم براش تنگ نشه.

740
00:51:23.872 --> 00:51:26.291
‫تو دلت تنگ میشه؟

741
00:51:28.168 --> 00:51:29.503
‫نه.

742
00:51:34.424 --> 00:51:37.385
‫پس شاید من واسه همین اینجام.

743
00:51:39.721 --> 00:51:42.224
‫یه یادآور.

744
00:51:42.224 --> 00:51:45.435
‫یادآور چیزی که فراموش کردنش راحته وقتی تنها باشی.

745
00:51:55.195 --> 00:51:57.823
‫من شاید اون شریکی که...

746
00:51:57.864 --> 00:52:00.075
‫براش برنامه داشتی نباشم.

747
00:52:05.205 --> 00:52:06.623
‫من شاید اون شریکی که...

748
00:52:06.665 --> 00:52:08.750
‫فکر می‌کردی دلت می‌خواد داشته باشی نباشم.

749
00:52:19.094 --> 00:52:20.929
‫آقا و خانم دیکسون؟

750
00:52:20.971 --> 00:52:22.973
‫بله؟

751
00:52:23.306 --> 00:52:29.312
‫«ارائه شده توسط سایت مووی شو»

